لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

تو باشي براي دلم كافي است...

جهان روبه رو با من و عشق تو
و من روبه رو با تمام جهان
تو باشی برای دلم کافی است
بخوان ای تمام جهانم، بخوان

جهان روبه رو با پریشانی ام
چرا سنگ باید به پیشانی ام؟
مگر سهمم از زندگی جز تو بود؟
که اینگونه که از خویش می‌رانی ام؟

جهان روبه رو با تمام دلم
و من روبه رو با تمام شما
چه خواهد شد این جنگ نامردمی
خدایا خدایا خدایا خدا!

و من آخرین عاشقم، رحم کن-
که این اینگونه در پای تو گم شدم
چنان قدرتی داد عشقت؛ که من
هواخواه دشنام مردم شدم
....

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:44 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا