|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
هوس ماست و خیار کرده دلم [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 17:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]
ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 12:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چشم های آرام [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 12:1 ] [ گنگِ خواب دیده ]
ای رازآلود چون اساطیر [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 12:0 ] [ گنگِ خواب دیده ]
دیگر از عمر من [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 12:0 ] [ گنگِ خواب دیده ]
دانستنی های تاریخی جالب همراه با حکایت های جال
فرمانروای روسیه برای نادرشاه پیام فرستاد: در صورتی که پادشاه ایران بخواهد، روسیه برای فتح هند به ایران کمک خواهد کرد، به شرطی که ارتش ایران نیز به او کمک کند تا روسیه خاور اروپا را تصرف کند. “نادر در جواب نوشت: ما برای انتقام به هند خواهیم رفت نه کشور گشایی! آنچه ما میخواهیم، ۸۰۰ افغان خونخواری هستند که هفت سال به ایران ستم کردهاند و هند به آنها پناه داده است. برای انجام این کار نیازی به کمک شما نیست. درضمن ایرانیان نیاز به خانه و کاشانه مردم دیگر کشورها ندارند” نادر ز خاک برخیز… از کتاب نامآوردان دادگر از غلامرضا جمالی
“امروز شنیدم وبا در مشهد روزی هفتاد هشتاد نفر را تلف می کند. یقین دارم ده روز دیگر در اردو(پاکستان) خواهد بود، ممکن بود با مبلغ کمی مخارج قرنطینه بگذارند. شاید این مرض به جای دیگر سرایت نکند؛ اما کی حکم بکند و کی بشنود؟ انالله و انا اليه راجعون” متنی که خواندید از کتاب روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه گرفته شده بود. یعنی ۱۲۰ سال قبل! تاریخ تکرار میشود…
روزى زنبوری و ماری با هم بحث میکردند. مار ميگفت: آدمها از ترسِ ظاهر ترسناک من میمیرند، نه بخاطر نيشم! مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زير درختى خوابيده بود؛ نزديک شد و به زنبور گفت: من چوپان را نيش مىزنم اما تو بالاى سرش سر و صدا کن! مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد. مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد! چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد! این داستان زندگی ماست…
میدونید عبارت “سر خر” از کجا اومد؟ بخونیدش جالبه روزی ملائی سوار بر خر از دهی به دهی دیگر میرفت. در میان راه عده ای از جوانان که شراب خورده و مست بودند راه را بر او می بندند و یکی از آنها جامی را پر از شراب به او تعارف می کند. مرد استغفرالله گویان سرباز زد و ولی جوانان دست بردار نبودند. بلاخره یکی از آنها خنجری زیر گلویش گذاشت و تهدید کرد که اگر شراب تعارفی را نخورد کشته میشود. مرد برای حفظ جان راضی شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت: مرد نیز با دلخوری گفت:
گویند در سفر عتبات در طاق کسری، ناصرالدین شاه گفته بود: من عادل ترم یا انوشیروان؟ پس از تملقات، حضار گفتند: شما منبع: گزارش ایران اثر مخبرالسلطنه هدایت صفحه ۱۱۶
لئوناردو باف، پژوهشگر مسائل دینی تعریف میکند که در میزگردی که درباره دین و آزادی برپا شده بود با کنجکاوی و کمی بدجنسی از دالایی لاما پرسیدم: بهترین دین کدام است؟! فکر میکردم که او حتما خواهد گفت بودایی یا ادیان شرقی که خیلی قدیمیتر از مسیحیت هستند. دالایی لاما کمی درنگ کرد لبخندی زد و گفت: بهترین دین آن است که از شما آدم بهتری بسازد. من که از شنیدن چنین پاسخی شرمنده شده بودم پرسیدم: آنچه مرا انسان بهتری میسازد چیست؟ دالایی لاما پاسخ داد: هرچیز که شما را مهربانتر، انساندوست تر، فهمیدهتر، بامحبتتر و اخلاقیتر سازد… دینی که اینکار را برای شما بکند بهترین دین است من لحظهای ساکت ماندم و به سخنان او اندیشیدم. به نظرم پیامی که دالایی لاما قصد داشت به من منتقل کند این بود که: دوست من، اینکه تو به چه دینی اعتقاد داری یا اصلا به هیچ دینی اعتقاد نداری برای من اهمیتی ندارد! آنچه برای من مهم است رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کل جهان است… پ.ن: فقط نمیدونم چرا بودایی های میانمار ظلمی نموند به مسلمانها نکرده باشن
“میلتون اریکسون” رواندرمانگر و نابغه برنامهريزىهاى ذهنى، وقتی دوازده ساله بود دچار بيمارى فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گف: پسرتان شب را تا صبح دوام نمیاورد! اریکسون صدای گریه مادرش را شنید، فکر کرد که میداند شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد. تصمیم گرفت تا سپیده دم نخوابد. وقتی خورشید بالا آمد فریاد زد: مادر، من هنوز زنده ام! چنان شادی عظیمی خانه را گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد ! اریکسون در سال 1980 در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت…!
سل یکی از بیماریهای شایع کشورش بخصوص در مناطق محروم بود! و هیچ متخصص بیماریهای ریوی در کشورش نبود. برای همین و با هدف کمک به مردمش به فرانسه رفت و تخصصش رو در زمینه بیماریهای ریوی گرفت و به عنوان اولین پزشک ایرانی با تخصص بیماریهای ریوی به ایران بازگشت، حالا برای درمان نیاز به یک مرکز با تجهیزات روز دنیا داشت، خودش دست به کار شد و در تهران مرکزی با استانداردهای روز جهان برای بیماران ریوی ساخت و شروع به درمان بیماران سل کرد. دکتر مسیح دانشوری، روحش شاد
زمانی که به زکریای رازی ماموریت پیدا کردن محل مناسب برای ساخت بیمارستان بغداد داده میشه، زکریا در اطراف شهر و نقطههای مشخصی، گوشت آویزان میکنه و در نهایت نقطهای که در اون گوشت با آرامترین سرعت فاسد میشده را به عنوان محل مناسب پیشنهاد میکنه !
شعری از ناصرالدین شاه قاجار: وقت آن شد که از این دار فنا درگذریم خانه اصلی ما گوشه قبرستان است
ایشون برنی سندرز هستند، یکی از کسانی که امید داره بتونه نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا باشه، در حال بررسی اخبار در خانه اش روی فرش ایرانی، اونم فرش لاکی ایرانی که همه ما داشتیم تو خونمون…
یه زمانی ما پیشرفته ترین مراکز پزشکی جهان رو داشتیم…در زمانی که بسیاری از ملتها و تمدنها برای درمان مردم به جادوگری و وردخوانی متوسل میشدند، ایرانیان “بیمارستان” داشتند! در شاهنامه و متون کهن ایرانی بارها به این موضوع اشاره شده است… داستان پادشاهی شاپور دوم: داستان پادشاهی خسروپرویز: داستان سیاوش:
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو، یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: «نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟» فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنان چهار تا، ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنان رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و آنان ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آنان بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود.
معروف است که اسکندر پس از حمله به ایران از مشاوران خود پرسید که چگونه بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران گفت کتاب هایشان را بسوزان، دیگری گفت خردمندانشان را بکش. اما او مشاور جوان و باهوشی داشت که گفت: نیازی به چنین کاری نیست… از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد…
یادی از دکتر بالتازار، پایهگذار انستیتو پاستور نوین ایران؛ پزشکی که طاعون و وبا را در ایران ریشهکن کرد. روزهای آخر کاریام در ایران چه زیبا و پویا میگذرد؛ علاوه بر تولید، باید در پی بهبود کیفیت واکسن وبا هم باشم. مرحله خشک کردن از طریق انجماد (لیوفیلیزاسیون) در آخرین مرحله ساخت واکسن وبا را تمام کردهام. ساعت یک بامداد است و حالا میتوانم بروم و راحت بخوابم. این روزها چقدر نیاز داریم به یک دکتر بالتازار…
«پفک نمکی» علی خسروشاهی (بنیان گذار شرکت مینو) در سفرهایش به خارج مرتب در نمایشگاهها و مغازهها نمونه اجناس متفاوت را جمع میکرد و میچشید. در یکی از این امتحانات به محصولی برخورد که بعدها در ایران با نام پفکنمکی به بازار عرضه شد. جنسی که علی خسروشاهی به آن برخورد کرده بود محصول شرکت آمریکایی بئاتریس فودز بود. هرکس این محصول را چشید از آن خوشش آمد و لذا، بلافاصله با تولیدکننده محصول تماس گرفته شد تا محصول تحت لیسانس آنها ساخته شود. حسن خسروشاهی درباره نامگذاری این محصول میگوید: محصولی هم که قرار بود ساخته شود خیلی پف داشت و چون محصولی شور بود من تصمیم گرفتم اسم آن را پفکنمکی بگذارم و با عجله زیاد و برای اینکه مبادا دیگری اسم مشابهی ثبت کند این اسم را ثبت کردم
امروز در سالگرد مرگ استیون هاوکینگ نابغه فیزیک است. او ۲ سال قبل در سن ۷۶ سالگی درگذشت. از نکات جالب در مورد او این است که سالروز تولد هاوکینگ مصادف با سالروز درگذشت گالیله و سالروز مرگ او برابر بود با سالروز تولد انیشتین است! در مصاحبه ای از هاوکینگ پرسیدند چگونه روحیه خوبی دارد. او گفت: “اگر سخت بگیرید زندگی تلخ می شود. در 21 سالگی به من گفتند همه چیز تمام شده، از آن روز گذر هر لحظه برایم یک موهبت است”. در ناخوشی ۱۲۳۶ سیاح انگلیسی که خود از وبا مرد، چند روز قبل از مرگش نوشته بود: در شیراز به محض شنیدن خبر وبا، حاکم حسینعلی میرزا فرمانفرما و وزیر و اطرافیانش فرار کردند و بدون اینکه دستور العملی جهت حفاظت شهر و مردم بدهند اهالی را بحال خود رها نمودند و براستی این بی شرمانه ترین و ناجوانمردانه ترین اقدامی بود که به همه عمر شاهدش بودم! جیمز بیلی فریزر که خود شاهد مرگ آن سیاح بود، از رفتار حکام و بی پناهی مردم چنین یاد می کرد: شاهزاده فرار کرد، وزرا و اعیان هم به دنبالش و مردم را سرگردان بر جای گذاردند. گاه دیده میشد چند نفری به خیال اینکه با عنصری دیوانه و متجاوز روبرو شده اند، در کوچه ها می دویدند و فریاد بر می آوردند: این ناخوشی پدرسوخته کجاست؟ جرات دارد بیاید جلو تا حسابش را برسم، تا بکشمش! منابع : [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:57 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چرا انگیزه خود را از دست میدهیم؟
بیانگیزگی و از دست دادن انگیزه یکی از مشکلات خیلی مشترک بین همهی ما است که باعث میشود کلی کارهای نصفه و نیمه داشته باشیم و خود را از بسیاری از دستاوردها محروم کنیم. در این مطلب به معرفی علتهای بیانگیزگی و راهکارهای مقابله با آن پرداختهایم. چند بار در زندگی خود کاری را با شور و اشتیاق شروع کردهاید و وسط راه انگیزهی خود را از دست داده و کنار کشیدهاید؟ شاید پس از مدتی آن کار برایتان حالت روزمره گرفته و تازگیاش را از دست داده است. شاید حتی این احساس به شما دست داده که کار جدید اذیتتان میکند. گاهی هم تسلیم شده و زیر کاسه و کوزه میزنید! این احتمال هم وجود دارد که شغل جدیدتان آن قدر چالش دارد که به سرعت علاقه و توجه خود را از دست میدهید! گاهی اوقات کار جدید همان سرگرمیای بوده که همیشه طالب انجام دادنش بودید اما پس از گذشت چند هفته اشتیاق شما فروکش میکند. اگر شما هم با چالش بیانگیزگی وسط کار مواجه هستید، خود را تنها احساس نکنید. به کمک این مطلب علتهای بیانگیزگی خود را پیدا کرده و یک بار برای همیشه آنها را کنار بگذارید. به راهکارهای فست فودی اعتماد نکنیدهمیشه راهی برای برگرداندن انگیزه وجود دارد. اما سعی کنید که به دنبال راهکارهای بلندمدتتر باشید. شنیدن موسیقی انگیزشی یا مصرف نوشیدنی انرژیزا، روشهای کوتاه مدت به حساب میآیند. هر چند این استراتژیها میتوانند در کوتاه مدت جواب دهند اما به اندازهی انگیزههای بلند مدت موثر نخواهند بود. آیا برای به انجام رساندن هر کاری میخواهید خود را مجبور کنید؟ یا میخواهید با انگیزه و اشتیاق کار خود را پیش ببرید؟ اگر واقعا میخواهید یاد بگیرید که چطور باانگیزه باشید، لازم است بدانید که چه چیزهایی مشوق شما است و به چه چیزهایی اهمیت نمیدهید! موارد زیر علایم مرسوم از دست دادن انگیزه هستند: خسته شدن از روزمرهگیاز این که کاری را هر روز انجام میدهید خسته شدهاید؟ از شغل، پروژه یا درس دانشگاهتان حالتان به هم میخورد؟ احساس خستگی از هر کار نشان دهندهی ضعف انگیزه است. احساس خاص نبودن کارشاید شما هم بارها به امید تغییر دادن جهان پروژهای را شروع کردهاید! اما وقتی احساس میکنید که کار شما معنا و فایدهی خاصی ندارد، خسته شده و دست از کار میکشید. به آنچه انجام دادهاید، راضی نیستیدآیا شما کمالگرا هستید؟ تلاش برای کامل بودن یکی از دلایل رایج از دست دادن انگیزه است! چرا که چنین امری امکان پذیر نیست. بسیاری از ما از امتحان کردن چیزهای جدید میترسیم. چرا؟ چون میدانیم به اندازهی کافی خوب نیستیم. در صورتی که باید تمرکز ما بر نهایت تلاشمان باشد. استرس داشتن
آیا مدام به علت حجم بالای کار خود دچار تنش و استرس میشوید؟ وقتی کار شما باعث نگرانیتان میشود، احتمال دارد که آن را کنار بگذارید که همین امر خودش باعث بروز شکل دیگری از استرس میشود و شما را در این چرخه گرفتار میکند. مقایسهی خود با دیگران«او هم سن و سال من است اما از من خیلی موفقتر است.» این نوع مقایسه یک روش سریع برای از بین بردن انگیزههای شما است! دست از تلاش برای اثبات بهتر بودن دیگران نسبت به خودتان بردارید و در عوض سعی کنید که بهترین خود باشید. قاتلهای مخفی انگیزه را هم بشناسید: نداشتن هدفاگر کاری که انجام میدهید، اهمیتی برایتان ندارد، انگیزه نخواهید داشت. این واقعیت است! پس برای کار خود به دنبال معنا باشید و تمرکز خود را بر انجام کاری بگذارید که برایتان اهمیت دارد. تنظیم اهداف غیر واقعیهدف گذاریهای غیر واقعی و هیجانی باعث میشود که زودتر تسلیم شوید. به جای آن، اهداف قابل دستیابی تعیین کنید و از دستاوردهای کوچک خود هم لذت ببرید. تلاش برای راضی کردن همهراضی کردن همه، همیشه ممکن نیست. به جای آن پس بر هدف خود متمرکز شده و کاری را که خودتان فکر میکنید درست است انجام دهید. سعی نکنید خود را برای جلب رضایت بقیه تغییر دهید. چطور ۱۰۰ درصد اوقات، با انگیزه بمانید؟در ادامه به معرفی ۴ مرحله میپردازیم که به شما کمک میکند برای باقی عمر با انگیزه باشید! ۱- یک هدف مشخص را شناسایی کنید. هدف شما باید در خصوص موضوعی باشد که واقعا به آن اهمیت میدهید. ۲- سعی کنید اهدافی که تعیین میکنید قابل دستیابی و قابل اندازهگیری باشند. خودتان را برای موفقیت در جهت رسیدن به اهدافتان آماده کنید. ۳- بلندپرواز باشید. هدفهای خود را سطح پایین انتخاب نکنید. به خودتان ایمان داشته باشید تا به آنچه میتوانید برسید. ۴- فراتر از خودتان فکر کنید. انگیزه تا همان مدت زمانی طول میکشد که خودمان را مد نظر قرار میدهیم. وقتی به این فکر کنید که کار شما چه کمکی به دیگران خواهد کرد انگیزههای جدید در شما شکل خواهند گرفت. این همان چیزی است که ایلان ماسک به آن معتقد است. به طوری که وی باور دارد مسئول نژاد بشر است. به خاطر داشته باشید وقتی هدف واقعی خود را پیدا کنید هیچ گاه برای پیدا کردن انگیزه با خود درگیر نخواهید شد! [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چگونه بازدهی مغزمان را افزایش دهیم؟
روش های بسیاری برای ایجاد تغییر اساسی در راستای افزایش بازدهی مغز و سطح هوش وجود دارد. اگر مایلید تا این روش ها برای بهبود عملکرد مغز در طی روز را فرا بگیرید با این مطلب از ساعد نیوز همراه ما باشید. احتمالا راههای متفاوتی را برای افزایش کارایی مغز خود امتحان کردهاید یا حتی از اینکه میتوانید توانایی مغز خود را افزایش دهید بیخبر بودهاید. در دنیای کنونی تحقیقات مهمی صورت گرفته و بر اساس این تحقیقات نرمافزارهای متفاوتی برای کامپیوترها و حتی گوشیهای هوشمند روانه بازار شدهاند. ما در این مقاله تصمیم داریم از راه های ساده ولی اساسی با شما حرف بزنیم که انجام آنها بیتردید موجب بهبود کارای مغز شما خواهد گردید. مغز، به عنوان مرکز کنترل بدن، از اصلیترین اعضا به حساب میآید. حفظ ضربان قلب، نظم ریتم تنفس، اجازهی حرکت، بروز احساسات، تفکر و تمام فعالیتهایی که آگاهانه یا به صورت ناخودآگاه انجام میدهید توسط مغز برنامهریزی و هدایت میشود. پس لازم است که به مغزتان به طور ویژه رسیدگی کنید و سلامت آن را در اولویت قرار دهید. ضرب المثلی در زبان انگلیسی وجود دارد که میگوید نمیتوان به یک سگ پیر ترفندهای جدید آموزش داد. با اینحال، مغز انسان توانایی فوق العادهایی برای تطبیق دادن خود با شرایط و تغییرات موجود در سنین مختلف دارد.اعتقاد بر این است که عملکرد مغز انسان در طول دوره جوانی به اوج خود میرسد و به تدریج با افزایش سن کاهش پیدا میکند. سبک زندگی مدرن نیز نقش بسیار مهمی در کاهش تواناییهای شناختی دارد. یک رژیم غذایی ضعیف، قرار گرفتن در معرض سموم، استرس، کمبود خواب و سایر فاکتورهای نادیده گرفته شده ،تنها چند نمونه از سبک زندگی ناسالم هستند. البته یک سبک زندگی سالم میتواند به سلامت مغز انسان کمک کند. یک حافظه قوی به سلامت و توانایی مغز بستگی دارد. روش های ساده و اساسی افزایش بازدهی مغزدر ادامه قصد داریم روش هایی را به شما معرفی نماییم که در افزایش بازدهی و کارایی مغز تاثیر بسیاری دارند و ارزش امتحان کردن را دارند. اگر مغز مسائل و چیزهای جدید را تجربه کند که ترکیبی از حس فیزیکی و عاطفی باشد سالم و قوی باقی خواهد ماند. زیرا در این حالت بین مناطق مختلب مغز ارتباطاتی ایجاد که سبب تولید سلول های عصبی طبیعی می گردد. این سلول ها بر قدرت حافظه تاثیر شایانی داشته و سبب تقویت سلول های پیرامون می شوند تا در برابر تاثیرات افزایش سن مقاوم تر بشوند. به طور مثال با اجرای کارهای ساده ای مانند نوشتن با دست غیر غالب یا دوش گرفتن با چشمان بسته و … می توان باهوش تر از قبل شد.به هر حال روش های مختلفی برای افزایش بازدهی مغز وجود دارد که در ادامه سعی شده راه های ساده ولی اساسی این کار بیان شود. داشتن اهداف واقع گرایانهبرخی اوقات فشار کاری زیاد مانع از پرداختن به خودمان می شود. میزان کارهایی که همه انسان ها می توانند در طی روز، هفته و ماه به انجام برسانند، محدود بوده و در صورت بیشتر از حد شدن کارایی آن ها افت پیدا می کند. یکی از راه های مدیریت حجم فشار کاری زیاد تعیین اهداف منطقی و قابل دستیابی می باشد. در این صورت به آن ها سریعتر رسیده و راه رسیدن به موفقیت در طول هفته یا ماه هموار تر می گردد. مدیتیشن کوتاه مدتگاهی مواقع برای حفظ تمرکز بایستی کاری که در حال انجام هستید را چند لحظه ای کنار گذارید. این موضوع ممکن است در نگاه اول ناکارآمد دیده شود ولی با استراحت به مغز برای دقایقی می توانید با تمرکز بیشتری به ادامه کار بپردازید. گاهی یک استراحت کوتاه و چند نفس عمیق تنها چیزی است که سبب افزایش بهره وری شما می شود. تمرینات ورزشیبدن سریعا در حال تجمع دانش می باشد به این مفهوم که تمرینات بدنی و فیزیکی فارغ از این که ذهن را سرحال و دور از استرس نگه می دارد سبب افزایش استعداد و هوش نیز می شود. به طور مثال در مطالعه ای بیان شد هنگام فعالی بدنی میتوکندری (تولید کننده انرژی بدن) علاوه بر ماهیچه ها در سلول های مغز هم تولید می شود. در نتیجه بازدهی مغز افزایش و سرعت عمل آن بعد از فعالیت بدنی بیشتر می شود. مطالعات اخیر نیز به صورت واضح اثرات تمرین بدنی بر هوش را به عنوان یک واقعیت بیولوژیکی به ثبت رسانده اند. از این رو سعی نموده تحرک داشته حتی پیاده روی در اطراف ساختمان یا بالا و پایین رفتن از پله ها. همچنین می توانید از تمرینات ورزشی و کششی مانند اسکوات، کشش عضلات چهار سر ران و تمرین شانه با صندلی نیز بهره بگیرید. مزیت حرکات کششی به گرم کردن ماهیچه ها محدود نمی شود و با روان سازی جریان خون سبب افزایش کارایی و بازدهی مغز می گردد. اگر بدن شما کوفته یا سست شود نمی توانید در ساده ترین کارها هم تمرکز داشته باشید.علیرغم اثرات مثبت حرکات کششی بر مغز و ماهیچه ها، ساده ترین تمرینات ورزشی هم این کارایی را به سطح بالاتری می رساند. به تغذیه خود اهمیت بدهید.وقتی به فکر افزایش آمادگی جسمانی خود هستید بایستی تغذیه مناسب، ویتامین و مواد مورد نیاز بدن را هم به طور صحیح فراهم نمایید. خوردن انواع توت، ماهی، آنتی اکسیدان ها و … می توانند بازدهی مغز را تقویت نموده و مغز برای مدت بیشتری در سطح آمادگی بالا قرار داشته باشد. روغن حاوی امگا 3 نیز می تواند سبب بازسازی سریعتر سلول های مغز شده و ضمنا میزان قند خون بدن را در سطح مناسبی در طی روز نگه دارد. کمتر ایمیل هایتان را چک کنید.چک کردن مداوم ایمیل همراه با کاستن بازدهی شما سبب عقب افتادن کارها و امور ضروری تان می گردد. اغلب افراد خود را موظف دانسته که به محض دریافت ایمیل سریع به آن پاسخ بدهند. این امر سبب شده وقت کافی برای پرداختن به سایر کارهای خود را نداشته باشند.به این ترتیب سعی کنید تایم خاصی را در طی روز به بررسی ایمیل ها و پاسخ به آن تعیین کرده تا از دیگر کارها عقب نمایند. خوردن صبحانهممکن است این راهکار کلیشه ای به نظر برسد ولی بدون شک سودمند است. قرار نیست چندین ساعت را به این کار اختصاص دهید ولی بدن و مغز به مواد غذایی در ابتدای صبح نیاز دارد زیرا فعالیتش با مشکل روبرو می شود. خوردن صبحانه انرژی بدن را برای طول روز فراهم و اگر نمی توانید صبحانه کاملی بخورید حتما یک تکه نان به همراه کره بادام زمینی یا میوه مصرف کنید. اگر سر کار می روید و مسیر طولانی است، خوراکی مختصری همراه داشته تا موقع رسیدن به محل کار آماده باشید. ولی اگر دورکاری دارید قبل از شروع کار صبحانه را میل تا در روند کار احساس خستگی و کسالت پیدا نکنید. به هر روی خوردن صبحانه مهم است و مغز از شما بسیار خرسند خواهد بود. خوردن مواد غذایی مفید برای مغزثابت شده است که مواد مغذی مانند بلوبری، گردو، آواکادو ، بادام، چای نعناع و …. تاثیر مثبتی بر مغز دارند. به طور مثال آواکادو از سلول های مغز محافظت نموده و بلوبری دارای خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی می باشد. به این ترتیب اگر صبحانه مختصری میل می کنید حتما مواد غذایی مفید برای مغز را در آن بگنجانید. تغییر در سبک زندگیعلاوه بر تغذیه و فعالیت بدنی مناسب برای افزایش کارایی سلول های خاکستری مغز باید شیوه زندگی را نیز تغییر داد. ممکن است خنده دار به نظر برسد ولی سبک لباس پوشیدن تان بر قدرت مغز شما تاثیر می گذارد. در مطالعه ای مشخص شد لباس های سفید و رنگ روشن می تواند عملکرد حافظه را تا دو برابر ارتقا بخشد. البته تاثیر افزایش عملکرد مغز بعد از پوشیدن لباس روشن دائمی نبوده و بعد از مدتی از بین می رود. خواب کافی در طول شبخواب نیز یکی از رفتارهای ضروری برای افزایش بازدهی و توانایی مغز می باشد. برای این که بتوانید کنترل بسیاری بر چرخه خواب داشته باشید سعی کنید ابتدا از عادات و رفتارهای کوتاه مدت شروع کنید. مثلا مصرف الکل را محدود نموده و خوارکی های کافئین دار کمتر در بعد ظهر مصرف کنید. ضمنا در چیدمان اتاق خواب تغییر ایجاد کنید به این ترتیب کم کم بدن برای داشتن یک خواب کافی آماده خواهد شد. مغز برای این که روز بعد بتواند شما را با آمادگی بیشتری همراهی کند به خواب کافی در طول شب نیاز دارد. برخی تصور می کنند برای بازدهی بیشتر باید از اکثر ساعات ممکن در طول شبانه روز بهره بگیرند ولی بارها ثابت شده عدم خواب کافی سبب کاهش کارایی می گردد. در حقیقت مطالعات نشان می دهد کم خوابی سبب کوچک شدن مغز و بالطبع کاهش قدرت آن می شود. احتمالا شما هم روزهایی را تجربه که به علت مختلف کمتر از هشت ساعت خوابیده اید. این موضوع برای چند بار ایراد ندارد ولی اگر قاعده کلی خواب را دست کم بگیرید در طول روز خواب آلوده خواهید بود و شدیدا کارایی شما کاهش پیدا می کند. داشتن استراحت های برنامه ریزی شدهنمی توان همه روز را به کار کردن اختصاص داد زیرا مغز برای فعالیت با حداکثر توان در تمام روز طراحی نشده و به استراحت های برنامه ریزی شده بین کارهای مختلفی که انجام می دهید نیاز دارد تا تجدید قوا نماید. به این ترتیب برای خود روی گوشی یا ساعت هوشمند هشدار تعیین تا تایم استراحت را به شما یادآوری نمایند.داشتن استراحت نیز مانند خوردن صبحانه و خواب کافی برای مغز الزامی بوده و سبب ارتقای کارایی آن می گرد. منظم کردن اطراف خودبعضی افراد به نظم و مرتب بودن بیش از هر چیزی اهمیت می دهند. افراد نامرتب غالبا مدعی هستند که جای هر چیزی را به خوبی می دانند. با این حال به هم ریختگی اطراف سبب کاهش کارایی شما می شود. به این ترتیب سعی کنید محیط اطراف خود در محل کار یا منزل را نظم و سرو سامان ببخشید تا بازدهی مغز را ارتقا بخشید. گاه استرس پیدا کردن یک برگه روی یک میز شلوغ یا بین فایل های به هم ریخته انرژی زیادی را از شما می گیرد. موسیقی مورد علاقه تان را گوش بدهید.در مدتی که در حال ایجاد تغییر و تحول در رفتارهای خود هستید ممکن است به شنیدن موسیقی علاقه مند شوید. برخی پژوهش ها نشان می دهد شنیدن موسیقی های کلاسیک به افزایش توان و بازدهی مغز کمک زیادی می کند. به این ترتیب شنیدن موسیقی مورد علاقه می تواند سبب افزایش سطح دوپامین مغز شده و در نتیجه سطح ادراک و شناخت مغز بیشتر می شود. تکرار و تمرکز بیشتربرخی مواقع افراد باهوش تا حدودی عجیب به نظر می رسند. اگر مایلید تا جزو افراد باهوش باشید سعی کنید با خود حرف بزنید. برخی مطالعات نشان داده تکرار کلمات سبب تمرکز بیشتر مغز می شود. در تست ساده ای پژوهشگران نشان دادند افراد موقعی که اسم شیء مورد نظر را به دفعات تکرار می کنند، سریعتر و راحت تر آن را می یابند. کمی خیالپردازی کنید.ممکن است این کار شبیه بازی بچه ها باشد ولی چه اشکالی دارد اگر به کودک درون خود اهمیت بدهید. برخی پژوهش ها نشان می دهد ظرفیت حافظه مربوط به انجام کارها در مغز برای افراد خیال پرداز بیشتر می باشد. در ضمن یک نتیجه جالب از این تحقیقات آن است که میزان حافظه در کار به طور مستقیم با iq آنها ارتباط دارد. یعنی افراد خیال پرداز در واقع باهوش تر می باشند. برای اتمام کارهای خود زمان مشخص کنید.هر چند این کار برای افراد زیادی دشوار است زیرا عقیده دارند کار بیشتر به معنی بازدهی بیشتر می باشد. با این حال تعیین زمان دقیق پایان کار از ابتدا به مفهوم مشخص بودن تایمی است که باید به وظایف تان اختصاص بدهید. ممکن است برخی روزها بعد از اتمام زمان مشخص شده مجبور به ادامه کار شوید ولی اگر به طور کلی از این شیوه پیروی کنید بعد از مدتی شاهد اثر مثبت آن بر بازدهی مغز خود خواهید شد. یادداشت برداریهمه افراد به این که برای کارهای خود لیست تهیه کنند تمایل نشان نمی دهند. برخی کارهای خود را روی تقویمی یادداشت و عده ای هر وظیفه را روی برگه جداگانه یادداشت می کنند تا بعد از اتمام کار آن را دور بیندازند. این راه ها تفاوت زیادی با هم ندارد و همه یک نتیجه در پی دارد. موضوع اصلی یادداشت برداری از وظایف مهم برای عدم فراموش کردن آن ها می باشد. با این کار اگر کار جدیدی به شما محول شود حواستان پرت نشده و کارها را بر اساس اولویت پیش خواهید برد. نوشیدن آب زیادهمانطور که می دانید حجم زیادی از بدن انسان را آب تشکیل داده است از این رو به نوشیدن زیاد این مایع نیاز دارد. هر چند این کار در طی روز به ویژه در فصول سرد ممکن است فراموش شود با این وجود باید بدانید عدم هیدراته بودن بدن در طی روز کارایی مغز را کاهش می دهد. اهمیت نوشیدن آب همانند تامین انرژی از طریق غذا می باشد. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چگونه گل رز را قلمه زنیم؟استفاده از قلمه ساقه یکی از راههای متداول تکثیر گل رز است. قلمه زدن گل رز کاری به ظاهر ساده است اما دارای نکاتی است که باید بدانید تا بهترین نتیجه را از تکثیر رز بگیرید. آشنایی با زمان آبیاری و بستر مناسب برای قلمه، نحوه ی صحیح قلمه زنی و آشنایی روش های متفاوت تکثیر گل رز را در مطلب زیر خواهید خواند. همراه ساعدنیوز باشید. یکی از روشهای معمول برای تکثیر گل رز، قلمه زدن و قرار دادن قلمه در بستر مناسب به منظور ریشه زایی است. استفاده از قلمه ساقه یکی از راه های متداول تکثیر رزها است. در ادامه این مطلب با نحوه قلمه زدن گل رز و فصل مناسب برای انجام این کار آشنا شوید. به هنگام تهیه قلمه رز باید توجه داشته باشید که از گیاهان مادری سالم و قوی استفاده کنید و ابزار لازم برای این کار مانند قیچی و چاقو دارای تیغه های تیز و عاری از عوامل بیماری زا باشند. نحوه قلمه زدن گل رز
زمان قلمه زدن گل رزقلمه زنی گل رز می تواند در دو مقطع زمانی اواخر فصل بهار تا اوایل فصل تابستان به عنوان قلمه سبز یا نرم و در اواخر فصل گلدهی با سرد شدن هوا و ریزش برگها به صورت قلمه سخت (چوبی یا خشبی)انجام گیرد. برای قلمه زدن گل رز در بهار بهتر است در انتهای گلدهی که شاخه ها دیگر گل ندارند؛ اقدام کنید و قلمه را از ساقه های جوان و سبز که در طی دوره دارای گل بوده است تهیه نمایید. طول شاخه باید حداقل ۱۰ سانتی متر باشد. زمان مناسب دیگر برای قلمه زدن گل رز همانطور که ذکر شد، زمانی است که پاییز فرا رسیده و برگها می ریزند. در این زمان برای قلمه باید از ساقه های چوبی استفاده نمود. طول این ساقه باید بین ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر باشد.
انتخاب بهترین شاخه و شناسایی محل قطعبه هنگام تهیه قلمه رز باید توجه داشته باشید که از گیاهان مادری سالم و قوی استفاده کنید و ابزار لازم برای این کار مانند قیچی و چاقو دارای تیغه های تیز و عاری از عوامل بیماری زا باشند. برای اینکار شما ابتدا با استفاده از الکل قیچی یا تیغ را ضد عفونی کنید. قلمه رز از ساقه های یکساله که گل داده اند گرفته میشود. ضخامت آن به اندازه یک مداد حدود یک سانتیمتر و اگر کمی بیشتر باشد بهتر است. دقت کنید، از قسمت انتهایی ساقه و قسمتی که رشد کافی نکرده، نباید استفاده کرد. ایجاد قلمه مناسب بستگی به مکان قطع شدن قلمه دارد بهترین مکان درست زیر گره هاست و اما گره به کجا میگویند؟ گره ها محل اتصال برگ ها به ساقه هستند پس از انتخاب شاخه مورد نظر، آن قسمت از شاخه که دارای برگ های هفت برگچه ای هستند (قسمت زیرین شاخه) را حذف و قسمت وسط شاخه که دارای برگهای پنج برگچه ای هستند را جهت قلمه زنی انتخاب کنید. توجه داشته باشید، برش بر روی ساقه را به صورت اوریب بزنید و یا اینکه حتما زخمی بر روی گیاه ایجاد کنید تا زمینه لازم برای ریشه زایی فراهم شود. یک برگ پنج برگچه ای با جوانه سالم و متورم را به عنوان قسمت اصلی قلمه انتخاب و در صورت نیاز یک یا حداکثر سه برگچه آنرا به منظور کاهش عمل تعریق با قیچی ببرید. از هورمون ریشه زایی استفاده کنیم یا خیر؟شما میتوانید برای گرفتن نتیجه بهتر و اصولی از هورمون ریشه زایی هم استفاده کنید، یکی از نکاتی که باعث میشود قلمه شما حتما ریشه بزند استفاده از این هورمون هست که برای افراد مبتدی حتما پیشنهاد میکنم استفاده شود. پس در نظر داشته باشید هورمون ریشه زدایی یکی از راهکارهای معقول و مفید میباشد. چه خاکی برای قلمه زدن گل رز مناسب است؟خاکی برای قلمه زنی مناسب است که علاوه بر جذب خوب رطوبت از زهکشی و تهویه خوبی نیز برخوردار باشد. باید این منظور از چند نوع خاک میتوانید استفاده کنید. هریک از این مخلوط ها که مورد استفاده قرار بگیرند برای قلمه بستری مناسب را فراهم می کنند. بهتر است دو ساعت قبل از کاشتن قلمه در خاک، خاک را آبیاری کنید. در این زمان خاک فرصت دارد تا آب اضافی را از دست بدهد. بهترین ترکیب میتونه ترکیب مقدار کمی خاک باغچه، پرلیت و خاک برگ باشه که سعی کنید تا زمانی که ریشه زایی انجام میشود میزان پرلیت رو بیشتر کنید. البته از خاک های آماده که در بازار وجود دارند هم میشود استفاده کرد ولی حتما از فروشگاه های معتبر خرید کنید و قبل از استفاده ضدعفونی کنید. باید بیش از نیمی از قلمه را در خاک فرو برد ( به طور تقریبی دو سوم قلمه) خاک را اطراف قلمه بدهید تا قلمه سفت شود. کمی آب برای محکم شدن قلمه در جای خود لازم است. میزان آبیاری قلمه گل رز چقدر باشه؟روز های اول ریشه زایی قلمه باید هر روز آبیاری شود و محیط مرطوب باشد اما در روز های بعد از ریشه زایی باید میزان آبیاری را کم کرد تا ریشه ها خودشان به دنبال آب بروند و رشد کنند. این که شما چقدر به قلمه ها آب میدهید بسیار در روند ریشه زایی و درصد موفقیت شما تاثیر خواهد گذاشت. بستر مناسب تکثیر گل رزشما باید قلمه ها را در محلی با نور غیر مستقیم و فیلتر شده نگهداری کنید، و حدودا دمای محیط بین ۱۸ الی ۲۰ درجه سانتی گراد باشد. توجه داشته باشید که بهترین دما برای نگهداری قلمه و گلدان قلمه ۲۰ درجه سانتی گراد می باشد که برای گرفتن نتیجه ایده آل است. قلمه ها باید در محیطی که خاک آن مرطوب است قرار داشته باشند تا رطوبت مورد نیاز برای ریشه زایی فراهم شود، اگر دستگاه رطوبت ساز یا کاور برای قلمه ها فراهم نکرده اید میتوانید از غبارپاشی هم استفاده کنید. این کار را هر روز صبح یا عصر انجام دهید. قلمه ها به ۷تا ۸ هفته زمان نیاز دارند تا ریشه زایی زا تکمیل کنند. بعد از آن میتوان گل را به بستر دیگری انتقال داد. نکات مهم قله زدن گل رز که باید بدانید
از سیب زمینی و عسل هم میتوانید برای ریشه دار کردن قلمه ها استفاده کنید، این مورد رو باید امتحان کنید ولی طبق تجربه و نظرات بیشتر کاربران در فضای مجازی ابتدا سیب زمینی را سوراخ کنید و سپس انتهای قلمه ها را داخل عسل زدن و در سیب زمینی قرار بدید. حالا میتوانید در خاک سیب زمینی را قرار بدهید و یا قرار ندهید. آیا امکان تکثیر گل رز در آب وجود دارد؟بله این هم یکی از روش های ریشه دار کردن قلمه گل رز است که شما ابتدا باید قلمه ها را در محلی با نور کم قرار بدهید تا انتهای محل برش پینه ببندد و سپس آنها را در داخل ظرف شفاف قرار دهید و سپس مقدار ۱/۳ از ظرف را با آب بدون املاح پر کند (آب را به مدت ۲۴ ساعت در محلی قرار بدهید تا کلر آن خارج شود) هر هفته آب را بررسی کنید که شفاف باشد هر زمانی کمی آب کدر شد عمل تعویض آب را انجام دهید تا زمانی که ریشه های ۲ الی ۳ سانتی متری در قلمه ها مشاهده میکنید. حالا میتوانید قلمه های ریشه دار شده را به خاک منتقل کنید، توجه داشته باشید که در روش قلمه گل رز در آب ریشه ها بسیار حساس هستند و حتما بعد در زمان انتقال و بعد از کاشت باید خیلی مراقبت باشد. تکثیر گل رز به روش خوابانیدن در هوااز دیگر روش های تکثیر این گیاه استفاده از خوابانیدن هوایی است که در این روش قسمتی از لایه پوستی ساقه را جدا میکنید و داخل نایلون پر از خاک قرار میدهید، بهترین زمان برای این نوع تکثیر گل رز در فصل بهار است. بوته ای را انتخاب کنید که در این فصل به خوبی گلدهی کرده باشد و نشانه های بلوغ را دارا باشد. شاخه ی سبز و جوان مناسب این نوع قلمه زدن گل رز است. شاخه ای را به قطر مداد انتخاب کنید و از نداشتن آفات آن مطمئن شوید. برای این کار شما در اولین قدم تمامی خارها و برگ های قسمتی که قرار هست عمل ریشه زایی انجام شود را جدا کنید این کار باعث بالا رفتن سرعت کار خواهد شد. سپس یک سانتی متر از گره را با استفاده از چاقو یا کاتر تیز و استریل شده برش بزنید و قسمتی از پوست ساقه را جدا کنید و مطابق تصویر بالا دور تا دور ساقه را خالی کنید. بهتر است ارتفاع برش را ۲ سانتی متر در نظر بگیرید. دقت کنید که فقط پوست بالایی ساقه گل رز را بردارید و به قسمت های چاقو نزنید. ابتدا تمامی خار ها و برگ های این ناحیه از ساقه را جدا کنید تا ریشه زایی بهتر و سریع تر صورت گیرد. برش ها در قسمتی حدودا یک سانتی متر پایین تر از گره ایجاد کنید و قسمتی از پوست ساقه را جدا کنید و مطابق تصویر بالا دور تا دور ساقه را خالی کنید. بهتر است ارتفاع برش را ۲ سانتی متر در نظر بگیرید. دقت کنید که فقط پوست بالایی ساقه گل رز را بردارید و به قسمت های چاقو نزنید. کاور کردن ساقه گل رزدستمال کاغذی را به هورمون ریشه زایی آغشته کنید و دور تا دور ساقه ی پوست گرفته شده گل رز را با این هورمون بپوشانید. حال نایلونی را که از مقاومت آن مطمئن هستید به صورت لوله ای در آورده دور ساقه قرار دهید. انتهای لوله ی پلاستیکی را با روبان و یا نخی ببندید. دقت داشته باشید که این گره زیادی سفت نکنید زیرا باعث خفگی گیاه و متوقف شدن رشد ریشه می شود. در مرحله ی آخر قلمه زدن گل رز, مخلوطی از کود، خاک برگ و خزه را کمی خیس کنید و داخل نایلون پلاستیکی بریزید و سر دیگر را نیز مانند قسمت پایین گره بزنید. حال گیاه را به مدت سه هفته برای ریشه زایی رها کنید. معمولا در مدت سه هفته ریشه زایی تکمیل می شود ولی در برخی دیر تر این اتفاق می افتد. حال میتوانید گیاه را جدا کرده و به گلدانی مناسب منتقل کنید. بنابراین در بین روش های بیان شده راحت ترین و بهترین روش تکثیر گل رز، قلمه زدن گل رز و ریشه دار کردن آن در خاک است که شما میتوانید در خانه انجام دهید، به صورت خلاصه باید گفت که شما یک ساقه سالم را انتخاب میکنید و به شکل آورید آن را برش میزنید و سپس در داخل هورمون ریشه زایی قرار میدهید و سپس به گلدانی با خاک سبک و مناسب انتقال میدید و با استفاده از یک نایلون شفاف پلاستیکی گلدان را کاور میکنید تا رطوبت مورد نیاز گیاه تامین شود. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:26 ] [ گنگِ خواب دیده ]
مردها زن باهوش می خواهند یا زن زیبا؟!بعضی از مردان دوست دارند همسرشان زیبایی زبان زدی داشته باشد و بعضی از مردان دوست دارند زن باهوشی نصیبشان شود. به راستی زیبایی مهم است یا هوش؟ در ادامه این مطلب از ساعد نیوز همراه ما باشید. برخی از مردان جذب زنان زیرک و باهوش می شوند در حالی که برخی دیگر به سراغ زنانی می روند که اندام چشمگیر و هوش کمتری دارند. زیرک بودن زنان می تواند برای مردان مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، اما اغلب افراد باهوش یک ویژگی مشترک دارند. این افراد هرگز در زندگی خود به کم قانع نیستند. یک زن زیرک و باهوش معمولاً می داند که از زندگی و افراد پیرامون خود چه می خواهد. بنابراین برای او سخت است که هر چیزی که زندگی سر راهش قرار می دهد را به راحتی بپذیرد. به همین علت بهعنوان یک خانم باهوش، یافتن مرد مناسب می تواند برای این افراد کمی سخت باشد، به خصوص اگر از بسیاری از مردانی که ملاقات می کنند باهوشتر باشند. مردها خصوصیات و نژاد خودشان را دارند، برخی از آنها ممکن است به هوش یک زن و برخی دیگر فقط به زیبایی یک زن اهمیت بدهند. بسیاری از مردان از این مساله شکایت دارند که زنان موجوداتی پیچیده هستند، در حالیکه در واقعیت اینگونه نیست. در واقع این مردها هستند که از آنچه می خواهند مطمئن نیستند. در بیشتر موارد، یک مرد می داند که در زندگی به دنبال چه چیز است، اما آن را دنبال نمی کند. برخی از مردان به محض اینکه احساس می کنند یک زن از آنها زیرک تر و باهوش تر است بلافاصله به سراغ زن دیگری می روند که دارای هوش پایین تری باشد. با این حال، برخی دیگر از مردان هم هستند که خود را فریب نمی دهند. این دسته از افراد همیشه به سراغ دختران باهوشی می روند که از نظر آنها بسیار زیبا هستند. این گروه از مردها همچنین می دانند که زیبایی مترادف با هوشمندی است و هر مردی ترجیح می دهد به جای درگیری با زن خود آرامش داشته باشد زن زیبا بهتر است یا زن باهوش ؟هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال 1999 انجام گرفت مشخص شد که 43 درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان میشوند، و 35 درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط 24 درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای 60 درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)
زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کندوقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، 55 درصد از آنها مورد اول و فقط 23 درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که 28 درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و 37 درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است). مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستندمردها حتی وقتی پا به سن میگذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه میگوید، میدانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد حتی مردهای تک همسری وقتی یک زن زیبا و جذاب را میبیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر میکند! در واقع، طبق تحقیقی که در سال 201 در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که 98 درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی میکنند (درمقابل 78 درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است.در واقع، کمتر از 5 درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که 2 درصد است) و نزدیک به 80 درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (در مقایسه با 90 درصد خانم ها). اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، 2/21 مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت میدهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.
مردها به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند گرایش دارندطبق تحقیقی که در سال 2000 انجام گرفت، اینطور استنباط شد که 80 درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (73 درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، در مقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال 1997 انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است. بیولوژی در مقابل واقعیتمردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای 35 باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند. مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانندو مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند. مورگان کِنِی 58 ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی 44 ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:25 ] [ گنگِ خواب دیده ]
سادیسم چیست؟اختلال شخصیت سادیسم را میتوان به عنوان یک اختلال شخصیتی تعریف کرد که در آن فرد از خود رفتارهای سادیستی، بیرحمانه، تهاجمی و تحقیرآمیز بروز میدهد. خشونت و سوء استفاده از نشانههای بارز در روابط اجتماعی یک فرد سادیست است. چنین افرادی فاقد همدلی و نگرانی نسبت به دیگران هستند و از تحقیر کردن و رنج کشیدن دیگران لذت میبرند. این اختلال شامل لذت بردن از آزار و اذیت دیگران است. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان میدهد که این افراد نه تنها از آزار رساندن به دیگران لذت میبرند بلکه از مشاهده آزار دیدن افراد توسط دیگران نیز لذت میبرند. علائم شخص سادیسمی حداقل 6 ماه باید ادامه داشته باشد. طبق نظریه روانکاوی، سادیسم در واقع به کودکی فرد و رابطهی او با مراقبانش بر میگردد. تربیت جنسی صحیح از جمله مواردی است که میتواند از ایجاد این بیماری روانی خطرناک جلوگیری کند.
دلیل ایجاد سادیسمبرای اینکه بدانیم سادیسم چیست باید منبع ایجاد آن را بشناسیم. منبع ایجاد شخصیت سادیسمی میتواند متفاوت باشد. برای مثال فقر، بیعدالتی، آزار خانگی یا آزار در دوران کودکی و شکستهای شخصی میتوانند فرد را به سادیسم سوق دهند. هدایت قدرت شخص بیمار به سمتی که مثبت و سازنده باشد، میتواند به او کمک کند تا از خواستههای سادیستی خلاص شود. در بیشتر موارد برای اصلاح رفتار سادیستی فرد، نیاز است او تحت مشاوره و درمان قرار بگیرد. برای درمان کامل شخصیت سادیستی، بیماران باید تحت درمان طولانی مدت قرار گیرند. انطباق بیمار با درمان بسیار مهم است زیرا عدم همکاری با درمانگر و مشاور میتواند مانع موفقیت آن روند شود. نشانههای سادیسم و درمان آنسادیسم یکی از انواع اختلالات روانی است و برخی از علائم رایجی که یک فرد با شخصیت سادیستی دارد میتواند شامل موارد زیر باشد:
درمان سادیسم در طب سنتیچون این بیماری جز بیماریهای اعصاب و روان وضعف اعصاب است، باید علت ضعف اعصاب رفع شود. از جمله علل مشکلات اعصاب و روان، غلبه صفرا یا سودا یا بلغم یا کمخونی یا غلظت خون یا یبوست و … است که اول باید این موارد توسط متخصص طب سنتی رفع شود و بعد برای تقویت اعصاب موارد زیر مفید است:
تمام داروهای ذکر شده در فوق در اکثر عطاریها در دسترس است اما پیشنهاد میشود ابتدا مشکل را با پزشک متخصص و با تجربه طب سنتی در میان بگذارید و سپس از داروهای تجویز شده استفاده نمایید. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]
خط قرمز چیست؟در همه زمینهها، اصطلاح خط قرمز به معنی توقف است. هنگامیکه یک بازی به دلیل خطا متوقف میشود، کارتهای قرمز به بازیکن خطاکار داده میشود. یا چراغ قرمز به ما علامت میدهد که ماشین خود را پشت خطوط عابر پیاده متوقف کنیم، و نوار قرمز ما را از رفتن فراتر از یک نقطه مشخص آگاه میکند. در روابط نیز، خطوط قرمز نشان میدهند فرد احتمالاً نمیتواند رابطه سالمی داشته باشد و ادامه مسیر با هم از نظر عاطفی خطرناک خواهد بود.توجه داشته باشید که خط قرمز در رابطه ممکن است واضح نباشد. در حالی که برخی از آنها بسیار واضح هستند، بسیاری ممکن است بیشتر به عنوان یک سرنخ یا اشاره به وجود یک مشکل اساسی نشان دهند. همچنین، ممکن است مدتی طول بکشد تا یک خط قرمز در یک رابطه ظاهر شود. آشنایی با خط قرمز در رابطهدرک تفاوت میان خطوط قرمز و زرد بسیار اهمیت دارد. چون که خطوط قرمز علتی برای توقف یا عقب نشینی از یک رابطه می باشند، با وجود این که خطوط زرد از شدت کمتری برخوردار هستند و در عوض به ما هشدار می دهند که سرعت خود را کاهش دهیم. بیشتر مواقع، خطوط زرد با توجه به احتیاجات و خواسته های شخصی شما دررابطه تفاوت دارد با وجود این که خطوط قرمز مشترک هستند. دکتر والش می گوید: «یک خط زرد ممکن است شامل مشکلاتی در ارتباطات احساسی باشد که فرد از آن آگاه است و روی آن کار میکند. خط قرمز ممکن است این باشد که سابقه خشونت خانگی، خیانت مزمن یا سوء مصرف مواد داشته باشد.» اگر شریک شما یکی از خطوط قرمزی که برای شما بیان می کنیم را نشان می دهد، وقت آن است که با خودتان و او در مورد آینده رابطه خود صحبت کنید. با وجود اینکه داستان زندگی ها تفاوت دارند و برخی مواقع جایی برای کنار آمدن وجود دارد، خط قرمز نشان دهنده یک مشکلی غمیق می باشد که شخص مقابل بایستی برای برقراری رابطه سالم با شما، خود و هر فرد دیگری به آن توجه نماید: بی اعتمادی و حسادتیکی از خطوط قرمز رایج حسادت و بی اعتمادی است. اغلب این ویژگیها در شریک بسیار ناامن، در آغاز رابطه به شکل توجه زیادی او به ما به نظر می رسد و ممکن است جالب باشد، اما در زیر همه این توجهات افراطی یک مشکل اساسی وجود دارد.
خیانترابطه برای موفقیت به اعتماد احتیاج دارد. اگر شریک زندگی شما سابقه خیانت دارد، اهمیت دارد که با احتیاط عمل کنید. حتی اگر شریک زندگی شما تغییرات مثبتی را نشان داده است، بایستی از خود سوال کنید که آیا با پی بردن به روابط گذشته او احساس راحتی می کنید یا خیر، چون او سابقه خیانت دارد. امکان دارد بعضی از این موضوع ناراحت نشوند، ولی اگر شما اینگونه نیستید، اطلاع داشته باشید که این عامل بر توانایی شما در اعتماد کامل به شریک زندگی شما تاثیر می گذارد. در اختیار قرار دادن تمام وقت خود به شمااین خطر قرمز از مهم ترین خطوط می باشد و این که شریک شما روابط، سرگرمی ها یا اهداف دیگری به جز شما ندارد، نشان دهنده یک رابطه ناسالم و ناتمام می باشد. چون که شخصی که احساسات غنی و استقلال فردی و عاطفی دارد، می تواند خود و پیوند شما را غنی نماید. اگر شخصی به علت احساس خوشبختی و سرگرمی خود، به صورت کامل و همیشه به شما تکیه می کند، می تواند به احساس کینه، خفگی و ناراحتی منجر شود. عدم صمیمیت عاطفییکی از بهترین بخش های رابطه عاشقانه، ایجاد ارتباط عمیق و اصیل با فردی دیگر است. برای بعضی، صمیمت عاطفی چالش برانگیز است، ولی همیشه باید حضور داشته باشد، شریکی که علاقه ای به باز شدن و پیوند نشان نمی دهدف ناقل مرگ یک رابطه می باشد. نداشتن هیچ دوستیاگر شریک زندگی شما برای ایجاد و حفظ روابط با دیگران مشکل دارد و به سختی با دیگران ارتباط دارد، می تواند نشان دهد که شما نیز برا برقراری ارتباط با او مشکل خواهید داشت. تلاش کنید بفهمید که چرا شریک زندگی شما برای به وجود آوردن ارتباط با دیگران مشکل دارد و بعد به جدی شدن رابطه فکر کنید. برخوردهای خشونت آمیزکسی که علیه شما، عزیزان، غریبه ها و حتی حیوانات خشونت نشان می دهد، یک خط قرمز جدی می باشد. این نشان دهنده این است که آن ها راهی سالم برای هدایت درست احساسات خود به وجود نیاورده اند. در بعضی از موارد، همچنین می تواند نشان دهنده عدم همدلی آنها با دیگران باشد. اعتیاد به الکل و مواد مخدرنوشیدن روزانه الکل یا نوشیدن چندین بار در طول هفته می تواند علامتی از مشکل نوشیدن الکل باشد. و همچنین وابستگی به مواد مخدر برای گذراندن روز، هفته یا نقاط سخت زندگی نیز نگران کننده می باشد. اگر الکل یا مواد مخدر بر زندگی شریک عاطفی شما تاثیری منفی می گذارد – خواه شغل، سلامتی یا روابط آن ها باشد – این علامتی از اعتیاد می باشد. به صورت مشابه، اگر شریک زندگی شما برای گذراندن روز، هفته یا شرایط سخت به مواد تکیه می کند، این نشان دهنده اعتیاد می باشد. سرانجام، اگر مصرف مواد موجب شده همسرتان به شما صدمه ای جسمی یا روحی بزند، این علامتی روشن برای دور شدن می باشد. کنترل گریشریکی که به هر طریقی کنترل می کند، به احتمال زیاد مسائل شخصی عمیقی دارد که بایستی روی آن کار کند. اگر شریک زندگی شما این که چه کسانی را می بینید، با چه کشانی صحبت می کنید، کجا می روید، چطور پول خود را خرج می کنید، در ینترنت چطور کار می کنید، چه می خورید و یا حتی چه چیزی میپوشید را کنترل می کند، بایستی در ادامه رابطه محتاط تر باشید و به این گزینه به چشم خط قرمز نگاه کنید.
اهداف مختلف در رابطهاگر اهداف شما در رابطه با یکدیگر مغایرت داشته باشند، می تواند نشانه این باشد که زمان دور شدن و فاصله گرفتن فرا رسیده است. با این که این خط قرمز شخصی تر می باشد و به شما بستگی دارد ولی برای آینده شما بسیار حیاتی می باشد. برای مثال اگر کسی میگوید هرگز ازدواج نمیکند و این چیزی است که شما آرزو دارید، پس حرف او را باور کنید و دور شوید.دیگر اهداف متفاوت در رابطه ها عبارتند از: جایی که می خواهید زندگی کنید، یا آیا می خواهید بچه دار شیود یا خیر و اینکه چطور قصد دارید با مسائل مالی مبارزه کنید و … [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]
مراحل کاشت گشنیز در گلدان
زمان کاشت گشنیز در گلدانزمان کاشت گشنیز متفاوت است و بستگی به شرایط اقلیمی محل رویش گیاه دارد. برای کاشت گشنیز در گلدان میتوانید با توجه به ثابت بودن دمای محیط خانه هر زمانی این کار را انجام دهید، با این وجود فصل بهار بهترین زمان برای پرورش این سبزی در منزل است. شرایط نگهداری گشنیز در منزل
روش های مراقبت از گیاه گشنیز
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]
دانستنی های جالب تاریخی ایرانآیا میدانید : اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند آیا میدانید : اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند آیا میدانید : ابوریحان بیرونی به چرخش زمین پی برده بود واین گالیله نبوده است که نخستین بار به چرخش زمین اشاره کرده است . آیا میدانید : کمبوجیه فرزند کورش بزرگ یکی از ستخت گیر ترین پادشاهان تاریخ ایران در راه اجرای عدالت و قانون بوده است . یک نمونه بارز آن که مورخین بارها از آن یاد کرده اند ریشه کن کردن رشوه گیری در دولت شاهنشاهی او بود . وی شخصی را که از مقامات دولتی ایران بود و خبر رسید ازمردم رشوه گرفته است را پوست بدنش را کند و آنرا پر از کاه کرد و در دروازه اصلی شهر آویزان کرد و پسر همان شخص را به جای پدر نشاند و به او گفت که هر زمان شیطان خواست که تو را فریب دهد عاقبت رشوه گیری پدرت را ببین و از این کار دوری کن . آیا میدانید : در دوره شاهنشاهی اشکانیان برق و باطری برای نخستین بار در جهان کشف شده بود . اینباطری از دل خاکهای بغداد که قلمرو پادشاهی ایران بود و توسط ایرانیان ساخته شده بود در سال ۱۹۳۸توسط کونیگ آلمانی بدست آمد و به ثبت رسید و هم اکنون در موزه بغداد نگهداری میشود . آیا میدانید : شهر فیروز آباد کنونی در استان فارس همان اردشیرخره – شهر بنا شده توسط شاهنشاهارشیر ساسانی است . آیا میدانید : پس از یورش سپاه اسلام به ایران مردمان بهدین ایران زمین را “گبر” خوانده شدند . گبرواژه ای است از پهلوی به چم ( معنی ) مرد و در کردی و بلوچی نیز همین معنا را دارد . ولی اعراب بهزرتشتیان ایران واژه گبر دادند به چم کافر . از دیگر نامهایی که به ایرانیان نسبت دادند واژه مجوس بودکه گرفته شده از مگوش در زبان پهلوی به چم ( معنی ) مغ و پیشوای دینی زرتشتی است . ولی سپاه اسلاممجوس را به معنی پیروان کافر و آتش پرست به ایرانیان یکتا پرست نسبت دادند . از دیگر واژه هایی کهاعراب وحشی بر مردمان پاک ایران نام نهادند واژه عجم بوده است . به طوری که علی بن ابی طالب درخطبه ای به مردم میگوید : سلام بر شما مردمان کوفه که شما شوکت عجمان را از بین بردید ( تاریخ طبری – جلد ۶ – ص ۲۲۰۸) آیا می دانید : شهر بوشهر در جنوب ایران برگرفته شده از نام بوخت اردشیر است که شاهنشاه اردشیر [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]
۱۰ حقیقت جالب در مورد رابطه جنسی که احتمالا از آن بی خبرید
آمیزش جنسی می تواند تعجب آور و گیج کننده باشد، حتی برای با تجربه ترین ها. از انزال مرموز زن تا یک قطعه لباس که می تواند باعث ارگاسم سریع تر شما شود، ۱۰ واقعیت شگفت انگیز جنسی در مورد زنان و مردان که به صورت علمی پذیرفته شده است در ادامه آمده است.. ناباروری بیشتر از آن چیزی است که شما فکر می کنید. مردان یک نقطه G دارند زنان بیشتر از آنچه که به نظر می رسد به مسائل جنسی فکر می کنند. ارگاسم همزمان بسیار نادر است متوسط طول آلت تناسلی ۱۴ سانتیمتراست روابط جنسی می تواند قدرت حافظه را در زنان بهبود بخشد. حالت نعوذ الزاما باعث بلند شدن طول آلت جنسی مردان نمی شود. رابطه جنسی دهانی می تواند آلت تناسلی مردان را طولانی تر کند. اسپرم سریع است سیب یک داروی تقویت قوای جنسی است! اندازه واقعا مهم نیست سکس در دوره عادت ماهانه دو نوع ارگاسم زنانه وجود دارد زنان هنگام تخمک گذاری جذاب ترند داشتن رابطه جنسی با جوراب [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:49 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چطور برای زندگی مان برنامه ریزی کنیم؟چطور برای زندگی مان برنامه ریزی کنیم؟ همه ما در زندگی امیدها، رویاها و آرزوهایی داریم. اما چند نفر از ما واقعاً به اهداف خود می رسیم؟ اغلب اوقات زمان زیادی را صرف فکر کردن یا صحبت در مورد آنچه می خواهیم می کنیم. اما برای رسیدن به آن قدمی برنمی داریم. این به این دلیل نیست که ما تنبل هستیم. به این دلیل است که نمی دانیم از کجا باید شروع کنیم و برنامه ای نداریم. با این حال، برنامه ریزی برای زندگی می تواند به عنوان یک نقشه راه یا راهنمای تحقق این رویاها باشد. اگر زندگی تان از کنترل خارج شده است و یا در موقعیتی هستید که باید تصمیم های بزرگی بگیرید، احساس گمراهی می کنید و حس می کنید زندگی تان جهتی ندارد، برنامه ریزی کردن می تواند واقعا به شما کمک کند. اما چطور برای زندگی مان برنامه ریزی کنیم؟ می توانید برای شروع از این راهنمای گام به گام و الگوی برنامه ریزی برای زندگی استفاده کنید. برنامه ریزی برای زندگیبرنامه زندگی هم راهنما و هم یادآور آنچه می خواهید در زندگی خود به دست بیاورید است و به شما کمک می کند تا رویاهای خود را محقق کنید و به اهداف شخصی و حرفه ای خود برسید. تا زمانی که اهداف تان واقع بینانه باشند، هیچ دلیلی وجود ندارد که نتوانید به آنها برسید. اغلب چیزی که ما را عقب نگه می دارد ترس از شکست است. برنامه زندگی می تواند به شما کمک کند بر این ترس غلبه کنید و به اهداف خود برسید. لازم نیست این برنامه جزئیات فوق العاده ای داشته باشد. برنامه زندگی به عنوان یک راهنمای کلی عمل می کند و باید انعطاف پذیر باشد. زندگی غیر قابل پیش بینی است. برنامه زندگی شما باید جایی برای احتمالات، تغییرات و بحران های پیش بینی نشده باقی بگذارد. 5 فایده داشتن برنامه برای زندگی یک مطالعه موردی در UCLA از دانشآموزان خواست هر روز صبح، هدف خود را برای آن روز یادداشت کنند. دانشآموزانی که اهداف خود را یادداشت میکردند، 92 درصد بیشتر از کسانی که اینکار را نمی کردند، به اهداف شان میرسیدند. این نتیجه قدرت برنامه ریزی را اثبات می کند. بیایید نگاهی دقیق تر به مزایای برنامه ریزی برای زندگی و اینکه چگونه به شما در دستیابی به اهدافتان کمک می کند بیندازیم.
چطور برای زندگی مان برنامه ریزی کنیم؟می توانید فرآیند هفت مرحله ای زیر را برای برنامه ریزی زندگی خود دنبال کنید. 1. یک چشم انداز ایجاد کنید!برای شروع، زندگی رویایی خود را تصور کنید. تا حد امکان در جزئیات دقیق باشید. خود را در آن موقعیت تصور کنید و چشم انداز خود را بنویسید. از سوالات زیر برای الهام بخشیدن به خود استفاده کنید:
هنگامی که چشم انداز خود را نوشتید، به این فکر کنید که برای رسیدن به آن چه کاری باید انجام دهید. به عنوان مثال فهرستی از مراحل دریافت گواهینامه جدید یا رسیدن به سطح درآمد مشخص تهیه کنید. سعی کنید واقع بین باشید، اما در عین حال، خودتان را از رویاهای بزرگ باز ندارید. 2. خودتان را ارزیابی کنید! خودارزیابی دستاوردهایتان تا کنون، نقطه شروعی برای برنامه زندگیتان به شما می دهد. موفقیت ها و همچنین شکست های خود را بررسی کنید. به دنبال درس ها و تجربیاتی باشید که نمی خواهید تکرار کنید. نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید. هنگام ارزیابی خود، به بخش های مختلف زندگی تان نگاه کنید، از جمله:
هر یک از این حوزه ها را از یک تا پنج درجه بندی کنید. این به شما کمک می کند تا نقاط قوت خود و همچنین زمینه های بهبود را شناسایی کنید. 3. اولویت بندی کنید!اکنون که چشم انداز و زمینه های رشد خود را دارید، وقت آن است که اولویت بندی کنید. در این مرحله نیازی به تعیین اهداف دقیق ندارید. هدف این مرحله این است که تصمیم بگیرید چه چیزی ضروری است و چه چیزی را باید رها کنید. زمان شما ارزشمند است، بنابراین باید عاقلانه آن را سرمایه گذاری کنید. اولویت بندی به شما کمک می کند تا این کار را انجام دهید. 4. ارزش های خود را شناسایی کنید! تجزیه و تحلیل گذشته می تواند به شما در شناسایی ارزش هایتان کمک کند. وقتی به تصمیمات گذشته نگاه می کنید، می توانید ببینید که چه عواملی در پشت آنها بوده اند. به عنوان مثال، اگر مسیر شغلی شما مسیری بوده است که درآمدتان به طور پیوسته در طول زمان افزایش یافته است، نشان می دهد که پول یکی از ارزش های اصلی شماست. اما اگر مسئولیت های کمتری را در محل کار در ازای پول کمتر انتخاب کرده اید، به این معنی است که احتمالاً برای استرس کمتر و زمان آزاد بیشتر ارزش قائل هستید. تجربیات منفی گذشته نیز به ما درباره ارزش هایمان می آموزد و به ما می گوید که چه چیزهایی را نمیخواهیم دوباره تجربه کنیم. در نظر گرفتن ارزش های خود به شما کمک می کند تا تصمیماتی را اتخاذ کنید که مطابق با رویاهایتان باشد. 5. اهداف تان را هوشمندانه تعیین کنید! هنگامی که چشم اندازتان را مشخص کردید و اولویت ها و ارزش های خود را بررسی کردید، گام بعدی تعیین اهداف مؤثر است. به دنبال تعیین اهداف میان مدت و بلندمدت واقع بینانه و قابل دستیابی باشد. اهداف مختلفی را برای حوزه های زندگی تان که در ارزیابی خود به آنها توجه داشتید، شناسایی کنید. مطمئن شوید که آنها با اولویت ها و ارزش های شما هماهنگ هستند. از روش SMART (به معنی باهوش) برای تعیین اهداف موثر استفاده کنید. SMART مخفف عبارت زیر است:
6. طرح عمل بریزید! طرح عمل باید یک فرآیند گام به گام را به تفصیل شرح دهد که به شما کمک می کند تا در جهت اهداف میانی خود تلاش کنید. اقدامات روزانه ای را که در طول زمان اضافه می شوند و به شما کمک می کنند تا شتاب بیشتری داشته باشید، شناسایی کنید. آنها را در تقویم خود برنامه ریزی کنید و متعهد شوید که هر روز انجام شان دهید. طرح عمل خود را در جایی قرار دهید که آن را ببینید – به عنوان مثال، بالای میزتان. فراموش نکنید که هر نقطه عطفی را جشن بگیرید و برای دستاوردهایتان به خود پاداش دهید. 7. در صورت لزوم برنامه تان را با تغییرات انطباق بدهید!به یاد داشته باشید، برنامه زندگی ابزاری است که شما را به سمت اهدافتان راهنمایی می کند. با این حال، همه ما در نقطهای با شکست مواجه میشویم، و این اشکالی ندارد. اگر هدفی را از دست دادید یا رسیدن به آن بیشتر از زمان برنامه ریزی شده طول کشید، تسلیم نشوید. در برنامه زندگی تان تجدید نظر کنید و در صورت نیاز آن را با شرایط جدید منطبق کنید. کدامیک از حوزه های زندگی به برنامه ریزی نیاز دارد؟
حال که به سوال “چطور برای زندگی مان برنامه ریزی کنیم؟” پاسخ داده ایم نوبت به سوال “برای چه چیزی در زندگی مان برنامه ریزی کنیم؟” می رسد. برخی از افراد می خواهند برای تمام جنبه های زندگی شان برنامه ریزی کنند. ممکن است تصمیم بگیرید در برخی زمینه ها برنامه ریزی کنید، اما در برخی دیگر نه. این برنامه زندگی شماست، بنابراین به شما بستگی دارد که چه چیزی را در آن بگنجانید. برای الهام بخشیدن به شما، در اینجا پنج مورد از رایج ترین زمینه هایی که باید در برنامه زندگی خود بگنجانید آورده شده است: سلامتی و تندرستیسلامتی ثروتی واقعی است. بدون آن، هیچ چیز دیگری مهم نیست. چه سالم باشید، چه ناسالم یا جایی در این بین، سلامت و تندرستی باید در برنامه زندگی شما باشد. حتی اگر اکنون تناسب اندام دارید و سالم هستید، همیشه عاقلانه است که از قبل برنامه ریزی کنید – در آینده به خاطر این از خود تشکر خواهید کرد. راه هایی برای گنجاندن حوزه سلامتی در برنامه زندگی:
1. روابط چه مجرد باشید چه نباشید، همیشه راه هایی برای بهبود روابط تان وجود دارد. همه روابط با رابطه ای که با خودتان دارید شروع می شود. اگر از خود متنفر هستید یا مدام خود را سرزنش می کنید، این ویژگی ها می توانند بر روابط شما تأثیر بگذارند. فراتر از آن، راه هایی وجود دارد که یاد بگیرید پارتنر، دوست، والدین یا خویشاوند بهتری باشید. شاید بخواهید شنونده بهتری باشید. شاید بخواهید با بچه هایتان صبورتر باشید. یا شاید مشتاق یک ارتباط عمیق تر با شریک زندگی تان باشید. راه هایی برای گنجاندن حوزه روابط در برنامه زندگی:
2. حرفه و تحصیلقطعا برای موفقیت در امتحان هایتان نیاز به برنامه ریزی درسی دارید و در آن شکی نیست. از سوی دیگر اگر از شغل فعلی خود ناراضی هستید، به برنامه ای برای تغییر آن نیاز دارید. اما حتی اگر از وضعیت فعلی خود راضی هستید، باز هم باید برای رشد و توسعه آینده خود برنامه ریزی کنید. و اگر کارآفرین هستید، از قبل میدانید که برنامهریزی پیشنیاز موفقیت کسبوکار است. راه هایی برای گنجاندن حوزه کسب و کار در برنامه زندگی:
3. امور مالیبرنامه ریزی مالی ارتباط نزدیکی با آرزوهای شغلی شما دارد. با توجه به حرفه ای که انتخاب می کنید، اهداف مالی واقع بینانه تعیین کنید. روش های پس انداز کردن را بیاموزید. هنگام تعیین اهداف مالی، به اولویت ها و ارزش های خود فکر کنید. به عنوان مثال، اگر گذراندن وقت با خانواده برای شما مهم است، ممکن است تصمیم بگیرید زمان آزاد بیشتری را به پول بیشتر ترجیح دهید. اگر اینطور است، ممکن است نخواهید نقش مدیر عامل را هدف قرار دهید. بنابراین، دستمزد مدیر عامل را نیز هدف نخواهید داشت. اهداف مالی خود را بر این اساس تنظیم کنید. راه هایی برای گنجاندن حوزه امور مالی در برنامه زندگی:
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:47 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چرا افراد پورن تماشا می کنند؟مقاله اخیر بوته و همکارانش که در شماره ماه مارس روانشناسی رفتارهای اعتیادآور منتشر شده است، علت تماشای پورن و علل بالقوه تماشای مشکل ساز پورنوگرافی اینترنتی یا اعتیاد به پورن را بررسی می کند. انگیزه های تماشای پورن به ترتیب عبارت بودند از:
کدام یک از این انگیزه ها با استفاده از پورن به صورت مشکل ساز رایطه داشتند؟ پرت کردن حواس/سرکوب عاطفی و به ویژه کاهش استرس قوی ترین ارتباط را با استفاده مشکل ساز پورن داشت. چرا؟ شاید به این دلیل که افراد دارای مشکل تماشای پورن اغلب از پورنوگرافی برای خوددرمانی و مدیریت استرس خود استفاده می کنند. به نوعی، این منطقی است زیرا در مقایسه با تکنیک های مدیریت استرس، مشاهده پورنوگرافی ممکن است راهی سریع تر و راحت تر برای کاهش استرس باشد. با این حال، تماشای پورن می تواند بیش از حد و مشکل ساز شود و خود به منبع استرس و تعارض روابط تبدیل شود. توجه به این نکته مهم است که کاهش استرس به خودی خود (یعنی بدون انگیزه های پرت کردن حواس یا سرکوب عاطفی) نمیتواند منجر به استفاده مشکل ساز از پورن شود. به عبارت دیگر، استفاده مشکلزا از پورن احتمالاً در افرادی رایج است که «از پورنوگرافی نه تنها برای کاهش استرس خود بلکه برای جلوگیری از احساسات منفی، فراموش کردن مشکلات و فرار از دنیای واقعی استفاده میکنند». این نشان میدهد که اعتیاد به پورن می تواند نه تنها در افرادی با ویژگیهای شخصیتی خاص (مثلاً تکانشی، اجباری) ایجاد شود، بلکه در افرادی که در حال حاضر فشار خیلی زیادی را تحمل میکنند، قادر به کنار آمدن یا تنظیم مناسب احساسات خود نیستند، رخ دهد. بنابراین، مداخلات روانشناختی با هدف کمک به این افراد برای مقابله مؤثرتر (مانند استفاده از تکنیکهای آرامسازی، استراتژیهای حل مسئله) ممکن است از ایجاد عادات مشکلساز تماشای پورن جلوگیری کند. چرا بعضی ها در ملاء عام پورن تماشا می کنند؟علت تماشای پورن در مکان های عمومی چیست؟ وقتی افراد به طور فزاینده ای به چیزی معتاد می شوند، کنترل تکانه در آنها از بین می رود. چه اعتیاد به الکل، قمار، بازی، چه اعتیاد به پورن، کنترل تکانه به طور فزاینده ای در وضعیت اعتیاد کاهش می یابد. «میل و نیاز به تماشای پورنوگرافی» بیشتر از آن چیزی است که فرد بتواند به خود بگوید: «نه، بعداً وقتی به خانه رسیدم تماشا می کنم». هنگامی که فردی به اعتیاد مبتلا می شود، “بخش تفکر مغز اغلب شروع به خاموش شدن می کند”. افرادی که به صورت عمومی پورن تماشا می کنند ممکن است “فقدان خودآگاهی” نیز داشته باشند. یک دقیقه، آنها در اینستاگرام یا سایت های مختلف چرخ می زنند و دقیقه بعد، پیوندی را دنبال میکنند و در نهایت کارشان به پورنوگرافی ختم میشوند. «عادیسازی» پورنوگرافی در فرهنگ مین استریم نیز میتواند بر مردم تأثیر بگذارد. هرزهنگاری یا پورنوگرافی اکنون در مقایسه با سالهای پیش بسیار گسترده است و مرزهای بین آنچه که در این حوزه قرار می گیرند و آنچه قرار نمی گیرد «مبهم» شده است. وقتی افراد در حال تماشای پورنوگرافی هستند، ممکن است فکر کنند که اطرافیان آنها نیز احتمالاً همین کار را می کنند و این وضعیت عادی تر شده است. همچنین ممکن است افراد از اینکه اینکارشان می تواند چه تاثیری روی دیگران داشته باشد. افراد باید در مکان های عمومی احساس آرامش و امنیت داشته باشند. مواجهه شدن با شخصی که در ملاء عام پورن تماشا می کند می تواند امنیت روانی افراد را تهدید کند. چرا بعضی ها در محل کار پورن تماشا می کنند؟علت تماشای پورن در محل کار چیست؟ یک نظرسنجی در ایالات متحده از حدود 2000 بزرگسال که در سال 2014 انجام شد، نشان داد که 63٪ از مردان در سه ماه گذشته حداقل یک بار در محل کار خود پورن تماشا کرده اند – و 38٪ این کار را بیش از یک بار انجام داده اند. در میان زنان، 36 درصد در سه ماه گذشته و 13 درصد بیش از یک بار پورنوگرافی را در محل کار تماشا کرده اند. ممکن است برخی از سوگیریهای خود انتخابی شرکتکنندگان در تحقیق در اینجا دخیل باشند و با توجه به اینکه این تحقیق فقط آمریکایی ها را شامل می شود، منطقی است که بگوییم اندازه دقیق مشکل استفاده از پورنوگرافی در محل کار را به طور کامل نمیدانیم. اگرچه تماشای پورن مانند گذشته تابو نیست، اما از هر ده شرکتکننده معمولاً یک نفر از پاسخ دادن به سؤالات جنسی در نظرسنجیها اجتناب می کند و با توجه به اینکه پاسخدهندگان جوانتر نسبت به افراد مسنتر نگرش آزادانهتری نسبت به پورنوگرافی دارند، نظرسنجیهای نیروی کار ممکن است گهگاه نتایج عجیب و غریبی ارائه دهد. همانطور که گفته شد، اعتیاد به پورن باعث از بین رفتن یا کاهش کنترل تکانه می شود و کسانی که برای کاهش استرس به تماشای پورن رو می آورند بیشتر احتمال دارد که به اعتیاد به پورن دچار شوند. افراد زمان زیادی از روزشان را در محل کار می گذرانند و معمولا در آنجا با استرس های زیادی رو به رو می شوند این امکان وجود دارد که برخی از افراد به دلایل انحرافی دیگر از پورن در محل کار استفاده کنند و یا آن را به عنوان یک اقدام شورشی سطح پایین یا برای اثبات اینکه با دور زدن قوانین باهوشتر از کارفرمایان خود هستند، در نظر می گیرند. پیامدهای گسترده تر برای همکارانآزار و اذیت جنسی همیشه عمدی نیست، بسیاری از افرادی که در محل کار پورن تماشا می کنند اظهار می کنند که قصد نداشتند دیگران را با اینکارشان آزار بدهند. اما زمانی که همکاران شما متوجه این رفتار شما می شوند، در واقع مورد آزار جنسی قرار می گیرند. اما برخی دیگر ممکن است انگیزه های شومی برای تماشای پورنوگرافی در محل کار و در ملاءعام داشته باشند. ممکن است این روش نادرست و خصمانه آنها برای نشان دادن جایگاه یا اهمیت درک شده خود در یک سازمان و راهی برای ترساندن دیگران باشد. بنابراین، در حالی که ممکن است استفاده از پورنوگرافی در محل کار از آن چیزی باشد که ما فکر میکنیم رایجتر و دلایل انجام آن پیچیدهتر باشد، واضح است که عبور از این خط، هم برای کاربر و هم برای همکارانش، انواع پیامدهای بالقوه جدی دارد. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:46 ] [ گنگِ خواب دیده ]
بعد از تو بعید است که دل، دل بشود [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:44 ] [ گنگِ خواب دیده ]
تو باشي براي دلم كافي است...جهان روبه رو با من و عشق تو
جهان روبه رو با پریشانی ام جهان روبه رو با تمام دلم و من آخرین عاشقم، رحم کن- [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:44 ] [ گنگِ خواب دیده ]
***
***
***
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]
با دویست و چند تکه استخوانم دوستت دارم [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]
زنان خوشبخت و بدبخت دوره قاجاریهبرای زنان در جامعه قاجار شاید بتوان تقسیمبندیهای زیادی در نظر گرفت، از منظری این زنان را میتوان در سه طبقه جای داد: زنان نیازمند، زنان متوسط و زنان بافرهنگ معمولا رجال سیاسی در تاریخ چیزی از همسرانشان نگفتهاند، اگر هم دیگری گفته داستان دردناکی شده است. آگاهان تاریخی نوشتهاند که نماینده انگلیس یک بار نام خواهر همسر ناصرالدینشاه را برد و جنجالی به پا شد که پی آن قطع روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس پیش آمد. زنان نیازمند جامعه از زنان نیازمند و فرودست این جامعه چندان نمیتوان اطلاعات جامعی داد، چراکه نه سواد داشتند، نه کاری برای نامدار شدن کرده بودند. این اقشار را به نوعی از عرایض و نامههایی میتوان شناخت که به «صندوق عدالت شاهی» میفرستادند. در دوره ناصری تشکیلاتی با عنوان «صندوق عدالت» شکل گرفت. مردم در هر جای کشور میتوانستند عرایض و نامههای خود را برای رسیدگی دولت به این مجموعه بفرستند. برای آگاهی از قشرهای فرودست جامعه به نامهها و عرایضی اشاره میکنیم که به دربار نوشته شدهاند. هر چند این نوشتهها معدودند؛ چون بیگمان زن باسواد در میان فرودستان جامعه اصلا نبوده، با این همه از میان همین نامههای معدود، فقر و بیعدالتی و بیکاری آشکار است. در نامههای آن دوره میخوانیم: پیرزنی ۸۰ ساله در دوره قاجار از لاریجان نوشت که شوهر و دو پسرش خدمتگزار دیوان بودند و بعد از فوت آنها به واسطه ضعف مزاج و پیری نتوانسته «به خاکپای مبارکه شرفیاب شود» و بابت مواجب شوهر و دو پسر چیزی تقاضا کند. در دوره قاجار، از بیجار زنی نوشته که کنیزک بیکسی است که اموالش را غارت کرده و اجزای حکومت نیز «حکم مبارکه» را اجرا نکردهاند. زنی از کردستان نوشته که شوهرش او را از خانه بیرون کرده و نه نفقه میدهد و نه او را طلاق میگوید.
زنان طبقه متوسط اگر بتوانیم جایگاه درستی برای طبقه متوسط این دوره در نظر بگیریم، میتوانیم بگوییم که در دوره قاجار، بعضی از زنان صاحب شغل، مانند معلمی، دلاکی، مردهشویی یا دلالی … این طبقه را شکل میدهند. شاغلان زنی مانند «ضعیفه کاشی» که شوهر ندارد و خانهاش را در بازار به نقارهچی اجاره داده بود، یا زنانی که حاجیه یا ملاباجی بودند، مانند ملا شهربانو، احتمالا زنانی بودند که مراسم مذهبی را اداره میکردند، تعدادی نیز ظاهرا فاحشه بودند. (ر.ک: زن در جامعه قاجار موقعیت اجتماعی زنان در آغاز قرن ۱۴ قمری) تعدادی از زنان شاغل و مالک، آنانی بودند که در حرمسرای شاهی حضور داشتند یا پس از مرگ شاه، از دربار رانده شده، در محلهها میزیستند. به گفته تاجالسلطنه بعضی از زنان حرمسرا را که فرزند نداشتند از قصر بیرون میانداختند. وضعیت مالکیت زنان در سالهای پایانی حکمرانی ناصرالدینشاه قاجار نسبت به سالهای نخستین با اندکی دگرگونی همراه بوده است. رشد مالکیت در میان زنان، دیده میشود. در ۱۳۲۰ قمری زنانی صاحب دکان و کاروانسرا بودند که امکان دارد مهریه یا ارث آنها بوده باشد.
زنان بافرهنگ قجری سومین طبقه زنان دوره قاجار را میتوان اشرافزادگان به حساب آورد. دربار برای این افراد جای مناسبی برای تحصیل و پیشرفت بود. بعضی از آنها زبانهای خارجی میدانستند، تعدادی ساز مینواختند یا نقاشی میکشیدند. از میان آنها میتوان فعالان اجتماعی و سیاسی را هم دید که به مخالفت با همان درباری برخاستند که در آن بزرگ شده بودند. فخرالدوله یا تومانآغا، دختر هفتم و فرزند دهم ناصرالدين شاه، درسال 1278 قمری از خازنالدوله همسر گرجی و صيغهای ناصرالدين شاه زاده شد. او زنی تحصیلکرده و از شعرای دوره ناصرالدینشاه محسوب می شود. او داستانهای شفاهی ایرانی را مکتوب و تصویرگری کرد. نقیبالممالک، نقالباشی دربار شبهایی که داستانگویی میکرد، فخرالدوله پشت در نیمه باز اتاق خواجهسرایان مینشست و به دقت آن داستانها مکتوب کرده و برای آنها نقاشی میکشید. اگر امروز ما داستانهای ماندگاری، چون امیرارسلان رومی و زرین ملک را داریم به همت اوست که آنها را مکتوب و مصور کرده است. شعرهای او شامل دیوانی از چندهزار بیت است که با خط خود نوشته و در کتابخانه سلطان محمودمیرزا در پاریس نگهداری میشود.
خانه فخرالدوله در خیابان فخر الدوله، خیابان بهارستان، خیابان قائن فروغالدوله دختر ناصرالدینشاه قاجار و خازنالدوله از زنان آزادیخواه دوره آغازین جنبش مشروطه است. او و همسرش ظهیرالدوله عضو انجمن اخوت بودند. فروغالدوله که طرفدار مشروطیت بود مخالفت با برادرش، مظفرالدینشاه و برادرزادهاش محمدعلی شاه را علنی آشکار میکرد. در جریان به توپ بستن مجلس، محمدعلی شاه دستور تخریب و غارت خانه او را نیز صادر کرد.
فروغ خواهر تنی فخرالدوله بود. او در جوانی به خواست پدرش با علیخان قاجار ظهیرالدوله ازدواج کرد که وزیر تشریفات دربار بود. پس از ازدواج لقب “ملکه ایران” گرفت. نامههایی از او باقی مانده که خطاب به ظهیرالدوله، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و سیاستمدارن دیگر وقت نوشته است. در این نامهها قدرت اندیشه و دیدگاههای آزادیخواهانه و انتقادآمیز او آشکار است. او بدون حجاب به جلسههای انجمن میرفت و سخنرانی میکرد. فروغالدوله شعرهای مدحآمیزی نیز میگفت. تخلص «صفا» داشت که با تخلص همسرش یکی بود.
زهرا دختر ناصرالدینشاه و توران السلطنه را تاجالسلطنه نامیدند. ۱۲ یا ۱۳ سال بیشتر نداشته که او را به عقد نوجوانی به نام حسنخان شجاعالسلطنه درآوردند که این وصلت پس از چند سال به جدایی کشید. باز به عقد مرد دیگری به نام قوللرآقاسیاش درآوردند، ولی با او هم زندگی خوبی نداشت و طلاق گرفت. خواست به فرنگ برود، نتوانست و نشد. تاجالسلطنه با همه این فراز و نشیبها هرگز از آموزش و تلاش برای پیشرفت فکری باز نایستاد. او با وجود ازدواج زودهنگام تحصیلاتش را ادامه داد و از جمله زبان فرانسه را خوب میدانست، پیانو مینواخت و خاطرات روزانه مینوشت. پس از بازگشت از سفر به عتبات، در ایران شروع به نوشتن خاطرات کرد که در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در روزنامه کوشش به صورت پاورقی و بدون نام نویسنده منتشر میشد. آنچه امروز باقی مانده احتمالا بخشی از همه آن نوشتههاست. (ر.ک. سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی) تاج السلطنه در خاطراتش از علاقهاش به نمایش و تاتر میگوید و از پدر و مادرش که او را با این هنر آشنا کردند. ولی با این حال مینویسد که برای رفتن به تاتر محدودیتهای زیادی داشته و گاهی که اجازه رفتن به تماشاخانه صادر نمیشد بلیطهایش را به دیگران میداده است. او از تاتر به عنوان سرگرمی جدیدی یاد میکند که به مشغولیات او افزوده شده است.
در خاطرات تاجالسلطنه زنی به نام جهانفروز حضور دارد که گویا نقش مهمی در تربیت و شکلگیری او داشته است. در بخشی از خاطرات او آمده که از پدر، یعنی ناصرالدینشاه خواسته که بیشتر او را ببیند و نزد او زندگی کند. جهان فروز فرزند نداشته و تاجالسلطنه از تقاضا میکند او را فرزندخوانده وی گرداند. مادر تاجالسلطنه در کودکی او در حوض کاخ در برابر شاه غرق شده بود. او را دایه بزرگ کرد. تاجالسلطنه با نامهنگاری و دیدار جهانفروز سعی داشته وی را مادرش بداند و جای خالی او را پر کند. جایی از کتاب از شور و شادی خود به خاطر ملاقات جهانفروز میگوید. او با شنیدن خبر آمدن بانو شعر میسراید و به پایکوبی میپردازد. ای آفتاب صبح جمال جهان فروز، فردا چرا؟ همـیـن دمـم این جـلوه آرزوســت امشب به من چـه میگـذرد بی لقای تـو؟ تا زنـدهام اگر کرمی میکـنی نکوست در ادامه چنین میگوید: خوشبختانه دایه خانم هم هنگام عروض این احوال مانند خود من بود و یک وقت متوجه شدم که دایه خانم، بیچاره پیرزن هم آن گوشه اطاق میرقصد. ما دقیقه شماری میکردیم که کی میهمان عزیز ما خواهد آمد و دایه خانم مختصر تدارک ناقابلی هم برای عصرانه دیده بود. آمد و گویی جان جهانی در کلبه ما دمیده شد که کلیه موجودات شیان ما به رقص و نشاط در آمدند. جهان فروز خانم قبلا قصر را دیده بود و محتاج به معرفی به ایشان نبودیم. پس از ورود و مختصری استراحت جویای سلامت احوال بعضی از شاهزاده خانمهای کوچک دیگر از من شدند و بسیار خجل شدم از این که آنها را به اسم تشخیص نمیدادم تا جواب قطعی ایشان را بدهم و اظهار میکردم: چه عرض کنم؟ این شرح حال نشان میدهد تاجالسلطنه قاطی زنان دربار نبوده و با دایه خود بیشتر معاشرت میکرده است. زنان و خواهران خود را به نام نمیشناخته و سرگرمیهای خود را داشته است. در ابتدای خاطرات خود پس از مرگ مادر میگوید که او را دایهای بزرگ کرد که سواد داشت و این امر در سرنوشت او تاثیر زیادی داشت. در همان دوره، از قولی میگوید که به دایهاش داده تا خاطرات روزانه بنویسد و در این امر ثابت قدم بوده است. منبعی برای شناخت زنان عهد قاجار زنان طبقه متوسط نیز در آثار پراکندهای که در این دوره منتشر شده نمایان هستند. بعضی از این آثار را خود زنان نوشتهاند. اولین زن نویسنده عهد ناصری بیبیخانم نامی بوده که به توصیف وضع زندگانی زنان در جامعه مردسالار عهد قاجار پیش از مشروطه پرداخته و کتابش در همان زمان به چاپ رسیده است. بیبی خانم اشرافزاده نبوده و به نوعی نماینده طبقه متوسط به شمار میآمده است. اثر او معایب الرجال به قلم بیبیخانم، یا بیبی فاطمه خانم در ۱۳۱۳ قمری، در پاسخ به رسالهای با عنوان «تأدیب النسوان» نوشته شده است. برای شناخت زنان اشرافی و فرهیخته نیز میتوان از خاطرات شاهزاده خانم دربار قاجار، تاجالسلطنه بهره گرفت. این اثر، روشنگر وضع اندرونی شاه و وضعیت همسران و شاهزادههای آن دربار است. این اثر، به صورت کتاب پس از آن دوره به چاپ رسیده است. منبع خوب دیگر برای شناخت این موضوع، رسانههای مکتوب این دوره به ویژه نشریات خود زنان در زمان قاجار است. مجلاتی چون شکوفه که در صفحه اول آن آمده بود «روزنامهای است اخلاقی، ادبی، حفظالصحه اطفال، خانهداری، بچهداری، مسلک مستقيمش تربيت دوشيزگان و تصفيه اخلاقي زنان، راجع به مدارس نسوان، عجالتآ ماهي دو نمره طبع میشود.» [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:39 ] [ گنگِ خواب دیده ]
مریم عمید، نخستین زن روزنامه نگار ایرانی و پیشگام در فرهنگسازی
جامعهی ایرانی در زمان قاجاریه، عقبماندگیهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زیادی داشت. پس از انقلاب مشروطه، به دلیل تشکیل مجلس ملی و تدوین قوانین مدرنتر، این شرایط رو به تغییر بود؛ اما همچنان زنان با وجود تلاش زیاد، سهم کمی از ادارهی کشور داشتند. آنها حتی در قانون مشروطه، حق رای و فعالیت سیاسی نداشتند. در این شرایط زنان روشنفکر و فعال ایرانی، شروع به مبارزه علیه این شرایط و تغییر آن کردند. مریم عمید یکی از این زنان بود. مریم عمید، از فرزند طبیب بودن تا تحصیل زبان و هنر مریم عمید سمنانی ملقب به مزینالسلطنه در سال 1261 در سمنان به دنیا آمد. او سومین دختر میر سید رضی سمنانی، معروف به رییسالاطباء بود. پدرش پزشک شاه ایران ناصرالدین شاه قاجار و اولین نمایندهی سمنان و شاهرود در مجلس شورای ملی بود. مریم تحصیلات ابتدایی خود را نزد پدرش گذراند و سپس به فراگیری فرانسه و عکاسی مشغول شد. مزینالسلطنه به دلیل حضورش در خانوادهای تحصیل کرده و باسواد و داشتن ذهنی جستجوگر، از تحولات اجتماعی فرهنگی جامعه و جهان آن روزگار مطلع شد. او در شانزده سالگي با عمادالسلطنه (سالور) از شاهزادگان قاجار ازدواج كرد ولي پس از يك سال به علت عدم توافق اخلاقي مجبور به جدايي و طلاق شد. عمید چند سال پس از جدایی با يكي از اشخاص روشنفكر و دانشمند زمان خود به نام قوامالحكماء ازدواج كرد. اين بانوی آگاه حتی هنگامیکه بنا به سنت زمان خود بعنوان یک خانم خانهدار میبایست تنها به امور خانه خود مشغول باشد، از تحصیل و فراگیری غافل نمانده و در اجتماع نیز به فعالیت مشغول بود. قوامالحكماء هميشه در كارهای علمي و فرهنگي مشوق و ياور مزينالسلطنه بود. بعد از فوت قوامالحكماء، مریم تمام وقت خود را صرف امور فرهنگی و تربیت سه فرزند حاصل دو ازدواجش کرد. تحصیل زنان در عصر قاجار در جامعه مردسالار ایران آن زمان، محافظهکاران مذهبی به شدت با تحصیل دختران مخالف بودند. اکثر زنان بیسواد بودند، زیرا خانوادهها اغلب تمایلی به تحصیل دخترانشان نداشتند. نقل است که ناصرالدین شاه قاجار از زنانی که سواد داشتند دل خوشی نداشت و برخی از همسران او که میتوانستند بخوانند و بنویسند، سوادشان را از شاه پنهان میکردند. تاکید بر ضرورت فراگیری علم و دانش توسط زنان و دختران، آن هم در جامعهای که این ضرورت را برنمیتافت و آن را برای کیان خانواده هراسآور میدید، بسیار درخور تامل و توجه است. مزینالسلطنه در چنین فضایی برای تأسیس یک مدرسه دخترانه پیشقدم شد. تاسیس مدرسهی مزینیه: دارالعلم و دارالصنایععمید در سال 1291مدرسهای دخترانه به نام مزینیه تأسیس کرد. مدرسهی مزينيه داراي دو شعبه بود. شعبهی اول در باغ آصفالدوله و شعبهی دوم در كوچهی آبمنگل قرار داشت.
رویای مریم عمید برای آموزش زنانمزينالسلطنه علاوه بر سرپرستي و مديريت مدرسه مزينيه، بازرس امتحاني كليهی مدارس دخترانهی آن زمان بوده و در جلسهی امتحانِ مدارس شركت ميكرد. او همچنین ایدههای زیادی برای بهبود آموزش در ایران داشت. براي نمونه ايجاد آموزشگاه براي تربيت معلم و تخصيص بودجه برای تأسيس مدارس دولتی دخترانه براي اولين بار، از پيشنهادات وی بودند. تاسیس نشریهی شکوفه: جنگ با خرافاتاین زن فعال، همچنین در سال 1292، نشریهی شکوفه را تاسیس کرد. این نشریه روزنامهای اخلاقی، ادبی بود و مسلک مستقیمش تربیت دوشیزگان و تصفیهی اخلاق زنان بود. بعد از سوادآموزی، مبارزه با خرافات رایج و تقبیح آداب و رسوم و عقاید عقبافتاده در میان زنان از دیگر مباحث مهم این نشریه بود. عمید سمنانی از شکوفه برای افشای ظلم و اصلاح افکار ارتجاعی استفاده کرد. طی سالها، محتوای مقالات این نشریه سیاسیتر شد و نقش زنان را در سیاست مطرح کرد. این مقالات زنان را در این راه همپای مردان میدانست. مزینالسلطنه در کنار مقالاتی که برای آموزش زنان داشت پیامها و آموزههایی نیز برای مردان داشت و همیشه آنها را در احترام گذاشتن به زنانشان تشویق میکرد و زن و مرد را در زندگی همراه و درکنار یکدیگر میدید. با توجه به این که شکوفه بیشتر در مدارس دخترانه در بین مدیران، آموزگاران و دانشآموزان زن انتشار مییافت، اهمیت تأثیر مستقیم آن در بین زنان آن روزگار انکارناپذیر است. انتشار این روزنامه تا زمان مرگ مزینالسلطنه (به مدت شش سال) در تهران ادامه یافت. عضویت در انجمن همت عمید علاوه بر فعالیتهای شخصی، از اعضای انجمن همت هم بود. این انجمن توسط مدیران مدارس دخترانه به ریاست خانم نورالدجی تأسیس شد و هدف آن مبارزه با خرید اجناس خارجی و منع واردات آنها بود. یکی از تحریمها منع خرید منسوجات خارجی بود. قرار بر این بود که تمامی مدارس دخترانه اعم از معلمین و دانشآموزان همگی از پارچههای ایرانی استفاده کنند و هر کس سرپیچی کرد از مدرسه اخراج شود و هیچ مدرسه دیگری او را قبول نکند. عقاید مریم عمید و مد قاجاراز عمید، پرترههای محدودی به جا مانده است؛ اما طبق تصاویر باقی مانده در کتابها و مقالات، او با وجود داشتن حجاب، روبنده و چادر قاجاری را بر صورت و سر ندارد؛ اما متن مقالات نشریهی شکوفه دیندار بودن او و متوسل شدنش به دین اسلام برای قانع کردن مخاطب را تایید میکنند. طبق این مقالات، مزین السلطنه فردی میانهرو بود. مرگ و میراث مزینالسلطنهمزینالسلطنه زن روشنفکری بود که فعالیتهای اجتماعیاش، او را به چهرهای مبارز در دورهی مشروطه تبدیل کرد. عمید سمنانی در شهریور 1298 در سفری به زادگاهش سمنان بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در زمان مرگ 37 سال داشت. با مرگ او نه تنها از حضور زنان در عرصههای اجتماعی کم نشد؛ بلکه اقدامات ماندگار او به عنوان یک زن در دوران خفقان شروعی شد برای حضور زنان دیگر که از اندرونیها بیرون آمدند و در عرصههای مختلف خود را نشان دادند [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:38 ] [ گنگِ خواب دیده ]
پروانه ای که قصد خود سوزی [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]
انگار تمام نطفه ها [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:11 ] [ گنگِ خواب دیده ]
برای یافتنَت ما خودمان، خودمان را منقرض کردیم! [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:10 ] [ گنگِ خواب دیده ]
آیینه باران تمنا [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]
زندگی و مبارزات امیر سید عماد الدین نسیمینسیمی یکی از شاعران بزرگ مکتب حروفیه آذربایجان است. مکتب حروفیه در دوره امیر تیمور گورکانی توسط حسین فضل الله تبریزی در آذربایجان پایه گذاری گردید. حروفیه دارای جهان بینی شیعه ـ اسلامی بوده و به نقش «حروف» در زندگی اعتقاد داشت. پیروان فضل الله چون اکثرا عقاید خود را با حروف و اعداد بیان می کردند بدین جهت به «حروفیه» معروف شدند. آنها در مورد اساس آفرینش کاینات معتقد بودند که زمین و آسمانها با اداء کلمه «کُن» (شو، باش) از طرف خداوند موجود گردیده است آن ذات که امر «کُن» چو فرمود گردید سماء و ارض موجود لذا اگر خداوند همین حروف را از ذات اشیا بیرون بکشد چیزی از اشیاء که قایم به وجود آن حروف هستند باقی نمی ماند و جهان ویران می شود: گر کلام حق تعالی را ز شی در کشی چیزی نمی ماند ز وی اگر از مباحث کلامی مکتب حروفیه اغماض کنیم آنها در مسائل اجتماعی معتقد به برابری انسانها بوده و چون انسان را بعنوان «خلیفه الله» یعنی جانشین خدا در زمین می دانستند لذا معتقد بودند که انسان به علت داشتن همین صفت دارای حق و حقوق الهی است و نباید این حق و حقوق پایمال قدرت قدرتمندان گردیده و از کله انسانها، که چهره اش همچون وجه الله (صورت خدا) می باشد، نباید مناره ها ساخته شود و بدین ترتیب با استدلالات ساده و پیچیده دینی ـ فلسفی به جایگاه رفیع انسان در آفرینش و نقش خدا گونگی آن در اجتماع تاکید و در این راه جان خود را نیز فدای همنوعان خویش می کردند. نسیمی یکی از متفکران و مبارزان این مکتب بود که معتقد به مساوات و حقوق برابری زبانها بود و زبان ترکی آذربایجانی زبان گفتاری و نوشتاری بیشتر پیروان این مکتب محسوب می شد. نسیمی عاقبت در راه مبارزه در راه حق و برابری انسانها در شهر حلب دستگیر و به اعدام محکوم و پوست از تنش بر کندند. این مقاله شرح کوتاهی از زندگی و مرگ پر افتخار اوست. ■ نام مؤلف کتاب «کنوزالذهب فیتاریخ حلب» که از مورخین معاصر نسیمی است نام او را «علی» میداند و این نام در منابع حروفی از قبیل «شرح عرشنامه» و «وصیت نامه فضلاللـه» تأیید گردیده است. در وصیت نامه با تأکید بر «سید» بودن او آمده است: «علی محرم است او را با خود ببرند. سیدعلی باید که در خدمت تقصیر نکند. وقت کار است ضایع نماند.» ۱ در شرح عرشنامه نیز با تأکید بر عنوان «امیر» در اول اسم نسیمی آمده است: «خلیفهی فضلاللـه و واقف اسرار سرایر کلاماللـه امیر سید علی نور اللـه قبره فرموده است.» ۲ گویا نسیمی در دورهی اول شاعری، اسم خویش را به عنوان تخلص به کار میبرد چنانچه در اشعار مختلف این تخلص آمده است:
بیا بشنو «علی»، اسرار معنی زعشق یـار وز وصل حبیبم
پیش وجهت هالک آمد جملهی اشیا «علی» شاد زی زان روی خرّم، گو بمیر از غم رقیب ۳ ابنحجر عسقلانی یکی دیگر از مورخین معاصر نسیمی در کتابش نام او را «نسیمالدین» میداند که به احتمال قوی باید لقب اولیه نسیمی بوده باشد نه نامش. ■ لقب و تخلص شعری گویا نسیمی قبل از حروفیگری لقب «نسیم الدین» را داشت که بعداً به عللی آن را به «عماد الدین» تغییر داد. کمال الدین حسین گازرگاهی در کتاب «مجالسالعشاق» خود او را «امیر عماد الدین» مشهور به نسیمی میداند۴ این لقب عماد الدین به صورت مخفف آن، گاهی به عنوان تخلص شعری او نیز به کار رفته است: روزی اگر به کوی مراد می رسی «عماد» آنجا مقام توست، گذر کن که منزل است
نسیمی در مواردی «ابوالفضل» نیز تخلص کرده است: حرف ما ابجد عشق است چه داند نحوی منطق الطیر «ابوالفضل» زبان دگر است
او قبل از اختیار تخلص «نسیمی»، تخلصهای «سید»، «هاشمی»، «حسینی» نیز داشت. در میان این تخلصها به نظر میرسد که تخلص نسیمی آخرین تخلص اوست چه اشعار سروده شده با این تخلص در اوج قدرت و استحکام است. ■ در مورد عنوان «امیری» نسیمی در منابع و مآخذی از قبیل استوانامه، مجالسالعشاق، شرح عرشنامه، دیوان نسخه خطی کتابخانه سنا و دیوان نسخهی خطی کتابخانه تبریز متعلق به حاجیمحمد نخجوانی از نسیمی با عنوان «امیر» یاد گردیده و در سر عنوان نسخه خطی کتابخانه تبریز آمده است: «هذا دیوان سید العارفین والعاشقین قطب المحققین امیر عماد الدین سید نسیمی سلام اللـه علیه». امیر در لغت به معنی امر و فرمان دهنده و فرمانده میباشد و در بادی امر چنین به نظر میرسد که عنوانی بیربط یا تزیینی برای عمادالدین نسیمی است ولی اگر به یاد آوریم که حروفیه دارای «خط مشی مسلحانه» بوده و همواره «حجت قاطع» (دلیل محکم) را غیر از کلام (کتاب جاویدان نامه)، «سیف بتّار» (شمشیر برّان» میدانستند و از قول فضل میآوردند که: حجت قـاطع بـه غیـر این کلام نیست غیر از سیف بتّار والسلام
و نیز با عنایت به این که آنها همواره در آرزوی به دست آوردن تیغ (شمشیر) برای جهاد با منکران بودند و میگفتند: گر به دست آریم ما یک روز تیغ شکر حق گوییم وگرنه صد دریغ
لذا میتوان به راحتی متوجه گردید که حروفیه در بین خود دارای تشکیلات و حتی «شاخهی نظامی» نیز بودند که در شرایط خاص، ترور و قیام نیز میکردند. احتمالاً سید عمادالدین نسیمی نیز علاوه بر «شاخهی تبلیغات» در سمت رهبری یکی از «شاخههای نظامی» حروفیه نیز بود. این نظر را وجود لقب امیر در نام های عدهای از حروفیان از قبیل امیرکلیم اللـه و امیر نوراللـه از فرزندان فضل که این آخری دارای القاب «سرور شهیدان» و «فضل الشهدا» ست تأیید میکند. به ویژه این که امیر نوراللـه از طراحان ترور شاهرخ تیموری پادشاه ایران و توران بود و احتمالاً به همراه سایر دستگیر شدگان بعد از شکنجههای بسیار اعدام شده است. همچنین میدانیم که از بین نُه خلیفه فضل، تنها دو نفر یعنی امیر عمادالدین نسیمی و امیردرویش علی کیوان دارای لقب امیری بودند و این نیز احتمالاً نشانگر سمت آنها در «شاخه نظامی» حروفیه بود. نظر دیگر در مورد عنوان امیری چنین است: میدانیم که به سیدها در زمان قدیم «شاه» میگفتند مثل شاه نعمتاللـه ولی، شاه قاسم انوار، شاه فضل ولی و «این ظاهراً باید بدان سبب باشد که معتقدان به حروفیه که سلطنت معنوی برای فضلاللـه استرآبادی قائل بوده و او را «شاه فضل» مینامیدهاند برای مریدان و خلفای او نیز امارت معنوی قایل شده و از این رهگذر نام نسیمی با عنوان امیر همراه گشته است.»۵
■ محل تولد نسیمی در مورد محل تولد نسیمی اتفاق نظری در مراجع و منابع وجود ندارد. لطیفی در تذکرهالشعرای خود او را از دهکدهی «نسیم» حومه بغداد میداند۶ این نظریه از طریق لطیفی به تذکرهالشعرای قنالیزاده نیز راه یافته و قنالیزاده با اخذ نظر او از بابت تطابق تخلص با محل تولد نسیمی در تذکره خود مینویسد: «دیار بغداددن ناحیهی نسیمدن وزان اولمغله مخلص مزبورایله و سیم اولموشدور» یعنی «از ناحیه ی نسیم دیار بغداد وزان گردیده و با آن تخلص نیز تطابق زیبایی انجام داده است.»۷ این نظریه از سوی یک نویسنده حروفی نیز مورد قبول واقع شده است.۸ اما مؤلف تاریخ عراق این قول را تأیید نکرده و متذکر شده که اصلاً چنین دهکدهای در حومه بغداد وجود نداشته و معتقد است که نسیمی در معیت فضلاللـه به بغداد رفته و یا از ترکمانان مهاجر به بغداد بوده است۹ لذا او نسیمی را عراقی و ساکن بغداد نمیداند بلکه همچون مسافر و مهاجر از ایشان یاد میکند. «ابن عماد الحنبلی» مؤلف «شذرات الذهب فیاخبار من ذهب» نسیمی را متولد «تبریز» دانسته و از او با پسوند «تبریزی» نام میبرد.۱۰ در این میان «عاشق چلبی» در تذکرهالشعرای خود نسیمی را از ترکمانان شهر «آمد» میداند.۱۱ یکی دیگر از شهرهایی که در تذکرهها به عنوان محل تولد نسیمی آمده است شهر شیراز است. جلالی پندری در کتاب خویش در مورد مراجعی که بر شیرازی بودن نسیمی تأکید دارند مینویسد: « برخی از اصحاب تذکره که منبع و مآخذ آنها تذکره ی عرفات العاشقین (تألیف در سال ۱۰۲۳ هجری) بوده است به تبعیت از عبارت اوحدی بلیانی: «سید جلال الدین نسیمی مولدش از الکای شیراز است.»۱۲ او را شیرازی دانستهاند از آن جمله محمدبن دارابی شیرازی در تذکره ی لطایف الخیال (تألیف در ۱۰۷۶)۱۳ و واله داغستانی در ریاضالشعرا (تألیف در ۱۱۶۱)۱۴ و رضاقلیخان هدایت در ریاضالعارفین (تألیف در ۱۲۶۰)۱۵ نویسندهی مزارات تبریز (تألیف در قرن یازدهم هجری) نیز او اهل بیضای فارس دانسته است.۱۶ مولفان دیگر نیز که مرجع و مآخذشان ریاضالعارفین بوده به تبعیت از هدایت او را «شیرازی» دانستهاند از جمله صاحب فارسنامهی ناصری و «ریحانهالادب»۱۷٫ اگر نسیمی را چنانچه مؤلف «فارسنامهی ناصری» مینویسد اهل «زرقان فارس» بدانیم طبیعتاً باید نسیمی را از «ترکان شیراز» و به ویژه از «ایل قشقایی» باید محسوب بداریم. از تواریخ حروفیه این را میدانیم که نسیمی در حدود ۱۹ـ ۱۸ سالگی توسط علیالاعلی برادر و جانشین فضل جلب مکتب حروفیه گردیده است. این را نیز میدانیم که خود علیالاعلی در اثر تشویقها و اصرارهای یک جوان شیرازی به نام «علیشاه شیرازی» به سرودن شعر روی آورده است چه خود علیالاعلی در توحید نامه به این مسئله چنین اشاره میکند: داشتم یاری عزیزی نوجوان نورسیده برده علم از کهنگان بود شیرازی علیشاه او بنام درشد از فضل در دارالمقام
دایماً درخواست کردی زین فقیر کانچه مییابی تو از فضل کبیر
بهر ارشاد خلایق مینویس تا از آن با علم حق گردند انیس داد چون توفیق فضل رهنما شد قبول آن التماس پاک را چند رمزی آنچه بر خاطرگذشت شد پدید از اصل و فرع هفت و هشت نکتهای در جاودانی نامهاش گشت مکنون از مبارک خامهاش۱۸
و نیز «میدانیم که در بین بیش از هفتاد نفر از یاران و مریدان فضلاللـه که نامشان در کتابها و رسالههای این پیروان ضبط گردیده نام چند تن از آنها علی بوده، تنها علیالاعلی و سید علی عمادالدین نسیمی هستند که شاعر بودهاند و باز تنها علیای که شیرازی بوده همین سید نسیمی میباشد و به کار بردن نام علیشاه در آن دوران حکایت از سیادت وی دارد.»۱۹ از طرف دیگر دانشمندان و ادبای جمهوری آذربایجان با تحقیقات خود معتقدند که نسیمی اهل «شیروان» و از منطقه «شماخی» بوده است چنانچه پروفسور حمید آراسلی به همین مورد اشاره کرده مینویسد: «از پژوهشهای ادبای آذربایجان نیز آشکار شده است که شاعر (= نسیمی) اهل شیروان است.»۲۰ مسئله شیروانی بودن نسیمی را شاید متن وصیتنامه کمی در سایه قرار دهد و گفته های علیالاعلی نیز مزید بر علت گردد چه از تاریخ حروفیه برمیآید که آنها در شیروان نتوانسته بودند جای پایی برای خویش پیدا کنند و اهل شیروان با مسئله حروفیه خصمانه برخورد میکردند چنانچه فضلاللـه به صراحت میگوید که در تمام عمرش در شیروان دوست و آشنایی نداشته و شروان به منزلهی کربلای او محسوب میشود: در همه عمرم مرا یک دوست در شروان نبود دوست کی باشد کجا ای کاش بودی آشنا من حسین وقت و نااهلان یزید و شمر من روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا
در صورتی که اگر نسیمی اهل شروان بود مطمئناً دارای دوست و فامیل و آشنایی در شروان میشد و فضلاللـه با چنین صراحت ذکر نمیکرد که از اهل شروان کسی همراهی او را نکرده است! پس آن همه همراهی و جانفشانیهای نسیمی چگونه در حکم کلی «یک دوست» نمیگنجد؟! نهایت این که با نگرشی به پسوند مکانی نسیمی این مسئله روشن میشود که منابع اولیه او را به صورت «بغدادی»، «بغدادی تبریزی»، «تبریزی» و «شیرازی» و… چون نوشتهاند با رد نظریه بغدادی و عدم وجود دهکده نسیم در حومه بغداد چنین به نظر میرسد که شق «تبریزی» بودن اصلح و صحیح باید بوده باشد چه «ابن عماد الحنبلی» مؤلف «شذرات الذهب فیاخبار من ذهب» نسیمی را به صراحت «تبریزی» میداند.۲۱
■ سال تولد و شهادت از سال تولد نسیمی در تذکرهها و منابع سخنی نیست ولی از آنجایی که او در سنین نوجوانی جذب مکتب حروفیه گردیده و در سال ۸۰۴ هجری یا ۷۹۶ هجری در زمان قتل فضل در سنینی بود که به مقام خلیفهگی فضل نایل گردیده بود اگر این سن را در حدود ۲۵ سالگی نسیمی بگیریم تولد او را میتوان سال ۷۷۹ ه. ق دانست که با توجه به مرگ او در سال ۸۲۰ یا ۸۲۱ و به روایتی در سال ۸۲۷ سن او را در حین شهادت چیزی در حدود ۴۱ تا ۵۸ سال میتوان تخمین زد. «س ـ جویا» نویسندهی مقدمهی دیوان فارسی فضل اللـه با استناد به تحقیقات محققین جمهوری آذربایجان مینویسد: «سال تولد نسیمی را ۷۴۸ هجری شمسی حدس میزنند و تاریخ وفاتش را سالهای ۷۸۳ ـ ۸۹۶ ـ ۸۰۴ هجری شمسی نوشتهاند. مؤلفین تاریخ ادبیات آذربایجان که در شوروی تحقیقات زیادی دربارهی شاعر کردهاند سال ۷۹۶ را صحیح میدانند.»۲۲
■ عضوگیری به مکتب حروفی نسیمی در عنفوان جوانی توسط علیالاعلی برادر فضل اللـه نعیمی جذب مکتب حروفی شد و از شاگردان خاص علیالاعلی خلیفه اول فضل گردید. نویسنده حروفی استوانامه به صراحت بر این مسئله تأکید دارد. غیاث الدین محمد نویسنده استوانامه مینویسد: «این فقیر از حضرت ایشان (علیالاعلی) به رسم لطیفه سئوال کردم و گفتم که چون است که امیر سید نسیمی که کمینه از شاگردان و هدایت یافتگان شما بودند این همه دعوی انانیت کردهاند؟»۲۳ این مسئله به روشنی نشان میدهد که نسیمی از شاگردان و عضوگیری شدگان علیالاعلی بوده است. در ضمن لازم به توضیح است که نام علیالاعلی در حقیقت «علی» بود ولی جهت دوری از اشتباه و تخلیط با علیهای دیگر او را «علیالاعلی» یعنی علی بزرگتر و والاقدرتر مینامیدند. این را نیز می دانیم که نام فضلاللـه که برادر بزرگتر علیالاعلی است حسین بود و او خود در اشاره به همین مسئله گفته است اگر چه حضرت علی بر امام حسین از نظر تاریخی تقدم زمانی داشته است ولی در خانواده آنها حسین بزرگتر و علی برادر کوچکتر بود: اولین آمد حسین، آخر علی با کهین از مهتر آمد کاملی به هر حال «علی» فردی است که نسیمی را به مکتب حروفیه وصل کرده است.
■ علاقه به شعر و شاعری نسیمی از همان نوجوانی علاقه خاصی به شعر و شاعری داشت و حتی در این راه به قدری مُصر بود که توانست استاد خویش علیالاعلی را نیز به سوی شعر جذب کند. علیالاعلی در توحیدنامه به این «نوجوان نورسیده» که دارای علم کهنگان و پیشنیان بود و اصرار میکرد که او تعلیمات فضل را برای ارشاد خلایق بنویسد اشاره کرده است: داشتم یاری عزیزی نوجوان نورسیده برده علم از کهنگان بود شیرازی علیشاه او بنام درشد از فضل در دارالمقام دایماً درخواست کردی زین فقیر کانچه مییابی تو از فضل کبیر بهر ارشاد خلایق مینویس تا از آن با علم حق گردند انیس داد چون توفیق فضل رهنما شد قبول آن التماس پاک را چندرمزی آنچه بر خاطرگذشت شدپدید از اصلوفرع هفت و هشت
نکتهای در جاودانی نامهاش گشت مکنون از مبارک خامهاش۲۴
عاقبت علاقه به شعر و شاعری او را به وادی ادبیات کشاند و او توانست در سه زبان ترکی، فارسی، عربی سه دیوان مهم برای علاقمندان به یادگار بگذارد. دیوان ترکی نسیمی و صلابت و استحکام شعری او نشان میدهد که هیچ ستارهای ادبی در قرون وسطا درخشندگی نسیمی در ادبیات آذربایجان را ندارد.
■ رسیدن به مقام خلیفهگی در مکتب حروفیه نسیمی با طی مدارج ترقی در مکتب حروفیه با شور و علاقه و عشق و ایمانی که به مکتب جدید شیعه از خود نشان میداد به سرعت به مقامات بالای مکتب حروفیه رسید و به زودی توانست به مقام «سلطان العارفین و برهان المحققین» و «سید العارفین و العاشقین، قطب المحققین»۲۵ نایل آمد. نسیمی به قدری در نزد فضل اللـه صاحب شأن و حرمت بود که در وصیت نامه توصیه میگردد که یکی از دختران فضلاللـه با او ازدواج نماید. نسیمی بعد از شهادت فضل به مقام خلیفهگی او رسید و یکی از نُه خلیفه یعنی جانشین فضل گردید.
■ سفرهای تبلیغاتی نسیمی نسیمی بعد از گرویدن به مکتب حروفیه و بعد از رسیدن به مقامات بالا و درجات والا به همراه فضلاللـه و سایر حروفیان دست به سفرهای تبلیغاتی زد. او مدتی را در بغداد گذرانید و به همین علت از طرف بعضی تذکرهنویسان دارای پسوند «بغدادی» گردید. مدتی را در شیروان و بعد مدت زمانی را نیز در باکو به کارهای تبلیغی پرداخت. وقتی محیط باکو برای تبلیغ مساعد نگردید او باکو را ترک کرد: ای نسیمی چـون خـدا گفت: ان ارضی واسعه خطهی باکویه را بگذار که این جای تو نیست
او به سرزمین آناطولی نیز مسافرت کرده و در بین علویان آنجا نیز بود. تردیدی نیست که در این مسافرتهای تبلیغی اسامی و القابی مستعار برای خود انتخاب میکرد تا از دست مأمورین رژیمهای مختلف در امان بماند لذا وفور تخلص او از قبیل «علی» «سید»، «حسینی»، «هاشمی»، «ابوالفضل»، «عماد» و «نسیمی» در این رابطه است. آخرین سکونتگاه نسیمی شهر حلب در سوریه بود که در این شهر دستگیر و به دنبال یک دادگاه انگیزسیونی پوست از تنش برگرفته شد.
■ مجلس آلاداغ و مطرح شدن مباحث زبانها نسیمی در سفرهای تبلیغاتی به ناحیه کوهستانی آلاداغ میرسد. در آنجا مجلسی منعقد و حروفیان به مباحث دینی میپردازند. در این مجلس به غیر از دراویش عادی، دراویش بلند پایه حروفی از قبیل علیالاعلی، نسیمی، حاج عیسی بدلیسی، مولانا حسن حیدری، درویس محمد تیرگر، سید تاج الدین، سید مظفر و غیاث الدین محمد نویسنده کتاب «استوانامه» حضور داشتند. حاج عیسی بدلیسی مطرح میکند که در بهشت تکلیف نیست و ما میگوییم که در بهشتیم پس بر ما میباید که تکلیف نباشد. مسئله را از علیالاعلی می پرسند و علیالاعلی میگوید که باید نماز خوانده شود چه در کتاب «محبتنامه الهی»، فضلاللـه نیز بر خواندن آن تأکید کرده است. مسئله دیگری که مطرح میشود مبحث زبانهای عالم است. محمد تیرگر که از مازندران آمده و فردی شعوبی بود معتقد است «همه زبانها به جز عربی و فارسی باید محو گردد زیرا این دو زبان ]اهل[ بهشت است.»۲۶ مؤلف «استوانامه» یعنی غیاث الدین محمد این مسئله را ناقض عقاید و اصول حروفی دانسته میگوید که فضل گفته است: «با زبانهای مختلف بیا و برو و بگیر و بده.»۲۷ حتی فضل در ترجیع بند معروف خود میگوید: گر زانکه به حق زدیم انا الحق از ما طلب ای پسر خدا را چو از سر این و آن گذشتی دادیم به خون خود گواهی ماییم چو مظهر الهی «میگویی به هر زبان که خواهی» سیمرغ جهان لامکانیم مقصود زمین و آسمانیم۲۸
حتی علیالاعلی در «اسکندرنامه» در بحث «آب» میگوید به آب، چه آب به فارسی، چه «ماء»، به عربی و چه «سو» به زبان ترکی، هر کدام را میخواهی بگو چون نامها اثری در هویت و واقعیت آب ندارد: آب شی هست از اشیا بدان آنکه او در جوی میباشد روان گر کسی پرسد ز تو که چیست این در جوابش میدهی آب است این نیست غیرآب چیزی ای فتا (جوان) خواهی «آب»اش گو و خواهی «سو» و «ماء»۲۹
مسلماً چون نسیمی از خلفای فضل اللـه و آشنا به تعالیم کامل مکتب حروفی بوده به رد این نظریه شوونیستی پرداخته است چه او تا پایان عمر و حتی در آخرین لحظه حیات دست از زبان مادری خود ترکی برنمیدارد، چنانچه نوشتهاند در موقع اعدام و پوست کندن شاعر، یکی از مفتیان (فتوا دهندگان) حاضر میگوید: «این شخص آنچنان پلید و ملعون است که اگر خونش به نقطهای از بدن یک نفر مسلمان آلوده گردد باید آن قسمت را برید و دور انداخت. در این هنگام ناگهان قطرهای از خون نسیمی روی انگشت مفتی میجهد. حاضرین میگویند طبق فتوای خودت باید انگشت خود را ببرید. آن مرد دستپاچه شده میگوید: «من این حرف را به عنوان مثال گفتم و مقصودم این نبود که واقعاً باید این کار کرده شود. نسیمی که با آن حال زار و دردناک ناظر جریان بود به زبان مادری خود ترکی این بیت را میخواند: زاهدین بیر بارماقین کسسن دؤنر حقدن گئچر گؤر بـو مسکین عاشقی سرپـا سویالار آغلامـاز
یعنی اگر یک انگشت زاهد را ببرند از راه و روش خود برمیگردد و حق را انکار میکند ببین که این عاشق مسکین را سر تا پا پوست میکنند و نمیگرید. «در سروده شدن شعر از طرف نسیمی هیچ شکی نیست و مفهوم آن عین حقیقت است.»۳۰ پس نسیمی جواب یاوههای «محمد تیرگر» را حتی در پای چوبهی اعدام و کنده شدن پوست خود در آخرین لحظات حیات هم داده و به «زبان مادری» خود یعنی «ترکی آذربایجانی» وفادار مانده و معتقد میشود که اگر بهشت را حتی در این دنیا یا آن دنیا نیز بگیرند باز زبان ترکی لازم و ملزوم چنان بهشتی است و پتهی «حدیث سازان جعلی شعوبی» را نقش بر آب میکند. نفوذ شوونیزم شعوبی در افکار صوفیان به قدری چشمگیر و فاجعهآمیز است که حتی در زمان مولوی نیز به وضوح خود را مینمایاند و این به اصطلاح صوفیان که باید در «فنا فیاللـه» غرق شوند گویی در تعصب و عصبیت «خاک و زبان» غرق شده و «خاک و زبان» خود را برتر از هر خاک و زبانی میدانستند. چقدر شرمآور است که صوفیی در جمع بزرگان با انتقاد از پیروی مولوی از شمس تبریزی بیهیچ شرم و آزرم و حیایی افسوس میخورد که چگونه پسر بهاءالدین ولد یعنی مولوی، پیروی شمس تبریزی را میکند مگر «خاک خراسان» چنان ذلیل و خوار گردیده است که پیروی از «خاک تبریز» نماید: «و صوفیی در مجمع مشایخ گفته بوده که دریغا نازنین پسر بهاء ولد بلخی، مُتابِعِ تبریزی بچهای شد، خاک خراسان، متابعت خاک تبریز کند؟» (مقالات شمس تبریزی، تصحیح و تعلیقات احمد خوشنویس، مؤسسه مطبوعاتی عطایی، تهران، ۱۳۴۹، ص یو»
■ از دستگیری تا دادگاه انگیزسیونی نسیمی «در شام رئیس حروفیان» بود۳۱ شام یا شامات به منطقه وسیعی از کشور سوریه گفته میشد که شهر حلب نیز از توابع آن بود. «در آن هنگام در شهر حلب طوایف ترک زبان زیادی سکونت داشتند ]منجمله قبیله شاملو که یکی از قبایل ترک مشهور قزلباش در تشکیل دولت صفوی بود[ شاعر در اینجا پیروان و طرفداران زیادی را دور خود گرد آورده و در مقیاس وسیعی به اشاعهی افکار خود میپردازد. شاید هم بسیاری از حروفیون که مورد پیگیرد قرار گرفته بودند از باکو و شماخی به این شهر آمده باشند. شاعر در حلب رحل اقامت افکنده و مدت مدیدی با عائلهاش در آن شهر سکونت گزید.»۳۲ گفته شده روزی جوانی حروفی از سر شور و ذوق و جذبه یکی از اشعار نسیمی را درملاء عام و در میادین شهر حلب میخواند. جوان را دستگیر کرده از او نام گوینده شعر را میپرسند. جوان حروفی برای این که به نسیمی صدمه و آزاری نرسانند خود را گوینده و سراینده شعر معرفی میکند. جوان را محاکمه و محکوم به مرگ کرده و پای چوبه دار میآورند. «در همین هنگام نسیمی که به منظور وصله انداختن به کفشهای خود در دکان پینه دوزی نشسته بود همین که از ماجرا آگاه میشود خود را به میدان مجازات میرساند. در آخرین دم به فریاد دوست جوان خود میرسد و اعلام میدارد که گویندهی آن شعر اوست و بدین ترتیب جوان را آزاد میسازد.»۳۳ مأمورین رژیم مملوکی مؤید السلطانی که حاکم مصر بود از این حس اتفاق شاد گردیده و نسیمی را دستگیر و به زندان منتقل میکنند. بعد، دادگاهی از طرف رژیم مملوکی برپا و نسیمی را به محاکمه میکشانند. اولین گزارش تاریخی از این دادگاه انگیزسیونی را ابوذر احمدبن برهان الدین الحلبی» (متوفی ۸۸۴) در کتاب خود بدین صورت میآورد: «در روزگار یشبک ](یاش بک)[، علی نسیمی زندیق کشته شد. در عدالتخانه در حضور شیخ ما ابنخطیب الناصریه و شمس الدین ابن امین الدوله که در این هنگام نایب شیخ عزالدین بود و قاضیالقضاه فتح الدین المالکی و قاضی القضاه شهاب الدین الحنبلی مشهور به ابن الخازوق نسبت به کلمات منسوب به نسیمی و این که برخی اشخاص نادان را اغواء نمود و آنان او را در راه کفر و زندقه و الحاد تبعیت کردهاند، ادعا شد. پس ابن الشنقشی الحنفی در حضور قضاه و علمای شهر برای طرح دعوی برخاست. آنگاه نائب به او گفت: اگر آنچه را که دربارهی او میگویی به اثبات نرسانی تو را خواهیم کشت. پس او از طرح دعوی گذشت و نسیمی چیزی بر کلام او نیفزود جز گفتن شهادتین و نفی آنچه که علیه او گفته شده بود.۳۴ پس در این هنگام شیخ شهاب الدین ابن هلال در عدالتخانه حاضر گردید و بر فراز دست قاضی مالکی نشست و در این مجلس فتوی داد که نسیمی زندیق است و باید به قتل برسد و توبهی او پذیرفته نیست. و همین که او بر فراز دست قاضی مالکی نشست به سوی او برگشت و به مالکی گفت: چرا او را نمیکشی؟ مالکی گفت: آیا به خط خود مینویسی که باید کشته شود؟ گفت: آری. پس برای او صورتی از فتوا نوشت و آن را بر شیخ ما ابنخطیب الناصریه و دیگر قضات و علمای حاضر عرضه کرد پس آنها با آن موافقت نکردند. آنگاه مالکی به او گفت: اگر قضات و علما موافق تو نباشند چگونه میتوانیم او را به قتل برسانیم؟ و افزود: من او را نخواهم کشت زیرا سلطان مرا مأمور داشته که در این امر نیک بنگرم تا فرمان سلطان چه باشد. آن مجلس در این هنگام از هم گسیخت و نسیمی را به زندان قلعه باز بردند. سپس فرمان سلطان مؤید رسید مبنی بر این که از او پوست برگرفته شود و جنازهاش هفت روز در شهر حلب در معرض تماشای عام گذارده شود. آنگاه اعضای بدنش جدا گردد و برخی از اعضای او جهت علی بک بن ذی العاذر ](ذوالقدر)[ و برادرش ناصر الدین و عثمان قرایلوک که نسیمی عقاید آنان را فاسد کرده فرستاده شود. پس چنین کردند و این مرد کافر و ملحد بود. پناه میبریم به خدا از قول و فعل او و دارای اشعار لطیفی نیز بود.»۳۵
■ فاجعهی شهادت (از اخراج خاک به معراج افلاک) با این که غیر از شیخ شهابالدین بن هلال تمام قاضیان و قاضیالقضاتان به ویژه قاضیالقضات فتح الدین مالکی، قاضی القضات شهاب الدین الحنبلی، قاضی ابن خطیب الناصری و قاضی شمس الدین بن امین الدوله که جانشین شیخ عزالدین بود حکم به برائت نسیمی از اتهامات وارده داده بودند و حتی با توجه به اداء کلمه طیبهی شهادتین از طرف نسیمی که با اداء آن هیچ فردی نمی تواند مسلمانیت و اسلامیت را از فرد اداء کننده آن در غیر از شرایط خاص ـ ازجمله عدم اعتقاد صریح به توحید و نبوت ـ از گوینده آن جدا نماید با این همه با اصرار در قتل نسیمی از سوی ابن هلال موضوع به مؤید السلطان پادشاه مصر گزارش و با اعمال نفوذهای ابن هلال حکم قتل امضاء و عودت داده شد. امیر یشبک (یاشبک) مأمور اجرا گردید و نسیمی از زندان به میدان اعدام آورده شد. شیخ ابنهلال جهت تحکیم حکم سلطان مؤید فتوا داد که: «این شخص آن قدر ملعون است که حتی اگر یک قطره از خون وی به جایی بچکد باید آن را برید و به دور انداخت. تصادفاً قطرهای از خون شاعر بر روی انگشت همین روحانی میچکد. مردم از او میخواهند که انگشت خود را بنا به فتوای خویش قطع کند. آن روحانی نیز برای حفظ انگشت خود میگوید که من به عنوان مثال این حرف را گفتم.»۳۶ نسیمی وقتی این بیشرمی را از آن زاهد میبیند با صدای رسا در میدان اعدام میخواند: زاهدین بیر بارماقین کسسن دؤنر حقدن گئچر گؤر بـو مسکین عاشقی سرپـا سویالار آغلامـاز۳۷
شاعر میرفرخی گیلانی در مورد این پوست کندن نسیمی در بیتی حق مطلب را چنین اداء مینماید: نسیمی چون وزید از جانب دوست نسیـمی را بــرون آورد از پــوست
نسیمی هوشیاری و حاضرجوابی خود را تا دم آخر حیات حفظ میکند «این بزرگ مرد خطهی آذربایجان در پای دار پاسخ دندان شکنی را که بابک فرزند قهرمان آذربایجان در بغداد به خلیفه عباسی داده بود برای زاهدان و حکام شهر حلب میدهد و خاطرهی جانبازیهای آن پهلوان و قهرمان را در خاطرهها زنده مینماید. وقتی در اثر پوست گرفتن خون زیادی از او میرود و رنگش در اثر کمخونی زرد میشود یکی از زاهدان ظاهربین به تمسخر میپرسد: تو که «انالحق» میگفتی و ادعای خدایی میکردی پس چرا از ترس رویت زرد شده؟ نسیمی جواب میدهد: من خورشید آسمان عشق و محبتم که در افق ابدیت طالع شدم، خورشید نیز به هنگام غروب زرد میشود. آن دم کــه اجــل مـوکـل مـرد شـود آهـم چـو دم سحـرگهـی ســـرد شـود خورشید که پردلتر از آن چیزی نیست در وقـت فــرو شـدن رخـش زرد شـود۳۸
■ روایتهای دیگر از فاجعه شهادت ـ روایت مسلمانان شهر عنتاب آناطولی دو روایت دیگر از فاجعه شهادت امیرسید علی نسیمی درمیان است که یکی متعلق به مسلمانان شهر عنتاب آناطولی و دیگری از پیروان اهل حق است. در روایت مسلمانان آناطولی شهر عنتاب آمده است: «نسیمی در شهر عنتاب بود و یکی از دوستان نزدیک والی (استاندار) به شمار میرفت. مغرضان در صدد برمیآیند که بین او و والی عداوت ایجاد نمایند. بدین منظور یک نسخه از سورهی یاسین را در تخت کفش او جای میدهند. آنها در محضر والی از او میپرسند که عقیدهی وی دربارهی کسی که سورهی یاسین را در تخت کفش خود میبرد چیست. نسیمی پاسخ میدهد که باید پوست آن شخص را برکنند و او را رسوا و مفتضح سازند. آنگاه به او میگویند که تو با این ترتیب در حق خودت فتوا دادهای. پس سورهی یاسین را از تخت کفش او خارج ساخته و پوست او را برمیکنند. گویا او پوست خود را برمیدارد و تا حلب نیز به همان حال میرود و در آنجا میمیرد.»۳۹ در این روایت فولکلوریک مردم مسلمان عنتاب مسئله بیگناهی نسیمی دارای حائز اهمیت است و گویا این روایت فولکلوریک نیز براساس همان بیگناهی نسیمی تنظیم گردیده است ولی چون از نظر تاریخی مردم عنتاب میدانند که نسیمی در حلب به شهادت رسیده است لذا در آخرسر علاوه میکنند که او در همان حالی که پوست کنده شدهی خودش را برداشته بود به همان حال به شهر حلب رفته در آنجا میمیرد.
ـ روایت اهل حق در روایت اهل حق آمده است که روزی نسیمی از قبرستانی میگذشت. دید که مردهای را در قبر تلقین میدهند. نسیمی اظهار مینماید تلقین برای مرده فایدهای ندارد چه اگر فرد مرده دارای کردار و افعال خوب باشد به او صد برابر عمل خوبش ثواب میدهند وگرنه بدین تلقینها چیزی برایش در نظر نمیگیرند: اگر کرده زین پیش کردار خوب به او میرسد یک به صد در حسوب وگر کرده بدکاری و معصیت نگردد درستکار زین تربیت هرآن کاشته پس همان بدورد برد حاصل خویش از نیک و بد که چون نیست دخلی به نعش از حساب به ارواح باشد عتاب و خطاب اگر معصیت داشته یا ثواب به ارواح بدهند خیر و عذاب اگر عاصی است غرق گردد به نار اگر پاک باشد شود رستگار۴۰
تلقینگر از این سخن نسیمی برآشفته و حدیثی از حضرت محمد(ص) را یادآوری میکند که براساس آن حدیث مردگان بعد از دفن در قبر برخاسته و مورد «مواخذ» و سئوال و جواب قرار میگیرند. نسیمی میگوید منظور از برخاستن مردگان از قبر «دون به دون» (جامه به جامه) گردیدن و مظهر به مظهر شدن و تولد دوباره در زندگی دیگر است و قبر همچون شکم مادر میباشد که مردمان از آنجا به دون (جامه، مظهر) دیگر، دوباره به دنیا آمده و عقاب و ثوابهای خود در زندگی قبلی را میگیرند. تلقینگر اصرار میکند که دونی در کار نیست و برخاستن مردگان از قبر به صورت «جسمی است نه روحی». عاقبت بعد از مباحثی شرط میبندند که اگر گفته هر کدام درست باشد پوست آن دیگری را بکنند لذا برای این که بدانند که آیا خیزش و برخاستن از قبر جسمی است یا نه و نیز برای مطمئن شدن از این موضوع کفن را باز کرده و مقداری ارزن در داخل کفن میگذارند تا اگر مرده برای سئوال و جواب برخاست لابد باید کفنش دریده و ارزن پاشیده میشود. پس بعد از ارزنگذاری در کفن، مرده را در قبر گذارده و برای جلوگیری از عدم فرار طرفین به اتفاق هم به خانهای میروند تا فردا آمده و شاهد مدعا باشند. شب روح شاه فضل (نعیمی) به دیدار نسیمی آمده و با قهر و غضب میگوید: اگر حق همی خواست در کاینات کند کشف سرّ از حیات و ممات چرا خویشتن خوار سازد به دهر بنوشد ز مخلوق در کام زهر۴۱
شاه فضلاللـه اظهار میکند خداوند خود نمیخواهد راز زندگی و مرگ به این زودی برای مردم حل شود و مردم سر از راز زندگی و مرگ تا رسیدن موعد آن ـ درآورند پس میگوید چون نسیمی از قانون الهی قصور کرده و درصدد افشای سرّ برآمده است لذا باید سر گور رفته و کفن را پاره و ارزن را به اطراف بپاشاند تا چنین وانمود شود که مرده در قبر به صورت «جسمی» برخاسته است. کنون تو ز قانون کرده قصور بباید روی بر سر قبر و گور همه خاک آن قبر آری برون بپاشی همه ارزن از اندرون دگرباره باید کنی گور راست شود قول ملا درست آنچه خواست۴۲
نسیمی اطاعت امر کرده و بعد از انجام عمل به خانه برگشته به استراحت میپردازد. صبح فردا مردم با نسیمی و تلقینگر به مشاهده قبر رفته و بعد از نبش قبر متوجه میشوند که ارزنها در گور به اطراف پاشیده شده و کفن نیز دریده است لذا آن را حمل بر برخاستن مرده به صورت «جسمی» تلقی کرده و به فتوای تلقینگر پوست از تنش میکنند. به کندند پوست و را از بدن
که تا کس نگوید دگر این سخن نسیمی بآن پوست کنده زتن برفتند در نزد حق زان وطن که چون کنده شد از تنش پوست را فدا کرد خود در ره دوست را از او گشت راضی خداوندگار به حق گشت ملحق در آن روزگار چنین است آیین مردان حق بباید شوند خوار در هر ورق۴۳
برخلاف روایت فولکلوریک عنتاب که موضوع اصلی آن «بیگناهی» نسیمی بود مرکز ثقل روایت اهل حق بر روی «عقیده و اعتقاد» و به ویژه اعتقاد به تناسخ و دون به دون گردیدن و مظهر به مظهر شدن است. در اینجا به نظر اهل حق نسیمی را برای این پوست از تنش برمیگیرند که در حقیقت «اسرار هویدا» میکرد: گفت آن یـار کـز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد۴۴
ـ روایت اهل حق از برّه ی قربانی و سیدعمادالدین نسیمی اهل حق مقوله ای بنام برّه قربانی دارند که رابطه مستقیمی با مقولهی «شهادت» دارد و شهدای راه حق و حقیقت را تمثیل میکند. از این شهدا غیر از نسیمی یکی هم «تُرک سربُر» یا «تُرک سر بُریده» است که در راه عشق حضرت علی(ع) سرش را بریدند. در «شاهنامه حقیقت» در این مورد آمده است: در آن وقت ژولیده آن تُرک سر
بگیر آمد از دست خلق کَفَرْ سرش را بریدند آن دم بگاه بپا خاست، آمد به نزدیک شاه سرش را نهادند در نزد یار به آن گونه از حق بشد رستگار چون ترک سر داد بر تیغ تیز به حق بود مایل نبودش گریز چو پروانه از عشق جان باختند به راه علی سرفدا ساختند۴۵
در روایت تمثیلی برّه قربانی هر یک از شهداء حق و حقیقت در مورد برّه قربانی هر عملی را که انجام میدادند در سرانجام زندگی دچار همان عمل گردیدهاند. روایت برّه قربانی چنین است: «شاه فضل برهای داشت که خود مظهری بود و سر میداد، هرگاه آن حضرت مصلحت و احتیاج میدید به امرش برّه به وسیله تُرک سر بُر ذبح و به وسیله منصور به دار آویخته میشد، نسیمی پوستش را پاره و از بدن جدا مینمود، زکریا آن را شقه و سلاخی میکرد ]بانو[ عینه برّه را طبخ مینمود و بالاخره برّهی آماده جهت صرف به حضور آورده میشد و پس از صرف، استخوانهای برّهی را درون پوستش میگذشتند.»۴۶ گویا دنبالهی روایت چنین است که شاه فضل ولی ، با کراماتی که داشت با عصای خود بر آن پوست زده و برّه دوباره زنده میگشت. روزی بدون حضور و نظارت شاه فضل، نسیمی، زکریا، تُرک سربر، منصور و بانو عینه بر حسب نیاز به غذا اقدام به کشتن برّه و خوردن آن میکنند با این تصور که اگر کارهای شاه فضل را به مثل او تقلید نمایند برّه دوباره زنده شده و آنها نیز از گرسنگی نجات خواهند یافت ولی چون آنها مقام والای شاه فضل را نداشتند هر قدر با عصا بر پوست برّه میزنند برّه زنده نمیشود. شاه فضل بعد از اطلاع از ماجرا عاقبت زندگی آنها را به همان طریقی پیشبینی میکند که برّه را بیاذن او کشتهاند. چنان نیز شده و نسیمی که همیشه پوست برّه را میکند در پایان زندگی پوست از تنش کنده میشود. در اینجا «در واقع همان تقسیم گوشت قربانی ایوتی ](محافظ و نگهدارندگی)[ به شکل دیگری و سیر تطوری مسلک اهل حق را بیان میکند که عالی قلندر (مقام ایوتی) پس از شهادت هم زنده است زیرا شهدا همیشه زنده جاوید میمانند که ارج آنها پس از شهادتشان شناخته میشود. فضلاللـه و علیالاعلی ]و نسیمی[ به عنوان منادیان شیعه و رسیدن و اتصال به سرچشمهی حق و حقیقت از عناصر پرمایهی ادبیات شیعه و فرهنگ غنی ایرانی تغذیه کردهاند و مراحل تبدیل شدن به یک قهرمان حماسی مذهبی و یا به تعبیری دیگر، جاودانگی نائل شدهاند اما در جریان واقعیتها رنگ اسطوره و افسانه به خود گرفتهاند.»۴۷
■ آرامگاههای نسیمی ـ آرامگاه حلب بعد از شهادت نسیمی در حلب دراویش حروفی و خانواده ایشان برای او مقبرهای ترتیب داده و آن مقبره زیارتگاه اهل حق و حقیقت گردید. «رسول رضا شاعر نامدار آذربایجان شوروی که در سال ۱۹۶۸ میلادی در رأس هیئتی از معارف و هنرمندان آن سامان از مقبرهی شاعر در سوریه دیدن کرده است، در روزنامه ادبیات و اینجه صنعت چاپ باکو چنین مینویسد: در شهر حلب کوچهای به نام نسیمی وجود دارد که آرامگاه شاعر و همچنین خانهی قریب ۴۰ ـ ۵۰ خانوار از اعقاب شاعر که هنوز نام جد بزرگ خود را حفظ کردهاند در این کوچه قرار دارد. در کتابخانه این شهر کتابی به ما نشان دادند به نام «مواد تاریخ شهر حلب» که در صفحه ۱۱۴ جلد هفتم آن در بارهی نسیمی چنین نوشته شده: در سال ۸۲۰ نسیمی که در شهر حلب زندگی میکرده است در این سال کشته شده او شیخ حروفیها بود و طرفداران زیادی داشت. پادشاه وقت که فزونی روزافزون طرفدارانش را میبیند فرمان میدهد او را گردن بزنند، پوستش را بکنند و بر دارش بیاویزند (ترجمه و نقل از روزنامهی ادبیات و اینجه صنعت تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۹۶۸)۴۸
ـ آرامگاه زرقان شیراز قبلاً در بند ۴ در رابطه با محل تولد سید عماد الدین نسیمی از قول اوحدی بلیانی آوردیم که او مینویسد: «نسیمی مولدش از الکای ](سرزمین)[ شیراز است»۴۹ تذکره نویسان متأخر با اخذ این نظریه و انعکاس آن در تذکرههای خود معتقد گردیدند که فاجعه پایان عمر شاعر در این شهر به وقوع پیوسته است، لذا در تذکرههای لطایف الخیال، تذکرهی ریاض الشعرا، تذکرهی ریاضالعارفین، تذکرهی مزارات تبریز، نسیمی را اهل شیراز دانستهاند که اگر چنین باشد طبیعی است که نسیمی باید از ترکان قشقایی بوده باشد. این تذکرهنویسان گاه نهتنها او را متولد شیراز بلکه متوفی همان منطقه نیز میدانند. در بین شهرهای فارس از همه بیشتر شهر «زرقان» نامزد داشتن آرامگاه سید عماد الدین نسیمی هست و مرقدی از او نیز در این شهر زیارتگاه اهل دل است. در کتاب «فرهنگ مردم زرقان» (ص ۱۹) در مورد موقعیت آرامگاه سید عماد الدین نسیمی آمده است که در چهار فرسنگی شمال شرقی شهر شیراز، در خارج شهر زرقان آرامگاه سید عماد الدین نسیمی واقع و مقبرهاش زیارتگاه مردم است و مردم از دور و نزدیک همین امروزه نیز نذر و نیازهای مختلفی را به آن مرقد مطهر اهداء مینمایند. این قبرستان با توجه به وجود مقبره سید عماد الدین نسیمی به «قبرستان سید» مشهور است و در محاورهی روزانه مردم عوض این که بگویند به قبرستان زرقان رفتیم میگویند به «سید» برای زیارت رفته بودیم. مقبره سید نسیمی حدود هفتاد سال پیش از طرف فردی به نام محمد حسن مصفا معروف به محمدحسین قناد به دنبال قبول شدن نذر و نیازش بازسازی و به صورت آبرومندانهای درآمده است» ۵۰ ■ شعر و خلاقیت نسیمی عماد الدین نسیمی در ادبیات آذربایجان همچو ستاره درخشانی است که تا به امروز اکثر شعرا و نویسندگان از انور پرنور او بهرهمند گردیدهاند. نسیمی در نیمهی دوم قرن ۱۴ در آسمان ادبی آذربایجان درخشید و با اولین درخشش خود توانست شعرای پرقدرت آذربایجان از قبیل حسن اوغلو و قاضی برهان الدین را در سایه قرار دهد. او در اولین ابتکار ادبی خود توانست زبان ساده و روان مردمی را وارد ادبیات آذربایجان نماید. این سادگی و روانی به قدری دارای صلابت و استحکام شعری است که گویی بعضی از اشعار او در همین دورهی معاصر سروده شده است نه در ششصد سال پیش: سن منه یار اول کی کؤنلوم بیر دخی یار ایستمز کؤنلومـون دلداری سنسن اؤزگه دلدار ایستمـز
نسیمی با زبان روان خود توانست آیات قرآنی و احادیث نبوی و واژگان عربی را در حد اعجاز در میان اشعار خود به کار برد. او چنان در به کار بردن آیات و احادیث استادی به خرج داده که کمتر شاعری بعد از او جسارت دنباله روی او را در به کارگیری آیات قرآنی به خود داده است. والضحانین آفتابیدیر یوزون جامعالحسنون کتابیدیر یوزون محشرین یومالحسابیدیر یوزون جنتین شمع و شرابیدیر یوزون۵۱
نسیمی از اولین شاعران آذربایجان است که فکر و ایدههای فلسفی را به ادبیات آذربایجانی وارد کرده است. شاعر در غزل: منده سیغار ایکی جهان، من بو جهانه سیغمازام گــوهر لامکـان منـم، کــون و مکـانـه سیغمازام
مهارت و استادی خود را در ارایه همین مضامین فلسفی اثبات کرده است. شعرهای نسیمی در بحرها و وزنهایی سروده شده که گاه از اکثر آنها آهنگ درونی و موسیقی کلمات را به راحتی میتوان احساس کرد: یاره هر ساعت سلام اولسون سلام عشرت و عیشی مدام اولسون مدام یارسیز صحبت حرام اولسونحرام یاره بو معنی تمام اولسون تمام
شاعر در بعضی از اشعار خود منصور حلاج را الگوی خود در پایبندی به عقاید خود دانسته و همچو او در آرزوی شهادت است: همچو منصور اناالحق زده از غایت شوق بـــر ســردار بــلا نعـره زنــان میآیــم
شاعر به ویژه در غزل سرایی سرآمد شاعران آذربایجانی است. او در به کارگیری جناس استادی تمامعیار است. او در غزلی اشاره میکند که «هلال ماه» از دیدن زیبایی «هلال ابروی» یار است که چنان لاغر گردیده و گل سرخ از سرخی گونههای یار است که چنین رنگ سرخی به خود گرفته است. هلاله دؤندی قمر قاشلارین هلالیندان بویاندی قانه قیزیلگل یاناغین آلیندان
اگر نسیمی را بخواهیم در یک کلام معرفی نماییم باید بگوییم که «اشعار نسیمی» شاه اثر ادبیات آذربایجان است و نسیمی آغازگر دورهای از ادبیات آذربایجان است که خود «سلطان ادبیات» آن دوران میباشد، دورانی به نام «دوران نسیمی»: آیایله گونش یوزون حیرانیدیر مشک ایله عنبرساچینترخانیدیر چون نسیمی عالمین سلطانیدیر دؤر اونون، دؤران اونون دؤرانیدیر۵۲
■ اعلام سال نسیمی از سوی سازمان بینالمللی یونسکو سازمان بین المللی یونسکو در جهت ارجگذاری به شعرای کشورهای مختلف در هر سال، سالی را به نام یکی از شعرای بزرگ یا ادیبی سترگ نامگذاری میکند که تا به حال برای کشورهای ترک زبان «سال ددهقورقود»، «سال ماناس»، «سال فضولی»، «سال مولانا جلال الدین رومی» و سال ۲۰۰۸ میلادی را نیز «سال محمود کاشغری» نویسنده «دیوان اللغات تُرک» اعلام کرده است. به مناسبت سال نسیمی صدها مقاله و کتاب و تحقیق و بررسی در تمامی کشورها در مورد نسیمی چاپ و منتشر شده است. سازمان یونسکو در حقیقت با اعلام سال ۱۹۷۳ به عنوان «سال نسیمی» کمترین دین خود را در حق این بزرگ مرد خطهی آذربایجان به جای آورده و امید میرود که در سالهای آتی نیز علاوه بر چاپ و نشر کتب و رساله و مقاله، فیلمهایی از این شاعر بزرگ و زندگی پرفراز و نشیب این مرد سترگ تهیه و پخش گردد. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]
زمین خوردن شکست نیست شکست زمانی به سراغت میآید که در همانجایی که زمین خوردی، بمانی. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]
از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
"سعدی" [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]
در وصل تو پیوسته به گلشن بودم در هجر تو با ناله و شیون بودم
گفتم به دعا که "چشم بد دور ز تو" ای دوست مگر چشم بدت من بودم؟ [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:33 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چگونه خیلی سریع از سیاهی دور چشم خلاص شویم؟
همان طور که می دانید سیاهی زیر چشم بیشتر از سفید شدن موی سر و چین و چروک روی پوست می تواند شما را پیر و شکسته نشان دهد. اما لازم نیست نگران باشید ، چرا که در این مقاله به صورت کامل به شما آموزش می دهیم که چطور از سیاهی زیر و دور چشم خود خلاص شوید. بنابراین تا انتهای این مقاله همراه ما باشید. الف) از راه حل های طبیعی استفاده کنید!۱-از برش های خیار استفاده کنید!یکی از راه حل های سریع برای کاهش و حتی از بین بردن سیاهی و پف زیر چشم ، استفاده از برش های خیار است. بنابراین یک برش از خیار را بر روی قسمت تیره و یا پف دار پوست زیر چشم قرار داده و ۱۰ تا ۱۵ دقیقه اجازه دهید بر روی آن بماند. در این مدت زمان می توانید استراحت کرده و یا به موزیک مورد علاقه خودتان گوش کنید. نگه داشتن برش های خیار قبل از استفاده در یخچال ، به دلیل خنکی و تاثیر مشابه با کمپرس یخ ، می تواند در کاهش تیرگی پوست زیر چشم بسیار مفید باشد. ۲-از چای کیسه ای استفاده نمایید!شاید برایتان جالب باشد که بدانید ، کافئین و تانن موجود در چای می تواند به خوبی در کاهش پف و تیرگی زیر چشم موثر باشد. به همین دلیل ابتدا ۲ چای کیسه ای را خیس کرده و برای مدتی (حدود ۶ ساعت) در یخچال قرار دهید. سپس چای های کیسه ای را بر روی چشمان خود قرار داده و بین ۱۰ تا ۱۵ دقیقه منتظر بمانید. ۳-زیر سر خود را هنگام خواب بلند تر کنید!در هنگام خوابیدن با استفاده از یک بالش اضافی ، زیر سر خود را بلند تر کنید. این کار به دلیل کاهش تجمع مایعات در زیر چشم می تواند به شما در کاهش سیاهی دور و زیر چشم کمک کند. ۴-یک محلول نمکی درست کنید!۲ فنجان آب را با ۱/۴ قاشق چای خوری ، نمک دریا مخلوط کنید. سپس محلول مورد نظر را از داخل یکی از بینی های خود ریخته و سر خود را به سمت پهلو خم کنید تا آب از بینی دیگر شما خارج شود. این روش نیز در رفع تیرگی دور چشم می تواند موثر باشد. ۵-از یک سیب زمینی استفاده کنید!در این روش ، لازم است یا یک سیب زمینی خام را با استفاده از مخلوط کن و یا غذا ساز به شکل پوره در آورده و سپس آن را بر روی پوست زیر چشم خود بمالید. بعد از این کار حدود ۳۰ دقیقه صبر کرده و بعد صورت خود را با استفاده از آب گرم بشویید. ۶-از قاشق استفاده کنید!در این روش باید قاشق را داخل فریزر قرار داده و بین ۳ تا ۶ ساعت صبر کنید. سپس صورت خود را خیس کرده و قاشق یخ زده را به صورت برعکس بر روی چشمان خود قرار دهید و منتظر بمانید تا قاشق به دمای اتاق برسد. ۷-روغن بادام نیز موثر است!ویتامین E موجود در این روغن به شما کمک می کند تا تیرگی پوست زیر چشم خود را بر طرف کرده و پوستی روشن و جوان تر داشته باشید. برای نتیجه گیری بهتر ، می توانید به صورت مرتب هر شب روغن بادام را به پوست زیر چشم خود مالیده و تا صبح استراحت کنید. ۸-ورزش کنید و مدیتیشن انجام دهید!تیرگی زیر چشمان شما می تواند به دلیل استرس شما در طول روز بوجود بیاید. بنابراین با انجام ورزش و همین طور مدیتیشن می توانید سیاهی دور و زیر چشم را کاهش دهید. ب)راه حل های آرایشی!۱-تست کنید!قبل از استفاده از مواد آرایشی ، حتما” آن را بر روی پوست خود تست کنید ، تا در صورت حساسیت پوست به آن ماده آرایشی زود تر با خبر شوید. چرا که پوست زیر چشم بسیار حساس بوده و استفاده از مواد آرایشی نا مناسب می تواند شرایط را بدتر کند. ۲-از کرم دور چشم حاوی ویتامین K و رتینول استفاده کنید!در برخی از موارد سیاهی زیر چشم ، ممکن است به دلیل کمبود ویتامین K ایجاد شود. به همین دلیل استفاده از کرم های دور چشم حاوی این ماده می تواند بسیار موثر باشد. ۳-از یک کانسیلر نارنجی استفاده کنید!ابن نوع کانسیلر به خوبی می تواند رنگ تیره زیر چشم را پوشانده و تیرگی زیر چشمان شما را برطرف کند. همین طور استفاده از عینک های افتابی در خارج از خانه می تواند از چشم در برابر رنگ دانه های اضافی محافظت کند. ج)راه حل های دیگر را امتحان کنید!۱-خواب کافی داشته باشید!همان طور که می دانید نداشتن خواب کافی می تواند باعث رنگ پریدگی و همین طور گودی و سیاهی زیر و دور چشم شود. بنابراین توصیه می شود تا در طول روز به اندازه کافی استراحت کرده و به خود بی خوابی ندهید. توجه داشته باشید که به طور متوسط میزان خواب لازم برای افراد مختلف بین ۷ تا ۹ ساعت است. ۲-آلرژی خود را درمان کنید!یکی از دلایل اصلی ایجاد سیاهی زیر و دور چشم ، آلرژی می باشد. بنابراین اگر مشکل تیرگی زیر چشمان شما از آلرژی باشد باید آن را درمان کرده و یا ماده الرژی زا را از بین ببرید. توجه داشته باشید که برخی از آلرژی ها ، مثل تب یونجه را می توان با دارو هایی بدون نسخه نیز درمان نمود. البته در این مورد بهتر است با پزشک مشورت نمایید. ۳-گرفتگی بینی خود را برطرف کنید!گرفتگی بینی نیز می تواند باعث سیاه شده زیر چشم شود ، چرا که در زمان گرفتگی بینی ، رگ های اطراف سینوس ها تیره و گشادتر می شوند. در صورتی که بینی شما مسدود شده است می توانید با استفاده از برخی دارو ها و یا روش های خانگی مانند ماساژ دادن سینوس ها ، اقدام به رفع آن نمایید. ۴-رژیم غذایی متعادلی داشته باشید!در برخی از موارد علت پف و سیاهی دور و زیر چشم می تواند ، کمبود ویتامین و یا مصرف زیاد نمک باشد. بنابراین برای تامین ویتامین های مورد نیاز بدن از میوه و سبزیجات استفاده نموده و در صورت لزوم مکمل های ویتامینی را به رژیم غذایی خود اضافه کنید. مصرف نمک زیاد هم می تواند باعث شود بدن ، در مکان های غیر معمول آب حفظ کرده و موجب پف زیر چشم شود. علاوه بر این ، استفاده از نمک زیاد می تواند گردش خون را مختل کرده و باعث کبود شدن رگ های خونی زیر پوست شود. بنابراین مصرف نمک را در رژیم غذایی خود به حداقل مقدار ممکن برسانید. ۵-سیگار را ترک کنید!در صورتی که سیگار می کشید ، باید به این نکته توجه کنید که صرف نظر از این که سیگار تا چه حد بر روی سلامتی شما تاثیر مخربی دارد ، استعمال آن می تواند باعث بروز مشکلات عروقی و در نتیجه برجسته و کبودتر شدن رگ های خونی شود. بنابراین ترک سیگار می تواند به کاهش سیاهی دور و زیر چشم کمک کند. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:22 ] [ گنگِ خواب دیده ]
شمشیر نادرشاه افشار
همان طور که می دانید نادرشاه افشار از جمله پادشاهان بزرگ ایرانی است که فتوحات زیادی برای کشور ایران داشته است ، نادرشاه پس از از هم پاشیدن حکومت صفویان بر تخت پادشاهی نشت و اوضاع بی سر و سامان کشور را سامان داد. نادرشاه افشار تقریبا” در تمامی طول عمر خود در حال جنگ و کشور گشایی بود و به همین دلیل شمشیر های بی نظیر با طرح های خاص داشت که امروزه برخی از آن ها در موزه ها نگه داری می شوند. در این مقاله قصد داریم تاریخچه ای کوتاه و در عین حال مفید از نادرشاه گفته و سپس به راز های شمشیر نادرشاه بپردازیم. بنابراین حتما” تا انتها همراه ما باشید. تاریخچه ای کوتاه از نادرشاه افشار!
تاریخچه ای کوتاه و مفید از تولد تا مرگ نادرشاه افشار در تصویر فوق شرح داده شده است ، در قسمت زیر کمی با جزئیات بیشتر ، زندگی نادرشاه افشار را توضیح می دهیم: –سال ۱۱۰۰: در این سال و در تاریخ ۲۸ محرم نادرشاه افشار در یکی از روستاهای خراسان رضوی چشم به جهان گشود. –سال ۱۱۲۲: در سن ۲۲ سالگی نادرشاه به خدمت باباعلی بیک کوسه احمدلو در آمد که حاکم یکی از شهر های کهن در شمال خراسان بود. –سال ۱۱۳۶: نادرشاه در سن ۳۶ سالگی به دلیل خدمت هایی که به حاکم نموده بود ، نزد او ارتقای مقام یافته و بر کلات تسلط پیدا کرد. –سال ۱۱۳۹: در این سال فتحعلی خان قاجار توسط تهماسب و نادرشاه اعدام شده و نادرشاه به عنوان جایگزین او به مقام نظامی بالایی رسید. –سال ۱۱۴۰: در این سال نادرشاه افشار با نیرو های شورشی افغان مبارزه کرده و آن ها را با شمشیر شکست داد، علاوه بر این درگیری هایی با شاه تهماسب داشت. –سال ۱۱۴۲: نادرشاه در ۴۲ سالگی با آزادسازی اصفهان ، سلطه افغان ها بر ایران را پایان داد. علاوه براین برای آزادسازی بخش های غربی ایران با عثمانی ها جنگید. –سال ۱۱۴۵: در این سال تهماسب از سلطنت خلع شده و نیابت سلطنت نادرشاه صورت گرفت. –سال ۱۱۴۸: در این سال نادرشاه به پادشاهی رسیده و طی مذاکراتی که با عثمانی ها داشت به امضای معاهده استانبول رضایت داد. –سال ۱۱۵۱: به دلیل عدم پذیرش هند برای پناه ندادن به افغان ها ، نادرشاه به هند لشکر کشی نموده و دهلی را فتح نمود. –سال ۱۱۵۳: نادرشاه در این سال پسر خود رضاقلی میرزا را به اتهام سو قصد کور کرد. –سال ۱۱۵۶: در این سال درگیری ها باعثمانی ها دوباره شروع شده و به دلیل خشونت در حکومت توسط نادرشاه ، شورش هایی در سطح کشور به وقوع پیوست. –سال ۱۱۶۰: سرانجام نادرشاه افشار در سال ۱۱۶۰ توسط علی قلی خان که یکی از سردارانش بود به قتل رسید. شمشیر های نادرشاه افشار!
در طول پادشاهی نادرشاه افشار ، معمولا” از شمشیر های عربی با قوس های نسبتا” زیاد استفاده می شده که دلیل آن ، تنظیم مسیر برش و همین طور تعادل بین دسته و تیغه بوده است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در طول تاریخ ، پادشاهان چندین شمشیر مختلف داشتند که از آن ها در شرایط مختلف (مانند: تاج گذاری ، مراسم تحلیف و…) استفاده می نمودند ، نادشاه نیز از این قاعده مستثنی نبوده و شمشیر هایی گوناگون و خاص داشت.
یکی از شمشیر های معروف نادرشاه افشار ، شمشیر دو سر آن می باشد که در حال حاضر در منطقه کوهستانی کوباچین در جمهوری داغستان در منطقه قفقاز روسیه نگه داری می شود. این شمشیر همان طور که از تصویر آن نیز پیداست دارای دو تیغه جدا از هم است که بسیاری از محققان علت طراحی و ساخت چنین شمشیری را تاکید نادرشاه به از بین بردن دوگانگی و ایجاد وحدت می دانند. به عبارتی می توان گفت این شمشیر یک نماد برای از بین تفرقه است که به دستور نادرشاه افشار ساخته شده است. ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که منظور از ایجاد وحدت و از بین بردن دوگانگی چیست؟ ، همان طور که می دانید در زمان به تخت نشستن نادرشاه افشار ، ایران سرزمینی پر از آشوب و هرج و مرج بود ، تا این که نادرشاه افشار (که پادشاهی توانمند بود) تصمیم بر ایجاد وحدت و نظم در کشور گرفته و با تلاش های فراوان ، موفق به دست یابی به آن شد. علاوه بر این ، نادرشاه پادشاهی بود که توانست دوگانگی های مذهبی و عرفانی دوران صفوی را به خوبی کنترل کرده و آن را به وحدت دینی بدل سازد. شمشیر نادشاه کجاست؟
همان طور که در قسمت قبلی نیز به آن اشاره شد ، نادرشاه شمشیر های مختلفی داشت که معروف ترین آن در موزه ای در داغستان نگه داری می شود. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در ۱۳۹۶ این موزه مورد سرقت قرار گرفت و بسیاری از اشیای گران قیمت آن از جمله همین شمشیر سرقت شدند. اما پس از نه ماه ، به همت پلیس روسیه دویاره شمشیر از سارقان پس گرفته شد و از آن پس در موزه کوباچین تدابیر امنیتی افزایش پیدا کرد. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]
واضحترین عکس تاریخ از خورشید
ناسا، واضحترین عکس از خورشید را منتشر کرد.
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:16 ] [ گنگِ خواب دیده ]
اگر میخواهی [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]
قلب من نقشه است [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]
هر روز رابطه جنسی داشتن چه مزایا و معایبی دارد؟ آیا هر روز رابطه جنسی داشتن ضرر دارد؟ آیا واقعا برای داشتن رابطه جنسی محدودیتی هست؟ متخصصان معتقدند که تا جایی که اذیت نمی شوید می توانید رابطه جنسی داشته باشید. پس این موضوع یکی از موضوعاتی نیست که بتوان از آن یک نسخه برای همه پیچید! تعداد مجاز رابطه جنسی به شما و توان تان بستگی دارد. حالا می خواهم همه چیز را مرحله به مرحله برایتان توضیح دهم. از هرکس بپرسید سکس چیست به سرعت جواب می دهد دخول! از طرفی سکس در زبان فارسی “رابطه جنسی” ترجمه می شود که نمایانگر برقراری یک رابطه از نوع جنسی است، اما در واقع هر فعالیت فیزیکی یا غیرفیزیکی که لذت جنسی دارد از جمله افکار لذت بخش و حتی رابطه دهانی و خودارضایی هم سکس محسوب می شوند. بر اساس و آمار و ارقام به دست آمده تنها 4 درصد از مردم دنیا هر روز رابطه جنسی دارند. البته این را هم نباید فراموش کنید که منظور من از رابطه جنسی در این قسمت فقط دخول است. آمار کسانی که خودارضایی می کنند خیلی بالاتر است. یعنی 13 درصد از مردم دنیا روزانه خودارضایی می کنند. مزایای هر روز رابطه جنسی داشتنهرگز نمی توان کتمان کرد که رابطه جنسی چقدر برای سلامتی فیزیکی و روانی مفید است. پیش از این در مطلب جداگانه ای به فواید رابطه جنسی در صبح برای سلامت روان اشاره کرده بودم. پس اگر این رابطه ها روزانه شوند زوج ها می توانند از این فواید بیشتر سود ببرند. در این قسمت به بخشی از مزایای رابطه جنسی به صورت روزانه اشاره میکنم. بهبود عملکرد در رابطه جنسیاین قسمت مرا یاد ضرب المثل معروفی می اندازد. “کار نیکو کردن از پر کردن است”. پس هر چه بیشتر رابطه داشته باشید عملکردتان در رابطه های بعدی بهتر می شود. ناگفته نماند که ارگاسم تان هم بهتر و زودتر خواهد بود! کاهش استرس و اضطرابثابت شده که ارگاسم و رابطه جنسی موجب کاهش اضطراب و استرس در حیوانات و انسان ها می شود. آن هم به این خاطر که رابطه جنسی میزان هورمون های استرس، مانند کورتیزول و آدرنالین را کاهش می دهد. البته ناگفته نماند که رابطه جنسی موجب ترشح هورمون هایی مانند اندروفین و اکسی توسین هم می شود که موجب لذت و آرامش بدن هستند. خواب بهتراین قسمت مخصوص کسانی است که ساعت ها بعد از به رخت خواب رفتن با چشمان باز به سقف خیره می شوند و زمان خوابشان فقط با این پهلو آن پهلو شدن می گذرد. ثابت شده که رابطه جنسی پیش از خواب، موجب می شود زودتر خواب تان ببرد و البته کیفیت خواب بهتری هم داشته باشید. حالتان را بهتر میکندثابت شده که رابطه جنسی هورمون های لذت را ترشح می کند. بر اساس تحقیقاتی این هورمون ها و البته حال خوش بعدش تا روز بعد در بدن می مانند. کاهش دردچرا آسپرین وقتی راه بهتری هم هست؟ اندروفین و باقی هورمون هایی که در حین رابطه و پس از آن در خون جاری می شوند مسکن های طبیعی بدن هستند که دردتان را کم کرده و مانند مخدر حالتان را بهتر می کنند. به همین خاطر است که رابطه جنسی و ارگاسم، انقباض های دوران پریود، درد میگرن و سردرد را در برخی افراد کمتر می کنند. برای قلبتان هم خوب استرابطه جنسی برای قلبتان خوب است اما نه فقط به صورت غیر مستقیم! خب قبلا گفته بودم که رابطه جنسی استرس و اضطراب را کم کرده و خواب بهتری در پی دارد. این ها همگی برای قلب خوب است اما به صورت غیر مستقیم. از جمله تاثیرات مستقیم رابطه جنسی بر قلب کاهش فشار خون است. راحت تر بگویم. تاثیر سکس بر بدن مانند تاثیر ورزشی ملایم و طولانی است. تاثیر رابطه جنسی بر صمیمیت رابطهتا اینجای کار هر چه که گفتم مربوط به تاثیر رابطه جنسی بر سلامتی شخص شما بود. و حالا می خواهم از تاثیر رابطه جنسی بر رابطه ها برای تان بنویسم. نزدیک تر شدنبیراه نیست که به اکسی توسین لقب هورمون عشق را داده اند! اکسی توسین بر بهبود رابطه تاثیرات بسزایی دارد. مثلا نزدیک تر شدن، دوست داشتن بیشتر و البته اعتماد. این هورمون در ابتدای پروسه دوست داشتن ترشح شده و حتی در حین رابطه هم ترشح می شود. البته نوازش کردن و هر فعالیت جنسی دیگر هم موجب ترشح این هورمون می شوند. این را هم بگویم که این مزایا فقط برای زمان رابطه جنسی نیست. یعنی تا 48 ساعت بعد هم ادامه پیدا میکند. رابطه جنسی بیشتر = رابطه جنسی بیشتراین مواد شیمیایی که در حین رابطه جنسی و بعد از آن آزاد می شوند خیلی خوب هستند. نه فقط به خاطر مزایایی که پیش از این در موردش برایتان نوشتم بلکه به این خاطر که تشنه ترتان می کنند. یعنی هر چه بیشتر رابطه داشته باشید میلتان به رابطه بیشتر هم می شود. به همین خاطر است که متخصصان رابطه جنسی توصیه می کنند بلافاصله جواب رد دادن به رابطه جنسی اشتباه است. گاهی حس می کنید میل جنسی زیادی ندارید، اما باید بدانید که هر چه بیشتر رابطه داشته باشید بیشتر هم دلتان می خواهد. عملکرد جنسی بهتربله! خوب می دانم که این مورد در مزایای شخصی بود اما نمی توان تاثیراش را بهبود رابطه با پارتنرتان نادیده گرفت. عملکرد بهتر در رابطه جنسی نه تنها ارگاسم را بهتر می کند، بلکه نعوظ را هم بهتر و واژن را هم مرطوب تر میکند. تمام این عوامل در کنار هم رابطه را محکم تر می کنند. معایبی هم برای هر روز رابطه جنسی داشتن هست؟بازهم جواب اول متن را یادآوری میکنم. تا جاییکه رابطه جنسی برایتان اذیت کننده نباشد هیچ ایرادی ندارد. اما بیایید دقیق تر موارد مربوط به معایب را بررسی کنیم. تاثیرات منفی رابطه جنسی بر زندگی شخصی شماپیش از این به مضرات نداشتن رابطه جنسی اشاره کردم. اما ممکن است هر روز رابطه داشتن هم مضراتی داشته باشد. اگر از جمله کسانی هستید که به صورت روزانه رابطه جنسی دارند حتما این معایب را باید در نظر داشته باشید. ساییدگیسایش بیش از حد و اصطکاکی که در اثر رابطه جنسی به وجود میاید ممکن است پوستتان را خشک و ساییده کند. ناگفته نماند که تحریک بیش از حد نقاط حساس بدن، موجب حساس تر شدن شان هم خواهد شد. این مشکل نه تنها به پروسه رابطه جنسی هر روزه تان صدمه وار میکند بلکه پوست سابیده تان کم کم خراشیده می شود و محیطی عالی برای رشد باکتری را فراهم میکند. عفونت ادراریهر جا صحبت از رابطه جنسی زیاد باشد پای عفونت ادراری و سوزش پس از رابطه هم به میدان باز می شود. چرا؟ خب شما با قسمتی از بدنتان وارد رابطه می شوید که پشت مجرای ادراری قرار دارد. یعنی مجرای ادرار جلوتر بوده و در اثر سایش این امکان وجود دارد که باکتری به مجرای رحم هم وارد شود. زمان کافی برای ریکاوریبرخی از انواع رابطه آنقدر سنگین نیستند که نیازی به زمان برای ریکاوری داشته باشند. اما بعضی انواع رابطه ها سنگین تر بوده و برای ریکاوری نیاز به زمان است. اگر این زمان لازم فراهم نشود منجر به زخم و درد و ناراحتی خواهد شد. تاثیرات منفی رابطه جنسی بر رابطهاین بار هم می گویم تا جایی که آسیبی نمی بینید و چیزی ناراحتتان نمیکند رابطه جنسی نمی تواند ضرری بر رابطه هایتان داشته باشد. البته تحقیقات هم ثابت کرده که زوج هایی که بیش از یک بار در هفته رابطه دارند نسبت به سایرین خوشحال تر و راضی ترند. ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!اگر تا به حال هر روز رابطه داشتن را تجربه نکرده اید چطور می توانید از همین حالا شروع کنید؟ در این قسمت به راهکارهایی اشاره میکنم که به شما کمک خواهند از مزایای رابطه جنسی آنهم هر روز استفاده کنید. یادتان باشد که جای دادن رابطه جنسی روزانه در برنامه تان کمی سخت خواهد بود اما باید واقع بین باشید و نکات زیر را در نظر بگیرید
رابطه جنسی روزانه داشتن برای سلامتی روانی و فیزیکی تان مزایایی زیادی دارد. البته تا زمانی که تمرکزتان تنها بر کمییت نباشد. فشار کمییت در داشتن رابطه را از روی شانه هایتان بردارید و به کیفیت فکر کنید. طوری عمل کنید که برایتان لذت بخش باشد. این را هم فراموش نکنید که درست مانند هر کار دیگری در زندگی کیفیت بهتر از کمیت است اما بالانس این دو کنار هم خودش موهبتی است. پس در رابطه های جنسی تان هم این بالانس را رعایت کنید! [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:13 ] [ گنگِ خواب دیده ]
آیا واقعا قهوه باعث کاهش وزن می شود؟آیا واقعا قهوه و لاغری یا کاهش وزن ارتباطی باهم دارند؟ قهوه حاوی کافئین است که رایج ترین ماده روانگردان مصرفی در جهان است. کافئین امروزه در اکثر مکملهای تجاری چربیسوز گنجانده شده است. کافئین یکی از معدود مواد شناخته شده برای کمک به تحریک چربی و افزایش متابولیسم است. قهوه و لاغریاما آیا واقعا قهوه به کاهش وزن کمک می کند؟ قهوه و لاغری چه ارتباطی باهم دارند؟ این مقاله نگاهی دقیق به شواهد دارد. قهوه حاوی مواد محرک استبسیاری از مواد فعال بیولوژیکی موجود در دانه های قهوه به نوشیدنی نهایی راه پیدا می کنند. تعدادی از آنها می توانند متابولیسم را تحت تأثیر قرار دهند:
مهمترین آنها کافئین است که بسیار قوی است و به طور کامل مورد مطالعه قرار گرفته است. کافئین با مسدود کردن یک انتقال دهنده عصبی مهاری به نام آدنوزین عمل می کند. با مسدود کردن آدنوزین، کافئین باعث افزایش فعالیت نورون ها و آزاد شدن انتقال دهنده های عصبی مانند دوپامین و نوراپی نفرین می شود. این به نوبه خود باعث می شود احساس انرژی و بیداری بیشتری داشته باشید. به این ترتیب، قهوه به شما کمک می کند زمانی که احساس خستگی می کنید، فعال بمانید. در واقع، می تواند عملکرد ورزش را به طور متوسط 11 تا 12 درصد بهبود بخشد. قهوه می تواند به تجزیه چربی کمک کندکافئین سیستم عصبی را تحریک میکند، که سیگنالهای مستقیمی را به سلولهای چربی میفرستد و به آنها میگوید که چربی را تجزیه کنند. این کار را با افزایش سطح هورمون اپی نفرین در خون انجام می دهد. اپی نفرین، که به عنوان آدرنالین هم شناخته می شود، از طریق خون شما به بافت های چربی می رسد و به آنها سیگنال می دهد که چربی ها را تجزیه کرده و آنها را در خون آزاد کنند. البته، آزاد کردن اسیدهای چرب در خون به کاهش چربی کمکی نمیکند، مگر اینکه کالری بیشتری نسبت به رژیم غذایی خود بسوزانید. این وضعیت به عنوان تعادل انرژی منفی شناخته می شود. شما می توانید با کم خوردن یا ورزش بیشتر به تعادل انرژی منفی برسید. یکی دیگر از استراتژی های مکمل، مصرف مکمل های چربی سوز مانند کافئین است. قهوه می تواند میزان متابولیسم شما را افزایش دهدبه سرعتی که در زمان استراحت کالری می سوزانید، نرخ متابولیک استراحت (RMR) می گویند. هر چه میزان متابولیسم شما بیشتر باشد، کاهش وزن برای شما آسان تر است و می توانید بدون افزایش وزن بیشتر غذا بخورید. مطالعات نشان میدهند که کافئین میتواند RMR را 3 تا 11 درصد افزایش دهد و دوز بیشتر کافئین نیز تأثیر بیشتری دارد. جالب اینجاست که بیشتر افزایش متابولیسم ناشی از افزایش چربی سوزی است. متأسفانه این اثر در افراد چاق کمتر مشخص است. یک مطالعه نشان داد که کافئین چربی سوزی را تا 29 درصد در افراد لاغر افزایش می دهد، در حالی که این افزایش در افراد چاق تنها حدود 10 درصد بود. همچنین به نظر می رسد که این اثر با افزایش سن کاهش می یابد و در افراد جوان تر بیشتر است. قهوه و کاهش وزن در دراز مدتیک نکته مهم وجود دارد: افراد با گذشت زمان نسبت به اثرات کافئین تحمل می کنند. در کوتاه مدت، کافئین می تواند متابولیسم را افزایش دهد و چربی سوزی را افزایش دهد، اما پس از مدتی افراد نسبت به اثرات آن تحمل ایجاد می کنند و این اثرات کمتر می شوند. اما حتی اگر قهوه باعث نشود در دراز مدت کالری بیشتری مصرف کنید، باز هم این احتمال وجود دارد که اشتها را کم کند و به شما کمک کند کمتر غذا بخورید. در یک مطالعه، کافئین اثر کاهش اشتها در مردان داشت، اما در زنان نه، و باعث میشد که پس از مصرف کافئین غذای کمتری بخورند. با این حال، مطالعه دیگری هیچ تاثیری را برای مردان نشان نداد. اینکه قهوه یا کافئین می تواند در طولانی مدت به کاهش وزن شما کمک کند، ممکن است به خود فرد بستگی داشته باشد. در این مرحله، شواهدی از چنین اثرات بلندمدتی وجود ندارد. قهوه می تواند گاهی باعث افزایش وزن شود!همانطور که گفته شد قهوه فواید زیادی دارد که باعث کاهش وزن می شود، اما در ادامه نکاتی ذکر شده است که باید هنگام استفاده از آن در رژیم غذایی خود به آن توجه کنید: برخی از نوشیدنی های قهوه حاوی کالری و قند زیادی هستند. هنگام نوشیدن قهوه برای کاهش وزن، بهتر است از افزودن کالری به نوشیدنی خود اجتناب کنید. اضافه کردن شیر یا شکر به قهوه وسوسه انگیز است، اما اینها می توانند به سرعت به نوشیدنی شما کالری اضافه کنند. بسیاری از نوشیدنی های قهوه محبوب در حال حاضر کالری بالایی دارند، از جمله کارامل ماکیاتو و موکا فراپاچینو که به ترتیب حاوی 370 و 250 کالری هستند. مصرف کالری بیشتر از میزان دریافتی معمولی، شما را از دستیابی به کسری کالری برای کاهش وزن باز می دارد و در عوض منجر به افزایش وزن می شود. کافئین می تواند خواب را کاهش دهد. خواب ضعیف اغلب با افزایش اشتها و گرسنگی مرتبط است، به ویژه برای غذاهای پر کالری. مطالعات کمبود خواب را به افزایش گرلین، هورمونی که احساس گرسنگی را تنظیم می کند، نسبت داده اند که می تواند منجر به مصرف کالری بیشتر و افزایش وزن شود. کافئین موجود در قهوه گیرندههای آدنوزین را که باعث خواب آلودگی میشوند را مسدود میکند و باعث میشود احساس بیداری بیشتری کنید. پیشنهاد میکنیم برای خواب با کیفیت و تنظیم هورمونها حداقل شش تا هفت ساعت قبل از خواب کافئین مصرف نکنید. نحوه نوشیدن قهوه برای کاهش وزنبرای دریافت مزایای سلامتی قهوه و کاهش وزن، بهتر است بیش از چهار فنجان قهوه در روز ننوشید که معادل 400 میلی گرم کافئین است. چهار فنجان قهوه در روز به مزایای احساس بیداری بیشتر و متابولیسم چربی بهتر کمک میکند، در حالی که تاثیر زیادی بر خواب و گرسنگی ندارد. نوشیدن یک فنجان هر دو ساعت یکبار برای احساس اثرات ماندگار در هر فاصله معقول است. با این حال، اگر قهوه قوی دوست دارید، فنجان های کمتری بنوشید تا بیش از 400 میلی گرم کافئین در روز دریافت نکنید.قهوهای که بهعنوان «قوی» شناخته میشود، محتوای کافئین بیشتری دارد، زیرا غلظت قهوه در هر وعده آب بیشتر است. قهوه سیاه برای کاهش وزن بهترین است زیرا حاوی قند یا چربی اضافه ای نیست که می تواند به افزایش وزن کمک کند. با این حال، اگر دوست دارید قهوه خود را شیرین کنید، در اینجا چند شیرین کننده جایگزین کم کالری برای استفاده آورده شده است:
اگر در نوشیدن قهوه سیاه تازه کار هستید، می توانید تا زمانی که به طعم تلخ آن عادت کنید به قهوه تان شیرین کننده کم کالری اضافه کنید. اگر معده حساسی دارید، بهتر است بعداز قهوه غذا بخورید زیرا این نوشیدنی اسیدی ممکن است باعث ناراحتی معده شود. که استرس بیش از حد روی سیستم گوارشی شما می تواند باعث افزایش وزن شود. حتی اگر کافئین می تواند متابولیسم شما را در کوتاه مدت افزایش دهد، این اثر در مصرف کنندگان قهوه در طولانی مدت به دلیل تحمل کاهش می یابد. اگر در درجه اول به خاطر کاهش چربی به قهوه علاقه دارید، برای حفظ رابطه قهوه و لاغری ممکن است بهترین کار این باشد که عادت های نوشیدن قهوه خود را چرخه ای کنید تا از افزایش تحمل جلوگیری کنید. شاید سیکل های دو هفته نوشیدن و دو هفته ننوشیدن قهوه بهترین باشد. البته، دلایل بسیار خوبی برای نوشیدن قهوه وجود دارد، از جمله این واقعیت که قهوه یکی از بزرگترین منابع آنتی اکسیدان در رژیم غذایی غربی است [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:11 ] [ گنگِ خواب دیده ]
روش های طبیعی کاهش اشتها که به شما در کاهش وزن کمک می کنندروش های طبیعی کاهش اشتها بسیار موثر تر و سالم تر از روش هایی مانند مصرف قرص های کاهش اشتها است. سرکوب کننده های اشتها می توانند غذا، مکمل یا روش های دیگری باشند که فرد را از احساس گرسنگی باز می دارد. برخی از روش ها برای سرکوب اشتها موثرتر از روش های دیگر هستند. تولید کنندگان قرص های کاهش دهنده اشتها ادعاهای بزرگی در مورد توانایی قرص ها در سرکوب اشتها و کاهش وزن دارند. با این حال، اثربخشی این قرص ها مشخص نیست، و طبق گفته موسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH)، آنها اغلب با عوارض جانبی خطرناکی همراه هستند. در عوض، فرد می تواند از طیف وسیعی از روش های طبیعی برای سرکوب یا کاهش دادن اشتهای خود به روشی سالم و بدون خطر استفاده کند. در این مقاله، فهرستی از روشهای مبتنی بر شواهد ارائه میکنیم که با استفاده ار آنها می توانید بدون نیاز به قرصهای لاغری، اشتهای خود را سرکوب کنید. ما همچنین در مورد اینکه کدام غذاها بهترین سرکوب کننده اشتها هستند بحث می کنیم. روش های طبیعی کاهش اشتهاشما می توانید از ده روش مبتنی بر شواهد زیر برای سرکوب اشتهای خود و جلوگیری از پرخوری استفاده کنید: پروتئین و چربی های سالم بیشتری بخوریدهمه غذاها به یک اندازه گرسنگی را برطرف نمی کنند. در مقایسه با کربوهیدرات ها، پروتئین و چربی های خاص برای رفع گرسنگی و حفظ احساس سیری طولانی مدت موثرتر هستند. بهتر است برخی از منابع کربوهیدرات را با پروتئین ها و چربی های سالم جایگزین کنید تا به کنترل اشتهای خود کمک کنید. برخی از منابع غذایی پرپروتئین شامل موارد زیر هستند:
دستورالعمل ها همچنین توصیه می کنند که چربی های سالم خود را از منابع طبیعی مانند آجیل و دانه ها، آووکادو و روغن زیتون دریافت کنید. قبل از هر وعده غذایی آب بنوشیدمشخص شده است که نوشیدن یک لیوان بزرگ آب مستقیماً قبل از غذا خوردن باعث می شود فرد بعد از غذا احساس سیری بیشتر و گرسنگی کمتری داشته باشد. مطالعه دیگری که اشتها را در 50 زن دچار اضافه وزن بررسی کرد، نشان داد که نوشیدن 1.5 لیتر آب در روز به مدت 8 هفته باعث کاهش اشتها و وزن و همچنین کاهش بیشتر چربی می شود. پیش غذا نیز می تواند اشتها را از بین ببرد. تحقیقات انجام شده نشان داد که اگر افراد یک استارتر مایع مصرف کنند، بلافاصله پس از غذا احساس سیری بیشتری می کنند.
از غذاهای پر فیبر بیشتر استفاده کنیدفیبر مانند سایر غذاها تجزیه نمی شود، بنابراین مدت زمان بیشتری در بدن باقی می ماند. این کار هضم را کند می کند و باعث می شود افراد در طول روز احساس سیری کنند. تحقیقات نشان می دهد که فیبر می تواند یک سرکوب کننده موثر اشتها باشد. رژیم های غذایی با فیبر بالا نیز با نرخ چاقی کمتر همراه است. تحقیقات بیشتری برای شناسایی منابع فیبر برای سرکوب اشتها مورد نیاز است. غذاهای سالم با فیبر بالا عبارتند از:
قبل از غذا ورزش کنیدورزش یکی دیگر از روش های سرکوب کننده اشتها سالم و موثر است. یک بررسی بر اساس 20 مطالعه مختلف نشان داد که هورمون های اشتها بلافاصله پس از ورزش، به ویژه تمرینات با شدت بالا، سرکوب می شوند. آنها سطوح پایین تری از گرلین (هورمونی که ما را گرسنه می کند) را در بدن یافتند، و سطوح بالاتری از “هورمون های سیری” مانند PPY و GLP-1. چای یربا ماته بنوشیدتحقیقات نشان می دهد که چای به نام Yerba Maté که از گیاه Ilex paraguariensis به دست می آید، می تواند اشتها را کاهش دهد و خلق و خو را در صورت ترکیب با ورزش های شدید بهبود بخشد. شکلات تلخ بخوریدنشان داده شده است که شکلات تلخ در مقایسه با شکلات شیری اشتها را سرکوب می کند. یک مطالعه نشان داد که افراد پس از خوردن شکلات تلخ به جای شکلات شیری، در وعده غذایی بعدی خود کمتر می خورند. مقداری زنجبیل بخوریدنشان داده شده است که مصرف مقدار کمی پودر زنجبیل اشتها را کاهش می دهد و سیری را افزایش می دهد، احتمالاً به دلیل اثر محرک آن بر روی سیستم گوارش. غذاهای حجیم و کم کالری بخوریدکاهش میزان مصرف غذا در حین رژیم غذایی می تواند شما را بدتر دچار اشتهای شدید کند. این می تواند باعث بازگشت به پرخوری شود. رژیم گرفتن به معنای گرسنه ماندن نیست. برخی از غذاها سرشار از مواد مغذی و انرژی هستند، اما کالری کمی دارند. اینها شامل سبزیجات، میوه ها، لوبیاها و غلات کامل است. خوردن حجم زیادی از این غذاها از قاروقور کردن معده جلوگیری می کند و همچنان به فرد اجازه می دهد کالری بیشتری نسبت به مصرف خود بسوزاند. استرس تان را کنترل کنیدغذا خوردن راحت به دلیل استرس، عصبانیت یا غم و اندوه با گرسنگی فیزیکی متفاوت است. تحقیقات استرس را با افزایش میل به خوردن، پرخوری و خوردن غذاهای غیر مغذی مرتبط دانسته است. طبق یک بررسی، تمرینهای ذهنآگاهی و غذا خوردن آگاهانه ممکن است پرخوری مرتبط با استرس و هله هوله خوردن را کاهش دهد. خواب منظم، تماس اجتماعی و استراحت نیز می تواند به مقابله با استرس کمک کند. خوردن آگاهانهمغز نقش مهمی در تصمیم گیری اینکه فرد چه چیزی را چه زمانی بخورد دارد. اگر فردی در حین غذا به جای تماشای تلویزیون به غذایی که می خورد توجه کند، ممکن است کمتر غذا بخورد. تحقیقات منتشر شده در ژورنال Appetite نشان داد که خوردن یک وعده غذایی بزرگ در تاریکی باعث می شود افراد 36 درصد بیشتر مصرف کنند. توجه به غذا در طول وعده های غذایی می تواند به فرد در کاهش پرخوری کمک کند. مقاله دیگری نشان داد که ذهن آگاهی می تواند پرخوری و هله هوله خوری را کاهش دهد، که دو عامل مهمی هستند که بر چاقی تأثیر می گذارند. موسسه ملی بهداشت آمریکا استفاده از تکنیکهای مبتنی بر ذهن و بدن مانند مدیتیشن و یوگا را برای کاهش اشتها توصیه میکند. غذاهایی که اشتها را به حداقل می رساندبرخی از غذاها برای سرکوب اشتها بهتر از سایرین هستند، از جمله:
محدود کردن بیش از حد مصرف غذا می تواند منجر به عود پرخوری شود. در عوض، خوردن مقدار مناسبی از غذاهای مناسب می تواند گرسنگی و هوس غذایی را در طول روز کاهش دهد. یک فرد می تواند اشتهای خود را با گنجاندن پروتئین، چربی و فیبر بیشتر در وعده های غذایی خود سرکوب کند. مصرف سبزیجات و حبوبات باعث می شود فرد برای مدت طولانی تری احساس سیری کند. همچنین امتحان ادویه های مختلف مانند زنجبیل و فلفل هندی و نوشیدن چای برای غلبه بر هوس های غذایی ناخواسته می تواند مفید باشد. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:10 ] [ گنگِ خواب دیده ]
روزی پا به قلبام گذاشت عشق [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:6 ] [ گنگِ خواب دیده ]
فال حافظ امروز : یک غزل ناب و یک تفسیر گویا (31 فروردین)
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی به خدا که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز تفسیر :همیشه به یاد خدا باشید و شکرگزاری او را به جا بیاورید. با توکل و استعانت از خداوند متعال می توانید از همه مشکلات زندگی به سلامت عبور کرده و پیروز شوید. بد دلی را کنار بگذارید و از دوست و رفیق ریاکار دوری کنید. عشقی را در سر می پرورانید اما فکر رقیب آرامش شما را بر هم زده و به پشت سر گذاشتن او فکر می کنید. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]
مومیاییهای مغول از زیر یخها بیرون میآیند!
به نظر میرسد این اسکلتها که همراه اموال مهم و ملبس به پارچههای عالی دفن شده بودند، متعلق به افراد سرشناسی از طبقهی بالای اجتماع باشند. محققان در این تحقیق علاقه خاصی به تحلیل بقایا پیدا کردند تا بتوانند سبک زندگی و رژیم غذایی این اشرافزادگان امپراتوری مغول را درک کنند. آنها با بررسی پروتئینهای یافتشده درون رسوب دندان، شواهد مستقیمی یافتند که نشان میداد مغولها شیر اسب، گوسفند، بز، گاو و مهمتر از همه گاومیش مینوشیدند. لایههای منجمد اعماق زمین در شرق کوههای اروسیایی به آهستگی در حال آب شدن هستند و بدنهای مدفون مربوط به امپراتوری ترسناک مغول در حال بیرون آمدن هستند.به علاوه شواهدی از میل شدید آنها به شیر گاومیش نیز در حال آشکار شدن است. در یک تحقیق جدید، بقایای گورستانی در سایت Khorig واقع در ارتفاعات کوههای Khovsgol مطالعه شده است. آزمایش قدمتسنجی نشان داد که این گورستان در قرن سیزدهم و زمان اتحاد امپراتوری مغول در سال ۱۲۰۶ پس از میلاد کارکرد داشته است؛ سالی که چنگیزخان بدنام حاکم تمام مغولها اعلام شد. او با کمک یک ارتش اسبسوار بیپروا مبارزات نظامی خونینی را در سراسر آسیا آغاز و بنیاد بزرگترین امپراتوری پیوستهی خشکی در تاریخ را پایهریزی کرد که از سواحل اقیانوس آرام آسیا تا اروپای شرقی گسترده بود. در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، اسکلتهای ۱۱ نفر یافت شد که بخشی از آنها به واسطهی آب شدن لایههای منجمد آشکار شده بودند. این اسکلتها به رغم گذشت بیش از ۸۰۰ سال، به طرز شگفتآوری در شرایط خوبی بودند و این را مدیون دمای زیرصفر محیط بودند. پارچۀ نفیس یافت شده در یک گور مغولی
به نظر میرسد این اسکلتها که همراه اموال مهم و ملبس به پارچههای عالی دفن شده بودند، متعلق به افراد سرشناسی از طبقهی بالای اجتماع باشند. محققان در این تحقیق علاقه خاصی به تحلیل بقایا پیدا کردند تا بتوانند سبک زندگی و رژیم غذایی این اشرافزادگان امپراتوری مغول را درک کنند. آنها با بررسی پروتئینهای یافتشده درون رسوب دندان، شواهد مستقیمی یافتند که نشان میداد مغولها شیر اسب، گوسفند، بز، گاو و مهمتر از همه گاومیش مینوشیدند. محققان زیورآلات طلایی به شکل نیلوفر آبی پیرامون یک بودای نشسته را از گورستان Khorig کشف کردند.
محققان از یافتن شواهد پروتئین شیر گاومیش بسیار هیجانزده شدند، چون حیوانات نقش بسیار مهمی در فرهنگ مردمان نواحی مرتفع در شرق اورسیا ایفا میکردند. این حیوانات برای زندگی در چنین محیطهای خشنی بسیار کاربردی بودند، موی آنها برای تهیه پارچه و چربیشان برای ساخت کالاهای مفیدی مانند شمع کاربرد داشت و یک منبع غذایی پرکالری به حساب میآمدند. آلیشیا ونترسکا-میلر، استادیار انسانشناسی دانشگاه میشیگان در بیانیهای گفته است: «مهمترین یافته ما یک زن اشرافی بود که با یک کلاه از جنس پوست درخت غان به نام باگتاگ و ردایی ابریشمی منقوش به تصاویر اژدهای طلایی پنج پنجهای دفن شده بود. تحلیلهای پروتئومیک ما نشان داد او در زمان حیاتش شیر گاومیش نوشیده. این موضوع به ما کمک کرد استفادهی بلندمدت از این حیوان نمادین در منطقه و ارتباط آن با حاکمان سرآمد مغول را اثبات کنیم.» جِی. بایارساخان، محقق موسسه مکس پلانک در بخش علم تاریخ بشر و موزه ملی مغولستان میافزاید: «ظروف سرامیکی به فانوسهایی از جنس محصولات لبنی تبدیل شدند که این نشاندهندهی ایدههای مذهبی دیرین و زندگی روزمره اشرافیان امپراتوری مغول بود.» آلیشیا میلر در حال بررسی یک مقبرۀ غارت شده
ذوب شدن لایههای منجمد در یافتن این اسکلتها به دانشمندان کمک کرده است، اما این بقایای تاریخی را در معرض غارت قرار داده است. اگر دما به افزایش ادامه دهد و لایههای منجمد به ذوب شدن ادامه دهند، این نگرانی وجود دارد که برخی از بقایای یخزده باستانی پیش از درک و بررسی درست، از بین بروند. جولیا کلارک، باستانشناس نومَد سایِنس توضیح میدهد: «میزان غارتی که ما شاهد آن هستیم بیسابقه است. تقریباً هر تدفینی که ما توانستیم روی سطح پیدا کنیم، اخیراً بخاطر عارت نابود شده!» [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]
۱۳ نکته طلایی برای سبک زندگی سالم
مدام رژیم گرفتن را فراموش کنید و برای تضمین سلامت خود سبک زندگی سالمی داشته باشید. انتخابهای سالم همیشه آسان نیست، پیدا کردن زمان و انرژی برای ورزش منظم یا تهیه وعدههای غذایی سالم میتواند سخت باشد؛ با این حال تلاشهای شما از بسیاری جهات و تا آخر عمر نتیجه خواهد داد. بنابر اعلام دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دکتر غزاله اسلامیان _ متخصص تغذیه و رژیم درمانی با اشاره به اینکه رژیمهای غیر علمی ابزاری برای دستیابی به تناسب اندام نیست، توصیه کرد: مدام رژیم گرفتن را فراموش کنید و برای تضمین سلامت خود سبک زندگی سالمی داشته باشید. _ سیگار نکشید. _ با واکسن ایمن شوید. _ از مصرف اسیدهای چرب ترانس پرهیز کنید. _ روغنهای مایع گیاهی را جایگزین روغنهای نباتی جامد کنید. _ مواد غذایی تازه استفاده کنید. _ مصرف مواد غذایی شیرین را به حداقل برسانید. _ نمکدان را از سفره غذا حذف کنید. _ در رستوران، غذاهای سالم انتخاب کنید. _ الکل ننوشید. _ مایعات سالم بنوشید. _ به سلامت خواب اهمیت دهید. _ ورزش مداوم و مفرح انجام دهید. _ چکآپهای دورهای را فراموش نکنید. [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:1 ] [ گنگِ خواب دیده ]
بوسیدن تو [ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 7:56 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ ] [ 20:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]
سیبم را دو پاره میکنم [ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ ] [ 17:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]
مردها در چه سنی میل جنسیشان کم می شود؟میل جنسی در دهه بیست زندگی به بیشتری حد خود می رسد. برای زن ها با کاهش باروری بالا میرود و سپس بعد از یائسگی کم می گردد. برای مرد ها در دهه دوم به بیشترین حد می رسد و سپس به تدریج کاهش پیدا میکند. به گزارش برخی از روانشناسان بین سن و میل جنسی رابطه نزدیکی وجود دارد. در حالی که با بالا رفتن سن میل جنسی کم می شود دلیلی برای این که کلا رابطه جنسی را تجربه نکنید وجود ندارد. میل جنسی افراد ابتدا توسط عملکرد مغز، هورمون ها و باورها و نگرش ها در مورد رابطه جنسی مشخص می شود. این عوامل میتواند به علت وضعیت روانی، سطح اضطراب، سلامت کلی و تغییرات هورمونی بلندمدت تغییر نماید. در کنار این عوامل، بر اساس وضعیت ذهنی، سطح استرس و هورمون های افراد هم میل جنسی شان دستخوش تغییرات گوناگون می شود. افزایش سن و تغییرات میل جنسیافزایش و کاهش میل جنسی و افزایش آن برای افراد فرق می کند. هورمون های زنانه، کنترل بارداری، هورمونی بارداری و یائسگی تمام آنها در ایجاد میل جنسی افراد تاثیر گذار هستند و تغییرات زیادی را ایجاد می کند. برای مردها تاثیرات ابتدایی بر میل جنسی شامل سطح تستوسترون و سلامت کلی آنها میباشد. در حالی که تستوسترون به عنوان یک هورمون مردانه محسوب میشود زنان هم دارای مقداری از این هورمون می باشند. 1-دهه دومغیر از جنسیت بیولوژیکی سطح تستسترون در دهه ۲۰ زندگی به بیشترین حد میرسد. میل جنسی به طور مستقیم به کمک هورمون تستسترون تاثیر می گذارد. در مردان سطح تستسترون در دهه ۲ زندگی به بیشترین حد خود میرسد و بعد از آن به تدریج کمتر میشود با این حال مردها به طور کلی در طول این دهه به اندازه کافی تستوسترون دارند تا بتوانند یک رابطه جنسی با کیفیت را تجربه کنند. باروری زن ها در اواخر دهه نیز شروع به کاهش می کند و این کاهش سبب افزایش میل جنسی زنان و مردان می گردند. هر چند دلیل این عوامل برای متخصصان مهم است اما احتمال دارد این روش برای تشویق بدن به تولید مثل قبل از اینکه خیلی دیر شود باشد. 2-مردها در چه سنی میل جنسیشان کم می شود؟ | دهه سومکم شدن تستسترون تا دهه ۳ ادامه پیدا میکند. در مردها برخی از تحقیقات نشانگر آن است که این نرخ کاهش احتمال دارد تا حدود ۴۰ سالگی تا حدود یک درصد در سال بالا رود. برای خیلی از زن ها دهه سی به دلیل میل جنسی بالا زمانی است که شهوت به اوج خود می رسد. تخیلات جنسی هم احتمال دارد بالا رود. ممکن است متوجه شوید که رابطه جنسی زیادی دارید و میل شما به برقراری آن بیشتر شده است. 3-مردها در چه سنی میل جنسیشان کم می شود؟ | دهه چهارمطبق تحقیقات و مطالعات در مردها کم شدن میل جنسی در دهه ۴ به طور معمولی بارزتر است و سبب نارضایتی زندگی زناشویی می شود. آنها کمتر نعوظ کامل و بلند مدت را تجربه میکنند و کمتر تمایل به رابطه جنسی پیدا می کنند. در این اختلال نعوظ بیشتر از گذشته بروز پیدا میکند. برای زن ها قبل یائسگی غالباً در دهه ۴ آغاز میشود که به معنای کاهش سطح استروژن یا هورمون های زنانه میباشد. استروژن کم می تواند به معنای خشکی واژن باشد که سبب نزدیکی دردناک شود. تستسترون در این زمان به تدریج کاهش پیدا میکند و همه اینها میتواند باعث کم شدن میل جنسی میشود. 4-مردها در چه سنی میل جنسیشان کم می شود؟ | دهه پنجمدر دهه ۵۰ هم مردها و هم زن ها میل و علاقه جنسی شان کمتر می شود. تغییرات جسمانی آشکار در این زمان شامل خشکی واژن، لذت جسمانی کمتر، کاهش عملکرد کلی جنسی، کاهش حجم انزال و نعوظ با کیفیت پایین میباشد. طبق تحقیقات و مطالعات در مردها کاهش سلامت جسمانی یکی از دلایل اصلی کم شدن فعالیت جنسی میباشد. با این حال محققان بیان میکنند که میل و فعالیت و عملکرد جنسی در طول این دهه زندگی می تواند به قوت خود باقی بماند. 5-مردها در چه سنی میل جنسیشان کم می شود؟ | دهه ششم به بعداختلالات عملکرد جنسی بیماری مزمن و مرگ همسر بعد از ۶۰ سالگی بیشتر می شود و همگی سبب کاهش دائمی و فعالیت جنسی می گردد. با این حال به این معنا نیست که تصور کنید با افزایش سن باید رابطه جنسی کاملاً کنار گذاشته شود. تحقیقات نشان دهنده آن است که افراد در دهه ۶ و بالاتر از آن همچنان می تواند فعالیت جنسی رضایت بخش را تجربه کنند. یک مطالعه هلندی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که میزان فعالیت جنسی در در افراد مسن ساکن این کشور همچنان وجود دارد و و نیمی از آن ها که همسر داشتند فعالیت جنسی را گزارش کرده بودند. عوامل موثر بر رابطه جنسی مردان میانسالامور زیادی بر کاهش یا افزایش میل جنسی مردان و زنان تاثیر گذار است. مهمترین عوامل موثر بر رابطه جنسی مردان میانسال شامل موارد زیر هستند: 1-اختلالات هورمونیاختلالات هورمونی یکی از اساسی ترین عوامل تاثیر گذار در کم شدن میل جنسی به شمار میرود. این امر در کم شدن هورمون تستوسترون هم بسیار تاثیر گذار است. این هورمون باعث افزایش تحریک پذیری جنسی می شود بنابراین کاهش آن در میل جنسی هم نقش دارد. 2-مردها در چه سنی میل جنسیشان کم می شود؟ | اختلال نعوظاختلال نعوظ مهمترین عامل در ناکارآمدی جنسی محسوب میشود. در هنگام ایجاد این عارضه آلت تناسلی مردها به شرایط تحریک کامل نرسیده یا نمی تواند آن را حفظ کند. بدیهی است که این عوامل سبب نارضایتی جنسی می شود. عواملی همچون بروز بیماری هایی مانند اختلال دستگاه درون ریز، مشکلات عصبی و افسردگی اضطراب، کاهش سطح هورمون تستوسترون و برخی از موارد در ایجاد این عارضه نقش دارند. 3-مشکلات ارتباطییکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر رابطه جنسی در سنین میانسالی می تواند عوامل خانوادگی و مشکلات مربوط به آن باشد. طبیعتا کسی که در سن میانسالی برای فرزندانش مشکلاتی پیش می آید به راحتی نمی تواند بر مسائل جنسی تمرکز داشته باشد و این عوامل سبب کم شدن میل او می شود. علاوه بر این نارضایتی جنسی همسر و یا وجود اختلال یا اضطراب عملکرد جنسی در او هم می تواند در رابطه جنسی مردها تاثیر بگذارد. چگونه میل جنسی را افزایش دهیم؟در حالی که میل جنسی به مرور زمان در طول زندگی تغییر می کند این بدان معنا نیست که فرد باید فعالیت جنسی خود را متوقف کند. ابتدا بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید تا متوجه شوید آیا تغییر طبیعی است یا اختلال در عملکرد جنسی میباشد. با توجه به آنچه که متوجه می شوید ممکن است برای شما دارو تجویز شود یا به شما دریافتن راه هایی جهت بهبود آن کمک کنند. اگر کاهش میل جنسی تنها مرتبط با بالا رفتن سن بود احتمال دارد با تغییرات سبک زندگی بتوانید میل جنسی خود را افزایش دهید. برخی از این راهکارها شامل موارد زیر هستند: 1-ورزش و آمادگی جسمانی را افزایش دهیدورزش، سطح فعالیت و تناسب اندام همگی با میل جنسی در ارتباط هستند. خوشبختانه بر اساس برخی تحقیقات حتی با کمی تحرک و فعالیت بدنی می توانید میل جنسی را بالا ببرید. مطالعات و تحقیقات همچنین عواملی مانند چاقی و کم تحرکی را مرتبط با اختلال عملکرد جنسی دانسته اند. مرد هایی که شاخص توده بدنی آنها بالاتر از ۳۰ درصد بیشتر در معرض اختلال نعوظ قرار داشتند. حدود ۴۰ درصد از آنها با کم شدن میل جنسی و ۵۰ درصد هم مشکل عملکرد جنسی داشتند. در این رابطه مطالعه مقاله حرکات یوگا برای بهبود رابطه جنسی پیشنهاد می شود. 2-غذاهای تقویت کننده میل جنسی بخوریدبرخی از غذاها میتواند به افزایش میل جنسی انسان کمک کنند و این کار را با بهبود گردش خون و افزایش انرژی انجام می دهند که بسیار اهمیت دارد. برخی از غذاهای مناسب برای تقویت میل جنسی شامل تره فرنگی، موسیر، پیاز، سیر، اسفناج، سیب زمینی های شیرین، هندوانه، بلوبری، توت فرنگی، آووکادو ها و صدف خام هستند. همچنین بهتر است از غذاهایی که باعث کاهش میل جنسی و عملکرد شما می شوند خودداری کنید. برخی از آنها سطح تستوسترون را کم می کنند در حالی که برخی دیگر باعث اختلالاتی در گردش خون می شوند. غذاهای کاهش دهنده میل جنسی مانند سویا و محصولات مبتنی بر سویا، ریشه شیرین بیان، نعناع و چربی ترانس همچنین چربی های اشباع شده مانند گوشت گاو و چرب و گوشت خوک، پنیر و انواع الکل هستند. 3-استرس را مدیریت کنیداثر تغییرات مختلفی ایجاد می کند و بر عملکرد بدن تاثیر گذار است. استرس دائمی سبب بالا رفتن سطح هورمونی به نام کورتیزول می گردد که میتواند باعث سرکوب هورمون های جنسی شود و به دنبال آن میل جنسی را کم کند. علاوه بر این استرس برخلق و خو و شرایط روحی و روانی انسان تاثیرات ناخوشایندی می گذارد و سبب کم شدن میل جنسی میشود. شما با انجام کارهایی همچون یوگا مدیتیشن و استفاده از تکنیک های مبتنی بر ذهن آگاهی، ورزش ،یادگیری تکنیک های آرام سازی و حذف عوامل استرس زا تا حد امکان میتوانید استرس خود را مدیریت کنید. هنگامی که استرس انسان کم شود هورمون ها هم به حالت عادی باز می گردند. 4-بهبود کیفیت خوابطبق برخی از تحقیقات خواب ضعیف و میل جنسی کم در ارتباط است. بنابراین لازم است که افراد بهداشت خواب خود را بررسی کنند. برخی از نکات لازم برای خواب بهتر این است که قبل از خواب از الکل و مصرف کافئین خودداری کنید تا حد امکان استفاده از صفحه نمایش در شب و قرار گرفتن در معرض نور های روشن را کم کرده و اگر در ۲۰ دقیقه نتوانستید بخوابید بلند شوید و یا فعالیت آرام انجام دهید، از زمانی که خسته هستید به رختخواب بروید، ۸ تا ۹ ساعت در شبانه روز را برای خواب راحت اختصاص دهید، برنامه خواب ثابتی داشته باشید حتی آخر هفته ها و در طول تعطیلات، اتاق خواب خود را آرام و تاریک نمایید، از تخت خواب برای خواب و رابطه جنسی استفاده کنید و یک روتین آرام بخش قبل از خواب داشته باشید. 5-از عوارض احتمالی داروهای مصرفی مطلع شویدعوارض جانبی داروها می تواند سبب کم شدن میل جنسی مردها شود. علاوه بر این برخی از داروها اختلال نعوظ ایجاد می کند. بنابراین در مصرف آن ها حتما باید با پزشک خود مشورت کنید و با توصیه او دوز دارو را کم کنید یا کنار بگذارید. برخی از داروهای که سبب کاهش میل جنسی میشوند شامل داروهای ضد افسردگی، آنتیهیستامینها، داروهای فشار خون، داروهای کاهش کلسترول و داروهای زخم هستند. 6-درباره نگرانی های خود با همسرتان صحبت کنیددر مورد نگرانی های تان درباره کم شدن میل جنسی با همسر خود راحت صحبت کنید. در مورد اینکه ظاهر تان چه تغییری کرده است و شرایط خود ناراضی هستید شفاف باشید. اگر هر دوی شما از کم شدن شهوت و کاهش عملکرد جنسی راضی نیستید بهتر است با یک متخصص در این زمینه صحبت کنید. برخی از افراد با افزایش سن تصویر بدنی ضعیفی از خود پیدا می کنند و اعتماد به نفس شان را از دست میدهند اما نباید اجازه داد که این افکار مانع عملکرد جنسی و میل جنسی شود. این را بدانید که برخی از زن و مردهای مسن تر زندگی جنسی خود را در مقایسه با جوان ها بهتر تجربه می کنند. یکی از دلایل آن این است که آنها زمان و حریم خصوصی بیشتری دارند و می توانند صمیمیت بیشتری با همسر خود داشته باشند. 7-ارتباط با شریک زندگی خودارتباط عاطفی با با همسر سبب بالا رفتن میل و برانگیختگی جنسی می گردد. زن ها بیشتر از مرد ها ارتباط عاطفی را لازمه آغاز ارتباط جنسی میدانند. کارشناسان برای بالا رفتن میل جنسی راهکارهای زیر را پیشنهاد میکنند. هنگام صحبت با یکدیگر وسایل متفرقه مانند موبایل را کنار بگذارید و به یکدیگر گوش جان بسپارید، وقتی مشکلی پیش می آید سعی کنید شریکتان را درک کنید و خودتان را جای او بگذارید، همدیگر را به صورت عاشقانه لمس کنید و به یکدیگر توجه کنی [ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ ] [ 17:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]
کارم به جان رسید و به جانان نمیرسم [ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ ] [ 17:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]
من و تو چون دو کوه [ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ ] [ 17:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||