هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز گر چـه رفتی ز برم حسرت روی تو نرفت در این خانه به امید تو باز است هنوز روی سـردری خونه گل های یاس بهاری
یه روزی لابه لایه کیف و دفترهای کهنه به دنبال زمان های قدیم و دور می گشتم به دنیایی که از مهر و محبت عشق حرف می زد به سوی کودکی راهی فرار از عشق می گشتم
شبا وقتی که تنهایی میاد همراه دلتنگی میپیچه باز صدای پات به روی پله سنگی به فکر این که برگشتی دلم میاد به پیشوازت خیال قامتت این جاست نگاهم می کنه نازت