لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

هیچ‌ نیمه ی ‌گمشده‌ای وجود ندارد!

تنها چیزی که وجود دارد تکه‌هایی از زمان است که در آن‌ها، ما با کسی حال خوشی داریم؛

حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو‌ روز، پنج سال یا همه‌ی عمر …

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت
وای اگر چشم بخواند غمِ ناپیدا را ...

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]

جنگ جهانی دوم و حقایقی در مورد محاصره لنینگراد

جنگ جهانی دوم و حقایقی در مورد محاصره لنینگراد در طول جنگ جهانی دوم

روسیه در سال 2020 میلادی ، به طور رسمی هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی شهروندان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (شوروی سابق) در جنگ جهانی دوم را جشن میگیرد.
برای شهروندان کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق ، روز نهم ماه می، روز پیروزی یک معنی خاص دارد . جنگ که در سالهای 1941 تا 1945 به طول انجامید یکی از آزمایشات دشوار برای مردم اتحاد جماهیر شوروی بود که در تاریخ روسیه چنین جنگی از لحاظ مقیاس و بزرگی، تلفات و خسارات و تعداد کشته شدگان بی سابقه بود. دفاع مردم شوروی برعلیه تجاوزخصمانه نازی های فاشیست آلمان ، 1418 شبانه روز به طول انجامید. این فاجعه عظیم از داخل تک تک خانواده ها و قلب های هرشهروند شوروی سابق عبور کرد.
در طول جنگ بزرگ ۲۷ میلیون انسان کشته شدند. تعدادی از گرسنگی، تعدادی براثر بمباران و تعدادی با مسلسل های دشمن و تعدادی بر اثر شرایط سخت زندگی و کار طاقت فرسا جان خود را از دست دادند.
در این سال های سخت ، سربازان و شهروندان غیر نظامی اقدامات قهرمانانه ای را از خود نشان دادند، جان دیگران نجات دادند و نزدیک شدن به پیروزی بزرگ را ارمغان آوردند. نام قهرمانان جنگ برروی خیابان ها، راه ها و میادین در تمام شهرهای روسیه نامگذاری شده است.
شهرهای که کارگران آنان که قهرمانانه و شجاعانه در حمایت از سرزمین مادری دفاع نمودند و در طول جنگ دفاع کردند از لقب‌های افتخاری شهر اعطا می‌شد.
سال گذشته رئیس‌ جمهور ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین طی حکمی برگزاری جشن پیروزی هفتاد و پنجمین سال پیروزی شهروندان اتحاد جماهیر شوروی سابق در جنگ کبیر میهنی در سال ۲۰۲۰ میلادی را ، سال خاطره و شکوه نام گذاری نمود .
در این جشن برنامه هایی جهت ادای احترام به یاد و خاطره قهرمانان جنگ برنامه ریزی و اختصاص داده شده بود . اما بخش بسیار جذاب و دیدنی این جشن ، می بایست رژه پیروزی می بود که هر ساله در میدان سرخ مسکو با حضور بیش از ۱۴ هزار نظامی برگزار می شد .برنامه ریزی شده بود تا حدود ۲۰ نوع تجهیزات جدید و نوین نظامی به نمایش گذاشته شود که تاکنون از آن در رژه نظامی به نمایش گذاشته نشده بود .بر اساس سنوات گذشته از مقامات و روسای کشورهای خارجی در این رژه دعوت به عمل می آمد .
باتوجه به ماهها تلاش برای آماده سازی این رژه ، رئیس‌ رئیس جمهور روسیه تصمیم گرفت این رژه را به دلیل شرایطی که ویروس کرونا کوید۱۹ در روسیه و در جهان ایجاد کرده به تعویق بیاندازد .
رئیس‌ جمهور فدراسیون روسیه تاکید کرد که کل سال ۲۰۲۰ میلادی متعلق به هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی جنگ کبیر میهنی می باشد . بنابر این ، با از بین رفتن خطر بیماری ویروس کرونا کوید ۱۹ برای برنامه ریزی برپایی این جشن بزرگ اقدام خواهیم کرد.

محاصره شهر لنینگراد (در حال حاضر سن پترزبورگ) توسط نیروهای آلمانی از 8 سپتامبر 1941 تا 27 ژانویه سال 1944 به طول انجامید .شهر کاملا مسدود شده بود که بیش از دو و نیم میلیون نفر از جمله 400 هزار کودک بودند . مردم بدون غذا،گرما ، برق و آب شرب در شهر گرفتارشده بودند. روزهای محاصره سخت ترین آزمایشی بود که ساکنان شهر باشجاعت و عزت به پایان رساندند.

محاصره 872 روز به طول انجامید
8 سپتامبر1941 لنینگراد به حلقه محاصره کامل گرفتارشد و این محاصره 872 روز به طول انجامید
باآغاز محاصره در لنینگراد ، مواد غذایی و سوخت کافی وجود نداشت. تنها راه ارتباط با شهر دریاچه لادوگا بود. این دریاچه درواقع جاده زندگی بود چرا که از طریق آن کالاها و مواد غذایی به لنینگراد تحت محاصره دشمن رسانده می شد. حمل موادغذایی مورد نیازکل جمعیت شهر در امتداد دریاچه کاردشواری بود. در شروع محاصره زمستان وقحطی آغاز شد ، در سیستم گرمایشی وحمل و نقل مشکلاتی بوجود آمد. درزمستان سال 1941 صدها هزارنفرازساکنین لنینگراد درگذشتند. 27 ژانویه سال 1944 ( 872 روز پس از آغازمحاصره ) لنینگراد به طور کامل از نازی ها آزاد شد.
630 هزارنفرازساکنین لنینگراد درگذشتند
در جریان این محاصره ، بیش از 630 هزار ساکنین این شهرازگرسنگی و محرومیت جان باختند. این آمار در دادگاه نورنبرگ اعلام شد.
براساس آمارهای دیگر ، تعداد قربانیان میتواند به 1.5 میلیون نفر برسد . تنها 3 درصد از مرگ و میرها بر اثر گلوله باران و بمباران فاشیستی نسبت داده شده ، 97٪ باقیمانده در اثر گرسنگی جان باختند. تصویر اجساد مردگانی که در خیابانهای شهر دراز کشیده بودند ، توسط رهگذران به عنوان یک اتفاق روزمره تلقی می شد.


حداقل جیره غذایی - 125 گرم نان بود
مشکل اصلی در محاصره لنینگراد، گرسنگی بود. سهمیه کارمندان، وابستگان و کودکان از20 نوامبر تا 25 دسامبر روزانه تنها 125 گرم نان دریافت میکردند. کارگران 250 گرم نان وپرسنل آتش نشانی ، نگهبانان شبه نظامی ها وآموزشگاههای حرفه ای - 300 گرم. سهمیه آنها درمحاصره بود ، نان ازمخلوط آرد چاودار و جو دوسر ، کیک روغنی و مالت فیلتر نشده تهیه می شد. نان تقریباً به رنگ سیاه وازنظرطعم تلخ بود.
1.5 میلیون نفر از ساکنین شهر تخلیه شدند
در طی سه موج تخلیه لنینگراد ، در مجموع 1.5 میلیون نفر از شهر خارج شدند – یک هفته پس از شروع جنگ ، تقریبا نیمی از کل جمعیت شهر تخلیه و سازماندهی شد. شرح وظایف کاری در بین جمعیت تقسیم شد. بسیاری نمیخواستند خانه های خود را ترک کنند. تا اکتبر سال 1942 تخلیه شهر انجام گرفت . در موج اول ،حدود 400 هزار کودک به مناطق اطراف لنینگراد منتقل شدند.


1500 بلندگو برای هشدار حملات دشمن درخیابانهای شهر نصب شد

علاوه بر این ،پیام ها از طریق شبکه رادیویی شهر پخش میشدند. صدای زنگ خطر که ریتم سریع آن نشانه شروع حمله هوایی بود و ریتم کند آهسته نشانه وضعیت سفید بود درشهرپخش می شد. پخش رادیو در لنینگراد محاصره شده ، شبانه روزی بود. در این شهر مقرر شده بود که خاموش کردن رادیوها در خانه ها ممنوع است. گویندگان رادیو درباره اوضاع شهر صحبت میکردند. درصورت توقف ارسال پیامهای رادیویی ،آژیر مترونومهم چنان پخش می شد. صدای این هشدار ها ، ضربان زنده قلب لنینگراد نامگذاری شده بود.

32.1- درجه سانتیگراد
اولین زمستان در لنینگراد محاصره شده، زمستان سختی بود. نشان دماسنج 32,1- درجه سانتیگراد کاهش یافته بود. متوسط دما در ماه 18,7- درجه سانتیگراد بود پوشش برف در این شهر به 52 سانتی متر رسیده بود. دمای منفی هوا بیش از شش ماه در لنینگراد به طول انجامید و تا ماه می ادامه داشت. گرمایشی در خانه ها وجود نداشت ،سیستم فاضلاب و آبرسانی قطع شده بودند منبع اصلی گرما در خانه اجاق گازسنتی به "بورژویئکا" بود. هر آنچه را که می شود سوزاند از جمله کتاب و مبلمان را میسوزاندند. از شدت سرما هزاران نفر از مردم جان باختند.


جاده زندگی

22 نوامبرحرکت اتومبیل ها در جاده یخی دریاچه لادوگا اآغاز شد. این شاهراه به "جاده زندگی" معروف شد. در ژانویه سال 1942 ، تردد در جاده های زمستانی شروع شد. آلمانها جاده ها را بمباران میکردند ، اما نتوانستند حرکت را متوقف کنند. در زمستان تخلیه جمعیت آغاز شد. اولین نفراتی که خارج شدند زنان ، کودکان ، بیماران وسالمندان بودند.


150هزار گلوله
در حین محاصره ، شهر لنینگراد دائماً مورد اصابت گلوله قرار میگرفت ، که تعداد زیادی از آنها در سپتامبر و اکتبر سال 1941 بود. ناوگان هوایی آلمانها روزانه چندین حمله انجام می داد. درمجموع ،طی محاصره، 150 هزار توپ به لنینگراد شلیک شد و بیش از 107 هزار بمب آتشزا و مواد منفجره رها شد و 3 هزار ساختمان را ویران کرد و به بیش از 7 هزار نفر آسیب رساند .

4 واگن گربه
در ژانویه سال 1943 ، از شهر یاروسلاولیا گربه های خانگی به لنینگراد آوردند تا با انبوهی از جوندگان که تهدید بزرگی برای نابودی منابع غذایی شده بودند مبارزه شود. چهارواگن گربه دودی (نوعی نژاد گربه است که دودی رنگ است ) وارد شهر تازه آزاد شده شد – گربه های دودی بهترین شکارچیان موشهای صحرایی محسوب میشوند. بلافاصله برای تحویل این گربه ها صف طولانی از جانب مردم تشکیل شد . شهر نجات یافت و موش ها ناپدید شدند.

27 ژانویه سال 1944 روز آزاد سازی کامل لنینگراد از محاصره بود. در این روز ، در لنینگراد آتش بازی هوایی انجام گرفت.
محاصره لنینگراد تقریباً 900 روز به طول انجامید و خونین ترین محاصره در تاریخ بشریت شد.
در 8 مه 1965 ، شهر لنینگراد به خاطر شجاعت ، استوار و قهرمانی بی سابقه در روزهای مبارزات سخت با اشغالگران نازی ، عنوان افتخار "شهر قهرمان" را دریافت کرد.

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]

ما آدم ها در زمان ناچارى ياد ميگيريم

رانندگی كردن را، وقتی تنها شغل راننده بودن است.

نفس كشيدن از دهان را، وقتی كه بينی گرفته ميشود.

شنا كردن را، وقتی تا چشم كار ميكند آب است.

درنده بودن را وقتی سرنوشت آهو بودن مرگ است.

سنگ بودن را وقتی خاکها جارو ميشوند

و تحمل كردن را وقتی دلتنگی چون ميله ای آهنی تا ته توی قلبمان فرو رفته.

تحمل كردن. اين واژه مغموم....

زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد از جنس چسب زخم های پارچه ای باشد

بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را كه هيچ دلتنگی ای به چشم‌ها نشت پيدا نكند

ما آدم‌ها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد ميگيريم طبيب خود بودن را.

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]

در جنگ

درهیچ کجای دنیا

هیچ‌کس برنده نیست.

تنها برنده جنگ، تابوت‌سازها هستن...

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]

باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ای تحویل بدهی

خواه با فرزندی خوب یا باغچه‌ای سرسبز؛

اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده‌تر نفس کشید، یعنی تو موفق شده‌ای ...

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چگونه در ماینکرافت زنده بمانیم؟ راهنمای جامع برای مبتدیان

ماینکرافت یک بازی sandbox پر از ماجراجویی، خلاقیت و چالش است. اگر تازه وارد این دنیا شدهاید، ممکن است در ابتدا کمی سردرگم شوید. این راهنما به شما کمک میکند اولین شبهای خود را با موفقیت پشت سر بگذارید و به یک بازیکن حرفهای تبدیل شوید!

---

### **۱. شروع بازی: اولین قدم‌ها**
وقتی در دنیای ماینکرافت ظاهر میشوید، این کارها را انجام دهید:
- **چوب جمع کنید**: به درختان نزدیک شوید و با نگه داشتن کلیک چپ، چوب (Wood) جمع کنید.
- **ساخت کاردستی (Crafting)**: کلید `E` را بزنید تا اینونتوری باز شود. چوب را به Planks تبدیل کنید و سپس یک **Workbench** (میز کاردستی) بسازید.
- **ساخت ابزار اولیه**: با استفاده از Planks و چوب، چوبدستی (Sticks) درست کنید و سپس یک **چوب‌کُل (Wooden Pickaxe)** و **شمشیر چوبی (Wooden Sword)** بسازید.

---

### **۲. زنده ماندن در اولین شب**
شب در ماینکرافت پر از هیولاهاست! برای زنده ماندن:
- **پناهگاه بسازید**: با بلوک‌های سنگ یا خاک یک اتاق کوچک درست کنید تا از دست زامبی‌ها و کریپرها در امان بمانید.
- **مشعل (Torch) درست کنید**: زغال (Coal) را از کوه‌ها استخراج کنید یا چوب را در کوره (Furnace) بسوزانید تا زغال چوب (Charcoal) به دست آورید. سپس با چوبدستی، مشعل بسازید تا پناهگاه را روشن کنید.
- **غذا پیدا کنید**: گوسفندها، گاوها و مرغ‌ها را شکار کنید یا سیب از درختان جمع کنید تا گرسنگی شما برطرف شود.

---

### **۳. پیشرفت در بازی**
بعد از گذراندن اولین شب، این مراحل را دنبال کنید:
- **سنگ (Stone) را استخراج کنید**: با کلنگ چوبی، سنگ جمع کنید و ابزارهای سنگی (Stone Tools) بسازید که بادوام‌تر هستند.
- **کاوش در غارها**: به دنبال زغال سنگ، آهن (Iron) و الماس (Diamond) بگردید.
- **مزرعه بسازید**: گندم، هویج یا سیب‌زمینی بکارید تا منبع غذایی پایدار داشته باشید.
- **آهن ذوب کنید**: سنگ آهن را در کوره ذوب کنید تا **شمشیر و زره آهنی** بسازید.

---

### **۴. ساخت پورتال نِدر (Nether Portal)**
وقتی الماس پیدا کردید، میتوانید به بعد جهنمی (Nether) سفر کنید:
- **الماس پیدا کنید**: در لایه‌های پایین (Y=5 تا Y=12) با کلنگ آهنی الماس استخراج کنید.
- **ساخت پورتال**: با استفاده از آبشار لاوا (Lava) و سطل آب (Bucket)، ابسیدین (Obsidian) درست کنید و یک قاب ۴×۵ بسازید. سپس با فندک (Flint and Steel) آن را روشن کنید.

---

### **۵. ماجراجویی در اند (The End) و شکست اِندر دراگون**
برای پیروزی در بازی، باید اِندر دراگون را شکست دهید:
- **چشم‌های اِندر (Ender Eye)**: با مروارید اِندر (Ender Pearl) و پودر بلایز (Blaze Powder) چشم اِندر بسازید.
- **پیدا کردن Stronghold**: چشم‌ها را پرتاب کنید تا محل Stronghold را پیدا کنید.
- **مبارزه با اِندر دراگون**: در The End، کریستال‌های بالای برج‌ها را نابود کنید و سپس با تیراندازی یا حمله مستقیم، اِندر دراگون را شکست دهید.

---

### **۶. خلاقیت نامحدود!**
بعد از شکست اِندر دراگون، میتوانید:
- **ساختمان‌های بزرگ بسازید**
- **ماشین‌های ریدستون (Redstone) طراحی کنید**
- **با دوستانتان در سرورهای چندنفره بازی کنید**

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:26 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:11 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:1 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:58 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]

+چرا انقدر دوست داری از آدما فرار کنی؟
_تو فکر می کنی فقط از آدما فراریم؟
+منظورت چیه؟
_من از هر چیزی که کالبدی داره فراریم، حتی از خودمم فراریم... ولی خوب چه میشه کرد من حبس شدم تو این بدن...

+چه قدر نا امید!
_نه اصلا ناامیدانه نیست، فقط احساس واقعی مو بهت گفتم، با همه ی این اوصاف من عاشق زندگی ام...
+کدوم حرفت رو باور کنم؟
_همه شو!! بالاخره آدمیزاده و تناقض هاش...

[ شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:48 ] [ گنگِ خواب دیده ]

امــروز ؛ مـنـی مــانــده بـرای تـو بــمـیــرد
نــیـمــه نـفـسـی را بـه هـوای تـو بــمـیــرد


فـرمـان بده فـرمانـده چو فـرمانـبَـری تو :
آمــاده فــدایـی بـه فــدای تــو بــمــیــرد !


میثاق ؛ مسیر است کشیدی قدمی جـان :
بُــگـذارد و در راه وفــای تــو بـــمــیــرد ..


یک دشـت گلی ، پیـشکـش قـول و قـرارت
پــایـدار ؛ مــنـی آمــده پــای تــو بــمـیــرد


مـانـنـدِ تـو بـا دغــدغــه دلـداده بــمـیـری !
دل آمـــده بــا دغــدغــه‌هــای تـو بــمـیــرد


بُـگْـذار حـرارت بــخـورد بــر تــن ســردم !
هـمـدم ، بِـدَمـان دم به دمـای تـو بــمـیــرد


خُنیای خـوش آهـنگ ، تـپشِ قلب تو باشد
بِـنْــواز و بـزن ، نـای به نـوای تـو بــمـیــرد


ای نـیمـۀ جـان زنده بـمان ، نـیمـۀ جـانت :
حـاضـر شـده بـی‌واهـمـه جـای تـو بـمـیـرد

[ چهارشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 10:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]

!گﻔﺖ ﻧﻔﺮ ﯾک:ﺟ ﯾﻪ رﻓﺘﻪﺎيﺑﻌـﻀ واﻗﻌـﺎ کﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﻣﺎرﯾﺎ آﻧﻮﻗﺖ، دوری
ﺑﺮا چﯿﺰﻫﺎيﻣ دﺳﺖ از ﻫﻤﯿﺸﻪیﺟـﺎﯾ گﺮﻓـﺖ ﯾﺎد ﻫﻤچﻨﯿﻦ او روﻧﺪ،یدارد وﺟـﻮد
ﻣ آن ﺑﻪ کﻪیگﻮﯾﻨﺪ:ﺟﺎ ﯾﻪيﺧﯿﻠیدور!ﺧﯿﻠـ دﻧﯿـﺎ کﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪیو اﺳـﺖ پﻬﻨـﺎور
ﺧﯿﻠ او ﺷﻬﺮیﻫﺎ آدم اﯾﻨکﻪ و کﻮچک؛يداﺷﺘﻨ دوﺳﺖیﻣـ ﻫﻤﯿـﺸﻪ ابﺬﺟـ وی
روﻧﺪ

[ چهارشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]

💎طلا را به وسیله آتش...زن را به وسیله طلا ... و مرد را به وسیله زن امتحان کنید.

💎وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغ‌ها میكند پرهایش سفید می‌ماند، ولی قلبش سیاه می‌شود... دوست‌داشتن و رفت و آمد باكسی كه لایق نیست، اسراف محبت است.

💎برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت.

💎در زندگی افرادی هستند كه مثل قطار شهربازی هستند، از بودن با آنها لذت می‌بری، ولی با آنها به جایی نمی‌رسی!

💎همیشه از خوبی‌های آدم‌ها برای خودت دیوار بساز. پس هر وقت در حق تو بدی کردند، فقط یک آجر از دیوار بردار ! بی‌انصافیست اگر دیوار خراب کنی!

💎از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد، نه آنچه را که آرزوداری، زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار!

💎هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد.

💎خداوند اگر آرزویی در تو قرار داده، بدان توانایی آن را در تو دیده است!

💎باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!

💎دوست داشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد.

💎دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان!

💎زندگی حکمت اوست، زندگی دفتری از حادثه هاست! چند برگی را تو برگ می زنی و مابقی را قسمت

[ سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 9:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]

...

[ سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دو مرد میانسال توی مغازه‌ای بودن که خندان دم درش ازشون در مورد غذاخوری خوب در اون حوالی پرسید.

کت و شلوار و پیراهن مشکی تنشون بود وتسبیح دستشون.

مرد پشت پیشخوان گفت: «یه آبگوشتی هست پایینتر، کوبیده هم داره.»

مرد روبروییش یه نگاه به استایل کارمندیمون کرد غیرتی‌طور گفت «توی کوچه مقابل رستوران حسینی، کیفیت غذاشم خوبه. مناسبتره برا شما!!»

جاتون خالی، رفتیم آبگوشتی!!!

...

[ سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]

نگاهی به فتوح البلدان بلاذری

ایبنا- «فتوح البلدان» از جمله منابع کم‌نظیر و در مواردی بی‌نظیر تاریخ ایران و جهان اسلام در قرن‌های هفتم، هشتم و نهم میلادی به شمار می‌رود و نه‌تنها در دوران متأخر بلکه طی قرون متمادی به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع خاورمیانه و جهان عرب مورد استفاده محققان و تاریخ‌نویسان بوده است. نشر ماهریس اخیراً ترجمه محمد توکل از این کتاب را که پیش از این سال‌ها پیش به انتشار رسیده بود بازنشر کرده است.

به گفته مترجم در مقدمه کتاب، هدف از ترجمه و نشر این کتاب، آن است که خواننده ایرانی به منابع اصیل تاریخ کشور خود و جهان اسلام دسترسی پیدا کند و آب از سرچشمه بنوشد و خرد خود را فارغ از تصرف نیات و اندیشه‌ها و روش‌ها برای درک حقایق تاریخی به کار اندازد.

نویسنده کتاب فتوح‌البلدان بلاذری است. وی فرزند احمد فرزند یحیی فرزند جابر بوده است. شهر بغداد به عنوان زادگاه و محل ولادت بلاذری ذکر شده است و دلیلی بر نادرستی این انتساب به نظر نمی‌رسد. ولی تاریخ ولادت او را نه به دقت بلکه به تقریب و از طریق استدلال می‌توان معین کرد. از منابع تاریخی برمی‌آید که وی در دوران کودکی و نوجوانی و بخشی از عهد شباب خود را در زمان خلافت مأمون عباسی گذرانده است. به گفته ابن عساکر و نویسندگان دیگر به نقل از او، بلاذری مأمون را مدح گفته است. افزون بر این مترجم این کتاب نیز بنا بر تحلیلی که در بحث درباره کتاب «عهد اردشیر» (کتاب دیگر بلاذری) گفته است، وی این کتاب را در زمان خلافت مأمون ترجمه کرده است. بنابراین بلاذری هنگام مرگ مأمون، لااقل در اواخر دهه دوم عمر خود بوده است و می‌توان تاریخ ولادت او را در آخرین سال‌های قرن دوم هجری برآورد کرد. از جمله تألیفات بلاذری که ذکر آنها در منابع موجود به جای مانده، چهار اثر است: فتوح البلدان، فتوح البلدان بزرگ، انساب الاشراف، و عهد اردشیر.

«فتوح البلدان» به طور کامل یعنی از ابتدا تا انتها بر جای مانده و جز در چند مورد جزئی تقریباً سالم و دست‌نخورده به زمان کنونی انتقال یافته است. این کتاب بر اساس بلاد مختلف تنظیم شده و تاریخ این بلاد را از نخستین زمان‌های توجه مسلمانان به گشودن و تصرف هر یک از آنها آغاز کرده و غالباً تا عصر خویش ادامه داده است. بدین سبب کار بلاذری با تاریخ‌نویسانی همچون طبری و ابن اثیر و ذهبی و دیگران که به وقایع‌نگاری‌های سالانه و دوره‌ای پرداخته‌اند، کاملا متفاوت است. همچنین اثر او سیره‌نویسی یا کتاب مغازی نیست تا منحصراً به وقایع زمان پیامبر اسلام یا شخصیت معینی مربوط باشد. با این وجود این کتاب یک مجموعه کامل تاریخ جهان اسلام در قرن‌های هفتم و هشتم و قسمتی از قرن نهم میلادی به شمار می‌رود و کتابی نیست که به یک بلد یا کشور معین اختصاص داشته باشد؛ مانند النجوم ابن تغری بردی و فتوح الشام واقدی و فتوح المصر و المغرب ابن عبدالحکیم و تاریخ دمشق ابن عساکر و تاریخ حلب ابن عدیم و نظایر آنها. همچنین یک کتاب طبقات یا تاریخ انساب به شمار نمی‌رود.

فتوح البلدان بلاذری


نوآوری دیگر بلاذری نبودن مقدمه است. بلاذری پس از ذکر نام پروردگار به جای همه کارهایی که در مقدمه ذکر می‌شد، در چند سطر کار خود را تشریح کرده و بلافاصله به اصل مطلب پرداخته است و حتی یک جمله از آن‌گونه که در کتاب‌های دیگر، فصل‌ها بدان اختصاص داده شده، به کار نبرده است.

بلاذری در آغاز کتاب خود به اتخاذ یک روش کار اشاره می‌کند. عناصر عمده این روش عبارتند از ادغام و اختصار. منظور از ادغام این است که مؤلف روایت‌های مختلفی را که استماع نموده و به عبارت دیگر داده‌های تحقیق خود را مورد سنجش و ارزیابی قرار داده و نقاط ضعف و خلأ موجود در هر یک از آنها را به کمک بقیه رفع کرده و بدین شکل آنها را با یکدیگر درآمیخته و یک کل به دست داده است. اختصار دومین شیوه کار بلاذری است که در پاره‌ای موراد جنبه افراس به خود می‌گیرد؛ به‌گونه که مترجم ناچار شده به کمک زیرنویس‌ها زمینه موضوع را برای خواننده روشن کند.

مترجم تلاش كرده با وجود سليس و روانى با نثرى ادبى كه با آثار تاريخى همخوانى بيشترى دارد، كار را به انجام رساند. از جمله نكات ديگر ترجمه این موارد است: زيرنويس‌هاى كتاب از مترجم است. قسمت اعظم اين زيرنويس‌ها برای توضيح مطالب متن آورده شده؛ زيرا بلاذرى در اين كتاب شيوه اختصار به كار برده و اين شيوه ممكن است سبب ابهام گردد. در مواردى نيز زيرنويس‌ها به دلیل رفع توهماتى است كه نسبت به برخى عنوان‌ها و واژه‌ها وجود دارد و مترجم دلایل صحت نظر خود را پيرامون آنها بيان داشته است. در همه موارد سعى شده هرگونه توضيح يا اظهارنظر از سوى مترجم تا حد امكان بر منابع تاريخى و مراجع معتبر استوار شود. برخى واژه‌ها كه مفهوم اصطلاحى مركب و نسبتاً پيچيده‌اى داشته و ترجمه آنها به لغات ديگر سبب بدفهمى يا نارسايى مطلب مى‌شده است، به گونه اصلى خود نقل شده و در عوض مفهوم آنها ذيل صفحات بيان شده است. تلفظ اسامى خاص متن براى همگان آسان نخواهد بود و از سويى كاربرد علائم در تمام موارد نيز كار سهلى نيست، بنابراین جمع دو مقصود به عمل آمده و در فهرست اعلام بسيارى از نام‌ها با علائم لازم آورده شده تا در صورت تمايل به آن رجوع شود.

فهارسى كه در پايان كتاب آمده، به ترتيب عبارت است از: نام‌ها؛ مكان‌ها؛ جنگ‌ها، صلح‌ها، فتح‌ها و عهدنامه‌ها؛ كتاب‌ها و نشريه‌ها، و نام‌هاى متفرق. گفتنی است که آذرتاش آذرنوش نیز از بخش‌های مربوط به ایران کتاب فتوح‌البلدان در سال‌های گذشته ترجمه‌ای به دست داده است.

نشر ماهریس کتاب «فتوح‌البلدان» نوشته بلاذری را با ترجمه محمد توکل در 572 صفحه و با تیراژ 300 نسخه در سال 1398 با قیمت نودوپنج هزار تومان منتشر کرده است.

[ سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]

در یک دهکده کوچک، پیرمردی به نام حسن زندگی می‌کرد. او به عنوان باغبانی ماهر شناخته می‌شد و هر روز صبح زود به باغش می‌رفت تا گل‌ها و درختان را آبیاری کند. 🌼 هر کس که به باغ او می‌آمد، محو زیبایی و آرامش آن می‌شد. اما حسن هیچ‌گاه از باغش رضایت کامل نداشت و همیشه در جستجوی گیاهانی بهتر بود تا باغش را زیباتر کند.

روزی، او تصمیم گرفت به جنگلی دور برود و حتماً گیاهان مخصوص و نادر را پیدا کند. در راه، با جوانی به نام سهراب روبرو شد که در کنار یک درخت بزرگ نشسته بود. سهراب لبخند زد و گفت: "چرا اینجا ایستاده‌ای و به جنگل نگاه می‌کنی؟"

حسن پاسخ داد: "می‌خواهم گیاهان کمیاب پیدا کنم و باغم را زیباتر کنم."

سهراب با آرامش گفت: "اما باغ تو هم اکنون زیباست. چرا قدردانی از آن را فراموش کرده‌ای؟"

حسن به فکر فرو رفت. او سال‌ها وقت و انرژی صرف کرده بود تا باغش را به بهترین شکل ممکن بسازد، اما همیشه در جستجوی چیزهایی بود که در دسترسش نبود. او تصمیم گرفت به دامان باغش برگردد و از آنچه که دارد لذت ببرد.

وقتی به باغ برگشت، با دقت به گل‌ها و درختانش نگاه کرد. ✨ او فهمید که هر کدام از آن‌ها زیبایی و خاصیت‌های خود را دارند و نیازمند محبت و توجه بیشتری هستند. از آن روز به بعد، او هر روز وقت بیشتری را به باغش می‌گذرانید و از آنچه دارد شکرگزار بود.

تلنگر داستان حسن این است که گاهی اوقات در جستجوی بهتریم در زندگی، فراموش می‌کنیم که زیبایی‌ها و نعمت‌های موجود در اطراف‌مان چقدر ارزشمندند. 🌺 بیایید قدردان داشته‌های‌مان باشیم

[ سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 8:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]

در غرب خبری نیست (اریش ماریا رمارک)

اریش ماریا رمارک (Erich Maria Remarque) (۱۸۹۸-۱۹۷۰) نویسنده مشهور آلمانی عمده شهرتش به خاطر این رمان ضد جنگ می باشد. رمارک بعد از جنگ اول خانه‌ای در سوییس ساخت، ولی رژیم نازی کتاب‌های ضد جنگ او را توقیف و تابعیتش را لغو کرد.

بسیاری معتقدند که این کتاب (1929) بزرگترین رمان ضد جنگ است. کتاب تجربه ی آلمان در طول جنگ جهانی اول را بیان می کند.
«من جوان هستم، من بیست ساله هستم؛ با این حال من از زندگی چیزی جز ناامیدی، مرگ، ترس و سطحی نگری پر از غم و اندوه نمی دانم...»
این وصیت نامه «پل باومر» است که در جنگ جهانی اول با همکلاسی های خود برای حضور در ارتش آلمان ثبت نام می کند. آنها با شور و شوق جوانی به سرباز تبدیل می شوند و آماده ی جنگیدن، اما دنیای وظیفه، فرهنگ و پیشرفت، که به آنها آموزش داده شده بود، در زیر اولین بمباران در سنگرها شکسته شده و قطعه قطعه می شود.

تمام داستان به صورت اول شخص از زبان پل بایمر نقل می‌شود، به جز پاراگراف آخر که حاوی خبری دربارهٔ پل بایمر است. پل و تعدادی از همکلاسی‌هایش تحت تأثیر سخنرانی‌های میهن‌پرستانهٔ معلمشان، داوطلبانه در ارتش نام‌نویسی کرده‌اند. اما پس از تجربهٔ واقعیت‌های جنگ به این نتیجه می‌رسند که حس ملی‌گرایی و وطن‌پرستی که با اعتقاد به آن به ارتش پیوستند، اکنون به نظرشان پوچ و توخالی می‌رسد و جنگ چهرهٔ باشکوه و غرورآفرینش را نزد آن‌ها از دست می‌دهد.
طی سال ها وحشت با پوست و گوشت حس می شود، پل یک اعقاد دارد و آن مبارزه با اصل نفرت است که سبب می شود جوانانی از یک نسل با لباس های متفاوت، به طور معناداری در برابر هم قرار بگیرند و دست به کشتن یکدیگر بزنند.
نیویورک تایمز نوشته است:
"جهان با وجود اریش ماریا رمارک نویسنده ی بزرگی در خود دارد. او یک نویسنده ی درجه یک است، مردی که می تواند زبانش را به خواست خود به کار گیرد. خواه از انسان ها و خواه از طبیعت بی جان بنویسد، نوشته ی او حساس، محکم و مطمئن است. ”

رمارک: به نظر من بدیهی می‌نمود که آدمها صلح‌طلب یا ضدجنگ باشند. همیشه فکر می‌کردم که همه‌ی انسانها مخالف جنگ‌اند، تا آنکه دریافتم کسانی هم هستند که موافق آن‌اند، بخصوص کسانی که خود مجبور نیستند در آن شرکت کنند!

از این رمان، چند فیلم ساخته شده که آخرین آنها در سال 2022 به کارگردانی ادوارد برگر توسط نتفلیکس بسیار موفق می باشد.

در غرب خبری نیست

[ چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 10:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]

خسته‌ایم…

نه فقط از گلوله و آوار،

نه از صدای آژیر و سقف‌هایی که فرو می‌ریزند،

بلکه از این تکرار بی‌پایان نفرت،

از جنگ‌هایی که هیچ‌کس نمی‌خواهدشان

اما همه در آتششان می‌سوزند.

رویاهایمان،

و جهانی که انگار فراموش کرده

صلح، زیباترین آواز انسان است.

اما میان این ویرانی،

امیدی هست…

در لبخند کسی که هنوز نانش را با دیگری قسمت می‌کند،

در دستی که بر شانه‌ی زخمی گذاشته می‌شود،

در صدای دلیری که می‌گوید:

"روزی خواهیم ساخت،

شهرهایی که به جای دیوار، پنجره دارند…

و آسمانی که تنها آشیانه‌ی پرندگان باشد، نه موشک‌ها."

و تا نفس هست، امید نیز هست…

حتی اگر باران گلوله ببارد،

دلی هست که برای صلح دعا می‌کند…

[ چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 10:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]

عروس را
بازوی آز با خود برد.
سرخوشانِ خسته پراکندند.
مطرب بازگشت
با ساز و
آخرین زخمه‌ها در سرش
شاباشِ کلان در کلاهش.

تالارِ آشوب تهی ماند
با سفره‌ی چیل و
کرسی‌ باژگون و
سکّوبِ خاموشِ نوازندگان
و چکاوکی مُرده
بر فرشِ سردِ آجُرش.

[ چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 10:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دل کندن یک شبه اتفاق نمی‌افتد‌‌. پشت آن هزار فریاد «دوستت دارم» بدون جواب مانده، هزار خواهش برای دیده شدن، هزار شب که با اندوه به صبح رسیده، هزار مهربانی که نادیده گرفته شده، هزار بخشش که فراموش شده، هزار تلاش برای ساختن، هزار بار تماشای سوختن خود، نه، هیچکس هرگز نمی‌تواند یک شبه دل بکند، اما می‌تواند در هزار و یکمین شب، آخرین رشته محبت را برای همیشه پاره کند. برای ابد …

[ چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 10:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا