لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

از در درآمدی و من از خود به در شدم

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

"سعدی"

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 8:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا