لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

📜 سرود خویشتن

۱

بودنم را به بزم می‌گیرم، و می‌سرایم خویشتن را
و آنچه می‌پندارم، خود پندار توست
هر ذره از من، به نیکی همانا ذرّات توست
روان‌َم را فرامی‌خوانم و می‌پراکنم‌َش،
می‌خوانم‌َ و می‌پراکنم خویش را، به تماشای یگانه‌ای نی‌ از علف‌هایِ تابستان می‌شتابم،
زبان من، هر قطرهٔ خون‌َم، از این خاک برآمده، وز این هوا،
و این‌جا، از والدین خویش زاییده شده‌م، و بدان‌سانِ هم‌نیاکان‌َم،
اینک، سی‌و‌هفت ساله‌ام، در آغازَش، در اوجِ سلامت،
امید با من است تا مرگ‌هنگام دست برندارم.
از باورهای‌َم و آموخته‌های‌َم که در تعلیق نایند،


۲

خانه‌ها و اتاق‌ها، آکنده از عطر و طاقچه‌ها در غوغای این عطرها پُر،
نفس می‌کشم رایحهٔ خوش را و می‌دانم‌َش و به حسن می‌دانم‌َش،
عصاره‌ها مرا مست خواهند کرد، لیک نخواهم گذاشت‌ِشان،
فضا آکنده از عطری نیست، اثری از رایحه‌ها نیست، بویی به مشام نمی‌رسد،
آن تا ابد مخصوصِ دهان من است، که در عشقی با اوی‌ام،
به ساحل و کنارهٔ جنگل خواهم رفت، عور و بی‌تلبیس، سخت خواهان آن‌ْام که مرا لمس کند، بخاری از نَفَسِ خویشتن‌َم،
پریشان‌ْام از آن‌که با خود می‌آمیزم.
پژواک‌ها، امواج، همهمهٔ نجواها، عنصرِ عشق، رشتهٔ ابریشم، واپیچش شاخه‌ها و تاک،
دم‌های من و قوت قلب‌َم، تکانه‌های سینه‌ام، گذر از صخره‌های تاریکِ دریا، و خرمنی از علف خشک،
نجوای واژه‌گان دشنام‌گونه از گلوی من در واپیچشِ باد مستورْ می‌ماند،
چند بوسهٔ آرام و اینک، چند حیا، و آنک، رسیدنی به گرد بازوها،
بازی‌یِ نور و سایه بر درختان، به‌وقت جنباندن شاخ‌سارانِ نرم، در شوق تنهایی یا که هیاهوی خیابان‌ها یا که بر کرانه‌ها و شیب‌های تپه،
در من احساس سلامت است و تحریر آواز ظهر کامل، و سرود من که از تخت و دیدارِ آفتاب سربرمی‌آورد.

 

[ جمعه چهاردهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 23:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]

پنهان مي كنم

جاي خالي ات را

در پستوي اين عاشقانه ها

مثل كودكي كه شبها

ترس‌هايش را زير پتو خواب مي كند!

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:38 ] [ گنگِ خواب دیده ]

رمز موفقیت از زبان سقراط

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست. سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید. هر دو حاضر شدند. سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد. مرد تلاش می‌کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی‌تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت. سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود. سقراط از او پرسید: «در آن وضعیت تنها چیزی که می‌خواستی چه بود؟»

پسر جواب داد: «هوا»

سقراط گفت: «این راز موفقیت است! اگر همان طور که هوا را می‌خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی به دستش خواهی آورد. رمز دیگری وجود ندارد.»

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:37 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 خاکسپاری حافظ

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ می‌ریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ‌ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ‌ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.
ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمی‌خیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ می‌دهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ می‌دهند ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ‌می‌کند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ‌می‌شود:
«ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ
ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ»
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ می‌افکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام می‌شود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ «ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ» ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ.

تاریخ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺩﻭﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﻭﻥ، ﺟﻠﺪ ﺳﻮﻡ

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]

داستان پرماجرای سنگ قبر ناصرالدین شاه قاجار

 

 

 

 

 

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:33 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چیزهای زیادی هستند

که باید انتقال بدهی

وراثت را از لبخندت شروع کن

از شکل لب‌هایت

به وقت بستن زخم‌ام

رفتار لبخند و

اخلاق لب‌هایت را

منتقل کن به دخترم

او نیز چون تو بداند

زخم با زخم و

مرد با مرد

تفاوت دارد

یاد بگیرد روی زخم یک مرد

چگونه مرهم بگذارد

تا محرمش شود

مهربانی‌ات را

به ژن‌هایت تحمیل کن

اوقاتی که باقیمانده‌ی سفره را

در باغچه می‌تکانی و

می‌فهمم که برف

چقدر به خانه‌ی ما می‌آید

کاش می‌شد خودت را ببینی

که در باغچه زیبایی

که در برف زیبایی

که در باغچه، از برف زیباتری

که از هر طرف در خانه زیبایی

و من از هر طرفی دوستت دارم

کاش می‌شد خودم را ببینم

وقت‌هایی که تو را می‌بینم

می‌بینم آن روز را

که این همه

به پسرم نیز یاد می‌دهی

یاد می‌دهی چگونه یک زن را

از هر طرفی زیبا ببیند

یادش می‌دهی که در جهان

دو چیز هر کسی را می‌گریاند

اولی عشق است و

دومی را

هر که خود انتخاب می‌کند

از من به پسرم

انتخاب کردن را منتقل کن

منتقل کن که عشق با عشق و

انتخاب با انتخاب

تفاوت دارد

بیاموزش میان زن و وطن

وطنی را انتخاب کند

که هر زنی چون تو در آن آواز می‌خواند

آواز می‌خوانی و پرده را کنار

آواز می‌خوانی و جارو

آواز می‌خوانی و نقشه را دستمال می‌کشی

صبح از آواز تو روشن

خانه در آواز تو تمیز

جهان با آوازهای تو پاکیزه می‌شود

آوازهای تو

گنجشک‌های زیادی را محلی کرده است

در آواز تو دستگاهی‌ست

که خون را به گردش می‌برد

صدای تو رسوب می‌کند در گلبول‌ها

خونم را به هر که اهدا کرده‌ام

شنیده‌ام دلتنگ آوازهایی غریب شده است

غریب نباشد برایت عزیزم

اگر گاهی با خودم حرف می‌زنم

دارم از غالب ژن‌هایم می‌خواهم

به نفع صفات تو مغلوب شوند

به سود خصلت دستانت

دست‌های تو

وقتی کمک می‌کنند بارانی‌ام را بپوشم

روی شانه‌هایم می‌مانند

در خیابان رهایم نمی‌کنند

تو و دست‌هایت

تو و چتری که برایم خریده‌ای

من و خیابان‌ها

من و باران‌های وحشی زیادی را

متمدن کرده‌اند

به دست‌های تو

وقتی دگمه‌ی پیرهن می‌دوزند

یک سر سوزن شک ندارم

دستان تو ماهرند

یک شهر دم گرفته را

بدل به نوشیدنی می‌کنند

وقتی شکر را

در لیوان هم می‌زنی

مسائل تلخ بسیاری

در من شیرین می‌شوند

شیرین می‌شوند اشک‌های شورت

اشک‌های تو بی‌حاصل نیست

تو در خیابان آزادی گریسته‌ای

می‌دانم، می‌دانم

آسفالت را مستعد روئیدن کرده‌ای

پافشاری کن روی استعدادت

که خانوادگی شود

هم‌خانواده شویم با کلمه

تو حروف صدادار درد را

بلدی بی‌صدا بخوابانی

بلدی روی در یخچال

شعری با خط خودت بچسبانی و

آب‌های منجمد را

دلگرم کنی

از صفات اکتسابی

ای کاش دستخط‌ات ارثی شود

فرزندان‌مان

از تو زیبا نوشتن بیاموزند

از من، پاک کردن…

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

حيرت نامه عنوان كتابي است كه ميرزا ابوالحسن خان ايلچي در شرح سفر خود به انگلستان با منصب سفير ايران در دوره ي فتحعلي شاه قاجار نوشته است. ميرزا ابوالحسن خان، خواهرزاده ي حاج ابراهيم خان كلانتر، صدراعظم مقتول فتحعلي شاه است كه پس از بر هم خوردن روابط ايران و فرانسه و اخراج ژنرال گاردان از ايران، در سال 1224 هجري قمري به همراه مستر موريه به انگلستان اعزام شد و در سال بعد به همراه سر گور اوزلي به ايران بازگشت. وي خود در توضيح علت نام گذاري سفرنامه اش مي نويسد: نظر به اينكه غرايب بسيار و بدايع بي شمار ملاحظه و در اين دفتر ثبت افتاده بود. البته سامعين و مطالعه كنندگان اين اوراق را تعجب و تحيري بي اندازه دست مي داد. لهذا اين رساله را حيرت نامة سفرا موسوم گردانيد.  چاپ اول اين كتاب به كوشش حسن مرسلوند و توسط مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، در سال 1364 منتشر شده است. در ادامه نمونه هايي از حيرت اين سفير از مشاهداتش نقل شده است.

 

تلگراف

‌           [ به من گفتند ]   روزي كه هوا صاف باشد خبر ورود كشتي از هر بندري به پليموت و از آنجا تا به دارالخلافة لندن در بيست و پنج دقيقه مي رسد. من از اين سخن متحير شده گفتم سخن اغراق و دروغ در فرنگ كسي نشنيده است چگونه مي تواند شد كه سيصد مايل مسافت بعيدي را كه مي گويند، در اندك زماني خبر به دارالخلافة لندن خواهد رسيد.   ص 119

 

        تجارت زنان فرنگ

          قضا را در آن لنگرگاه كشتي هاي بزرگ و كوچك كه تمامي لنگر افكند بودند و زنان ايشان هر يك به سامان دكاني فرو چيده از هر نوع جنسي مي فروختند و در معامله كردن صحبت هاي شيرين از نسوان فرنگ استنباط نمودم كه خالي از حيرتي نبود.  ص 120

      

       آگاهي انگليسي ها از تاريخ ايران

        صبح ميهماندار باتفاق لرد بشمنث كه در ملك هند به شرخان شور مشهور است و مدتي كلنل ژنرال لفتنن هندوستان و فرمانفرماي آن ديار بود و از تواريخ استحضار كامل دارد و بزبان فارسي مربوط وارد شده چون در صحبت گشوده شد از آگاهي مشاراليه به حال فضلاء و مشايخ ايران حيرت كردم.   ص 133

 

       اسكناس

        غريب تر آنكه يك كاغذ نازكي را چاپ كرده از يك تومان تا هزار تومان و آن چاپ را نوت مي گويند و اعتبار نوت بيش از زر رايج است و صبح تا شام محرران كه دويست نفر البته مي باشند به چاپ كردن آن مشغولند. و آن كاغذ چاپ شده علامتي دارد كه تقلب در ساختن آن كمال اشكال دارد. بلكه شبه آن، مانند ذات خالق بيچون و چند محال است و آن كاغذ بهتر از زر رايج مرغوب سليقة تجار آن ديار است.  ص149

 

      اختلاط زن و مرد در مجالس

        از آنجا كه من در مجلس حيران بودم. ميسس پرسول گفت: چنان مي فهمم كه از اكل نمودن مرد و زن به جمعيت، ترا حيرت دست داده خود انصاف ده كه شيوة ما بهتر است يا شيوة شما كه زنان را مستور داريد؟ من در جواب گفتم: طريقة شما بهتر است. از رهگذر اينكه زن مستوره چشم بسته و همچو مرغي كه در قفس حبس شود مي باشد و چون رهايي يابد قوت پرواز به طرف گلشن ندارد. و زن پر گشوده به مصداق اينكه: مرغان گلشن ديده اند سير گلستان كرده اند.  بهر كمالي آراسته گردند و چون من سياحت بسيار كرده ام مانند شما زني به اين همه كمالات معنوي و صوري و آراستگي نديدم.   ص 162 و 163

 

       دوئل

        در مقابل ما دو نفر مكابره ( بزرگان ) با هم مشت برآورده به يكديگر زدند و يكي دست در جيب كرده رقعه ( نامه ) درآورد. و ديگري به دستور رقعه اي برآورده به يكديگر دادند. من از اين معامله حيرت كرده، از سر گور اوزلي حقيقت اين مطلب را تحقيق كردم. و سبب بي حرمتي را نسبت به يكديگر پرسيدم. گفت: خصومت آن دو نفر به آن رقعه جات به جنگ طپانچه رسيد. چنانكه اگر توانايي، ناتواني را در اين جا بزند. يا سخن سردي به وي گويد. اگر چه شاهزاده و بينواي رعيت باشد و قبل از اين معامله روي داده چون پر زور كم زوري را زد. يا سقط گفت به همان رقعه ها وعده گاه ايشان به فاصله مشخص شود. ده قدم يا بيست يا كمتر با هم به آن موضع روند و دو نفر از خويشان جانبين در صحراي جنگ طپانچه حاضر شوند. و آن خصمان طپانچه ها به يك بار خالي كنند. بسا باشد كه هر دو از پا درآيند و شايد كه خطا آيد. خصمان تا ده بار مي توانند دعوي را از سر گيرند. و هيچ يك سر نپيچند. و اگر يكي از جنگ سر پيچد، از نامردان محسوب گردد. و او را در هيچ مجلسي راه ندهند و از درجة اعتبار افتد. بايد خصمان از هم راضي گردند تا خصومت رفع شود. و در اين قتل هيچ جرح و مؤاخذه نيست.  ص 202

 

      ساختمان هاي انگلستان

        در مملكت انگلستان حسن بسيار است و خانه هاي ايشان از سنگ ساخته شده و بر روي آن عمارات نيز عماراتي عالي منقش ساخته اند كه عقل در آن حيران است.    ص 230

 

       شورش در شهر    

         اتفاقاً در آن شب دو چندان شمع و چراغ بر در هر خانه و گوشه هر كاشانه اي روشن بود و از بسياري گاري در آن كوچه راه مسدود شده، از حقيقت آن غوغا پرسيدم. گفتند: شخصي به نام سر فرانسس بروت از حكم شاه ياغي و سرپيچ شده و او از وكلاء شهر لندن است و وزراء و شاه را ناسزا گفته و اخلال در امر پارلمان و دولت كرده مي گويد شاه و داستان اخراجات ضرور نيست و مخالفت با رأي كوثل ( مجلس شورا ) نموده. ... و رعايايي كه دوستدار اويند مانع از گرفتن او شده اند. اين زيادتي روشن از براي گرفتن اوست و هر كه شمع بيفروزد، دوستان ياغي خانه او را به سنگ ويران كنند كه چرا چراغ افروخته، تا معلوم شود كه كيست ميخواهد آن ياغي را از خانه اش بيرون برد. ... چون صبح دميد معلوم شد كه اكثر از خانه هاي وزراء و كوثليان از سنگ باران عوام ويران شده، حتي خانه وزير اعظم؛ و لرد وثملن را كه يكي از كوثليان است بسيار زده بودند. ... من پرسيدم كه چرا غوغا فرو نمي نشيند؟ گفتند هنوز مشاورت اهل كوثل به انتها نرسيده كه به اذن آنها اين مقصر را از خانه بيرون آورده، به سياستگاه شاه بريم. از اين معني حيرتم به حيرت افزود كه در اين ازدحام و فتور كه اگر در شهري از ايران واقع شده بود از شب دوشنبه تا بحال ده هزار تن بيشترك به معرض قتل و هلاك برآمده بودند. غريب تر آنكه هنوز كوثليان از حكم مقصر فارغ نشده اند. مطلب از ايراد اين گزارشات آشكار كردن خير خواهي و بي آزاري و آزادي مردم اين شهر است، كه تا گناه بر گناهكار ثابت نشود به معرض مؤاخذه درنياورند؛ كه ترسند مبادا بيگناهي را آزار رسانيده باشند.   ص 254 تا 256

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]

انسانی که آلزایمر می‌گیرد
قدم زدن را
از یاد نمی‌برد
پس چیزی هست
کسی هست
که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود
شبیه خورشید فردا
که هر روز مرا پیرتر می‌کند
اما یک‌شب با موهای سفید
دوباره از خود خواهم پرسید:
آیا باز او را خواهم دید؟

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:25 ] [ گنگِ خواب دیده ]

تکليفِ تمام ترانه‌های من
از همين اولِ بسم‌اللهِ بوسه معلوم است
سلام، يعنی خداحافظ!
خداحافظ جایِ خالیِ بعد از منِ غريب
خداحافظ سلامِ آبیِ امنِ آسوده
ستاره‌ی از شب گريخته‌ی همروزِ من،
عزيزِ هنوزِ من... خداحافظ!

همين که گفتم!
ديگر هيچ پرسشی
پاسخ نمی‌دهم!

هی بی‌قرار!
نگران کدامِ اشتباهِ کوچکِ بی‌هوا
تو از نگاه چَپ‌چَپِ شب می‌ترسی؟
ما پيش از پسينِ هر انتظاری حتما
کبوترانِ رفته از اينجا را
به رويایِ خوش‌ترين خبر فراخواهيم خواند.

من... ترانه‌ها وُ
تو... بوسه‌ها وُ
شب... سينه‌ريزِ روشنش را گرو خواهد گذاشت،
تا ديگر هيچ اشاره يا علامتی از بُن‌بستِ آسمان نمانَد.
راه باز...، جاده روشن وُ
همسفر فراوان است.

برمی‌گرديم
نگاه می‌کنيم
اميدوار به آواز آدمی...!

آيا شفای اين صبحِ ساکتِ غمگين
بی‌خوابِ آخرين ستاره مُيسر نيست؟
هميشه همين قدم‌های نخستينِ رفتن است
که رازِ آخرين منزلِ رسيدن را رقم می‌زند.

کم نيستند کسانی
که با پاره‌ی سنگی در مُشتِ بسته‌ی باد
گمان می‌کنند کبوتری تشنه به جانب چشمه می‌بَرَند،
اما من و کبوتر و چشمه گول نخواهيم خورد
ما خوابِ خوشی از احوالِ آدمی ديده‌ايم

از اين پيشتر نيز
فالِ غريب ستاره هم با ما
از همين اتفاق عجيب گفته بود.

ما نزديک آينه نشستيم و شب شکست و
خبر از مسافرِ خوش‌قولِ بوسه رسيد،
رسيد همين نزديکی‌ها
که صبحِ يک جمعه‌ی شريف
از خواب روشن دريا باز خواهيم گشت.
همه چيز دُرست خواهد شد
و شب تاريک نيز از چراغِ تَرک‌خورده عذر خواهد خواست.
همين برای سرآغاز روزِ به او رسيدن کافی است،
همين برای نشستن و يک دلِ سير گريستنِ ما کافی‌ست،
همين برای از خود دور شدن و به او رسيدن کافی است.

سلام...!
سلام يعنی خداحافظ!
خداحافظ اولين بوسه‌های بی‌اختيار
کوچه‌های تنگ آشتی‌کنانِ دلواپس
عصر قشنگِ صميمی
ماه مُعطرِ اطلسی‌های اينقدی، ... خداحافظ!

سلام، سهمِ کوچکِ من از وسعت سادگی!
سايه‌نشينِ آب و همپياله‌ی تشنگی سلام،
سلام، اولادِ اولين بوسه از شرمِ گُل و گونه‌های حلال،
سلام، ستاره‌ی از شب گريخته‌ی همروز من،
عزيزِ هميشه و هنوز من... سلام!

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

  • سعید پور سعید - منو دیدی

    Saeid Poursaeid - Mano Didi

     

 

  •  

    دانلود آهنگ

     

    منو دیدی روت و برگردوندی
    باز دل عاشقم و سوزوندی
    با چه شوقی اومدم به سوی تو

     

  • سعید پورسعید - عزیزم

    Saeid Poursaeid - Azizam

     

     

دانلود آهنگ

  •  

     

    عزیزم دل من تو رو می خواد
    سحر شد امان از شب چشمات
    ندارم پر پرواز دل عاشق طناز
    از اون راهی که رفته پشیمون اومده باز

     

  • سعید پور سعید - از تو چه پنهونه

    Saeid Poursaeid - Az To Che Penhoon

     

  • دانلود آهنگ

     

    وقتی همه جا من دنبال تو بودم
    از زخم زبون هاکه آسوده نبودم
    از تو گله دارم که اشکام و ندیدی
    برات فرقی نداره دیگه بود و نبودم

     

  • سعید پورسعید - بغض گریه

    Saeid Poursaeid - Boghze Geryeh

     

  • دانلود آهنگ

     

    بغض گریه توی چشمام
    حرفای درد روی لبهام
    چه جوری باید بگم من
    بی تو دنیا رو نمی خوام

     

  • سعید پور سعید - گل یاس

    Saeid Poursaeid - Gole Yas

     

  • دانلود آهنگ

     

    هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
    دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز
    گر چـه رفتی ز برم حسرت روی تو نرفت
    در این خانه به امید تو باز است هنوز
    روی سـردری خونه گل های یاس بهاری

     

  • سعید پورسعید - کیف کهنه

    Saeid Poursaeid - Kife Kohneh

     

  • دانلود آهنگ

     

    یه روزی لابه لایه کیف و دفترهای کهنه به
    دنبال زمان های قدیم و دور می گشتم به
    دنیایی که از مهر و محبت عشق حرف می زد
    به سوی کودکی راهی فرار از عشق می گشتم

     

  • سعید پور سعید - بازگشت

    Saeid Poursaeid - Bazgasht

     

  • دانلود آهنگ

     

    شبا وقتی که تنهایی میاد همراه دلتنگی
    میپیچه باز صدای پات به روی پله سنگی
    به فکر این که برگشتی دلم میاد به پیشوازت
    خیال قامتت این جاست نگاهم می کنه نازت

     

  • سعید پورسعید - زبانم را نمیدانی

    Saeid Poursaeid - Zabanam Ra Nemidani

     

  • دانلود آهنگ

     

    زبانم را نمی دانی نگاهم را نمیبینی
    ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی
    سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد
    چرا ای بی وفا طرز نگاهم را نمیبینی

     

  • سعید پور سعید - اندوه شیرین

    Saeid Poursaeid - Andoohe Shirin

     

  • دانلود آهنگ

     

    تو ای اندوه شیرینم بیا در این شب سردم
    در این پس کوچه های غم به دنبال تو می گردم
    برایت فصلی از شعر و پر از ناگفته آوردم

     

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:21 ] [ گنگِ خواب دیده ]

صبح که بیدار شدم

دعایم مستجاب شده بود

تو

روی برف لیز خوردی و من

دست هایت را

محکم تر گرفتم

چه همدستی موذیانه ای داریم

من و خیابان

دلم که می لرزد

شتابان بهمنی می ریزد

از قله ی غرور

بر کوهپایه های محصور احساسم

قندیل می بندد

تنهایی

وقتی تو با منی

و من تنها کسی

که راز تو را در روز برفی می دانم

فقط می دانم

که بهشتی گلگون

زیر شال زرد تو یخ بسته است...

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:17 ] [ گنگِ خواب دیده ]

عاشقان به طعنه

روز جمعه را صدا می‌کنند

صدای عاشقان رامی‌شنوم

در انتهای کوچه‌ی بن‌بست

به عاشقان می‌رسم

مهمانان در هنگام خداحافظی

می‌گویند: عاشقان در یک غروب آدینه

به خواب رفتند

هنوز کسی آن‌ها را

بیدار نکرده است.

چهره‌ام را در آینه دفن می‌کنم

امروز جمعه است.

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:16 ] [ گنگِ خواب دیده ]

الفبا برای سخن گفتن نیست

برای نوشتن نام توست

اعداد

پیش از تولد تو به صف ایستاده اند

تا راز زادروز تو را بدانند

دست های من

برای جست و جوی تو پیدا شدند

دهانم

کشف دهان توست.

ای کاشف آتش

در آسمان دلم توده برفی است

که به خنده های تو دل بسته است

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:16 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

دست هامان را در باد رها کنیم

شاید

این دست های پیر

بتوانند

از درخت

گیلاس بچینند

شاید

از سرگردانی رها شویم

و

به دنبال پروانه ها

در باد بدویم

هرچه بود آرزو بود

که رخ نداد

فقط

دست های ما در اتفاقات

آلوده شد

آن قدر آلوده

که ما از نگاه کردن به آن ها

هراس داشتیم

با دست های آلوده

از پله های اضطراری

بالا رفتیم

که شاید

ثانیه ای خود را فراموش کنیم

شب از ما می گریخت

به صبح نزدیک می شدیم

در میدان شهر

به دنبال کبریت روشنی بودیم

که سیگارهای نم گرفته و بدبو را

روشن کنیم.

[ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]

درباره آرامگاه حزقیل نبی (ع)

از چهار راه شریعتی دزفول که به سمت چهار راه آفرینش می روید حدود ۱۰۰ پایین تر وارد کوچه ای شوید. بیست متر که وارد کوچه شدید در سمت راست خود جنب مسجد سید نورالله ، آرامگاه پیامبری از انبیاء بنی اسراییل را ملاحظه می کنید که در گوشه ای از این کوچه عزلت گزیده است و این پیامبر کسی نیست جز حزقیل نبی. بقعه حزقیل نبی را مدفن یا قدمگاه حضرت حزقیل از پیامبران بنی اسرائیل می دانند که پدر بزگوار دانیال نبی بوده است. در قرآن از او به نام ذوالکفل ذکری به میان آمده است. او سومین پیامبر بعد از موسی بود. حزقیل پیامبری بود با خردی تابناک و صبری شگرف و در ردیف ادریس و اسماعیل.یکی از پیامبران کتاب مقدس که در روایات اسلامی توصیف می شود حزقیل است. نام حزقیل در قرآن به کار نرفته اما متون تفسیری مدّعی اشاره قرآن به او در آیه ۲۴۳ سوره بقره اند.در روایات اسلامی گونه های بسیاری از املای صحیح نام کامل حزقیل موجود است. با این همه، اکثر منابع او را حزقیل بن بوزی بوذی بوری می خوانند. برخی منابع اضافه می کنند که او ابن العجوز یعنی «پسر پیر زن» هم نامیده شده و علّت این نامگذاری را به شیوه های گوناگونی توجیه می کنند.حزقیال (به زبان عبری به معنی خداوند نیرومندی می بخشد)، کاهنی از خانواده صادوق و از پیامبران بنی اسرائیل بود.حزقیال در سال ۶۲۷ قبل از میلاد ولادت یافت، و در سن سی سالگی، کاهن اورشلیم شد. حزقیال ازدواج کرد و در تل ابیب در نزدیکی نیپور بابل و در منزل شخصی خودش زندگی می کرد، و مشایخ یهود با او مشورت می کردند. زن حزقیال در زمان کاهنی وی به طور ناگهانی مُرد ولی خدا حزقیال را از عزاداری منع کرد. او به سال ۵۹۲ قبل از میلاد، به پیغمبری بنی اسرائیل رسید، و بیست و دو سال بنی اسرائیل را از بت پرستی بازداشته و به سوی خدا دعوت می کرد. در ابتدا بنی اسرائیل تحت تأثیر او قرار نمی گرفتند تا این که سرانجام با شکسته شدن بت ها به خدای یگانه روی آوردند. او ابیهود (عبری:אבא של יהודיםبه معنی پدر یهود)، پسر انسان (عبری:ילד שלאיש) و تسلی دهنده اسرائیل (عبری:עמת) نامیده شده است.بخت النصر یا همان نبوکد نصر پادشاه بابل بعد از محاصره اورشلیم در سال ۵۹۸ قبل از میلاد / حزقیل نبی را به اسارت برد . او پیامبری بود که داوری بر هفت قوم آمون، موآب، فلسطین، صور، صیدون و مصر را اعلام کرد. کتاب نبوت حزقیل شعرگونه است، و در آن وزن و آهنگ وجود دارد. این کتاب شامل چهار رویا و پنج پیغام اصلی کتاب به شکل مثل ارائه شده است.او به مدت ۲۲ سال یعنی از سال ۵۹۵ تا ۵۷۳ قبل از میلاد، پیغمبری کرد. ایشان در میان یهود، ساحب مقامی رفیع بود و تمام مشایخ بزرگ از او فرمانبرداری می کردند، ایشان سوای مقام و مرتبت علمی و پیامبری ، در کار بنایی مهارت تام داشت.طبق نوشته متون الاخبار، حزقیل پدر دانیال پیغمبر است، منتهی نه آن دانیال پیغمبر که معروف به دانیال اکبر است. مرقد حزقیل نبی در مرکز شهر دزفول و معروف به بابا حرقیل است .بقعه این نبی الهی بنایی ساده و آجری شامل حیاطی کوچک و ایوانی با طاق ساده نو ساز تیر آهنی میباشد. بر فراز بنا گنبدی از نوع شش ترک مشاهده میشود که کاملا نوساز و بتونی می باشد.چند سال پیش بقعه حزقیل نبی مرمت شد مدیر وقت میراث فرهنگی دزفول در این زمینه گفت :محوطه اطراف بقعه حزقیل نبی توسعه می یابد.و بودجه و اعتبار مرمت آرامگاه حضرت حزقیل (ع) توسط سازمان اوقاف و هیات امنای شهرستان تامین شده و پیشرفت رضایت بخشی هم داشته است.مدفن حزقیل نبی در شهر دزفول است و جا دارد که هم مسولان و هم گردشگران توجه بیشتری به این پیامبر الهی داشته باشند.

[ چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 17:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]

جمعي از كليميان مقيم ايران روز جمعه با حضور در آستان مقدس حضرت دانيال نبي (ع) در شوش در شمال خوزستان به نيايش و عبادت پرداختند.

به گزارش ايرنا بيش از 40 نفر از كليميان ساكن تهران كه به وسيله يك دستگاه اتوبوس به شهرستان شوش سفر كرده اند بر مزار حضرت دانيال نبي (ع) گرد آمده و آيين ويژه نيايش سالانه خود را برگزار كردند.
يهوديان شركت كننده در اين آيين ، ' تهيليم ' ، كتاب مزامير حضرت داوود را قرائت كردند.
رييس اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان شوش به خبرنگار ايرنا گفت:آيين نيايش كليميان سال هاي متمادي است كه با هماهنگي انجمن كليميان در جوار حضرت دانيال نبي (ع) در شوش برگزار مي شود.
محمدحسن پورنعمت افزود:به منظور فراهم كردن امكان نيايش كليميان در جوار قبر حضرت دانيال نبي (ع) درب اصلي مزار اين پيامبر الهي در زير زمين آرامگاه بر روي آنان باز شده است.
وي افزود:كليميان هر سال در قالب نذري مبالغي را به آرامگاه دانيال نبي (ع) اهدا مي كنند كه صرف تجهيز اين مكان مقدس مي شود.
حضرت دانيال نبي(ع)از پيامبران بزرگ الهي است كه در سال 598 ق. م در بيت المقدس ديده به جهان گشود.
آن حضرت حوادث آينده و بعثت پيامبر آخر الزمان را در كتاب خود پيش گويي كرده است .
ايشان به عدالت ورزي مشهور بودند و قضاوت هايشان مورد توجه خاص امام علي (ع) نيز قرار گرفته اند.
حضرت دانيال نبي(ع)، از پيامبران الهي در قرن هفتم قبل از ميلاد است كه نسل وي به داوود پيامبر(ع) مي رسد.
آرامگاه دانيال نبي(ع)، در ساحل شرقي رودخانه شاوور در جنوب شهرستان شوش و روبروي تپه ارگ قرار دارد.
اين مكان مقدس در طول سال محل حضور زايران از شهرهاي مختلف كشور مي باشد.
شهر باستاني شوش در 110 كيلومتري اهواز مركز استان خوزستان واقع است.
شوش با آثار باستاني متعدد از دوره هاي مختلف تاريخ در تمام ايام سال ميزبان گردشگران خارجي از كشورهاي مختلف جهان مي باشد.

[ چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 17:52 ] [ گنگِ خواب دیده ]

30 تا سلجوقي عصر از ايران؛ شهرهاي در يهوديان جمعيتي تمركز... اجتماعي، تاريخ تابتحقيقات و بهار اول، شمارة اول، سال ستان1390 بوده برخوردار مطلوبي اجتماعي اند . محسـوب جامعـه افـراد ثروتمنـدترين از يهـودي تجارمي چنان شدند؛ مـالي امـور ادارة در حكومـت ياريگر يهودي ثروتمند رجال از برخي گاه كهبودند .ج ازمي افراد اين مله ابن از توان برد نام بصره ضامن يهودي، علان) . ابـناثيـر،1415ق :ج 10/14 ،79 (گه اما مي برانگيخته آنها عليه مردم احساسات گاه شد .ابن كثير )1411ق :ج12/54 ( در ـهكـ ـردهكـ ـزارشگـ437ق /1045 ـانيهوديـ ـديميقـ ـةكنيسـ ـلمانانمسـ از ـيگروهـ م كشـي آتش به را بغداددند . نيـز ابـناثيـر )1415ق :ج10/123 ــ 124 ( واقعـه از بـراي كـه ايابوسعد بن يهودي محايس است كرده گزارش داده رخ :در كه او سال484ق/1091 م بغداد درمي زندگي دستگاه كاركنان از و ملكشاهكرد خرده از روزي بود، سلجوقي خيابـان در فروشيخورد كتك سختي به . همراه به گوهاورآيين از شكايت براي بغداد، شحنة ، ابوشـجاع وزيـرخليفه ـ مي آنها امنيت حفظ و عمومي نظم مسئول را او ذميان، خصوص در كه دانستند ـ بـهرفت ملكشاه اردوي . خليفه زمان همين مقتديدر )حك 467 ـ 487 ق( بسـتن فرمـاني طي ،كرد الزامي ذميان بر را غيار .فرمان اين نتيجة در بسي ، بـه كـرده، تـرك را بغـداد يانذم از اريمناطق و ايران داخلي نواحي كردند مهاجرت سلجوقي شاه تسلط تحت . واقعـه، ايـن از پسملكشاه شكايت اساس گوهرآيينبر وزارت از را ابوشـجاع تـا خواست خليفه از ابوسعد، وبود خواسته سلجوقي سلطان كه شد چنان و كند بركنار) . ابناثير ،1415 ق:ج 10/123 ــ 124 (نظام خواجه در سياستالملك نامه)1340 :202 ـ 203 (و گبـران مسيحيان، يهوديان، اينكه ازيافته راه ديوان و دولت دستگاه در قرمطيان مي شكوه اند، سخت و كند گيري آلـب ارسـلان رادور در ايـن كردن مـي دولتـي كارهـاي از افـراد گونـه سـتايد . سـال در515 ق /1121 نيـز ممحمودبنمحمد كرد الزامي بغداد ةذم اهل براي را جامه بر غيار ِبستن و صادر فرماني. فرمان دست اين از گه كه جديد هاي مي صادر غيار بستن الزام درباره گاه بر شد؛ مـيآيـدفرمان اين اجراي كه نقـض يـانذم سوي از كوتاهي مدت از پس و نبوده دائمي ها و شـدهحكومتنمي نشان خود از فرمان اجراي ادامة براي زيادي پافشاري نيز داد .به كلي طور بـا ،نمونه اين به توجه دربـاره ـه،ذم اهل برابر مسلمان حكام مداراي و تسامح سياست نيز و هالباس پوشيدن به يهوديان الزام كه گفت بتوان شايد غيار بستن از مسـلمانان از متمـايز هـايو سلاطين سوي پاي ظاهري نمايش نوعي موارد از بسياري در مسلمان خلفاي به آنها بنديراشدين خلفاي سنت از پيروي و اسلامي سنت)به عمر ويژه (حساسيت به پاسخ در و و هاپايه از و بوده كتاب اهل برابر مسلمانان عوام احساسات ميان در سياسي و فكري عميق هاياس نبوده برخوردار مسلمان حكامت. ذيلابي نگار31 اجتماعي، تاريخ تحقيقات تابستان و بهار اول، شمارة اول، سال1390 توجه، قابل سند تنها خوارزمشاهيان، دورة در ايران يهوديان جمعيتي پراكندگي دربارة -سياحتياحَتِپ موسي يرب نامةRabbi Petahyah of Regensburg) ( سـال در كه است568 ق /1172 سلطنت عهد در تكشم، خوارزمشاه) حكـ568 ــ 596 ق /1172 ــ1199م( بـه ،كرد سفر ايران . پنجم فصل در سياحتاو نامه بـين و ايـران يهوديان جمعيت اش را النهـريناز بيش600000 است كرده ذكر تن . گرفتـه ماليـاتي يهوديـان از زمـان آن در او نوشـتة بهنمي روحاني دانشكدة نمايندة به طلا سكة يك سالي آنها و شد) يهـود ديني تعليمات مركز (مي پرداختند. )لوي، 1333 ـ1339: ج3/38 ـ 37( اطلاعات پتحيابرخي آنچه بنيامينبا پيش اندكي دارد آشـكار تفـاوت كرده گزارش تر .نمونه، پتحيابراي اندك بسيار را شوش يهوديان)دو تن ( از بيش را موصل يهوديان و6000 كرده، ذكر تن ) لوي،1333 ـ 1339 :ج3/37ـ 38 (در حالي گزارش به ،بنيامينكهاز شـوشمبود يهودي پرجمعيت و ثروتمند راكز . نـداده دسـت بـه موصل يهوديان دربارة اطلاعي اواست .مي نظر به يهوديان، ميان در مهاجرت سنت به توجه با در جمعيت يكباره كاهش رسداست بوده روزگار آن تجاري جديد مراكز در سكونت و مكان نقل نتيجة شوش،. ايرا در يهوديان جمعيتي پراكندگين مختلف ادوار در ـ گذشت ذكرش پيشين صفحات در كه ـ غربي مرزهاي بر علاوه يهوديانايران ـ بين نواحي و شهرها النهرين)بغداد، بابل، (... ـ سـكونت نيز ديگر مهم مركز چند درداشته مهم به ذيل در كه اند مي اشاره اختصار به مراكز اين ترين شود: اصفهان ورود تاريخ دربارةتاريخ اصفهان، به يهوديان جغرافي و نگاران مـتفاوتي بسيار آراي نويسانكرده ارائه اند .جغرافي از بسـياري جملـه از مسـلمان، نويسـان ابــن حوقـل )1889 :366 ــ 367( ابن،فقيه )1967:261 ــ 262( ، مقدسـي )1967:388 ،389( ، قزوينـي )197:1848 ( وحموي ياقوت )1965 :ج5/453 ـ454 ؛1846 :443 (متفق رأي اين بر در يهوديـان كـه انـدبختنصرزمان )586 ق.م( رانـده جنـوبي سـرزمينهاي طـرف بـه و اخراج شام سرزمين از ،شدند .آنسـرزمين خـاك و آب از مقداري كه ها كـه جـا هـر بـه داشـتند، همـراه را شـانمي مي مقايسه خود سرزمين خاك و آب با را آنجا خاك و آب رسيدند شـبيه تا كردند تـرينكنند انتخاب سكونت براي را خود وطن به مكان . نام به سرزميني به اينكه تا» يـا و أشكهان32 تا سلجوقي عصر از ايران؛ شهرهاي در يهوديان جمعيتي تمركز... اجتماعي، تاريخ تابتحقيقات و بهار اول، شمارة اول، سال ستان1390 »بنيحنا /بنجار « سـرزمين شـبيه بسـيار را آن خـاك و آب و رسـيدند جي شهر نزديكي درآن آبـادي شـدند،در سـاكن بـود، ويـران و باير زمان آن در كه محل اين در و يافتند خودپرداختند درختان كاشت و كشاورزي به و كوشيدند . بـه پـس آن از مكـان اين» يهوديـه «يافت اشتهار .بخش از بسياري كه منابع از دسته اين روايت طبق شـبيه افسـانه بـه آن هاي است مي تأكيد امر اين بر يهوديان ، بـوده اصـفهان اوليـة سـازندة و بـاني آنها كه كنند انـد .(Isfahan, in judaica, 1978: 9/78-79) دسته زرتشتي منابع ويژه به منابع، از ديگر اي 2 بـه را جـي در اصـفهان يهوديـان اسكان ،شوشندخت دختر گلوتاك، رش (Res-galutak) يهودي اولهمسر يزدگرد مـادر و بهـرامميگور نسبت ميلادي پنجم قرن اول نيمة در ، دهند. به اصفهانيگفته ابونعيم حافظ3 پي ، را يهوديه اسلام از ش»جهودان كوي «مي ناميـده انـد .بر سنبلان قرية به غرب از يهوديه منبع، همين اطلاعات اساس)فعلي سنبلستان ( رجان،ُخ وينانشُخ به جنوب از)فعلي احمدآباد يا خشينان ( از و يـوان قريـة بـه شـرق از آن، رواج ومي محدود أشكهان و آن ماَك به شمال شد .يهود بـزرگ كـه داشـت محلـه هُن يه آنهـا تـرينمي محلة به توان»باذانه« ،»كوراء « و»ملنجه «كرد اشاره) . ابونعيم،1934: ج1/16( اســلامي، فتوحــات جريــان عمــردر خزاعــي ورقــاء بــن ــديلب بــن عبــداﷲ در راسال23ق/643فرستاد اصفهان به م .عبداﷲ آ اهـل كـه شرط بدان كرد فتح صلح به را جي نبپردازند جزيه و خراج . قيسسپس بن احنف با او و فرستاد يهوديه به بود، او سپاه در كه راكرد صلح شرايط همان به نيز يهوديه ساكنان) . بلاذري،1319ق: 71،73( دهه از پس چندي تا جـي شـهر دو چهـارم، قـرن پاياني هاي) شهرسـتان ( و خـاور در»يهوديه « هم روي را باختر در»بهانإص «مي خواندند) . يعقوبي، 1367:43 ـ 44 ابـن ؛ رسـته، 1967 :274 حوقل، ابن ؛1889 :362 اصطخري، ؛1967:198( گزارش اصفهانيبه ابونعيم ) 1934: ج1/16 ( سال در150 ق/767 ايوبم بن زيـاد ،عامـلو عمـران در و كـرد بنـا بـازاري يهوديـه در عباسي، منصور سپاه فرمانده و خراج آن آبـادانييافت رونق يهوديه اقتصادي اوضاع او مساعي نتيجة در و كوشيد . بـا يهوديـه چهـارم، سدة ازسريع رشدي و آبـادان بزرگ، شهري به تجارت و كشاورزي نظر از و يافت برتري جي بر تر،به شد؛ تبديل پررونق مي برابري روز آن همدان با كه طوري كـرد) . اصـطخري،1967 :198 ــ 199ابن ؛ حوقل،1889 :363مقدسي، ؛1967:388 ـ389 ( يـاقوت روايت به)1965: ج 5/453 ـ 454 ؛1846 :118 ( شهرستان)جي (به و مانـد برجاي آن از اندكي بخش و شد ويران تدريج ذيلابي نگار33 اجتماعي، تاريخ تحقيقات تابستان و بهار اول، شمارة اول، سال1390 درآميختنـد، جايگاه آن در آنها با مسلمانان و شد آبادان يهوديه كوي مقابل، در گسـترش را آنماند باقي آن بر يهوديه اسم و دادند . بـه امـا، واژة كـاربرد كثـرت تـدريج» اصـبهان « سـپس و»اصفهان «تحت را يهوديه نام داد قرار الشعاع . در اسـلامي تمـدن و معمـاري از متعـددي آثارباذانه مسجد جمله از يهوديه،) در بنا150 ق( يهوديـه قـديم جـامع مسـجد ،) در بنـا156ق( ،مناره بقعه دختران، چهل و ساربان منارة و دارالضيافة هاي باباقاسـم بقعـة و صـاحب بـن عبـاد )ابونعيم، 1934: ج1/17 مهرآبادي، رفيعي ؛1352: 49 ،206 ؛Blunt, 1994 :41( نشـان ، دهنـدةاست شهر اين در مسلمانان و يهوديان ِاجتماعي و فرهنگي گستردة ارتباط . يهوديان ميان از به مختلف، علوم در بزرگاني اصفهان برخاسـته نجـوم و طـب ويژه انـد .مافروخي كتاب اصفهاندر محاسن )1328 :126(،بـا يهـودي مـنجم و طبيـب تـن سه ازنام يوسفهاي يعقوب، سهلو است برده نام . خوزستان يهودي مهم مراكز از اهواز و شوشتر شوش، است بوده خوزستان در نشين .كتاب در پهلويشهرستانايران هاي به شوشتر و شوش شهر بناي شوشين،دخت )شوشندخت( دختر ، رشگلوتاك همسر و يهوديان رئيس اول، يزدگرد مادر و بهـرامگـور اسـت شـده داده نسـبت ، .)بي هدايت، تا :428 (قرن شوش پايه مسيح ميلاد از پيش ها وجود نام همين با و شده گذاريداشت .پي شهر، اين بـه نيـز شوشتر قدمت و بوده عيلام پايتخت هخامنشيان، سلسلة از شمي عيلاميان دورة رسد) . نگهبان،1375:272 (نام اين انتساب بنابراين به ها شوشـتن دخـت افسانه بي و يهودي اي است پايه . بني بزرگان و پيغمبران نام به خوزستان در متعددي مقابر اسـت مشهور اسرائيل . ايـن ازماست برخوردار بيشتري شهرت و اهميت از شوش، در پيامبر، دانيال بارگاه يان، .ظاهراً پسكشته از كلدانيشدن رلشصب پسر نبونه، ئيد، پيـروزي و كـوروش بابـل، جنـگ در دانيـال وو شدند آزاد بابل در اسير دانياليهوديان از تـا آمد شوش به يهوديان از جماعتي رهبري بها به آنجا گفـت بدرود را زندگي شهر همين در اما بازگردد، ورشليم4 . نوشـتة بـه مسـعودي ،داشته وجود دانيال دو كهن روايات پاية بر گويا : يكي بـزرگ دانيـال ميـان روزگـار در كـهنوح و ابراهيم مي ديگري و كوچكزيست دانيال فرمـانروايي پايـان در و بـوده بابل در كهحكومت اوايل و كوروبابليانش مي هخامنشي زيست .كرده روايت مسعودي :» مادر گويندكوروش بني از و بود دانيالاسرائيل بود او ِدايي كوچك.« )1356: ج1/225ـ 226( 34 تا سلجوقي عصر از ايران؛ شهرهاي در يهوديان جمعيتي تمركز... اجتماعي، تاريخ تابتحقيقات و بهار اول، شمارة اول، سال ستان1390 علاوه انبيـاء نـام بـه خوزسـتان در ديگـري مكانهـاي اشـتهار شوش، در دانيال بقعة بربني نشان اسرائيل نتي در و يهودي توده پرشمار حضور دهنده در معتقـدات اينگونـه رواج جهاست مناطق اين . مقام جمله آن شعيباز بقعة دزفول، رود كنار در بـا حزقيـل و دزفـول درـاممقـ ـلروبيـ و ـرجيسجـ لاوي، ـوب،يعقـ ـمعون،شـ ـحق،ـتاسـاسـ ـرخكانسـ ـلمحـ در. )جزايري،1328 :36 آرامگاهي، بناهاي ؛1376 :417( اندك خوزستان در را مسيحيان تعداد مقدسي ذكر پرشمار را مجوس و يهود جمعيت واست كرده) .1967: 414( همدان بنيامين بن يونا قـرن در را، همـدان يهوديان جمعيت كه است كسي نخستين يهودي، سياح ،ششم،50000 بغـداد يهودي جمعيت به توجه با ًظاهرا كه كرده گزارش تن)40000 تـن( ،است كرده مبالغه رقم اين در) . بنيامين تودولايي،1380 :126 ( مقابر وجود از همو استرنيز مردخايو است داده خبر شهر اين در . همسـر و يهودي دختري استر، كه معتقدند يهوديانخشايارشاه او عموي و مردخايهخامنشي، نوادگان يعقوباز وزير اردشيرپيامبر، و بودندكه عامي قتل حكم از دو اين وساطت به بهاردشيريهوديان ، بـدگويي واسطة از يكـي هـاينام به درباريان»هامان«كرد صادر ،يافتند نجات ، . سقم و تصح دربارة نظرها وجود، اين بابه مقابر اين نتساباسترا مردخايو است پراكنده و متفاوت بسيار يهودي .با برخي به توجهمادر و پدر به مـتـعـلق را آنها مقابر، معماري مانيسبك ميدانند) .بهروز، بـيتـا:182 ( درهرتسفلد كه حالي)بي تا :174 ـ177 ( پهلـوي كتاب در مطالبي، اساس بر ايـران شـهرهاي ،استرمقبرة گور شوشنرا دخت يهودي همسر اول، يزدگرد مي آن از كـه است معتقد و داندمي زندگي همدان در بسياري يهوديان زمان كرده مدت از پس و اند ا بر ها داستان استرساس مقدسدر كردندكتاب منتسب او به را مذكور مقبرة ،. اسـاس بـر گروهـي و بنا سادة آجري گنبد و معماري سبك به توجه با نيز ديگر برخيكتيبه دانسـته بعـد بـه هفـتم قـرن و اسلامي دورة به مربوط را مقابر اين بنا، درون هاي انـد .)خزائل كردستاني،1376:19 ـ20 قر ؛اگوزلو، 1369:103 (صرف اما، نظر ـقمس و صـحت ازهجري ششم قرن از مقابر اين وجود نظرات، اين)بابنيامين گزارش به توجه( اقبال و توجه ،اهميـت حـائز مقـابر ايـن اطراف در همدان يهوديان از بسياري سكونت و آنها به يهودياناست.5 پ به نيز را ديگر مقابر برخي همدان يهوديانبني يغمبران مي نسبت اسرائيل دهنـد . بـه ذيلابي نگار35 اجتماعي، تاريخ تحقيقات تابستان و بهار اول، شمارة اول، سال1390 بقعة يهوديان نمونه، يحيي،عنوان امامزاده به سيدمتعلق امير عزالدين حسني، علوي يحيي رابقعة اسم به همدان نبيدر نحمياي مي زيارت معتقدنـد همچنـين و كننـد حبقـوق نبـي دراست مدفون تويسركان .ندارن تاريخي سند دعاوي اين كه اين با ديرينة پيوند بيانگر ليكن د،است قبور اين قديمي جايگاه با قوم اين) . اذكايي،1367 :ج 1/270 ـ272 همداني، صابري ؛1375 : ج1/213آرامگاهي بناهاي ،؛ 1376 :443 ـ 442( فارس اصطخري )1967 :139 ( نصاري و مجوس از پس جمعيت، شمار نظر از را فارس يهوديانك ذكر سوم رتبة درمقدسي گزارش به اما است، رده )1967 :439( مجوسان از پس يهوديان ،پرجمعيت مي تشكيل را جامعه ترين دادند. روايت ناصريبنابر فارسنامه ) فسايي،1367: ج2/908، 1134(، شـيراز يـازدهم محلـهيهودي بود متمايز شهر محلات ديگر از و نشين .پرجمعيت از كه محله اين محله ترين هـايشيمحله بين بود، راز داشت قرار مسجد درب و مرغ بازار شاه، ميدان هاي . اين در هم هنوزدارد وجود قديمي كنيسة چند محله) . افسر،1374:211( هيچ كه است شهري تنها فارس ابرقوي نكردنـد اختيـار سـكونت آن در يهوديـان گـاه .مستوفي حمداﷲ در اين است نوشته باره :»ابرق در گويند بمانـد، اگـر روز چهـل جهـودي وهنيست آنجا در جهودي سبب بدين و نماند«. )1362 :122( قلعه كازرون شهر نزديكي در سـفرنامه در وارينـگ، گـزارش بـه كه دارد وجود اي اش،مي آنجا در يهوديان گذشته، در كه بودند معتقد مردم زيستند) .1362 :22( خراسان نوشـته به مقدسـي ن بـه يهوديـان، بودنـد فـراوان خراسـان در اديـان، ديگـر پيـروان سـبت . )1967 :323 (بزرگ خراسان شهرهاي از ميمنه، شهر ـ بلـخ به هرات تجاري راه نيمة در كهبود واقع ـ اسلامي ميانة قرون در» يهودان /جهودان «عربي به و» اليهوديه « مـي خوانـده شـد .) يعقوبي،1408:287حدود، العالم،1342:ج 1/390اصطخري، ؛ 1967 :270 ( از پس يهوديه،سال تا اعراب، فتح116 محلي امير و بود مستقلي اداري بخش ق)دهقان ( داشـت) . طبـري،1897 :ج 9/1569 بلاذري، ؛1319:426 ( زمان يعقوبيدر)1408 :287( والـي ّمقـر شهر اين ،همان آن از پس و بود پارياب شهر ِعرب ج از بسياري كه گونهغرافي كـرده ياد نويسان از انـد36 تا سلجوقي عصر از ايران؛ شهرهاي در يهوديان جمعيتي تمركز... اجتماعي، تاريخ تابتحقيقات و بهار اول، شمارة اول، سال ستان1390 گوزگان ناحية مهم و بزرگ شهرهاي)جوزجان ( محسوب اين عرب امير اقامت محل و شدهبود نيز ناحيه) .اصطخري ،1967 :270 ابـن ؛ حوقـل،1367:442 ؛ حـدود العـالم،1342: 390 ؛Marquart,1807:16 .(مقدسي است دانسته جوزجانان قصبة كرسي را آن) .1967 :298 ( درمغـولان، يـورش از پـس ِمنابع ميان يـاقوت در ، معجـم البلـدان)1965: ج 2/168 ( را ميمنـه»جهودان الكبري «)بزرگ يهودان ( از پس يهوديان كه محلي نخستين كه است نوشته و ناميدهرانده بيت از شدن زمان در بختالمقدس،نصر، بود شهر اين شدند ساكن آن در . چـون بعدهامسل واژه مانان»يهودان « به را شهر اسم ندانستند، نيك را»ميمنه « و ميمنـت بـا تـا دادند تغييرباشد همراه مباركي .آورده حساب به آن قديم ساكنان از را شهر اين يهوديان روي، هر به اند؛به تاريخي و جغرافيايي تحقيقات در نكته اين پذيرش كه آنجا تا پيش يك عنوان مسلم فرضشناخ برخي اساس و شده تهنظريه است؛ گرفته قرار ها بارتولد جمله از)1350: 98 ـ 99 ( ناماز را جيحون رود»گيحون « در بهشـت رودهـاي از يكي نام تـورات اسـت دانسـته مشـتق. ) حدودالعالم، بر مينورسكي تعليقات1342: 172، 170( اصفهان، يهودية مانند نيز، جوزجان يهودية در مسـلمانان يكـديگر كنـار در يهوديـان ومي زندگي كردند) . يعقوبي،1408 ق :62ابن ؛ حوقل، 1889 :442 ادريسـي، ؛ 1989: ج 1/79 ؛ياقوت،1965: ج 5/454؛ ياقوت، 1846 :444 ـ443( ـخبلـ ـزنيـ ـزرگ،بـ ـانخراسـ ـهرهايشـ ـرديگـ از ، ـتاسـ ـودهبـ ـانيهوديـ ـعتجمـ ـزمركـ .جغرافي درواز از يكي مسلمانان نويسانه را بلخ شهر ششگانه هاي»باب اليهود « خوانـده انـد .)اصطخري،1967 :278ابن ؛ حوقل،1889 :448 (تحسين لحني با خسرو ناصر جامعة از آميزاست كرده ياد بلخ يهوديان) .1348 :370 ( عنوان است ممكن برخي عقيدة به»يهود دروازة «مي آمد و رفت بلخ به كه يهودي تاجران نام از كردند باشد شده گرفته ،)مفتاح، 1376:128 (بوده يهودي تاجران سكونت محل يا و) بارتولد،1377 :57 ( ايـن كـه سـبب ايـن بـه يا ومي باز جوزجان يهودية سمت به دروازه مي يهوديه به دروازه اين راه از و شد ايـن به رفتند،شد مشهور نام) . بلخي،1350:437( هر به يهودي سكونت در روي، نـدارد وجـود ترديـدي شـهر اين در ان . يـاقوت)1965: ج 2/168ـ 167( ،»هوذانكج «است شمرده بلخ شهرهاي از را . آنجـا از جامعـة دربـارة كـهبه نيست، دست در اطلاعي مغول حملة از پس بلخ يهودي مي نظر سـبب مغول حملة رسدشد منطقه اين از يهوديان مهاجرت يا و آنها نابودي از. درداشت وجود يهودي اجتماعات نيز آن اطراف و نيشابور . نيشـابوري حاكم ابوعبداﷲ ذيلابي نگار37 اجتماعي، تاريخ تحقيقات تابستان و بهار اول، شمارة اول، سال1390 )321 ـ 405 ق/933 ـ1015م( در نيشابور، تاريخ دوديـه نـام به يهوديان محلة بازسازي از ،اسـت داده خبر نيشابور در يهود . از نيشـابور، بـزرگ علمـاي اسـامي ذيـل همچنـين امـاماميّالكر ابويعقوب برد نام كه است گفته و ه5000 مسـلمانان او دسـت بـه بيشـتر يا جهودشدند) . نيشابوري، حاكم1375:200،224( گزارش بنيامينبه بن يونا كوه در اسـباط از بـزرگ عشـيره چهـار نيشـابور اطـراف هاياسرائيل)نفتالي و رآش بولون،ز دان، ( بـه كـه بود چنان آنها عدت و قدرت و داشتند سكنيپا مدت سلطان لشكر توانستند روز سنجرنزده و علوفه جهت از بوده، غزها تعقيب در كه راكنند تأمين غذا) . نيشابوري، حاكم1375:129 ـ 127( بودنـد سـاكن يهودياني نيز بزرگ، خراسان شهرهاي از جرجان، و هرات كابل، در) . ابـنحوقل،1889:450 جرجاني، ؛1401ق: ج 1 /74 ،56 (كتيبه هايهودي ي ـ آزائـو، تنـگ فارسيكوه در سال در كه هرات، مشرق هاي هاي114 ـ 115 ق /733 ـ732 از حـاكي شـده، نوشته ماست مناطق اين در يهوديان حضور) باسورث،1370:32(اساس، اين بر ؛ اشارات جوزجـاني ناصريدر طبقات )1328 :ج1/325 ( سـركرد نخسـتين بـا يهوديان ارتباط دربارة دودمـان گانبود تواند تاريخي واقعيتي از حاكي غور، شنسباني . نيـز، ايـران شـهرهاي از ديگـري شمار دريهودي بزرگ و كوچك محلات داشت وجود نشين. (fischel, 1965: 148-153) نتيجه گيري اين به توجه با ًنسـبتا فضـايي بـا كمـابيش كـه ايـران در ايلخانـان حكومـت دوران در كـهتسامح آدهه براي يهوديان بود، همراه مذهبي و ديني لحاظ از ميز فرصت از هايي بيشـتر هايدست با مواردي در و اجتماعي و اقتصادي وزارت چـون ديـواني، مشـاغل بـه يابي) بـراينمونه :سعدالدولة ارغون دستگاه در يهودي( با و شدند برخوردار سياسي بالاي موقعيت از ،يهوديان از شماري مهاجرت يهودي پرجمعيت مراكز به ايراني شهرهاي برخي ايران به نشينشد تبديل . و تجـاري عمـدة مراكـز مهـم، شـهرهاي بيشـتر در يهوديان حضور به توجه باگلوگاه به مناطق، اين در آنان جمعيتي تمركز و مغول، حملة از پيش در ايران اقتصادي هايمي نظر زمينه كه رسد زيرساخت و ها لازم هايبرخورداري اين براي قرن از ها دورة از قبل هابود شده فراهم تدريج به ايلخانان . بيشـتر در قمـري هفـتم تا پنجم قرون در ايراني يهوديانتوجه قابل جمعيتي تجاري، مراكز تجارت به اغلب كه داشتند مشغول و يـا در كـم دسـتبازارهافعال بودند ا در غيرمسلمان ايلخانان حكومت فقط ومسالمت روية و يران آنـان آميز
[ چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 17:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردانند

[ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:22 ] [ گنگِ خواب دیده ]

آبگوشت گنجشک با بنگو

امروز و در این صفحه به شهری سفر خواهیم کرد و درباره غذایی خواهیم نوشت که به همان اندازه که خوشمزه، متفاوت و لذیذ است شاید خشن هم باشد و تهیه آن در سال‌های اخیر همراه با مخالفت برخی فعالان محیط‌زیست بوده است. حتی برخی از بانوان هم تمایلی به امتحان طعم این غذای خوشمزه ندارند و به اصطلاح دلشان نمی‌آید آن را بچشند.

اولین پیشنهاد من این است که بالای این صفحه علامت 12+ را بزرگ بزنیم و بعد برویم سراغ آشپزخانه ایرانی یکی از شهرهای تاریخی و مهم ایران و استان خوزستان.

دزفول یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران است که پیشینه تاریخی آن به دوران ساسانیان باز می‌گردد و این را نه کتاب‌ها که پل تاریخی این شهر هم گواهی می‌کند. پلی با 1700 سال قدمت و اصلا بسیاری از مورخان معتقدند که نام این شهر در گذشته‌های دور «دژپل» بوده و بعدها در گذر تاریخ به دزفول تغییر کرده است.

اگر اجازه بدهید از اصل مطلب یعنی همان غذای خوشمزه دزفولی‌ها زیاد فاصله نگیریم غذایی که برای دزفولی‌ها هم شکار است، هم تفریح و هم حاصلش به تولید غذایی لذیذ می‌انجامد.

دوستانی که تا به امروز فقط درباره آبگوشت گنجشک، خورشت قیمه گنجشک، کباب گنجشک یا خوراک گنجشک شنیده‌اند و می‌خواهند برای یکبار هم که شده طعم آن را امتحان کنند در سفر به خوزستان، دزفول را فراموش نکنند.

 

 

 

 

 

 

به عبارتی اگر نمی‌خواهید زیگورات چغازنبیل و پل تاریخی و آسیاب‌های آبی خوابیده در دل تاریخ را ببینید، شاید مهم نباشد، اما فکر می‌کنم خوردن یک آبگوشت گنجشک یا تجربه دیدن سیخ‌هایی که به هر کدام حداقل 10 تا گنجشک کبابی آویزان است ارزش رفتن به شهر زیبای دزفول را دارد.

دزفول به علت داشتن دشت‌های حاصلخیز و باغ‌هایی که در اطراف این شهر وجود دارد و همچنین بافت گرمسیری، همواره (بخصوص در پاییز و زمستان) میزبان پرندگان مختلفی بوده است که گنجشک‌ها یکی از آنها هستند و شکارشان برای دزفولی‌ها جدای از تفریح در برخی موارد یک حرفه و شغل است.

آن گروه از مردمی که به صورت حرفه‌ای این کار را انجام می‌دهند به طور متوسط روزانه هزار گنجشک شکار می‌کنند و کافی است شما سری به خیابانی که به نام جاده ساحلی معروف شده است بزنید تا در فهرست غذای رستوران‌های متعددی که آنجا وجود دارد انواع غذاهایی که با گنجشک طبخ می‌شوند را ببینید، گنجشک‌هایی که پس از شکار عمده مصرف‌شان همان کباب است، اگرچه آبگوشت گنجشک هم یکی دیگر از غذاهای خوشمزه دزفولی است که در اکثر رستوران‌های این شهر می‌توانید میل کنید.

یکی از نکات اصلی خوردن گوشت گنجشک این است که شما وقتی در آبگوشت آن را می‌بینید به دلیل قرمز بودن، خیلی شبیه بقیه غذاهایی است که با گوشت قرمز طبخ می‌شود. به عبارتی بر خلاف گوشت بقیه پرندگان که سفید است گنجشک گوشتی قرمز و کبابی دارد.

اما جدای از رنگ و مزه متفاوت و خوشمزه‌ای که گنجشک دارد خود دزفولی‌ها می‌گویند گوشت گنجشک در مقایسه با سایر پرندگان سالم‌تر است و دلیل آن هم این است که هیچ وقت این پرنده از میوه‌های فاسد یا آفات گیاهی مانند لارو و برخی دیگر از حشرات یا حتی آب آلوده استفاده نمی‌کند.

البته من به همه آنهایی که الان دارند این یادداشت را می‌خوانند و در دلشان می‌گویند آخر کی دلش می‌آید برای یک وعده غذایی مثلا 10 تا حیوان را بکشد هم کاملا حق می‌دهم، اما باور بفرمایید با کشتن هر مرغ، گوسفند و گاو هم چند نفر آدم سیر می‌شوند و اصلا گوشت آنها هم که در قصابی‌ها موجود است تقریبا با همین وضعیت به دست ما می‌رسد! خلاصه این که اگر دزفول هم نرفتید و در منطقه‌ای دیگر هوس خوردن گنجشگ کردید، این نکته را فراموش نکنید که بعد از پوست کندن و شستن باید گوشت گنجشک را حداقل 5 دقیقه در آب بجوشانید؛ من دلیل علمی و پزشکی آن را نمی‌دانم فقط در همین حد می‌گویم که آشپزهای دزفولی می‌گویند این کار رگه تلخ گوشت گنجشک را از بین می‌برد.

بنگو یادتان نرود

وقتی می‌خواهید غذایی بخورید که با گوشت گنجشک پخته شده، حتما درخواست «بنگو» هم بدهید. تعجب نکنید بنگو غذای خاصی نیست همان ماست و خیار خودمان است که در دزفول پیاز و پونه هم به آن اضافه می‌کنند ‌با کمی ادویه مانند فلفل سیاه و... یک همراه خوب برای خوردن غذاست و نامش را هم گذاشته‌اند بنگو!

صندلی سلطون

از دیگر غذاهای دزفولی که البته در رستوران‌های این شهر کمتر یافت می‌شود «برونی» است، غذایی که ماده اصلی آن باقلاست و البته دزفولی‌های اصیل به آن «صندلی سلطون» هم می‌گویند.

این صندلی سلطون هم برای خودش داستانی دارد؛ مشهور است که علت تغییر نام برونی به صندلی سلطون این بوده است که وقتی لرها وارد شهر دزفول می‌شوند و چند نفر از دزفولی‌ها در باغ و دشت‌های حاصلخیز آن مشغول خوردن برونی بوده‌اند لرها می‌پرسند که شما باقلا می‌خورید؟ و یکی از دزفولی‌ها که روی صندلی نشسته بوده به شوخی می‌گوید نه این صندلی سلطونه! و از همان زمان تا به امروز این نام بر این غذا باقی مانده است.

یکی دیگر از غذاهای محلی و سنتی دزفولی «اوپیوزی» است که با کمی تغییر همان اشکنه خودمان است و بخصوص در فصل زمستان و در خانه‌های دزفولی‌ها و توسط بانوان خوش ذوق این منطقه طبخ می‌شود.

[ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:21 ] [ گنگِ خواب دیده ]

طرز تهیه آب پیازی

 

آب پیازی خوزستان

    • زمان آماده سازی
    • 15 دقیقه
    • زمان پخت
    • 20 دقیقه
    • برای
    • 2 نفر
    • مواد لازم برای آب پیازی

      • پیاز 1 عدد
      • زردچوبه به مقدار لازم
      • روغن کمی برای سرخ کردن
      • آب 1 و 1/2 پیمانه
      • رب انار 2 قاشق غذاخوری
      • تخم مرغ 2 عدد
      • نمک و فلفل به میزان لازم
      • دانه انار کمی (اختیاری)

     

    حتما شما هم براتون سوال شده که آب ترشی یا آب پیازی مال کجاست و غذای کدوم منطقه هست! درسته؟ خب در واقع آب پیازی غذای استان خوزستان هست و بیشتر اون رو به اسم آب پیازی دزفول یا آب پیازی شوشتری هم می شناسن. اما آب پیازی بختیاری هم هست و میشه گفت اکثر مردم این مناطق دوستش دارن. این غذا که به گویش محلی او پیازی یا او پیوزی هم گفته میشه، طعم ترش یا ملس و کمی تند داره. بر خلاف اسمش پیاز زیادی نداره و یه جورایی مثل اشکنه به حساب میاد.

    روش های خیلی متنوعی برای تهیه آب پیازی وجود داره و از مواد اولیه متفاوتی برای طعم دهی در این غذا استفاده میشه. تقریبا مثل سوپ بافت غلیظی داره و عموما به همراه نان خرد شده و یا تخم مرغ سرو میشه. اگه تا به حال این غذا رو امتحان نکردین، پیشنهاد می کنیم اصلا از دستش ندین چون واقعا طعم فوق العاده ای داره. به علاوه برای موقعیت هایی که خیلی فرصت آشپزی ندارین، مثل سوسیس بندری و خوراک کدو سبز یه غذای آسون و سریعه. آماده هستین بریم سراغ تهیه آب پیازی خوشمزه و دوست داشتنی؟!

     

     

     

    آب پیازی خوشمزه با تلیت نان

     

     

    طرز تهیه آب پیازی

    مرحله اول: سرخ کردن پیاز

    برای تهیه آب ترشی یا آب پیازک ابتدا پیاز را بشویید، پوست بگیرید و به شکل خلالی برش دهید. سپس کمی روغن در قابلمه بریزید و آن را روی حرارت قرار دهید. پیازها را در قابلمه بریزید و خوب تفت دهید.

     

     

    مرحله دوم: اضافه کردن آب

    وقتی پیازهای آب پیازی سبک و نرم شدند، زردچوبه را اضافه کنید و با هم تفت دهید. وقتی خوب با هم مخلوط شده و تفت خوردند، یک و نیم پیمانه آب اضافه کنید. اجازه دهید تا آب کاملا به جوش بیاید.

     

    مرحله سوم: مخلوط کردن رب انار

    وقتی آب به جوش آمد، باید نمک و فلفل را اضافه کنید. میزان نمک و فلفل به ذائقه خودتان بستگی دارد. حالا رب انار را در قابلمه ریخته و خوب بهم بزنید.

     

     

    مرحله چهارم: پخت کامل غذا

    در این مرحله از تهیه آب پیازی یا او پیازی باید حرارت اجاق گاز را کم کنید. یکی یکی تخم مرغ ها را بشکنید و در قابلمه بریزید. تخم مرغ ها به صورت یک دست و یک تکه پخته و سفت خواهند شد. حدود ده دقیقه بعد مقداری نان خرد شده در قابلمه بریزید. خوب بهم بزنید. سپس حرارت را خاموش کرده و آب پیازی را در ظرف سرو بکشید. حالا با کمی دانه انار و سبزی تازه تزیین و سرو کنید. نوش جان.

     

    آب پیازی غذای خوزستان

    عکس از ghazasalamat@

     

    نکات کلیدی تهیه آب پیازی

    – در صورت تمایل می توانید مقداری دانه انار هم به این غذا اضافه کنید.

    – دستور تهیه آب پیازی از صفحه اینستاگرام ghazasalamat@ است.

    – این غذا به روش های مختلفی تهیه می شود. شما می توانید آن را با تمر هندی یا زرشک هم تهیه کنید. و یا نان و تخم مرغ را به طور کلی از این غذا حذف کنید. هم چنین می توانید یک عدد سیب زمینی را به صورت نگینی خرد کرده و به همراه پیاز تفت دهی

     

    – به ازای هر نفر حدودا یک تخم مرغ و یک عدد نان کافی است. در صورت تمایل می توانید این مقدار را کمتر یا بیشتر کنید.

    – برای تلیت آب پیازی دزفولی یا بختیاری معمولا از نان خشک یا نانی که بیات شده استفاده می شود.

    – در روش های دیگر تهیه این غذا به جای رب انار از رب گوجه فرنگی هم استفاده می شود.

    – برای طعم دهی بیشتر به آب ترشی می توانید نصف پیمانه گردوی ساییده شده اضافه کنید. هم چنین برای ملس شدن طعم این غذا مقداری شکر هم اضافه می شود. اما این مقدار به ذائقه شما بستگی دارد.

    – هر چه پیاز این غذا بیشتر باشد، غلظت و لعابی بودن آن هم بیشتر است.

    – می توانید نان را به همراه رب انار اضافه کرده، تفت دهید و بعد آب را به آب پیازی اضافه کنید.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:20 ] [ گنگِ خواب دیده ]

     

    باقالی پلو با زبان و سس قارچ(آش شود باقله دزفول)

    مواد لازم برای باقالی پلو:

     

    برنج    ۳ پیمانه

    (من و همسری و مانی جان)هههههههه البته یه عالم اضافه میاد که دوستهای همسری زحمتشو میکشن.

    باقالی ۱ پیمانه

    (توی فصلش این غذا رو با باقلی که تو غلافه و هنوز کوچولو و تازه هستن ,هم درست میکنن.البته باقالی رو با پوست خرد میکنن و به آرومی تفت میدن تا بپزه)

    سبزی(شوید,جعفری,گشنیز,تره یا پیازچه)  به میزان لازم 

    سیر  ۳ حبه

    پیاز ۱ عدد متوسط

    زرد چوبه , فلفل سیاه ,نمک بمیزان لازم

    هویج برای ته دیگ به تعداد لازم

     

    مواد لازم برای زبان با سس قارچ:

    زبان ۱ عدد

    پیاز سرخ شده  ۴ قاشق غذاخوری

    قارچ ۲۰۰ گرم

    آرد ۲ قاشق غذاخوری 

    شیر به میزان لازم

    نمک , فلفل سیاه , زرد چوبه به میزان لازم

    روش پخت:

    اول از همه برنج رو پخته وابکش میکنیم.سیر و پیاز رو ریز کرده (ریز ریز) یا به روش تنبلونه با دستگاه یا رنده درشت 

    برنج آبکش شده رو با باقالی پخته و سیر و پیاز ریز شده و زرد چوبه و فلفل سیاه مخلوط میکنیم.

    هویج ها رو از قبل پوست گرفته اگر بزرگ بود برش عرضی داده و کمی نمک میزنیم.

    حالا نمک اضافی هویج ها رو شسته و خشک میکنیم و کف قابلمه  روغن دار میچینیم (من امروز هویج نداشتم پیاز حلقه شده گذاشتم)

    پلو رو توی قابلمه ریخته و دم میکنیم.

    روش پخت زبان:

    زبان را خوب شسته و به پیاز سرخ شده فراوان و ادویه اضافه میکنیم و با آب به اندازه لازم میپزیم.دست زود پز تفال عزیزم درد نکنه که سه سوته میپزه و به به

    زبان رو از قابلمه در آورده ,پوست روش رو در میاریم و دوباره به قابلمه بر میگردونیم.

    در نهایت نمک و کمی پودر لیمو عمانی اضافه میکنیم و اجازه میدیم خوب جا بیفته و آب اضافیش به خوردش بره.

    روش پخت سس قارچ:

    قارچها رو ورقه میکنیم و با کره تفت میدیم .آرد رو اضافه کرده و تفت میدیم.مقادیری از آب زبان پخته شده رو به آرومی اضافه با ویسک مخلوط میکنین تا گلوله نشه.

    کمی فلفل سیاه اضافه میکنیم چون همه عطر بوی این سس از فلفل سیاهه.نمک رو هم اندازه میکنیم.حالا کم کم شیر رو اضافه و روی حرارت مدام هم میزنیم تا به غلظت مطلوب برسه(نه خیلی سفت نه خیلی شل)

    زبان پخته شده و آب باقیمانده از پختش رو توی یه پیرکس ریخته و سس قارچ رو روش میریزیم.

    حالا پیرکس رو توی فر گذاشته و گریل رو روشن میکنیم تا سس کمی طلایی بشه(شعله گریل رو کم میکنیم)

    و حالا شوید پلو رو توی یه دیس گرد بر میگردونیم و با زبان خوشمزه سرو میکنیم.

    به قول دزفولیها:       آش شود باقله   هرکه خوره عاقله

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:19 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    مرگ آن است که عشق تو توهّم گردد

    آن‌که می‌خواست تو را، قسمت مردم گردد

    یا که با سادگی عاشق شوی و چندی بعد

    دل تو متّهمِ سوءِ تفاهم گردد

    پیش آدم خبر از میوه‌ ممنوعه نبود

    حیفِ عشق است که تعبیر به گندم گردد

    اشکم افتاد به خاک و به خدا دیدن داشت

    چه کسی دیده وضویی که تیمّم گردد؟

    مثل یک برکه بی‌ماه فقط می‌خواهم

    آن‌چنان غرق تو باشم که دلم گم گردد

    باز هم حرفِ دلم را که نگفتم… گفتم؟

    عشق بهتر که همین‌گونه ترنّم گردد

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:16 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    هر چه این احساس را در انزوا پنهان کند

    می‌تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند؟

    عشق، قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوز

    کشته خود را نمی‌داند کجا پنهان کند

    در خودش، من را فرو خورده ست، می‌خواهد چه قدر

    ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کند؟

    هرچه فریاد است از چشمان او خواهم شنید

    هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند

    آه!، مردی که دلش از سینه‌اش بیرون زده ست

    حرف‌هایش را، نگاهش را، چرا پنهان کند؟

    خسته هرگز نیستم، بگذار بعد از سال‌ها

    باز من پیدا شوم، باز او مرا پنهان کند

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]


    در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
    دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید

    گرمیِ شیر غران، مردیِ جمله مردان
    تیزی تیغ بران، با عشق کُند آید

    در راه رهزنانند وین خفتگان خسانند
    پای نگار کرده این راه را نشاید

    طبل قضا برآمد وز عشق لشکر آمد
    کو رستمِ سرآمد تا دست برگشاید

    رعدش بغرد از دل، جانش ز ابر غالب
    چون برق بجهد از تن یک لحظه‌ای نپاید

    هرگز چنین سری را تیغ اجل نبُرد
    کاین سر ز سربلندی بر ساق عرش ساید

    هرگز چنین دلی را غصه فرو نگیرد
    غم‌های عالم او را شادی دل فزاید

     

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چطور آن همه شب بین موهایت جا دادی؟

    چگونه یک سبد بهار در چشم‌هایت کاشتی؟

    چطور این همه عشق روی لب‌هایت جا شد؟

    آه…

    چگونه بغل بغل رویا در آغوش داری؟

    چطور رنگین کمان به گردنت آویخته‌ای؟

    چطور دریا دریا دوستت دارم پشت پلک‌هایت هست و

    خروار خروار بوسه در دهانت

    چگونه است که اینگونه است حسم به تو؟

    مگر اینکه…

    تو عشق نباشی!؟

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]

     

    همه امروز پی کار خودیم
    بی خبر از مردم
    نا مید از امید
    همه سرگرم دلیم.
    عقل را گم کردیم.
    هیچ حسی دیگر سر جای خود نیست
    مثلا سرخی عشق
    شده همرنگ هوس.
    یا که زرد نفرت
    آسمانی شده در ین قانون.
    پس چرا در خوابیم؟
    ما چرا در دل این قانون ها
    سخت محبوس شدیم؟
    ما که خود می دانیم:
    عاشقی لطف خدا بر خلق است.
    ما که خود می فهمیم:
    لطف این هستی بخش
    تا ابد همره ماست.
    ما که خود می بینیم:
    که خداوند در این نزدیکیست.
    پس چرا خود خواهیم؟
    پس خداخواهی ما خلق کجاست....؟
    کاش روزی برسد
    تا دگر عشق و هوس را شیطان
    جای هم جا نزند.
    تا همه عاشق و شاکر باشیم
    نه پی حرص و هوس..

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:12 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    عشق.هوس.ترس.دلتنگی!

    هرشب حسی در من می روید
    که نمیدانم نامش چیست؟!
    عشق
    هوس
    ترس
    دلهره
    دلتنگی...؟!
    نمیدانم
    فقط خواب را می رباید از چشمانم
    با چشمان بسته اما باز تو را می بینم
    تک
    تک
    لحظات شیرین همنشینی ات
    و آن لحظه که میپیچد صدای گرم تو در گوشم
    دلم تو را میخواهد!
    دلم تو را می خواهد و ضربان قلبم میرسد به بینهایت!
    که ناگه شکرخند لبانت در جلوی چشمانم نقش می بندد و آرام میکند
    این قلب ناآرام را!
    جرات باز کردن چشمانم را ندارم در آن لحظه
    که نکند از خیالم هم بروی...
    این همان حس غریب ولی آشناست
    که نمیدانم چیست؟!
    عشق
    هوس
    ترس
    دلهره
    دلتنگی...؟!
    هرچه هست می رباید خواب را هر شب از چشمان!

     

     

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:11 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    شکست عشقی

    درمان شکست عشقی با مشاوره روانشناسی

     

    وقتی شکست عشقی خوردید چه‌کار می‌کنید؟ آیا می‌دانید چطور رابطه سرد شده را ترمیم کنید؟ شاید برگرداندن رابطه‌ای که تمام شده کار آسانی نباشد، اما برای اینکه بتوانید بگذرید و حرکتی روبه‌جلو داشته باشید، مقداری تلاش لازم است.
    اکثر ما آدم‌ها درجایی از زندگی خود ( در روابط قبلی یا فعلی ) یا حتی در ازدواج خود شکست عشقی خورده‌ایم. ناراحت‌کننده است اما عشق همیشه دوام نداشته و گاهی اوقات به جدایی می‌انجامد که این باعث شکست عشقی می‌شود.

    بااین‌حال، باید یاد بگیریم چطور با این جدایی ها کنار آمده و با گذشت زمان قضیه را پشت سر بگذاریم. در این مقاله از مشاوره باما به توضیح اینکه چطور رابطه سرد شده را ترمیم کنیم و همین‌طور چطور با دلتنگی بعد از جدایی کنار بیاییم، می‌پردازیم.
    ” عشق مثل حقیقت است، گاهی خوب و خوش است و گاهی دردناک” «ویکتور چونیر»

    در هنگام شکست عشقی چه‌کار باید کرد؟

    بعد از شکست عشقی مسلماً نمی‌شود یک گوشه نشست و شروع به گریه و زاری کرد. دو گزینه پیش رویتان است: یا سعی کنید رابطه سرد شده را ترمیم کنید یا اینکه فراموشش کرده و از آن بگذرید. شاید ساده و آسان به نظر برسد اما این‌طور نیست! درهرصورت اگر شکست عشقی دیده‌اید و می‌خواهید شرایط بهتر شود، باید روی خودتان هم کار کرده و تغییراتی را روی رفتارتان اعمال کنید.
    لازم نیست کل شخصیت تان را عوض کنید، بلکه فقط باید نحوه برخورد با چنین شرایطی را تغییر داد. برای گذشتن لازم است شرایط را تجزیه‌وتحلیل کنید، تفکر کنید و خودتان یا رابطه را تغییر دهید.
    باید به خاطر داشته باشید، هر زمان شکست عشقی خوردید یا مشکلی در رابطه به وجود آمد، اغلب تقصیر متوجه هر دو طرف است. گاهی اوقات تقصیر یک نفر ممکن است بیشتر از دیگری باشد اما به‌هرحال هر دو طرف در پایان رابطه دوستی مقصر هستند.
    از همین رو ضرری ندارد که یک خودنگری و خودارزیابی انجام دهید و ببینید کجاها تقصیر شما بوده و حتی اگر تقصیری دارید و اشتباهی کرده‌اید آن را بپذیرید. همین کار باعث بهبود رابطه می‌شود. این کار باعث می‌شود کنترل اوضاع را به دست گرفته و دفعه بعد دیگر مشکل مشابهی برایتان پیش نیاید.
    اگر دفعه بعد به دنبال رابطه‌ای شاد بودید، باید با فهمیدن اینکه در رابطه فعلی‌تان مشکل کجای کار بوده، درک بهتری از خودتان پیدا کنید و بفهمید چرا دائم در یک سری روابط که به هم شباهت دارند گیر می‌افتید.
    بنابراین، باید تصمیم بگیرید چطور می‌خواهید از این اوقات سخت و دردناک که در حال حاضر تجربه می‌کنید به‌عنوان فرصتی برای درک بهتر خودتان، افزایش اعتماد به نفس و ایجاد حس خوشبختی استفاده کنید.
    “از درد عشق نهراسید، از قلبی بترسید که دیگر نمی‌تواند عشق بورزد” «پابلیتو»

    چطور رابطه شکست خورده را ترمیم کنیم؟

    برگرداندن و ترمیم رابطه سرد شده زمانی اتفاق می‌افتد که یاد بگیرید نحوه تعامل خود با کسی که به شما آسیب‌زده را تغییر داده و همین‌طور بیاموزید طبق واکنش آن فرد چطور خود را تغییر دهید. وقتی خیلی به بازگشت رابطه سرد شده فکر کنید، هم خودتان و هم دیگری را از داشتن رابطه‌ای زیبا محروم می‌کنید.
    به خاطر داشته باشید، وقتی اوضاع خراب می‌شود و تقصیر شماست، عذرخواهی کنید. دلیل این امر آن است که گاهی اوقات یک عذرخواهی ساده می‌تواند ناراحتی طرف مقابل را از بین برده و رابطه شکست خورده به‌سادگی ترمیم شود.

    وقتی می‌خواهید رابطه شکست خورده را برگردانید، باید سعی کنید عشق و بخشش طرف مقابل را با جبران اشتباهات پیش‌آمده به دست بیاورید. با انجام این کار غرور و بزرگی خود را نیز حفظ و بازیابی کنید.
    وقتی بیش‌ازاندازه به این شکست عشقی فکر کنید، درواقع به‌طور ناخواسته به رابطه خود آسیب و لطمه وارد می‌کنید. وقتی غرورتان مانع دلجویی از دیگری می‌شود، در اصل به خودتان هم آسیب می‌زنید. باید متوجه باشید که نباید بگذارید گذشته‌ای که نمی‌توان تغییرش داد بر روی لحظه حال شما اثر منفی بگذارد.
    ” عشق واقعی دردناک است، عشق واقعی کاملاً شما را آسیب‌پذیر می‌کند. عشق واقعی شما را تا فراتر از خودتان برده و از همین رو عشق واقعی شما را ویران می‌کند.
    اگر عشق، شما را تکه‌تکه نکند عشق واقعی نبوده” « برتراند راسل»

    وقتی رابطه آسیب دیده و خشم و احساس شکست عشقی شما را رها نمی‌کند، به سلامت جسمی، روحی، عاطفی و همین‌طور رابطه آسیب وارد می‌شود.

    درمان افسردگی بعد از شکست عشقی با مشاوره روانشناسی

    در ادامه راه‌هایی را معرفی کرده‌ایم که کمک می‌کند این آسیب‌دیدگی را پشت سر گذاشته و از زندگی لذت ببرید.
    ” اگرچه دنیا پر از رنج کشیدن است، اما درعین‌حال پر از غلبه بر این رنج ها نیز هست” «هلن کلر»

    • به خودتان زمان و فضا بدهید: وقتی رابطه آسیب دیده و با شریکتان مشکل دارید یا به فکر جدایی افتاده‌اید، بهتر است به یکدیگر اندکی فرصت دهید. سعی کنید این فرصت را به هم داده و در طی این زمان با هم ارتباط برقرار نکنید. حداقل در ابتدای آن یا تا وقتی‌که به راه‌حل مناسبی برسید.
    • خودتان را منزوی نکنید: همواره در یک رابطه سهم دو طرف برابر بوده و هر دو مسئول شکست در رابطه عاشقانه هستند. باید مسئولیت کامل عشق ازدست‌رفته را بر عهده گرفت و هرکاری که از دستتان برمی‌آید انجام دهید. وقتی افکاری راجع به اینکه چرا رابطه شکست خورده و دلتان شکسته به ذهن می‌آید، از تنهایی و انزوا اجتناب کنید. واقعیت این است، میزان علائم افسردگی در میان کسانی که از حمایت و معاشرت دیگران بی‌بهره‌اند، بیشتر است.
      ” دیوارهایی که برای بیرون نگه‌داشتن ناراحتی دور خودمان می‌سازیم، خوشی را از ما دور نگه می‌دارد” « جیم روون»
      به‌جای این کارها، سعی کنید بیرون بروید و کارهایی که خوشحالتان می‌کند انجام دهید، حتی اگر لازم است گاهی خودتان را مجبور کنید. با دوستان و اعضای خانواده‌ای که همواره از شما حمایت می‌کنند در ارتباط باشید.
    • مهارت کنترل خشم خود را تقویت کنید: واکنش اولیه افراد هنگام تجربه شکست عشقی یا خیانت این است که خشمگین شوند. شاید حس می‌کنید به شما بی احترامی شده، با احترام با شما برخورد نشده و حق‌وحقوقتان در رابطه پایمال‌شده است. وقتی در رابطه شکست خورده‌اید، شاید دلتان بخواهد تلافی کرده و شما هم به دیگری آسیب بزنید. اما باید جلوی این کار را بگیرید چراکه چنین خشمی فقط خرابی و تشویش بیشتری در رابطه به بار می‌آورد. به‌جای آن، سعی کنید به خودتان زمان دهید تا از خشم تان کاسته شود، در این مسیر می‌توانید از گفت‌وگو با دوست، اعضای خانواده یا مشاوره روانشناسی یا مشاوره ازدواج بهره بگیرید. شما می‌توانید حتی احساسات خود را در دفتری یادداشت کنید تا برون‌ریزی کرده و احساس سبکی کنید.

    شاید این مطلب هم برایتان مفید باشد : نظر روانشناس ها درباره خیانت به همسر

    • متوجه حقیقت باشید: باید سعی کنید و متوجه حقیقت و دلیل اینکه دیگری به شما آسیب‌زده باشید. خیلی وقت‌ها طرف مقابل به شما خیانت یا بی‌وفایی می‌کند چراکه خود او نیز در این رابطه عاشقانه آسیب دیده است.
      ” کسی که هیچ‌وقت درد را تجربه نکرده نمی‌تواند عشق واقعی را هم تجربه کند” «تریستون لوو»
      گاهی اوقات وقتی همسر یا شریک زندگی‌تان به شما بی‌مهری می‌کند، شما هم خواسته یا ناخواسته به او آسیب می‌زنید. بنابراین باید به دنبال حقیقت ماجرا باشید، آن را بشنوید و حقایق را بپذیرید. وقتی این حقیقت را برای شریکتان نیز بازگو می‌کنید، کمک می‌کنید که او هم متوجه موضوع شود.
    • بگذارید احساساتتان جاری شوند: وقتی شکست عشقی می‌خورید، به‌کل از همه‌چیز ناراحت می‌شوید. اغلب اوقات به خاطر خواسته‌های برآورده نشده خود ناراحت شده‌اید. گاهی اوقات درد و ناراحتی نشانه این است که باید برای غم از دست دادن عشق خود زمان کافی بدهید. پس اجازه دهید احساساتتان جاری شود، ناراحتی را حس کرده و بگذارید اشک‌هایتان اگر حس گریه‌دارید سرازیر شود. گریه کردن همیشه کمک می‌کند سبک شوید و صدالبته خواص درمانی هم دارد.
    • از دلایل شکست عشقی خود کسب تجربه کنید: هرگز تجربه درد و رنج آسان نیست اما این احساسات همیشه به طرزی نهفته درس‌هایی به ما می‌آموزد. وقتی شکست عشقی خوردید، سعی کنید بفهمید به چه چیزی لازم است توجه بیشتری نشان دهید یا چه‌کاری را لازم است بیشتر انجام دهید تا اوضاع رابطه فعلی‌تان بهتر شود یا در روابط آینده شکست عشقی نخوردید.
      ” دست‌آخر متوجه می‌شوید که عشق درمان همه‌چیز است و عشق تمام چیزی است که داریم.” «گری زوکا»
    • ببخشید و فراموش کنید: وقتی در رابطه شکست می‌خورید، بد خلق و بدبین می‌شوید و تمایلی برای شروع رابطه دوستی و عاشقانه جدیدی را ندارید. خودتان را قربانی این شکست می‌دانید و درد و رنج را زنده نگه می‌دارید، به دور خودتان دیوار محافظی کشیده و به‌شدت دعوا و مشاجره را در چرخش نگه می‌دارید.
      سخت‌ترین کار، فراموش کردن و رها کردن است، مخصوصاً وقتی خیلی آسیب‌دیده‌اید. اما هیچ راه دیگری برای درمان شکست عشقی نیست. باید به خاطر داشته باشید که بخشش و بخشیدن طرف مقابل اول‌ازهمه به نفع خودتان است.
      بااین‌حال، بخشیدن به این معنا نیست که از رفتار طرف مقابل می‌گذریم یا اجازه می‌دهیم به آسیب زدن به ما ادامه دهد. بخشیدن یعنی رها کردن تمام تلخی و تنفری که نسبت به‌طرف مقابل دارید و گذشتن از تلافی کردن بدی‌های او.
      به‌محض اینکه بتوانید درد و غم شکست عشقی را فراموش کنید، می‌توانید روند اعتماد دوباره و تجربه حس شادی و رضایت درونی را آغاز کنید و ظرف مدت کوتاهی به رابطه شاد، رضایت‌بخش و یک عشق واقعی که حقتان بود برسید.
      ” عشق مهم‌ترین قدرت شفابخشی است که وجود دارد.” « لوئیز هی»
      وقتی معنای عشق واقعی بین دو نفر را عمیقاً درک کنید، خواهید دید که در عشق واقعی درس‌ها و نکات بسیاری برای رشد فردی وجود دارد. فراموش نکنید که از فرصت‌هایی که در زندگی پیش می‌آید استفاده کنید چراکه معلوم نیست چه زمان عشق حقیقی یا نیمه گم‌شده‌تان را پیدا می‌کنید!
      به خاطر داشته باشید که:
      ” بهتر است عاشق شوی و شکست بخوری تا اینکه اصلاً عاشق نشوی” «آلفرد لرد تنیسون»
    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    روانشناسی و درمان شکست عشقی در مردان

     

    مقدمه ای بر روانشناسی شکست عشقی در مردان و پسران

    بر خلاف تصورات و باورهای رایج، تحقیقات و پژوهش های روانشناسی نشان می دهند که مردان و پسران به مراتب بیشتر از زنان و دختران پس از شکست عشقی یا طلاق، آسیب‌دیده و اذیت می‌شوند.معمولاً زنان رابطه های صمیمی تر و بیشتری با دوستان و خانواده خود دارند؛ آنها درد و دل میکنند، ناراحتی و درد و رنج های خود را بیشتر بروز داده و ساعت های زیادی را صرف تحلیل کردن رابطه شان می کنند تا با کمک و نظریات دیگران، مسائل برایشان شفاف می گردد تا بتوانند واقعیت را بپذیرند و پرونده رابطه تمام شده را ببندند.

    در واقع صحبت کردن و وقت گذراندن با دیگران کمک زیاد و موثری به فراموشی و بهبود ناراحتی ،تنهایی و اضطراب بعد از شکست عشقی و پایان یک رابطه عاطفی برای آنان است.همچنین زنان ابراز احساسات و هیجانی بیشتری دارد مثلا به صورت گریه ، شیون و زاری ؛این فرآیند باعث می‌شود آنها سبک شده و تخلیه هیجانی و عاطفی شوند و راحتر واقعیت و نگرانی شکست عشقی را بپذیرند و دوباره زندگی جدید خود را در پیش گیرند.

    ولی روانشناسی شکست عشقی در مردان متفاوت است :

    مردان نیز دوره سوگ و ناراحتی دارند ولی نوع واکنش و شیوه‌ای که نسبت به جدایی و تطبیق دادن خود با آن شرایط در پیش می‌گیرند با دختران و زنان تفاوت زیادی دارد.احساس مردان پس از جدایی و شکست عشقی ،دلتنگی و ناراحتی های زیادی است که به طور واقعی ایجاد می شوند اما مردان احساسات خود را سرکوب می‌کنند( بازداری هیجانی ) و از پرداختن به التیام و پردازش احساسات خود بعد از شکست عشقی فرار میکنند.پ

    معمولاً شتابزده وارد روابط جدیدی می شوند که به دلیل عدم پرداختن به آسیب های گذشته، در نتیجه روابط ناموفق و ضربه خوردن بیشتر به احساسات و شخصیت خود را در پی دارند.مردان معمولاً بر خلاف زنان کمتر به یکدیگر اعتماد و روابط صمیمانه برقرار می کنند آنها معمولاً دوست جنس مخالف یا همسرشان را نزدیک ترین و صمیمی ترین منبع خود می دانند و زمانی که این فرد را از دست می دهند دچار مشکلات روحی و عاطفی زیادی می شوند.

    تحقیقات و پژوهش های روانشناسی نشان می دهند که مردان و پسران به مراتب بیشتر از زنان و دختران پس از شکست عشقی یا طلاق، آسیب‌دیده و اذیت می‌شوند

     

    زمانی که یک مرد در روابط خود دچار مشکل می شود تاثیر زیادی بر همه جنبه‌های زندگی ،شخصیت و هویت او دارد و ممکن است حتی او را در مورد خودش دچار تردید کند.
    در کمال تعجب پژوهش ها نشان داده اند مردان بیشتر نسبت به وضعیت رابطه عاطفی خود با شریک یا پارتنرشان واکنش نشان می دهند مثلاً آنها به مسئله خیانت حساس ترند و باعث شکاکی و بی‌اعتمادی در آنها می‌شود .

    روانشناسی شکست عشقی در پسران و مردان، اضطراب و استرس بیشتری برای آنها به همراه دارد:

    چون از روابط عاشقانه و صمیمانه با زنان بیشتر احساس لذت می کنند و کیفیت رابطه برای آنها خیلی اهمیت دارد .در شکست عشقی و جدایی، زنان در مقایسه با مردان به لحاظ عاطفی و فیزیکی آسیب پذیرترند؛ درد دلشکستگی برای آنها مسئله جدی است و معمولاً اختلالات خلقی و احساسی خود را با افسردگی نشان میدهند در واقع شکست عشقی برای زنان معمولاً با افسردگی همراه است .ولی طبق تحقیقات برای مردان از لحاظ روانی درگیری بیشتری ایجاد می شود و مغز مردان نقش قابل توجهی در تسکین درد و ناراحتی ناشی از شکست عشقی و عاطفی یک رابطه را ایفا می کند.

    در واقع مردان به لحاظ بیولوژیکی هم کمتر از زنان درگیر یک رابطه می شوند زنان بیشتر به یک ارتباط عاطفی تکیه و دل خوش می کنند ؛ولی مردان فکر می کنند که درگیر شدن در یک رابطه عاطفی، آینده آنها را می‌تواند به خطر بیاندازد پس آنان فقط به کسی دلبستگی پیدا می‌کنند که از فرآیند گزینشی او خارج شده و برای آینده انتخاب شود .

    طبق نکات گفته شده ، دوران نقاهت وفراموشی شکست عشقی یا جدایی ، برای زنان سخت تر و برای مردان طولانی تر است .

    شکست عشقی مرد

    عنواین [پنهان]

     رفتارهایی که مردان بعد از شکست عشقی بروز می‌دهند: مردان بعد از شکست عشقی چه میکنند؟

    احساس خلاصی و رهایی:

    روانشناسی شکست عشقی در مردان میگوید معمولاً در ابتدا پسران و مردان بعد از اتمام رابطه عاطفی و دوستی خود با پارتنر یا همسرشان احساس رهایی و آزادی می کنند آنان فکر می کنند مدت زمان زیادی در رابطه از دست دادند و به خاطر محدودیت های طرف مقابل نتوانستند خیلی از کارهایی که می خواستند را انجام دهند و شاید بعد از مدتی از این که طرف مقابل را رها کردند احساس عذاب وجدان نیز داشته باشند اما معمولاً این میل به رهایی و دنبال کردن خواسته های شخصی خود بر این احساس عذاب وجدان غلبه می کند.

    آنها معمولاً در چنین شرایطی تصمیم قطعی و نهایی خود را گرفتند و هر چند که طرف مقابل هم در چنین شرایطی درخواست بازگشت به رابطه کند تاثیر زیادی ندارد چرا که اکنون هیجان و انگیزه فراوانی برای دستیابی به اهداف و خواسته های خود دارند به اصطلاح دوست دارند و می‌خواهند جوانی و خوشی کنند تا بعدا پشیمان نشوند و تا حد امکان خودشان را درگیر محدودیت ها و تعهد در رابطه نکنند .

    احساس غرور و قدرت :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید احساس دیگری که معمولاً مردان بعد از اتمام رابطه پیدا می کنند احساس غرور ، قدرت و رضایت درونی نسبت به خودشان و فردی است که رهایش کردند، معمولاً مردان از اینکه تصمیم گیرنده نهایی در رابطه باشند احساس خوب و لذت بخشی دارند ؛ حتی گاهی در جمع‌های دوستانه از این کار خود با غرور و افتخار صحبت می کنند مخصوصاً اگر با درخواست‌های مکرر طرف مقابل برای ماندن یا بازگشت به رابطه روبرو باشند ،یا فکر می‌کنند به خاطر داشتن قدرت می توانند با هر دختری در هر زمان وارد رابطه شوند .

     

    احساس تردید نسبت به تصمیم خود :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید احساس شک و تردید زمانی در آنها ایجاد می شود که معمولاً مدتی از جدایی گذشته باشد و آنها هیجانات تفریحات خود را سپری کرده باشند در این زمان شاید به این فکر ‌کنند که تصمیمی که گرفته اند درست بوده است یا خیر ؟! آیا در حق طرف مقابل ستم کردند ؟!
    البته معمولاً در برابر این افکار و احساسات، واکنش و عملی انجام نمی دهند و فقط در حد فکر از ذهن آنها عبور می کند .

     

    احساس غم و ناراحتی:

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید این احساس آنها معمولاً ناشی از احساس عذاب وجدان آنهاست . معمولا بعد از وقت و خوشگذرانی با دوستان خود خسته شدند و مجدد دوست دارند ارتباط جدیدتری راشروع کنند این احساس غم و اندوه مخصوصاً در کسانی که ارتباط طولانی تری با طرف مقابل داشته ،بیشتر است آن‌ها معمولاً با خود فکر می‌کنند چرا ارتباطشان را با فردی که مدتها به او علاقه‌مند بودند و وقت و انرژی روانی و حتی هزینه مالی زیادی را برای اوصرف کرده اند قطع نمودند.

     

    کنجکاو شدن نسبت به پارتنر سابق: 

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید بعد از چند وقت از جدایی، احساس کنجکاوی در مردان پدیدار می شود ،دوست دارند بدانند دوست سابق شان در حال حاضر چه زندگی دارد ،آیا با فرد جدیدی وارد رابطه شده است!! ابتدا احتمالا در صفحات مجازی دنبال طرف می گردد یا به طور نامحسوس از دوستان مشترک یا سابق او پرس و جو می کند .این حس کنجکاوی زمانی بیشتر در مردان رخ می دهد که طرف مقابل دیگر با او درتماس نیست و تمایلی برای بازگشت ندارد ؛هر چه طرف مقابل زودتر و بهتر بتوانند این جدایی را بپذیرد و خود رامدیریت کند ، برای مردان عجیب و ترغیب انگیزتر است .البته در موارد بسیاری هم اقدامی انجام نمی دهند چون نمیخواهند غرورشان خدشه دار شود در ضمن معمولا مردان منتظرند از سمت مقابل آلارم و پیغامی دریافت کنند.

     

    احساس مردان بعد از ترک شدن توسط عشقشان: مردان چقدر به عشقشان فکر میکنند؟

    روانشناسی شکست عشقی در مردان بستگی به این دارد که رابطه را خود با طرف مقابل به هم زدند یا طرف مقابل آنها را ترک کرده باشند( یا خیانت دیده باشند)

    احساس خشم و عصبانیت :

    معمولاً اولین و طبیعی ترین واکنش احساسی مردان به جدایی و شکست عشقی خشمگین شدن است .زیرا مردان سخت تر می توانند با این موضوع کنار بیایند که کسی با آنها بازی و طردشان کرده باشد به همین دلیل خشم خود را به صورت های مختلف کلامی ، غیرکلامی و فیزیکی نسبت به خود و اطرافیان و طرف مقابل نشان می دهند.

     

    احساس بی ارزشی و بی کفایت بودن :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید یکی دیگر از احساساتی که بعد از جدایی و شکست عشقی در مردان به وجود می آید و سخت می توانند با آن کنار بیایند احساس بی ارزش بودن است آنها با خود فکر می کنند حتماً اشکال و ایرادی داشته که طرف مقابل آنها را نخواسته و طرد شده‌اند ،حتماً جایی کم گذاشته یا به حد کافی جذاب نبودند یا مهارت های لازم برای نگه داشتن طرف مقابل را نداشتند ؛هیچ چیز برای یک مرد سخت تر از این نیست که کسی به او بگوید یا احساس کند که او را نمی خواهد و دوست داشتنی نیست و او را ترک کند، این جدایی ضربه بسیار سنگینی به روح و روان یک مرد وارد میکند.

     

    سرزنش کردن خود و احساس گناه:

    در طول تاریخ همیشه مردان انتخاب کننده اصلی بودند و این احساس برتری و مردسالاری که بخصوص در تاریخچه جامعه ما وجود داشته به صورت ناخودآگاه در آنها صورت گرفته و نمی‌توانند بپذیرند به عنوان یک مرد او را طرد کردند؛ پس آنها به خاطر شکست خوردن رابطه و به خصوص پاک شدن و اینکه توانایی نداشته

     

    احساس حسادت و نگرانی درباره از دست دادن :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید معمولاً این حس زمانی به مردان دست می‌دهد که متوجه شوند در نبودشان به طرف مقابل سخت نمی گذرد و در حال پیش بردن زندگی و رشد و ترقی خود هستند .همین موضوع باعث به وجود آمدن این ترس در آنها می‌شود که کسی بهتر وارد زندگی طرف مقابل شده و او را برای همیشه از دست بدهند، هنگامی که دختران برای ماندن و بازگشت مردان التماس می کنند آنها هیچ وقت به این مرحله حسادت و نگرانی نمی رسند چرا که همیشه از داشتن و در دسترس بودن آنها اطمینان دارند .

     

    احساس پشیمانی و تلاش برای برگرداندن رابطه :

    این مرحله برای تمامی مردان صدق نمی‌کند می‌تواند در هر فردی متفاوت باشد اما روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید بعد از گذراندن مراحل قبلی معمولا مردان بعد از مدتی از جدایی تمایل به برقراری تماس و ارتباط با شخص سابق را پیدا می‌کنند مثلاً به او پیغام های مکرر می‌فرستند حتی پیامی در حد یک” سلام ” آنها می‌خواهند واکنش طرف مقابل را با این کار ببینند و دوباره جلب نظر و توجه طرف مقابل را بازگردانند ؛اگرچه این کار اشتباه است و بهتر است دختران جواب مثبت ندهند چون معمولاً این رابطه نتیجه ای ندارد اما برای پسران روزنه امید و تیری در تاریکی است.

     

    مردان چقد به عشقشان فکر میکنند؟

     

    درمان شکست عشقی در مردان :

    قطع ارتباط کامل:

    در روانشناسی شکست عشقی در مردان معمولاً پسران و مردان تمامی راه‌های ارتباطی شان را با طرف مقابل قطع می کنند این کار در واقع به این معنا میباشد که او نمی خواهد با احساسات و هیجانات منفی خود بعد از شکست عشقی و جدایی روبه‌رو شود.
    مردان در این مواقع بیشتر به فکر خود هستند آنها می‌دانند که صحبت کردن با فرد مقابل فقط باعث بدتر شدن حال شان می شود و احساس بدتری پیدا می کنند. مردان معمولاً وقتی به این تصمیم می رسند که تمایلی برای ادامه رابطه ندارند ؛ ومیدانند صحبت کردن و ادامه این رابطه به جایی نمی رسد.در این هنگام معمولاً دختران فکر میکنند او بسیار آدم بی احساس و پستی می باشد ولی مردان سعی می‌کنند تا منطقی تر عمل کنند و جلوی احساسات و هیجانات منفی را بگیرند .

     

    برقراری رابطه های بی پایه و اساس با دختران دیگر :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می‌گوید پسران و مردان معمولاً بعد از اتمام ارتباطشان با طرف مقابل تحت تاثیر احساس قدرت و غرور مجدد به برقراری ارتباط با دختران مختلف می‌پردازند آنها این حق را به خود می دهند که از زندگی و بخصوص جوانی لذت برده و روابط مختلفی را تجربه کنند . از طرفی مردان برای پر کردن خلاء زندگی و جای خالی عشق سابق و همچنین از بین بردن احساس بد بعد از شکست عشقی،به روابط سطحی ، گذرا و بدون تعهد روی می آورند .وقتی منبع این احساس عاشقانه که او از یک رابطه ، احساس خوب و لذت بخشی داشته از بین می رود هرچه سریعتر می خواهد یک منبعی را دوباره بدست بیاورد تا بازهم ارضای روحی ،روانی و حتی جنسی شود .به همین خاطر مردان تحت تاثیر احساسات و غرایز به برقراری ارتباط به قصد دوستی و ازدواج با دختران و زنان می پردازند.

    پس آنها به خاطر شکست خوردن در رابطه ،ترک شدن و عدم توانایی در حفظ رابطه ،اعتماد به نفس خود را از دست داده ،احساس گناه کرده و مدام خود را سرزنش میکنند.

     

    روی آوردن به انجام فعالیت و تفریحات بیشتر :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گویند مردان معمولاً بعد از شکست عشقی برای پرت کردن حواس خود ، تخلیه خشم و مقابله با غم ،درد و رنج بعد از جدایی بیشتر به انجام فعالیت‌های مختلف می‌پردازند یکی از مهم‌ترین کارهایی که انجام می دهند روی آوردن به ورزش است؛ انواع ورزش های مورد علاقه خود را انجام میدهند یا بیشتر به باشگاه می روند، انگاری تمام انرژی و هیجانات انباشته شده در بدنشان را آزاد می‌کنند.

    این کار نیز راهی برای سرگرمی و پر کردن وقت شان است یا خیلی از پسران معمولاً برای جلب توجه جنس مخالف به ساختن و پرورش اندام خود می پردازند .از طرفی مردان معمولاً بیشتر دنبال فرصت تنهایی یا وقت گذرانی با دوستانشان هستند معمولاً وقتی در رابطه با فردی می باشند یا ازدواج می کنند آنها مجبورند تمامی اوقات فراغتشان را با طرف مقابل بگذرانند اما بعد از اتمام رابطه و جدایی فرصت بیشتری برایشان مهیا می شود تا در کنار دوستان، درد ها و استرس های خود را تاحدی فراموش کنند.

    یا معمولاً تصمیم به انجام کارهای عقب افتاده خود می‌گیرند تصمیم برای کارهای مهم مثلاً شروع کسب و کار جدید ،برنامه برای تحصیل یا مهاجرت ؛فعال بودن خوب است ولی آنها بیشتر برای درگیری ومشغول کردن ذهن خود و پوشاندن خلا درونی و عاطفی ،بدون داشتن برنامه ،آگاهی و دانش لازم شتابزده اقدام به انجام کاری می‌کنند که می‌تواند عاقبت فاجعه ای به بار بیاورد .

    از طرفی به دلیل همان حساسیت و محدودیت های همسر یا پارتنرشان نمی توانستند آن طور که می خواهند در فضای مجازی فعالیت داشته باشند پس معمولاً آنان بعد از اتمام رابطه و جدایی مجدد فعالیت هایشان در فضای مجازی افزایش می یابد ؛

    مردان برخلاف دختران که معمولاً حالت غم و ناراحتی خود را به اشتراک می گذارند برای پنهان کردن احساسات و یا افسوس طرف مقابل زندگی سرشار از تظاهر به حال خوب و یا افسوس طرف مقابل ، بیشتر عکسهایی منتشر میکنند که تظاهر به حال خوب و خوشی آنها میباشد.

     

    لجبازی با پارتنر یا عشق سابق :

    مردان و پسران در یک رابطه عاشقانه به خاطر شادی و راضی نگه داشتن طرف مقابلشان حاضر به انجام هر کاری هستند یا حتی از انجام کوچکترین کاری که طرف مقابل روی آن حساس است خودداری می کند تا آنها را خوشحال نگه دارند اما بعد از شکست عشقی و جدایی مردان هر کار کوچکی که موجب عصبانیت ،نفرت و درآوردن حرص طرف مقابل شود انجام می دهند زیرا با این حرکات میخواهند نشان دهند طرف هیچ ارزشی برای آنها ندارد و هیچ مانعی در مقابل خود نمی بینند و تمام حرص و خشم خود را اینگونه تخلیه میکنند (از حداقل کاری که می توانند انجام دهند دریغ نمی کنند مثلاً خودشان را در زندگی و رفتارهای مجردی غرق می کنند)

     

    روی آوردن به مصرف سیگار ،الکل و مواد مخدر :

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید برخی از مردان بعد از جدایی و شکست عشقی خانه‌نشین شده و سعی می کنند غم جدایی ،ناراحتی و خشم خود را با جایگزین کردن سیگار و مواد و الکل جبران کنند.البته همه در این مورد اینچنین نیستند ولی اغلب یکی از رایج‌ترین روش های کنار آمدن با مشکلات و دردهایشان کشیدن سیگار و مصرف مواد مخدر و الکل است تا آنها را از این حال و هوا حتی برای چندین ساعت که شده بی خیال کند ولی به مرور اعتیاد برای آنها ایجاد شده و خود این موارد عاملی برای ایجاد استرس و تنش و مشکل بزرگ تری گریبان گیر آنها می شود .

     

    گریه کردن در مکان خلوت و تنهایی :

    این تفکر کاملاً اشتباه که مرد نباید گریه کند، باعث شده بسیاری ازمردان در شرایط حساس و شکست، احساسات خود را سرکوب کنند ولی آنان نیز مسلّم نیاز به گریه و تخلیه کردن احساسات و هیجانات منفی خود دارند ؛به خاطر این تفکر عمومی اشتباه، زنان درهر حالی مثلاً در هنگام درد و دل با دوستانشان در مکان عمومی هم براحتی می توانند گریه کند ولی مردان باید مطمئن شوند کسی او را تماشا نمی کند به همین دلیل معمولا مکان هایی مثل حمام را برای گریه کردن انتخاب می‌کند. تحقیقات نیز می‌گویند جاری شدن اشک اثر بسیار موثری در سبک شدن و بهبود از شکست عشقی و مشکلات برای هر فرد به شمار می آید .

     

    رانندگی و مسافرت بیشتر:

    روانشناسی شکست عشقی در مردان می گوید علاقه شدید مردان و پسران به ماشین باعث شده که ماشین برای آنها اثر درمانی نیز داشته باشد و آنها را آرام کند در واقع رانندگی معمولاً برای زنان هم همین اثر را دارد ولی در مردان قوی تر است ؛معمولا مردان بعد از شکست عشقی و جدایی ،بدون برنامه و نقشه ، به جاده زده و با سرعت رانندگی می کنند تا تخلیه هیجانی شده و باعث آرامش آنها گردد .

     

    پیگیری از عشق سابق :

    در گذشته و سالهای پیش تر وقتی دو نفر از هم جدا می شدند درست از یکدیگر مطلع نبودند تا هنگامی که به طور تصادفی همدیگر را می دیدند یااز طریق دوستان مشترک از هم باخبر می‌شدند اما امروزه با این میزان از پیشرفت و افزایش شبکه های مجازی می توانند به راحتی حداقل از طریق عکس های منتشر شده یکدیگر را ببینند یا متوجه می شوند که با چه کسانی معاشرت می‌کنند و آیا کسی جایگزین آنها شده است !!

    مردان نیز در صورت چک کردن مدام و مشاهده حالت شادی وفرد جدیدی در کنار طرف، شکنجه روحی شده و بسیارحال بدی پیدا می کند ؛در اوج این حال امکان دارد قسم بخورند که دیگر با کسی وارد رابطه نمی شوند یا با خود فکر کنند دیگر کسی مثل او را نمی یابندو عشق و عاشقی را الکی و پوچ تصور میکنند.(به جای پذیرفتن این که آنها با هم تفاهم و سازگاری نداشتند )

    روانشناسی شکست عشقی در مردان

    روانشناسی شکست عشقی در مردان : چقدر طول میکشد که عشق در مردان از بین برود ؟!

    در روانشناسی شکست عشقی در مردان، روان شناسان معتقدند حداقل بین ۲ الی ۴ ماه طول میکشد که عشق فراموش شود(کمرنگ) در این مدت بعد از شکست وجدایی همه چیز به هم می‌ریزد :

    • اختلال در برنامه زندگی و روزمره،
    • ایجاد تغییر در برنامه خواب و تغذیه ،
    • افت عملکرد تحصیلی ،
    • شغلی و مسئولیت ها
    • تاثیر بر روی روابط خانوادگی و دوستی و حتی تاثیر روی هویت و تردید نسبت به آینده.

    التیام و بهبود یافتن بعد از شکست عاطفی و جدایی یا طلاق سخت است اما خیلی مهم است که بدانید باید به جلو بروید و می‌توانید به جای در آرزوی ماندن عشق در دیگری به فکر التیام یافتن خود باشید و بدانید باید صبور باشید و زمان میبرد ؛ درست است که مردان در روزهای اول جدایی منطقی تصمیم می‌گیرند و سعی می کنند به زندگی عادی برگردنداما با گذشت مدت کوتاهی غم و اندوه جدایی گریبانگیر آنها نیز شده و رهایشان نمی‌کند

    ولی زنان بعد از جدایی کار درست تری انجام میدهند که مدتی سوگواری و تخلیه هیجانی کرده و پس از آن سعی می کنند زندگی جدیدی را آغاز کنند به همین دلیل در ابتدا شکست و جدایی برای زنان سخت تر ولی به مرور برای مردان با سرکوب هیجانات خود طولانی‌تر می‌شود .

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    با شکست های زندگی خود چگونه مقابله کنیم؟

    گاهی وقت‌ها، شکست به خودی‌ خود دلیل ترس افراد نیست؛ بلکه این ترس از شکست است که آنها را از اقدام باز می‌دارد. غلبه بر شکست، فرصتی است تا ترس‌هایتان را کنار بزنید؛ فرصتی برای چیره شدن بر میل درونی که می‌گوید: فرار کن و در گوشه‌ای با خودت تنها باش.

    زمانی که ما نمیتوانیم در برابر مشکلات دوام بیاوریم و آن ها بر ما غلبه میکنند،به معنای این است که شکست خورده ایم.شکست خوردن میتواند بر اساس عوامل زیادی باشد که البته اگر نا امید نشویم و در برابر این عوامل سخت بایستیم شکستی در کار نخواهد بود.چه بهتر که بتوانیم بر شکست غلبه کنیم و شکست را شکست دهیم.

    راه‌های زیادی برای غلبه بر شکست و رسیدن به اهداف‌مان وجود دارد.

    شکست «درد» دارد. دست‌کم تجربه‌ی آزاردهنده‌ای است؛ چیزی که بسیاری از ما تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا با آن روبه‌رو نشویم. گاهی تأثیرات یک شکست می‌تواند تا مدت‌های طولانی باقی بماند و در ذهن ما، رد پایش را به جا بگذارد و یک مانع ذهنی ایجاد کند که باعث شود در سال‌های بعدی زندگی، به سختی بتوانیم بر آن غلبه کنیم. اما باید راه‌هایی را نیز برای غلبه بر شکست یاد بگیریم. پس با ما همراه باشید.

    یک ضرب‌المثل ژاپنی می‌گوید: «اگر هفت بار زمین خوردی، برای هشتمین بار برخیز.»

    اما شکست هم لازم است!

    برای غلبه بر شکست باید اهمیت شکست را درک کنید

    وقتی شکست می‌خوریم، معمولا به فکر فرو می‌رویم، به دنبال معنای جدیدی برای زندگی‌مان می‌گردیم و جواب‌ها و راه‌حل‌های ممکن و بالقوه را برای رسیدن به اهداف‌مان بررسی و کشف می‌کنیم. در حقیقت، شکست بخشی ضروری از مسیر رسیدن به اهداف‌مان است. شکست، به عنوان نوری هدایت‌کننده در زندگی عمل می‌کند و مانند آب و خاک که فرساینده‌های مهربان طبیعت هستند‌، آب‌دیده‌مان می‌کند و نقش مهمی در بهبود تک‌تک فعل و انفعالات بعدی و جریان زندگی‌مان دارد.

    اما هر چقدر هم که در مورد اهمیت شکست در زندگی دلیل و برهان بیاوریم، در مواجهه با آن، آن‌قدر درگیر ناراحتی‌هایش هستیم که به سختی می‌توانیم منفعتی در آن ببینیم. وقتی تمام آن چیزی که از شکست می‌بینیم و درک می‌کنیم، درد و شکنجه است، غلبه بر شکست برای رسیدن به اهداف و آرزوها دشوار می‌شود.

    من هم شکست‌های بسیار بدی را تجربه‌ کرده‌ام و می‌دانم تا چه اندازه دردناک و آزاردهنده است و همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مطمئنا شکست، ردپاهایش را در زندگی‌ام به جا گذاشت، و این به سادگی ماندن اثر یک زخم عمیق نبود. التیام آثار شکست‌هایم خیلی طول کشید، اما در آن میان، به فهم و درک مهمی رسیدم، تقریبا همان چیزی که سایر افراد هم بعد از شکست به آن پی‌ می‌برند.

    این را هم فهمیدم که راه‌های زیادی برای غلبه بر شکست و رسیدن به اهداف‌مان وجود دارد. اما همه‌ی این راه‌ها نیازمند ایجاد یک تحول اساسی در طرزفکر هستند. لازم است به زندگی با نگاه خاصی بنگرید و افکارتان را در جهت درستی هدایت کنید و بذر موفقیت را بکارید تا در آینده محصولش را برداشت کنید.


    در اینجا ۵ راهکار به شما توصیه می‌کنیم که می‌توانید با کمک آنها بر شکست غلبه کنید و به اهداف‌تان برسید.

    ۱. باور کنید که هیچ‌چیز ارزشمندی، آسان به دست نمی‌آید


    ما آدم‌ها در دنیای امروز دوست داریم فورا به نتیجه برسیم و راضی شویم؛ چیزهایی را می‌خواهیم و فورا هم می‌خواهیم! وقتی می‌توانیم هر چیزی را که می‌طلبیم بدون معطلی به دست بیاوریم، چرا باید صبر کنیم؟ از فست‌فودها گرفته تا دسترسی به اینترنت پرسرعت، باعث شده ناشکیبایی و عدم تحمل‌ ما برای هر چیزی روز به روز بیشتر شود، بنابراین عجیب نیست که شکست تا این اندازه آزارمان دهد.

    ما آن‌قدر به گرفتن نتایج فوری عادت کرده‌ایم که درک نمی‌کنیم برای رسیدن به هدفی قابل توجه و چشمگیر، تا چه حد کار و تلاش و پشتکار لازم است. به مقصد رسیدن زمان‌‌بَر است، اما طی این زمان و همان‌طور که مسیر رسیدن به هدف را طی می‌کنیم، شخصیت‌مان ساخته می‌شود و به شناخت‌های جدید دست می‌یابیم، حتی شاید معنای عمیق‌تری در زندگی‌مان کشف کنیم.
     
    ۲. از آدم‌های منفی‌باف دوری کنید، زیرا آنها با تمام توان‌شان آماده‌‌ی سرزنش شما هستند


    ذهن انسان برای دور ماندن از درد و ناراحتی، بی‌وقفه کار می‌کند و خستگی‌ناپذیر است و در واقع هر کاری می‌کند تا از هر نوع دردی در هر اندازه‌ای که هست جلوگیری کند. بخشی از رنج و عذاب شکست، مربوط به افراد دیگری است که به شما می‌گویند: «من به تو می‌گویم که چنین است» یا «تو باید به حرف من گوش می‌دادی» و «وقتی در اوج موفقیت بودی، بهترین کار این بود که کنار بکشی».

    منفی‌باف‌ها همیشه با تمام توان‌شان در اطراف‌تان هستند تا از دید خودشان از شما انتقاد کنند. اما شما به آنها گوش ندهید. حرف‌ها و غُر زدن‌هایشان را نشنیده بگیرید تا بتوانید به شکست‌تان به چشم یک تجربه‌ی ارزشمند نگاه کنید. سرتان گرم خودتان باشد و از تماس با این افراد دوری کنید. فقط این را بدانید که همیشه کسانی هستند که از شکست‌ها و عدم موفقیت‌ شما خوشحال شوند، اما دوستان واقعی هم دارید که پیروزی‌هایتان را جشن می‌گیرند و با تشویق‌هایشان به شما انگیزه می‌دهند تا به هدف‌هایتان برسید. بهتر است روی تکنیک‌های مثبت اندیشی بیشتر کار کنید.

    باید راه‌هایی غلبه بر شکست یاد بگیریم‎
    ۳. موفقیت نشانه‌هایی دارد؛ در هر فراز و نشیبی دنبال این نشانه‌ها بگردید


    هرچند شکست می‌تواند دشوار باشد، اما زمان خوبی برای جست‌وجوی نشانه‌هاست، زیرا موفقیت سرنخ‌هایی دارد. دنبال‌شان بگردید تا پیدایشان کنید. در هر زمینه‌ای که تلاش می‌کنید و هر هدفی که دارید، دنبال کسانی بگردید که موفقیت‌هایشان، الگوی شماست. سپس جست‌وجو کنید تا کلیدها را پیدا کنید. این افراد موفق چه کرده‌اند؟ چقدر طول کشیده است تا به مقصدشان برسند؟ چند بار شکست خورده‌اند؟

    مردم معمولا باور نمی‌کنند که بیشتر افراد موفق، بارها و بارها شکست خورده‌اند، اما قابل توجه‌ترین وجه تمایزشان این است که هرگز دست از تلاش برنداشته‌اند. این، بزرگ‌ترین تفاوت افراد موفق با افراد ناموفق است. موفق‌ترین‌ها، روحیه‌ی سرسختی در تسلیم‌ناپذیری و پشتکار دارند.

    ۴. به شکست مانند یک فرصت نگاه کنید تا بر ترس‌هایتان غلبه کنید


    گاهی وقت‌ها، شکست به خودی‌ خود دلیل ترس افراد نیست؛ بلکه این ترس از شکست است که آنها را از اقدام باز می‌دارد. غلبه بر شکست، فرصتی است تا ترس‌هایتان را کنار بزنید؛ فرصتی برای چیره شدن بر میل درونی که می‌گوید: فرار کن و در گوشه‌ای با خودت تنها باش.

    الگوی درد – لذت (pain-pleasure paradigm)، کاملا واقعیت دارد. ما همیشه برای اجتناب از ناراحتی و درد، بیشتر تلاش می‌کنیم تا برای به دست آوردن خوشی و لذت. اما اگر بتوانیم این درک و تمایل را تعدیل کنیم و برای رسیدن به اهداف‌ خود بر ترس‌هایمان غلبه کنیم، یک دگرگونی و تحول روی خواهد داد؛ یک احساس شگفت‌انگیز و باورنکردنی که نتیجه‌ی این تغییر بوده و تجربه‌ای است پرارزش که مسیر رسیدن به اهداف را برای تمام عمر، هموار می‌کند.

    ۵. از شکست به عنوان تجربه‌ای آموزنده استفاده کنید


    شکست باید فرصتی باشد تا از اشتباهات‌مان درس بگیریم و تجربه کسب کنیم. اگر بتوانیم از این دانش و تجربه بهره ببریم، مهارت کسب کنیم و رو به جلو حرکت کنیم، اتفاقات شگرفی روی خواهند داد. ما از راه‌های مختلفی می‌توانیم از شکست‌هایمان درس بگیریم، اما لازمه‌اش این است که به شکست و عدم پیروزی‌مان بی‌طرفانه و واقع‌بینانه بنگریم؛ درست مانند کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کند.

    از خودتان بپرسید چرا شکست خوردید؟ کجای کارتان اشتباه بود؟ چه اقدام متفاوت دیگری می‌توانستید انجام دهید؟ آیا ایراد از برنامه‌تان بوده است؟ آیا به این دلیل شکست خورده‌اید که از مورد مهمی غفلت کرده‌اید؟ آیا عادت بدی دارید که ممکن است باعث شکست‌تان شده باشد؟ نگاه‌تان کاملا واقع‌بینانه باشد تا از اتفاقی که افتاده است درس بگیرید و از این عبرت و آگاهی برای ارتقای خودتان و تلاش دوباره استفاده کنید. مطمئن باشید تا زمانی که دست از کار و تلاش برندارید، می‌توانید بر شکست غلبه کنید و به آرمان‌تان برسید.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    حاشیه امن در زندگی چیست؟

    حاشیه امن (Comfort Zone) یا منطفه امن ذهنی یا حیطه راحت طلبی را می‌توان یک حالت ذهنی در نظر گرفت که افراد در آن احساس راحتی می‌کنند، بر محیط اطراف خود کنترل دارند و سطح استرس و اضطراب کمی را تجربه می‌کنند. گرچه معنای کلی حاشیه امن به همینجا خلاصه نمی‌شود. چرا که سطح اضطراب و نگرانی افراد مختلف اعم از زن و مرد، ‌بزرگ و کوچک،‌ می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین منطقه امن از فردی به فرد دیگر متغیر است.

    تعریف دیگری که از کامفورت زون می‌توان ارایه کرد حالت ذهنی‌ای است که که نقاط ضعف و نگرانی‌های شخص به کمترین و قابل کنترل‌ترین سطح خود رسیده باشد. منطقه امن ذهنی می‌تواند همان بخش از زندگی شما باشد که حس آشنایی به آن دارید.

    برای مثال،‌ برخی افراد عاشق این هستند که هر روز صبح به سر کار بروند و به روتین روزانه رفتن به سر کار خو گرفته‌اند. برای این افراد شروع کارهای فریلنسری یا راه‌اندازی کسب و کار جدید به معنای خروج از منطقه امن است و ممکن است خیلی چالش برانگیز باشد. همانطور که گفتیم منطقه امن ذهنی افراد مختلف متفاوت است. منطقه امن ذهنی عده‌ای دیگر ممکن است ساعاتی از روز باشد که از سر کار برگشته و به استراحت در مقابل تلویزیون و بررسی شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند. حاشیه‌های امن ما با توجه به برحه‌های زندگی ما تغییر می‌کنند و ثابت نیستند.

    حاشیه امن

    چه زمانی از حاشیه امن خود خارج می‌شویم؟ بیرون از  حاشیه امن  چه خبر است؟ زمانی که انجام کاری به شما حس، اضطراب، نگرانی و ناراحتی می‌دهد یعنی از حیطه راحت طلبی خود خارج شده‌اید یا در شرف خارج شدنید. بنابراین آنچه خارج از منطقه امن ذهنی قرار دارد، چیزهایی است که شما را می‌ترساند یا آرامشتان را به خظر می‌اندازند و این اتفاق لزوما ضرر جسمی برای شما ندارد.

    حاشیه امن جای زیبایی است، ولی در‌ آنجا امکان رشد وجود ندارد

    حاشیه امن؛ یک وضعیت‌ روانشناختی ذهنی

    بر طبق گفته یک رفتارشناس بریتانیایی، وضعیت روانشناختی ما دارای ۳ حالت است: حاشیه امن (منطقه امن ذهنی)، منطقه عملکرد مطلوب و منطقه خطر. بر این اساس:

    حاشیه امن،‌ منطقه‌ای بدون استرس است که حس آشنایی به آن داریم.

    منطقه عملکرد مطلوب جایی خارج از منطقه امن ذهنی است که مقدار کمی استرس سبب بهبود عملکرد ما می‌شود.

    منطقه خطر فراتر از منطقه عملکرد مطلوب قرار می‌گیرد و جایی است که بر اثر فشار زیاد استرس، عملکرد ما از میزان عملکردمان در حاشیه امن هم کمتر می‌شود.

    چالش اصلی تشخیص این وضعیت‌های ذهنی از یکدیگر است و اینکه بدانیم حاضریم کی و کجا از منطقه امن ذهنی خود خارح شویم.

    حاشیه امن

    چرا لازم است حاشیه امن خود را ترک کنیم؟

    امکان رشدمان را فراهم می‌کند

    ماندن در حیطه راحت طلبی کمکی به رشد و بهتر شدن ما نمی‌کند. به این معنی که همواره درجا می‌زنیم، نه رشد می‌کنیم و نه به جلو پش می‌رویم. بسیاری از افرادی که دچار اعتیاد به حاشیه امن خود می‌شوند، از رسیدن به اهدافشان باز می‌مانند. چرا که چنان به کارهایی که همیشه انجام می‌دهند خو گرفته‌اند که با اینکه نتیجه مثبتی برایشان ندارد ولی باز هم نمی‌توانند از آن دست بکشند. به این ترتیب ماندن در حاشیه امن ما را از کشف توانایی‌های جدید  و رسیدن به آن‌ها دور می‌کند.

    یافتن علاقه‌مان در زندگی

    ترک نکردن حاشیه امن اجازه نمی‌دهد در زندگی زمینه‌هایی که به آن علاقه‌مندیم را کشف کنیم. چرا که شور و هیجان زندگی هرگز در سایه حیطه راحت طلبی پیدا نمی‌شود فقط با قدم بیرون گذاشتن از این منطقه است که ممکن است.

    مطمئن می‌شوید به کم راضی نشده‌اید

    اگر هنوز چیزی که شما را به وجد بیاورد، می‌خواهد عشق باشد یا علاقه، حاشیه امن شما را به سمتی سوق می‌دهد که به چیز‌هایی که دارید راضی شوید و به آنچه می‌توانستید با خروج از حاشیه امن بدست آورید نرسید.

    حاشیه امن همیشه هم بد نیست

    همیشه بحث بر سر ترک کردن حاشیه امن است، درحالی که ماندن در کامفورت زون هم گاهی وقت‌ها می‌تواند به نفع ما باشد.

    چه زمان‌هایی لازم است در منطقه امن ذهنی خود باقی بمانیم:

    هنوز آمادگی ترک آن را ندارید

    گاهی وقت‌ها لازم است کمی بیشتر در منطقه امن خود باقی بمانیم چرا که آمادگی خارج شدن از آن و رویارویی با عواقبش را نداریم. پس قبل از خارج شدن از حاشیه امن ذهنی خود مطمئن شوید آمادگی آن را دارید.

    از حاشیه امن خود زیاد فاصله گرفته‌اید

    درست است که ماندن در حاشیه امن شانس یافتن توانایی‌ها و استعدادهایمان را از ما می‌گیرد. اما این حرف به این معنا نیست که قدم‌های بزرگ برداریم و خیلی از منطقه امن خود دور شویم. بهتر است همیشه اول با قدم‌های کوچک شروع کنیم.

    خودتان را ازریابی کنید

    قبل از اینکه بخواهید منطقه امن خود را ترک کنید خودتان را ارزیابی کنید. ببنیید ترک این امنیت انتخاب درستی است یا صرفا ترس از خروج از کامفورت زون است که شما را از پیشرفت باز می‌دارد.

    حاشیه امن

    چطور حاشیه امن خود را ترک کنیم یا گسترش دهیم؟

    اول از همه باید بدانید که عوامل متعددی در شکل‌گیری و شرایط منطقه امن شما تاثیرگذار و دخلیند. از جمله این موارد می‌توان به خانواده، دوستان و خواهر و برادر شما اشاره کرد. بنابراین باید با این عوامل تاثیرگذار بر مرز‌های منطقه امن خود غلبه کنید. باید در عادت‌ها، روتین و رفتارهای مرتبط با حاشیه امنتان تغییر ایجاد کنید.

    ولی مسلما این اتفاقات یک شبه رخ نمی‌دهد. بلکه باید به آرامی خودتان را از حاشیه امن خارج کنید و آن را گسترش دهید. چند راهکار برای ترک یا گسترش منطقه امن به شرح زیر است:

    • خودتان را در معرض محیط‌هایی قرار دهید که خارج از کامفورت زونتان قرار می‌گیرند.
    • درمورد تصمیماتتان بیش از حد فکر نکنید.
    • کارهای جدید مثل رفتن به یک رستوران یا پارک جدید را امتحان کنید.
    • به دیدگاه محدود خود اکتفا نکنید و سعی کنید دنیا را از چشم دیگران هم ببینید.
    • کارهای داوطلبانه انجام دهید.
    • هر از گاهی خودتان را به چالش بکشید.

    برای رسیدن به سطح جدید از زندگی لازم است که از منطقه امن رها شوید و کارهایی انجام دهید که چندان ساده نیست

    جمع‌بندی

    گرچه حاشیه امن ما جایی است که بیشتر از هرجا در آن احساس آرامش می‌کنیم ولی ماندن در آن کار عاقلانه‌ای نیست. چرا که می‌تواند جلوی پیشرفت و شکوفایی توانایی‌هایتان را بگیرد. در ضمن رویاها و آرزوهای ما به خودی خود محقق نمی‌شوند و نیاز به تلاش ما دارند، گرچه این تلاش از درون منطقه امن ممکن نیست.

    دوره رهایی از اهمال کاری

    دوره اصول تغییر

    دوره رهایی از ترس

    دوره مدیریت اضطراب

    دوره شخصیت سالم

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چرا همسرم مرا دوست ندارد ؟ ( چرا همسرم دوستم نداره )

     

    برای حفظ هر رابطه ای نیاز است که طرفین از آن مراقبت کنند. ماندن در رابطه، حفظ و مراقبت از آن بسیار دشوار است. همیشه باید تلاش کنید که خطا ها و اشتباه هایتان را جبران و رابطه خود را ترمیم کنید. شاید برای بعضی از رابطه های زناشویی شرایطی پیش آمده باشد که منجر به ایجاد سوال “” چرا همسرم مرا دوست ندارد ؟”” شده باشد. در ادامه ما نشانه هایی از دوست داشتن و یا عدم دوست داشتن همسر بیان میکنیم تا با انجام راه کارهای ارائه شده، بتوانید رابطه خود را بهبود بخشید.

    چرا همسرم مرا دوست ندارد

    نشانه هایی که مشخص میکند همسرتان شما را دوست دارد :

    اعتماد داشتن

    وقتی کسی را دوست دارید به او اعتماد می کنید و در روزهای سختی او را تکیه گاه خود می دانید زیرا به او اعتماد دارید. اعتماد به طرف مقابلتان می گوید او با شما صادق است و به شما خیانت نمی کند.

    آخر هفته ‌های خود را با شما می‌گذراند

    ازآنجا که همه ما زندگی ‌های پرمشغله ‌ای داریم، آخرهفته‌ ها دوست داریم استراحت کرده و وقتمان را همانطور که دوست داریم بگذرانیم. بنابراین اگر همسرتان می‌خواهد کل آخر هفته خود را با شما بگذراند، کاملا مشخص است که شما چیزی هستید که به او بیشترین لذت را می‌دهید.

    ارزش قائل شدن برای یکدیگر

    همسرانی که به یکدیگر علاقه دارند، برای دیگری ارزش قائل شده و از یافتن چنین همسری احساس خوش شانسی می کنند. این دسته افراد حس می کنند که نیمه گمشده خود را یافته اند.

    نشانه هایی که ممکن است مشخص کننده این باشد که همسرتان شما را دوست ندارد :

     فراری بودن از صحبت های جدی و مهم

    یکی از مواردی که برای افراد پیش می آید و ممکن است سوال ” چرا همسرم مرا دوست ندارد ” برایشان به وجود آید این باشد که همسرشان از صحبت جدی با آنان سر باز می زند.

    در رابطه زناشویی ممکن است خیلی ها از صحبت های جدی فراری باشند، از این جهت که فکر می کنند ممکن است به دعوا و ناراحتی ختم شود. اما نمی توان همیشه از این وضعیت فرار کرد زیرا بی شک اختلاف نظرهایی رخ می دهد که جز با صحبت کردن حل نخواهد شد. اگر چه این کار صبر و حوصله می خواهد اما در نهایت منجر به حل مشکل می شود.

    همراهی نکردن همسر

    زوجینی که عاشق یکدیگر هستند برای انجام کارهای مشترک با همسر خود دارای انرژی زیادی هستند. این افراد به دنبال رضایت دیگری هستند و به ماجراجویی های جدید و هیچان انگیز دو نفره علاقه دارند. اگر تمایلی به کشف دنیای اطراف با همسر خود ندارید، احتمالا به همراهی وی علاقه ای ندارید.

    بی احترامی کردن همسر

    بی احترامی از مهم ترین نشانه های عدم علاقه به همسر است. در یک ازدواج موفق، زوجین عاشق به هم احترام می گذارند و دیگری را ستایشمی کنند. به دلیل وجود همین حس احترام، بهتر می توانند به یکدیگر گوش کنند، بر سر مسائل بحث کنند و به توافق برسند.

    نداشتن رابطه صمیمی

    اگر رفتار همسرتان هنگام نزدیکی تغییر کرده است و روز به روز بیشتر از شما دور می‌شود، شاید شما دیگر برایش جذاب نیستید و دیگر دوستتان ندارد. البته دلیل این فاصله گرفتن همواره بی‌علاقگی نیست، بنابراین عجولانه قضاوت نکنید.

    اگر مجبور باشد با شما به مهمانی بیاید اصلا توجهی به شما در جمع نمیکند

    این مورد تنها زمانی میتواند نشانه عدم دوست داشتن باشد که قبلا خلاف آن رفتار شده باشد ، اگر همسر شما از همان ابتدای ازدواج از ابراز علاقه و توجه به شما در جمع خودداری میکردند این نشانه در رابطه شما و همسرتان به معنای عدم دوست داشتن تلقی نمیشود.

    بی تفاوت بودن همسر

    هیچ کس نسبت به زندگی خود بی تفاوت نیست، همه آدم ها به زندگی خود علاقمند هستند به خیلی از موارد توجه و دقت می کنند. همسری که نسبت به زندگی خود بی تفاوت باشد، هرگز دست به کاری نخواهد زد و این بزرگترین خطر برای زندگی مشترک است. این یکی از نشانه های بی توجهی همسرتان است و شما باید نسبت به رفع مشکل اقدام کنید.

    چرا همسرم مرا دوست ندارد ؟

    اگر از همسرتان خواسته هایی خارج از توانش دارید

    اگر همسرتان را درک نکنید و از او درخواست‌های بیش از حد توانش داشته باشید به طور ناخودآگاه حس بی ‌عرضگی و شرم به او منتقل می‌کنید و این موضوع میتواند عاملی برای سردی و بی علاقگی همسرتان می شود.

    همسرتان را تحقیر میکنید

    تحقیر همسر یکی از عواملی است که به شدت زوجین را نسبت به یکدیگر دلسرد و بی علاقه می کند. همسرتان را تحقیر نکنید. با همسرتان بهترین رفتار را داشته باشید و برای ابراز خشم و ناراحتی خود از روش های دیگری استفاده کنید.

    اختلافات زناشویی حود در زمان مناسب حل نمی کنید

    زن و شوهر ها هر چقدر که باهم صمیمی باشند و زندگی خوبی را داشته باشند بالاخره اختلافاتی پیدا می کنند. در این زمان ها لازم است که با یکدیگر گفتگو کنند تا مشکلات و اختلاف هایی که به وجود آمده را حل کرده و کدورت ها را از بین ببرند. در صورتی که در مورد اختلاف ها و تعارضات خود صحبت نکنند این مسائل حل نمی شوند و باعث سرد شدن و فاصله گرفتن آن ها از یکدیگر می شود.

    برای حل اختلافات زناشویی میتوانید از دوره غیر حضوری آن استفاده نمایید برای شروع کافیست برروی لینک کلیک کنید.

    مشکلات خانوادگی دارید

    اختلافات و درگیری ‌های خانواده ‌های هر دو طرف نیز سهم به سزایی درخصوص بی علاقه شدن همسر دارد. زیرا ممکن است همسرتان، این اختلافات را از چشم شما ببیند و به دلیل آرامشی که از او صلب شده شما را مقصر بداند. این موضوع باعث می‌شود به مرور نسبت به شما بی‌علاقه شود.

    نا آگاهی در زمینه رابطه جنسی دارید

    یکی دیگر از مسائلی که می تواند مشکلاتی را برای زندگی زوج ها ایجاد کند و باعث سردی در روابط آن ها شود، مربوط به رابطه جنسی است. بی میلی جنسی یا نداشتن آگاهی ها در مورد روابط جنسی باعث می شود که رابطه شما با همسرتان به مرور دچار سردی احساسی شود. دریافت کمک از روانشناس و یا زوج درمانگر هایی که در حیطه مسائل جنسی تخصص دارند می تواند به شما کمک شایانی کند.

    چرا همسرم مرا دوست ندارد

    راه هایی برای شعله ور شدن علاقه بین شما با همسرتان :

    همسر خود را بی قید و شرط دوست داشته باشید

    عشق معامله نیست، بدین ترتیب عشقتان را بر پایه اینکه همسرتان چه قدر دوستتان دارد، بنا نکنید و تصمیم بگیرید که همسرتان را بی قید و شرط دوست داشته باشید. طبیعی است که چنانچه عشق و محبت دریافت نکنید، خشم و نفرت در دلتان جوانه بزند. متاسفانه این احساسات منفی جذابیتتان را کم تر می کند و به این ترتیب عشق همسرتان هم کم تر می شود.

    زمان با کیفیتی را با همسرتان سپری کنید

    حتما هر روز حداقل یک ساعت در کنار هم بمانید. مدتی را برای همسرتان اختصاص دهید، از همسرتان بپرسید که روز او چگونه بوده است و در مورد خودتان نیز به او بگویید، یا به سادگی در مورد اخبار بحث کنید. کارهایی را انجام دهید که مورد علاقه هر دو شماست، اما مهمترین چیز این است که وقت خود را در کنار هم گذرانید.

    همسرتان را با دادن هدیه یا گل غافلگیر کنید

    پایان هفته بدون برنامه ریزی و آگاهی قبلی همسر خویش را بیرون ببرید یا هدیه ای هر چند کوچک به وی دهید. این هدیه میتواند حتی یک شاخه گل باشد.

    قلبی سپاسگزار داشته باشید

    هیچ چیز به اندازه یک قلب سپاسگزار و بخشنده باارزش نیست. خودتان را تبدیل به فردی نکنید که به سختی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. حتی برای کوچکترین کارهایی که همسرتان برای شما و فرزندتان انجام می‌دهد، از او تشکر کنید. طبیعی است که همسرتان هر از گاه نتواند خواسته‌ هایتان را برآورده کند، هیچ فردی نمی‌تواند همواره بی ‌نقص عمل کند.

    به خود اطمینان داشته باشید

    باید در مورد عشق خود اطمینان داشته باشید. باید اطمینان داشته باشید که فرد مناسبی برای شریک زندگی خود هستید و باور کنید که همسرتان بیش از هر کس دیگری شما را دوست دارد. این حس به شما شجاعت می بخشد که نه تنها همسرتان را دوست داشته باشید بلکه آن را هم ابراز کنید.

    به همسرتان گوش دهید

    بگذارید او صحبت کند و به آنچه می گوید گوش دهید. به جای پرش برای نتیجه گیری، دیدگاه او را درک کنید. به این ترتیب، حتی بزرگترین اختلافات بین شما می تواند به طور دوستانه حل شود.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:33 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چرا همسرم مرا دوست ندارد ؟ ( چرا همسرم دوستم نداره )

     

    برای حفظ هر رابطه ای نیاز است که طرفین از آن مراقبت کنند. ماندن در رابطه، حفظ و مراقبت از آن بسیار دشوار است. همیشه باید تلاش کنید که خطا ها و اشتباه هایتان را جبران و رابطه خود را ترمیم کنید. شاید برای بعضی از رابطه های زناشویی شرایطی پیش آمده باشد که منجر به ایجاد سوال “” چرا همسرم مرا دوست ندارد ؟”” شده باشد. در ادامه ما نشانه هایی از دوست داشتن و یا عدم دوست داشتن همسر بیان میکنیم تا با انجام راه کارهای ارائه شده، بتوانید رابطه خود را بهبود بخشید.

    چرا همسرم مرا دوست ندارد

    نشانه هایی که مشخص میکند همسرتان شما را دوست دارد :

    اعتماد داشتن

    وقتی کسی را دوست دارید به او اعتماد می کنید و در روزهای سختی او را تکیه گاه خود می دانید زیرا به او اعتماد دارید. اعتماد به طرف مقابلتان می گوید او با شما صادق است و به شما خیانت نمی کند.

    آخر هفته ‌های خود را با شما می‌گذراند

    ازآنجا که همه ما زندگی ‌های پرمشغله ‌ای داریم، آخرهفته‌ ها دوست داریم استراحت کرده و وقتمان را همانطور که دوست داریم بگذرانیم. بنابراین اگر همسرتان می‌خواهد کل آخر هفته خود را با شما بگذراند، کاملا مشخص است که شما چیزی هستید که به او بیشترین لذت را می‌دهید.

    ارزش قائل شدن برای یکدیگر

    همسرانی که به یکدیگر علاقه دارند، برای دیگری ارزش قائل شده و از یافتن چنین همسری احساس خوش شانسی می کنند. این دسته افراد حس می کنند که نیمه گمشده خود را یافته اند.

    نشانه هایی که ممکن است مشخص کننده این باشد که همسرتان شما را دوست ندارد :

     فراری بودن از صحبت های جدی و مهم

    یکی از مواردی که برای افراد پیش می آید و ممکن است سوال ” چرا همسرم مرا دوست ندارد ” برایشان به وجود آید این باشد که همسرشان از صحبت جدی با آنان سر باز می زند.

    در رابطه زناشویی ممکن است خیلی ها از صحبت های جدی فراری باشند، از این جهت که فکر می کنند ممکن است به دعوا و ناراحتی ختم شود. اما نمی توان همیشه از این وضعیت فرار کرد زیرا بی شک اختلاف نظرهایی رخ می دهد که جز با صحبت کردن حل نخواهد شد. اگر چه این کار صبر و حوصله می خواهد اما در نهایت منجر به حل مشکل می شود.

    همراهی نکردن همسر

    زوجینی که عاشق یکدیگر هستند برای انجام کارهای مشترک با همسر خود دارای انرژی زیادی هستند. این افراد به دنبال رضایت دیگری هستند و به ماجراجویی های جدید و هیچان انگیز دو نفره علاقه دارند. اگر تمایلی به کشف دنیای اطراف با همسر خود ندارید، احتمالا به همراهی وی علاقه ای ندارید.

    بی احترامی کردن همسر

    بی احترامی از مهم ترین نشانه های عدم علاقه به همسر است. در یک ازدواج موفق، زوجین عاشق به هم احترام می گذارند و دیگری را ستایشمی کنند. به دلیل وجود همین حس احترام، بهتر می توانند به یکدیگر گوش کنند، بر سر مسائل بحث کنند و به توافق برسند.

    نداشتن رابطه صمیمی

    اگر رفتار همسرتان هنگام نزدیکی تغییر کرده است و روز به روز بیشتر از شما دور می‌شود، شاید شما دیگر برایش جذاب نیستید و دیگر دوستتان ندارد. البته دلیل این فاصله گرفتن همواره بی‌علاقگی نیست، بنابراین عجولانه قضاوت نکنید.

    اگر مجبور باشد با شما به مهمانی بیاید اصلا توجهی به شما در جمع نمیکند

    این مورد تنها زمانی میتواند نشانه عدم دوست داشتن باشد که قبلا خلاف آن رفتار شده باشد ، اگر همسر شما از همان ابتدای ازدواج از ابراز علاقه و توجه به شما در جمع خودداری میکردند این نشانه در رابطه شما و همسرتان به معنای عدم دوست داشتن تلقی نمیشود.

    بی تفاوت بودن همسر

    هیچ کس نسبت به زندگی خود بی تفاوت نیست، همه آدم ها به زندگی خود علاقمند هستند به خیلی از موارد توجه و دقت می کنند. همسری که نسبت به زندگی خود بی تفاوت باشد، هرگز دست به کاری نخواهد زد و این بزرگترین خطر برای زندگی مشترک است. این یکی از نشانه های بی توجهی همسرتان است و شما باید نسبت به رفع مشکل اقدام کنید.

    چرا همسرم مرا دوست ندارد ؟

    اگر از همسرتان خواسته هایی خارج از توانش دارید

    اگر همسرتان را درک نکنید و از او درخواست‌های بیش از حد توانش داشته باشید به طور ناخودآگاه حس بی ‌عرضگی و شرم به او منتقل می‌کنید و این موضوع میتواند عاملی برای سردی و بی علاقگی همسرتان می شود.

    همسرتان را تحقیر میکنید

    تحقیر همسر یکی از عواملی است که به شدت زوجین را نسبت به یکدیگر دلسرد و بی علاقه می کند. همسرتان را تحقیر نکنید. با همسرتان بهترین رفتار را داشته باشید و برای ابراز خشم و ناراحتی خود از روش های دیگری استفاده کنید.

    اختلافات زناشویی حود در زمان مناسب حل نمی کنید

    زن و شوهر ها هر چقدر که باهم صمیمی باشند و زندگی خوبی را داشته باشند بالاخره اختلافاتی پیدا می کنند. در این زمان ها لازم است که با یکدیگر گفتگو کنند تا مشکلات و اختلاف هایی که به وجود آمده را حل کرده و کدورت ها را از بین ببرند. در صورتی که در مورد اختلاف ها و تعارضات خود صحبت نکنند این مسائل حل نمی شوند و باعث سرد شدن و فاصله گرفتن آن ها از یکدیگر می شود.

    مشکلات خانوادگی دارید

    اختلافات و درگیری ‌های خانواده ‌های هر دو طرف نیز سهم به سزایی درخصوص بی علاقه شدن همسر دارد. زیرا ممکن است همسرتان، این اختلافات را از چشم شما ببیند و به دلیل آرامشی که از او صلب شده شما را مقصر بداند. این موضوع باعث می‌شود به مرور نسبت به شما بی‌علاقه شود.

    نا آگاهی در زمینه رابطه جنسی دارید

    یکی دیگر از مسائلی که می تواند مشکلاتی را برای زندگی زوج ها ایجاد کند و باعث سردی در روابط آن ها شود، مربوط به رابطه جنسی است. بی میلی جنسی یا نداشتن آگاهی ها در مورد روابط جنسی باعث می شود که رابطه شما با همسرتان به مرور دچار سردی احساسی شود. دریافت کمک از روانشناس و یا زوج درمانگر هایی که در حیطه مسائل جنسی تخصص دارند می تواند به شما کمک شایانی کند.

    چرا همسرم مرا دوست ندارد

    راه هایی برای شعله ور شدن علاقه بین شما با همسرتان :

    همسر خود را بی قید و شرط دوست داشته باشید

    عشق معامله نیست، بدین ترتیب عشقتان را بر پایه اینکه همسرتان چه قدر دوستتان دارد، بنا نکنید و تصمیم بگیرید که همسرتان را بی قید و شرط دوست داشته باشید. طبیعی است که چنانچه عشق و محبت دریافت نکنید، خشم و نفرت در دلتان جوانه بزند. متاسفانه این احساسات منفی جذابیتتان را کم تر می کند و به این ترتیب عشق همسرتان هم کم تر می شود.

    زمان با کیفیتی را با همسرتان سپری کنید

    حتما هر روز حداقل یک ساعت در کنار هم بمانید. مدتی را برای همسرتان اختصاص دهید، از همسرتان بپرسید که روز او چگونه بوده است و در مورد خودتان نیز به او بگویید، یا به سادگی در مورد اخبار بحث کنید. کارهایی را انجام دهید که مورد علاقه هر دو شماست، اما مهمترین چیز این است که وقت خود را در کنار هم گذرانید.

    همسرتان را با دادن هدیه یا گل غافلگیر کنید

    پایان هفته بدون برنامه ریزی و آگاهی قبلی همسر خویش را بیرون ببرید یا هدیه ای هر چند کوچک به وی دهید. این هدیه میتواند حتی یک شاخه گل باشد.

    قلبی سپاسگزار داشته باشید

    هیچ چیز به اندازه یک قلب سپاسگزار و بخشنده باارزش نیست. خودتان را تبدیل به فردی نکنید که به سختی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. حتی برای کوچکترین کارهایی که همسرتان برای شما و فرزندتان انجام می‌دهد، از او تشکر کنید. طبیعی است که همسرتان هر از گاه نتواند خواسته‌ هایتان را برآورده کند، هیچ فردی نمی‌تواند همواره بی ‌نقص عمل کند.

    به خود اطمینان داشته باشید

    باید در مورد عشق خود اطمینان داشته باشید. باید اطمینان داشته باشید که فرد مناسبی برای شریک زندگی خود هستید و باور کنید که همسرتان بیش از هر کس دیگری شما را دوست دارد. این حس به شما شجاعت می بخشد که نه تنها همسرتان را دوست داشته باشید بلکه آن را هم ابراز کنید.

    به همسرتان گوش دهید

    بگذارید او صحبت کند و به آنچه می گوید گوش دهید. به جای پرش برای نتیجه گیری، دیدگاه او را درک کنید. به این ترتیب، حتی بزرگترین اختلافات بین شما می تواند به طور دوستانه حل شود.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:26 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    پیشگیری از خیانت مردان – جلوگیری از خیانت شوهر

     

    اگر به عنوان یک خانم شما هم یکی از قربانیان خیانت هستید و یا نمی خواهید که همسرتان به شما خیانت کند، فکر می کنم که خواندن مقاله “” پیشگیری از خیانت مردان – جلوگیری از خیانت شوهر “” برای شما مفید باشد.

    خیانت و بی وفایی یک مرد به همسرش به هیچ وجه قابل توجیه نیست. اما نمیتوان انکار کرد که اگر زنی مهارت همسرداری را به خوبی بلد باشد، میتواند تا حد زیادی از اینکه شوهرش جذب زن دیگری شود جلوگیری کند و به این وسیله از خیانت او پیشگیری نماید. زنان قدرت کافی برای مقابله با خیانت را دارند تنها کافی است از این باور که همه مردها مثل هم هستند و جز به رابطه جنسی به چیز دیگری فکر نمی‌کنند دست بردارند و در جهت بهبود شرایط زندگی مشترک خود تلاش کنند. لازم است زنان بیاموزند که برای مردان مهم‌ترین چیز در زندگی مشترک این است که ارزشمند و مورد احترام واقع شوند. با ما همراه باشید تا در ادامه، راه های پیشگیری از خیانت مردان را بشناسیم.

    پیشگیری از خیانت مردان

    آیا اعتماد کامل به همسرم، مانع خیانت می شود؟

    همسرانی که تجربه بی وفایی و خیانت ندارند، اغلب در ابتدا بسیار به همسرشان اعتماد می کنند. آن ها باور ندارند که ممکن است بی وفایی ازدواج شان را تخریب کند. من اغلب می شنوم که همسران می گویند: « همسرم هرگز به من خیانت نمی کند، به او اعتماد کامل دارم» یا «او دارای باورهای مذهبی، اخلاقی خاصی است که انجام چنین عملی را غیر ممکن می کند» اما باید بدانیم که وقتی فردی به همسرش خیانت می کند، این عمل در ابتدا برای خودش نیز تعجب آور است.

    چه افرادی بیشتر خیانت می کنند؟

    به طور کلی خیانت در افرادی بیشتر دیده می شود که علایق جنسی شدیدتری دارند، ارزش های جنسی سهل گیرانه تری اتخاذ می کنند، رضایت کمتری از شریک زندگی خود دارند و روابط اجتماعی مشترک کمتری با همسر خود دارند. تحقیقات اخیر نشان میدهد احتمال بی وفایی در افراد با مدل های شخصیت مختلف متفاوت است و در بعضی تیپ های شخصیتی احتمال انجام بی وفایی بیشتر است. تیپ های شخصیتی خودشیفته، دو قطبی، مرزی و به ویژه شخصیت نمایشی بیشتر از سایر شخصیت ها مستعد انجام روابط فرا زناشویی هستند.

    دلایلی که منجر به خیانت مردان می شود :

    • شروع رابطه اشتباه
    • نبودن جاذبه عاطفی متقابل
    • وقت نگذاشتن برای یکدیگر
    • انتقام جویی
    • رویا پردازی
    • مغایرت احساسی و سبک زندگی
    • پیدا کردن اعتماد به نفس
    • ازدواج اجباری و بدون وجود علاقه
    • مشکلات روحی و روانی و همچنین اختلالات شخصیتی نظیر تنوع طلبی و …
    • فرهنگ غلط و تربیت نادرست خانوادگی
    • نداشتن رابطه عاشقانه

    طلاق عاطفی و خیانت چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟

    طلاق عاطفی در میان زوجین تا حدودی شایع شده است. نباید این نکته را فراموش کرد که طلاق عاطفی جایی ثبت نمی شود و گاها حتی نزدیک ترین افراد به زوجین ممکن است متوجه آن نشوند. طلاق عاطفی در واقع بی تفاوتی و بی احساسی نسبت به یکدیگر است. لازم است هر انسانی با مهارت های زندگی آشنا باشد تا خود را در مقابل بسیاری از مشکلاتی که در زندگی زناشویی پیش می آید، واکسینه کند. زمانی که طلاق عاطفی بین زوجین اتفاق میفتد، رشته های ارتباط عاطفی بین آن ها گسسته می شود. در واقع تنها چیزی که آن ها را بهم وصل می کند نام آن ها در شناسنامه یکدیگر است. از این جهت ممکن است زوجین گمان کنند تعهدی نسبت به یکدیگر ندارند. حس عدم تعهد ممکن است منجر به ایجاد رابطه ای جدید و خارج از چهارچوب ازدواج شود در واقع در این شرایط جرقه خیانت زده می شود.

    از خواسته های اولیه ای که زوجین از یکدیگر دارند رابطه ای بدون خیانت است. زمانی که یکی از زوجین خیانت می کند شرایط پیچیده می شود. و خروج از طلاق عاطفی دشوار تر خواهد شد.

    شما میتوانید با استفاده از دوره روانشناسی طلاق عاطفی به بهبود روابط بین خود و شوهرتان کمک شایانی کنید.

    راه های پیشگیری از خیانت مردان :

    در ابتدا خودتان را دوست داشته باشید :

    اگر شما خودتان را دوست نداشته باشید، هیچ کس دیگری این کار را برای شما نخواهد کرد. (مانند یک فرد وابسته که اگر یک روز از شریک زندگی خود محبت نبیند و افسرده می‌شود، نباشید) همیشه در رابطه تعادل حرف اول را می‌زند. قرار نیست چون شما فرد مقابل خود را دوست دارید، انقدر فداکاری کنید و تا حدی به او وابسته شوید که خودتان آسیب ببینید.

    برای اینکه خودتان را دوست داشته باشید و بتوانید عزت نفس خود را تقویت کنید ، استفاده از دوره روانشناسی عزت نفس را به شما توصیه میکنیم.

    خط قرمز های رابطه تان را مشخص کنید :

    بهتر است این کار را در همان ابتدای رابطه انجام دهید، با همسر خود به صورت روشن و واضح صحبت کرده و بگویید که انتظار دارید شریکتان چه حد و مرزی با جنس مخالف داشته باشد؟! با او به تفاهم برسید ولی این کار را به صورت دستوری و اجباری انجام ندهید که زمینه دروغ گفتن همسرتان را فراهم می‌کنید.

    پیشگیری از خیانت مردان

    شوهر خود را درک کنید :

    همسرتان حتما تفکرات مخفی و احساسات پنهان فراوانی دارد که هیچ کس از آنها باخبر نیست و کسی درباره آنها چیزی نمی داند. شما سعی کنید صداقت را با محبت و بدون هیچ قضاوتی تبلیغ و ترویج کنید و چیزهایی را سعی کنید بدانید که حتی مادر و نزدیک ترین دوستان او هم نمی دانند. از این اطلاعات برای نزدیک شدن به او استفاده کنید تا این نزدیکی و صمیمیت مانع خیانت او به شما شود.

    فعالیتی مشترک با شوهرتان انجام دهید :

    برای پیشگیری از خیانت شریک زندگیتان ، باهم کار مشترکی انجام بدهید که شما را به چالش بکشد و رشد دهد. اگر دست ‌روی ‌دست بگذارید و رابطه خود را به امان خدا بسپارید کافی نیست. باهم کتاب بخوانید، فیلم ببینید، در سمیناری شرکت کنید یا با انتخاب یک کلاس روان ‌شناسی برای ارتقای رابطه، همیشه در حال تلاش برای پیشرفت و بهبود رابطه تان باشید.

    حضور خود را اثبات کنید :

    همه آدم ها در زندگی به دنبال تامین نیازهای خود هستند و اگر در زندگی زناشویی تان نتوانید نیازهای عاطفی، جسمانی و معنوی شوهرتان را به خوبی برآورده سازید ، به دنبال فرد دیگری برای رفع این نیازها می گردد و دیگران پایه ای برای آغاز یک پیوند عاطفی می شوند. بنابراین اگر در زندگی زناشویی تان کسی باشید که همسرتان به شما مراجعه می کند و آنقدر خوب باشید (البته در اینجا خوب بودن به معنی بهترین خودتان بودن است، فردی که عزت نفس و اعتماد به نفس مناسبی دارد و برای داشتن رابطه ای سالم و جذاب تلاش میکند) که کسی نتواند با شما برابری کند همسرتان به دلیل ویژگی های برتری که شما دارید ، نمی تواند کسی را جایگزین شما کند و درنتیجه خیانت هم نمی کند.

    از نق زدن و سرزنش کردن مداوم شوهرتان دست بردارید :

    اگر میخواهید شوهرتان را حفظ کنید، سخت نگیرید. چنانچه عاشق همسرتان هستید، به او فرصت بدهید. او یک مرد عاقل و بالغ است و اگر وقتش را داشته باشد، حتما به شما زنگ میزند. غر زدن مانند آبی است که روی شعله عشق و محبت بین زن و شوهر ریخته میشود.

    با اهمیت ترین نیازهای عاطفی شوهرتان را شناسایی کنید :

    شناخت این نیازها به شما کمک می کند که بدانید دقیقا باید برای کدام بخش از نیازهای همسرتان زمان بگذارید تا شوهرتان انگیزه برای خیانت پیدا نکند. (اشتباهی که بعضی خانم ها در این مرحله ممکن است مرتکب شوند این است که تصور می کنند هر آن چیزی که آنها را خوشحال می کند ممکن است همسرشان را نیز خوشحال کند در حالی که این گونه نیست) بنابراین اگر در شناخت نیازهای مهم همسرتان دچار مشکل شده اید می توانید از خود او نیز بپرسید.

    به جای حسادت کردن ، بهتر عمل کنید :

    حسادت حسی طبیعی است، اما تلاش کنید که توجه همسرتان را بیشتر به استعداد‌ها و توانایی‌ های خود جلب کنید. به شوهرتان چیزی بیشتر از یک دلیل، برای دوست داشتن و ارزش گذاشتن به خود بدهید. شما نمی ‌توانید همسر خود را با تهدید و ترس در کنار خود حفظ کنید و تنها دلایل مثبت برای باهم بودن مانند چسب عمل می‌کند تا شما را از ورود فرد دیگری در صحنه زندگیتان محافظت کند.

    نتیجه گیری :

    در این مقاله سعی کرده ایم تا با ارائه راه ها و روش های به نسبت ساده ، بتوانیم درخصوص پیشگیری از خیانت همسرتان به شما کمکی کرده باشیم. باید بدانید که با خواندن یک مقاله نمیتوان زندگی زناشویی را به طور دائم و کامل حفظ کرد بلکه شما در کنار مطالعاتی که دارید، بهتر است از دوره های روانشناسی مرتبط و یا از مشاوره های روانشناسی حضوری استفاده نمایید تا بتوانید یک رابطه سالم درعین حال جذابی را برای خود و همسرتان بسازید.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:19 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    نشانه های طلاق عاطفی و هرآنچه که باید از آن بدانید!

     

    طلاق عاطفی زمانی اتفاق می افتد که زن و شوهر در کنار هم به بی توجهی زندگی می کنند ولی تقاضای جدایی رسمی نمی کنند. داشتن اولاد یا چشمانداز منفی اجتماع به طلاق می تواند دلیل عدم طلاق قانونی باشد. برخی از افراد تصور می کنند بعد از ازدواج باید به همه چیزهایی که در رویا و خیالشان دارند، برسند لذا این تصور اشتباه بوده و مبنایی برای ایجاد شکاف در زندگی مشترک می شود.

    طلاق عاطفی در میان زوجین تا حدودی شایع است. نباید این نکته را فراموش کرد که طلاق عاطفی جایی ثبت نمی شود و گاها حتی نزدیک ترین افراد به زوجین ممکن است متوجه آن نشوند. طلاق عاطفی در واقع بی تفاوتی و بی احساسی نسبت به یکدیگر است. لازم است هر انسانی با مهارت های زندگی آشنا باشد تا خود را درمقابل بسیاری از مشکلات واکسینه کند. برای شرکت در دوره های مهارت های زندگی به صورت غیر حضوری کافیست بر روی لینک کلیک کنید.

    طلاق عاطفی یک واکنش و مکانیسم روانشناسی است که برخی از همسران بعد از احساس عدم موفقیت در ازدواج خود و مورد تهدید جسمی یا روحی قرار گرفتن از طرف همسر خود بروز می دهند. وقتی شما از همسر خود طلاق عاطفی می گیرید، در واقع شما احساسات و عواطف خود را از او دریغ می کنید.

    برای برخی از زوجین، طلاق عاطفی معمولا قبل از اقدام به طلاق اتفاق می افتد. در برخی از زوجین نیز ممکن است تا بعد از تقاضای طلاق این احساس دریغ عاطفی اتفاق نیفتد. بنابر آمار منتشره از مراکز مشاوره خانواده و طلاق، اکثر طلاق ها یک طرفه می باشند به این معنی که یا طلاق از طرف مرد اتفاق می افتد و یا از طرف زن و به ندرت دیده می شود زن و مرد برای تصمیم به طلاق توافقی مشترک داشته باشند.

    نشانه های طلاق عاطفی

    ریشه طلاق عاطفی در چیست؟

    طلاق عاطفی معمولا از شکایت و گله گذاری زوج ها نسبت به هم شروع می شود، انتظاراتی که به زبان آورده می شود ولی تحقق نمی یابد. در واقع طرفین این رابطه به نیازها و خواسته های دیگری اهمیت نمی دهند طوری که انگار زن و شوهر یکدیگر را می بینند ولی صدای هم را نمی شوند و به وجود یکدیگر تنها عادت کرده اند.

    عدم آموزش مهارت های زندگی به جوانان را به عنوان مهم ترین ریشه فاصله عاطفی بین زن و شوهر میتوان دانست. برخی از افراد نمی  توانند در کنار هم زندگی کنند و لذا طلاق رسمی یا عاطفی صورت می گیرد. در واقع برخی از زوجین زیر یک سقف زندگی می کنند، اما هیچ احساس و جذبه  ای برای یکدیگر ندارند. زن و شوهری که دچار طلاق عاطفی هستند به اوج بی تفاوتی نسبت به هم می رسند و بی  تفاوتی آخرین مرحله بی  احساس بودن انسان است.

    نشانه های طلاق عاطفی را بشناسید :

    فرار کردن از خانه

    نشانه بارز طلاق عاطفی، نبود روابط کلامی و عاطفی بین زوجین و فرار کردن از خانه و از یکدیگر است و ممکن است در مراحل پایانی رابطه اتفاق بیفتد.

    نداشتن رابطه جنسی و جسمی

    کناره ‌گیری جسمی، نداشتن روابط جسمی، کلامی و جنسی ارضاء کننده و نوازشگر از نشانه ‌های روشن طلاق عاطفی است. این مسئله معمولا وفاداری زوجین را تحت تأثیر قرار داده و ممکن است آنها را به سمت روابط خارج از ازدواج یا همان خیانت سوق دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر درخصوص راه های پیشگیری از خیانت همسر کافیست برروی لینک کلیک کنید.

    از بین رفتن حس اعتماد

    زمانی که زوجین از یکدیگر دور می شوند برای یکدیگر غریبه می شوند. شما تصور کنید که با کسی زندگی می کنید که کاملا برای شما غریبه است. اولین نکته ای که در ذهن برای فرد غریبه ایجاد می شود مسئله بی اعتمادی است. زوجین زمانی که برای یکدیگر غریبه می شوند نسبت به هم بی اعتماد می شوند.

    زمانی که در زندگی شرایط پیچیده می شود و هر یک از زوجین نیاز به حمایت و دلگرمی دارند و شاهد سردی و عدم حمایت همسر خود هستند این احساس بی اعتمادی تشدید می شود. در این حالت افراد مدام نسبت به یکدیگر دچار سو تفاهم شده و این سردیِ در رابطه را تشدید می کند.

    از بین رفتن هیجان در زندگی

    خالی شدن زندگی از هیجان، از دیگر نشانه ‌های طلاق عاطفی است. هرچقدر هم که زوجین تعداد سال‌ های زندگی مشترکشان بالا باشد، اما باز هم در صورتی که زندگی موفقی داشته باشند، شور و هیجاناتی برایشان وجود دارد. خرید یک هدیه، رفتن به سفر، اتفاقات زندگی فرزندان و… می‌تواند شور و هیجان را به زندگی تزریق کند. اما زوجینی که دچار طلاق عاطفی‌ اند، زندگی شان از هرگونه شور و هیجانی خالی شده است. همه چیز روی خط سکوت، بی‌تفاوتی و غفلت پیش می‌رود.

    کم شدن فعالیت های مشترک

    یکی از علائم شاخص در طلاق عاطفی این است که آرامش بیشتر را در تنهایی می دانند. کارها و تفریحات مشترک به مرور کمتر می شود و هرکس برنامه خود را مانند افراد مجرد پیش می برد و تنهای تبدیل به عادت روزانه می شود.

    عدم تمایل به گفتگو و حل مشکلات

    عدم تمایل به بحث و گفتگو در مورد مشکلات، بی‌توجهی، سردی و انکار مسئله در برابر اعتراض طرف مقابل نیز یکی دیگر از نشانه های طلاق عاطفی است.

    نشانه های طلاق عاطفی

    راه های کلی برای پیشگیری از طلاق عاطفی :

    • برداشت  های منفی از یکدیگر را کنار بگذارید و درک متقابل داشته باشید
    •  پیش از بیان دلخوری به همسر، اول کل جریان را روی کاغذ بنویسید. زیرا نوشتن، هم سبب آسودگی شما می شود، هم سهم خودتان از دلخوری آشکار می شود.
    • برای همسر خود وقت صرف کنید که این موضوع قبل از تماس فیزیکی اهمیت دارد
    • محبت کنید
    • به همسر خود احترام بگذارید
    • به اشتباهات خود اشاره کنید و از همسرتان عذرخواهی نمایید
    • به جنبه  های مثبت زندگی توجه کنید
    • از کلمات تایید آمیز استفاده کنید

    نتیجه گیری :

    برخی از افراد با طلاق قانونی از هم جدا می‌شوند و بسیاری هم با طلاق عاطفی دل ‌هایشان را از هم جدا می‌کنند. فردی که در رابطه خود وارد مرحله طلاق عاطفی شده است، تنهایی را تجربه می‌کند و نداشتن رضایت از زندگی زناشویی، فشار روحی بیشتری را به او وارد می‌کند که این موضوع ناشی از ناآگاهی درخصوص مهارت‌ های ارتباطی است

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:17 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چرا همسرم سرد شده – علت سرد شدن در رابطه

     

    چرا همسرم نسبت به من سرد شده ! این عبارت را بارها و بارها از زبان زوج‌ هایی می‌شویم که روزی خوشبخت ‌ترین و با حرارت‌ ترین همسران دنیا بودند! اما حالا بعد از گذشت چندین سال از ازدواج‌ شان به جز ناامیدی موضوع دیگری از ذهن‌ شان نمی ‌گذرد چرا که احساس می‌کنند همسرشان دیگر آن شور و شوق قبلی را در روابط زناشویی ندارد.

    علت های سرد شدن فردی از همسرش میتواند دلایل متعددی داشته باشد و نا آگاهی همسران در این زمینه می‌تواند زندگی مشترک زوجین را به خطر بیاندازد. برخی از همسران سکوت میکنند و در مقابل سرد شدن همسرشان هیچ اقدامی نمی‌کنند. برخی دیگر هم به دنبال علت و راهی برای حل مشکل می‌گردند و اما دسته سوم، کسانی هستند که می‌خواهند از این رخداد پیشگیری کنند.

    سرد شدن رابطه زوجین در هر مرحله ای از ازدواج ممکن است پیش بیاید بنابراین زوجین برای جلوگیری از سرد شدن رابطه عاشقانه، بهتر است علت سرد شدن رابطه و تغییر رفتارهای همسر را یافته و در این راستا قدمی بردارند.

    چرا همسرم سرد شده

    چرا همسرم سرد شده

    چرا همسرم سرد شده (علت سرد شدن رابطه زناشویی بین همسران) :

    ازدواج هایی که بدون شناخت درست ، داشتن معیارهای اصولی و بلوغ فکری کافی انجام شود ممکن است بعد از مدتی منجر به بروز بی میلی و سردی میان زن و شوهر بشود. البته برخی افراد در ابتدا چندان بی میلی نشان نمی دهند. بلکه با بالا رفتن سن و بروز برخی اصطکاک های معمول بین زوجین این بی میلی به طور جدی خود را نشان می دهد و حتی ابراز می شود که پایین ترین سطح آن بی توجهی و بی اعتنایی است و بالاترین آن تهدید به طلاق و در برخی موارد اقدام به آن است. از دیگر دلایل سرد شدن رابطه میتوان به ازدواج از سر نا آگاهی و بی تجربگی و ازدواج از سر ترحم به طرف مقابل اشاره کرد.

    اگر زن و شوهری که هر دو شاغل هستند پس از بازگشت از محل کار به جای اینکه با همسر خود صحبت کنند، سرشان را با تلویزیون و یا گوشی و یا حتی بازی های کامپیوتری گرم کنند، بی شک ارتباط شان بسیار سرد می شود و این سردی بین روابط می تواند سبب احساس تنهایی و انزوا در خانه و به دنبال آن جدایی گردد. احساس تنهایی و انزوا سبب بروز رفتار های پرخاشگرانه و ناخوشایند و درگیری ها و هتک حرمت طرفین نسبت به هم می شود. برای جلوگیری از بروز خشم و پرخاشگری، استفاده از دوره روانشناسی شیوه برخورد با افراد پرخاشگر را توصیه میکنیم کافیست برروی لینک کلیک کنید.

    یکی دیگر از دلایل سرد شدن روابط زناشویی در این روزها که تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده است ، کمال گرایی و القای آن در شبکه های مجازی و ماهواره است که حتی در مواردی منجر به جراحی های زیبایی می شود. چطور کمال گرایی بر رابطه اثر سوء می گذارد ؟ با مقایسه ویژگی ها،‌ شرایط و امکانات خود با دیگر زوج ها که منجر به ایجاد تنش و مشاجره بین زن و شوهر می شود و این تنش و مشاجرات حاصل از مقایسه باعث می شود که به مرور زن و شوهر از هم دور شوند.

    از دیگر دلایل سرد شدن همسر در رابطه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

    • داشتن ویژگی های اخلاقی نامطلوب در زوجین
    • خشونت یکی از زوجین
    • دخالت های بی مورد دیگران در زندگی مشترک
    • بیکاری یا از دست دادن موقعیت شغلی
    • به خطر افتادن وضعیت اقتصادی خانواده
    • ضعف مهارت های ارتباطی کلامی و غیر کلامی در همسران

    شما میتوانید برای تقویت مهارت گفتگو با همسر و ایجاد ارتباط موثر با آن از دوره روانشناسی اصول گفتگو استفاده نمایید.

    نشانه های سرد شدن همسر در رابطه :

    فاصله گرفتن

    در رابطه ای که رو به سردی می رود یکی از زوجین تمایلی به برقراری ارتباط با زوج دیگر ندارد و نمی خواهد وقت خود را با شریک زندگیش بگذراند و بدون او احساس می کند زندگی بهتری دارد.

    پرداختن به ایرادهای همسر

    در ابتدای زندگی مشترک همسران برای یکدیگر جذاب هستند زیرا آنها توجهی به عیوب یکدیگر نمی کنند و فقط حسن های طرف مقابل را می بینند. با سرد شدن رابطه حس نفرتی در فردی که سرد شده به وجود می آید و همسری که سرد شده تنها به عیب طرف مقابل خود توجه کرده و سعی در تغییر او دارد.

    گذراندن اوقات بیشتر با دوستان

    یکی از نشانه های سرد شدن رابطه عاشقانه این است که همسر علاقه زیادی به گذراندن وقت کنار خانواده ندارد و بدون خانواده به او بیشتر خوش می گذرد. او تمایل دارد تمام وقت فراغت خود را کنار دوستانش بگذراند.

    سکوت کردن به جای حرف زدن

    یکی دیگر از نشانه های سرد شدن همسر در رابطه این است که دیگر مثل قبل صحبت نمی کند و در صورت با هم بودن حرفی برای گفتن ندارد و ترجیح می دهد سکوت کند.

    خسته شدن از مصاحبت با همسر

    یکی دیگر از نشانه های سردی در رابطه ، تکراری و خسته کننده بودن صحبت های همسر می باشد و فردی که سرد شده به جای صحبت کردن، سکوت میکند.

    نداشتن رابطه جنسی

    قطعا سرد شدن در رابطه با هر علتی که همراه باشد در روابط خصوصی زن و مرد تاثیر گذار خواهد بود.

    دعوا و بحث در حد استاندارد خوب است

    یکی از نشانه های مهم سرد شدن رابطه دعواهای زیاد و مکرر، حتی سر مسائل بسیار کوچک، است. البته دعوا و بحث برای زندگی مشترک خوب است اگر در حد استاندارد باشد و زوج ها بلد باشند بعد از بحث و دعوا حال همدیگر را خوب کنند. اگر رابطه سالم باشد و دو طرف مدیریت هیجانات و احساساتشان را یاد گرفته باشند، خیلی زود می توانند بحث و دعوا را خاتمه دهند. نکته هم این است که بعد از مدتی به دلیل سردی رابطه ای بین زوج ها نیست که باعث دعوا شود و انها فقط سکوت می کنند. اینکه حرفی برای گفتن میان زوج ها نباشد و حتی حرفی برای اختلاف نباشد خبر از اتفاقات بد می دهد.

    همسری که سرد شده باشد : در دوست داشتن و علاقه شک دارد و مدام از خود میپرسد  آیا من واقعا عاشقش بودم ؟ برایش هدیه نمیخرد. دیگر گل نمی اورد و مدام کارهایش را توجیه میکند. توجیهات سطحی . او حتی تلاش نمیکند توجیهاتش به واقعیت نزدیک باشند . ارتباط آنها با یکدیگر سرد و بی روح شده است. در اینگونه روابط ممکن است یکی از آن دو چشمانش گریان و دیگری عصبی و فراری باشد.

    سردی در رابطه چگونه به منجر به طلاق عاطفی می شود ؟

    افراد از لحاظ روحی و جسمی از یکدیگر فاصله می گیرند و مرزهایی را برای همدیگر مشخص کرده اند. هر کدام در خلوت و افکار خود دیگری را متهم می کنند و دنبال مقصر هستند، درک نکردن صحیح رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و عاقبت بی علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی خود، دست به دست هم می دهد تا یک طلاق عاطفی را در زندگی زوج ها به وجود بیاورد.

    اگر زنان با سردی رابطه جنسی همسرشان مواجه شدند چه کنند؟

    تعداد زنانی که از سردی همسرشان در روابط زناشویی رنج می‌برند کم نیست که بسیاری از آنها در این رابطه سکوت می‌کنند و به خراب شدن زندگی‌شان نگاه می‌کنند. در این مواقع اول بهتر است دلیل سرد مزاجی مرد را به کمک یک متخصص شناخت. مشکلات مختلفی از جمله سن، عوارض دارو، وجود مشکل و بیماری در ناحیه تناسلی، افسردگی، استرس و وجود مشکلات در روابط عاطفی از جمله علل‌های شایع هستند که برای برطرف کردن هرکدام نیاز به مراجعه به متخصص در همان زمینه است.

    شما میتوانید برای جذاب کردن رابطه زناشویی تان، کارهای هیجان انگیز انجام دهید. برای معاشقه دنبال برنامه ریزی قبلی نباشید، جذابیت‌ های ظاهری خود را بیشتر به نمایش بگذارید، رابطه جنسی را برای او بیشتر جذاب کنید و همواره از عادت قبلی خود پیروی نکنید.

    اگر مردان با سردی رابطه جنسی همسرشان مواجه شدند چه کنند؟

    سردی زنان در رابطه جنسی می تواند دلایلی چون رفتار‌های نامناسب مردان در رابطه، عوامل فیزیولوژیکی، نگرش منفی نسبت به مسائل جنسی، اعتماد به نفس پایین، نداشتن رابطه صمیمانه، وجود مشکل در رابطه و مشکلات جنسی مردان داشته باشد.

    مدت زمان کافی که زنان برای عکس العمل جنسی لازم دارند، طولانی ‌تر از مردان است. زیرا هم، زمان بیشتری نیاز دارد تا تحریک شود و هم، زمان بیشتری طول می‌کشد تا به اوج لذت برسند. توجه داشته باشید که در هنگام رابطه جنسی یک محیط کاملا آرام را انتخاب کنید که در آن استرس و اضطراب نداشته باشید. بدانید که برای زمینه سازی شروع رابطه جنسی بیشتر افراد از تماس فیزیکی و لمس استفاده می کنند. پس تماس فیزیکی یک ارتباط جنسی محسوب می شود و نداشتن آن به مرور ممکن است باعث سرد شدن روابط جنسی شود. و اگر به هر دلیلی نتوانستید مشکلتان را حل کنید حتما از یک متخصص مشورت بگیرید یا از دوره های آموزشی روانشناسی استفاده نمایید.

    برای پیشگیری از سرد شدن همسر چه کنیم؟

    بهترین راه پیشگیری از ایجاد سردی در رابطه، انتخاب درست شریک زندگی در ازدواج است، زیرا ازدواج ‌های احساسی و بدون پشتوانه عقلی می تواند مقدمه‌ ای برای ایجاد طلاق هستند. در نتیجه باید گام اول را برای انتخاب شریک زندگی در هر ازدواج محکم برداشت. به همین دلیل بهتر است از مشاوره‌ های خوب قبل از ازدواج بهره برد و از دوستان خوش فکر، اساتید و کلیه اشخاصی که از لحاظ صداقت، درایت، مورد تایید هستند، مشورت بگیریم و احساسی نباید تصمیم گرفت، زیرا تصمیم باید پشتوانه فکری و عقلی داشته باشد. استفاده از دوره روانشناسی شناخت قبل از ازدواج و دوره طلاق عاطفی را به شما توصیه میکنیم.

     دست از تلاش برای تغییر دادن یکدیگر بردارید، اولویت ‌های خودتان را تغییر دهید، در دعوا دنبال مقصر نگردید و هر کدام در حل مسئله خود را سهیم بدانید، انعطاف پذیر و واقع گر باشید و در نهایت اعتقادتان بر این باشد که از طبیعت درس بگیرید، در مقابل همسرتان سریع واکنش نشان ندهید.

    به‌نظر می‌رسد ریشه بسیاری از سرد شدن ها در رابطه زناشویی از نداشتن مهارت ارتباطی میان زن و شوهر است

    افرادی رشد نیافته هستند که برای شناخت خودشان، آن هم به ‌صورت جدی، هیچ زمانی را صرف نکرده‌ اند و آن ‌گاه می‌خواهند با کوله‌ باری از تصورات واهی راجع به‌ خودشان و بالطبع راجع به آدم‌ها و دنیای اطرافشان تصمیم بگیرند. چنین افرادی، در زندگی مشترک، مثلا از طرف مقابلشان توجه می‌خواهند اما با قهرکردن آن را طلب می‌کنند، با سکوت فریادش می‌زنند، گاهی با کوبیدن در می‌خواهند به طرف مقابلشان بفهمانند که چه می‌خواهند، گاهی هم با داد و بیداد و دعوا. مهارت گفت‌و‌گو کردن، دعوا کردن و به ‌طورکلی مهارت ابراز احساسات از مهارت ‌هایی است که کمتر از آنها برخورداریم.

    دوره های غیر حضوری روانشناسی زیر به شما در رشد فردی و ایجاد رابطه سالم زناشویی تان کمک خواهد کرد :

    دوره شخصیت سالم 

    دوره اصول تغییر 

    دوره عزت نفس

    دوره حل اختلافات زناشویی

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چگونه زن جذابی باشیم ؟ راهکارهایی برای افزایش جذابیت زنانه

     

    شاید همه ما تا به حال به این فکر کرده باشیم که چگونه زن جذابی باشیم ؟! بهتر است بدانید جذابیت در نگاه جنس مخالف صرفا داشتن ظاهری زیبا نیست. افراد جذاب کشش قوی و خاصی دارند. البته ممکن است جذب ظاهر زیبای فردی هم بشویم، اما عموما اعتماد به نفس، شور و شوق و شخصیت دیگران است که ما را جذب می‌کند.

    جذابیت یک زن چیزی فراتر از چهره زیبا و اندامی بدون نقص است. زنان زیبای بسیاری وجود دارند که به هیچ وجه جذاب و تو دل برو نیستند و از طرفی زنان با چهره و اندام معمولی نیز وجود دارند که از نظر دیگران بسیار خاص و دوست داشتنی هستند. این موضوع به این دلیل است که جذاب بودن یک مهارت است نه یک ویژگی ذاتی

    چگونه زن جذابی باشیم

    تفاوت زیبایی با جذابیت چیست؟

    جذابیت ظاهری افراد خیلی زود فروکش می‌کند، به طوری که فرد زیبا، همچون وسیله ‌ای به نظر می‌آید که قرار است ژن ‌های شما را به نسل بعد منتقل کند. چیزهایی که باعث جذابیت ظاهری زنان می‌شود عبارتند از: ‌جوانی، نسبت عرض کمر به لگن، پوست سالم، لب برجسته و دندان ‌های سفید، چشمان بزرگ، چانه‌ کوچک و موهای براق است. این معیارها در مردان شامل بلندی قد، شفافیت چشم و پوست، حجم عضلات و تن صدا، دندان‌های خوب و دیگر علایم سلامتی است. همه این‌ها را به احساس سلامتی، سرزندگی و پیشینه ژنتیکی خوب اضافه کنید.

    در هر دو جنس، تناسب فیزیکی بسیار جذاب است. با این وجود برخی ممکن است بسیار عالی به نظر برسند و تمام ویژگی‌ های ظاهری را داشته باشند، اما حسی بسیار سرد و بی‌روح به شما بدهند. افراد جذاب ممکن است زیبا به نظر نرسند اما افسون خاصی دارند. در ادامه مقاله چگونه زن جذابی باشیم ؟ راهکارهایی برای افزایش جذابیت زنانه با ما همراه باشید تا با به کار بردن راهکارهای ساده ارائه شده در این مقاله، بتوانید در افزایش جذابیت خود گامی موثر بردارید.

    چگونه زن جذابی باشیم ؟

    برای رسیدن به جذابیت اول باید دیگران را دوست داشته باشید

    این درست است که عبوس بودن، سرد و مرموز بودن و کم حرف و بی‌ روح بودن ممکن است بعضی ها را جذب کند، اما بیشتر مردم را جذب نمی‌کند. از نگاه مردم، زنانی جذاب هستند که به نظر می‌رسد دیگران را دوست دارند.

    جرأت متفاوت بودن داشته باشید

    می دانید که هر کدام از ما به نوعی منحصر به فرد هستیم. اگر می‌خواهید جذاب باشید، بر آنچه شما را از دیگران متمایز می‌کند تمرکز کرده و آن را پرورش دهید. مردان، مجذوب زنانی می‌شوند که شبیه دیگر زنانی که تا بحال دیده اند، نباشد. خودتان باشید. اگر با لباسان زرق و برق دار و جذاب راحت نیستید و دوست دارید یک شلوار لی و کتانی بپوشید، به خودتان فشار نیاورید و همین کار را بکنید.

    اگر اسب سواری را به خرید کردن ترجیح می‌دهید، شک نکنید. هیچ نیازی نیست که همرنگ جماعت باشید. کمبودهای خودتان را بشناسید و سعی در بهبود آنها داشته باشید. نقاط قوتتان را برجسته کنید و به خود واقعی‌تان اجازه درخشیدن بدهید. ظاهرسازی هیچوقت شما را جذاب نخواهد نمود.

    شوخ طبع باشید اما به اندازه

    اگر در زمان صحبت کردنتان اشتباهی کردید لازم نیست خجالت بکشید و تمام تمرکز خود را از دست بدهید. می توانید به آسانی به اشتباه خود بخندید و موجب بهبود روحیه خود و طرف مقابلتان شوید. البته لازم است بدانید که این رفتار باید به اندازه باشد. شوخی کردن و استفاده از لطایف خوب است اما اگر بیش از حد باشد یا در جمع هایی باشد که شایسته نیست می تواند احساس نا خوشایندی به طرف مقابلتان بدهد‌.

    مهربان باشید

    زن خشن و ناملایم به جای جذاب دیده شدن، درنظر افرادی که وی را میبینند بازتابی زشت خواهد داشت. سعی کنید با همه خوب و مهربان باشید، البته آمادگی دفاع کردن از خود در برابر رفتارهای گستاخانه را نیز داشته باشید همچنین اگر شخصی را متفاوت می یابید سعی نکنید به او بفهمانید که شما از او بهتر هستید.

    مثبت اندیش باشید

    یکی دیگر از راه های جذاب بودن، مثبت اندیش بودن است. مثبت فکر کردن نه تنها می تواند موجب آرامش روحی خود شما شود بلکه احساس خوبی را به طرف مقابلتان می دهد. نا ملایمتی ها را به روی خود نیاورید. فراموش نکنید که همیشه همه چیز ایده آل نیست پس بهتر است نیمه پر لیوان را ببینید تا نه تنها حس خوبی داشته باشید بلکه این حس خوب را به شریک زندگی و سایر اطرافیانتان هم منتقل کنید.

    خودِ خودتان باشید

    مهم نیست که برخی از اخلاق ‎هایتان بد است یا این که از نظر خودتان شخصیت دوست داشتنی ندارید، هر چه هستید، سعی کنید خودتان باشید. مردم شخصیت‌های تکراری را دوست ندارند بلکه جذب افرادی یا شخصیت‌های خاص و منحصر بفرد می‌شوند. شما برای چیزی که اکنون هستید، سال‌ها زمان گذاشته ‎اید، بنابراین خودتان را دوست داشته باشید.

    چگونه زن جذابی باشیم

    هیجانات مثبت از خود بروز دهید

    سرایت هیجانی بازگو کننده اتفاقی است که وقتی مردم به شدت تحت تاثیر روحیه و انرژی دیگران قرار می‌گیرند، رخ می‌دهد. انسان‌ها می‌توانند هیجانات و احساسات اطرافیانشان را ناخودآگاه حس کنند. این پدیده احتمالا به این دلیل رخ می‌دهد که ما حرکات و حالات صورت اطرافیان‌مان را به طور طبیعی تقلید می‌کنیم و در نتیجه احساسی مشابه احساس آنها پیدا می‌کنیم. اگر می‌خواهید دیگران وقتی در کنارتان هستند، شاد باشند، تلاش کنید تا احساسات مثبت را منتقل کنید.

    به دیگران لبخند بزنید

    در کنار خندیدن ، لبخند زدن یکی از ساده ترین راه های تابش جذابیت است. وقتی لبخند می زنید با همه اطرافتان ارتباط برقرار می کنید. آیا می دانید موفق ترین افراد، بیشتر لبخند می زنند؟ درسته. به علاوه ، لبخند مسری است و لبخند شما به لبخند زدن دیگران کمک می کند. صورت ‌های خندان جذاب‌تر هستند و لبخند زدن هنگامی که به چشم‌ های دیگران مستقیم نگاه می‌کنید، شما را حتی جذاب‌تر می‌کند. لبخند زدن پیام‌هایی را مانند: «من دوست‌‌داشتنی هستم. من اعتماد به نفس بالایی دارم، خوش‌بین و باانرژی هستم» ارسال می‌کند.

    احساس جذابیت کنید

    یکی دیگر از راه های رسیدن به سوال چگونه زن جذابی باشیم ؟؟؟ این است که جذاب بودن خود را قبول داشته باشید چرا که هرکدام از ما زیبایی طبیعی خاص خود را داریم. وقتی صمیمانه باور کنید فردی جذاب هستید ، اطرافیان شما نیز همین فکر را خواهند کرد.

    نتیجه گیری :

    در این مقاله،‌ با ویژگی‌هایی که زنان را جذاب تر می کند آشنا شدید و مواردی که می تواند جذابیت درونی و شخصیتی را در شما تقویت کند را شناختید. اگر مایلید به طور عمیق تری روی خودتان و شخصیت تان کار کنید تا نه تنها در روابط جذاب تر ظاهر شوید، بلکه با کنترل و اثرگذاری بیشتری با دیگران ارتباط برقرار کنید،‌ میتوانید از نکات و راهکارهای ارائه شده در دوره های عزت نفس، هوش هیجانی در جهت خودسازی و توسعه فردی استفاده کنید.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 16:7 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    ۱۰ نکته برای کاهش ویار و استفراغ شدید در بارداری

    نکاتی برای کاهش ویار در بارداری

     

    معمولا تهوع صبحگاهی به عنوان یکی از اولین علائم بارداری شناخته می شود. این وضعیت یکی از شکایات های شایع زنان در اوایل دوره بارداری است که معمولا با گذشت سه ماه اول برطرف می شود. این حالت تهوع و استفراغ شدید ممکن است برای بسیاری از زنان آزار دهنده باشد. بیش از نیمی از زنان باردار حالت تهوع را تجربه می کنند. در این مقاله به تهوع صبحگاهی و راه های رفع آن پرداخته می شود. برای دسترسی به قسمت های مختلف مقاله می توانید از فهرست زیر استفاده نمایید.

     

    تهوع صبحگاهی چیست؟

    بیش از نیمی از زنان باردار حالت تهوع و استفراغ صبحگاهی را تجربه می کنند. این عارضه معمولا از هفته ششم بارداری شروع و در هفته دوازدهم از بین می رود. تهوع صبحگاهی علیرغم آزار دهنده بودن، قابل کنترل بوده و معمولاً نشانه بارداری سالم است. براساس تحقیقات، وقوع حالت تهوع و استفراغ در زمان  بارداری یک نشانه‌ ی خوب است که خطر سقط جنین را کاهش می دهد. احساس تهوع فقط به صبح محدود نمی شود، حالت تهوع در بیشتر زنان باردار با گذشت زمان در طول روز کاهش می یابد اما در برخی از افراد ممکن است در تمام طول روز ادامه پیدا کند. این حالت تهوع بجز در موارد شدید که موجب کم آبی و کاهش وزن می شود، نیازی به مراقبت های پزشکی ندارد. با رعایت برخی نکات و استفاده از درمان های خانگی می توان علائم این عارضه را کاهش داد.

    تهوع صبحگاهی

    اگر تهوع صبحگاهی شدید دارید و با کاهش وزن یا آب بدن مواجه شدید، به پزشک مراجعه کنید. پیشنهاد می کنیم در این مورد از تخصص خانم دکتر صفورا فرخی پور، جراح و متخصص زنان، زایمان و نازایی بهره مند شوید. برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت نوبت می توانید با شماره ۲۲۸۵۹۱۰۲ تماس بگیرید.

    چرا تهوع صبحگاهی در زنان باردار اتفاق می افتد؟

    بسیاری از مادران باردار به دنبال علت تهوع صبحگاهی در دوران بارداری خود هستند. معمولا افزایش سطوح استروژن، قند خون پایین و حساسیت به برخی از بوها در طول بارداری باعث بروز حالت تهوع می شود. هنوز علت اصلی این عارضه مشخص نشده است، اما برخی از عوامل مرتبط با آن عبارتند از:

    • تغییر فعالیت گوارشی به دلیل افزایش هورمون هایی مثل استروژن، پروژسترون، گونادتروپین کوریونی انسانی (HCG) و کوله سیستوکینین
    • افت قند خون مادر به دلیل نیاز جنین به دریافت انرژی
    • قوی تر شدن حس بویایی در دوران بارداری که می تواند در افزایش حالت تهوع موثر باشد. احتمال وقوع این حالت در ۳ ماهه‌ ی اول  بارداری بالاست و در اغلب موارد، در ۳ماهه‌ ی دوم از بین می‌ رود یا کاهش می یابد.

    ۱۰ نکته برای رفع تهوع صبحگاهی زنان باردار

    ویار و استفراغ شدید در بیشتر زنان باردار رخ نخواهد داد، اما بسیاری از آنها درگیر حالت ناخوشایند تهوع می شوند. شما با رعایت نکات زیر می توانید علائم ویار صبحگاهی را در دوران بارداری خود کاهش دهید:

    خواب مناسب
    خواب خوب در طول شب بسیار مهم است. چرت زدن در طول روز در بهبود حالت تهوع موثر است، اما نباید بلافاصله بعد از صرف غذا بخوابید زیرا ممکن است دچار حالت تهوع شوید. در زمان استراحت خود به این نکات توجه کنید:

    • در صورت کار در شیفت شب، از چشم بند و یا پرده های ضخیم و تیره برای حداقل کردن نور محیط استفاده کنید.
    • با گذشت زمان، بدن به خاطر بارداری تغییر شکل می دهد و استفاده از بالش بارداری برای محافظت از کمر و شکم مفید است.
    • زود بخوابید و زود بیدار شوید، در این صورت می توانید کمی بیشتر در تخت خواب بمانید.
    • استفاده از قرص‌ های خواب‌ آور (مگر با تجویز پزشک) ممنوع است.

    رعایت نکاتی برای تغذیه مناسب
    برای کاهش تهوع صبحگاهی موارد زیر را در تغذیه خود رعایت کنید:

    • خوردن غذاهای چرب و پر ادویه و کافئین دار باعث تحریک معده و افزایش ترشح اسید معده می شود، مخصوصا با پیشرفت بارداری و افزایش وزن مادر، فشار اضافی به دستگاه گوارش وارد می شود.
    • صرف وعده های غذایی کوچک تر می تواند احتمال استفراغ را کاهش دهد اما نباید معده خود را خالی نگه دارید. خالی ماندن معده در طول روز می تواند احساس تهوع را تشدید کند. زیرا اسید تولید شده در معده خالی بر دیواره داخلی معده اثر می گذارد.

    بیشتر بخوانید: مراقبتهای سه ماهه سوم بارداری

    خالی نماندن معده در طول روز

    • خوردن چوب شور قبل از برخاستن از تخت در صبح در کاهش تهوع موثر است.
    • برای وعده صبحانه می توانید از پوره سیب، گلابی، موز یا هر نوع میوه از خانواده مرکبات استفاده کنید که سریعا احساس گرسنگی را برطرف می کند. پتاسیم موجود در میوه‌ها باعث کاهش و بهبود علائم تهوع صبحگاهی می شود.
    • مصرف کربوهیدرات‌ها نیز موثر است. سیب‌زمینی شیرین، برنج و نان تست خشک را می توان به عنوان گزینه‌های مناسب در نظر گرفت.
    • مصرف میان وعده های سرشار از پروتئین در شب (قبل از خواب) باعث تنظیم سطح قند خون می شود.
    • خوردن غذای سرد (از نظر دمایی) باعث می شود تا بوی کمتری را هنگام خوردن احساس کنید.

    انجام فعالیت های جسمی و ذهنی
    تحقیقات نشان داده اند که فعالیت فیزیکی باعث بهبود علائم تهوع صبحگاهی در زنان باردار می شود. بنابراین خود را با کارهایی مانند خواندن کتاب، انجام پازل، تماشای تلویزیون، کارت بازی یا پیاده روی کوتاه مشغول کنید که باعث آرام سازی ذهن و برطرف شدن احساس تهوع می شوند.

    نوشیدن مایعات به اندازه کافی
    رساندن آب کافی به سلول‌های بدن به ویژه در دوران بارداری بسیار مهم است. ممکن است نوشیدن هشت لیوان آب در روز در هنگامی که حالت تهوع دارید، کار دشواری باشد؛ اما کم آبی بدن می تواند احساس تهوع را تشدید کند. با روش های زیر می توانید مایعات بیشتری بخورید:

    • افزودن سرکه سیب و عسل به آب باعث بهتر شدن طعم و مزه آب می شود.
    • مکیدن قطعات یخ ساخته شده از آب یا آب میوه‌ منجمد نیز یک روش موثر است.

    نوشیدن چای زنجبیل و نعناع
    مدتها است که از زنجبیل برای کمک به هضم و کاهش ناراحتی شکم و درمان تهوع و استفراغ استفاده می شود. می توانید نعناع و زنجبیل را به روش های زیر نیز مصرف کنید:

    • مصرف نوشیدنی ‌های زنجبیلی سرد یا افزودن یک تکه کوچک زنجبیل تازه به آب یا چای
    • مصرف میان وعده هایی مثل نان زنجبیلی یا شیرینی‌ زنجبیلی
    • مصرف چای نعناع نیز برای تسکین ناراحتی های معده

    نوشیدن چای زنجبیل و نعناع

    پوشیدن لباس های گشاد و راحت
    پوشیدن لباس‌ های تنگ یا دست و پا گیر می توانند باعث بدتر شدن حالت تهوع شوند. با پوشیدن لباس های گشاد در دوران بارداری خود می توانید علائم تهوع کمتری را تجربه کنید.

    ویتامین ها و مکمل ها
    مصرف مکمل ها بدون تجویز پزشک ممنوع است. بهتر است قبل از خواب و همراه با میان وعده از ویتامین استفاده کنید. ویتامین B6 ممکن است برای کاهش حالت تهوع موثر باشد. گاهی مصرف مکمل های آهن تجویز شده توسط پزشک ممکن است باعث بروز حالت تهوع شود. در صورت وقوع این حالت، دوز پایین تری از دارو توسط پزشک تجویز می شود. مکمل های آهن را با آب پرتقال یا سایر نوشیدنی های حاوی ویتامین C مصرف کنید تا آهن بیشتری را جذب کنید.

    عدم استفاده از صفحه نمایش کامپیوتر
    چشمک زدن صفحه نمایش معمولا سریع و نامحسوس است اما می تواند باعث تشدید حالت تهوع صبحگاهی شود. در صورتی که استفاده از کامپیوتر اجتناب ناپذیر باشد، بزرگتر یا پر رنگ کردن فونت کلمات و تغییر رنگ پس زمینه به قهوه ای یا صورتی ملایم ممکن است موثر واقع شوند. این کار برای کاهش فشار چشم نیز مفید است.

    اجتناب از محرک های حالت تهوع
    افزایش حساسیت به بو در دوران بارداری با وقوع تهوع صبحگاهی در ارتباط است. استشمام برخی از بوهای قوی باعث تشدید علائم این عارضه می شود، ولی بوهایی نظیر عصاره‌ی لیمو و رزماری ممکن است حتی مفید باشند. بهتر است در دوران بارداری، محرک های حالت تهوع را شناسایی کرده و تا حد ممکن از آنها  اجتناب کنید.

    کنترل رفلاکس اسید معده
    در برخی از موارد، رفلاکس اسید معده نیز ممکن است باعث بروز حالت تهوع و استفراغ شود. برای کنترل رفلاکس اسید معده می توانید به روش های زیر عمل کنید:

    • با مصرف داروهای ضد اسید تجویز شده قبل از خواب می توانید میزان اسید معده و حالت تهوع صبحگاهی را کاهش دهید.
    • پیش از مصرف هر نوع دارو در دوران بارداری با پزشک خود مشورت کنید.
    • روش های درمانی جایگزین مانند طب فشاری نیز ممکن است مفید باشند. وارد کردن فشار بر نقاط خاصی از بدن به کنترل علائم تهوع کمک می کند. در این روش، ممکن است توصیه شود که دستبند مخصوص بیماری حرکت (motion-sickness) را به مچ دست خود ببندید. پالس های الکتریکی بدون دردی که از این دستبند آزاد می شوند، بر اﻋﺼﺎب ﻣﻌﺪه و ﻣﻐﺰ اثر گذاشته و علائم را کاهش می دهند.

    کنترل رفلاکس اسید معده

    رژیم غذایی که به کاهش علائم تهوع صبحگاهی کمک می کند

    مصرف مواد غذایی زیر می تواند به کاهش علائم تهوع صبحگاهی مادران باردار کمک کند:

    • غذاهای سرد
    • میوه ها و سبزیجات تازه
    • غذاهای نرم مانند سوپ داغ
    • چوب شور

    بیشتر بخوانید: نکات تغذیه ای در دوران بارداری

    چوب شور

    • ژله
    • بستنی یخی طعم دار
    • آب نبات های طعم دار با طعم های مختلف مانند نعناع، لیمو،زنجبیل، که برای کاهش حالت تهوع مناسب است.

    چه زمانی برای تهوع صبحگاهی باید به پزشک مراجعه کرد؟

    راهکارهای مختلفی مانند رژیم های غذایی، طب فشاری (ماساژ و فشار دادن نقطه‌ ای بدن) و استراحت برای کنترل تهوع صبحگاهی مفید است. استفاده از دارو تنها در صورت حالت تهوع و استفراغ شدید توصیه می شود. اما استفراغ شدید در دوران بارداری یا ﻫﯿﭙﺮﺍﻣﺰﯾﺲ ﮔﺮﺍوﯾﺪﺍﺭوﻡ می تواند به کم آبی، سوء تغذیه و کاهش وزن منجر شود. از هر ۳۰۰ زن باردار، یک نفر به این عارضه دچار می شود و معمولا تنها در طول ۲۰ هفته‌ ی اول  بارداری رخ می دهد. اگر استفراغ های شدید دارید در صورت مشاهده هر یک از موارد زیر باید به پزشک مراجعه کنید:

    • کاهش وزن بیشتر از یک کیلوگرم
    • استفراغ خونی که بیشتر قرمز یا سیاه به نظر می رسد

    استفراغ خونی در بارداری

    • استفراغ بیشتر از چهار بار در روز
    • عدم توانایی در نگه داشتن مایعات در بدن برای بیشتر از یک روز

    در این وضعیت، مواردی مانند تغییر در رژیم غذایی، استراحت زیاد و استفاده از آنتی اسیدها توسط پزشک در برنامه مراقبتهای دوران بارداری به شما توصیه می شود. در موارد شدید، مایعات و مواد مغذی لازم از طریق ترزیقات درون وریدی به بدن بیمار منتقل می شوند.

     

    اگر ویار صبحگاهی شما با استفراغ های شدید همراه است، پیشنهاد می کنیم از تخصص خانم دکتر صفورا فرخی پور، جراح و متخصص زنان، زایمان و نازایی بهره مند شوید. برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت نوبت می توانید با شماره ۲۲۸۵۹۱۰۲ تماس بگیرید.

    سخن پایانی

    تهوع صبحگاهی نشانه بارداری سالم است که در اغلب مادران باردار اتفاق می افتد. تهوع و استفراغ در صبح بیشتر است ولی ممکن است در طول روز ادامه داشته باشد. برای کاهش علائم ویار صبحگاهی می توانید از رژیم غذایی و نکات گفته شده در این مقاله استفاده کنید. در صورتی که استفراغ شدید دارید و با کاهش وزن مواجه شدید حتما به پزشک مراجعه کنید. شما عزیزان می توانید اطلاعات جامعی در مورد مراقبتهای سه ماهه دوم بارداری را در مقاله مربوطه مطالعه نمایید

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 16:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چرا احساس شکست ‌خورده بودن می‌کنیم؟

     

    “احساس شکست ‌خورده بودن می‌کنم” . تا حالا چند بار این جمله را پیش خودتان تکرار کرده‌اید؟ یا از زبان یکی از نزدیکانتان شنیده‌اید؟ احساس شکست مثل یک زخم همیشه باز است و اگر برایش چاره‌ای نیاندیشیم، کل زندگی ما را در بر می‌گیرد. پیش از این درباره تله بی ارزشی صحبت کردیم. در این مقاله به روانشناسی احساس شکست‌خورده بودن، معنی و مظهر شکست در زندگی مدرن و راه‌هایی که برای مقابله با شکست باید برداریم، می‌پردازیم

    درک روانشناسی شکست

    احساسات کمی به بدی احساس شکست ‌خورده بودن وجود دارند. احساساتی از این دست ممکن است از بیرون ساده و جزیی به نطر برسند ولی برای شخصی که با آن در حال دست و پنجه نرم‌کردن است همچون فاجعه عمل میکنند.

    باری که احساس شکست بر روی دوش فرد می‌گذارد، مربوط به خود شکست نیست، بلکه دیدگاه خود فرد در مورد شکست و اهمیت آن برایش، باعث سنگین‌تر شدن این بار می‌شود. ممکن است در مواقع مشابه با موارد زیر احساس شکست کنید:

    وقتی دست به کاری می‌زنید که همیشه از انجام آن واهمه داشته‌اید یا می‌ترسیدید که نتوانید از پس آن برآیید. درنتیجه می‌ترسید که تصورات شما درست بوده باشد و در کارتان شکست بخورید.

    زمانی‌که توسط فردی که سعی در جلب توجهش داشتید، طرد می‌شوید. این اتفاق به این الگو ذهنی که “همه من را طرد می‌کنند” دامن می‌زند.

    فراموش نکنیم که حس دردناک شکست‌خورده بودن فقط در خلال اتفاقات مهم زندگی رخ نمی‌دهد. بعصی اوقات این حس می‌تواند در قالب اتفاقی مثل فراموش کردن پرداخت قبض یا موعد یک امتحان ساده اتفاق بیفتد.

    افراد دارای الگوی شکست معمولا در مواجه با این مشکلات طوری خودشان را از لحاظ ذهنی مجازات می‌کنند که تناسبی با اتفاق افتاده ندارد. به این که فرد در شرایطی نیست که بصوری منطقی با این درد برخورد کند.

    بنابراین احساس شکست بیشتر به این برمی‌گردد که در درون فرد چه می‌گذرد، تا اینکه اتفاقی که افتاده واقعا چه بوده. حالا چرا شکست انقدر دردناک است؟

    احاساس شکست

    احساس شکست؛ چرخه باطل انتظارات براورده نشده

    عجیب نیست که افسردگی دنیای مدرن، خصوصا قشر جوان آن را دربرگرفته است. یکی از معمول‌ترین دلایل افسردگی احساساتی مثل شکست و بی‌ارزش بودن هستند: نداشتن دستاورد، کمبود معنای شخصی، بی‌انگیزه بود برای شروع هر روز جدید.

    هربار که کاری را انجام می‌دهیم، فرقی ندارد کار بزرگ یا کوچکی باشد، مغزمان به عنوان جایزه هورمونی ترشح می‌کند. هورمون دوپامین که حس خوبی در ما ایجاد می‌‌کند.

    به همین دلیل انجام کارهای مثبت که نتیجه خوبی برای محیط دارد حس خوبی در ما ایجاد می‌کند.

    اما زندگی مدرن تمام این سازوکارها را بهم ریخته‌است. تا زمانی‌که دوستان و پس‌انداز و خانواده‌ای که از ما حمایت کند وجود داشته باشند، می‌توانید تا هفته‌ها بدون اینکه دستاورد خاصی داشته باشید سپری کنید و در کمال خوشحالی زنده بمانید. به بیان ساده،‌ ما به ذهن خود می‌قبولانیم که زندگی مفیدی داریم. در صورتی که عملا اینطور نیست.

    احساس شکست

    چطور بر احساس شکست فائق آییم؟

    برای مقابله با احساس شکست، نباز داریم برخی احساسات بنیادین را در درون خود بازنگری کنیم.

    به معنی که باید دیدگاه خود نسبت به شکست را عوض کرذه، جایگاهمان در محیط اطراف را بشناسیم و به توانایی‌های خود برای رسیدن به اهدافمان ایمان داشته باشیم.

    ۴ نکته برای شروع مقابله با استرس و احساس شکست وجود دارد:

    1. مسئولیت قبول کنید

    حالا که دارای احساسات ناخوشایندی مثل کم ارزشی و شکت‌خورده بودن هستید، بهترین کار این است که مسئولیت احساسات منفی که به خود وارد می‌کنید را به عهده بگیرید.

    مسئولیت‌پذیری یکی مهم‌ترین توانایی‌های هر فرد است. اگر قبول کنید که شما مسئول شادی، غم، موفقیت و شکست خود در زندگی هستید بیشتر احساس قدرت می‌کنید.

    2. ذهن و جسم با هم در ارتباطند

    جسم انسان به اندازه ذهن او اهمیت دارد. درحالیکه ذهن ما کمک می‌کرد تا اختراع و خلق کنیم، جسممان فعالیت‌های بدنی روزانه را انجام می‌داد.

    ولی همانطرو که در بالا گفتیم دنیای مدرن سبک زندگی ما را تغییر داده است. تحرک کمتری داریم و بیشتر وقتمان صرف تغذیه ذهنمان می‌شود.

    فعالیت‌های جسمی را دست‌کم نگیرید. اگر احساس بی‌انگیزگی و بازنده بودن می‌کنید پاشید و کمی ورزش کنید. قدم بزنید و با بدن خود دوباره ارتباط برقرار کنید.

    3. قدرت افکار و کلمات

    شکسته‌نفسی این روزها به یکی از ابزارهای اجتماعی تبدیل شده‌است. این کار را می‌کنیم تا یخ‌مان بشکند، یا خوب بنظر برسیم و خودمان را در جمع جا کنیم. ولی باید به این نکته توجه کرد که کلمات بار روانی قابل توجهی دارند. وقتی مدام خودمان را در جایگاه پایین‌تر از چیزی که هست قرار می‌دهیم، تاثیراتی که در ناخوداگاه ذهن ما ایجاد می‌شود بسیار عمیق‌تر است.

    برای خود استانداردهای جدید‌تری تعریف کنید و خود را در قالب کلمات بهتری توصیف کنید. خواهید که به زودی رفتارها و عادت‌هایتان هم دچار تغییرات مثبتی خواهند شد.

    4. شکست و احساس شکست دو مقوله مجزاست

    شکست بخشی از زندگی است. همه ما شکست می‌خوریم، مسیر موفقیت همیشه صاف و هموار نیست بلکه شکست و ناامیدی در پیچ‌وخم‌های آن کمین کرده‌اند.

    موفق‌ترین افراد افرادی هستند که شکست‌های زیادی را تجربه نمو‌ده‌اند. اما چیزی که آن‌ها را از بقیه متمایز می‌کند این است که آن‌ها شکست را صرفا به معنای شکست‌خورده بودن نمی‌بینند. به جایش از شکست‌های خود درس می‌گیرند و برای موفقیت از آن استفاده می‌کنند.

     

     

    دوره رهایی از ترس

    دوره عزت نفس

    دوره اصول گفتگو

    دوره اصول تغییر

    دوره هوش هیجانی

    دوره شخصیت سالم

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 16:1 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    روانشناسی شکست عشقی در زنان

     

     

     

     

    روانشناسی شکست عشقی در زنان

    پس از تمام شدن یک رابطه، بسیاری از خانم ها به دنبال روانشناسی شکست عشقی در زنان ، راه های بهبود حال خود و همچنین یافتن دلایل تمام شدن رابطه شان هستند. دانستن دلایل اصلی که یک رابطه را می تواند تمام کند، مفید است . با شناختن این دلایل و ارزیابی خود میتوان برای رابطه بعدی آماده تر و بالغانه تر رفتار کرد و رابطه موفقی ساخت .

     

    دلایل تمام شدن یک رابطه و تجربه شکست عشقی :‌

     

    شما انتخاب های بدی انجام می دهید .

    اگر معلوم شد اکثر افرادی که شما با آن ها ملاقات کرده اید ، یک ناسازگاری ، سوء استفاده کننده ، مشکلات عاطفی یا ناخالصی دارند ، روانشناسی شکست عشقی در زنان ، بیان می کند که شما یاد نگرفته اید که علائم هشدار اولیه را بشناسید . آن ها ، آنجا بودند ، پرچم های قرمز. بعضی اوقات ما می خواهیم کاری انجام دهیم به قدری بد که این علائم را نادیده بگیریم . به این فکر کنید که علائم اولیه چه می تواند باشد ، آن ها را بنویسید .  و به این نتیجه برسید که چرا شما همیشه با مردهای نامناسب وارد رابطه می شوید .

     

    شما بیش از اندازه خوب هستید .

    تصور کنید که توجه و دوست داشتن شما مانند کیک است . خوردن یک تکه کیک می تواند بسیار لذت بخش باشد . اما شیرینی خوردن یک کیک بزرگ ، حال شما را بد می کند . حتی اگر بهترین کیک دنیا باشد . روانشناسی شکست عشقی در زنان ، می گوید که مردان برای تنفس به فضا احتیاج دارند . عقب بنشینید و اجازه دهید مردان نیز به اندازه شما در عشق و رابطه سهیم باشند و اگر آن ها تلاشی نمی کنند ، احتمالا شما انتخاب بدی داشته اید .

     

    شما کسل کننده هستید .

    هیچگاه نباید رابطه ای برقرار کنید که شخصی بیاید تا شما را تکمیل کند ، بلکه باید شخصی را داشته باشد که تمامیت خود را با او در میان بگذارید . اگر زندگی خود را مانند دوستان ، سرگرمی ها ، احساسات ، فعالیت ها ، برنامه ها و … ادامه ندهید ، شریک زندگی تان تنها دوست ، سرگرمی ، اشتیاق و … شما خواهد شد . آن ها تبدیل به مرکز جهان شما و رابطه خارج از تعادل خواهند شد .  آن ها احتمالاً در این رابطه احساس فشار و مسئولیت می کنند و کاری که معمولاً دوست دارند انجام دهند ، به کاری تبدیل می شوند که در عوض مجبور به انجام آن هستند ، یک کار سخت افزاری . روانشناسی شکست عشقی در زنان بیان می کند که این سریعترین راه برای از بین بردن رابطه است . بنابراین مشغول زندگی باشید .

     

    عادات عجیب و غریب دارید .

    اصول اخلاقی مناسب اجتماعی ، عادات غذا خوردن ، بهداشت و غیره را بیاموزید و از افرادی که مطمئن هستید بازخورد صادقانه به شما نشان می دهند ، بخواهید عادات نادرست شما را با شما درمیان بگذارند و در مورد آنچه نیاز به پیشرفت دارد ، کار کنید .

     

    شما خودخواه هستید .

    این بسیار خوب است که بدانید چه می خواهید و چه چیزی را دوست دارید ، و به دنبال آن هستید . اما اگر این تبدیل به خودخواهی در شما شود ، تعداد زیادی از افراد وجود ندارند که حداقل برای مدت طولانی با آن کنار بیایند . از خود بپرسید: “من چقدر حاضر هستم خلاف آنچه می خواهم سازش کنم ؟” اگر کسی نیستید که سازش کنید ، یا هر وقت نتوانید آن چه را که می خواهید بدست آورید ، هیاهوی بزرگی به وجود می آورید . در این حالت ،به خودشناسی برسید و یا مربی دریافت کنید که به شما کمک کند درک کنید که این نگرش چیست و از خودخواهی خود بکاهید .

     

    شما حسود و غیرمنطقی هستید .

    کمی حسادت می تواند روشی خوب برای اهمیت دادن به شریک زندگی شما باشد . اما  روانشناسی شکست عشقی در زنان می گوید که اگر شما کسی هستید که بدون منطق و در تمام موقعیت ها ، حسادت می کنید و آن را به مشاجره می رسانید ، پس باید روی آن کار کنید . اگر حسادت شما را می خورد ، باید از خود بپرسید که چرا. در اصل آن حسادت کمبود اعتماد است و اعتماد پایه و اساس هر رابطه پایدار است . آیا دلیل موجهی برای اعتماد نکردن به شریک زندگی تان داشتید ؟

     

    روانشناسی شکست عشقی در زنان

     

    چگونه بعد از شکست عشقی ، بهبود پیدا کنیم ؟

    عشق یک کلمه جادویی است و دنیای ما تا زمانی که دوام داشته باشد ، رنگارنگ و پر از خوشبختی است . اما متأسفانه ، همه عشق ها به ازدواج ختم نمی شوند و برای همیشه دوام ندارند . تجزیه روابط در این جامعه مدرن بسیار رایج شده است . ممکن است افراد به همین راحتی عاشق شوند و از عشق رها شوند .

    هنگامی که ما واقعاً عاشق کسی هستیم و آن عشق تکرار نمی شود ، ممکن است احساس کنیم که پایان جهان است . ما علاقه خود را به کار خود از دست می دهیم . ما خود را از دوستان و خانواده بیگانه می کنیم و در افسردگی فرو می ریزیم. در این مرحله است که باید روانشناسی شکست عشقی در زنان را دریابیم و برای بهبود حال روحیمان تلاش کنیم .

    در اینجا مراحلی وجود دارد که می توانید برای بازیابی اعتماد به نفس خود استفاده کنید و از مرحله شکست عشقی ، عبور کنید .

     

    مرحله اول : به خود اجازه ناراحت بودن دهید .

    ممکن است از غم و اندوه فراوان خود احساس ناراحتی کنید ، اما روانشناسی شکست عشقی در زنان بیان می کند که مهم است با خود ملایم باشید و احساسات خود را بپذیرید . شما از ته قلب خود فردی را دوست داشتید و فکر می کردید که عشق شما برای همیشه دوام خواهد داشت . سپس یک روز ، شخصی که دوستش داشتید ، شما را ترک کرد . احساس می کنید به اعتماد شما خیانت شده است . غم و اندوهی که از رابطه خود احساس می کنید ، برای عشق از دست رفته خود و برای آینده ای که تصور می کنید ، بسیار واقعی است . مانند هر غم و اندوه ، تنها راه زنده ماندن این است که به خود اجازه دهید تا برای عبور از آن به طور کامل آن را تجربه کنید .

    مقصد روانشناسی شکست عشقی در زنان برای اجازه ناراحت بودن به این معنا نیست که باید در غم و اندوه غرق شوید و یا خود را ناامید کنید. این بدان معنی است که شما باید احساساتی را که احساس می کنید ، بپذیرید . تصدیق کنید که ، منطقی یا نه ، درد و عصبانیتی که احساس می کنید بخش ضروری بهبودی است . شما ضرر را تجربه کرده اید . شما فقط می توانید با رویارویی با احساساتی که با آن روبرو هستید ، حرکت کنید .

     

    مرحله دوم : افزایش اعتماد به نفس به کمک صحبت کردن با یک دوست .

    روانشناسی شکست عشقی در زنان ، تشخیص می دهد که بسیاری از زنان پس از تمام شدن رابطه ، اعتماد به نفس خود را از دست می دهند . فکر می کنند که مشکل از آن هاست . شاید به اندازه کافی زیبا یا خوش اندام نیستند . یكی از بهترین راه های احساس کمبود اعتماد به نفس و متهم کردن خود ، این است كه احساسات خود را با یك دوست فهمیده در میان بگذارید .

    اگر غم و اندوه خود را درون خود ببندید ، پژمرده می شوید و برای مدت طولانی دردی را در شما ایجاد می کند . گفتن احساسات خود به یک دوست نزدیک یا روانشناس ، باعث تسکین درد شما می شود و به شما یادآوری می کند که تنها نیستید . غالباً یک دوست یا یکی از اعضای خانواده ، تجربه مشابهی را پشت سر گذاشته و اندیشه هایی برای به اشتراک گذاشتن دارد .یک همراهی متفکرانه می تواند در طولانی مدت به شما کمک کند تا احساسات خود را پردازش کرده و از مرحله شکست عشقی حرکت کنید .

    این مقاله هم بخوانید  احساس پوچی در زندگی به چه دلیل است؟

     

     مرحله سوم : انرژی خود را تغییر دهید .  

    از دست دادن رابطه باعث ایجاد شکاف در زندگی شما خواهد شد . تمام وقت و انرژی شما قبلاً در رابطه صرف شده است و هیچ خروجی نداشته است . این می تواند احساس بی قراری و خالی بودن به شما بدهد . روانشناسی شکست عشقی در زنان ، پیشنهاد می کنپ که اگر آن انرژی را روی چیز دیگری متمرکز کنید ، یا خود را به کارتان یا اختصاص دادن وقت به دوستی یا خانواده مشغول کنید ، می توانید شروع به پر کردن آن فضا کنید.

    این می تواند فرصتی برای تمرکز انرژی عاطفی شما بر روی چیزی باشد که به آن علاقه دارید ، یا ایجاد یک اشتیاق جدید . آیا یک پروژه کاری یا یک پروژه خلاقانه که می خواهید انجام دهید وجود دارد اما زمان نداشتید؟ دوستانی دارید که مایل به گذراندن اوقات با آن ها بودید ؟ با تمرکز روی چیزی مهم ، خود را از پوسیدگی دور نگه دارید . به زودی ، ممکن است احساس کنید که اولویت های شما تغییر کرده است ، و اندوه از دست دادن کسی که دوستش داشته اید ، کمتر شده است .

     

    مرحله چهارم : مثبت فکر کنید .

    احتمال دارد که مواردی در روابط شما وجود داشته است که حتی قبل از پایان یافتن ، باعث نارضایتی شما شوند . از بعضی جهات ، می توانید احساس خوشبختی کنید که این رابطه قبل از عمیق تر شدن آن ، پایان یافته است ، و این که زندگی خود را به شخصی که قادر به شکستن قلب شماست و آسیب رساندن به روشی که این شخص انجام داده ، متعهد نشده است .

    روانشناسی شکست عشقی در زنان ، توصیه می کند که مثبت فکر کنید . علارغم از دست دادن رابطه عاطفی ، شما چیزهای زیادی از این رابطه آموخته اید . به خودتان اجازه داده اید که در برابر کسی آسیب پذیر باشید . اکنون که زمان لازم برای پردازش آنچه اتفاق افتاده است دارید ، می توانید درک کنید که چگونه این شخص با شما رفتار کرده و چگونه به آن واکنش نشان داده اید . شما می توانید از این زمان برای آموزش خود استفاده کنید ! بیاموزید که چگونه خود را به روشی که لیاقت دوست داشته شدن دارید ، دوست داشته باشید .

     

    مرحله پنجم : سرگرمی خود را صرف کنید .

    آیا سرگرمی دارید که نسبت به آنها علاقه دارید؟ اگر این کار را انجام دهید ، اکنون وقت خود را برای اختصاص دادن به آنها دارید و گذراندن وقت برای انجام فعالیتهایی که از آن لذت می برید ، شما را تشویق می کند و شما را از غم و اندوه خود منحرف می کند. اگر سرگرمی ندارید ، احتمالاً وقت آن است که برخی موارد را انتخاب کنید.

    شاید دوست دارید به کلاس خاصی بروید ، یا اینکه مایل به یادگیری آشپزی بوده اید . می توانید دوچرخه سواری یا پیاده روی کنید ، کتابهایی بخوانید که مایل به خواندن آن هستید ، حتی یک ساز را یاد بگیرید . این فعالیت های سرگرم کننده به شما کمک می کند تا از آزادی جدید خود لذت ببرید و به یاد داشته باشید که از زندگی خود لذت ببرید .

     

    مرحله ششم : به تعطیلات بروید .

    بعضی اوقات بهترین درمان در روانشناسی شکست عشقی در زنان ، این است که برای تغییر بزرگ زندگی ، فقط دور شوید . اگر می توانید آن را مدیریت کنید ، استراحت کنید و به تعطیلات بروید . تغییر در محیط به شما کمک می کند تا احساسات آسیب دیده خود را فراموش کنید ، و از دیدن چیزهایی که یادآور سابق است ، دور شوید . می توانید بخشی از غم و اندوه خود را با خاطرات خوب جایگزین کنید : دیدن یک منظره جدید ، گذراندن وقت با دوستان و یا حتی فقط آرامش و تنهایی . این زمان برای شما لازم است تا خود را نسبت به از دست دادن رابطه تان ، دلسرد کنید ، نوع عشق و اندیشیدن را به خودتان گسترش دهید که برای بهبودی نیاز دارید .

     

    روانشناسی شکست عشقی در زنان

     

    مرحله هفتم : خود را با افراد دوست داشتنی احاطه کنید .

    در روانشناسی شکست عشقی در زنان ، بهتر است که بعد از تجربه شکست رابطه ، تنها نباشید ، زیرا تنهایی می تواند احساسات شما را بدتر کند . در کنار دوستان خود یا کسی باشید که از شما مراقبت می کند . دوستان شما یا خانواده می توانند در صورت لزوم شما را تشویق کرده و همدردی کنند . وقتی وقت خود را با دوستان می گذرانید ، لازم نیست نگران تنهایی باشید ، و آن ها راجع به احساسات شما قضاوت نمی کنند .

     

    مرحله هشتم : فاصله خود را حفظ کنید .

    بهترین برنامه روانشناسی شکست عشقی در زنان ، برای بهبود اندوه و فراموش کردن ، این است که از عشق قدیمی خود به طور کلی اجتناب کنید : صحبت نکنید ، پیام ندهید ، فاصله را حفظ کنید تا به این ترتیب فرصت داشته باشید تا احساسات خود را پردازش کرده و بدون رابطه عادت کنید . هرچند ، گاهی اوقات ، دیدن عشق سابق شما غیرقابل اجتناب است . ممکن است شما همکلاسی یا همکار باشید یا مشترکاتی با هم دارید . اگر عشق قدیمی خود را می بینید ، خونسرد باشید ! عزت نفس خود را حفظ کنید و احساسات خود را نشان ندهید . به شخص نشان دهید که شما نیز به این سمت حرکت کرده اید و کاملاً خوب عمل می کنید و تمام شدن این رابطه را پذیرفته اید .

     

    مرحله نهم : سعی کنید در مورد رابطه تمام شده تان ، صحبت نکنید .

    روانشناسی شکست عشقی در زنان ، از شما می خواهد تا در مورد رابطه تمام شده و کسی که دوستش داشتید ، صحبت نکنید . اما اگر همچنان در مورد عشقی که نسبت به آن شخص دارید ، با کسی صحبت می کنید ، می توانید از درد غافل شوید و به خودتان فرصتی برای پیشرفت و یافتن چیزهای بهتر دهید .

    به همان اندازه که غم و اندوه ، شما را ناراحت می کند ، دانستن این که چه موقع باید آن را رها کنیم و سعی کنیم به جای گذشته به آینده توجه کنیم ، لازم است . آنچه را که از این رابطه آموخته اید به یاد بیاورید و از آن دانش استفاده کنید تا در آینده چیزی بهتر پیدا کنید . هنگام صحبت کردن در مورد رابطه قبلی تان ، کسی را مقصر ندانید و به این فکر کنید که زمان مناسبی برای رها شدن و به مرحله بعدی زندگی رفتن بوده است .

     

    مرحله دهم : از عشق دست نکشید .

    اجازه ندهید که تجربه شما باعث شود که به طور کلی ایمان را در عشق از دست بدهید . احساس نکنید که یک عشق واقعی وجود ندارد و بدبین شوید . شما باید ایمان داشته باشید که فرد مناسب برای شما وجود دارد و در زمان مناسب با او آشنا خواهید شد . کسی که از شما مراقبت خواهد کرد و با شما به همان اندازه مهربانی که شما با او رفتار می کنید ، رفتار خواهد کرد .

    کسی که شما را ترک می کند یا با شما بد رفتار می کند ، لیاقت عشق و وفاداری واقعی شما را ندارد و اگر بگذارید یک تجربه بد تمام زندگی شما را تاریک کند ، آن تجربه همچنان به شما صدمه می زند . به جای هدر دادن زندگی خود برای عشقی که نامفهوم بوده و واقعی نیست ، آماده باشید تا یک عشق واقعی را پیدا کنید . به توصیه هایی که در روانشناسی شکست عشقی در زنان ، شده است دقت کنید و با تمام اندوهی که قلب شما را فراگرفته است ، برای عمل کردن به آن ها تلاش کنید .. حال شما همیشه بد نخواهد ماند و ناراحتی هایتان به زودی تمام می شود .

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 16:0 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    50 روش تغییر‌ دکوراسیون ساده و ارزان

    در این مقاله 50 نکته طلایی برای تغییر‌ دکوراسیون را به شما معرفی می‌کنیم تا با کم‌ترین هزینه‌ ظاهر منزل خود را عوض کنید. تغییر دکوراسیون با تغییر خلق و خو و جلوگیری از افسردگی رابطه مستقیم دارد.

     

     

     

     

     

    متن کامل در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 15:32 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    مشاوره شکست عشقی

    عشق و حس دوست داشتن را می‌توان از زیبا‌ترین و عمیق‌ترین ارتباطات انسانی دانست که هر انسانی در طول زندگی خود آن را تجربه می‌کند. البته گاهی با اتمام رابطه این حس خوشایند جای خودش را به غم و اندوه می‌دهد، و افراد به اصطلاح دچار شکست عشقی می‌شوند.

    زمانی که انسان‌ها دچار شکست عشقی می‌شوند رنج و غم سنگینی را پشت سر می‌گذرانند و گاهی در راه مقابله با این درد و غم درمانده می‌شوند. در چنین مواقعی مشاوره شکست عشقی می‌تواند کمک بزرگی برای درمان شکست عشقی باشد. در این مقاله قصد داریم به راه‌های درمان شکست عشقی بپردازیم و شما را بیشتر با مشاوره شکست عشقی آشنا کنیم.

    انواع شکست عشقی

    قبل از شرکت در جلسات مشاوره عشقی بهتر است با انواع آن اشنا شوید. شکست عشقی می‌تواند به دلایل مختلفی روی دهد و انواع مختلفی داشته باشد در ادامه به این موارد اشاره می‌کنیم:

    • پایان دادن به رابطه با بهانه‌تراشی‌های مختلف
    • شکست عشقی به دلیل خیانت
    • اتمام رابطه با دعوا و درگیری
    • خاتمه دادن به رابطه با احترام

    درمان شکست عشقی

    یکی از سوال‌هایی که هر فردی پس از شکست عشقی از خود می‌پرسد این است که بعد از شکست عشقی چه کنیم؟

    در ابتدا باید بگوییم که افراد در دوران پس از شکست عشقی لحظات سختی را می‌گذرانند، دورانی که باید مانند هر شرایط سخت دیگری در زندگی سپری شود. حداقل زمانی که برای برگشتن به حالت عادی زندگی‌تان نیاز دارید شش ماه است.

    اما آنچه که در این بین اهمیت دارد این است که آیا می‌خواهید در این شش ماه مدام به فکر گذشته باشید و از اهداف و زندگی‌تان باز بمانید یا به نحوی شکشست عشقی را پشت سر بگذارید. در ادامه سعی کرده‌‌ایم که به چند مورد از راهکارهایی که به درمان شکست عشقی کمک می‌کند اشاره کنیم:

    1.ورزش کردن یکی از بهترین راه‌های درمان شکست عشقی

    همان طور که می‌دانید ورزش کردن باعث افزایش ترشح هورمون سروتونین در مغز می‌شود. با افزایش ترشح سروتونین احساس شادابی بیشتری خواهید کرد و در واقع روحیه‌تان بهبود خواهد یافت. مهم نیست به سراغ چه ورزشی می‌روید، به یک پیاده‌روی ساده در پارک می‌روید یا در باشگاه ثبت‌نام می‌کنید تنها چیزی که اهمیت دارد بالا رفتن ضربان قلبتان است که هم در روحیه‌تان تاثیر به سزایی دارد و هم انرژی‌تان را برای انجام کارهای روزانه‌ افزایش می‌دهد.

    درمان شکست عشقی

    2.به فکر انتقام نباشید

    یکی از نکات مهمی که برای درمان شکست عشقی باید در نظر داشته باشید این است که فکر انتقام را از سرتان بیرون کنید به خصوص زمانی که طرف مقابلتان را عاشقانه دوست داشته‌اید و او در مقابل به شما خیانت کرده و یا شما را رها کرده است. در چنین مواقعی سعی کنید با کمک گرفتن از یک متخصص افکار مثبت را جایگزین احساسات منفی کنید.

    3.سفر رفتن کمکتان خواهد کرد

    برای اینکه بتوانید افکارتان را متمرکز کنید و افکار منفی و مزاحم را از سرتان بیرون کنید سفر کردن به خصوص گردش در طبیعت می‌تواند کمک بزرگی به شما بکند.

    4.در ظاهرتان تغییر ایجاد کنید

    تغییرات کوچک در ظاهر مانند تغییر در رنگ یا مدل مو و یا خریدن لباس‌های نو کمک می‌کند تا روحیه‌تان را دوباره به دست آورید.

    5.رابطه جدیدی را شروع نکنید

    روانشناسان معتقد‌ند که شروع یک رابطه جدید بلافاصله پس از رابطه‌ی قبلی می‌تواند صدمات جدی را به طرفین رابطه وارد کند. اگرچه رابطه جدید می‌تواند شما را از نظر روحی تسکین دهد و کمک کند تا با شکست عشقی قبلی راحت‌تر کنار بیایید اما این روابط در اغلب موارد به سود هیچ‌یک از طرفین رابطه نخواهد بود و باعث شکل‌گیری رابطه سالمی نخواهد شد. بنابراین تا زمانی که به طور کامل با شکست عشقی کنار نیامده‌اید وارد رابطه جدیدی نشوید.

    6.با تمام شدن رابطه کنار بیایید

    کنار آمدن با تمام شدن رابطه مهم‌ترین مرحله‌ی درمان شکست عشقی است. شاید پذیرفتن این موضوع برایتان سخت باشد اما به یاد داشته باشید که برای گذر از شکست عشقی و التیام غم و رنج‌هایی که با آن مواجعه هستید نیاز است که بالغانه با این موضوع برخورد کنید. در چنین مواقعی کمک گرفتن از یک روانشناس خوب می‌تواند روند درمان شکست عشقی را برایتان هموار‌تر کند.

    7.از سرزنش کردن خود دست بردارید

    افراد پس از اتمام رابطه دچار احساسات ضد و نقیضی می‌شوند برخی مدام خود را به خاطر پایان دادن به رابطه سرزنش می‌کنند و این خود می‌تواند باعث بروز علائم افسردگی در افراد شود. اینکه از اشتباهات گذشته درس بگیریم و آنها را تکرار نکنیم مسئله‌ای طبیعی است اما با درگیر شدن در افکار منفی و سرزنش کردن خود هیچ قدم مثبتی برای درمان شکست عشقی برنداشته‌ایم و تنها باعث آزار و سرکوب خود شده‌ایم.

    8.سرتان را با تغییر دکوراسیون و نظافت گرم کنید

    یکی از کارهایی که باعث تخلیه‌ی انرژی می‌شود و در جلسات مشاوره شکست عشقی به آن می پردازیم آن است ک افکار منفی را از خود دور کنید نظافت کردن یا تغییر دکوراسیون خانه یا محل کارتان یکی از این کارهاس . این کارها علاوه بر اینکه حواس شما را از فکر کردن به گذشته پرت می‌کند احساس مثتبی نیز در شما به وجود خواهد آورد.

    9.فهرستی از اهداف خود تهیه کنید

    از موثر‌ترین راهکار‌هایی که به شما در درمان شکست عشقی کمک خواهد کرد هدف‌گذاری است. سعی کنید یک فهرست از اهداف کوتاه مدت و بلند ‌مدتی که در ذهنتان دارید تهیه کنید. اهدافی که پیچیده و دست نیافتنی نباشند و به شما کمک کنند تا برای زندگی آینده انگیزه پیدا کنید و بتوانید تمرکزتان را بر روی افکاری غیر از رابطه‌ی قبلی‌تان بگذارید.

    10.با خانواده و دوستانتان وقت بگذرانید

    وقت گذراندن با خانواده و دوستان می‌تواند خلاء‌های عاطفی‌تان را پر کند و باعث شود کمتر به فکر رابطه قبلی‌تان بیفتید.

    11.از مشاوره شکست عشقی کمک بگیرید

    با وجود تمام راهکار‌هایی که به آن اشاره کردیم گاهی کنار آمدن با غم و اندوه ناشی از جدایی برای ما دشوار می‌شود و لازم است که برای عبور از این دوره و مقابله با افکار منفی که به سراغ ما می‌آیند اقدامی انجام دهیم. گاهی پیش می‌آید که افراد علاقه‌ای به بهتر کردن حال خود ندارند و عصبانیت و حس انتقام تمام وجود آنها را در برگرفته در چنین مواقعی کمک گرفتن از روانشناسی که بتواند به بهبود شرایط کمک کند و با ارائه راهکار‌های تخصصی فرد را راهنمایی کند بسیار حائز اهمیت است. مشاوره شکست عشقی کمک می‌کند تا روز‌های سخت شکست عشقی را با آسیب کمتری پشت سر بگذارید.

    12.برای مدتی از شبکه‌های اجتماعی دوری کنید

    شبکه‌های اجتماعی احتمال اینکه دوباره به سراغ رابطه قبلی‌تان بروید را افزایش می‌دهد و در اغلب موارد روند فراموش کردن را برایتان دشوار می‌کند و هیچ‌ کمکی به بهبود حالتان نخواهد کرد. بنابراین فاصله گرفتن از شبکه‌های اجتماعی حتی برای مدتی هم که شده باعث می‌شود کمتر با او در تماس باشید و راحت‌تر با نبود او کنار بیایید.

    13.علت شکست را پیدا کنید

    سعی کنید که علت شکست‌تان را پیدا کنید و به آن به چشم یک تجربه‌ نگاه کنید. در این راه می‌توانید از یک روانشناس نیز کمک بگیرید. شاید در ابتدا فکر کردن به گذشته آزارتان دهد اما مطمئن باشید که پیدا کردن دلیل به سرانجام نرسیدن رابطه‌تان به شما در بهبود روابط آینده‌تان کمک خواهد کرد.

    14.برای عبور از شکست عشقی به خودتان زمان دهید

    روند روبه‌رو شدن با شکست عشقی چیزی شبیه به از دست دادن عزیزان است و گذر از آن نیاز به زمان دارد. طول این دوره می‌تواند برای هرکسی بنا بر روحیات آن فرد متفاوت باشد، در واقع هرچه مدت زمان رابطه‌ی عاطفی بیشتر بوده باشد گذر از آن نیز نیاز به صرف زمان بیشتری دارد.

    15.هرچیزی که شما را یاد او می‌اندازد دور بیندازید

    در همه‌ی رابطه‌ها هدیه دادن و هدیه گرفتن مرسوم است و نگه داشتن این هدیه‌ها به عنوان یادگاری می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد. اما با پایان رابطه لازم است که هر چیزی از جمله تمام هدیه‌ها، پیام‌ها، عکس‌ها، آهنگ‌ها و به طور کلی هر آنچه را که شما را به یاد عشق قبلی‌تان می‌اندازد دور بریزید. انجام این کارها برای درمان شکست عشقی اهمیت بسیاری دارد و باعث می‌شود سریع‌تر بتوانید این دوره را پشت سر بگذارید.

    شکست عشقی

    علت شکست عشقی

    شکست در یک رابطه‌ی عاطفی می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد که برخی از آنها آنقدر ریشه‌ای هستند که موجب می‌شوند شما از همان ابتدا فرد غلطی را برای رابطه انتخاب کنید. علاوه بر این بعضی از رفتار‌های نادرست نیز باعث می‌شوند که شما دچار شکست در رابطه شوید. برای مشاوره شکست عشقی بهتر از علت شکست عشقی را بدانیم.

    نظریه‌های روانشناسی

    دلیل شکست عشقی می‌تواند در یکی از نظریه‌های روانشناسی که به آن اشاره می‌کنیم بگنجد:

    1.نظریه‌ی رها‌شدگی و بی‌ثباتی

    2.نظریه‌ی شکست

    3.نظریه‌ی محرومیت هیجانی

    4.نظریه‌ی خویشتن تحول نیافته

    5.نظریه‌ی وابستگی

    در جلسات مشاوره شکست عشقی دکتر روانشناس به هریک از این موارد جداگانه می‌پردازد و هر کدام را برای مراجعه کننده توضیح می‌دهد تا در انتها روانشناس و مراجعه کننده بتوانند به کمک یکدیگر دلیل شکست را پیدا کنند و به صورت ریشه‌ای آن را درمان کنند.

    نداشتن عزت نفس

    گاهی پیش می‌آید که افراد به دلیل نداشتن عزت نفس وارد روابط یک‌طرفه می‌شوند و کارهایی را انجام می‌دهند که باعث تحقیر خود می‌شوند. چنین افرادی در هر شرایطی به خواسته‌ی طرف مقابل خود تن می‌دهند به نوعی که خود را فراموش می‌کنند و باعث تخریب خود و رابطه‌شان می‌شوند. در چنین شرایطی مراجعه به یک روانشناس و گرفتن مشاوره شکست عشقی می‌تواند در بهبود عزت نفس این افراد کمک کند.

    دلبستگی ناایمن یکی دیگر از علت‌های شکست عشقی است

    در تعریف دلبستگی ناایمن باید بگوییم که این نوع از دلبستگی برای کسانی رخ می‌دهد که دوران کودکی سختی را پشت سرگذاشته‌اند و همین موضوع هم باعث می‌شود تا در بزرگسالی وابستگی افراطی نسبت به طرف مقابل خود پیدا کنند. این افراد با شرکت در جلسات مشاوره شکست عشقی می‌توانند دلبستگی ناایمن را تا حدودی به دلبستگی ایمن تبدیل کنند.

    نداشتن مهارت‌های ارتباطی کافی

    یکی دیگر از علت‌های شکست عشقی نداشتن مهارت کافی در زمینه‌ی ارتباطات فردی و عاطفی است. افرادی که به اندازه‌ی کافی در این زمینه مهارت ندارند، نمی‌توانند رابطه‌شان را به خوبی پیش ببرند و در نهایت باعث از بین رفتن رابطه می‌شوند.

    یکی دیگر از علت‌های شکست عشقی اختلالات شخصیتی است

    گاهی علت شکست‌های عشقی وجود برخی اختلالات شخصیتی در طرفین یک رابطه است. اختلالاتی که معمولا در رابطه با شکست عشقی وجود دارند عبارت‌اند از:

    1.اختلال شخصیتی خودشیفتگی

    2.اختلال شخصیتی مرزی

    3.اختلال شخصیتی نمایشی

    در مواری که فرد برای مشاوره شکست عشقی به روانشناس مراجعه کند و دکتر روانشناس طی جلسات مشاوره متوجه این اختلالات در فرد شود، در ابتدا سعی می‌کند به درمان این اختلالات در آن فرد بپردازد و در مراحل بعدی مشکل شکست عشقی را بررسی کند، چراکه وجود چنین مسائلی فرد را بسیار آسیب‌‌‌پذیر می‌کند و در روابط عاطفی و اجتماعی او اخلال ایجاد می‌کند.

    اختلال روان‌نژندی یا نِوْرُز از دیگر علت‌های شکست عشقی است

    اختلال روان‌نژندی یا نِوْرُز را می‌توان نوعی درگیری دائمی با اضطراب و افسردگی دانست، در این اختلال فرد همواره در انتظار خطری است که او را تهدید می‌کند. این اختلال باعث ترس دائمی در فرد می‌شود و او را آسیب‌پذیر می‌کند. به همین دلیل نیز روان نژندی را می‌توان یکی از علت‌های شکست عشقی دانست که برای درمان آن لازم است که حتما به دکتر روانشاس مراجعه شود.

    درمان شکست عشقی در مردان

    تحقیقات روانشناسی نشان داده‌اند که پس از یک شکست عشقی مردان بیشتر از زنان آسیب می‌بینند. دلیل این موضوع را می‌توان رابطه صمیمی‌تر زنان با دوستان و خانواده دانست که باعث می‌شود برای رفع ناراحتی‌ها با آنها درد و دل کنند و دردشان را التیام ببخشند اما چنین اتفاقی کمتر برای مردان رخ می‌دهد. در همین راستا قصد داریم که در اینجا چند راهکار برای درمان شکست عشقی در مردان بیان کنیم:

    • به جای تلاس برای فراموش کردن گذشته افکار منفی را از خود دور کنید و از تجربه‌هایتان درس بگیرید.
    • سرتان را با ورزش کردن و پرداختن به کارهای مورد علاقه‌تان گرم کنید.
    • بلافاصله وارد رابطه‌ی جدیدی نشوید بهتر است کمی صبر کنید و به خودتان زمان دهید.
    • بعد از شکست عشقی با یک مشاور صحبت کنید، در میان گذاشتن احساسات در این برهه باعث از بین رفتن بسیاری از فشار‌ها و استرس‌ها می‌شود.
    • سعی کنید تغییر مثبتی در زندگی‌تان ایجاد کنید مثلا فعالیت‌هایی که تا به حال انجام نداده‌اید را امتحان کنید مانند یادگیری یک زبان جدید یا نواختن سازی که دوست دارید.
    • به دنبال تایید دیگران و حرف مردم نباشید و تنها به چیزی که به نظر خودتان منطقی می‌آید عمل کنید.
    • اگر به این نتیجه رسیدید که به رابطه خاتمه دهید حتما با صداقت و احترام این کار را انجام دهید، دعوا و دلخوری‌های پس از جدایی به هر دو طرف آسیب خواهد زد.
    • برای پیشگیری از شکست عشقی سعی کنید قبل از هر نوع وابستگی، از طرف مقابلتان شناخت کافی را پیدا کنید. اگر قصدتان ازدواج است حتما پیش از ازدواج برای مشاوره قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنید.
    • خودتان را فدای وابستگی نکنید. اگر فکر می‌کنید رابطه‌تان اشتباه است هرچه زودتر به آن پایان دهید ترک رابطه با گذشت زمان دشوار‌تر خواهد شد.
    • بعد از جدایی پیگیر او در صفحات مجازی نباشید و مدام از دیگران سراغش را نگیرید. هرچه زودتر جدایی را بپذیرید آسیب کمتری خواهید دید.

    شکست عشقی مردان

    درمان شکست عشقی در زنان

    زنان در زمان شکست عشقی با احساساتی همچون دل‌زدگی، طرد‌شدگی، ناامیدی، ناراحتی، افسردگی و سردرگمی مواجه می‌شوند که می‌توانند باعث ایجاد مشکلات روانی و روحی در آنها شود. در اینجا به چند راهکار برای درمان شکست عشقی در زنان اشاره می‌کنیم:

    • پس از جدایی احساس گناه نکنید و خود را برای پایان دادن رابطه سرزنش نکنید. به خودتان اجازه‌ دهید تا مدتی ناراحت باشید.
    • اگر فکر می‌کنید که ممکن است دوباره به رابطه‌ی قبلی بازگردید اول به کمک یک روانشناس، خوب و بد آن را ارزیابی کنید و بعد تصمیم بگیرید.
    • بعد از شکست عشقی تمرکزتان را روی رشد و پیشرفتتان بگذارید و سعی کنید اعتماد به نفس از دست رفته‌تان را بازیابی کنید.
    • بدانید که شما در این موضوع تنها نیستید و احساساتی که در حال تجربه کردن آنها هستید طبیعی هستند.
    • به جای پشیمانی از گذشته از آنها درس بگیرید و سعی کنید از تجربه‌تان در جهت بهبود روابط آینده‌تان استفاده کنید.
    • برای درمان شکست عشقی و التیام رنج و غمی که با آن مواجه هستید با یک روانشناس صحبت کنید تا عبور از این برهه برایتان آسان‌تر شود.
    • برای خاتمه دادن به رابطه‌ای که به نظرتان اشتباه است تردید نکنید، گذشت زمان تنها باعث بیشر شدن وابستگی و سخت‌تر شدن جدایی می‌شود.

     

    سوالات متداول

    بعد از شکست عشقی چه کنیم؟

    بعد از شکست عشقی کمی به خودتان زمان بدهید سعی کنید علت شکست را پیدا کنید و اگر فکر می‌کنید برای گذر از این مرحله نیاز به کمک دارید حتما به یک روانشناس مراجعه کنید.

    چگونه بعد از شکست عشقی به آرامش برسیم؟

    مهم‌ترین کاری که برای رسیدن به آرامش بعد از شکست عشقی می‌توانید انجام دهید این است که پایان رابطه را بپذیرید. خودتان را سرزنش نکنید و افکار منفی و انتقام‌جویانه را از خود دور کنید.

    مردان زودتر عشقشان را فراموش میکنند یا زنان؟

    در واقع در پاسخ به این سوال باید بگوییم که رنج جدایی و فراموش کردن عشق برای مردان و زنان به یک اندازه سخت است اما خانم‌ها برای فراموش کردن رابطه قبلی‌شان تلاش بیشتری می‌کنند و به طور کلی از نظر احساسی قوی‌تر می‌شوند اما مردان اغلب سعی می‌کنند که احساسات منفی ناشی از شکست عشقی را نادیده بگیرند و همین موضوع باعث می‌شود که به طور کامل با موضوع مواجه نشوند و روند فراموش کردن رابطه قبلی در آنها طولانی‌تر شود.

    چگونه با غم جدایی کنار بیایم؟

    کنار آمدن با غم جدایی کار آسانی نیست. به خودتان زمان دهید تا این مرحله را پشت سر بگذارید. راهکار‌هایی که در بالا به آنها اشاره کردیم می‌تواند کمکتان کند.

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 15:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    يک روان‌شناس: افسردگي ناشي از شکست در زندگي بايد به سرعت درمان شود

    يک روان‌شناس:
افسردگي ناشي از شکست در زندگي بايد به سرعت درمان شود

    يک روان‌شناس معتقد است: بسياري از افراد، پس از بروز شکست يا موفق نشدن در زندگي خود، دچار افسردگي مي‌شوند که بايد هرچه سريع‌تر نسبت به درمان آن اقدام کرد. فاطمه طاهري در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منطقه زنجان، اظهار کرد: همواره شاهد بوده‌ايم بسياري از افراد، بروز يک شکست در زندگي را به معناي پايان همه خوشي‌هاي خود فرض مي‌کنند و اين موضوع باعث بروز افسردگي در آنان مي‌شود. وي، شکست را در بيشتر موارد، دروازه يک مرحله جديد در زندگي دانست و يادآور شد: اگر فردي با وجود تلاش‌هاي مکرر، نتواند مدرک تحصيلي دانشگاهي اخذ کند، شايد اين امر را براي خود تبديل به يک غصه بزرگ کرده و به تبع آن دچار افسردگي شود، اين در حالي است که فرد خلاق، اين شرايط را درک کرده و به دنبال کشف استعدادهاي دروني خود خواهد رفت. اين کارشناس ارشد روان‌شناسي بيان کرد: حتماً افرادي که در يک حوزه شکست مي‌خورند نبايد آن را ترک کنند، چرا که در بيشتر موارد به ويژه در موضوعات علمي، هر شکست، تجربه جديد را به فرد مي‌دهد؛ براي مثال اديسون در نخستين دفعات تلاش خود موفق به کشف و اختراع جريان الکتريسيته برق و يا لامپ نشد. طاهري، شکست عشقي را در بيشتر موارد، دليل افسردگي جوانان برشمرد و گفت: روان‌شناسان و کارشناسان همواره به ازدواج با شناخت قبلي تاکيد دارند، ولي شناخت قبلي به معناي دوستي‌هاي خياباني نمي‌باشد، چرا که بيش از 90 درصد دوستي‌هاي خياباني براي وقت‌گذراني بوده و مشخص است که سرانجامي نخواهد داشت. اين فعال اجتماعي عنوان کرد: اين موضوع ثابت شده است که بعضي از اتفاق‌ها مثل مرگ همسر يا فرزند و طلاق مي‌تواند حاوي بار منفي بسيار زيادي باشد و رفع تمام عوارض آن شامل گذر زمان مي‌شود، ولي افرادي با شخصيت ضعيف، با بروز اين نوع اتفاقات کمرشان خم شده و ديگر نمي‌توانند به زندگي عادي خود ادامه دهند. وي به نقش مهم روان‌پزشک و روان‌شناس در اين زمينه اشاره کرد و افزود: اگر افراد پس از بروز شکست نتوانند بر روي پاي خود بايستند، مي‌توانند با کمک مشاوره و يا مصرف قرص تحت نظر پزشک، اين برهه زماني را طي کنند

    [ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 15:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    دانلود آهنگ دنیای با تو بودن از سعید پورسعید

    Donyaie Ba to Boodan By Saeid Poor Saeid Mp3 Download

    دانلود آهنگ دنیای با تو بودن از سعید پورسعید

     

    متن آهنگ دنیای با تو بودن از سعید پورسعید

      دنیای با تو بودن دنیای ناشناسه
    وقتی نگین چشمات لبریز التماسه
    با اون لبای بسته حرفای تازه داری
    خوندم من از نگاهت انگار دوستم نداری

    آتیش نزن به جونم
    خودت با من می سوزی
    یادت نره عزیزم
    دوستم داشتی یه روزی
    آتیش نزن به جونم
    خودت با من می سوزی
    یادت نره عزیزم
    دوستم داشتی یه روزی

    دنیای با تو بودن اگر چه زندگیمه
    اما به پات نشستن از روی سادگیمه
    چشمام اگه یه روزی نخواد تو رو ببینه
    بهتر که تا قیامت در انتظار بشینه

    آتیش نزن به جونم
    خودت با من می سوزی
    یادت نره عزیزم
    دوستم داشتی یه روزی
    آتیش نزن به جونم
    خودت با من می سوزی
    یادت نره عزیزم
    دوستم داشتی یه روزی

    دنیای با تو بودن اگر چه زندگیمه
    اما به پات نشستن از روی سادگیمه
    چشمام اگه یه روزی نخواد تو رو ببینه
    بهتر که تا قیامت در انتظار بشینه

    آتیش نزن به جونم
    خودت با من می سوزی
    یادت نره عزیزم
    دوستم داشتی یه روزی
    آتیش نزن به جونم
    خودت با من می سوزی
    یادت نره عزیزم
    دوستم داشتی یه روزی

     

     

     

    پخش آنلاین آهنگ دنیای با تو بودن از سعید-پورسعید

    دانلوددانـلود آهنـگ با لینـک مستقیـم < / >کد پخش آنلاین برای وبلاگ پخشپلی لیست سعید-پورسعید دانلودسایر آهنگ های سعید-پورسعید اندرویداپلیکیشن آی آر موزیک

    آهنگ های مشابه

    برچسب ها : Donyaie Ba to Boodan, Donyaie Ba to Boodan by Saeid Poor Saeid lyric, Donyaie Ba to Boodan by Saeid Poor Saeid text

    [ دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 17:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    خدایا ما را ببخش ؛

     

    که اگر درد دلی هم داشتیم ...

    از پر خوردن بوده ، نه از غم مردم خوردن !

    خدایا ما را ببخش اگر گاهی فراموش میکنیم بنی آدمیم ...

    خدایا ما را ببخش و از دردِ بی دردی نجات ده ...

    [ دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 17:45 ] [ گنگِ خواب دیده ]

     

    دلم از نام خزان می‌لرزد

    زانکه من زاده‌ی تابستانم!

    شعر من آتشِ پنهانِ من است

    روز و شب شعله کشد در جانم

     

    " فریدون_مشیری "

     

     

    روزگارم این است:

     

     دلخوشم با غزلی، تکه نانی، آبی...

        جمله کوتاهی ،یا به شعر نابی...    

     

    واگر باز بپرسی گویم:

     

       دلخوشم با نفسی، حبه قندی، چایی...

      صحبت" اهل دلی"، فارغ از همهمه دنیایی...

     

    دلخوشی ها کم نیست، دیده‌ها نابیناست…

     

                                                                                                      "سهراب سپهری"

     

    [ دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 17:42 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    چطور وقتی غمگینیم از کارهایمان عقب نیفتیم؟

     

     

    وقتی غمگینیم چطور از کارها عقب نیفتیم

     

     

     

    سوالی که این روزها زیاد پرسیده می شود این است که با این همه غم چطور از کارهایمان عقب نیفتیم؟ چطور سر کار برویم؟ چطور می شود غمگین بود و کاری جز ماندن در خانه و غصه خوردن انجام داد؟ مهم ترین چیز این است که اجازه ندهید غم شما را کنترل کند. انجام دادن چند کار نه چندان ساده (چون وقتی غمگین هستید انجام دادن هر کاری دشوار است) کمک می کند تا هم از کارهایتان عقب نیفتید و هم در محیط کار تمرکز و آرامش بیشتری داشته باشید.

    از خانه بیرون بزنید

    اندوه دوست دارد که به ما دروغ بگوید. دروغ هایی مثل اینکه «تو زیادی ناراحتی؛ کسی دوست ندارد دوروبر تو باشد» یا «حالا که ناراحتی در خانه بمان و انرژی ات را برای کارهای فردا ذخیره کن.» وقتی غمگین هستید کار کردن یا درس خواندن در خانه شرایط را سخت تر می کند. در این شرایط معمولا ماندن در خانه به وقت تلف کردن در اینترنت یا سریال دیدن می گذرد. اولین کاری که برای شروع کارها لازم است انجام دهید این است که از خانه خارج شوید. اولین و دشوارترین قدم را بردارید و اگر دانشجو هستید یا دورکاری می کنید به یک کافه، کتابخانه یا محیط کار اشتراکی بروید.

    به اندازه عملکردتان از خودتان انتظار داشته باشید

    روان شما مثل سیستم عامل یک کامپیوتر عمل می کند. وقتی وضعیت روانی مناسبی داشته باشید و حالتان خوب باشد مثل یک مک آخرین مدل با تعداد اندکی برنامه ی در حال اجرا هستید. همه چیز به سرعت و دقیق انجام خواهد شد. اما وقتی غمگین و افسرده هستید درست مثل یک کامپیوتر قدیمی با چندین برنامه ی سنگین در حال اجرا عمل خواهید کرد؛ هر لحظه ممکن است هنگ کنید و مجبور شوید تمام کارها نیمه کاره رها کنید.

    انتظار نا به جا از خود به غمتان دامن خواهد زد. وقتی انتظاری که از خودتان دارید با شرایط روانی و عملکردتان متناسب نباشد دچار یک چرخه باطل خواهید شد و هر روز کمتر از دیروز کار خواهید کرد.

    برای اینکه انتظار درستی از خودتان داشته باشید سعی کنید برای هر روز خود اهدافی تعیین کنید. اهدافی که تعیین می کنید باید مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع بینانه و با در نظر گرفتن زمان لازم باشد. مثلا جای اینکه بگویید فردا یک ارائه برای جلسه آخر هفته آماده می کنم، بگویید فردا از ساعت دوازده تا دوی بعد از ظهر به کتابخانه می روم و یک طرح کلی برای ارائه ی جلسه آخر هفته آماده می کنم. این کار استرس شما را کاهش می دهد و از آشفتگی جلوگیری می کند. همچنین تعیین هدف های کوچک و رسیدن به آن ها به ترشح هورمون های شادی و بهبود اوضاع روانی شما کمک می کند.

    برای کارهایتان پاسخگو باشید

    تعیین هدف خالی کافی نیست. سعی کنید بخشی از پایان هر روز را به پاسخگویی به خود اختصاص دهید. اگر نمی توانید این کار را انجام دهید از یک دوست بخواهید روزانه وضعیت برنامه ریزی و کارهایتان را از شما بپرسد. برای ایجاد انگیزه می توانید بابت انجام کارها به خودتان جایزه های کوچک بدهید و خودتان را تشویق کنید.

     

    با دوستانتان معاشرت کنید

    وقتی غمگین هستیم معمولا حوصله هیچکس و هیچ چیز را نداریم. غم خود به خود ما را به سمت انزوا می کشاند. اینکه از ارتباط با دیگران پرهیز کنید ممکن است کمک کننده باشد اما ارتباط خود با دوستان و نزدیکانتان را حتما حفظ کنید. ساعتی را به معاشرت با آن ها اختصاص دهید. حتی در شرایطی که تمام سلول هایتان فریاد می زنند می خواهند در خانه و زیر پتو بمانند به یکی از دوستانتان که مطمئنید شرایط شما را درک می کند زنگ بزنید و قرار بگذارید. سینما رفتن یا حتی فیلم دیدن دو یا سه نفره در خانه یکی از دوستانتان به بهتر شدن حالتان کمک خواهد کرد.

    غمگین باشید

    وقتی غمگین هستید، خوشحال به نظر رسیدن در محیط کار فشار مضاعفی به شما وارد  می کند. زدن ماسک خوشحالی ممکن است شرایط را غیرقابل تحمل کند. بهترین راه این است که بپذیرید شما ناراحت هستید و نگذارید اندوه شما کنترل امور را به دست بگیرد. قطعا آخرین چیزی که هر فرد می خواهد این است که در محیط کار ضعیف یا آسیب پذیر به نظر برسد.

    خودتان را مجبور نکنید که خوشحال باشید. تا زمانی که کارتان را به موقع انجام دهید خوشحال یا ناراحت بودن موجب توجه و اعتراض کسی نخواهد شد. غمگین بودنتان را از راه های مختلف می توانید مدیریت کنید. مثلا برای خودتان یک نامه بنویسید و تمام فکرهایی که باعث غمگین بودنتان می شود را فهرست کنید. یک اسباب بازی ضد استرس مثل ژل اسلایم یا  توپ ضد استرس همراه خود به سر کار ببرید. می توانید چندتایی سوزن ته گرد دم دست داشته باشید و در زمان استراحت یا ناهار با فکر کردن به موضوع یا شخصی که باعث ناراحتی شما شده سوزن ها را در توپ فرو کنید. از افکارتان خجالت نکشید. مهم این است که شما انرژی منفی و غم را با خود حمل نکنید و آن را سنگین تر نکنید. کمترین خطر این کار این است که ممکن است این انرژی منفی را بر سر آدم دیگری که مقصر نیست خالی کنید.

    مراقب خودتان باشید

    مطمئن شوید هر روز کاری را به خاطر خودتان انجام می دهید. با خودتان مهربان باشید و همانطور که با یک دوست آسیب دیده تان حرف می زنید و با او همدلی دارید، با خودتان حرف بزنید.

    یک بسته خود مراقبتی بسازید و با خود به محل کار ببرید. این کار کیف شما را کمی سنگین می کند اما ارزشش را دارد. این بسته می تواند شامل مجله ای که دوست دارید، روغن استخدوس برای بهبود اعصاب، کرم دستی که بویش را دوست دارید، آسپرین و چند بسته چای یا نسکافه فوری، شکلات، بیسکوییت یا هر خوراکی ای که عاشقش هستید باشد.

    خوب غذا بخورید

    برای بیشتر آدم ها وقتی غمگین هستند غذا پختن یکی از سخت ترین کارهای دنیا می شود؛ پس سعی کنید غذاهای ساده اما خوشمزه بپزید. غذاهای محبوب بچگی تان می تواند خاطرات خوبی را به شما یادآوری کند و این کار به بهبود حالتان کمک کند. چند لقمه از مربایی که دوست دارید برای صبحانه و کوکو یا سوپ خوشمزه برای ناهار می تواند شما را از ضعف و کمبود انرژی نجات دهد. اگر اشتهایتان کور شده است، خوردن آجیل مثل پسته و بادام را در طول روز فراموش نکنید.

     

    کتاب صوتی گوش دهید

    گوش دادن به کتاب صوتی یا پادکست بهترین راه برای جلوگیری از مزاحمت دیگران در محیط کار است. یک کتاب انگیزشی یا یک رمان تازه منتشر شده را پخش کنید و به ذهنتان کمک کنید از محیط فاصله بگیرد. اگر دیدید این کار باعث می شود تمرکزتان را از دست بدهید، پخش را متوقف کنید اما هدفون را از روی گوش هایتان برندارید. با این کار کمتر ممکن است همکارانتان با شما حرف بزنند و حواستان را پرت کنند.

    زمانتان را به بازه های مختلف تقسیم کنید

    وقتی غمگین هستید انرژی کمی برای کار کردن دارید و تمام انرژی شما صرف پرداختن به موضوعاتی که شما را غمگین کرده است می شود. زمانتان را به بازه های چهل و پنج دقیقه ای تقسیم کنید. چهل پنج دقیقه را به طور اختصاصی به انجام دادن کارها و تمرکز روی آن ها اختصاص دهید. بعد از هر بازه ذهنتان را کاملا از محیط کار دور کنید. مثلا به حیاط بروید و قدم بزنید یا یک داستان کوتاه بخوانید. اگر شغلتان طوری است که تماس های تلفنی متعددی دارید در زمان بین بازه ها حتما تلفن را روی حالت پیغامگیر قرار دهید. اگر توانایی چهل و پنج دقیقه تمرکز را ندارید بازه های کوتاه تری را در نظر بگیرید.

    از آدم های پرحرف دوری کنید

    از ارتباط با آن دسته از همکارانتان که پرحرف هستند و صحبت کردن با آن ها انرژی زیادی از شما می گیرد دوری کنید. اگر همکار پرحرفتان می خواست موضوعی کاری را با شما درمیان بگذارد از او درخواست کنید از طریق ایمیل یا یادداشت موضوع را با شما در میان بگذارد.

    پشت میز خودتان غذا بخورید

    به جای حضور در غذاخوری محل کار و پیوستن به دیگران، ناهار را پشت میز کار خود بخورید. این کار شما را درگیر گفت و گو با دیگران و مواجه شدن با سوالاتی مثل «چرا ناراحتی؟» یا «بیخیال! خوشحال باش» نمی کند. خودتان را به خاطر احساساتتان تحت فشار نگذارید.

    موهبت هوای تازه و آفتاب

    از دفتر کار بیرون بزنید. اگر تنها ناهار خوردن به بازیابی شما کمکی نکرد برای مدت کوتاهی از محیط کار خارج شوید. هوای تازه تنفس کنید و اگر هوا آفتابی است در معرض نور خورشید قرار بگیرید. ویتامین دی به بهبود حالتان کمک می کند. کل این کار ده دقیقه بیشتر طول نخواهد کشید. هوای تازه باعث می شود احساس بهتری داشته باشید و به بهبود وضع اعصابتان کمک می کند.

    درخواست کمک کنید

    اگر احساس آشفتگی شدید می کنید از همکار مورد اعتمادتان درخواست کمک کنید. ممکن است بتوانید شیفت کاری یا پروژه ی خود را با همکارتان جا به جا کنید. سعی کنید کارهایی که در این بازه به شما واگذار می شوند را سبک نگه دارید با بتوانید آن ها را مدیریت کنید و به درستی انجام دهید.

    همچنین اگر کاهشی در میزان غمگین بودنتان حس نکردید به مشاور مراجعه کنید. این کار شاید وقت گیر یا هزینه بر به نظر برسد اما هزینه های مدت طولانی غمگین بودن و افسردگی قطعا بیشتر خواهد بود.

    به خودتان و دیگران هدیه بدهید

    هدیه دادن و هدیه گرفتن باعث ترشح هورمون سروتونین، یکی از هورمون های شادی، می شود. به خودتان و دوستان و نزدیکانتان هدیه بدهید. این هدیه می تواند یک شاخه گل، یک کتاب حال خوب کن یا یکی از محصولات ترمه گرافیک با یک طرح خوشحال کننده و انرژی مثبت باشد. 

    [ یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:58 ] [ گنگِ خواب دیده ]

     

     

    چراغ نفتی که سر طاقچه بود دود می‌زد، ولی دونفر زنی که روی مخده نشسته بودند ملتفت نمی‌شدند. یکی ازآن‌ها که با چادر سیاه آن بالا نشسته بود به نظر می‌آمد که مهمان است، دستمال بزرگی دردست داشت که پی درپی با آن دماغ می‌گرفت وسرش را می‌جنبانید. آن دیگری با چادرنماز تیره رنگ که روی صورتش کشیده بود ظاهراً گریه وناله می‌کرد - درباز شد هووی او باچشم‌های پف‌آلود قلیان آورد جلو مهمان گذاشت وخودش رفت پایین اطاق نشست. زنی که پهلوی مهمان نشسته بود ناگهان مثل چیزی که حالت عصبانی به او دست بدهد، شروع کرد به گیس کندن وسروسینه زدن:
    - بی‌بی خانم جونم، این شوهر نبود یک پارچه جواهر بود؛ خاک برسرم بکنند که قدرش راندانستم! خانم این مرد یک تو به من نگفت......شوهر بیچاره ام. ورپرید. او نمرد، اوراکشتند.
    چادر ازسرش افتاد، موهای حنا بسته روی صورتش پریشان شد، خودش راانداخت روی تشک وغش کرد.
    بی‌بی خانم همین‌طور که قلیان زیر لبش بود روکرد به هوو:
    - نرگس خانم کاه‌گل وگلاب این‌‌‌جا به هم نمی‌رسد؟
    نرگس با خونسردی بلند شد از سر رف شیشه گلاب رابرداشت داد دست مهمان وآهسته گفت:
    - این غش‌ها دروغی است. همان ساعتی که مشدی چانه می انداخت دست کرد ساعت جیبش رادرآورد.
    بی‌بی خانم بازوهای ناخوش رامالش داد، گلاب نزدیک بینی او برد، حالش سرجا آمد، نشست ومی‌گفت:
    - دیدی چه به روزم آمد؟ بی‌بی خانم، همین امروز صبح بود، مشدی توی رختخوابش نشسته بود به من گفت: یک سیگار چاق کن بده من. سیگار دادم به دستش کشید. خانم انگار که به دلش اثر کرده بود، بعد گفت که من دیگر می‌میرم. اما چه بکنم بااین خجالت‌های تو؟ گفتم الهی تو زنده باشی. گفت ازبابت حسن دلم قرص است، می‌دانم که گلیمش راازآب بیرون می‌کشد ولی دلم برای تو می‌سوزد، اگر برای خانه یک بخشش‌نامه بنویسی من پایش را مهر می‌کنم.
    بی‌بی خانم سینه‌اش راصاف کرد: منیجه خانم حالا بنیه‌ات راازدست نده. انشاالله پسرت تن درست باشد.
    قلیان رابی‌بی خانم داد به منیژه که گرفت والنگوهای طلا به مچ دستش برق زد.
    منیژه خانم: نه بعد از مشدی رجب من دیگر نمی‌توانم زنده باشم، یک زن بیچاره، بی دست وپا تا گلویم قرض، پسرم هم دراین شهر نیست. نمی‌توانم دراین خانه بمانم، جل زیر پایم هم مال بچۀ صغیر است.
    بی‌بی خانم: آن خدا بیامرز همان وقتی که روبه قبله بود به من گفت کلیدم رادریاب تا به دست کسی نیفتد.
    نرگس پایین اطاق هق‌هق گریه می‌کند.
    بی‌بی خانم: خدا بند ازپیش خدا نبرد! همین هفتۀ پیش بود رفتم دردکان مشدی برای بچه رقیه سرنج بخرم. خدا بیامرزدش هرچه کردم پولش راازمن نگرفت، گفت سید خانم شما حق آب و گل دارید. خانم مشدی چه ناخوشی گرفت که این‌طور نفله شد؟
    منیژه: سه شب وسه روز بود که من خواب به چشمم نیامد. خانم، من بر بالین این مرد جانفشانی کردم، رفتم از مسجد جمعه برایش دعای بی‌وقتی گرفتم، حکیم موسی رابرایش آوردم گفت ثقل سرد کرده، من هم تا ‌توانستم گرمی به نافش بستم، برایش گل گاوزبان دم کردم، زنیان وبادیان، سنبله تیب، گل خارخاسک، تاج ریزی، برگ نارنج به خوردش دادم، دوروز بعد حالش بهتر بود، امروز صبح من پهلوی رختخواب او چرت می‌زدم دیدم مشدی دست کشید روی زلف‌هایم گفت: منیجه تو به پای من خیلی زحمت کشیدی حالا دیگر هربدی هرخطایی کردم ما راببخش، حلالمان بکن، اگر من سر تو زن گرفتم برای کنیزی تو بود.دوباره گفت ماراحلال بکن! من واسه رنگ رفتم تو دلش: پاشو سرپا چرامثل خاله زنیکه‌ها حرف می‌زنی؟ برو در دکانت سر کار و کاسبی. خانم من رفتم یک چرت بخوابم نرگس رافرستادم پیش مشدی تا اگر لازم شد دست زیر بالش بکند. اما بی‌بی خانم، به جان یک دانه فرزندم اگر بخواهم دروغ بگویم، نزدیک ظهر که بیدار شدم دیدم حالش بدتر شده، همین یک ساعتی که ازاو منفک شدم!...
    بی‌بی خانم بادستمالی که دردستش بود دماغ گرفت وسرش رابا حالت پر معنی تکان داد.
    نرگس: حالا دست پیش گرفته پس نیفتد! همچنین تنها تنها به قاضی نرو. تا ان خدابیامرز زنده بود به خونش تشنه بودی، حالا یک‌هو عزیر شد؟ برایش پستان به تنور می‌چسباند؟ خوب کم‌تر ننه من غریبم دربیار. بی‌بی خانم، خیر ازجوانیم نبینم اگر بخواهم دروغ بگویم، من همه‌اش پرستاری مشدی رامی‌کردم، او همه‌اش می‌خورد ومی‌خوابید. حالا دارد تو چشم به من نارو می‌زند، یعنی من او راکشتم؟ چرا آن کسی اورانکشد که کلید همه دروبند زیر دستش بود ودراطاق رابرروی من بست.
    منیژه: چه فضولیها. کسی باتو حرف نمی‌زد مثل نخود همه‌اش خودت راقاطی هرحرفی می‌کنی، می‌دانی چیست آن ممه را لولو برد. من دیگر مجیزت رانمی‌گویم.
    بی‌بی خانم: صلوات بفرستید، برشیطان لعنت بکنید. نرگس خانم شما بروید بیرون.
    نرگس گریه‌کنان ازدر بیرون رفت.
    منیژه: ای، اگر بخت ما بخت بود دست خر برای خودش درخت بود. تو دانی وخدا روزگارمرا تماشا بکنید، من چه‌طور می‌توانم با این زنیکۀ کولی قرشمال توی این خانه به سر ببرم؟
    بی‌بی خانم: کم محلی از صد تا چوب بدتر است.
    منیژه: به هرحال خانم چه برایتان بگویم؟ من دم حوض بودم یک مرتبه دیدم نرگس تو سرش می‌زد ومی‌گفت: بیایید که مشدی ازدست رفت. خانم روز بد نبینید دویدم وارد اتاق شدم دیدم مشدی مثل مار به خودش می‌پیچد. نفس نفس می‌زد، یک‌هو پس افتاد دندان‌هایش کلید شد. رنگش مثل ماست پرید، دماغش تیغ کشید، سیاهی چشم‌هایش رفت، تنش مثل چوب خشک شد، نفسش بند آمد، من کاری که کردم دویدم آینه آوردم جلو دهنش گرفتم، انگاری که یک سال بود نفس نمی‌کشید. خانم توسرم زدم، موهایم راچنگه چنگه کندم. خدا نصیب هیچ تنابنده‌ای نکند. بعد رفتم ازهمان تربتی که شما ازکربلا سوغات آورده بودید دراستکان گردانیدم ریختم به حلقش، دندان‌هایش کلید شده بود، آب تربت از دور دهنش می‌ریخت، بعد چشم‌هایش رابستم، چک وچونه‌اش رابستم، فرستادم پی‌اشیخ‌علی، او را وکیل دفن‌وکفن کردم، بیست تومان به اودادم، خانم نعش دو ساعت به زمین نماند! حالا لابد اورابه خاک سپرده‌اند.
    منیژه قلیان راداد به دست بی‌بی خانم.
    بی‌بی خانم سرش راتکان داد: خوشا به سعادتش! خانم از بس که ثواب‌کار بوده. روحش را زود خلاص کردند، خدا غرق رحمتش بکند. نعش ما را بگو که چند روز به زمین می‌ماند! خانم، مشدی چه سن وسالی داشت؟
    منیژه: بمیرم الهی، باز هم جوان بود، اس وقسش درست بود. خودش همیشه می‌گفت، شاه شهید راکه تیر زدند چهل سالش بود، تا حالا هم بیست سال می‌شود. خانم پنجاه سال برای مرد چیزی نیست. تازه جا افتاده وعاقل مرد بود. نرگس اوراچیزخور کرد. کاشکی خدا به جای او مرا می‌کشت. ازاین زندگی سیر شده‌ام.
    بی‌بی خانم: دور ازجانتان باشد. اما خوشا به سعادتش که مرده‌اش به زمین نماند! خانم خدا پاک می‌کند. ما گناه‌کارها را بگو که زنده مانده‌ایم. خدا همۀ بنده‌های خودش رابیامرزد.
    نرگس وارد اطاق می‌شود: شیخ‌علی آمده پنج تومان ازبابت کفن ودفن می‌خواهد.
    منیژه: دردیزی باز است حیای گربه کجاست؟ هان، مرده خورها بو می‌کشند، حالا میان هیروویر قلم‌تراش بیار زیر ابرویم رابگیر! همۀ بدبختی‌ها به کنار، دو به دست‌اشیخ افتاده می‌خواهد گوش من زن بیچاره راببرد. این پول مال بچه صغیر است. یکی ازدوستان جون جونیش، ازهم پیاله‌ها نیامد اقلا هفت قدم دنبال تابوت او راه برود، همه مگس دور شیرینی بودند! یوزباشی دیروز آمده بود احوالپرسی. سوزوبریز می‌کرد. می‌گفت: همه این‌ها فرع پرستاری است چرا شله‌اش نپخته است؟ چرا حکیم خوب نیاوردید؟ امروز فرستادم خبرش کردم تا ما که مرد نداریم به کارهایمان رسیدگی کند. بهانه آورده بود که درعدلیه مرافعه دارد( به نرگس) خوب بیاید ببینم چه می‌گوید؟
    نرگس قلیان رابرداشته ازدر بیرون می‌رود.
    منیژه دوباره شروع می‌کند به زنجموره: شوهر بیچاره‌ام! مرا بی‌کس و بانی گذاشت! چه خاکی به سرم بریزم؟ سر سیاه زمستان یک مشت بچه به سرم ریخته، نه بار نه بنشن، نه زغال نه زندگی!
    شیخ‌علی وارد می‌شود. باعمامۀ بزرگ ولهجه غلیظ: سلام علیکم! خدا شمارازنده بگذارد، پسرتان سلامت بوده باشد، سایه‌تان از سرما کم نشود، خدا آن مرحوم رابیامرزد. چقدر به بنده التفاتت داشت، خالا باید یکی به من تسلیت بدهد، خانم مرگ به دست خداست، بی‌ارادۀ خدا برگ ازدرخت نمی‌افتد. ما هم به نوبۀ خودمان می‌رویم، مصلحتش این‌طور قرارگرفته بود، ازدست ما بنده های عاجز کاری ساخته نیست، اگر بدانید خانم تابوت چه جور صاف می رفت!
    بی‌بی خانم: خوشا به سعادتش، خانم، تابوت او صاف می‌رفته؟
    منیژه: خوب بگویید ببینم مرده رابه خاک سپردید؟ کارتان تمام شد؟
    آشیخ: خانم ببخشید اگر قضیه مولمه رابه شما یادآوری می‌کنم، ولی پنج تومان ازمخارج کم آمده، صورت حسابش حاضر است. مزد گورکن به زمین مانده.
    منیژه: حالا مرده راسر قبر آقا به امان خدا گذاشتید؟
    آشیخ: نه گورکن آنجاست.
    بی‌بی خانم: پدر بی‌کسی بسوزد!
    منیژه: منِ بیچاره ازکجا پول آورده‌ام؟ اگر سراغ کرده‌اید که مشدی صد دینار پول داشته دروغ است، این جلی زیر پایم افتاده مال توله تفلیسی‌های نرگس است، مگر نشنیدی: که زن جوان ومرد پیر- سبد بیار جوجه بگیر، پناه برخدا توی ان اطاق یک جوال خالی کرده! چرا نمی‌روید ازاو بگیرید؟ من که گنج قارون زیر سرم نیست، من یک زن لچک به سر از همه جا بی خبر آه ندارم که با ناله سودا بکنم، ازکجا آورده‌ام، پای کی حساب می‌شود؟ جلد باشید ها، یک قبض بنویسید تا بعد یک نفر پیدا شود رسیدگی بکند.
    آشیخ: خدا سایه اتان راازسر ما کم نکند، البته خدمات من راهم درنظر دارید، چشم چشم همین الان.
    چمباتمه نشسته روی یک تکه کاغذ چیزی نوشته می‌دهد به دست منیژه، او هم دست کرده از کیسه‌ای که به گردنش آویخته چند اسکناس بیرون می‌آورد شمرده می‌دهد به‌اشیخ و قبض و رسید رادر کیسه می‌گذارد.
    منیژه باز شروع می‌کند به زنجموره: من بیوه زن با خون جگرصد دینار اندوخته بودم، این هم مال زیارت بود، کی دیگر به من پس می‌دهد؟ ختم را کی ورگذار می‌کند؟ مخارج شب هفت راکی می‌دهد؟
    آشیخ: دستتان درد نکند، خانم تا مرادارید ازچه می‌ترسید؟ همه‌اش به گردن خودم، مشدی آن‌قدر ها به گردن من حق دارد. بنده رافراموش نکنید.(ازدربیرون می‌رود)
    بی‌بی خانم: شب مرگ کسی درخانه‌اش نمی‌خوابد! خوشا به سعادتش که مرده‌اش به زمین نماند!
    منیژه: کاشکی مراهم برده بود، این زندگی شد؟ فکرش رابکنید تا حالا پنجاه تومان خرج کرده‌ام، همه‌اش راازجیب خودم دادم. ازفردا من چه‌طور می‌توانم توی این خانه بانرگس به جوال بروم؟ نمی‌دانید چه آفتی است!( نگاه می‌کند) واه پناه برخدا؟ مویش راآتش زدند، کم بود جن وپری یکی هم از دریچه بپری! ننۀ تابوتش راهم با خودش آورده!( ناله می‌کند) . درباز شد و نرگس و مادرش وارد می‌شوند.
    مادر نرگس: سلام، چه بوی نفتی می‌آید! مگر شما شما آدم نیستید توی این اطاق نشسته‌اید؟
    نرگس می‌رود فتیله چراغ را پایین می‌کشد، بی‌بی خانم نیمه‌خیز جلو مادر نرگس بلند شده می‌نشیند. نرگس سرش را پایین انداخته گریه می‌کند، مادرش چاق (است) وموهای خاکستری دارد.
    ( به دخترش): ننه این‌جور گریه نکن! خدا راخوش نمی‌آید، توی این خانه تو وبچه‌هایت بی‌کس هستید، همه خاله‌اند وخواهرزاده شما بیجید و حرامزاده! آخر تو یک صورت ظاهر هم می‌خواهی. اگر بنا بود کسی بیوه‌زن نشود قربانش بروم ام‌البنی بیوه زن نمی‌شد. چهار طرف خود رابپا، نگذار آل‌وآشغال‌ها را زیروروبکنند.
    نرگس گریه‌کنان ازدر بیرون می‌رود.
    مادر نرگس: می‌دانید چه است؟ من ازاین بیدها نیستم که ازاین بادها بلرزم. خوب، مرگ یک‌بار شیون هم یک‌بار. حالا که آن خدا بیامرز رفت، اما من آمده ام تکلیف دخترم رامعین بکنم. ازفردا دخترم با سه تا بچه قدونیم‌قد روی دستش باید زندگی بکند. من می‌خواستم همین امشب در وپیکر رابدهید مهروموم بکنند، اگرچه خدا دهن باز رابی‌روزی نمی‌گذارد، اما تا این بچه‌های صغیر از آب و گل دربیایند دم شتر به زمین می‌رسد. باید هرچه زودتر وکیل وصی را معین بکنند.
    منیژه: مگر همۀ کارها من باید بکنم؟ مگر من گفته‌ام نباید مهر وموم بشود؟ بد کردم جمع وجور کردم؟ کور ازخدا چه می‌خواهد: دو چشم بینا. خودتان بروید آخوند وملا بیاورید مهرو موم کند.
    دراین موقع نرگس وارد شده یک فنجان چایی روبه‌روی مادرش می‌گذارد ولوچه‌اش را آیزان می‌کند.
    حالا خیلی دیر است خوب بود زودتر به این خیال می‌افتادید.
    منیژه به بی‌بی خانم: قباحت هم خوب چیزی است، راستش به ستوه آمده‌ام. خدا به دور نرگس خودش کم بود رفته ننه جونش راهم خبر کرده، تا سه ساعت پیش هنوز شوهرش زنده بود، تف، تف، شرم وحیا هم خوب چیزی است. مشدی خودش به من وصیت کرد، کلید رابردارم تا به دست هرشلخته‌ای نیفتد. همین الان بروید وکیل و وصی بیاورید، هرچه دارو ندار است مهروموم بکنید. من حاضرم، کلید رامی‌دهم به دست وکیل، یک دقیقه پیش بود شیخ‌علی آمد به ضرب دگنگ پنج تومان ازمن گرفت ورفت، من زن بیچارۀ داغ دیده که درهفت آسمان یک ستاره ندارم! توی این خانه پوست انداختم. دورورز دیگر سر سیاه زمستان اگر برای خاطر آن خدا بیامرز نبود الان سر برهنه ازخانه بیرون می‌رفتم. بعد از مشدی درو دیوار این خانه به من فحش می‌دهد. سه شب و سه روز آزگار شب زنده داری کردم ، بعد از آنکه همۀ آب ها ازآسیاب افتاد ومشدی روی دستم چانه انداخت ان وقت دیدم نرگس خانم، زن سوگلی مثل طاووس خرامان‌خرامان وارد اطاق شد دروغکی آب‌غوره می‌گرفت، من هم ازلجم دررا به رویش بستم.
    نرگس: خوب، خوب، دراطاق رابستی تا چیزها را تودرتو بکنی، دروغگو اصلاً کم حافظه می‌شود، تا حالا صدجور حرف زده‌ای، این من بودم که زیر مشدی را تروخشک می‌کردم، تو شب‌ها می‌رفتی تخت می‌خوابیدی. وانگهی مشدی تا آن دمی که مرد ناخوش زمین‌گیر نشد، نشان به آن نشانی که هنوز مشدی نفس می‌کشید، برای این‌که پول‌هایش رابلند بکنی، چک‌وچونه‌اش رابستی، جلد دادی او را به خاک بسپرند، به خیالت من خرم؟ بعد در اطاق را به رویم بستی تا چیزها را زیرورو بکنی، حالا همه کاسه کوزه‌ها سرمن می‌شکنی؟
    منیژه: زنکه رویش را با آب مرده‌شورخانه شسته؟ تو چشم من دروغ می‌گویی؟ ازمن که گذشته، من آردم را بیختم و الکم را آویختم. اما تو برو فکر خودت رابکن، تا مشدی سرومروگنده بود هروقت گم می‌شد دراطاق نرگس خانم پیدایش می‌کردند. عصرها که ازکاربرمی‌گشت غرق بزک برای خودشیرینی می‌دوید جلو، درخانه را به رویش باز می‌کرد. شوهری که من موهایم را درخانه‌اش سفید کردم، یک پسر مثل دسته گل برایش بزرگ کردم، تو او را ازمن دزدیدی، مهرگیاه به خوردش دادی، من که پول کارنکرده نداشتم که خرج سرخاب سفیدآب بکنم . رفتی درمحله جهودها برایم جاد جنبل کردی، مراازچشم شوهرم انداختی، اگر الان توی پاشنۀ در اتاق را بگردند پرازطلسم ودعای سفیدبختی است. آن‌وقت می‌خواستی وقتی مشدی ناخوش شد پیزیش را هم من جا بگذارم؟ اگربرای...
    ننۀ نرگس: خوب بس است. ازدهن سگ دریا نجس نمی‌شود، می‌دانی چیست؟ حرف دهنت را بفهم وگرنه سنگ یک من دو منه، سروکارت با منه. حالا می‌خواهی کنج این خانه دخترم را زجرکش بکنی؟ بت لازمی بکنی؟ البته دخترم جوان است، هریک سرمویش یک طلسم است. مشدی پیر بود. البته زن جوان راهمه دوست دارند.
    بی‌بی خانم: صلوات بفرستید، لعنت برشیطان بکنید.
    نرگس: عوضش سرکارخانم و همه کاره بودید. همه در و بند کلیدش دست تو بود. من مثل دده بمباسی کارمی‌کردم وتنگۀ توراخرد می‌کردم. برای خاطر مشدی بود که هرچه می‌گفتی گل می‌کردم می‌زدم به سرم، تو هرشب می‌پریدی به جان مشدی، یک شکم با او دعوا می‌کردی، او هم به من پناهنده می‌شد. یعنی توقع داشتی او را از اتاق بیرون بکنم؟ اصلاً خودت مشدی را دق‌مرگ کردی. ماه‌به‌ماه با او قهر بودی، حالا یک مرتبه شوهر جون‌جونی شد!
    منیژه: چشمش کور می‌شد می‌خواست سر زنش هوو نیاورد. همان‌طوری که مرد حاضر نیست که بگویند بالای چشم زنت ابرو است زن هم وقتی دید شوهرش سر او زن می‌آورد، با او بی‌محبت می‌شود. آن گور به گور شده تا زنده بود سوهان روحم بود، بعد هم که رفت تو راجلو چشمم گذاشت.
    نرگس: تو ازبی‌قابلیتی خودت بود، زنی هم که خانه‌داری و شوهرداری بلد نیست، باید پیة هوو را به تنش بمالد. حالا گذشته‌ها گذشته، اما مال صغیر نباید زیر پا بشود، درستش باشد این النگوها که به دست کرده‌ای مال صغیر است تا امروز صبح یکی از آن‌ها بیش‌تر مال خودت نبود. دوتا ی دیگرش را ازکجا آوردی؟
    منیژه: حالا میان دعوا نرخ مشخص می‌کند! من بیست‌وپنج سال خانۀ این مرد استخوان خرد کردم - لب بود که دندان آمد. زنیکۀ دیروزه چیز خودم را به خودم نمی‌تواند ببیند. حالا هرچه ازدهانم بیرون بیاید به آن گور به گور ...
    بی‌بی خانم: خانم صلوات بفرستید. زبانتان راگاز بگیرید. این به جای حمد و سوره است؟ روح او الان همۀ حرف‌های شمارامی‌شنود. به قول شما سه ساعت نیست که او مرده. فکر بچه‌هایش رابکنید.
    منیژه: زنگوله‌های پای تابوت؟
    مادر نرگس فریاد می‌زند: خاک به گورم، مرده راببین!(غش می‌کند).
    بی‌بی خانم جیغ می‌کشد: وای ننه پشت شیشه رانگاه بکن مشدی مشدی آمده ( زبانش بند می‌آید).
    زن‌ها یک‌مرتبه با هم فریاد می‌کشند، درباز می‌شود. مشدی با کفن سفید خاک‌آلوده، صورت رنگ پریده، موهای ژولیده وارد می‌شود وبه درتکیه داده دردرگاه می ایستد.
    منیژه دستپاچه کیسه را از گردن خودش درمی‌آورد. با دسته کلید و النگوها جلو مشدی پرت می‌کند: نه، نه، نزدیک من نیا؟ بردار و برو، مرده، مرده...دسته کلید رابردار، صدتومانی که ازصندوقت برداشتم توی کیسه است. با یک قبض پنج تومانی، بردار و برو، به من رحم بکن، برو، برو ( بلند می‌شودخودش راپشت بی‌بی خانم پنهان می‌کند).
    نرگس ازگوشه چارقدش چیزی درآورده می‌اندازد جلواو: این هم دندان‌های عاریه ات با پنج تومانی که از‌آشیخ‌علی گرفتم. برداربرو، زود باش، برو.( بادست‌هایش صورت خودش راپنهان می‌کند ومی‌افتد در دامن مادرش).
    منیژه: همان دندان‌هایی که پنجاه تومان برای مشدی تمام شد!...
    مشدی رجب مات با لبخند: نه نترسید....من نمرده ام، سکته ناقص بود، درقبر به هوش آمدم!
    منیژه: نه نه ، تو مرده ای برو. دست ازجانمان بردار،مراکه دوست نداشتی، زن عزیزت آن‌جاست. (‌اشاره به نرگس می‌کند).
    مشدی رجب: نه من نمرده‌ام. هنوز خاک نریخته بودند...که به هوش آمدم..گورکن غش کرد، بلند شدم....دویدم! خودم رارسانیدم به خانه یوزباشی....عبای او را گرفتم با درشکه مرا به خانه آورد. خودش هم درحیاط است.
    منیژه: این‌هم....اینهم ماشاالله از کار کردن ‌آشیخ‌علی! سه ساعت مرده رابه زمین گذاشت! قلیان...یکی به من قلیان برساند...او زنده به گور...زنده به گور...

     

     

     

     

    [ یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:57 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    «قطار می‌رود

    تو می‌روی

    تمام ایستگاه می‌رود

    و من چقدر ساده‌ام

    که سال‌های سال

    در انتظار تو

    کنار این قطار رفته ایستاده‌ام

    و همچنان

    به نرده‌های ایستگاه رفته

    تکیه داده‌ام!»

     

    [ یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]

    درمان لاغری شدید (4 داروی گیاهی برای درمان لاغری مفرط)

     

     

    درمان لاغری مفرط با استفاده از داروی گیاهی

     برخی از شما ممکن است نیاز داشته باشید که وزن خود را افزایش دهید؛ گاهی به دلیل حفظ سلامتی پزشکتان این توصیه را به شما می‌کند یا اینکه لاغری مفرط باعث ایجاد نارضایتی از ظاهرتان شده است. در اینجا با نگاهی دقیق به دلایلی که یک فرد نیاز به افزایش وزن دارد و همچنین راه‌های طبیعی رسیدن به این هدف خواهیم انداخت.

    متخصصان تغذیه معتقدند که اضافه کردن وزن اغلب پیچیده‌تر از کاهش وزن می‌باشد. برای درمان لاغری شدید جنبه‌های متعددی می‌بایست تحت کنترل قرار بگیرد: باید از دریافت کالری اضافی از طریق غذاهای صنعتی و فراوری‌شده اجتناب کرد، باید مطمئن شویم که بیماران دارای اشتهای کافی جهت استفاده از وعده‌های غذایی توصیه شده باشند و همچنین بیماری‌های گوارشی مرتبط با لاغری شدید درمان شوند.

    گام اول در درمان لاغری مفرط این است که پزشکتان تشخیص دهد علت اصلی مشکل شما چیست. پس از آن می‌توان داروی گیاهی و روش درمانی مناسب را برای آن انتخاب کرد.مثلا تغذیه کودکان کم وزن متفاوت از سایر هم‌سن و سالانشان است.

    در زیر اصلی‌ترین علت‌های لاغری شدید آورده شده است که به احتمال زیاد مشکل شما به خاطر یکی از آن‌ها به وجود آمده است.

    علل لاغری مفرط چیست؟

    برخی افراد به علل مختلف دچار کاهش وزن می‌شوند و از وزن ایدئال خود فاصله می‌گیرند؛ گام اول در درمان لاغري مفرط این است که پزشکتان تشخیص دهد علت اصلی مشکل شما چیست. علل لاغری شدید در زیر آمده است:

    علل ژنتیکی : افرادی وجود دارند که نمی‌توانند بیش از مقدار محدودی غذا مصرف کنند. هنگامی که آن مقدار غذا به معده آن‌ها می‌رسد گروهی از هورمون‌ها که در کنترل اشتها نقش دارند، ترشح می‌شوند و مانع از ادامه غذا خوردن می‌گردند.

    داشتن فیبر عضلانی بیشتر : گاهی اوقات ترکیب ژنتیکی بدن فرد به گونه‌ای است که دارای فیبرهای عضلانی بیشتری نسبت به سایر افراد می‌باشد. این ویژگی باعث می‌شود که آن‌ها حتی در حالت استراحت نیز انرژی بیشتری بسوزانند؛ نتیجه این امر آن است که این افراد به سختی وزن اضافه می‌کنند.

    ویژگی‌های ذاتی : افرادی وجود دارند که دارای طبیعتی عصبی و بی‌قرار هستند. آن‌ها نمی‌توانند یکجا بنشینند و به طور مداوم در حال فعالیت هستند؛ حتی زمانی که نشسته‌اند مدام پاهای خود و دست‌هایشان را حرکت می‌دهند. همه این‌ها باعث می‌شود که آن‌ها در هر لحظه کالری بیشتری نسبت به سایر افراد بسوزانند.

    مشکلاتی در جذب : جذب مواد مغذی یکی از مهم‌ترین عواملی است که در درمان لاغری مفرط نقش دارد. بنابراین افرادی که در جذب این مواد مشکل دارند دچار لاغری شدید خواهند شد.

    بیماری های خاص : بعضی از بیماری‌ها مانند پرکاری تیروئید، بی‌اشتهایی عصبی (آنورکسیا)، پرخوری عصبی (بولیمیا)، اسهال مزمن ، اضطراب ، افسردگی و غیره مانع از درمان لاغری مفرط می‌شوند. با دانستن علت بی اشتهایی عصبی که تقریبا مهمترین عامل لاغري شدید محسوب می‌شود در کنار بررسی سایر عوامل، می‌توان تا حد زیادی به درمان بیماران کمک کرد.

    برای درمان لاغری مفرط روش‌های مختلفی وجود دارد؛ برخی از روش‌ها با کمک داروهای شیمیایی هستند که به دلیل عوارض جانبی به نسبت زیادشان توصیه نمی‌شوند. بنابراین بهتر است با کمک روش‌های طبیعی و گیاهی که عوارض کمتری خواهند داشت به هدف خود برسید.

    در زیر چند داروی گیاهی اصلی برای درمان لاغري شدید آورده شده است:

    درمان لاغری شدید با استفاده از داروی گیاهی شنبلیله

    شما ممکن است خیلی با داروی گیاهی شنبلیله آشنا نباشید، اما این گیاه دارای اثراتی شگفت‌انگیز برای درمان لاغری شدید است. در حقیقت، این گیاه به خاطر تأثیری که در افزایش سایز سینه و باسن داشت شناخته شد، البته اگر به طرز صحیح از آن استفاده کنید.

    گیاه شنبلیله دارای خواصی شبیه استروژن زنانه است. همچنین برای کاهش کلسترول و تثبیت قند خون مناسب است و به دلیل فیبر موجود در آن از یبوست جلوگیری می‌کند؛ اما چگونه آن را مصرف کنید؟

    شما معمولاً می‌توانید این گیاه را به صورت تازه از تره‌بار تهیه کنید و یا پودر آن را از عطاری تهیه کنید؛ حتی ممکن است پزشک کپسول آن را برای شما تجویز کند؛ اما شما می‌توانید آن را به روش‌های زیر مصرف کنید:

    • از طریق مصرف دانه‌های آن.
    • کپسول‌ها یا قرص های آن که در عطاری‌ها و داروخانه‌ها موجود است.
    • از طریق استفاده از آرد آن که در بعضی مناطق در نان‌هایی تحت عنوان نان مصری به کار می‌رود.
    • پودر آن برای طعم دادن به غذاهای مختلف
    • چای یا دم نوش

    طریقه مصرف داروی گیاهی شنبلیله برای درمان لاغری مفرط

    بدون شک، شایع‌ترین روش مصرف آن این است که دانه‌های آن را به صورت چای ، زمانی که از خواب بیدار می‌شوید و در اواسط بعد از ظهر مصرف کنید. یک فنجان آب جوش بگذارید، 5 بذر گیاه را در آن بیندازید و چند دقیقه صبر کنید.

    شما باید در طول روز مقدار زیادی آب بنوشید، این باعث افزایش اشتهای شما می‌شود. همیشه به یاد داشته باشید که حداقل دو لیتر آب در روز بخورید. داروی گیاهی شنبلیله همچنین حاوی ساپونین (saponins) است که به بهبود هضم غذا کمک می‌کند، آنزیم‌های گوارشی را بهبود می‌بخشد، باعث می‌شود کالری در بدن شما به شکل سالم انباشته شود و در نهایت باعث درمان لاغری مفرط خواهد شد.

    درمان‌لاغری مفرط با شنبلیله

    درمان لاغری مفرط با استفاده از داروی گیاهی قاصدک

    داروی گیاهی ریشه قاصدک یک تقویت کننده با طعمی تلخ است که به طور سنتی برای درمان کاهش اشتها، ضعف، سنگ‌های صفراوی، کوله سیستیت و یبوست استفاده می‌شود. علت تلخی طعم آن وجود موادی مانند گلوکوزیدهای لاکتون سوزوئیتپن (sesquiterpene lactones glycosides) است که باعث افزایش ترشح مواد از کیسه صفرا شده و در نتیجه هضم را تحریک می‌کند.

    داروی گیاهی گل قاصدک نیز نقش تقویتی دارد و باعث تحریک اشتها می‌شود؛ ولی برعکس ریشه گیاه، دارای طعمی شیرین می‌باشد. به لطف طعم شیرین آن، جریان خون صفرا تحریک می‌شود، درنتیجه آنزیم‌های گوارشی را بهبود می‌دهد. برای اینکه قاصدک بر روی شما اثر داشته باشد، شما باید آن را سه بار در روز استفاده کنید و اولین بار، پس از بیدار شدن از خواب باشد.

    چهار گل قاصدک را در یک فنجان آب جوش قرار داده شود. وقتی به خوبی دم کشید، می‌توانید آن را بنوشید. نیم ساعت بعد، می‌توانید یک موز بخورید. خوردن یک موز در روز نیز به درمان لاغری مفرط شما به روشی سالم کمک می‌کند.

    درمان لاغري مفرط با گیاهی قاصدک

    درمان لاغری شدید با استفاده از گیاه ژنتیان زرد

    داروی گیاهی ژنتیان (Gentian) یک ترکیب عالی است که می‌تواند به درمان لاغري مفرط شما کمک کند. این داروی گیاهی یک راه درمان طبیعی بسیار مؤثر برای افرادی است که در دوره بهبود پس از بیماری هستند و باید به سرعت با درمان لاغری مفرط خود، به وضعیت سلامتی خود دست یابند.

    داروی گیاهی ژنتیان، به عنوان یک تقویت کننده با طعم تلخ ، به طور سنتی برای درمان کاهش اشتها ، اختلال نعوظ ، کمک به جذب مواد غذایی و تقویت دستگاه گوارش استفاده می‌شود. مطالعات نشان می‌دهند که مصرف خوراکی ژنتیان می‌تواند نتایج زیر را داشته باشد:

    • افزایش ترشح معده
    • تحریک ترشح آنزیم های روده کوچک
    • افزایش جریان صفراوی
    • افزایش اشتها

    به همین علت، با مصرف این گیاه در کنار تغذیه سالم ، تمام پروتئین‌ها و کالری‌هایی که مصرف کرده‌اید به طور مناسب در بدن جذب شده و به شما کمک می‌کند که به شکلی طبیعی و سالم به درمان لاغری مفرط خود دست یابید.

    همچنین داروی گیاهی ژنتیان ، معده و روده را تقویت می‌کند و باعث افزایش ترشحات معده و جذب بهتر آنزیم‌ها می‌شود. شک نکنید و حتماً آن را امتحان کنید. شما می‌توانید آن را از فروشگاه‌های مواد غذایی طبیعی و یا عطاری‌ها تهیه کنید و می‌توانید پس از تهیه، آن‌ها را در بسته بندی‌هایی آماده کنید تا به صورت دمنوش بعد از هر وعده غذایی بنوشید.

    راه درمان لاغری مفرط با گیاه ژنتیان زرد

    درمان لاغری مفرط با داروی گیاهی زنجبیل

    ریزوم گیاه زنجبیل حاوی روغن و مواد شیمیایی خاصی به نام ژینگرول (gingerols) و شوگائول (shogaols) می‌باشد. از قرن اول میلادی، به دلیل طبع گرم کیفیت گرما و فوایدی که برای سیستم گوارشی خصوصاً معده دارد، طرفداران بسیاری داشت.

    داروی گیاهی زنجبیل در پزشکی سنتی غرب، چین، هند، اندونزی، تایلند، آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی برای درمان دردهای معده ، کاهش اشتها، ضعف، استفراغ و حالت تهوع استفاده می‌شد.

    زنجبیل همچنین به عنوان یک تقویت کننده سیستم گردش خون در نظر گرفته می‌شود و در درمان کرامپ یا گرفتگی‌های شکمی مرتبط با سرماخوردگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این داروی گیاهی همچنین در درمان سوء هاضمه نیز کاربرد دارد. بنابراین گیاه زنجبیل هم می‌تواند نقش مهمی در درمان لاغري مفرط با علل مشکلات گوارشی داشته باشد.

    [ یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]
    .: Weblog Themes By themzha :.

    درباره وبلاگ




    خدایا چنان کن سرانجام کار
    تو خشنود باشی و ما رستگار


    حسن پوش
    امکانات وب
    <

    کد هدایت به بالا