لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

خانواده اقبال در اندیمشک

از دیدگاه تاریخی ، نام شهر اندیمشک همواره با هجرت ، مهاجرت ، و مهاجرین  گره خورده است. مهمترین سند در صحت این ادعا ، در خود نام “اندیمشک”  نمود یافته که در واقع نام یک مهاجر رومی بوده است که به عنوان یک مهندس معمار نظامی اسیر در زمان شکست والریانوس امپراطور روم از شاهپور اول ساسانی (تقریبا در اواسط قرن سوم میلادی یعنی حدود چهار صد سال قبل از ورود اسلام به ایران) پل قدیم دزفول را برپا کرده بوده است( عباس امام، اندیمشک و اندیمشکی ها، ۱۳۸۸، و ۱۳۹۶: صص ۱۱- ۱۳) ولی قرن ها بعد  در زمان رضا شاه پهلوی در سال  ۱۳۱۶نام وی بر این شهر نهاده می شود. نام دیگر شهر اندیمشک ، “صالح آباد” بوده است ، و این نام نیز برگرفته از نام “صالح خان مکری” بوده که در زمان یکی از فرزندان فتحعلی شاه قاجار ( متولد ۱۱۸۵ ه. ق.  و درگذشت ۱۲۵۰ ه. ق ) به نام محمدعلی میرزا معروف به دولتشاه (متولد ۱۲۰۳ ه. ق. و درگذشت ۱۲۳۷ ه.ق.) به عنوان حاکم شهرهای شوشتر و دزفول برگزیده شده و با عنوان نظامی بیگلربیگی روانه این دیار می شود. به این ترتیب ، صالح خان مکری که از طایفه مکریان کرمانشاه بوده است به عنوان یک مهاجر در زمان استقرار در این مکان ، اقدام به ساخت قلعه ای در حدود جغرافیایی اندیمشک فعلی می کند که این قلعه به افتخار نام بنیانگذار آن به “قلعه صالح” یا “صالحیه” معروف می شود( عباس امام،اندیمشک و اندیمشکی ها، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶: ص ۱۳) . بعدها،  از سال ۱۳۰۷ خورشیدی به بعد با عبور خط راه آهن از کنار این سکونتگاه عشایری پرت،خلوت و کم جمعیت باز هم خیل جمعیت صدها نفره مهاجرینی از سرتاسر کشور (که در پی یافتن کار،زندگی  و آینده ای بهتر به این دیار می شتابند) باعث رونق گرفتن هرچه بیشتر این شهر کوچک  نوپا اما آینده دار می شوند.

با این پیشینه ، یکی از خاندان های  مهاجر سرشناس اندیمشکی که در  دهه های توسعه و عمران و آبادی اندیمشک ( ۱۳۳۰-۱۳۵۰) براستی در گسترش کسب و کار و نیز تحول فرهنگی شهر نقشی اساسی ایفا کرده اند خاندان اقبال هستند : روانشادان علی اکبر اقبال(۱۳۰۸ میبد یزد-  ۱۳۹۶تهران )، عبدالصمد اقبال ( ۱۳۱۲ میبد یزد – ۱۳۵۸ اندیمشک)، و نیز دو برادر دیگرشان به نام های اصغر و حاج علی .این چهار برادر اصالتا اهل شهرستان میبد در استان یزد بودند ، و بایستی حضور آنان در اندیمشک را از بخت بلند اندیمشکی ها محسوب کرد.

حاج علی اکبر، کاسب بازاری بود که توانسته بود در میانه دهه ۱۳۲۰ خورشیدی کار خود را به صورت  اتفاقی و تصادفی ( خراب شدن قطار مسافری تهران – خرمشهر در ایستگاه اندیمشک که آقای اقبال در  ایستگاه قم  در آن نشسته بود و داشت برای دیدن اقوامش به آبادان می رفت) با دستفروشی در بازار اندیمشک و تقریبا از صفر آغاز کند و پس از سختکوشی  و قناعت ورزی ویژه مردمان یزد با پشت سر گذاشتن مراحلی در زندگی صنفی خویش به جایی رسید که در پایان عمر  خود در سال ۱۳۹۶ و  طی بیش از ۵۰ سال  کسب و کار، باعث کارآفرینی برای صدها خانواده و در واقع هزاران نفر اندیمشکی شود. ایشان در اواخر دهه ۱۳۴۰ برای نخستین بار در اندیمشک موفق شد با کنار گذاشتن  الفاط سنتی مرتبط با محل های عرضه و فروش کالا مانند “دکان” ، “دکه” ، و “قماره”(شکل قدیمی تر کیوسک های امروزین) و حتی “مغازه”  مکانی  بزرگ ، مدرن و شیک به نام “پاساژ اقبال” در کنار “هتل اقبال” راه اندازی کند که تا آن زمان در فضای  بازار و معماری اندیمشک سابقه نداشت. در این پاساژ که در آغاز در حدود ۳۰ واحد تجاری شیک در اختیار اصناف مختلف قرار داده شد و بعد ها در پایان دهه ۱۳۵۰ با طرح توسعه آن در قالب برپایی پاساژی دیگر در مجاورت پاساژ اولیه، در سه طبقه و حدود ۲۰۰ واحد تجاری جدید بازار اندیمشک رونقی صد چندان گرفت. با پاساز اقبال  بود که اندیمشکی ها برای نخستین بار شاهد بازاری بزرگ و سرپوشیده شدند که شکل و شمایل دل انگیز ویترین های بزرگ و چراغانی آن دل از هر مشتری می ربود. اینجا بود که برای نخستین بار در بازار اندیمشک واژه هایی مانند “بوتیک”  و “تریا” شنیده و دیده شد ، و اصولا  حدود نیمی از صاحبان این واحدهای صنفی  جدید و شیک نیز از اهالی شهرهای پیشرفته تری مانند تهران بودند.  در دهه های ۱۳۵۰ به بعد، پاساژ اقبال نه تنها محل خرید و فروش کالا بلکه اصولا به دلیل بافت جذاب و دلپذیر آن  به تفریحگاه اهالی اندیمشک، دزفول، شوش ، هفت تپه،پایگاه وحدتی، و سد دز تبدیل شد. به هر حال، پاساژاقبال فقط محل کسب و کار و خرید و فروش تجاری نبود بلکه مکانی برای تفریح ، گشت و گذار با دوستان، و گوش دادن به پخش صدای تصنیف های خوانندگان آن زمان بود که از فروشگاه صفحه فروشی پاساژ به گوش می رسید ؛ دورانی که هنوز نه از پیدایش نوار کاست خبری بود، نه سی دی و دی ودی و نه نظایر آن ها. فروشگاه هایی بزرگ و چشم نواز مانند نمایندگی کفش ملی، فروشگاه خیره کننده لوازم ورزشی  جورواجور برادران لعلی، فروشگاه کادویی و پوشاک رستم خرمیان (زرتشتی اهل تهران)، عینک فروشی اصغر آقای (اهل تهران)، پارچه فروشی مرحوم درویش ایزدپور، اغذیه فروشی تمیز و بهداشتی مرحوم کاظم بهادر، تریای بسیار شیک رستم فرخزاد (زرتشتی  اهل تهران)، طلا و جواهر فروشی آقای سمسار (کارمند تهرانی راه آهن اندیمشک)، و چند بوتیک پر مشتری از مکان هایی هستند که از این پاساژ بیادم مانده اند.

مرحوم علی اکبر اقبال ، علاوه بر پاساژ اقبال در بخشی از فضای بزرگ پاساژ که در کنار میدان مرکزی شهر قرار داشت و دارد، یک هتل  با عنوان “هتل اقبال” نیز افتتاح کرد .  البته ، اندیمشک تا قبل از این هتل دارای دو مسافرخانه  معمولی محمدی و هتل آذربایجان نیز بود (توضیحات و تصاویر در کتاب دیگر اینجانب با “عنوان اندیمشک و اندیمشکی ها” چاپ  های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶). اما ،هتل ۴ ستاره اقبال در آن دوره هتلی بسیار مجلل و لوکس به شمار می آمد و فضای درونی هتل چنان مطلوب بود که در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی دوبار که مجموعه فیلمبرداری و کارگردانی دو فیلم “فرار از تله” ( سال  ۱۳۵۰به کارگردانی جلال مقدم ، و بازیگری بهروز وثوقی و داوود رشیدی) و “خاک ” (سال ۱۳۵۱ به کارگردانی مسعود کیمیایی ، و بازیگری بهروز وثوقی) در دز فول ، اندیمشک و هفت تپه کار می کردند ، در این هتل نو و مجلل  دوران خود مستقر شدند. خوب بیاد دارم که تا چند هفته هرروزه صدها نفر درب هتل گرد هم می آمدند تا بهروز وثوقی و داوود رشیدی را که آن زمان در اوج شهرت و محبوبیت خود در سینمای ایران بودند از نزیک ببینند، با آن ها عکس گرفته و یا از آن ها امضای یادگاری بگیرند ، و این شور و ولوله تا نیمه های شب ادامه داشت!

جناب علی اکبر اقبال ، تمام دوره پرخطر جنگ و بمباران اندیمشک را نیز در کنار مردم سپری کرد و بعد ها در کنار بیمارستان شهید بهشتی اندیمشک یک آزمایشگاه تشخیص طبی نیز به هزینه خود ساخت و وقف نمود. این مرد شریف و کارآفرین طراز اول اندیمشک در اواخر سال ۱۳۹۶  در تهران دار فانی را وداع گفت و در آرامستان محله “یخدون” در زادگاهش میبد یزد به خاک سپرده شد. یادشان جاودان که حق بزرگی بر گردن اندیمشکی ها دارند. روانشاد علی اکبر اقبال دارای  همسری از اهالی میبد یزد و  شش فرزند بودند (سه دختر و سه پسر) که در حال حاضر پسر بزرگ ایشان بعد از در گذشت پدرشان فوت کرده اند، و یک فرزند پسر و یک فرزند دخترشان در کشور انگلیس زندگی می کنند ، اما یادگارهای ماتدگار و کارآفرین وی پاساز اقبال و هتل اقبال همچنان نقطه کانونی و نماد هویتی این شهر محسوب می شوند.

   (سال ۱۳۴۶)روانشاد علی اکبر اقبال در حال سرکشی روی ساخت و ساز پاساژ و هتل اقبال ساخت و ساز پاساژ و هتل اقبال

 

 

(۱۳۴۶) از چپ : روانشادان عبدالصمد اقبال و علی اکبر اقبال در حال نظارت بر ساخت و ساز پاساژ و هتل اقبال

 

نمایی از پاساژ و هتل اقبال در میدان مرکزی شهر اندیمشک

 

برادر دیگر از خاندان اقبال ، روانشاد عبدالصمد اقبال بود که از لحاظ سنی جوان تر و کوچک تر بود و سال ها بعد به واسطه موفقیت کار و کسب برادر بزرگتر خود علی اکبر از میبد یزد به اندیمشک آمد و ساکن شد ؛ احتمال بسیار از  اوایل  دهه ۱۳۴۰. وی چندی در فروشگاه سوپر پایگاه وحدتی مشغول به کار شد.  اما ، بعدها با فراهم شدن استقلال مالی نسبی  کار مهم و بسیار چشمگیر روانشاد عبدالصمد اقبال در شهر کوچک اندیمشک آن زمان با جمعیتی حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نفری این بود که موفق به ساخت و راه اندازی تنها سینمای ۴ ستاره به نام “سینما پارادیا” شد ، آن هم در استان خوزستان  که قطعا پرسینماترین استان کشور بود، ولی هیچ یک از آن سینماهای خوزستان از لحاظ امکانات ، تجهیزات ، فضا ، و به روز بودن پخش فیلم آن قدر پیشرفته نبود که به آن نشان ۴ ستاره تعلق گیرد؛ نشان ۴ ستاره ای که بر بالای سر در سینما نیز رسما خودنمایی می کرد. این سینما با این مشخصات ، نشانگر نوعی انقلاب در سینما سازی مدرن در آن زمان، بویژه در شهرستان های کشور بود . این سینما در سال ۱۳۵۱  با نمایش فیلم “صمد و سامی ، لیلا و لیلی ” (به کارگردانی و بازیگری پرویز صیاد) افتتاح شد . سینمایی با این اوصاف در آن زمان با هزینه میلیونی ساخته شد و در دو طبقه همکف و بالکن حدود ۱۰۰۰ صندلی مبله داشت ، و در بسیاری موارد فیلم ها را همزمان با تهران پخش می کرد ، و این در آن زمان یک مزیت بسیار ویژه به حساب می امد. استقبال مردم از این سینما نیز بسیار زیاد بود به گونه ای که هر روزه ده ها نفر و خانواده از اندیمشک و شهر های اطراف برای تماشای فیلم های دیدنی و جدید سینما پارادیا و لذت بردن از فضای درونی آن به اندیمشک رفت و آمد می کردند.طبعا، این سینما با چنین مزایایی باعث تحولی عظیم هم در فرهنگ ، هنر و هم اقتصاد اندیمشک شد ، و در عین حال شهرهای، دزفول ، و شوش ، و پایگاه وحدتی و توابع آن ها  را نیز از این تحول متاثر ساخت. تقدیر اما این بود که در سال ۱۳۵۸ کمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی این مرد شریف ، نازنین و نسبتا جوان در حالی که با خودرو شخصی از تهران راهی اندیمشک بود در نزدیکی خرم اباد دچار سانحه شده و جان خود را از دست  بدهد. مزار این مرد خادم بزرگ فرهنگ و هنر اندیمشک  اکنون در گورستان قدیم اندیمشک (بهشت زهرا) در محله ساختمون قرار دارد و شایسته است همشهریان اندیمشکی یاد ایشان و ادای دین و خواندن فاتحه بر مزار آن مرحوم را فراموش نفرمایند. ضمنا، مرحوم عبدالصمد اقبال در اندیمشک با دختر یکی از اهالی ترک آذری راه آهن اندیمشک (خانواده رفیعی) ازدواج کردند و حاصل این ازدواج ۴ قرزند بود(۲ دختر و ۲ پسر) که در حال حاضر پسر بزرگ ایشان فوت کرده اند، دو دخترشان همراه با مادر در تهران ساکن می باشند ،و یک پسر  وی نیز در انگلیس زندگی می کند.

با اشاراتی که دربالا به نقش تحول آفرین و مثبت  دوبرادر اقبال در رونق کسب و کار و تحول فرهنگی اندیمشک کردم ، اکنون وظیفه نهادهای ذیربط شهری مانند شورای شهر ، اداره  فرهنگ و ارشاد اسلامی ، اداره میراث فرهنگی، شهرداری ، فرمانداری و دیگران است تا به نشان سپاسگزاری مردم اندیمشک و نیز درس آموزی و الگوگیری دیگران از زندگی آن ها تندیس های این دوبرادر را تهیه و در جلوی پاساژ اقبال نصب کنند. این اقدام هم در راستای پاسداشت ارزش های والای دینی – ملی ما خواهد بود، هم مایه دلگرمی کارآفرینان جامعه امروز اندیمشک، و هم در جهت زیبا سازی محیط شهری با هدفی تاریخی ، فرهنگی و آموزشی.

نکته پایانی درباره روابط متقابل بین اندیمشک و یزد (که زمانی دو منطقه جغراقیایی بسیار دور از هم و بی ارتباط به نظر می رسیدند) این که زمانی در دهه های ۱۳۲۰ به بعد خانواده های محترم،زحمتکش ، و قناعت پیشه یزدی برای کارجویی به اندیمشک می آمدند ولی اینک شنیده ام برعکس ، در سال های بعد از جنگ ده ها یا شاید صدها خانواده از اندیمشک و روستاهای آن به دلیل مشکلات ناشی از بی کاری به استان یزد مهاجرت کرده و در حال حاضر در شهر های مختلف استان یزد مشغول به کار می باشند.

 

 

روانشاد عبدالصمد اقبال

 

 

(سال ۱۳۵۱)نمای سردر سینما پارادیای اندیمشک (تنها سینمای ۴ ستاره تاریخ خوزستان ) با نماد ۴ ستاره  بر بالای سر در سینما

(سال ۱۳۹۹)وضعیت فعلی سینما پارادیا اندیمشک  که بیش از ۱۰ سال است غیر فعال می باشد( عکاس سعید تختشاهی)

(سال ۱۳۵۰)بهروز وثوقی و دو فرزند علی اکبر اقبال در هتل اقبال اندیمشک

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 18:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]

از چشم من طنین تماشا برخاست
در چشم او طنین تماشا بنشست
موجی ز بیگناهی من پر زد
با عمق بی گناهی او پیوست
در آفتاب سبز نگاه او
تکرار نور بود و گریز رنگ
سودای جان و همهمه ی دل بود
پرواز دور زورق صد آهنگ
آن بیکرانه ظهر زمستان بود
سرشار از حرارت دلخواه
با جلوه های عاطفه در تغییر
هر لحظه از درخشش ناگاه
موجی در آن دیار نمی آشفت
آن بیگناهی ساکت را 
در ماوراهای نهان ، لیک
روییده بود رقص علامت ها
تا در من انتظاری را
ویران کنند 

و انتظار دیگر را
عریان 
اینک گریز بی خبر دل را
زنگ کدام کوچ دمیده ست؟
سوی کدام جاده نیاز نور
راهم به اشتیاق بریده ست؟
در نقش بی قرار دو چشم من
تنهایی غریب شکسته ست
در خلوت بزرگ دو چشم او
تصویر اعتماد نشسته است
در تنگه های کوچک و دورش 
هر لحظه روشنی هایی
تکرار می شود
در دور دست ها 
از تابش اشعه ی نمناک
گودال بی نهایت
هموار می شود 
تا من نگاه می کنم 
زان بیکرانه مزرع سبز
رنگی بریده می شود
تا او نگاه می کند
بر روی قلب من ابدیت
گویی شنیده می شود

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 17:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]

کلیسا سانتاباربارا اندیمشک در سد دز

این کلیسا در دهه ۴۰ شمسی و توسط کارکنان مسیحی سد دز که عموما ایتالیایی بودند ساخته شده است . 

 

http://s6.picofile.com/file/8258886668/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7_%D8%B3%D8%AF_%D8%AF%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7_santabarbara_3_.jpg

http://s7.picofile.com/file/8258886684/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7_%D8%B3%D8%AF_%D8%AF%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7_santabarbara_2_.jpg

http://s6.picofile.com/file/8258886700/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7_%D8%B3%D8%AF_%D8%AF%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7_santabarbara_1_.jpg

http://s6.picofile.com/file/8258886650/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7_%D8%B3%D8%AF_%D8%AF%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7_santabarbara_4_.jpg

http://s7.picofile.com/file/8258886642/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7_%D8%B3%D8%AF_%D8%AF%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7_santabarbara_5_.jpg

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 17:38 ] [ گنگِ خواب دیده ]

13اشتباه رایج زنان در زمان برقراری سکس و رابطه جنسی

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 12:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]

در بسیاری از مواقع کار جمعی و بررسی یک مفهوم از دیدگاه های مختلف باعث شفاف سازی و درک بهتر آن می شود. بدین ترتیب می توان گفت حل مسائل ریاضی در گروه های دو یا سه نفره تاثیر بهتری از یادگیری به تنهایی است. البته با این حال نیاز دارید زمانی را در تنهایی به تمرین بپردازید اما حضور در گروه ها باعث به وجود آمدن فرصتی برای بحث درباره چگونگی حل مسئله، فهمیدن دیدگاه های متفاوت و درک عمیق تری می شود.

درس ریاضی در تمامی مقاطع چالش بر انگیز است چرا که مسائل آن درجه سختی متفاوتی دارند. بسیاری از دانش آموزان در دوران تحصیلی رابطه خوبی با این درس ندارند یا با وجود تلاش هایی که می کنند در نهایت امتحانات خود را با نمره کمی قبول می شوند. اما خوشبختانه روش ها و نکاتی برای یادگیری اصولی ریاضی از پایه وجود دارد که تمامی افراد می توانند از آن استفاده کنند.

پیش از هر چیزی به این نکته توجه کنید که علم ریاضی نیازمند درک عمیقی از مطالب و راه حل هاست و افرادی که سعی می کنند این درس را به صورت حفظی یاد بگیرند معمولا با درماندگی در جلسات امتحان مواجه می شوند؛ چرا که تغییر جزئی مسئله ها در صورت عدم درک روابط منطقی موجود مشکل ساز می شود.

برای مثال درس مثلثات دارای روابط منطقی بسیاری است اما بسیاری از دانشجویان سعی می کنند صرفا با حفظ کردن این واحد ها را پاس کنند، به همین دلیل نمی توانند نمره مطلوبی در امتحانات خود کسب کنند.

قوی شدن در ریاضی

علاوه بر این، علم ریاضی به تمرین زیادی نیاز دارد. از اصول اولیه و درک مفاهیم تا کشف رابطه میان آنها و حل مسائل پیچیده تنها با تمرین اتفاق می افتد. پس اگر قصد دارید ریاضی خود را قوی تر کنید تنها کافی است تمرین های روزانه را به برنامه خود اضافه کنید.

 

افرادی که توانسته اند مفاهیم ریاضی را به خوبی درک کنند و به این علم مسلط شوند، توانایی حل تمامی مسائل مختلف در مبحث هایی که یاد گرفته اند را دارند. علاوه بر این چون درک عمیقی از روابط میان آنها دارند و تمرین زیادی کرده اند با گذشت زمان راه حل ها را فراموش نمی کنند.

اگر دوست دارید همچون افراد حرفه ای به ریاضی مسلط شوید در این مسیر به نکات زیر توجه داشته باشید:

چگونه ریاضی خود را قوی کنیم؟

افراد بسیاری این سوال را دارند که چگونه ریاضی خود را قوی کنیم و درکی عمیق و مفهومی از این علم بدست بیاوریم؟ بدین منظور می توانید از این راه کار ها استفاده کنید:

• تعیین اهداف و برنامه ریزی

مسلما روش های زیادی برای تقویت و فهم ریاضی پایه ای تا پیشرفته وجود دارد اما پیش از هرکاری باید تصمیم بگیرید، اهدافتان را مشخص کنید و با یک برنامه ریزی منطقی سعی کنید به آنها دست یابید. 

در برنامه ریزی می توانید روش های مختلفی را امتحان کنید و زمان خود را برای حضور در کلاس ها، آموزش، تمرین و... تقسیم کنید.

• نوت برداری

درست است که ریاضی یک درس حفظی نیست اما نوشتن جزوه باعث می شود نکات مهم و فرار را به خاطر داشته باشید. علاوه بر این می توانید مسائلی که به درستی متوجه نشدید و فرصت فهمیدن آن در لحظه را ندارید در گوشه ای یاد داشت کنید تا بعدا به سراغ آن بروید.

• درک و فهم عمیق به جای حفظ کردن

نکته مهمی که درباره این درس وجود دارد نحوه یادگیری آن است. در برخی مواقه افراد به جای دقت برای درک و فهم مسائل ریاضی سعی می کنند راه حل ها و فرمول های مورد نیاز را حفظ کنند. اما برای قوی شدن در ریاضی باید علاوه بر چگونگی حل مسئله به دنبال چرایی آن هم باشید. برای مثال به الگورتیم یک تقسیم معمولی نگاهی بیندازید.

وقتی ما می خواهیم ۸۳ را تقسیم بر ۴ کنیم، ابتدا می بینیم که ۸ تقسیم بر ۴ چند می شود اما در حقیقت این هشت همان ۸ دسته ۱۰ تایی است تا بتوانیم سریع تر به جواب برسیم و درک این مسئله که در واقع داریم ۸۳ را تقسیم می کنیم مهم است. به همین ترتیب وقتی الگورتیم تقسیم یا هر مبحث دیگری را به درستی درک کنیم دیگر حل کردن مسئله سخت نخواهد بود.

• افزایش تمرکز

همانطور که متوجه شدید رسیدن به درک عمیق از مطالب ریاضی ضروری است که در صورت عدم توجه کافی یا کمبود تمرکز با مشکل روبرو می شود. برای یادگیری این درس بهتر است با تمرکز کامل در جلسات شرکت کنید و پس از آن نیز به مرور مطالب بپردازید تا به خوبی یاد بگیرید.

• از روش های فعال استفاده کنید

بر خلاف بسیاری از مباحث آموزشی که یادگیری آنها با مطالعه امکان پذیر است، نمی توان علم ریاضی را بدون تمرین کرد آموخت. شما باید از روشی فعال (که در آن امکان اشتباه کردن وجود دارد) استفاده کنید تا با مباحث ارتباط برقرار کرده و روابط میان آنها را کشف کنید.

 

• تمرین کنید

پاسخ سوال چگونه ریاضی خود را قوی کنیم در یک کلام خلاصه می شود:‌ «تمرین» که کلید اصلی شما برای یادگیری ریاضی است. شما باید به قدری تمرین ها را ادامه دهید تا درک خوبی از مبحث های ریاضی بدست آورید و به راحتی و با سرعت مسائل مختلف را حل کنید.

• دروس قبلی را مرور کنید

این مورد هم شباهتی به تمرین دارد اما بر خلاف کار روی مبحث های جدید باید درس های گذشته را تمرین کنید و مسائلی از بحث های قبلی حل کنید تا خودتان را بسنجید. هرچقدر تمرین های خود و مرور مبحث های قبلی برای درس ریاضی را افزایش دهید نتیجه کار هم بهتر خواهد بود.

• استفاده از منابع آموزشی مختلف

کلاس های حضوری، خصوصی، مجازی و بسیاری روش های دیگر همچون فیلم های آموزشی، مقاله ها، کتاب های کمک درسی و... وجود دارند که با استفاده از آنها می توانید گامی بزرگ در مسیر یادگیری ریاضی بردارید.

بهتر است با توجه به سلیقه و شرایط خود از چند منبع آموزشی مختلف که به راحتی در دسترس قرار می گیرند استفاده کنید. 

• از تمرین های گروهی استفاده کنید

در بسیاری از مواقع کار جمعی و بررسی یک مفهوم از دیدگاه های مختلف باعث شفاف سازی و درک بهتر آن می شود. بدین ترتیب می توان گفت حل مسائل ریاضی در گروه های دو یا سه نفره تاثیر بهتری از یادگیری به تنهایی است. البته با این حال نیاز دارید زمانی را در تنهایی به تمرین بپردازید اما حضور در گروه ها باعث به وجود آمدن فرصتی برای بحث درباره چگونگی حل مسئله، فهمیدن دیدگاه های متفاوت و درک عمیق تری می شود.

• توضیح بدهید و سوال بپرسید

افراد بسیاری معتقد هستند که بهترین روش برای یادگیری، در واقع یاد دادن به دیگران است. ویلیام گلاسر در این رابطه می گوید ما معمولا ده درصد از آنچه می خوانیم، بیست درصد از شنیده ها، سی درصد از چیزهایی که میبینیم، پنجاه درصد از دیده ها و شنیده ها، هفتاد درصد از بحث ها، هشتاد درصد از تجربه ها و بیش از نود درصد چیزی که به دیگران یاد می دهیم در ذهنمان باقی می ماند. پس بهتر است برای یادگیری بهتر ریاضی مسائل را بنویسید و نحوه حل کردن آن ها را توضیح دهید.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 12:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]

همه چیز درباره شکست عشقی در مردان

روانشناس های بسیاری معتقد هستند که شکست عشقی در مردان بسیار سخت تر و عمیق تر از دختران می باشد

روانشناسی شکست عشقی در مردان

شکست عشقی واقعه ای دردناک است که نتیجه آن برای پسران و دختران به شکل متفاوتی پدید می آید. در این مقاله به بررسی احساسات مردان پس از شکست عشقی و دلایل شکست عشقی در مردان می پردازیم.
روانشناس های بسیاری معتقد هستند که شکست عشقی در مردان بسیار سخت تر و عمیق تر از دختران می باشد و پسر های بسیاری هستند که به دلیل یک شکست عشقی تا آخر عمر ازدواج نکرده اند چرا که هرگز نتوانسته اند از فکر عشق اول خود بیرون بیایند.

افرادی که عاشق می شوند همیشه ذهن و روح اش در گرو یک نگاه از جانب معشوق و بی تاب یا بی قرار یک نگاه، لبخند و سخنی از سمت اوست. به همین ترتیب می توان گفت مردان پس از عاشق شدن مغز و قلب خود را باخته و فقط به یک نفر فکر می کنند.

با توجه به شرایط جامعه و تغییرات زیاد در چند دهه اخیر و راحت تر شدن ارتباط در شبکه های مجازی، ممکن است روابطی نیز در همین بسترها اتفاق بی افتد که برخی از آنها تبدیل به عشقی عمیق و واقعی می شوند. چنین شرایطی باعث به وجود آمدن حالتی مشابه عشق افلاطونی می شود که تنها شامل دل باختن به یک نفر بدون روابط جنسی یا حتی لمس و بوسیدن معشوق می شود و حسی عمیق تر برای مردان و پسران ایجاد می کند.

دلایل شکست عشقی در مردان

 

مسائل زیادی وجود دارند که در روابط انسان ها تاثیر گذاشته و باعث جدایی و قطع رابطه می شوند. برای مثال ممکن است زوج ها در شروع رابطه دروغ هایی به یکدیگر گفته باشند که آشکاری آنها باعث اختلاف و بی اعتمادی می شود یا خانواده ها برای جدایی فشار بیاورند. اما روانشناسی شکست عشقی در مردان که باعث جدایی می شود به دلیل برخی مشکلات متفاوتی نسبت به زنان اتفاق می افتد:

• تمرکز بیش از حد روی کار

یکی از مهم ترین مسائلی که امروزه با گذر زمان، تغییر شرایط و نقش ها (در رابطه) با آن مواجه هستیم مسئله تامین خانواده توسط مرد می باشد. برای قرن ها مردان مسئول شکار، جمع آوری غذا و حفاظت از خانواده بودند اما در جامعه مدرن دیگر آنها نان آور سنتی خانه نیستند و در بسیاری از روابط امروزی مسئولیت ها تقسیم شده و شاغل بودن هر دو طرف باعث می شود مشکلات اقتصادی چندانی به وجود نیاید.

بدین ترتیب می توان گفت تفریح و لذت بردن از زندگی در روابط از اهمیت بیشتری برخوردار است و صرف زمان های زیادی برای کار می تواند رابطه و شریک عاطفی را دچار کمبود کند و در نهایت به جدایی و شکست عشقی ختم شود.

• کوتاه بینی

در بسیاری از مواقع مردان بر روی لحظه تمرکز می کنند و به دنبال رضایت فوری هستند. به همین دلیل ممکن است به جای پیدا کردن روش های مناسب به کارهای همچون خیانت فکر کرده یا عکس العمل نامناسبی نشان دهند.

همواره به این موضوع دقت کنید که عشق همچون دانه کوچکی است که پس از کاشته شدن به مراقبت و نگهداری زیادی برای تبدیل شدن به یک درخت پربار و ثمر بخش نیاز دارد و در این مسیر هیچ راه حل آسانی نیست.

• خود محور بودن

خودخواهی در روابط باعث دلسردی طرف مقابل و جدایی می شود. هیچکس دوست ندارد با یک فرد خود محور در رابطه باشد که همیشه او را سرزنش می کند و از زیر بار مسئولیت های خود شانه خالی می کند. اگر شما نیز انتظار دارید همیشه چیزی بیشتر از آنچه اهدا کرده اید، دریافت کنید بهتر است راه های برای حل این مشکل پیدا کنید.

• تنبلی!

روانشناسی شکست عشقی در مردان نشان می دهد که تنبلی یا منفعل بودن مردان می تواند باعث بروز هرج و مرج در رابطه شود. خانم ها ترجیح می دهند که همسرشان این نقش را نه به عنوان خدمتگزار یا ایثارگر، بلکه با فروتنی و عشق و انجام دهند که در صورت عدم دریافت همچین چیزی از روابط خود سرد می شوند.

• ضعف در برقراری ارتباط

یکی از مشکلاتی که ممکن است بسیاری از مردان با آن دست و پنجه نرم کنند ناتوانی در برقراری ارتباط با شریک عاطفی است درحالی که خانم ها دوست دارند به آنها توجه شده و تقدیر شود. مهم نیست که بدین منظور چه کاری انجام می دهید یا چگونه احساسات خود را بیان می کنید اما عدم برقراری ارتباط به معنی باز شدن دروازه سوء تفاهم هاست!

احساسات و رفتارهای مردان پس از شکست عشقی

با توجه به برخی از پژوهش های انجام شده دوران شکست عشقی در مردان طولانی تر و در زنان دردناک تر است. این دوره معمولا با این موارد همراه است:

  • احساس خلاصی و رهایی: که اولین حس پس از قطع رابطه می باشد؛ آنها پس از تمام شدن یک رابطه احساس آزادی کرده و فکر می کنند زمان زیادی را به خاطر محدودیت هایشان از دست داده اند و حالا می توانند تلافی کنند.

اگرچه ممکن است احساس عذاب وجدان نیز در اولین مرحله ایجاد شود اما در اکثر مواقع حس رهایی غالب بوده و حتی اگر طرف مقابل نیز درخواست بازگشت کند به دلیل داشتن هیجان زیاد و انگیزه برای رسیدن به اهداف نه می آورند که خودشان را درگیر هیچ محدودیت و تعهدی در رابطه نکنند.

  • احساس غرور و قدرت: که معمولا رضایت درونی نسبت به خودشان و فردی است که رهایش کردند؛ مخصوصا اگر با درخواست طرف مقابل برای بازگشت روبرو شوند.

- احساس شک و تردید: پس از تمام شدن تفریح ها و گذراندن دوران هیجانی اتفاق می افتد و معمولا افراد به درستی تصمیم خود شک می کنند یا حتی ممکن است با عذاب وجدان و... مواجه شوند. اگرچه ممکن است واکنشی در برابر این افکار و احساس نشان ندهند.

  • احساس غم و ناراحتی: پس از گذراندن مدتی معمولا مردان از خوشگذرانی و تفریح خسته شده و به فکر رابطه ای جدی تر می افتند. در این زمان حس غم و عذاب وجدان (به دلیل جدایی از کسی که مدت زیادی را با او سپری کرده و وقت، انرژی، احساسات و... را برایش گذاشته اند) بیشتر می شود.

- کنجکاو شدن نسبت به پارتنر سابق: پس از گذشت مدتی ممکن است مردان نسبت به طرف مقابل و زندگی او کنجکاو شوند و به دنبال یافتن اطلاعاتی در شبکه های مجازی یا پرسوجو نامحسوس از اطرافیان باشند. هرچقدر زنان راحت تر با این جدایی کنار بیایند و حضور خود را کمرنگ تر کنند این حس کنجکاوی برای مردان بیشتر می شود.

- احساس خشم و عصبانیت: معمولا اولین و طبیعی ترین واکنشی است که پس از ترک شدن مردان در رابطه و شکست عشقی رخ می دهد.

  • احساس بی ارزشی و بی کفایتی: جدایی و ترک کردن مردان می توانند ضربه زیادی به آنها بزند چرا که آنها فکر می کنند حتما ایرادی داشته اند یا به حد کافی خوب یا جذاب نبوده اند و مهارت های لازم برای نگه داشتن طرف مقابل را ندارند.

- احساس حسادت و ترس از دست دادن: وقتی که طرف مقابل به راحتی با موضوع کنار می آید و به سمت اهداف خود گام بر می دارد این حس در مردان به وجود می آید که احتمالا شخص جدیدی وارد زندگی آنها شده است و ممکن است آنها را برای همیشه از دست بدهند. اما اگر زنان یا دختران برای بازگشت اصرار کنند چنین حسی ایجاد نمی شود.

  • احساس پشیمانی: که بروز آن در تمامی مردان یکسان نیست اما ممکن است برخی از افراد در آخرین مرحله و پس از گذراندن دوره های قبلی به فکر برقراری تماس یا ارتباط با پارتنر سابق خود کنند.

برخی در این مرحله پیغام های مکرری می فرستند یا ممکن است تنها به یک سلام برای دیدن واکنش طرف مقابل اکتفا کنند.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 12:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]

متولدین کدام ماه فضول‌ تر هستند؟

به نظر شما متولدین کدام ماه بیشتر فضول هستند و دوست دارند در امور دیگران دخالت کنند؟ همه ما کنجکاو هستیم تا در مورد دیگران بیشتر بدانیم اما بعضی از ما به خاطر ماهی که در آن متولد شده ایم، این احساس را به شکل قوی تری در خودمان داریم. در این قسمت از نمناک متولدین ماه هایی که بیش از بقیه فضول هستند را به ترتیب به شما معرفی خواهیم کرد.

آذر

آذر ماهی ها بدون اینکه دیگران متوجه شوند، سر از کار آن ها در می آورند؛ حتی آخرین پست توییتر و اینستاگرام شما را به خوبی به یاد دارند. اگر خبر یا اتفاق خاصی باشد، به راحتی آن را انتقال می دهند و از انجام این کار لذت می برند و دوست دارند به همه جزئیات سرک بکشند، اطلاعات جدید بدست بیاورند و کنجکاوی خود را ارضا کنند.

خرداد

خرداد ماهی ها سخنران، نویسنده و افراد خلاق و بسیار با استعدادی هستند اما جزء کسانی هستند که به شدت به فضولی عادت کرده اند. آن ها عاشق شنیدن اطلاعات جدید هستند و به خوبی همه چیز را به یاد دارند و در نتیجه کنجکاوی آنها بسیار بالاست و شاید بخواهند از مسائلی سر در بیاورند که خیلی به آنها مربوط نیست.

آبان

آبان ماهی ها سعی می کنند حریم شخصی زندگی خود را نگه دارند اما خودشان به شدت درمورد زندگی دیگران کنجکاو هستند. سوالات زیادی می پرسند و همیشه ذهن شان در مورد دیگران شلوغ است. حتی در مورد کسانی که خیلی با آن ها رفت و آمد ندارند، باز هم کنجکاو هستند.

اسفند

 

اسفند ماهی ها دوست دارند که همیشه خبر های جدید به دستشان برسد. همیشه به دنبال کنجکاوی هستند و حتی ممکن است از اطلاعاتی که دارند بر علیه خود شما استفاده کنند. اسفند ماهی ها متوجه نیستند که گاهی اوقات فضول می شوند اما این ویژگی در آن ها وجود دارد. از طرفی حساسیت بالایی هم دارند و دوست ندارند که دیگران در امور آن ها دخالت کنند اما خودشان آن را رعایت نمی کنند.

شهریور

شهریور ماهی ها عاشق دریافت اطلاعات جدید از هر نوعی هستند. حال فرقی ندارد که این اطلاعات علمی یا در مورد زندگی شخصی دیگران باشد. آن ها حس کنجکاوی بالایی دارند و زمانی که این اطلاعات را دریافت می کنند، به تجزیه و تحلیل آن می پردازند و آن را در ذهن خود طبقه بندی می کنند.

فروردین

آیا تا به حال در محل کارتان اتفاق افتاده که خبر یا شایعه جدیدی در مورد شما بپیچد؟ احتمالاً کار یک فروردین ماهی در محیط کار است. فروردین ماهی ها عادت به این دارند که اطلاعات جدید را بدون این که بدانند درست است یا خیر، پخش کنند و خودشان هم در به دست آوردن اطلاعات در مورد دیگران به شدت کنجکاو هستند.

تیر

هنگامی که صحبت از کنجکاوی می شود، تیر ماهی ها سعی می کنند که در مورد مسائل اجتماعی کنجکاوی خود را خرج کنند. شاید خیلی در مورد زندگی خصوصی دیگران فضولی نکنند اما در مورد اخبار اجتماعی، مشکلات زندگی و مسائل اینچنینی کنجکاو هستند.

مهر

مهر ماهی ها نمی توانند تصمیم بگیرند. خیلی در مورد چیز های مختلف فکر می کنند و به دنبال هارمونی و هماهنگی می گردند. نوع کنجکاوی آن ها نیز متفاوت است و بستگی به اخبار دارد. اگر خبری که قرار است در موردش اطلاعات بگیرند، خبر جذابی برایشان باشد، فضول و کنجکاو می شوند اما در غیر این صورت معمولی هستند.

دی

دی ماهی ها افراد ثابت قدم، جذاب و با اطلاعاتی هستند. به اهداف شغلی خود فکر می کنند. از پیشنهادات خانواده کمک می گیرند و دوستان واقعی و خوبی محسوب می شوند. در اجتماع از شما حمایت می کنند و خیلی تمایلی به فضولی و کنترل ندارند و اگر مقابل آن ها خیلی این ویژگی را نشان دهید، شاید عصبانی هم بشوند اما به قدری نسبت به مسائل زندگی دیگران بی تفاوت هستند که شاید شما را متعجب کند.

بهمن

بهمن ماهی ها خیلی به این موضوع اهمیت نمی دهند که شما چه کار می کنید و مشغول انجام چه اقداماتی هستید. آن ها ترجیح می دهند به زندگی خودشان برسند و مسائل دیگران خیلی برایشان مهم نیست. در نتیجه نمی توان گفت که افراد فضولی هستند.

مرداد

مرداد ماهی ها معمولا عاشق رهبری و مدیریت هستند. دوست دارند در مرکز توجه قرار بگیرند. اعتماد به نفس خوبی دارند و از غیبت کردن لذت می برند اما خیلی در مورد دیگران کنجکاوی نمی کنند و سوال نمی پرسند، مگر این که دیگران این اطلاعات را در اختیار آن ها قرار دهند و در کل نمی توان آن ها را فضول دانست.

اردیبهشت

اردیبهشت ماهی ها خیلی علاقه ندارند که در مورد راز زندگی شما بشنوند؛ مگر این که اطلاعاتی به درد بخور در اختیار آن ها قرار دهید. آن ها بیشتر به مسائل زندگی خودشان توجه می کنند و به دنبال دریافت اطلاعات از زندگی دیگران نیستند. چیزی که برای آن ها خیلی اهمیت دارد، رابطه خود و همسرشان است که همیشه در بهترین حالت ممکن باشد.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 12:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]

این 10 رابطه را با عشق اشتباه نگیرید

حاصل اين احساسات آزار‌دهنده، عصبانيت شما خواهد بود و احساس خواهيد كرد به شما و احساسات پاكي كه در اين رابطه خرج مي‌كنيد خيانت مي‌شود. كساني كه در اين روابط يك‌طرفه مي‌مانند و به اندازه‌اي كه محبت مي‌كنند عشق نمي‌بينند، پس از مدتي احساس درماندگي مي‌كنند.

شاید نه در خانه و نه در تمام سال‌هایی که پشت میز درس نشسته‌اید، هیچ کس این رازها را با شما در میان نگذاشته باشد. شاید وقتش باشد که باور کنیم برای شروع یک رابطه و به سرانجام رساندنش، واقعا به معلم و درس و کلاس نیاز داریم. باربارا دی آنجلیس یکی از کسانی است که تلاش می‌کند چیزهایی که خودش از زندگی و عاشق شدن یاد گرفته را با دیگران در میان بگذارد.

او می‌گوید بسیاری از رابطه‌ها به خاطر دلایلی که هیچ کس آنها را با شما در میان نگذاشته از هم می‌پاشند و اگر شما این بهانه‌های ساده بدبختی را نشناسید، ممکن است دانسته یا نادانسته به دام‌‌شان بیفتید. چنین بهانه‌ای کافی است تا در این صفحه، بی‌سرانجام‌ترین رابطه‌های عاشقانه را برای‌تان معرفی کنیم.

او می‌گوید بسیاری از رابطه‌ها به خاطر دلایلی که هیچ کس آنها را با شما در میان نگذاشته از هم می‌پاشند و اگر شما این بهانه‌های ساده بدبختی را نشناسید، ممکن است دانسته یا نادانسته به دام‌‌شان بیفتید. چنین بهانه‌ای کافی است تا در این صفحه، بی‌سرانجام‌ترین رابطه‌های عاشقانه را برای‌تان معرفی کنیم.

بيشتر از او عاشق هستيد؟

اگر به رابطه‌اي وارد شده‌ايد كه بيشتر از آنچه به شما عشق مي‌ورزند، عشق خود را نثار فرد مقابل‌تان مي‌كنيد، سرنوشت خوبي در انتظار‌تان نخواهد بود. در چنين رابطه‌اي يكي از دو طرف از لحاظ رواني تعقيب‌كننده و ديگري تعقيب‌شونده است و هيچ وقت دو طرف، وضعيت برابري  را در رابطه عاطفي‌شان تجربه نمي‌كنند. وقتي در چنين رابطه‌اي مي‌مانيد، بعد از مدتي اين احساس كه شما را كنترل مي‌كنند كلافه‌تان مي‌كند و خودتان را تشنه عشقي خواهيد دانست كه نثارتان نمي‌شود.

حاصل اين احساسات آزار‌دهنده، عصبانيت شما خواهد بود و احساس خواهيد كرد به شما و احساسات پاكي كه در اين رابطه خرج مي‌كنيد خيانت مي‌شود. كساني كه در اين روابط يك‌طرفه مي‌مانند و به اندازه‌اي كه محبت مي‌كنند عشق نمي‌بينند، پس از مدتي احساس درماندگي مي‌كنند.

بيشتر عاشق‌تان است؟

وقتي مي‌گوييم در يك رابطه عاطفي بايد موازنه احساسات برقرار باشد، منظورمان تنها اين نيست كه شما نبايد عاشق‌تر از همسرتان باشيد. اگر او هم بيشتر از آنچه شما دوستش داريد به شما عشق بورزد، اين معادله به هم مي‌خورد و رابطه‌تان آزار‌دهنده و ويرانگر مي‌شود. وقتي شما صددرصد قلب‌تان را در يك رابطه نمي‌گذاريد، باز هم نمي‌توانيد احساس آرامش كنيد و هيچ يك از شما از زندگي كه ساخته‌ايد احساس رضايت نمي‌كنيد.

در روياهاي‌تان مي‌سازيدش؟

وقتي همسرتان را به مجسمه‌اي بي‌عيب و نقص تبديل مي‌كنيد و شيفته توانايي‌هاي بالقوه‌اي مي‌شويد، باز هم رابطه‌تان را در معرض تهديد قرار مي‌دهيد. شما وقتي مي‌توانيد يك رابطه موفق را شكل دهيد كه عاشق او به همين شكل كه هست باشيد اما وقتي عاشق كسي مي‌شويد كه «مي‌تواند باشد» يا «آرزو داريد باشد» كار را خراب مي‌كنيد. همسر شما همين كسي است كه در مقابل‌تان ايستاده؛ نه كسي كه در روياهاي‌تان مي‌بينيد. در چنين شرايطي درواقع شما عاشق همسرتان نيستيد، عاشق فردي هستيد كه اميدواريد همسرتان به آن بدل شود.

فرشته نجات هستيد؟

كساني كه به نجات ديگران معتاد هستند، به‌خاطر اعتمادي كه به همسرشان دارند يا توانايي‌هايي كه در او مي‌بينند در كنارش نمي‌مانند؛ آنها تنها تصور مي‌كنند كه مسوول نجات همه افراد جهان هستند و ماموريت نجات ديگران را به عهده دارند. چيزي كه آنها را در يك رابطه نگه مي‌دارند، عشق نيست، بلكه حس ترحم است و اشتباه گرفتن اين دو حس با هم باعث مي‌شود انرژي‌شان را در رابطه‌اي كه نمي‌تواند انتظارات‌شان را برآورده كند خرج كنند.

معلم‌تان است؟

قرار نيست مردي كه نقش همسرتان را دارد و در آينده قرار است پدر فرزندان‌تان باشد، معلم شما باشد. براي ساختن يك زندگي سالم، شما و همسرتان بايد در يك مقام و مرتبه قرار داشته باشيد و هيچ كدام‌تان خود را فرودست يا فرادست ندانيد. وقتي يكي از شما دو نفر، خود را قدرتمند‌تر يا ضعيف‌تر ببيند، رابطه از مدار سلامت خارج مي‌شود. اگر در آستانه ازدواج قرار داريد، مراقب باشيد داناتر بودن و قوي‌تر بودن مردي كه مقابل‌تان ايستاده، دليل انتخاب شما نباشد؛ چراكه شما قرار است با همسري كه همراه‌تان است زير يك سقف برويد تا با معلم‌تان.

عاشق چشم و ابرويش هستيد؟

زيبايي ظاهري، موقعيت خانوادگي، موقعيت شغلي يا حتي داشته‌هاي مالي نامزدتان باعث شده او را انتخاب كنيد؟ پس وقتش است كه از خود يك سوال مهم بپرسيد؛ شما بايد به اين سوال جواب دهيد كه اگر اين فرد این ويژگي را نداشت آيا همچنان برايم جذاب بود و مي‌خواستم با او ازدواج كنم؟ اگر پاسخ‌تان به اين سوال منفي است يا با ترديد به آن جواب مي‌دهيد، معنايش اين است كه قرار است به رابطه‌اي وارد شويد كه پيش از شروع، زمينه را براي شكست خوردنش فراهم كرده‌ايد.

درد مشترك داريد؟

كم نيستند رابطه‌هايي كه به‌خاطر درد مشترك شكل مي‌گيرند. گاهي افراد در موقعيت‌هايي قرار مي‌گيرند كه به‌خاطر تفاهم‌هاي جزئي و كوچك احساس مي‌كنند عاشق و دلباخته یکدیگر هستند. اين افراد رابطه‌شان را براساس همين تفاهم‌هاي جزئي شكل مي‌دهند و اگر موضوعي كه دليل پيوند‌شان شده براي‌شان اهميت داشته باشد، به راحتي آن را با پيوندي عاشقانه و قوي اشتباه مي‌گيرند.

مي‌خواهيد به ديگران دهن‌كجي كنيد؟

گاهي افراد كساني كه خصوصيات شخصيتي آنها متضاد با آنچه مورد نظر والدين‌شان است را براي ازدواج انتخاب مي‌كنند. اين افراد احتمالا به‌خاطر اينكه با والدين و اطرافيان‌شان بجنگند، وارد يك رابطه عاطفي مي‌شوند و دانسته يا ندانسته مي‌خواهند با چنين انتخابي، انتقام خود را از كساني كه هميشه خواسته‌هاي‌شان را سركوب كرده‌اند بگيرند. رابطه‌اي كه سركشي و به عبارت ديگر دهن‌كجي به ديگران دليل شكل گرفتنش باشد، هيچ‌وقت نمي‌تواند شما را به خانه‌اي امن و آرام دعوت كند.

مي‌خواهيد حال نامزد سابق‌تان را بگيريد؟

وقتي با درد از كسي كه دوستش داشته‌ايد جدا مي‌شويد، احتمالا براي آرام كردن خودتان به راه‌هاي مختلفي دست مي‌زنيد. رابطه‌اي كه در آن نامزد يا همسر را به‌عنوان عكس‌العملي در قبال نامزد يا همسر قبلي خود انتخاب مي‌كنيد، بعيد است شما را به آرامش برساند.

اگر به محض بيرون آمدن از يك رابطه و تنها به‌خاطر اينكه نشان دهيد طرفداران ديگري هم داريد يا به اين دليل كه تحمل تنها ماندن را نداريد به يك رابطه وارد شويد، احتمال زمين خوردن‌تان زياد خواهد بود.

دل‌تان جاي ديگر است؟

 رابطه‌اي كه در آن نامزد يا همسرتان از نظر رواني و عاطفي در دسترس شما نيست، نمي‌تواند رابطه موفقي باشد. در این روابط  نامزد يا همسر از نظر عاطفي و رواني با كسي ديگر درگير است و به‌طور كامل نتوانسته درگيري عاطفي خود را با شخص سوم حل كند.

اگر هنوز يكي از شما پرونده‌هاي عشق قديمي‌تان را نبسته‌ايد، معنايش اين است كه آمادگي وارد شدن به يك رابطه و ساختن يك زندگي موفق را نداريد.  اگر عشق امروز شما هنوز به عشق دیروزش فکر می‌کند، نباید انتظار ساختن یک زندگی موفق را هم داشته باشید.

 یک رابطه موفق و آرامش بخش، نیازمند توجه و مراقبت هر دوی شماست و زمانی که حتی یکی از شما دو نفر تمام انرژی‌اش را برای آن رابطه خرج نمی‌کند، هر دوی‌تان گرفتار سراشیبی که پایانش شکست و تلخی است، می‌شوید.

به من گوش کنید

باربارا دي آنجليس را همه به‌عنوان نويسنده‌اي كه عشق را تعريف مي‌كند و مسيري دست‌يافتني براي رسيدن به آن معرفي مي‌كند، مي‌شناسند. اگر شما هم مي‌خواهيد يكي از شاگردان اين معلم باشيد و به شيوه او عشق را در زندگي‌تان جا دهيد، به اصولي كه در اين مطلب آورده‌ايم وفادار باشيد و از آنچه خواسته‌ايم پرهيز كنيد. تنها در اين صورت است كه مي‌توانيد با خيال راحت، به فرد مقابل‌تان تكيه كنيد و براي تكميل عشقي كه ميان شما جرقه زده قدم ‌برداريد.

وقت را هدر ندهید

قرار نیست معجزه‌ای شما را عاشق کرده و یک زندگی همراه با عشق را به شما هدیه کند. پس منتظر نمانيد عشق شما را پيدا كند. اين شما هستيد كه بايد زمين حاصلخيزي بيافرينيد تا بذر عشق به سادگي در آن جوانه بزند و رشد كند.

صادق باشید

 براي رسيدن به چنين هدفي بايد خود را تمام و كمال و تا آنجا كه در توان داريد با صداقت تمام به رابطه‌تان متعهد و پايبند كنيد. مطمئن باشيد اگر با صددرصد قلب‌تان به يك رابطه وارد شويد و از آنچه در اين مطلب آورديم هم پرهيز كنيد، قدرت تعهد، بذر عشق ميان شما و معشوق را آبياري خواهد كرد و به آن اين امكان را خواهد داد تا در قلب شما به بار بنشيند. این شما هستید که بهتر از هر کسی می‌توانید از عشق‌تان مراقبت کنید.

خودتان دست به کار شوید

باور كنيد شما قدرت و توان آن را داريد كه زندگي رضايت‌بخشي را بيافرينيد؛ شما توان آن را داريد كه به زندگي خود معنا و هدفي برتر ببخشيد و اين توان تنها در عشق و شور زندگي شما نهفته است. پس منتظر نباشید کسی از راه برسد و شما را نجات دهد، بلکه خودتان ناجی عشق‌تان باشید و با توانی که دارید از آن مراقبت کنید

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:57 ] [ گنگِ خواب دیده ]

طرز تهیه سیب زمینی پنیری

طرز تهیه سیب زمینی پنیری با مرغ در فر , سیب زمینی با پنیر پیتزا , سیب زمینی پنیر در ماکروفر با سوسیس , xvc jidi sdf cldkd  kdvd

سیب زمینی پنیری یکی از پیش غذاهای معروف و پرطرفدار است که در کنار غذاهای فست فودی سرو می شود، برای مشاهده این آموزش آشپزی در ادامه با وبسایت چی شی همراه باشید.

 
مواد لازم برای ۲ نفر
سیب زمینی۲ نفر
پنیر پیتزا۲۰۰ گرم
آویشن½ قاشق چایخوری
نمک و فلفل سیاهبه مقدار کافی

دستور پخت سیب زمینی پنیری

مرحله اول

برای تهیه سیب زمینی پنیری رستورانی ابتدا سیب زمینی ها را پوست می گیریم، سپس به صورت خلالی درشت خرد می کنیم و به همراه ۲ لیوان آب داخل یک قابلمه مناسب می ریزیم و به مدت ۵ دقیقه روی حرارت قرار می دهیم تا سیب زمینی ها نیم پز شوند.

مرحله دوم

پس از گذشت ۴۵ دقیقه سیب زمینی ها را آبکش می کنیم و به مدت ۱۰ دقیقه داخل آب یخ قرار می دهیم تا نشاسته اضافی سیب زمینی ها خارج شود، سپس سیب زمینی ها را روی یک پارچه تمیز پهن می کنیم تا خشک شوند.

مرحله سوم

در این مرحله یک تابه مناسب روی حرارت قرار می دهیم و مقداری روغن داخل آن می ریزیم و سیب زمینی ها را سرخ می کنیم. پس از سرخ کردن سیب زمینی ها را روی دستمال حوله ای یا توری فلزی قرار می دهیم تا روغن اضافی شان خارج شود.

 

 

مرحله چهارم

البته می توانیم سیب زمینی ها را به جای سرخ کردن در روغن داخل فر قرار دهیم تا بپزند که سلیقه ای می باشد. در ادامه سیب زمینی ها را داخل یک ظرف مناسب می چینیم و مقداری نمک و فلفل سیاه روی سیب زمینی ها می پاشیم.

مرحله پنجم

در ادامه پنیر را روی سیب زمینی ها می ریزیم و به سلیقه خود مقداری قارچ ، ذرت و … روی پنیر می ریزیم و در فر که از ۱۰ دقیقه قبل با حرارت ۱۸۰ درجه سانتیگراد روشن کرده ایم قرار می دهیم تا پنیر به طور کامل ذوب شود.

مرحله ششم

حدود ۲۰ دقیقه زمان برای آب شدن پنیر کافی است. در پایان چند دقیقه گریل را روشن می کنیم تا روی پنیر طلایی شود. ظرف را از فر خارج می کنیم و آویشن را روی سیب زمینی پنیری می ریزیم و به همراه سس دلخواه سرو می کنیم.

نکات پخت سیب زمینی پنیری

سیب زمینی پنیری بشقاب داغ

اگر می خواهید سیب زمینی پنیری را به روش رستورانی مانند بشقاب داغ تهیه کنید می توانید به سلیقه خود مقداری سبزیجات و ژامبون هم به مواد خود اضافه کنید. با این روش سیب زمینی پنیری شما تقریبا شبیه پیتزا سیب زمینی می شود.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]

طرز تهیه همبرگر

طرز تهیه همبرگر معمولی رستورانی مک دونالد صنعتی خانگی با گوشت چرخ کرده و سویا حرفه ای

همبرگر یکی از انواع غذاهای معروف و پرطرفدار بین المللی است که به دلیل محبوبیت بسیار بالایی که دارد با دستورهای بسیار متنوعی تهیه می شود، برای مشاهده آموزش آشپزی کامل و مرحله به مرحله طرز تهیه همبرگر در ادامه با چی شی همراه باشید.

طرز تهیه چیز برگر حرفه ای خوشمزه و مخصوص مک دونالدی

طرز تهیه چیز برگر حرفه ای خوشمزه و مخصوص مک دونالدی

چیز برگر یکی از انواع برگرهای پرطرفدار و خوشمزه در سراسر جهان است که به عنوان یک غذای بین المللی در سراسر جهان شناخته می شود

مواد لازم برای ۴ نفر
گوشت چرخ کرده۶۰۰ گرم
نان همبرگر۴ عدد
تخم مرغ۱ عدد
پیاز بزرگ۱ عدد
سیر۲ عدد
آرد سوخاری۲ قاشق غذاخوری
نمک و فلفل سیاهبه اندازه کافی

طرز تهیه همبرگر

مرحله اول

برای تهیه همبرگر خوشمزه ابتدا گوشت چرخ کرده را یک یا دو بار دیگر چرخ می کنیم سپس روی یک سطح صاف مثل تخته آشپزخانه قرار می دهیم. در مرحله بعدی پیاز را پوست گرفته و با رنده ریز رنده می کنیم و با فشار دست آب پیاز را می گیریم سپس به گوشت چرخ کرده اضافه می کنیم.

 

مرحله دوم

در مرحله بعدی سیر را نیز با رنده ریز رنده می کنیم و به مخلوط گوشت چرخ کرده و پیاز اضافه می کنیم. وسط گوشت را با دست کمی باز می کنیم سپس تخم مرغ را اضافه می کنیم. در ادامه مقداری نمک و فلفل سیاه اضافه می کنیم و مواد را خوب مخلوط می کنیم.

مرحله سوم

پس از اینکه گوشت چرخ کرده با دیگر مواد به خوبی مخلوط شد اگر مواد شل بود و منسجم نبود ۱ قاشق غذاخوری آرد سوخاری اضافه می کنیم تا باعث منسجم شدن مایه همبرگر شود، البته اضافه کردن بیش از حد آرد سوخاری می تواند مایه همبرگر را خشک کند.

طرز تهیه سوسیس بندری خوشمزه به روش ساندویچی مثل بیرون

طرز تهیه سوسیس بندری خوشمزه به روش ساندویچی مثل بیرون

سوسیس بندری یکی از انواع غذاهای ساندویچی ایرانی است که اصالت آن متعلق به استان های جنوبی کشورمان می باشد.

مرحله چهارم

در صورتی که مایه همبرگر هنوز شل بود مجددا کمی آرد سوخاری اضافه می کنیم تا مایه همبرگر منسجم شود. یکی از مهم ترین مراحل تهیه همبرگر ورز دادن گوشت می باشد، در این مرحله حداقل ۱۵ دقیقه مواد را ورز می دهیم تا چسبناک و کاملا منسجم شوند.

مرحله پنجم

در این مرحله مایه همبرگر را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم ، سپس هر قسمت را به صورت گرد شکل داده و بین دو لایه پلاستیک فریزر قرار می دهیم. برای اینکار می توانید از یک قالب گرد یا درب یک شیشه استفاده کنید.

مرحله ششم

برای قالب زدن همبرگ یک لایه پلاستیک داخل یک قالب گرد قرار دهید سپس مایه همبرگر را داخل قالب فشار دهید تا حالت بگیرید سپس از قالب خارج کنید. پس از اینکه همبرگرها آماده شد آنها را به مدت یک ساعت در فریزر قرار می دهیم تا استراحت کنند.

طرز تهیه فلافل خانگی خوشمزه و مخصوص مثل ساندویچی ها

طرز تهیه فلافل خانگی خوشمزه و مخصوص مثل ساندویچی ها

فلافل یکی از انواع غذاهای خوشمزه عربی است که به عنوان یک غذای بین المللی در سراسر جهان شناخته می شود.

 

 

مرحله هفتم

برای پختن همبرگرها می توانید از دو روش استفاده کنید. روش معمول در منازل استفاده از روغن و سرخ کردن همبرگر است ولی اگر در منزل گریل دارید حتما همبرگرها را گریل کنید. گریل کردن باعث می شود که همبرگرها علاوه بر اینکه کوچک و جمع نشوند ، آبدار نیز باشند.

مرحله هشتم

در صورتی که گریل ندارید یک تابه مناسب را با روغن چرب کنید و روی حرارت قرار دهید سپس همبرگرها را به تابه اضافه کنید. پس از اینکه یک سمت همبرگرها سرخ شد ، آنها را برگردانید تا سمت دیگرشان سرخ شود سپس به همراه خیارشور ، گوجه فرنگی ، کاهو و نان مخصوص همبرگر سرو کنید.

نکات طرز تهیه همبرگر

همبرگر با گوشت چرخ کرده و سویا

اگر می خواهید همبرگر خود را از مخلوط سویا و گوشت چرخ کرده درست کنید برای ۴ نفر از ۳۰۰ گرم گوشت چرخ کرده و نصف پیمانه سویا استفاده کنید. ابتدا سویا را به مدت ۱۵ دقیقه در آب سرد بخیسانید تا حجیم شود و به خوبی خیس بخورد.

سپس با فشار دست آب اضافی موجود در سویا را بگیرید و آنرا به مدت  چند دقیقه در یک تابه مناسب تفت دهید تا آب اضافه سویا به طور کامل تبخیر شود. پس از خنک شدن سویا می توانید آنرا به دیگر مواد همبرگر اضافه کنید.

جمع شدن همبرگر هنگام پخت

بهترین روش پخت همبرگر استفاده از صفحه گریل است. اگر توجه کنید تمام رستوران های حرفه ای و سطح بالا همبرگر را به صورت گریل شده طبخ می کنند. با گریل کردن همبرگر آب آن سریع خشک نمی شود و به همین خاطر همبرگر جمع نمی شود.

البته شاید همه گریل نداشته باشند و مجبور شوند همبرگر را سرخ کنند. اگر تابه دو طرفه دارید سمنی که مانند گریل خطر دارد را کمی چرب کنید و همبرگر را با حرارت بالا بپزید. در زمان پخت اصلا همبرگر را جا به جا نکنید چون آب می اندازد و جمع می شود.

زمان پخت همبرگر

اگر تمایل داشته باشیم که همبرگر ما کاملا آبدار باشد، باید آنرا به مدت ۶ دقیقه سرخ کنیم. در صورتی که بخواهیم همبرگر نیمه آبدار داشته باشیم باید به مدت ۸ دقیقه همبرگر را سرخ کنیم و برای داشتن همبرگر خشک و بدون آب باید آنرا به مدت ۱۰ دقیقه سرخ کنیم.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

 

 

 

 

تصوری از عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی» 

این مرد که پر مو ترین مرد در دنیا است و 96 درصد از بدن این مرد با مو پوشیده شده است به احتمال زیاد شما عکس و تصویر یو ژنگ را بارها مشاهده کرده‌اید، مردی که با نام کینگ کونگ (یا مرد میمونی) معروف شده است.

 

 

او که 30سال سن دارد، تمام بدنش (96درصد) با مو پوشانده شده است. یو ژنگ تلاش‌های زیادی برای از بین بردن این موها انجام داده است اما تا اکنون موفق به بهبود بیماری‌اش نشده است.

 

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

 

 

به گزارش تالاب :حالا ماجرای تازه‌ای در زندگی او پیش آمده است. در یک مهمانی او دختری را می‌بیند و عاشق یکدیگر می‌شوند و تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

 

 

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

 

 

نامزد این مرد می‌گوید: ما در اولین نگاه عاشق یکدیگر شدیم، به نظر من او مرد درستکاری است و برای عشقش همه کار انجام می‌دهد، من او را دوست دارم.

 

 

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

ماجرای عشق پر مو ترین مرد دنیا «مرد میمونی»

 

 

یو ژنگ که از این اتفاق خوشحال است می‌گوید: وقتی که جوان‌تر بودم، خیلی ناراحت بودم و خودم را آدم پستی می‌دانستم که کسی من را دوست نخواهد داشت اما حالا شرایط کاملا عوض شده است. من نامزدم را دوست دارم و برای زندگی‌مان همه کار خواهم کرد.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]

احتمال درمان کرونا با عسل

احتمال درمان کرونا با عسل

یک متخصص طب سنتی درباره خواص شگفت‌انگیز عسل، گفت: به احتمال زیاد مصرف عسل و دیگر محصولات زنبور عسل مانند ژل رویال می‌تواند در پیشگیری از ابتلا به کرونا، کاهش علائم و تسریع درمان این بیماری کمک‌کننده باشد، البته چنین ادعایی نیاز به مطالعات بالینی و اثبات دارد، ولی مصرف عسل قطعاً برای این بیماران، مضر نخواهدبود.

نعمت‌اله مرادی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: به احتمال زیاد مصرف عسل و دیگر محصولات زنبور عسل می‌تواند در پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا کمک‌کننده باشد.

وی عنوان کرد: با توجه به آثار ضدویروس، ضدباکتری و ضدقارچی ثابت شده عسل، مصرف آن در حد معقول و با رعایت اعتدال، می‌تواند بسیار مناسب باشد.

مرادی ادامه داد: بسیاری از مردم بر اساس عادت اشتباهی که دارند صبح به صورت ناشتا آب می‌نوشند؛ چراکه به آن‌ها القا شده که این کار، سبب شستشوی کلیه‌ها خواهد شد و یا برای درمان یبوست مفید است؛ درحالی‌که این کار درست نیست و افراد می‌توانند به جای مصرف آب به صورت ناشتا، که برای کبد، معده و مفاصل زیان‌آور است، صبح‌ها از شربت عسل، یا درصورت تمایل از شربت آبلیمو و عسل استفاده‌کنند. البته باید توجه‌داشت که این شربت نباید زیاد از حد شیرین باشد و همچنین استفاده مکرر آن نیز توصیه نمی‌شود.

این متخصص طب سنتی اضافه کرد: عسل با توجه به خواصی که دارد، می‌تواند سیستم ایمنی را تقویت‌کند؛ بنابراین مصرف آن در پیشگیری و درمان برخی بیماری‌ها از جمله بیماری‌های ویروسی که در فصل پاییز بیشتر با آن‌ها مواجه هستیم، مانند انواع سرماخوردگی، آنفلوانزا و... مفید است.

وی تصریح‌کرد: یکی از بهترین کارهایی که مردم هنگام سرماخوردگی و آنفلوانزا انجام‌می‌دهند استفاده از شربت عسل است، اما باید بدانید که این شربت نباید زیاد غلیط باشد ...

مرادی گفت: عسل منبع بسیار خوبی از ریزمغذی‌ها، ویتامین‌های گروه ب، ویتامین ث. و آنتی‌اکسیدان است که برای تقویت عمومی بدن بسیار مفید هستند.

این متخصص طب سنتی افزود: به احتمال زیاد مصرف عسل و دیگر محصولات زنبور عسل مانند ژل رویال می‌تواند در پیشگیری از ابتلا به کرونا، کاهش علائم و تسریع درمان این بیماری کمک‌کننده باشد، البته چنین ادعایی نیاز به مطالعات بالینی و اثبات دارد، ولی مصرف عسل قطعاً برای این بیماران، مضر نخواهدبود.

وی تصرح کرد: عسل در طب ایرانی جزو غذاهای لطیف محسوب می‌شود؛ یعنی پس‌از هضم، مقدار زیادی از آن باقی‌نمی‌ماند به همین دلیل می‌تواند برای افرادی که به دلیل مشکلات گوارشی مانند نفخ، ترش‌کردن و سنگینی معده، نمی‌توانند غذاهای سنگین مصرف کنند مناسب باشد؛ زیرا علاوه‌بر زودهضم بودن، انرژی خوبی برای بدن فراهم‌می‌کند و از ریزمغذی‌های فراوانی هم برخوردار است که برای بدن ضروری هستند.

مرادی ادامه داد:  از عسل می‌توان برای درمان‌های موضعی مانند رفع برخی جوش‌ها و بثورات پوستی، ماساژهای زیبایی و پانسمان زخم‌ها نیز استفاده‌کرد. به عنوان مثال به طور معمول برای پانسمان جای حجامت از عسل استفاده‌می‌شود که به بهبود هرچه‌زودتر زخم‌ها کمک‌می‌کند.

این متخصص طب سنتی تأکید کرد: عسل می‌تواند در درمان بیماری‌هایی مانند ام‌اس، مشکلات کبدی، فراموشی و آلزایمر نیز مؤثر باشد.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:44 ] [ گنگِ خواب دیده ]

با یک شربت ضد ویروس خانگی آشنا شوید

شاید برایتان کمی عجیب باشد که یک نوشیدنی با سه ترکیب ساده‌ی لیموترش، زنجبیل و عسل بتواند شما را از شر ویروس‌ها و سرماخوردگی نجات دهد. اما بهتر است به معجزه‌ی این شربت خانگی ساده و ارزان قیمت باور داشته باشید.

 

شاید برایتان کمی عجیب و باور نکردنی بیاید که یک نوشیدنی با سه ترکیب ساده بتواند شما را از شر ویروس‌ها و سرماخوردگی نجات دهد. اما بهتر است به معجزه‌ی این شربت خانگی ساده و ارزان قیمت باور داشته باشید که با لیموترش، زنجبیل و عسل تهیه می‌شود.

نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند که عسل یک اکسپکتورانت (کاهش دهنده‌ی خلط‌ها و روان کننده‌ی آن ها) طبیعی است و برای درمان آسم و دیگر مشکلات تنفسی موثر عمل می‌کند
و باز هم لیموترش
لیموترش شهرت زیادی دارد و آن را یکی از منابع ارزشمند ویتامین C. می‌دانند. این ویتامین حاوی خواص آنتی اکسیدانی است و سلول‌های شما را از پیری زودهنگام در امان نگه می‌دارد. علاوه بر این ویتامین C. با فعال کردن گلبول‌های سفید به تقویت سیستم ایمنی بدن نیز کمک زیادی می‌کند. لیموترش حاوی خواص آنتی باکتریایی و ضدویروسی است و برای ناکار کردن میزان زیادی ویروس و باکتری موثر عمل می‌کند؛ بنابراین شما را از ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها بخصوص بیماری‌های ناحیه تنفسی حفظ می‌کند. در نتیجه توصیه می‌کنیم همیشه در سبد خریدتان لیموترش را جا بدهید.

زنجبیل: دارویی قدیمی، خواصی همیشگی
ریشه‌ی زنجبیل به دلیل دارا بودن خواص درمانی و میزان بالای آنتی اکسیدان شهرت زیادی دارد. این ریشه‌ی قوی به تحریک سیستم ایمنی بدن کمک کرده و به این ترتیب از نفوذ و جولان ویروس‌ها و باکتری‌های بیماری زا (سرماخوردگی، آنفلوانزا، سرماخوردگی، آسم و غیره) جلوگیری می‌کند. زنجبیل باعث افزایش ترشح مخاط شده و علائمی از قبیل: سرفه و گلودرد را کاهش می‌دهد. گفتنی است که این ماده‌ی غذایی به ظاهر ساده خواص ضدباکتریایی، ضدعفونی کنندگی و ضدالتهابی دارد و یک سم زدا و آنتی هیستامین طبیعی محسوب می‌شود.

عسل: از نرم کنندگی پوست تا نرمی گلو
نتایج پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که عسل حاوی خواص آنتی باکتریال فوق العاده است و به همین دلیل برای مقابله با ویروس‌ها و باکتری مفید است. در نتیجه شما را از آنفلوانزا و سرماخوردگی در امان نگه می‌دارد. قرن هاست که از این ماده‌ی غذایی مفید به صورت دارو و برای مقابله با بیماری‌های تنفسی و ویروسی استفاده می‌شود. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند که عسل یک اکسپکتورانت (کاهش دهنده‌ی خلط‌ها و روان کننده‌ی آن ها) طبیعی است و برای درمان آسم و دیگر مشکلات تنفسی موثر عمل می‌کند.

نوشیدنی زنجبیل، لیمو و عسل
نوشیدنی ضدیروس با لیموترش، زنجبیل و عسل
حال که با گوشه‌ای از خواص این سه ترکیب آشنا شدید لازم است دست به کار شده و یک شربت ضدویروس خانگی و تقویت کننده‌ی بدن تهیه کنید. این شربت ساده باعث افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن شده و مشکلات تنفسی ناشی از آلرژی‌ها و عفونت‌های ویروسی را کاهش می‌دهد. توصیه می‌کنیم این سه ماده‌ی غذایی مفید را در منزل داشته باشید؛ به ویژه اینکه پاییز در راه است. چون شما را از ابتلا به آنفولانزا، سرماخوردگی و دیگر آلرژی‌های تنفسی حفظ کرده و به درمان آن‌ها کمک زیادی می‌کنند.

مواد لازم
لیموترش ۲ عدد بزرگ
ریشه‌ی زنجبیل یک دوم
عسل ۸ قاشق

روش تهیه‌ی شربت ضدویروس
قبل از هر چیزی لیموترش را در ترکیب آب و سرکه انداخته و با دقت زیادی شستشو دهید تا کاملاً ضدعفونی شده و بقایای آفت کش‌ها از پوست آن زوده شود. چون باید از لیموترش با پوست آن استفاده کنید. پوست لیموترش نیز منبع ترکیبات مغذی است و منبع ویتامین C. محسوب می‌شود. ریشه‌ی زنجبیل را نیز به دقت شستشو داده و به قطعات کوچک‌تر تقسیم کنید. سپس آن را به همراه لیموترش که چهار قاچ کرده اید داخل مخلوط کن بریزید. در نهایت نیز عسل را اضافه کرده و دوباره به خوبی هم بزنید تا مواد با هم مخلوط شوند. ترکیب را داخل یک ظرف شیشه‌ای در بسته بریزید و در یخچال قرار دهید. البته بهتر است زودتر شربت تهیه شده را میل کنید. اما اگر آن را به مدت طولانی در یخچال نگهداری کرده و متوجه شکرک زدن عسل شدید می‌توانید قبل از مصرف شربت را با حرارت غیرمستقیم گرم کنید.

روش و میزان مصرف
برای افراد بزرگ‌تر از ۱۳ سال توصیه می‌شود که روزانه یک قاشق غذاخوری از این شربت را میل کنند. برای کودکان مصرف روزانه یک قاشق چای‌خوری کافی است. شما می‌توانید این شربت را در چای، آب یا هر مایع دیگری حل کرده و میل کنید.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:42 ] [ گنگِ خواب دیده ]

آتش زدن به یک “سرنوشت”
کبریت نمی خواهد که !!
“پـــا” می خواهد …
که....

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:37 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دختر ناصرالدین شاه

 

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:21 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

پاره ای از من...

همواره در حسرت گرما...

و محروم از آن...

پاره ای از من...

همساز باسپیده ی بر دمیده

و همواره اسیر در سایه های رویا

پاه ای از من...

سرشار از پرواز...

وگم کرده سهم خو از آبی اآسمان...

پاره ای از من...

من واقعی ام,باچشمان یک کودک...

همراه پرندگان مهاجر,گریزان در دور دست ها.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چند حکایت از عبید زاکانی

 

مردی را گفتند پسرت را به تو شباهتی نباشد. گفت: اگر همسایگان باری ما را رها کنند، فرزندانمان را به ما شباهتی خواهد افتادت. سلامتی.

 

یهودی از نصرانی پرسید: موسی برتر است یا عیسی؟ گفت: عیسی مردگان را زنده می کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد؛ عیسی در گهواره سخن می گفت، اما موسی در چهل سالگی می‌گفت: خدایا! گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند.

 

مردی کودکی را دید که می گریست و هر چند مادرش او را نوازش می کرد، خاموش نمی‌شد. گفت: خاموش شو تا مادرت را به کار گیرم! مادر گفت: این طفل تا آنچه گویی نبیند به راست نشمارد و باور نکند!

 

ابوالعینا بر سفره‌ای بنشست. فالوده‌ای برایش نهادند. مگر کمی شیرین بود. گفت: این فالوده را پیش از آن که به زنبور عسل وحی شود ساخته‌اند.

 

عربی را از حال زنش پرسیدند. گفت زنده است؛ و تا زنده‌است همچنان مار گزنده است.

 

پیر زالی با شوی می گفت: شرم نداری که با دیگران زنا می کنی و حال آن که ترا در خانه، چون من زنی حلال و طیب باشد؟ شوی گفت: حلال آری، اما طیب نه!

 

کنیزی را گفتند: آیا تو باکره‌ای؟ گفت خدا از تقصیرم درگذرد! بودم!

 

در رمضان نو خطی را گفتند: این ماه کساد باشد. گفت خدا یهود و نصاری را پاینده دارد!

 

زنی نزد قاضی رفت و گفت: این شوی من حق مرا ضایع می‌سازد و حال آنکه من زنی جوانم. مرد گفت: من آنچه توانم کوتاهی نکنم. زن گفت: من به کم از پنج مرتبه راضی نباشم! مرد گفت: لاف نزنم که مرا بیش از سه مرتبه یارا نباشد! قاضی گفت: مرا حالی عجب افتاده است، هیچ دعوی بر من عرض نکنند مگر آنکه از کیسه من چیزی برود! باشد آن دو مرتبه دیگر را من بر گردن گیرم!!

 

کسی مردی را دید که بر خری کُندرو نشسته. گفتش: کجا می‌روی؟ گفت: به نماز جمعه. گفت: ای نادان اینک سه شنبه باشد. گفت: اگر این خر شنبه‌ام به مسجد رساند نیکبخت باشم!

  

روباه را پرسیدند که در گریختن از سگ، چند حیله دانی؟ گفت: از صد فزون باشد؛ اما نیکوتر از همه اینست که من و او را با یکدیگر اتفاق دیدار نیفتد!

 

روباهی عربی را بگزید. افسونگر را بیاوردند. پرسید: کدام جانورت گزیده؟ گفت سگی، و شرم کرد بگوید روباهی. چون به افسون خواندن آغاز کرد گفتش چیزی هم از افسون روباه گزیدگی بدان درآمیز!

 

مردی در خمره  نگریست و صورت خویش در آن بدید. مادر را بخواند و گفت: در خمره دزدی نهان است! مادر فراز آمد و در خمره  نگریست و گفت: آری، فاحشه‌ای نیز همراه دارد!

 

اسبی در مسابقه پیشی گرفت. مردی از شادی بانگ برداشت و به خودستایی پرداخت. کسی که در کنارش بود گفت: مگر این اسب از آن توست؟ گفت: نه! لیکن لگامش از من است.

 

مردی به زنی گفت: خواهم ترا بچشم تا دریابم تو شیرین‌تری یا زن من! گفت این حدیث از شویم پرس که وی من و او را چشیده باشد!

  

مردی را علت قولنج افتاد. تمام شب از خدای درخواست که بادی از وی جدا شود. چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد می‌کرد، و می‌گفت بار خدایا بهشت نصیبم فرمای! یکی از حاضران گفت: ای نادان! از آغاز شب تا این زمان التماس بادی داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضای بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟

 

ظریفی جوانی را دید که در مجلس باده‌گساری نقل بسیار با شراب می‌خورد گفت چنان که می‌بینم تو نقل می‌نوشی و شراب تنقل می‌کنی.

 

عربی با پنج انگشت میخورد او را گفتند چرا چنین می‌خوری؟ گفت اگر به سه انگشت لقمه برگیرم دیگر انگشتانم را خشم آید.

 

مردی از کسی چیزی بخواست او را دشنام داد گفت مرا که چیزی ندهی چرا به د شنام رانی گفت خوش ندارم که تهی دست روانت کنم.

 

ابوحارث را پرسیدند مرد هشتاد ساله را فرزند آید گفت آری اگرش بیست ساله جوانی همسایه بود.

  

مردی را که دعوی پیغمبری می‌کرد نزد معتصم آوردند متعصم گفت شهادت می‌دهم تو پیغمبر احمق استی گفت آری از آنکه بر قوم شما مبعوث شده‌ام و هر پیامبری از نوع قوم خود باشد.

 

مردی حجاج را گفت دوش تو را به خواب چنان دیدم که اندر بهشتی ، گفت اگر خوابت راست باشد در آن جهان بیداد بیش از این جهان باشد.

 

آخندی را گفتند خرقه خویش را بفروش گفت اگر صیاد دام خود را فروشد به چه چیز شکار کند.

 

زشترروئی در آ ئینه به چهره خود می‌نگریست و می‌گفت سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد غلامش ایستاده بود و این سخن می‌شنید و چون از نزد او بدر آمد کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید گفت در خانه نشسته و بر خدا دروغ می‌بندد.

  

مردی زنی بگرفت به روز پنجم فرزندی بزاد مرد به بازار رفت و لوح و دواتی بخرید او را گفتند این از بهر چه خریدی گفت طفلی را که پنج روزه زایند سه روزه مکتبی شود.

 

مردی نزد بقالی آمد و گفت پیاز هم ده تا دهان بدان خوشبوی سازم بقال گفت مگر گوه خورده باشی که خواهی با پیازش خوشبوی سازی.

 

مردی دعوی خدایی کرد شهریار وقت به حبسش فرمان داد مردی بر او بگذشت و گفت آیا خدا در زندان باشد؟ گفت خدا همه جا باشد.

 

مردی زردشتی بمرد و قرضی برعهده او بماند پس مردی پسر او را گفت خانه ات را بفروش و قرضهای را که به گردن پدرت بود بپرداز گفت اگر چنان کنم پدرم به بهشت شود گفت نی گفت پس بگذار او در آتش باشد و من در خانه خود به آرامش.

  

شخصی به مزاری رسید. گوری سخت دراز بدید. پرسید: این گور کیست؟ گفتند: از آن علمدار رسول است. گفت مگر با علمش در گور کرده‌اند؟

 

شخصی دعوای خدایی می‌کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: پارسال یکی اینجا دعوی پیغمبری می کرد، او را بکشتند. گفت: نیک کرده‌اند، که او را من نفرستاده بودم.

  

فصادی رگ خاتونی بگشاد. خاتون هر چه می پرسید، می‌گفت از پیری خون است. چون نیشتر بدو رسید بادی از وی جدا شد. گفت: ای استاد این نیز از پیری خون باشد؟ گفت: نه خاتون! از فراخی اون باشد.

 

شخصی با سپری بزرگ به جنگ ملاحده رفته بود. از قلعه سنگی بر سرش زدند و سرش بشکست. برنجید و گفت: ای مردک کوری؟! سپر بدین بزرگی نمی‌بینی و سنگ بر سر من میزنی؟

 

شخصی را پسر در چاه افتاد. گفت: جان بابا! جایی مرو تا من بروم ریسمان بیاورم و تو را بیرون بکشم.

 

موذنی بانگ می‌گفت و می‌دوید! پرسیدند که چرا می‌دوی؟ گفت: می‌گویند که آواز تو از دور خوش است، می‌دوم تا آواز خود از دور بشنوم!

 

سلطان محمود پیری ضعیف را دید که پشتواره‌ای خار می‌کشد. بر او رحمش آمد. گفت: ای پیر! دو سه دینار زر می خواهی، یا دراز گوش، یا دو سه گوسفند، یا باغی که به تو دهم، تا از این زحمت خلاصی یابی؟ پیر گفت: زر بده تا در میان بندم، و بر دراز گوش بنشینم، و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم، و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم. سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند.

 

شخصی از مولانا عضد الدین پرسید که چونست که در زمان خلفا مردم دعوای خدایی و پیغمبری بسیار می کردند و اکنون نمی کنند گفت مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می آید و نی از پیغامبر.

 

وردکی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد رویش از کفل اسب بود او را گفتند واژگونه بر اسب بنشسته ای گفت من باژگونه ننشسته ام اسب چپ بوده است.

 

شخصی مولانا عضد الدین را گفت اهل خانه من نادیده به دعای تو مشغولند گفت چرا نادیده شاید دیده باشند.

 

ترک پسری در راهی می رفت و این می خواند مست شبانه بودم و افتاده بی خبر غلامباره ای بشنید و گفت آه آن زمان من بد بخت گردن شکسته کجا بودم.

 

از وردکی پرسیدند که امیر المومنین شناسی گفت شناسم گفتند چندم خلیفه بود گفت من خلیفه ندانم آنست که حسین او را در دشت کربلا شهید کرده است.

 

وردکی خر گم کرده بود گرد شهر می گشت و شکر می گفت گفتند چرا شکر می کنی گفت از بهر آنکه بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهارم روز بودی که گم شده بودمی.

 

ترسا بچه ای صاحب جمال مسلمان شد محتسب فرمود که او را ختنه کردند چون شب در آمد او را کرد بامداد پدر از پسر پرسید که مسلمانان را چون یافتی گفت قومی عجیب اند هرکس که به دین ایشان در آید روز کیر می برند و شب کون اش می درند.

  

زنی چشمانی بغایت خوش و خوب داشت روز از شوهر شکایت به قاضی برد قاضی روسپی باره بود از چشمهای او خوشش آمد طمع در او بست و طرف او بگرفت شوهر در یافت چادر از سرش در کشید قاضی رویش بدید سخت متنفر شد گفت بر خیز ای زنک چشم مظلومان داری و روی ظالمان.

 

خراسانی با زینه (نردبان)در باغ دیگری می رفت تا میوه بدزدد خداوند باغ پرسید و گفت در باغ من چی کار داری گفت زینه می فروشم گفت :زینه در بایغ من می فروشی ؟ گفت :زینه از آن من است هر کجا خواستم می فروشم.

 

عبدالحی زراد رنجور بود دوستی به عیادت او رفت گفت حالت چیست گفت امروز اسهالی خورده‌ام گفت پیداست که بوی گندش از دهانت می آید.

 

خاتونی در شیراز در راهی می رفت خواجه زاده ای امرد بر او بگذشت که آب دهن بر پاشنه می مالید تا کفش از پایش نیفتد خاتون گفت خواجه زاده آن آب دهن پاره ای بالاتر بمال و کفشی نو بخر.

 

شخصی با دوستی گفت پنجاه من گندم داشتم تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند او گفت من نیز پنجاه من گندم داشتم تا موشان خبر شدند من تمام خورده بودم.

 

شخصی در خانه وردکی خواست نماز گزارد پرسید قبله چونست گفت من هنوز دو سال است که در این خانه ام کجا دانم قبله چونست.

  

حاکم نیشاپور شمس الدین طبیب را گفت من هضم طعام نمی توانم کرد تدبیر چه باشد گفت هضم کرده بخور.

  

مولانا شراف الدین را در آخر عمر قولنجی عارض شد اطبا خون گرفتند فرمودند مفی نیامد شراب دادند فایده نداد حقه کردند در نزاع افتاد یکی پرسید که حال چیست گفت حال آنکه من بعد از هشتاد و پنج سال مست و دریده به حضرت رب خواهم رفت.

 

بازرگانی زنی خوش صورت زهره نام داشت عزم سفری کرد از بهر او جامه ای سفید بساخت و کاسه ای نیل به خادم داد که هرگاه از این زن حرکتی ناشایست در وجود آید یک انگشت نیل بر جامه او زن تا چون باز آیم اگر تو حاضر نباشی مرا حال معلوم شود

پس از مدتی خواجه به خادم نوشت که

کاری نکند زهره که ننگی باشد بر جامه او زنیل رنگی باشد

خادم باز نوشت که

گر درسفرخواجه درنگی باشد تاماه دگرزهره پلنگی باشد.

 

 

زنی مخنثی را گفت که بسیار مده که در آن دنیا به زحمت رسی گفت تو غم خود بخور که تو را جواب دو سوراخ باید داد و مرا یکی.

 

وردکی به جنگ شیر میرفت نعره می زد و بادی رها میکرد گفتند نعره چرا می زنی گفت تا شیر بترسد گفتند پس باد چرا رها می کنی گفت من نیز می ترسم.

 

ترکمنی با یکی دعوا داشت کوزه ای پر گچ کرد و پاره ای روغن بر سر آن گذاشت و از بهر قاضی رشوت برد قاضی بستد و طرف ترکمن گرفت و قضیه چنان که خاطر او می خواست آخر کرد و مکتوبی مسجل به ترکمن داد بعد از هفته ای قضیه روغن معلوم کرد ترکمن را بخواست که در مکتوب سهوی است بیاور تا اصلاح کنم ترکمن گفت در مکتوب من سهوی نیست اگر سهوی باشد در کوزه باشد.

 

درویشی کفش در پا نماز می گزارد دزدی طمع در کفش او بست گفت با کفش نماز نباشد درویش دریافت و گفت اگر نماز نباشد گیوه باشد.

 

زن بخارایی دختری بیاورد. مادرش میگفت: دریغا! اگر در میان پایش چیزی بودی! دایه گفت: تو عمرش از خدا بخواه، اگر بماند چندان چیز در میان پایش ببینی که ملول شوی!

 

خراسانی را اسبی لاغر بود گفتند چرا این را جو نمی دهی گفت هر شب ده من جو می خورد گفتند پس چرا لاغر است گفت یکماهه جوش در نزد من به قرض است.

 

شخصی تیری به مرغی انداخت خطا رفت رفیقش گفت احسنت، تیرانداز بر آشفت که مرا ریشخند می کنی گفت نی می گویم احسنت اما به مرغ.

 

کفش طلحک را از مسجد دزدیده بودند و به دهلیز کلیسا انداخته طلحک می گفت سبحان الله من خود مسلمانم و کفشم ترساست.

 

شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود چوبهای سقف بسیار صدا می کرد به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد پاسخ داد که چوبها ی سقف ذکر خدا می کنند گفت نیک است اما می ترسم که این ذکر منجر به سجده شود.

  

شخصی ماست خورده بود قدری به ریشش چکیده یکی از او پرسید که چی خورده ای گفت کبوتر بچه گفت راست می گوئی که فضله اش بر در برج پیداست.

 

هارون به بهلول گفت دوست ترین مردمان در نزد تو کیست گفت آن که شکمم را سیر سازد گفت من سیر سازم پس مرا دوست خواهی داشت یا نه گفت دوستی نسیه نمی شود.

 

زنی از طلحک پرسید که دروازه شیرینی فروشی کجاست گفت در میآن تنبان خاتون.

 

پادشاهی را سه زن بود: پارسی و تازی و قبطی. شبی در نزد پارسی خفته بود. از وی پرسید که چه هنگام است؟ زن پارسی گفت: هنگام سحر. گفت: از کجا می گوئی؟ گفت از بهر آن که بوی گل ریحان برخاسته و مرغان به ترنم در آمدند. شبی دیگر نزد زن تازی بود. ازوی همین سوال کرد. او جواب گفت که هنگام سحر است، از بهر آنکه مهره‌های گردن‌بندم سینه‌ام را سرد می‌سازد. شبی دیگر در نزد قبطی بود. از وی پرسید. قبطی در جواب گفت: که هنگام سحر است، از بهر آنکه مرا ریدن گرفته است!

 

شخصی در کنار نهری ریسمانی پر گره در دست داشت و به آب فرو می رفت و چون بر می آمد گرهی می گشود وباز به آب فرو میشد گفتند چرا چنین می کنی گفت در زمستان غسلهای جنابتم قضا شده در تابستان ادا می کنم.

 

زنی نزد قاضی رفت و گفت شوهرم مرا در جایگاه تنگ نهاده است ومن از آن دلتنگم قاضی گفت سخت نیکو کرده است جایگاه زنان هرچه تنگتر بهتر.

  

قلندری نبض به طبیب داد و پرسید که مرا چی رنجی است؟ گفت تو را رنج گرسنگی است، و او را به هریسه مهمان کرد قلندر چون سیر شد گفت: در لنگر ما ده یار دیگر همین رنج دارند!

 

مولانا شمس الدین با یکی از مشایخ خراسان کدورتی داشت شیخ ناگاه بمرد نجاری صندوق گوری سخت به تکلیف از بهر او تراشید مردم تحسین نجار میکردند مولانا گفت خوب تراشیده اما سهوی عظیم کرده که دود کش نگذاشته است.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چنین می‌گفت زمان
جاودانگی دروغ است
گوش کن ببین
آن پرتگاه لاجوردی روح‌ات
با ترانه غمناک چاهی عمیق
بی‌وقفه تو را به نام می‌خواند

اما تو چنان دوست داشته باش که انگار مرگی نیست
و ترانه‌های شادمانی را
از زبان برگ‌های درخت زندگی گوش کن

زیرا که برگ‌ها هم روزی به پرواز در می‌آیند
نسیم هم بی تو بر جنگل عریان می‌وزد
زمان کوتاه و عشق ارمغان توست
می‌شنیدم
صدای روح سرکشم بود
قلبم با واهمه‌های جنگجویی تنها
به جستجوی حیاتی به عمق یک پرتگاه بود.

 

و حقیقت در آبگینه یک لحظه مالیخولیایی
چراغ‌های قلب را خاموش کرد
نمایان شد دروغ
مانند خدایی که مشعل‌اش را در هزارتویی تاریک می‌افروخت

مرگ گفت
وقتی که دستان تنهایی‌اش را بر پیشانی عشق های تمام شده تن می‌کشید
لحظه دروغی‌ست لاجوردی
سرسپرده زهر خویش
شیر می‌دهد خواب‌هایش را
با زهر خویش

پرسیدم از او
حقیقت کدامین صورت توست؟
گفت، من حقیقتم، صورتی غیر از تو ندارم
مرگ تویی و من دلداری غیر از مرگ ندارم

فریاد خود را با فانوسی از بلور خفه کردم
تا پیشکش کنم آن را
به خدایان معبد بی‌نهایت
همه با هم از دروازه لاجوردی لحظه گذشتیم
من
خواب‌های ویران شده‌ام
و عشق
و دروغ

زمان منتظر بر روی سنگ قربانگاه
خیره شد با ترحم به صورت من
گفت
شتاب‌ات از برای چیست؟
اینک تو حقیقتی
و این لحظه تنها ارمغان من به توست
که از سرزمین مرگ برایت آورده‌ام

فراموش نکن
خواب‌هایت را
حقیقت قلبت را
زیرا که به زودی فنا خواهی شد.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]

باید شعری تازه گفت
آهنگی تازه نواخت
باید در چوبی این باغ ها را
که در رویاهای مان شکل گرفته اند
رو به شهر باز کرد
باید
همه چیز را از نو ساخت
هیچ بادی

لانه ی پرندگان را
دوباره سر جایش نمی گذارد.

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:4 ] [ گنگِ خواب دیده ]

روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید

خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد،
چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.

 

بادبادک ها، به هوا خواهم برد
گلدان ها، آب خواهم داد

خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش
خواهم ریخت
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد

خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

[ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]

داستان زندگی زنی که از مردان بهتر می جنگید / از شمشیربازی تا حضور در جنگ جهانی

وقتی از دختران کم سن و سال بپرسید دوست دارند در آینده چه شغلی داشته باشند چه پاسخی می دهند؟ شاید بگویند دوست دارند یک شاهزاده خانم، یک معلم، یک ورزشکار، یک آرایشگر، یک پزشک یا بسیاری از مشاغل متعارف دیگر باشند اما کمتر دختری پیدا می شود که بکوید دوست دارد یک سرباز باشد.

 

وقتی از دختران کم سن و سال بپرسید دوست دارند در آینده چه شغلی داشته باشند چه پاسخی می دهند؟ شاید بگویند دوست دارند یک شاهزاده خانم، یک معلم، یک ورزشکار، یک آرایشگر، یک پزشک یا بسیاری از مشاغل متعارف دیگر باشند اما کمتر دختری پیدا می شود که بکوید دوست دارد یک سرباز باشد.

به گزارش سرویس خواندنی های انتخاب، ماجرای دختری به نام فلورا ساندز که در سال 1876 در شمال یورکشایر متولد شد نیز با بقیه دخترها تفاوت هایی داشت. رویای او تبدیل شدن به یک سرباز بود و زمانی که جنگ جهانی اول درگرفت. او تنها سرباز زن بود که در خط مقدم حضور داشت.

با وجود آن که در دورانی که فلورا ساندز جوان بود، این آرزوها نامتعارف بود، اما او اجازه نمی داد کلیشه های اجتماعی متوقفش کنند. بلکه به دنبال علاقه مندی های خود بود. نگاهی به زندگینامه فلور نشان می دهد او علاقه مند به شمشیربازی و تیراندازی بود. زمانی که استفاده از اتومبیل ها رایج شد، او یکی از نخستین افرادی بود که رانندگی با اتوموبیل را تمرین کرد.

هنگامی که جنگ جهانی اول در سال 1914 آغاز شد، او داوطلب شد تا به پرستار تبدیل شود، با این حال او به دلیل کمبود تجربه رد شد. این موضوع باعث توقف فلورا و به صلیب قرمز پیوست. در اوت 1914 فلورا انگلستان را به مقصد میدان جنگ صربستان همراه با 36 زن دیگر ترک کرد.

 داستان زندگی زنی که از مردان بهتر می جنگید / از شمشیربازی تا حضور در جنگ جهانی

کار آنها کمک به بحران های بشر دوستانه بود، پس از یک سال فلورا به سربازان در خط مقدم پیوست. او به زودی نام خود را در میان نیروهای مسلح صرب تثبیت کرد و تنها زنی بود که بین سربازان اتریش-مجارستان حضور داشت و اقدام به تیراندازی و استاده از نارنجک های دستی می کرد.  

 

او به سرعت به سرباز ارشد ارتقا یافت و نشان داد می تواند برابر یا برتر از همتایان مرد خود فعالیت کند. یک سال پس از پیوستن به نبرد او به شدت از ناحیه دست توسط یک نارنجک مجروح شد. با توجه به آسیب شدید او باقی مانده از جنگ را در یک بیمارستان گذراند.

او در سن 51 سالگی با یوری یودینیتچ، یک فرمانده سابق روسیه، ازدواج کرد. آنها برای مدتی در فرانسه زندگی می کردند، سپس به بلگراد رفتند. آنها زمانی که نازی ها به یوگوسلاوی حمله کردند توسط پلیس سیاسی آلمان، گشتاپو، زندانی شدند. فلورا هفت روز تحت بازداشت بود اما در نهایت آزاد شد.

پس از مرگ شوهرش در سال 1941، به دلیل نارسایی قلبی، او به انگلستان بازگشت. او سالهای آخر عمر خود را در سراسر انگلستان گذراند و داستان زندگی خود را نیز نوشت.

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:42 ] [ گنگِ خواب دیده ]

زنان معروف دوره قاجار را بشناسید

برای زنان در جامعه قاجار شاید بتوان تقسیم‌بندی‌های زیادی در نظر گرفت، از منظری این زنان را می‌توان در سه طبقه جای داد: زنان نیازمند، زنان متوسط و زنان بافرهنگ.

 

از زنان نیازمند و فرودست این جامعه چندان نمی‌توان اطلاعات جامعی داد، چراکه نه سواد داشتند، نه کاری برای نامدار شدن کرده بودند. این اقشار را به نوعی از عرایض و نامه‌هایی می‌توان شناخت که به «صندوق عدالت شاهی» می‌فرستادند.

در دوره ناصری تشکیلاتی با عنوان «صندوق عدالت» شکل گرفت. مردم در هر جای کشور می‌توانستند عرایض و نامه‌های خود را برای رسیدگی دولت به این مجموعه بفرستند. برای آگاهی از قشر‌های فرودست جامعه به نامه‌ها و عرایضی اشاره می‌کنیم که به دربار نوشته شده‌اند.

هر چند این نوشته‌ها معدودند؛ چون بی‌گمان زن باسواد در میان فرودستان جامعه اصلا نبوده، با این همه از میان همین نامه‌های معدود، فقر و بی‌عدالتی و بیکاری آشکار است.

در نامه‌های آن دوره می‌خوانیم:

پیرزنی ۸۰ ساله در دوره قاجار از لاریجان نوشت که شوهر و دو پسرش خدمتگزار دیوان بودند و بعد از فوت آن‌ها به واسطه ضعف مزاج و پیری نتوانسته «به خاکپای مبارکه شرفیاب شود» و بابت مواجب شوهر و دو پسر چیزی تقاضا کند. در دوره قاجار، از بیجار زنی نوشته که کنیزک بی‌کسی است که اموالش را غارت کرده و اجزای حکومت نیز «حکم مبارکه» را اجرا نکرده‌اند. زنی از کردستان نوشته که شوهرش او را از خانه بیرون کرده و نه نفقه می‌دهد و نه او را طلاق می‌گوید.

همه زنان عصر قاجار

زنان طبقه متوسط

اگر بتوانیم جایگاه درستی برای طبقه متوسط این دوره در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم که در دوره قاجار، بعضی از زنان صاحب شغل، مانند معلمی، دلاکی، مرده‌شویی یا دلالی ... این طبقه را شکل می‌دهند. شاغلان زنی مانند «ضعیفه کاشی» که شوهر ندارد و خانه‌اش را در بازار به نقاره‌چی اجاره داده بود، یا زنانی که حاجیه یا ملاباجی بودند، مانند ملا شهربانو، احتمالا زنانی بودند که مراسم مذهبی را اداره می‌کردند، تعدادی نیز ظاهرا فاحشه بودند. (ر.ک: زن در جامعه قاجار موقعیت اجتماعی زنان در آغاز قرن ۱۴ قمری)

تعدادی از زنان شاغل و مالک، آنانی بودند که در حرم‌سرای شاهی حضور داشتند یا پس از مرگ شاه، از دربار رانده شده، در محله‌ها می‌زیستند. به گفته تاج‌السلطنه بعضی از زنان حرم‌سرا را که فرزند نداشتند از قصر بیرون می‌انداختند.

وضعیت مالکیت زنان در سال‌های پایانی حکمرانی ناصرالدین‌شاه قاجار نسبت به سال‌های نخستین با اندکی دگرگونی همراه بوده است. رشد مالکیت در میان زنان، دیده می‌شود. در ۱۳۲۰ قمری زنانی صاحب دکان و کاروانسرا بودند که امکان دارد مهریه یا ارث آن‌ها بوده باشد.

همه زنان عصر قاجار

زنان بافرهنگ قجری

سومین طبقه زنان دوره قاجار را می‌توان اشراف‌زادگان به حساب آورد. دربار برای این افراد جای مناسبی برای تحصیل و پیشرفت بود. بعضی از آنها زبان‌های خارجی می‌دانستند، تعدادی ساز می‌نواختند یا نقاشی می‌کشیدند. از میان آنها می‌توان فعالان اجتماعی و سیاسی را هم دید که به مخالفت با همان درباری برخاستند که در آن بزرگ شده بودند.

فخرالدوله یا تومان‌آغا، دختر هفتم‌ و فرزند دهم‌ ناصرالدين‌ شاه‌، درسال‌ 1278 قمری از خازن‌الدوله‌ همسر گرجی و صيغه‌ای ناصرالدين‌ شاه زاده شد. او زنی تحصیل‌کرده و از شعرای دوره ناصرالدین‌شاه محسوب می شود. او داستان‌های شفاهی ایرانی را مکتوب و تصویرگری کرد. نقیب‌الممالک، نقال‌باشی دربار شب‌هایی که داستان‌گویی می‌کرد، فخرالدوله پشت در نیمه باز اتاق خواجه‌سرایان می‌نشست و به دقت آن داستان‌ها مکتوب کرده و برای آن‌ها نقاشی می‌کشید. اگر امروز ما داستان‌های ماندگاری، چون امیرارسلان رومی و زرین ملک را داریم به همت اوست که آن‌ها را مکتوب و مصور کرده است. شعر‌های او شامل دیوانی از چندهزار بیت است که با خط خود نوشته و در کتابخانه سلطان محمودمیرزا در پاریس نگهداری می‌شود.

همه زنان عصر قاجار

خانه فخرالدوله در خیابان فخر الدوله، خیابان بهارستان، خیابان قائن

فروغ‌الدوله دختر ناصرالدین‌شاه قاجار و خازن‌الدوله از زنان آزادی‌خواه دوره آغازین جنبش مشروطه است. او و همسرش ظهیرالدوله عضو انجمن اخوت بودند. فروغ‌الدوله که طرفدار مشروطیت بود مخالفت با برادرش، مظفرالدین‌شاه و برادرزاده‌اش محمدعلی شاه را علنی آشکار می‌کرد. در جریان به توپ بستن مجلس، محمدعلی شاه دستور تخریب و غارت خانه او را نیز صادر کرد.

همه زنان عصر قاجار
تصویر فروغ‌الدوله دختر ناصرالدین شاه قاجار
و همسر علی ظهیر الدوله به اتفاق دو تن از دخترانشان در لباس درویشی

فروغ خواهر تنی فخرالدوله بود. او در جوانی به خواست پدرش با علی‌خان قاجار ظهیر‌الدوله ازدواج کرد که وزیر تشریفات دربار بود. پس از ازدواج لقب "ملکه ایران" گرفت. نامه‌هایی از او باقی مانده که خطاب به ظهیرالدوله، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و سیاستمدارن دیگر وقت نوشته است. در این نامه‌ها قدرت اندیشه و دیدگاه‌های آزادی‌خواهانه و انتقادآمیز او آشکار است. او بدون حجاب به جلسه‌های انجمن می‌رفت و سخنرانی می‌کرد. فروغ‌الدوله شعر‌های مدح‌آمیزی نیز می‌گفت. تخلص «صفا» داشت که با تخلص همسرش یکی بود.

همه زنان عصر قاجار
دختران مظفرالدین شاه قاجار

زهرا دختر ناصرالدین‌شاه و توران السلطنه را تاج‌السلطنه نامیدند. ۱۲ یا ۱۳ سال بیشتر نداشته که او را به عقد نوجوانی به نام حسن‌خان شجاع‌السلطنه درآوردند که این وصلت پس از چند سال به جدایی کشید. باز به عقد مرد دیگری به نام قوللرآقاسی‌اش درآوردند، ولی با او هم زندگی خوبی نداشت و طلاق گرفت. خواست به فرنگ برود، نتوانست و نشد.

تاج‌السلطنه با همه این فراز و نشیب‌ها هرگز از آموزش و تلاش برای پیشرفت فکری باز نایستاد. او با وجود ازدواج زودهنگام تحصیلاتش را ادامه داد و از جمله زبان فرانسه را خوب می‌دانست، پیانو می‌نواخت و خاطرات روزانه می‌نوشت.

پس از بازگشت از سفر به عتبات، در ایران شروع به نوشتن خاطرات کرد که در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در روزنامه کوشش به صورت پاورقی و بدون نام نویسنده منتشر می‌شد. آنچه امروز باقی مانده احتمالا بخشی از همه آن نوشته‌هاست. (ر.ک. سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی)

تاج السلطنه در خاطراتش از علاقه‌اش به نمایش و تاتر می‌گوید و از پدر و مادرش که او را با این هنر آشنا کردند. ولی با این حال می‌نویسد که برای رفتن به تاتر محدودیت‌های زیادی داشته و گاهی که اجازه رفتن به تماشاخانه صادر نمی‌شد بلیط‌هایش را به دیگران می‌داده است. او از تاتر به عنوان سرگرمی جدیدی یاد می‌کند که به مشغولیات او افزوده شده است.

همه زنان عصر قاجار
آرامگاه خانم تاج السلطنه در آرامستان ظهیر الدوله واقع در میدان تجریش خیابان دربند، خیابان ظهیر الدوله

در خاطرات تاج‌السلطنه زنی به نام جهان‌فروز حضور دارد که گویا نقش مهمی در تربیت و شکل‌گیری او داشته است. در بخشی از خاطرات او آمده که از پدر، یعنی ناصرالدین‌شاه خواسته که بیشتر او را ببیند و نزد او زندگی کند. جهان فروز فرزند نداشته و تاج‌السلطنه از تقاضا می‌کند او را فرزندخوانده وی گرداند.

مادر تاج‌السلطنه در کودکی او در حوض کاخ در برابر شاه غرق شده بود. او را دایه بزرگ کرد. تاج‌السلطنه با نامه‌نگاری و دیدار جهان‌فروز سعی داشته وی را مادرش بداند و جای خالی او را پر کند. جایی از کتاب از شور و شادی خود به خاطر ملاقات جهان‌فروز می‌گوید. او با شنیدن خبر آمدن بانو شعر می‌سراید و به پایکوبی می‌پردازد.‌

ای آفتاب صبح جمال جهان فروز، فردا چرا؟ همـیـن دمـم این جـلوه آرزوســت

امشب به من چـه می‌گـذرد بی لقای تـو؟ تا زنـده‌ام اگر کرمی می‌کـنی نکوست

در ادامه چنین می‌گوید:

خوشبختانه دایه خانم هم هنگام عروض این احوال مانند خود من بود و یک وقت متوجه شدم که دایه خانم، بیچاره پیرزن هم آن گوشه اطاق می‌رقصد. ما دقیقه شماری می‌کردیم که کی میهمان عزیز ما خواهد آمد و دایه خانم مختصر تدارک ناقابلی هم برای عصرانه دیده بود. آمد و گویی جان جهانی در کلبه ما دمیده شد که کلیه موجودات شیان ما به رقص و نشاط در آمدند. جهان فروز خانم قبلا قصر را دیده بود و محتاج به معرفی به ایشان نبودیم. پس از ورود و مختصری استراحت جویای سلامت احوال بعضی از شاهزاده خانم‌های کوچک دیگر از من شدند و بسیار خجل شدم از این که آن‌ها را به اسم تشخیص نمی‌دادم تا جواب قطعی ایشان را بدهم و اظهار می‌کردم: چه عرض کنم؟

این شرح حال نشان می‌دهد تاج‌السلطنه قاطی زنان دربار نبوده و با دایه خود بیشتر معاشرت می‌کرده است. زنان و خواهران خود را به نام نمی‌شناخته و سرگرمی‌های خود را داشته است. در ابتدای خاطرات خود پس از مرگ مادر می‌گوید که او را دایه‌ای بزرگ کرد که سواد داشت و این امر در سرنوشت او تاثیر زیادی داشت. در همان دوره، از قولی می‌گوید که به دایه‌اش داده تا خاطرات روزانه بنویسد و در این امر ثابت قدم بوده است.

منبعی برای شناخت زنان عهد قاجار

زنان طبقه متوسط نیز در آثار پراکنده‌ای که در این دوره منتشر شده نمایان هستند. بعضی از این آثار را خود زنان نوشته‌اند. اولین زن نویسنده عهد ناصری بی‌بی‌خانم نامی بوده که به توصیف وضع زندگانی زنان در جامعه مردسالار عهد قاجار پیش از مشروطه پرداخته و کتابش در همان زمان به چاپ رسیده است.

بی‌بی خانم اشراف‌زاده نبوده و به نوعی نماینده طبقه متوسط به شمار می‌آمده است. اثر او معایب الرجال به قلم بی‌بی‌خانم، یا بی‌بی فاطمه خانم در ۱۳۱۳ قمری، در پاسخ به رساله‌ای با عنوان «تأدیب النسوان» نوشته شده است.

برای شناخت زنان اشرافی و فرهیخته نیز می‌توان از خاطرات شاهزاده خانم دربار قاجار، تاج‌السلطنه بهره گرفت. این اثر، روشنگر وضع اندرونی شاه و وضعیت همسران و شاهزاده‌های آن دربار است. این اثر، به صورت کتاب پس از آن دوره به چاپ رسیده است.

منبع خوب دیگر برای شناخت این موضوع، رسانه‌های مکتوب این دوره به ویژه نشریات خود زنان در زمان قاجار است. مجلاتی چون شکوفه که در صفحه اول آن آمده بود «روزنامه‌ای است اخلاقی، ادبی، حفظ‌الصحه اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری، مسلک مستقيمش تربيت دوشيزگان و تصفيه اخلاقي زنان، راجع به مدارس نسوان، عجالتآ ماهي دو نمره طبع می‌شود.»

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:34 ] [ گنگِ خواب دیده ]

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی
آن عشق می پاید که ناگفته می ماند
زیرا این نسیم لطیف و مهربان
خوشتر که خاموش و نامرئی بگذرد
من از عشق خویش با معشوق سخن گفتم
و راز دل آشکار کردم
اما او سرد و لرزان
و هراسناک و پریشان
مرا رها کرد و برفت

دیری نپایید
که رونده ای از راه رسید
خاموش و نامرئی و همچون نسیم
و او را با یک آه در ربود و ببرد

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

 

من می‌دانم
که اندوه من برابر است
با اندوه سواری که صدای سم اسبش را
با صدای خرد شدن آهسته برگ‌ها
اشتباه می‌کند
با شب بویی
که تاریکی خود را از دست می‌دهد
با نارنجی
که تنها بر میز است
هوای سوختن دست‌هامان را
به ستاره‌ها رساند
من می‌دانم

درختان عرعر ما را چشم به راه گذاشته‌اند
و چند سواری که قرار بود از دوردست
خبری برای ما آرند


من می‌دانم که غبار جاده شیشه را
می‌پوشاند
چنان که دیگر حتی از پس شیشه هم
نمی‌توان تو را خوش داشت
نمی‌توان تو را به شهری خواند
که در آستان بارانش
زخم‌های جوانتر خیال خندیدن دارند

 

این سواری که شتابناک گذراست
نه منم نه چشم .
دستت را باز کن :
تا افق سپید بهاری از مژگان انسانی
تو را می‌نگرم تا کنارم بنشینی
تا دور از خیال چند سواری که شاید بازگشت‌شان به خنده نباشد
دور از این لبان قرینه
دور از هر رفت
بمانیم و ضامن نور باشیم
شب تابان را از باغ و بیابان به اتاق آوریم تا دوباره بیافروزیم
یخ را زیر نفس آب کنیم و ماهیان را دوباره زنده ببینیم
دشت را یکسره در باران رها کنیم و بخوابیم

تا افق سپید بهاری از مژگان انسانی
تو را می‌نگرم تا کنارم بنشینی
و دست‌هایت را در گیسوان من نهان سازی
چون نسیم
چون راز جهان

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]

من همیشه حرفهایم اشک‌هایی بود
که بهانه ی بغض تو بود
نمی توانستم سخنی بگویم
پشت این روزهای تنهایی
تو مرا یاد زن بودنم انداختی
و من را با عشق خود به آسمانی بردی
که ابرها احاطه‌اش کرده بودند برای باریدن
نه من باریدم نه تو
زیرا که ما حرفهایمان را همیشه باریده بودیم

به من مرد بودنت را اثبات کن
من که زن بودنم را هرشب به تو هدیه داده بودم
به من سقفی نشان بده
من که همیشه خودم را سایبان تو کرده بودم

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران

دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند
که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران

شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چه زمانی برای طلاق مناسب است؟

شفقنا- لابد با این تیتر غافلگیر شده‌اید! در نکوهش طلاق بسیار شنیده‌اید اما این تیتر چه‌بسا پیشگیرانه باشد. راهی برای گریز از چاره‌ای ناگریز! مثلا زمان‌هایی در زندگی زناشویی اتفاق می‌افتد که آن‌قدر غصه‌دارتان می‌کند که به طلاق فکر می‌کنید. اگر طلاق بگیرید زندگی‌تان بهتر می‌شود یا بدتر؟ بچه‌ها چطور با این موضوع برخورد می‌کنند؟ بهترین زمان برای این‌که به همسرتان بگویید طلاق می‌خواهید چه موقع است؟
روزنامه شهروند نوشت: وقتی مشکلی در زندگی زناشویی‌تان پیش می‌آید، این افکار و سوال‌ها به ذهنتان هجوم می‌آورند. گاهی‌اوقات وقتی آن مشکل حل می‌شود، فکر طلاق ناخودآگاه از بین می‌رود.
اما اگر این افکار ناپدید نشدند و به‌طور مداوم فکرتان را مشغول کردند چه؟
وقتی به‌طور مداوم به طلاق و نتایج آن فکر می‌کنید، باید زندگی و رابطه‌تان با همسرتان را به خوبی ارزیابی کنید. یک قدم به عقب بروید و ببینید چرا چنین احساسی پیدا کرده‌اید و چه مدت است که این افکار و احساسات شما را مشغول کرده است؟ آیا چیز خاصی در زندگی‌تان باعث شده فکر کنید که طلاق تنها راه نجات و تنها تصمیم درست برای شماست؟
خیلی‌وقت‌ها پیش می‌آید که فکر می‌کنید طلاق چاره‌کار شماست و روز بعدی که از خواب بیدار می‌شوید همه‌چیز به نظرتان خوب می‌آید. پستی‌و‌بلندی‌هایی مثل این باید شما را به این فکر بیندازد که چه‌چیز برایتان اهمیت دارد و زندگی‌تان چطور می‌تواند بهتر یا بدتر شود.
طلاق مساله‌ای ناگوار است و تصمیم گرفتن برای طلاق را نباید آسان گرفت. فهمیدن این‌که کی وقت طلاق رسیده، کار سختی است.
تصمیم نهایی برای طلاق فقط توسط خودتان گرفته می‌شود و این شما هستید که باید ببینید میل‌تان به کدام طرف است. اگر هنوز همسرتان را دوست دارید و می‌خواهید که زندگی‌تان درست شود، دست نگهدارید.
ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل‌توجیهی داشته باشید اما پرسش‌نامه زیر به شما کمک می‌کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
به هریک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده‌اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
۱- درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.
۲- شما و همسرتان دیگر هیچ وجه‌مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
۳- در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف‌نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می‌شود.
۴- یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
۵- زن و شوهر از هم جدا می‌شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
۶- خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی‌شود.
۷- بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق‌تر هستند چون در ازدواج اول تجربه‌های خوبی به دست آورده‌اند.
نظر مشاور درباره مشاجره
به‌گزارش تبیان، این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می‌کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق‌بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روانشناسان، ارتباطی که در آن هیچ اختلاف‌نظری وجود نداشته باشد، بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی‌تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف، یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
شما و همسرتان دیگر هیچ وجه‌مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است!
گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می‌کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده، زوج‌هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ‌وجه خصوصیات و وجه‌مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط‌های موفق را از ناموفق جدا می‌کند، نحوه برخورد همسران با اختلاف‌ها و ویژگی‌های متفاوت همسران‌شان است. همسران موفق به خوبی می‌دانند که شریک آنها نمونه کپی‌برداری شده آنها نیست و نباید مثل آینه برای آنها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت‌های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف‌نظرها و مشکلات زناشویی به‌مرور زمان برطرف و حل می‌شود
شاید تابه‌حال این خبر به گوش‌تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات‌شان به نتیجه‌ای جالب رسیده‌اند که شما را شگفت‌زده خواهد کرد، هیچ می‌دانستید که ۶۰‌درصد اختلاف‌نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند، غیرقابل حل است؟
اگر قبول ندارید، یک ورق کاغذ بردارید و تمامی بحث‌هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته‌اید را بنویسید، درنهایت شگفتی متوجه می‌شوید که بیشتر آنها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان‌سال از ارتباط‌تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می‌کنید اما چیزی که در این بین تغییر می‌کند، نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است.
پس اگر فکر می‌کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد، مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج‌ها شده‌اید.
به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف‌شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری‌تان را نسبت به اختلاف‌نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.
یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند
این نکته را به‌خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی‌تان در ۲محیط متفاوت بزرگ شده‌اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق، کاری برایتان انجام دهد و از این طریق علاقه‌اش را به شما ابراز کند اما شما به‌دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما درمورد عشق و طریقه محبت‌کردن داشته باشد.
زن و شوهر از هم جدا می‌شوند چون دیگر عاشق هم نیستند
متاسفانه عده‌ای تصور می‌کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می‌کنند چون عاشق شده‌اند و بعد به‌راحتی از شریک‌شان جدا می‌شوند، چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور، یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این‌که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می‌خواهید از او جدا شوید، احمقانه‌ترین فرضیه‌ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.
خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی‌شود
بله، این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به‌خاطر خیانت همسرتان می‌خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده‌ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط‌تان علاقه‌مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این‌که بیشتر ارتباط‌هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته، موفق‌تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به‌وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام‌تری داشته‌اند.
بیشتر افراد در ازدواج‌دوم موفق‌تر هستند چون در ازدواج اول تجربه‌های خوبی به دست آورده‌اند
برای این موضوع نمی‌توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم‌شان موفق‌تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکب شده‌اند را در ازدواج‌دوم‌شان انجام نمی‌دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها خامه روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی‌تان را وابسته به فرد دیگری ندانید، امید موفقیت در ازدواج برای‌تان وجود ندارد این‌که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده‌نشدن این موضوع آنها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.
پرسش پیش از جدایی
تصمیم به‌جدایی گرفته‌اید؟ قبل از این‌که تصمیم نهایی را بگیرید به این ٦ پرسش جواب بدهید.
١- آیا هنوز هم احساس مثبتی به همسرتان دارید؟ اگر رابطه‌تان خشونت‌آمیز نبوده و هنوز هم محبتی نسبت به هم احساس می‌کنید، خوب است که به‌جای جدایی به بهبود رابطه فکر کنید.
٢- آیا همیشه راهتان از هم جدا بوده؟ اگر همیشه هرکدام از شما به‌شیوه خودش زندگی کرده، بعید نیست‌ بودن و نبودن همسرتان فرقی به حالتان نداشته باشد و این رابطه فقط یک نام را یدک بکشد.
٣- آیا طلاق یک تهدید است یا یک تمایل واقعی؟ آیا واقعا می‌خواهید طلاق بگیرید یا این یک تهدید ناشی از افسردگی، خشم، ناامیدی و احساس شکست است؟
٤- آیا این یک تصمیم احساسی است؟ رفتار و تصمیم‌های ما ممکن شاست کاملا احساسی باشند بدون درنظرگرفتن جنبه‌های عقلانی. تصمیم شما برای جدایی چگونه است؟
٥- انگیزه شما برای جدایی چیست؟ آیا زندگی با این فرد هویت، شخصیت، اعتبار، آبرو، عزت‌نفس، آرامش یا سلامت جسمی و روانی‌تان را تهدید می‌کند و تلاش شما برای بهبود زندگی خودتان است؟
٦- آیا به اثرات منفی جدایی فکر کرده‌اید؟ گاهی طلاق فرصتی برای تمام‌کردن رابطه‌ای اشتباه است اما بعد از جدایی ممکن است شرایطی پیش بیاید که بیشتر احساس خلأ، ناامیدی، افسردگی و شکست کنید. آیا می‌توانید با شرایط تازه به‌خوبی کنار بیایید؟

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:25 ] [ گنگِ خواب دیده ]

ادامه زندگی یا طلاق ، کدام بهتر است؟

چه زمانی باید طلاق گرفت؟

 

اگر این سوال برایتان پیش آمده که “آیا باید طلاق بگیرم؟” احتمالا مدتهاست که از زندگی مشترکتان ناراضی هستید و بر سر دوراهی ادامه زندگی یا طلاق قرار گرفته اید. رابطه شما ممکن است تیره شده باشد، اما شاید آنقدر بد نباشد که زمان پایان دادن به آن رسیده باشد. احتمالا در هنگام ازدواج آرزوهای زیادی برای آینده با همسرتان داشته اید. با این حال، با گذشت زمان شرایط تغییر می کند. ولی آیا شرایط آنقدر بد شده است که دیگر امیدی به بهبود نیست یا ممکن است اوضاع بهتر شود. بهترین کاری که می توانید انجام دهید اینست که قبل از طلاق تصمیم خود را با دقت در نظر بگیرید.

ادامه زندگی یا طلاق ، کدام؟

اگر برای ادامه زندگی یا طلاق مردد هستید، توصیه می کنم که ابتدا سوالات زیر را از خودتان بپرسید تا بهتر بتوانید در این مورد تصمیم بگیرید.

با ارزیابی رابطه فعلی خود آغاز کنید

وقتی فکر می کنید که “باید طلاق بگیرم؟” به آسانی ترس از آینده شما را از تصمیم منصرف می کند. از یک سو، شاید فکر کردن در مورد آن بسیار خوشایندتر از فکر کردن در مورد بدبختی های کنونی تان باشد. تنها واقعیت های واقعی که می توانید به آنها اعتماد کنید در اینجا و اکنون اتفاق می افتد.

بنابراین، به اطراف خود نگاه کنید. انگیزه ها، احساسات، افکار و رفتار خود را بررسی کنید. آنچه در مورد رفتار همسرتان می دانید را در نظر بگیرید. سپس، شما بهتر می دانید که آیا وقت آن است که جدی تر در مورد طلاق فکر کنید یا خیر.

آیا در رابطه احساس امنیت می کنید؟

اگر امنیت خودتان و هر کودکی که ممکن است داشته باشید دائما مورد تهدید قرار می گیرد، باید فورا خود را از این وضعیت دور کنید. در برخی موارد ممکن است بتوانید در آینده رابطه خود را با همسرتان بهبود دهید، اما باید به دنبال کمک باشید و تصمیم بگیرید رفتار توهین آمیزش را عوض کنید. شاید قصد نداشته باشید طلاق بگیرید اما در حال حاضر باید جای امنی برای رفتن پیدا کنید و از خودتان محافظت کنید.

آیا این رابطه پاسخگوی نیازهای شماست؟

انتظار نداشته باشید که همسرتان تمام نیازهای شما را برآورده کند و البته از شما هم انتظار نمی رود که همه نیازهای او را برآورده سازید. هنگامی که نیازهای اصلی شما در یک رابطه برآورده شود، شما نیز خواهید توانست نیازهای همسرتان را برآورده کنید و رابطه ای موفق داشته باشید.

اصلی ترین نیازهای هر فرد در ادامه ذکر شده است که در صورت برآورده نشدن، میزان ناراضی شخص در زندگی زناشویی افزایش می یابد. 

  • عشق
  • پول
  • رابطه جنسی و صمیمیت
  • امنیت

آیا رفتارتان کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد؟

درست است که وجود فرزند می تواند یکی از دلایل طلاق نگرفتن باشد اما گاهی جدایی برای کودکان بهتر است و آنها را از آسیب های جدی تر نجات می دهد. به نحوه عملکرد فرزندانتان در شرایط فعلی خود نگاهی بیندازید. آیا به اندازه کافی از آنها مراقبت می کنید و وقت کافی را با آنها می گذرانید؟ یا آنقدر در حال نبرد با همسر خود هستید که بچه ها در حال ترک خوردن هستند؟ سؤالهای زیر را در مورد بچه هایتان از خود بپرسید:

  • آیا وضعیت تحصیل آنها در مدرسه افت داشته است؟
  • آیا از نظر عاطفی پایدار هستند؟
  • آنها از عشق و رابطه زناشویی چه چیزهایی را یاد خواهند گرفت؟
  • آیا بدرفتاری می کنند؟

همچنین صحبت کردن با فرزندانتان در مورد اتفاقات بین شما و همسرتان حائز اهمیت است. لازم نیست که به جزئیات شخصی بپردازید، اما اگر شما و همسرتان به طرز محبت آمیز نسبت به همدیگر رفتار نمی کنید، همیشه باید با فرزندان در تماس باشید تا در صورت لزوم به سؤالات آنها پاسخ دهید و به آنها بگویید که هر دویتان هنوز هم عاشق آنها هستید.

ادامه زندگی یا طلاق

ادامه زندگی یا طلاق

آیا اعتماد و احترام بین شما وجود دارد؟

آیا احساس می کنید همسرتان به شما اعتماد دارد؟ آیا به نظر می رسد بهم احترام می گذارید؟ توجه کنید که چگونه با یکدیگر تعامل دارید. آیا اینگونه است که افرادی که به شما نزدیک هستند رابطه تان را محترم می دانند؟ اگر چنین است، شما باید کداشتن یک رابطه بهتر تلاش بیشتری داشته باشید. در غیر اینصورت باید علت بی احترامی ها و عدم اعتماد را کشف کنید . مشخص کنید که می توانید تغییراتی را ایجاد کنید یا خیر.

آیا یکی از شما بی وفا بوده است؟

مهم نیست که چقدر خود را مدرن بدانید، اما داشتن یک رابطه خارج از ازدواج یک مشکل بزرگ به وجود خواهد آورد. فرقی نمی کند چه کسی بی وفا بوده است. مهم این است که چه کاری انجام داده و چگونه مسئله را حل کرده اید. اگر هنوز آن را حل نکرده اید، اکنون باید روی آن کار کنید. تصمیم گیری در مورد اینکه رابطه تان چگونه تغییر می کند یا چه چیزی برای بهبود آن می تواند مهم باشد بخش مهمی از ارزیابی رابطه است.

چه مدت زمانی است که به فکر طلاق افتاده اید؟

تقریبا هر کس لحظه ای فکر می کند که “شاید من باید طلاق بگیرم!” فکر کردن درباره طلاق بعضی اوقات می تواند چیز خوبی باشد. این موضوع به شما یادآوری می کند که حفظ رابطه تان چقدر اهمیت دارد.

اما، اگر زیاد به طلاق فکر می کنید و مدت آن طولانی است، مطمئنا از برخی جنبه های رابطه ناراضی هستید. اگر به طور مداوم در مورد طلاق فکر می کنید، ارزش تحقیق و تفحص دارد. وقتی همه گزینه های خود را در نظر گرفتید، می توانید شروع جدیدی داشته باشید یا احساس کنید که تصمیم درستی برای ماندن می گیرید.

برای جلوگیری از طلاق چه تلاشی کرده اید؟

وقتی مدتهاست که به طلاق فکر می کنید، احتمالا در جستجوی پاسخ های دیگر نیز بوده اید. چه چیزی را امتحان کرده اید؟ آیا سعی کرده اید نسبت به یکدیگر بیشتر مراقب باشید؟ آیا سعی کرده اید زمانی را به تنهایی سپری کنید؟ از همه مهمتر، آیا شما و همسرتان در مورد طلاق صحبت کرده اید؟ اگر اینطور نیست، آیا حداقل در مورد موضوعات مشکل سازی که بین شما بوده صحبت کرده اید؟ آیا به یکدیگر گوش می دهد؟ اگر به هیچ وجه تلاش نکرده اید و به نتیجه نرسیده اید، بهتر است با یک مشاوره ازدواج صحبت کنید، تا گفتگوی مؤثرتری داشته باشید.

شرایطی که باید قبل از طلاق در نظر بگیرید

دانستن وضعیت فعلی رابطه شما بسیار مهم است، اما این به تنهایی کافی نیست. شما باید به شرایط زندگی بعد از طلاق نیز فکر کنید. برای این بخش از فرآیند تصمیم گیری، شما نیاز به جمع آوری برخی واقعیت ها دارید، در این رابطه برخی برنامه های آزمایشی داشته باشید و مهمتر از همه از تخیل خود استفاده کنید.

چگونه زندگی خود را در آینده تصور می کنید؟

آیا وقتی خود را در آینده تصور می کنی، خوشحال هستی؟ زندگی کاری چطور است؟ چگونه اوقات فراغت خود را می گذرانید؟ هر روز چه کسی را می بینید؟ وقتی خبر خوبی دارید با چه کسی تماس می گیرید؟

یک مشاور ممکن است از شما بخواهد این تمرین را به عنوان روشی برای مشخص کردن خواسته ها، اهداف و ترجیحات خود انجام دهید. اگر زندگی که در آینده تصور می کنید همسرتان باشد، احتمالا آماده جدایی نیستید. اما اگر تنها هستید یا با شخص دیگری، این ممکن است نشانگر این باشد که نمی توانید زندگی کنونی و بودن با همسرتان را تصور کنید.

اگر طلاق بگیرید با چه چالش هایی روبرو خواهید بود؟

طلاق می تواند ساده ترین راه حل باشد. طلاق چالش های جدید بسیاری را ایجاد می کند که ممکن است قبلا هرگز با آنها روبرو نشده باشید. اولین قدم اینست که باید از نظر مالی کاملا مستقل شوید و شغلی بدست آورید.

برخی چالش هایی با طلاق آغاز می شوند. اگر شما هستید که خانه را ترک می کنید، باید مکان جدیدی برای ماندن پیدا کنید. باید اهداف جدیدی برای خود تعیین کنید و راه را برای تحقق آنها بدون حمایت شخصی که در گذشته در کنار شما بوده است پیدا کنید.

اگر طلاق برای شما مناسب است، ممکن است برای یافتن منابع جدید، کنار آمدن با موقعیت های جدید و استرس زا و به کار بردن جزئیات زندگی جدید به کمک نیاز داشته باشید.

ارزش فکر کردن در مورد چالش های پیش رو این نیست که شما را از گرفتن طلاق باز دارد. آنچه مفید است کمک به شما در برنامه ریزی برای مشکلات پس از طلاق و فرصتی برای برنامه ریزی برای انواع احتمالات است.

مسائل مالی چگونه است؟

مسائل مالی یکی از اولین مسائلی است که به آن فکر خواهید کرد. از همه گذشته، آیا عشق مهمتر از پول نیست؟ خوب، اگر مدت زیادی است که به همسرتان وابسته مالی هستید، ممکن است بترسید. به همین دلیل امور مالی بسیار مورد توجه قرار می گیرد. این تعیین کننده طلاق گرفتن یا نگرفتن شماست و مطمئنا در تعیین زمان مناسب برای طلاق نقش اساسی دارد.

ادامه زندگی یا طلاق

ادامه زندگی یا طلاق

طلاق برای کودکان چه معنایی خواهد داشت؟

شما قبلا به این موضوع توجه کرده اید که فرزندانتان در چه شرایطی هستند و اگر زندگی مشترک تان متلاشی شود، چگونه خواهند بود. اگر می دانید که طلاق انتخاب مناسبی برای همه شماست، می توانید شرایط را فراهم کنید تا با طلاق آنها تا حد امکان از شیوه زندگی جدید و آرام تر بهره مند شوند.

مدتی را صرف این فکر کنید که طلاق چه تاثیری روی فرزندانتان خواهد گذاشت. چه چیزی را می خواهید آنها یاد بگیرند؟ چگونه می خواهید زندگی آنها بهتر شود؟ آیا می خواهید آنها با همسر سابق خود رابطه مثبتی برقرار کنند و اگر چنین است، چگونه این رابطه را تقویت خواهید کرد؟

برای نجات زندگی خود تلاش کنید

ممکن استکه طلاق کار درستی باشد. با این حال، تا زمانی که برای نجات زندگی خود تلاش نکرده اید، دشوار است بدانید که آیا امید به ماندن شما در کنار هم وجود دارد یا خیر. قبل از پایان دادن به زندگی مشترک می توانید چندین روش مختلف برای بهبود رابطه را امتحان کنید.

با همسر خود صحبت جدی داشته باشید

شما و همسرتان زمانی را خلوت کنید و به هم بگویید چه چیزی شما را ناراحت می کند و به نوبه خود به طرف مقابل هم گوش دهید. با اینکار ممکن است بتوانید حداقل برخی از مشکلات خود را با هم و بدون هیچ گونه کمک خارجی حل کنید. حتی اگر نتوانید هرگونه مشکل در رابطه را حل کنید، حداقل ممکن است تصمیم بگیرید که از یک مشاور کمک بگیرید.

احساسات خود را در مورد رابطه بیان کنید

چه احساسی دارید اگر همسرتان بدون هیچ هشداری شما را ترک کند؟ اگر هرگز از او سوءاستفاده نکرده اید، ممکن است بسیار سردرگم باشید که چه چیزی باعث شد که شما را ترک کند. مهربانانه ترین کاری که می توانید انجام دهید این است که به همسرتان بگویید که نسبت به او چه احساسی دارید و چرا می خواهید او را ترک کنید.

کاری که باید انجام دهید این است که احساسات خود را به گونه ای به اشتراک بگذارید که تا حد ممکن قابل احترام باشد. اگر نمی توانید به اندازه کافی برای انجام این کار به او اعتماد کنید و احترام بگذارید، حداقل می توانید به همسرتان بگویید که از زندگی تان ناراضی هستید.

عجله نکنید!

گرفتن طلاق به محض گرفتن تصمیم ایده خوبی نیست. البته این می تواند روند طلاق را سرعت دهد، اما می تواند مشکلات دیگری را نیز برای شما ایجاد کند. ممکن است از نظر جسمی یا مالی آمادگی لازم را نداشته باشید.

زمانی را برای به اجرا گذاشتن تصمیم تان اختصاص دهید.  این ممکن است بین یک جنگ مادام العمر و یا داشتن یک طلاق دوستانه را تفاوت ایجاد کند. کندتر رفتن برای بچه ها نیز راحت تر است و اگر همسر شما بد دهن باشد ممکن است لازم باشد.

مشاوره ازدواج را امتحان کنید

بسیاری از زوج ها بعد از اینکه تلاش های فردی شان برای بهبود رابطه نتیجه نداد، تصمیم می گیرند به مشاوره ازدواج می روند. برخی ها هم تصمیم می گیرند پیشگام باشند و به محض اینکه مشکلی مهم در بین آنها ایجاد شود، یک مشاور را می بینند. در هر صورت، یک مشاور ازدواج می تواند به شما کمک کند روابط خود را به عقب برگردانید یا مسیر خود را برای آینده ای متفاوت تنظیم کنید.

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چه زمانی طلاق خوب است؟

 

 

چه زمانی طلاق خوب است؟ در مواقعی که باید طلاق گرفت لازم است تمام جوانب را بسنجید. طلاق، واژه‌ای شاید ترسناک و شاید شیرین؛ شاید رهایی و شاید اسارتی تازه باشد. گاهی زندگی مشترک برای زن و شوهر آنقدر پر تلاطم و آسیب زا می‌شود که راهی جز جدایی باقی نمی‌ماند. در این شرایط جدایی و طلاق می‌تواند زندگی هر دو نفر و حتی فرزندان آن‌ها را نجات دهد. اما اینکه چه زمانی تصمیم شما برای طلاق درست است و چه زمانی باید طلاق بگیرید، مباحثی است که در این مقاله به آن پرداخته‌ایم. توجه کنید که پیش از هر اقدامی در این زمینه لازم است از آسیب‌های این مسئله آگاه باشید و برای کاهش آن‌ها اقداماتی را در نظر بگیرید. مشاوره طلاق می تواند در این زمینه بسیار کمک کننده باشد. برای کسب اطلاعات در خصوص مشاوره طلاق کلیک کنید.

 

به درستی طلاق پی ببرید!

به درستی طلاق پی ببرید!

در ابتدا باید این مسئله را بررسی کنید که آیا طلاق آخرین راه شماست یا نه؟ در چه صورت می‌توانید به این نتیجه برسید؟ برای رسیدن به پاسخ موارد زیر را بررسی کنید:

_اگر هنوز احساس مثبت و محبتی به همسرتان دارید، دست نگه دارید و بجای جدایی به اصلاح فکر کنید.

_اگر همیشه راهتان از هم جدا نبوده و دوره‌های خوبی در زندگی داشتید، هنوز زمان طلاق نیست.

_منطقی یا احساسی بودن دلایل طلاق تان را بررسی کنید. تصمیم‌گیری احساسی معمولا نتیجه خوبی نمی‌دهند.

_آیا برای جدایی و زندگی بعد از طلاق انگیزه فراوان دارید یا نه؟ اگر بعد از طلاق زندگیتان به بهبود و پیشرفت محسوسی می‌رسد می‌توانید درباره طلاق فکر کنید.

_آیا شرایطتان بعد از طلاق نسبت به زندگی بهتر است یا نه؟ اگر مطمئنید بهتر است پس می‌توانید به سمت طلاق بروید.

_اگر دو طرف مواضع مشترکی درباره طلاق دارید، به طلاق فکر کنید. طلاق بدون توافق معمولا آسیب آن به دو طرف می‌رسد. طلاق تــوافقی می‌تواند تا حدودی آسیب‌های طلاق را کاهش دهد.

اینفوگرافیک چه زمانی طلاق اینفوگرافیک خوب است؟

اینفوگرافیک چه زمانی طلاق اینفوگرافیک خوب است؟

مواقعی که باید طلاق گرفت | چه زمانی به طلاق فکر کنیم؟

هرگز نمی‌توانید بنابر تصمیم خودتان و صلاح دید اطرافیان به سمت طلاق بروید. مخصوصا اگر صاحب فرزندی باشید. هیچ طلاق خوب و بدون آسیبی بدون بررسی توسط روانشناس و اطمینان گرفتن از او اتفاق نخواهد افتاد. برخی از مواردی که نشان می‌دهد شما لازم است به جدایی فکر کنید به شرح زیر می‌باشد:

1. عدم امید به اصلاح

گاهی مشکلات شما آنقدر اساسی است و یکی از طرفین یا هر دو می‌دانند که نمی‌توانند آن را برطرف کنند. بنابراین در این شرایط زوجین باید تصمیم برای طلاق را جدی تر بررسی کنند. گاهی مشکلات آنقدر بزرگ نیست که قابل حل نباشد اما به مرور زمان به دلیل نا آگاهی زوجین و عدم درخواست کمک از متخصص، مشکلات کوچک تبدیل به غده‌ای بزرگ و غیر قابل حل می‌شود.

2. مطمئن شدن از اشتباه بودن انتخاب

زمانی که از انتخاب اشتباهتان مطمئن می‌شوید، به طلاق فکر کنید. اطمینان از اشتباه یعنی زمانی که شما هیچ اشتراکی با همسرتان ندارید و اختلافات در ازدواج شما به حدی است که می‌دانید که هیچ گاه اختلافات از بین نرفته و هیچ اشتراکی به وجود نخواهد آمد.

3. خیانت بدون پشیمانی از مواقعی که باید طلاق گرفت

خیانت، مسئله ایست که شاید به خودی خود دلیلی برای طلاق نباشد؛ اما زمانی که همسرتان علاوه بر نیاز جنسی، به دنبال ارضای نیاز عاطفی خود هم بوده باید درباره آن فکر کرد. علاوه بر آن باید فرد خیانتکار عمیقا اشتباه خود را بپذیرد، ارتباط خود با فرد سوم را قطع کرده و اطمینان دهد که هرگز دیگر این اتفاق تکرار نخواهد شد. در غیر این صورت می‌توانید به طلاق فکر کنید. توصیه می‌کنیم به مقاله طلاق به دلیل خیانت مراجعه کنید.

4. دور شدن بیش از حد

دور شدن بیش از حد

بسیار ناخوشایند است که شما احساس کنید دیگر هیچ احساس و وابستگی به همسر خود ندارید. این مسئله زمانی حاد می‌شود که شما نشانه‌های این دور شدن را در ابتدای مسیر جدی نگیرید و منتظر باشید خودش درست شود. خودش درست نمی‌شود و به مرور زمان کار به جایی می‌رسد که برگشت ممکن نیست. معمولا مواردی که به عنوان پیش بینی کننده های طلاق در زندگی مشترک نمایان می شوند، مستقیما در جدایی و طلاق تاثیرگذارند.

5. آزارهای روحی و جسمی

اگر همسرتان به طور دائم با سوء استفاده فیزیکی و روحی اقدام به هـمسر آزاری می کند و برای اصلاح نیز کاری نمی‌کند باید به طلاق فکر کنید. گاهی این رفتار در قالب کتک زدن و درگیری فیزیکی است. اما مشکل اصلی زمانی است که همسرتان به طور دائم با صحبت‌هایش روح و روان شما را بهم می‌ریزد. احترام، عزت نفس، غرور و آرامش شما را با چالش رو به رو کرده‌ است. در این شرایط می‌توان گفت طلاق خوب است و راه نجات شماست.

6. عدم تفاهم در فرزند آوری از جمله مواقعی است که باید طلاق گرفت

مسئله دیگر زمانی است که یکی از زوجین بچه می‌خواهد و دیگری نمی‌خواهد. طبیعتا وجود یک فرد دیگر که باب میل یک طرف نیست، آسیب‌های زیادی به فرزند و بعد از آن به جامعه وارد می‌کند. حتی ممکن است این حس عدم تمایل به مرور زمان به احساس تــنفر از فرزند تبدیل شود. فرزندی که محبت یکی از والدینش را نداشته باشد بسیار مستعد آسیب است.

7. عدم نتیجه بخشی راه‌کارهای ممکن

اگر مطمئن هستید که تمام راه‌ها برای اصلاح مشکلات و زندگی خود را امتحان کرده اید و دیگر هیچ راهی برای رفتن وجود ندارد، طلاق بهترین راه است. اگر تمام اقدامات شما در خصوص بهبود روابط عاطفی نتیجه بخش نبوده است و همچنان با مسائل زیادی در زمینه مشکلات روابط زناشویی دست به گریبان هستید، شاید طلاق بهترین راه حل باشد. زیرا زندگی در یک تنش دائمی می تواند سلامت روان طرفین را به خطر انداخته و حتی فرزندان نیز در چنین خانواده ای متحمل آسیب های روانی بسیاری خواهند شد.
 

مواقعی که باید طلاق گرفت | طلاق در دوران عقد

طلاق در دوران عقد، به دلیل عمیق نشدن رابطه و نبودن فرزند، آسیب کمتری به زوجین وارد می‌کند. برخی از دلایل طلاق در دوران عقد، هزینه‌های زیاد شروع زندگی، نداشتن شناخت کافی از همسر، تفاوت واقعیات زندگی با تصورات شما و به طور کلی پشیمانی بعد از عقد می‌باشد. بنابراین لازم است که در ابتدا و قبل از هرگونه پیوند رسمی، از مشاوره قبل از ازدواج استفاده کنید تا بتوانید تا حد زیادی از جدایی‌ها و مشکلات آینده پیشگیری کنید.


 

ضرورت مشاوره قبل از طلاق

مشاوره قبل از طلاق به ارزیابی صحیح و کارآمد زوجین کمک می کند. آسیب های طلاق تاثیرات منفی زیادی بر اعضای خانواده و فرزندان وارد می کند. گاهی علت طلاق ها عدم آموزش مهارت های زندگی و سو تفاهم های جزئی است. این موارد با چندین جلسه زوج درمانی و مشاوره قابل حل است.شما با مشاوره قبل از طلاق می توانید بهترین تصمیم را بگیرید تا کم ترین آسیب را تجربه کنید. در مواردی مشاوره طلاق منجر به تجدید نظر زوجین می شود.
 

به زندگی بعد از طلاق فکر کنید

هر قدر طلاق، بهترین راه برای ادامه زندگی دو طرف باشد، باید از آسیب‌های آن آگاه بوده و تمام جوانب طلاق را بررسی کنید. اینکه بعد از طلاق پشیمان می‌شوید یا نه؟ در صورت داشتن فرزند به آسیب‌هایی که فرزندان طلاق می بینند فکر کرده‌اید؟ آیا از نظر حمایتی و مالی توانایی‌های لازم را دارید یا خیر؟ به هر حال در نظر گرفتن تمام جوانب به تنهایی امکان پذیر نیست. صحبت با روانشناسان متخصص، تمام جنبه‌های طلاق را برای شما روشن خواهند کرد. مشاور بدون قضاوت و با دید بازتری مسائل را می‌سنجد و به شما برای اتخاذ تصمیم عاقلانه کمک می‌کند.
 

سخن آخر

طلاق از مهم ترین انتخاب های زندگی است. طلاق آسیب و صدمات روحی و روانی به افراد وارد می کند. پیامدهای طلاق تمام وجوه زندگی را تحت شعاع قرار می دهد؛ ازجمله مشکلات مالی و اجتماعی و همچنین اختلالات روانی مانند افسردگی بعد از طلاق که آسیب های جدی ایجاد می کند.

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 13:23 ] [ گنگِ خواب دیده ]

غذای سنتی و قدیمی شهر دزفول

لُکونه دزفولی

لُکونه از غذاهای بسیار قدیمی، مقوی و خوشمزه دزفول است که نه تنها طرز تهیه‌اش بلکه نامش نیز دارد به فراموشی سپرده می‌شود.

 

 لُکونه دزفولی

مواد لازم:
آرد گندم: ۲ پیمانه
نخود لپه شده و پخته: ۱ پیمانه
پیازچه همراه با برگ: ۲ دسته
کشمش: ۱ پیمانه
روغن مایع: ترجیحاً روغن کنجد
مایه‌خمیر: ۱ قاشق چای‌خوری
نمک و زردچوبه: به مقدار لازم

طرز تهیه:
در ابتدا در حدود ۱۵ دقیقه کشمش‌ها را در آب خیس می‌کنیم.
پیازچه‌ها را خوب شسته و ریز خرد می‌کنیم. نخودهای لپه شده را می‌پزیم به طوری که له نشود.
کشمش و پیازچه و نخود لپه و مایه خمیر و ادویه را به آرد اضافه می‌کنیم سپس آب اضافه می‌کنیم. میزان آب باید به حدی باشد که مایه رقیق شود به طوری که با ملاقه از مایه برداریم.

نخود باعث کاهش التهاب در بدن شده و به پیشگیری و درمان سرطان و تومور کمک می‌کند


مایه را کاملاً هم می‌زنیم و سپس در ظرف را گذاشته و یک ساعت صبر می‌کنیم تا مایه برسد.
روغن را کاملاً داغ می‌کنیم. مقداری از مایه را با ملاقه برداشته و در تابه و به‌صورت ورقه‌ای نازک پهن می‌کنیم.
یک طرف آن که برشته شد طرف دیگر آن را برمی‌گردانیم. بزرگی لکونه ها معمولاً باید به اندازه بشقاب غذاخوری باشد.

نکته مهم: لکونه ها را پس از سرخ شدن و از تابه بیرون آوردن به‌صورت جداگانه روی دستمال مخصوص آشپزخانه یا در آبکش چوبی قرار دهید تا روغن آن گرفته شود.
 

خواص لکونه دزفولی

نخود موجود در این غذا دارای لیسین Lycine، سیستین Cystine، تریپتوفان، گالاکتین، ساکاروز، دکستروز و سلولز، ماده روغنی، ویتامین‌های A، B1، B2، C، D، E، کاروتنوئیدها، مواد معدنی نظیر مس، آهن، بور، لیتیوم، پتاسیم، فسفر، کلسیم، اسیداگزالیک، اسیدمالیک و اسیداستیک است.

نخود باعث کاهش التهاب در بدن شده و به پیشگیری و درمان سرطان و تومور کمک می‌کند. همچنین فولات موجود در نخود نقش مهمی در ایجاد و ترمیم DNA داشته و از این طریق باعث جلوگیری از تشکیل سلول‌های سرطانی می‌شود. مقادیر بالای فیبر موجود در حبوبات از جمله نخود خطر ابتلا به سرطان کولورکتال را کاهش می‌دهد.

ویتامین C موجود در این غذا به عنوان یک آنتی‌اکسیدان قوی عمل کرده و سلول‌های بدن را در برابر رادیکال‌های آزاد محافظت کرده و خطر ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد.

این غذا به حفظ تناسب‌اندام و پیشگیری از ریزش مو و پوکی استخوان کمک می‌کند


پیازچه موجود در این غذا عاملی آنتی باکتریال و ضدویروس است که برای مبارزه با آنفلوانزا، عفونت‌های ویروسی و سرماخوردگی‌ها بسیار عالی است، این سبزی باارزش به‌طور طبیعی، سیستم تنفسی را وادار می‌کند ترشحات را دفع کند.
 

خواص لکونه دزفولی از منظر طب سنتی

این غذا خون‌ساز بوده و به‌واسطه داشتن نخود برای افزایش میزان اسپرم و درمان ناباروری در مردان استفاده می‌شود همچنین به حفظ تناسب‌اندام و پیشگیری از ریزش مو و پوکی استخوان کمک می‌کند.

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:20 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

کلوچه خرمایی خانگی شوشتری و دزفولی

 

کلوچه خرمایی خانگی شوشتری و دزفولی ،از خوراکی های خوشمزه و مشهور این منطقه از خوزستان می باشد .کلوچه ای نرم و خوشمزه خانگی که از گذشته ای دور در مراسم عروسی و ختم و تولد پای ثابت خوراکی‌های مردمان خوزستان بوده و در سرتاسر ایران هم بسیار مشهور و پرطرفدار است. این کلوچه می تواند جایگزین شیرینی برای روزهای سرد سال در کنار چای و قهوه باشد که هم مقوی می باشد .

 

مواد لازم

آرد: ۲ لیوان فرانسوی دسته‌دار
شیر ولرم: ½ لیوان فرانسوی دسته‌دار
کره آب شده در دمای اتاق: ½ لیوان فرانسوی دسته‌دار
سفیده تخم مرغ در دمای اتاق: ۱ عدد
خمیر مایه: ۱ قاشق چایخوری
نمک: ½ قاشق چایخوری
شکر: ۱ قاشق غذاخوری

 

مواد میانی کلوچه

خرمای جنوب بدون هسته: ۲/۳ لیوان فرانسوی دسته‌دار
گردو: ½ لیوان فرانسوی دسته‌دار
روغن مایع: ۲ قاشق غذاخوری
هل یا دارچین: ½ قاشق غذاخوری
زیره سبز: مقداری
کنجد: مقداری

مواد رو مال کلوچه

زرده تخم مرغ: ۲ عدد

شیر: ۱ قاشق غذاخوری

زعفران دم کرده غلیظ: ۱ قاشق چایخوری

طرز تهیه

برای درست کردن کلوچه خرمایی و کنجدی ساده خانگی فر را روشن کنید و روی دمای ۱۸۰ درجه سانتی‌گراد تنظیم کنید تا گرم شود. ابتدا باید خمیر کلوچه را درست کنید. پس خمیر مایه، شکر و شیر ولرم (در حدی که دست را نسوزاند)، کره آب شده و سفیده تخم مرغ را با هم خوب مخلوط کنید. خمیر را ورز دهید. ۱۰ دقیقه ورز دادن کافی است. سپس در یک کاسه که آن را چرب کرده‌اید خمیر را بگذارید و روی آن را با پارچه بپوشانید. یکی از دلایل خشک و استخوانی شدن کلوچه ورز دادن بیش از حد خمیر است. پس خمیر را زیاد ورز ندهید.

خمیر را در دمای محیط بگذارید و به مدت ۱ ساعت صبر کنید تا حجم خمیر دو برابر شود. در این فاصله مواد میانی کلوچه را در میکسر یا غذاساز بریزید و میکس کنید تا پوره شوند.

خمیر ور آمده را کمی دیگر ورز دهید تا پف آن گرفته شود. حالا برای هر عدد کلوچه خرمایی یک چانه از خمیر به اندازه یک نارنگی بردارید و با وردنه باز کنید، مقداری از مواد میانی (به اندازه یک گردوی کوچک) را وسط آن بگذارید، خمیر را ببندید و با وردنه مقداری صاف کنید. مراقب باشید کلوچه حین صاف کردن پاره نشود. در صورت تمایل لبه‌های کلوچه را هم با نوک انگشتان خیس دالبر دالبر کنید و روی کلوچه‌ها را با نوک چنگال سوراخ سوراخ کنید.

کف سینی فر کاغذ روغنی بیندازید و کلوچه‌ها را روی آن بچینید. ۳۰ دقیقه صبر کنید تا کلوچه‌ها کمی استراحت کنند. سپس رومال کلوچه را درست کنید. شیر و تخم مرغ و زعفران دم کرده غلیظ را با هم مخلوط کنید و با برس روی کلوچه‌ها بمالید. مقداری زیره و کنجد هم روی کلوچه‌ها بپاشید.

سینی را در طبقه وسط فر به مدت ۳۰ دقیقه بگذارید تا کلوچه‌ها پخته شوند. در قسمت پایین فر یک کاسه آب قرار دهید تا کلوچه‌ها در زمان پخت خشک نشوند. در گذشته کلوچه‌های خرمایی خانگی که یک نوع شیرینی کوکی سنتی هستند را در تنور گلی یا گازی درست می‌کردند که کلوچه‌ها را حسابی نرم و پف می‌کرد.

 

 

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 10:11 ] [ گنگِ خواب دیده ]

معلوم نیست هنوز
هنوز معلوم نیست این پرنده از کجا آمده است
چرا آمده است
اینجا کنار این بوته‌ی بادنشین بی‌ریشه چه می‌کند
یا دارد آهسته با دی‌ماه بی‌دانه چه می‌گوید؟
هیچ!
هیچ حرف خاصی از خوابِ آسمان با او نیست،
فقط دارد به های‌وهوی باد می‌گوید:
من هم آشیانه‌ام را دوست می‌دارم.

معلوم نیست هنوز
هنوز معلوم نیست این قاصدک خسته از کجا آمده است
چرا آمده است
اینجا میان سرانگشت این خار بی‌خیال چه می‌کند
یا دارد آهسته با باد نابلد چه می‌گوید؟
« هیچ!
هیچ حرف خاصی از خواب خاطره با او نیست
فقط دارد آهسته به بیابان بی‌سوال می‌گوید:
من هم این خار مانده از پاییز مرده را دوست می‌دارم.»


معلوم نیست هنوز
هنوز معلوم نیست من از کجا آمده‌ام
چرا آمده‌ام
اینجای آزرده از آواز گریه چه می‌کنم
یا دارم آهسته با دی‌ماه بی‌دانه و
این باد نابلد چه می‌گویم؟
هیچ!
هیچ حرف خاصی از خواب آسمان با من نیست
فقط دارم آهسته به آدمی، به خاطره
یا به آسمان بلند می‌گویم:
من هم وطنم را دوست می‌دارم

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 10:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]

هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه !
نان را از من بگیر، اگر می‌خواهی
هوا را از من بگیر، اما
خنده‌ات را نه

گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که می‌کاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز می‌کند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو می‌زاید


برچسب‌ها: شعر, شعر عاشقانه
[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:13 ] [ گنگِ خواب دیده ]

تو نیستی 
این باران 
چه بیهوده می‌بارد 
چرا که خیس نخواهیم شد 
با هم 

این رود 
چه بیهوده می‌خروشد 
چرا که بر کرانه‌اش نخواهیم نشست 
نگاه نخواهیم کرد 
باهم 

این راه 
چه بیهوده می‌رود به دوردست 
چرا که نخواهیم پیمودش 
باهم 

چه بیهوده است 
دلتنگی از دوری 
چنان دوریم 
که حتا نخواهیم گریست 
باهم 

بیهوده 
دوستت دارم 
بیهوده 
زنده‌ام 
چرا که قسمت نخواهیم کرد 
زندگی را 
باهم.

 

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:11 ] [ گنگِ خواب دیده ]

Be happy. Be who you want to be. If others don't like it, then let them be. Happiness is a choice. Life isn't about pleasing everybody.

 

[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 23:26 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

شش نکته برای محافظت از حساب ایمیل

حساب‌های ایمیل همیشه برای هکرها جذاب هستند. پس هرگز نباید از امنیت آن‌ها غافل شویم.

https://bit.ly/34xH4lj

#نکته  سایت بالا فیلتر است و با فیلتر شکن باید رفت

[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 19:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

5 سند جعلی که تاریخ را تغییر داد!

همه ما میدانیم که نهادهای اطلاعاتی تا چه اندازه مهم است، ولی چیزی که نمیدانیم این است که قرن ها به همین شکل بوده و همیشه از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. اطلاعات اشتباه می تواند خطرناک باشد و میتواند یک دوره تاریخی را تغییر دهد.۵ سند جعلی که تاریخ را تغییر داد!  با تاریخ ما همراه باشید..

 

۱.پروتکل بزرگان صهیون 

زمان جعلی بودن پروتکل را ثابت کرد

این یک سند جعلی ضد یهودی ست که سعی بر ترسیم چهره یهودیان به عنوان توطئه گر داشته است. این پروتکل که اولین بار در سال ۱۹۰۳ منتشر شد، عمدتا مسئول پیگیری یهودیان  در طول تاریخ بود و همچنین جنایاتی که در آلمان نازی مرتکب شده بود. به مدت طولانی این پروتکل به یک باور عمومی تبدیل شده بود و متاسفانه هنوز سعی بر تحریف تاریخ و واقعی جلوه دادن این پروتکل هستند.


۲.خاطرات مستر همفر

این کتاب با عنوان ” اعترافات یک جاسوس بریتانیایی”، یک زندگینامه جعلی از یک جاسوس بریتانیایی می باشد که داستان مردیست که جنبش وهابیت را تاسیس کرد. این گزارش مدعی می شود که انگلیس مسئول این جنبش بود که در آغاز راهی  برای تضعیف اعتقادات مسلمانان و در نهایت به دست گرفتن جمعیت مسلمان بود.

۳.یادبود تاناکا

تاناکا گیچی

این یادبود نیز یک سند جعلی ست که ظاهرا توسط نخست وزیر ژاپن ، تاناکا گیچی نوشته شده و به جزئیات نقشه های ژاپن برای تسلط بر دنیا اشاره دارد که شامل فتح ایالات متحده، روسیه، چین و اروپا می باشد. هرچند امروزه ثابت شده که این سند جعلی می باشد ولی هنوز معلوم نشده که این سند روش تبلیغاتی شوروی بوده یا روش  چینی ها برای جلب حمایت ژآپن بوده است.

۴.خاطره مین

uss maine قبل از انفجار

یکی از اولین نمونه های روزنامه نگاری زرد، داستان هایی ست که تحت نظر جوزف پولیتزر و W.R. Hearts نوشته شد. گزارش های جعلی از اخباری از اردوگاه های مرگ و شکنجه اسپانیایی بود که هدفش برانگیختن خشم عمومی در امپراطوری اسپانیا بود. این کار به این دلیل انجام شد که در آن زمان سرمایه گذاران آمریکایی، نگران سرمایه های خود در مستعمره های اسپانیا بودند. غرق شدن U.S.S. Maine (چهار کشتی از نیروی دریایی ایالات متحده)  نهایتا منجر به جنگ آمریکا-اسپانیا شد.

 

۵.نامه لنتولوس

مجسمه ای از عیسی بن مریم

نامه لنتولوس یک شاهد عینی از ظهور عیسی مسیح ست که گفته می شودر توسط  پدر جد پونتیوس پیلاتس، یعنی پابلیوس لنتولوس نوشته شده است. ولی بعدها ثابت شد که معتبر نیست. طبق این نامه ظاهر عیسی مسیح را به صورتی خاص توصیف کرده است: صورتی کک و مکی با ریش و موی خرمایی بلند


برچسب‌ها: حکایت تاریخی, دانستنی ها, اسرار تاریخ
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 10:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]

زودباور نباشیم. این جمله کوتاه را بارها و بارها شنیده‌ایم. درباره این جمله کوتاه بارها و بارها حرف زده‌اند و نوشته‌اند و توصیه کرده‌اند اما اگر قرار بود زودباور نباشیم که دیگر نیازی به این همه توصیه و تکرار نبود. دایره زودباوری ما آدم‌ها گاهی بسیار وسیع می‌شود.

زودباور بودن در یک معنا خوب است. آن هم زمانی که آدم‌ها باورشان انسانی و اخلاقی است و این باورها و اندیشه‌های انسانی است که اساس تعامل میان آدم هاست.اما همه می‌دانیم که همیشه این گونه نیست و همیشه هستند آدم‌هایی متــرصد کلاه گذاشتن بر سر دیگران هستند و ذهن‌های زودباور را در معرض آسیب‌هایی جدی قرار می‌دهند.بر همین اساس است که گفته‌اند و شنیده‌ایم که انسان زیرک از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. اما تمام اینها حرف است و در حیطه عمل قصه جور دیگری است. در عمل می‌بینیم و می‌شنویم که بسیاری از ما با وجود آن که از صبح تا شب می‌شنویم که نباید زودباور باشیم و حتی چه بسا خودمان هم به دیگران توصیه می‌کنیم که زودباور نباشند باز هم در مقام عمل بسیاری از اوقات زودباور می‌شویم. گول می‌خوریم و در حساب و کتاب زندگی بر اساس وعده و وعید‌های دیگران گرفتار می‌شویم.

اولین دلیل زود باوری این است که در هنگام رسیدن اطلاعات جدید هرچه را که دریافت می کنیم در بست قبول یا رد می نمائیم زیرا یا در زمان حال نیستیم، یا درگیر گذشته هستیم و یا درگیر گفتگوهای درونی خود می باشیم. بدین خاطر اگر بخشی از واقعیت یا بخشی از خبری که به ما می رسد مطابق با واقعیت باشد ما این بخش را به کل اطلاعات و داده هایمان تعمیق می دهیم و کل اطلاعات و گفتار را می پذیریم بدون اینکه به خود زحمت تجسس، تحقیق و کنکاش بدهیم که موضوع چه است. به همین خاطر زود باوری باعث میشود تا ما از دنیای واقعی دور شویم.ضرری که به ما از زود باوری می رسد در اینجا نهفته است که از آنجائیکه بهرحال در مورد مسئله ای که پیشرویمان قرار بگیرد بر سر دو راهی هستیم، یک دو راهی تصمیم گیری. این کار را بکنیم یا نکنیم، لحظه به لحظه ما در تردید تصمیم گیری بسر خواهیم برد.

در واژه‌ی مرکبِ «ساده‌لوح» لوح به معنای نهاد و ضمیر است. نهادی که در تشخیص، ساده‌بین باشد، نتواند پیچیدگی‌های واقعیتِ برنهاده را دریابد، کارِ جهان را ساده گیرد و پندارد نیتِ نیک نیکی می‌آورد، ساده‌طبع است. ساده‌لوح پیاپی شگفت‌زده می‌شود. هر بار می‌پرسد: مگر می‌شود؟ و ناباورانه می‌گوید که گویا شدنی است.

افراد سطحی نگر، بسیار زود باورند و به راحتی می توان فضای ذهنی آنها را اشغال کرد و زمام اندیشه شان را به دست گرفت. آنها به دلیل اینکه به معضلات هر مساله توجه ندارند و از تجربه و تحلیل عمیق و همه جانبه مسایل زندگی عاجزند، به سرعت و به سهولت، به «یقین» و اطمینان می رسند.

بهترین روش برای اینکه باور های خود را درست و دقیق عملی انجام دهیم این است که با بررسی دقیق، از وجود این باورها و افکار آگاهی درست پیدا کنید که آیا این باور و افکاری که دارم درست است و برای پیدا کردن سئوال و راه‌ آن تلاش کنید. افکاری فراهم آورید که با افکار غیرمنطقی یا مصیبت‌بار سازگاری نه داشته باشد از آنها دوری کند. هرگاه موفق شدید باورها و افکار خود را به طور قطعی عوض کنید، به خودتان احسنت بگویید.

ما درستی یک حرف یا اطلاع را بر اساس چه چیز می سنجیم؟ درستی غیر از این است که آن اطلاعات و گفتار دریافت شده را با باورهای خودمان که در مغزمان درستی آنها به تائید ما رسیده است مقایسه می کنیم و اگر تطبیق داشته باشد می گوئیم درست و یا نادرست است. حال اگر اطلاعات جدید غلط بود و یا بخشی از آن غلط بود یا غلو شده بود و یا بخشی از حقیقت در آن پنهان شده بود. اگر این اطلاعات جدید را در بست بپذیریم اتفاقی که می افتد این است که آن قضاوتی که در آن لحظه می کنیم و تصمیمی که بر اساس آن قضاوت می گیریم می تواند در سرنوشت ما و اطرافیانمان تاثیر داشته باشد. تصمیم گیری ما می تواند اشتباه باشد و در نتیجه هر عملی هم که بر اساس آن انجام می دهیم اشتباه خواهد بود.

بطور مثال در مورد زود باوری می توان به مسئله شایعه و غیبت اشاره نمود. حتما شما در برخی از محافل و نشست هایی خانواده گی شاهد بوده اید که درباره فلان آقا و یا فلان خانم ، افراد شروع به صحبت می کنند که مثلاً او با همسرش چنین کرد و یا با پدر و مادرش چنان عملی را انجام داد. ومتاسفانه بقیه اقوام و آشنایان نیز بدون لحظه ای تعمق وتفحص، با او هم کلام شده و هر چه را گفته و نه گفته با هم در وسط ریخته، پاک آبروی آن طرف را می برند بدون اینکه از آنچه گفته شده یقینی داشته باشند. کمتر جمع و گروهی را می یابید که شایعه در بین آنها جایی نداشته باشد. شایعه را به راحتی می توان در شوخیهای دوستانه جوانان، درد دلهای میانسالان و حرفهای پیرمردان و پیرزنان یافت. به محض به وجود آمدن یک خبر تمامی ذهنها به سوی آن متمرکز شده و بدون هیچ تحقیق، تفحص و تعمقی و به سبب احساساتی بودن و ناآگاهی، توسط ذهن جمعی پذیرفته شده و تکرار می گردد. مردم بدون هیچ شناختی و تنها با تیکه بر شنیدارهای خود، فردی را به اوج رسانده و یا به قهقرا می فرستند، روابط خانوادگی را بر هم می زده و زوجهای جوان را از هم جدا می کنند، از شخصی یا گروهی بی دلیل تمجید کرده و شخص یا گروهی دیگر را ناسزا می گویند .

زود باوری و دیر باوری از یک جنس هستند و هردو دوروی یک سکه هستند که عامل اصلی اینها غیر واقع بینی است. دیر باوری و زودباوری در واقع تحریفی از شناخت است. شناخت از محیط خودمان و تحریف اطلاعاتی که به مغز ما می رسد. یعنی یا واقعیت را نمی پذیریم و یا اینکه همه چیز را با راست و دروغش می پذیریم


برچسب‌ها: روانشناسی, مقاله, ساده دل, زودباوری
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 10:6 ] [ گنگِ خواب دیده ]

می خواهم نامه‌ای برایت بنویسم 
که به هیچ نامه‌ای دیگری شبیه نباشد 
و زبانی نو برای تو بیافرینم 
زبانی هم تراز اندامت 
و گستره ی عشقم!
می‌خواهم از برگ‌های لغت نامه بیرون بیایم 
و از دهانم اجازه ی سفر بگیرم! 
خسته ام از چرخاندن زبان در این دهان 
دهانی دیگر می‌خواهم 
که بتواند به درخت گیلاس 
یا چوب کبریتی بدل شود! 
دهانی که کلمات از آن بیرون بریزند، 
مانند پریان دریایی از امواج دریا 
و کبوتران 
از کلاه شعبده باز! 

کتاب‌های دبستان را از من بگیرید 
نیمکت‌های کلاسم را 
گچ‌ها و قلم‌ها و تخته سیاه را  
از من بگیرید
تنها واژه‌ای به من ببخشید
تا آن را 
چون گوشواره‌ای به گوش معشوق خود بیاویزم!

انگشتانی تازه می‌خواهم 
برای دیگرگونه نوشتن 
از انگشتای که قد نمی‌کشند 
از درختانی که نه بلند می‌شوند نه می‌میرند بیزارم! 

انگشتانی تازه می‌خواهم 
به بلندی بادبان زورق گردن زرافه 
تا معشوقه‌ی خویش را پیراهنی از شعر ببافم 
و الفبایی نو بیافرینم برای او! 
الفبایی که حروفش 
به حروف هیچ زبان دیگری مانند نباشند! 
الفبایی به نظم باران 
الفبایی از طیف ماه 
ابرهای خاکستری غمناک 
و درد برگ های بید 
زیر چرخ دلیجانِ آذر ماه

می‌خواهم گنجی از کلمات را پیش کشت کنم 
که هرگز هیچ زنی به نصیب نبرده و نخواهد برد 
کسی به تو مانند نبوده و نیست 
می‌خواهم هجاهای نامم 
و خواندن نامه هایم را 
به سینه‌ی خسته‌ات بیاموزم 
می‌خواهم تو را به زبانی نو بدل کنم


برچسب‌ها: شعر, شعرعاشقانه, برای تو, نزارقبانی
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:42 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

جیران زنی زیبا و سوگلی حرمسرا

اسم اصلی جیران

نام اصلی جیران،  خدیجه تجریشی است و بعد از ازدواج با ناصرالدین تا سال 1276 که فوت شد با لقب فروغ السلطنه شناخته می شود. گفته می شود اسم جیران را ناصرالدین شاه برای خدیجه انتخاب کرد.

پدر جیران باغبان بود و در تجریش که آن زمان روستا بود کار می کرد.

جیران و ناصرالدین شاه چگونه با هم آشنا شدند

در مورد نحوه آشنایی ناصرالدین‌شاه و جیران نقل قول‌های متعددی بیان شده است؛ خسرو معتضد در کتاب خود «از فروغ‌الدوله تا انیس‌الدوله» آشنایی آن دو را مربوط به دوران جوانی ناصرالدین‌شاه دانسته که طی یکی از سفرهای او به تفرجگاه پادشاهان قاجار؛ یعنی شمیران اتفاق افتاده است. به بیان او نخستین ملاقات آن‌ها در حالی صورت می‌گیرد که جیران شاه را نمی‌شناسد و در حالی که بر بالای درخت توت نشسته و توت می‌خورد، نسبت به شاه که او را غریبه‌ای مزاحم می‌داند، بی‌اعتنایی می‌کند و در برابر تواضع شاه که به وی دلبسته است، با غرور و درشتی سخن می‌گوید: «... شاه آهسته سلام کرد. این اولین‌باری بود که قبله عالم و عالمیان، السلطان بن السلطان بن السلطان به یکی از رعایای خود سلام می‌کرد... دختر با تحقیر و بی‌اعتنایی به زیر پای خود نگریست. نیم‌نگاهی به شاه افکند و گفت: برو پی کارت... برو غریبه، برو گم شو...» اما بعد از آن‌که مطمئن می‌شود این غریبه شاه است، رفتاری مؤدبانه توأم با شرم از خود نشان داده و ناصرالدین‌شاه که یک دل نه صد دل عاشق شده از او خواستگاری می‌کند و بدین ترتیب جیران به جمع همسران صیغه‌ای شاه می‌پیوندد.

حسین لعل در کتاب «قبله عالم» این دیدار تصادفی را به‌گونه‌ای دیگر بیان می‌کند؛ او این آشنایی را در دوران پیری ناصرالدین‌شاه می‌داند که او سوار کالسکه‌ای به طرف صاحب قرانیه در حرکت بوده و ناگهان صدای آواز دلنشینی می‌شنود؛ از کالسکه پیاده شده و به دنبال صدا می‌گردد تا این‌که به دیوار باغی می‌رسد و نهایتاً صاحب صدا (جیران) را می‌یابد و عاشق او می‌گردد؛ جیران هم مدهوش زرق و برق و لباس پر طمطراق شاه شده و نهایتاً این دیدار به ازدواج آن‌ها می‌انجامد.

اما به نوشته عباس امانت، جیران ابتدا به جهت فراگرفتن رقص و آواز به حرم شاهی آورده شد و اولین‌بار ناصرالدین‌شاه او را در جمع ملازمان مهدعلیا دید و به او دلبست و او را به همسری خود درآورد.

تقی دانشور (اعلم‌السلطان) در خاطرات خود، آشنایی آن دو را مربوط به یکی از سفرهای شکاری شاه به شمال تهران دانسته است. او نخستین ملاقات آن‌ها را چنین شرح می‌دهد:

شاه روزی در اطراف شمیران و تجریش سواره به شکار بلدرچین رفته بود. غفلتاً چند بلدرچین روی درخت توتی پریدند و شاه برای زدن آن‌ها زیر درخت توت رفت. دختری دهاتی بالای درخت رفته و مشغول خوردن توت بود. دخترک اعتنایی به شاه نکرد. ولی شاه فریفته جمال دختر دهاتی شد و بر سبیل مزاح خطاب به وی گفت: دختر، زن من می‌شی؟ دخترک شانه‌هایش را بالا انداخت و بدون آنکه بداند طرف صحبتش شاه مملکت است، گفت: تو که داخل آدم نیستی. من زن شاه می‌شم!

جیران همسر ناصرالدین شاه که بود

ازدواج جیران و ناصرالدین شاه

عشق ناصرالدین شاه به جیران به حدی بود که خواست او را به عقد دائم خود درآورد؛ اما چون پیش از جیران، ۴ زن عقدی دیگر داشت، به خاطر او از عقد دائمی ستاره خانم ــ که چهارمین زن عقدی او بود و از وی ۳ فرزند نیز داشت ــ صرف‌نظر کرد و عقد دائم او را به متعه بدل ساخت و جیران را به عقد دائم خود درآورد و سپس او را ملقب به «فروغ‌السلطنه» کرد.

در واقع چهار زن دائمی ‌ناصرالدین‌شاه همه از اشراف‌زادگان قجری بودند و بنابراین می‌توانستند مادر ولیعهد باشند، اما جیران همسر صیغه‌ای شاه؛ روستازاده‌ای فاقد نسب و تبار بلندپایه بود که گمان می‌رفت دیر یا زود به خیل زنان فراموش‌شده حرمسرا بپیوندند؛ اما دیری نگذشت که این سگولی برخلاف خواست بسیاری از زنان حرم‌سرا و به‌ویژه مادر شاه (مهدعلیا)، نه تنها به جمع زنان دائمی‌ شاه پیوست، بلکه موفق شد پسرش را نیز به ولایتعهدی شاه قجر برساند و این در حالی بود که بسیاری، از جمله صدر اعظم و نمایندگان دول خارجی که به دیده تحقیر به جیران نگاه می‌کردند، مخالف ولایتعهدی پسر او بودند.

فروغ‌السلطنه چون می‌خواست جایگاه خاص و محبوبیت خود را نزد ناصرالدین شاه به مردم بزرگ جلوه دهد، در کارهای مشکل وارد می‌شد و ناصرالدین شاه نیز درخواست او را رد نمی‌کرد. دل‌بستگی ناصرالدین شاه به جیران آن‌چنان بود که دیگر زنان حرم‌سرای او که بیشتر آنها از شاهزادگان و نجیب‌زادگان بودند، تا زمانی که جیران در قید حیات بود، زیر سایه او قرار داشتند.

جیران چگونه زنی بود

برخی منابع ذکر کرده اند جیران از نظر ظاهری هیچ ویژگی خاص و زیبایی زیادی نداشت. پولاک ،  پزشک مخصوص ناصرالدین شاه که در زمان حیات جیران در ایران به سر می‌برد و او را از نزدیک دیده بود، درباره شکل و شمایل او نوشته است: او نه زیبایی خاصی داشت و نه لطف و ملاحتی، و بر گونۀ چپ هم سالکی بزرگ داشت. با وجود همه اینها بر شاه نفوذ بسیاری پیدا کرد و مردم این نفوذ را در اثر سحر و جادو می‌دانستند.

جیران زنی سرزنده و پرجنب‌وجوش بود. دوستعلی خان معیرالممالک به نقل از پدرش که بارها همراه دستگاه عظیم جیران در شکارهای او در جاجرود حضور داشته است، می‌نویسد: جیران به هنگام سواری چکمه به پا می‌کرد و روبند خود را به دور سر می‌پیچید و در نهایت چالاکی بر روی زین اسب می‌نشست و دسته‌ای انبوه از نوکر و قوشچی و تفنگ‌دار در رکابش بودند. جیران در شکارگاهها قوش مخصوص خود را به دست می‌گرفت و از فراز بلندی آن را به سوی کبک رها می‌کرد و هرکس شکارش را سر می‌برید یک امپریال ــ که پول طلای روسیه بود و ارزش بسیار داشت ــ انعام می‌گرفت.

فرزندان جیران

جیران از ناصرالدین شاه دارای ۴ فرزند شد که همگی در سنین کم فوت شدند. این زن پس از ورود به حرمسرای شاهی بیکار ننشست و به‌ویژه از نفوذ خود بر شاه برای ولایتعهدی پسر خود استفاده کرد. هرجند پسر اول او بیش از هشت روز عمر نکرد، اما با به یک سالگی رسیدن پسر دومش؛ یعنی امیرمحمد قاسم‌خان ملقب به امیرنظام، جیران از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید. دست تقدیر نیز با او یار بود؛ چراکه معین‌الدین میرزا ولیعهد شاه که از بطن خجسته خانم تاج‌الدوله زن عقدی شاه بود، در سن 6 سالگی بر اثر بیماری فوت کرد و این فرصت طلایی، راه را برای رساندن سوگلی شاه به آرزویش هموار کرد.

مرگ جیران

جیران خیلی زود در عنفوان جوانی در ۸ جمادی‌الآخر ۱۲۷۶ بر اثر بیماری در تهران درگذشت و پیکر بی‌جانش را در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند و مقبره‌ای برای او ساختند.

در واقع جیران بعد از مرگ هر چهار فرزندش، سلطان محمد میرزا، محمد قاسم میرزا، رکن‌الدین میرزا و خورشید کلاه خانم، دچار افسردگی شد و بعد از آن که دانست دیگر فرزندی به دنیا نخواهد آورد، غم و اندوه او چندین برابر شد و دیری نگذشت که به دیار باقی شتافت.

در خصوص علت مرگ او برخی منابع به بیماری سل و برخی دیگر به سرطان اشاره کرده‌اند، اما اکثر منابع معتقدند که جیران از اندوه مرگ فرزندانش دق کرده است. به هرحال ناصرالدین‌شاه هرگز نتوانست یاد جیران را فراموش کند و حتی به وصیت جیران، با دختری به نامه فاطمه ملقب به انیس‌الدوله ازدواج کرد؛ چراکه این دختر در خدمت جیران بزرگ شده بود و اخلاقش شبیه جیران بود.

با وجود اینکه ناصرالدین شاه پس از مرگ جیران زنان بسیاری گرفت، اما همواره به یاد او بود و مهر جیران هیچ‌گاه از دلش بیرون نرفت.

ناصرالدین شاه تا زنده بود هرگز به کسی اجازۀ سکونت در عمارت جیران را نداد و گاهی خود تنها بدانجا می‌رفت و با یاد جیران خلوت می‌کرد. وی هرگز حاضر نشد پس از جیران لقب فروغ‌السلطنه را به زنان دیگر بدهد


برچسب‌ها: حکایت تاریخی, مقاله, ناصرالدین شاه, ماجرای عشقی
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:38 ] [ گنگِ خواب دیده ]

سوگلی ناصر الدین شاه در بین 84 همسرش
قاعدتا آدم فکر می کند ناصرالدین شاه نمی توانسته نسبت به 84 زنش همان عشقی را داشته باشد که عشاق معروف تاریخ دارند. با این حال، بین این 84 زن، یک نفر بود که واقعا عاشق شاه قاجار بود و داستان مرگش را اینطور نوشته اند که وقتی بعد از ترور ناصرالدین شاه، مقرری ماهانه اش را  پیش او بردند، او با دیدن عکس ناصرالدین شاه بر روی اسکناس آنقدر گریه کرد تا حالش بد شد و از همین بیماری درگذشت.

 

 

انیس الدوله، با اسم اصلی فاطمه، دختر رعیت یتیمی بود که توانست تا مرحله سوگلی بودن اندرونی پرجمعیت شاه قاجار برسد. انیس الدوله اهل روستای امامه لواسان بود و در جریان یکی از شکارهای ناصرالدین شاه، شاه او را که داشت چوپانی گله عمویش را می کرد دید و کمی با او گپ زد. فاطمه نوجوان در همان چند لحظه دل شاه را برد، طوری که او بلافاصله بعد از برگشت از شکارگاه، این دختر را به قصر آورد و به دست جیران یکی از زنان محبوب خود سپرد تا آداب و رفتار زندگی درباری را به او یاد بدهد.

 

بعد از مرگ جیران، شاه با انیس الدوله ازدواج کرد. او بعد از ازدواجش مدام در دربار ترقی کرد و به نوعی ملکه غیررسمی ایران بود. به رغم اینکه انیس الدوله با معیارهای زیبایی شناسانه امروز، حتی نمره قبول را هم نمی آورد، اما شاه آنقدر به او علاقه داشت که انیس الدوله می توانست هر مقامی را عزل یا نصب کند.


مادام کارلا سرنا ( karla serna )، همسر سفیر ایتالیا در کتاب خاطراتش با عنوان «مردم و دیدنی های ایران» می نویسد که «در ایام نوروز خانم های سرشناس از رفتن به دیدن ملکه انیس الدوله غفلت نمی کنند و این روزها را برای مطرح کردن درخواست هایی که از سوگلی شاه دارند مغتنم می شمارند. ضمنا اهدای تحفه های سنتی از قبیل شیرینی، مربا، نقل و نبات که لای آنها با مهارت خاصی جواهرات گرانبها و کیسه های کوچک محتوی سکه های یک تومانی جا داده می شود، نیز فراموش نمی گردد. 

خانم ها بعد از مبادله تعارفات معمولی، آزادانه با هم سخن می گویند. مثلا خانمی برای یکی از اعضای خانواده خود از ملکه مقام بهتری را درخواست دارد و در عین حال هدیه ای را که برای گرفتن چنین مقامی به همراه آورده است به او عرضه می کند.»

انیس الدوله تنها کسی بود که می توانست در مقابل شاه بایستد و با او مخالفت کند؛ طوری که بعد از اعلام فتوای حرمت تنباکو از آوردن قلیان برای شاه خودداری کرد و برخلاف نظر شاه دستور داد همه قلیان ها را از حرم شاهی جمع آوری کنند.

انیس الدوله تنها کسی بود که می توانست در مقابل شاه بایستد و با او مخالفت کند

در عین حال انیس الدوله عاشقانه شاه را دوست داشت. او در زمان سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، در نامه ای خطاب به شاه نوشته: «... شنیدم آخرهای ماه ذیحجه وارد انزلی می شوید، یک دنیا ذوق کردم، ای خدا روزی باشد من زنده باشم و شاه را ببینم. تا توی نعمت هستیم هیچ قدر نمی دانیم، الحال حال سگ و گربه و شغال بهتر از حال ما هست.» جالب است بدانید که شاه هم در سفر سومش به فرنگ، وقتی دید روز ولنتاین شده و شنید که عشاق در این روز به همدیگر نامه می نویسند، کارت پستالی خرید و آن را برای انیس الدوله پست کرد


برچسب‌ها: مقاله, حکایت تاریخی, انیس الدوله, ماجرای عشقی
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:34 ] [ گنگِ خواب دیده ]

طرز تهیه آش شله قلمکار

آش شله قلمکار , کالری آش شله قلمکار , طرز تهیه آش شله قلمکار , Ha agi rgl hv

آش شله قلمکار

آش شله قلمکار یکی از آش های قدیمی و سنتی ایرانی است که بیشتر به عنوان نذری برای مراسم های مذهبی مانند ماه محرم و ماه رمضان طبخ می شود. آش شله قلمکار مانند آش بادمجان از غذاهایی محسوب می شود که هر کسی نمی تواند آنرا بخوبی بپزد.

 

با مقدار موادی که در این دستور آشپزی قرار گرفته است می توانید برای ۴ نفر آش شله قلمکار تهیه کنید. در صورتی که می خواهید مقدار کمتر یا بیشتری آش شله قلمکار تهیه کنید کافیست مقدار مواد را ضرب یا تقسیم کنید. با آموزش آشپزی و طرز تهیه آش شله قلمکار با پارسی دی همراه باشید.

مواد لازم برای ۴ نفر

مواد لازم آش شله قلمکار

  • پیاز ۴ عدد
  • سیر ۲ حبه
  • برنج ½ لیوان
  • نخود ½ لیوان
  • عدس ۱ لیوان
  • گندم ½ لیوان
  • لوبیا چیتی ½ لیوان
  • سبزی آش ۵۰۰ گرم
  • کشک به اندازه کافی
  • گوشت بدون استخوان ۲۵۰ گرم
  • نمک ، فلفل سیاه و زردچوبه به اندازه کافی

دستور پخت

طرز تهیه آش شله قلمکار

ابتدا برای اینکه نفخ حبوبات از بین برود نخود و لوبیا را جداگانه در کاسه ای می ریزیم و روی آن ها آب می گیریم و به مدت ۶ ساعت اجازه می دهیم تا خیس بخورند بهتر است ۲ الی ۳ مرتبه در این ۶ ساعت آب آن ها را بیرون بریزیم

و مجددا آب روی حبوبات بگیریم.می توانید از شب حبوبات را خیس کنید تا صبح آبکش کنید. سپس ۳ تا از پیازها را پوست می گیریم و آبکش می کنیم و به صورت خلالی خرد می کنیم و در تابه ای بزرگ روغن می ریزیم و روی حرارت کم می گذاریم تا داغ شود

و بعد پیاز را در روغن می ریزیم و تفت می دهیم و صبر می کنیم تا نرم و طلایی رنگ شود و در بشقابی پیازهای سرخ شده را می ریزیم و کنار می گذاریم. آن وقت گندم را می شوییم و آبکش می کنیم و در قابلمه ای می ریزیم و ۵ لیوان آب روی آن می ریزیم

و حرارت را ملایم می کنیم و تامل می کنیم تا پخته شود.نخود را در قابلمه ای می ریزیم و روی آن آب می گیریم و روی حرارت می گذاریم تا بپزد.پس از گذشت ۱ ساعت از پخت نخود لوبیا را نیز آبکش می کنیم و به نخود اضافه می کنیم تا با هم خوب مغز پخت شوند.

گوشت را می شوییم و روی تخته آشپزخانه خرد می کنیم و در قابلمه ای می ریزیم و روی آن چند لیوان آب سرد می ریزیم و پیاز باقیمانده را به همراه سیر پوست می گیریم و پیاز را به ۴ قسمت تقسیم می کنیم و داخل گوشت قرار می دهیم

و روی حرارت می گذاریم تا با حرارت ملایم گوشت پخته شود. عدس را در کاسه ای می ریزیم و روی آن آب می گیریم تا به مدت ۱ساعت خیس بخورد.پس از اینکه گوشت پخت،گوشت ها را از آب گوشت جدا می کنیم و آب گوشت را صاف می کنیم و کنار می گذاریم

و گوشت ها را ریش ریش می کنیم و کنار می گذاریم. برنج را تمیز می شوییم و در قابلمه ای بزرگ می ریزیم و عدس را آبکشی می کنیم و به برنج اضافه می کنیم و ۶ لیوان آب روی مواد داخل قابلمه می ریزیم و روی حرارت ابتدا زیاد می گذاریم تا به جوش بیاید

و بعد حرارت را ملایم می کنیم تا عدس و برنج نرم شوند. سبزی این آش اسفناج ، مرزه ، ریحان ، جعفری ، نعناع ، گشنیز است که به مقدار یکسان از هر کدام در آش استفاده می کنیم که سبزی ها را از قبل پاک می کنیم و می شوییم و آبکش می کنیم و روی تخته آشپزخانه ساطوری خرد می کنیم.

البته می توانیم در خردکن نیز سبزی ها را بریزیم تا خرد شوند. پس از پخت برنج و عدس ،قبل از اینکه سبزی ها را به مواد بیفزاییم کمی نمک روی مواد می ریزیم و بعد سبزی ها را به قابلمه اضافه می کنیم(تا رنگ سبزی تا جای ممکن تغییر نکند)

و تقریبا ۲۰ دقیقه زمان کافی است تا سبزی ها نرم شوند،آن وقتنخود و لوبیا و گندم پخته شده را نیز اضافه می کنیم و گوشت های ریش شده و آب گوشت را نیز اضافه می کنیم. ادویه ها را نیز می افزاییم که شامل زردچوبه،نمک،فلفل سیاه است

و نصف پیاز داغ را نیز داخل آش می ریزیم و آب جوش به مواد اضافه می کنیم درب قابلمه را می گذاریم و حرارت را ملایم می کنیم تا به مدت ۲ الی ۳ ساعت آش خوب بپزد و لعاب دار شود. آش آماده شده را در کاسه ای بزرگ می کشیم و با نعناع داغ و کشک و پیازداغ تزئین می کنیم


برچسب‌ها: آشپزی, دستورپخت, آش شله قلمکار
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]

روز خواهد شد
و درآن تورا دوست خواهم داشت،
روز خواهد شد
پس نگران نباش اگر بهار
تاخیر کرده است
و غمگین نباش اگر باران
متوقف شده است.
بناچار رنگ آسمان تغییر خواهد کرد
و ماه بر مدار می گردد،
روز خواهد شد!

روز خواهد شد
آن روز خواهم دانست چرا تمدن، زنانه است
و چرا شعر، زنانه است
و چرا نامه های عاشقانه زنانه هستند
و چرا زنان، هنگامی که عاشقند
به گنجشک و نور و آتش
بدل می شوند!

روز خواهد شد
لباس های بدوی را بر می افکنم
تا اصولِ گفتگو را بیاموزم!

روز خواهد شد
و آن روز، دوره ی انحطاطم را رها می کنم
و برای تو کلماتِ زیبا می نویسم
و مرزهای واژه را پشت سر می نهم
و شیشه ی کلام را می شکنم!

روز خواهد شد
آن روز، احساساتم را هدایت می کنم
غرورم را سرمی بُرم
و میراثِ تعصبِ قبیله ای را از درونم می شویم
و قیام می کنم
علیه پادشاه.

روز خواهد شد
سربازانم را مرخّص،
و اسبانم را رها می کنم
فتوحاتم را پایان می دهم
و به مردم، اعلام می کنم:
رسیدن ِ به ساحل ِ چشمهایت
بزرگترین پیروزی است!

[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

کتاب بخون؛از اخبار بد دور بمون! حرفت رو بزن و احساسات رو راحت بگو؛سعی کن بنویسی؛ صادق باش! به اطرافت کمتر اهمیت بده؛ ورزش کن و وردی های ذهنت رو کنترل کن حالت بهتر میشه....


برچسب‌ها: روانشناسی, انگیزشی, حال خوب
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]


Everything happens for a reason. Don't think too much, trust the process of time. Everything will be okay  very soon.

 


برچسب‌ها: کارما, متن انگلیسی
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:12 ] [ گنگِ خواب دیده ]


نوابغ مشهور و بزرگ دنیا چگونه وقت خود را تنظیم می‌کردند؟


_گوستاو فلوبر:
او یکی از نویسندگان تأثیرگذار قرن نوزدهم فرانسه  و از جمله بزرگترین رمان‌نویسان دنیا بود. او بین ساعت ۹ تا ۳ شب روی رمان مادام بوآری کار می‌کرد و بعد تا ساعت ۱۰ صبح می‌خوابید. او هر روز ۵ ساعت تمام، مطالعه هم می‌کرد و برای خانواده‌اش هم وقت می‌گذاشت.

_بتهوون
چیزهایی که در مورد او جالب هستند اینها هستند: ۸ ساعت خواب در شبانه‌روز – اهمیت به صبحانه – کار صبحگاهی که تا ساعت دوی عصر ادامه می‌یافت.
چیز جالب دیگر اختصاص زمانی برای قدم زدن بود، ظاهرا به صورت مرتب در حین قدم زدن ایده‌هایی به ذهن بتهوون می‌رسید و برای همین او همیشه با خودش مداد و کاغذ داشت.

_ موزارت
در مورد موزارت چیزی که جالب است این است که او در شبانه‌روز فقط ۵ ساعت می‌خوابید و در دو نوبت صبح و شب مشغول نوشتن موسیقی‌های شاهکار خود می‌شد. چیز شاخص دیگر این است که او هر روز صبح، یک ساعت را صرف پوشیدن لباس‌ها و آراستگی خود می‌کرد!

_زیگموند فروید
او شش ساعت خواب شبانه داشت.
 ۴ ساعت صبح‌ها بیمارانش را روانکاوی می‌کرد. شش ساعت هم عصرها مشغول این کار بود و دو ساعت و نیم در آخر شب مطالعه می‌کرد و مقاله می‌نوشت.

_امانوئل کانت
او  از جمله مشهورترین فیلسوف‌های قرن هجدهم بود. کانت در زندگی نظمی استثنایی داشت. 
او هر کارش را در ساعتی مخصوص به خود انجام می‌داد و ذره‌ای از آن تخلف نمی‌کرد. بین مردم شهرش این جمله رایج بود که: می‌توانید ساعتتان را با کارهای کانت تنظیم کنید.
او بین ۱۰ شب تا ۵ صبح می‌خوابید و از شش صبح مشغول به کار می‌شد. 
خورد و خوراک و پیاده‌روی‌های او مطابق یک نظم خاص انجام می‌شد.

_مایا آنجلو
این شاعر و بازیگر آمریکایی عادت داشت که از اول صبح تا ساعت ۲ عصر در هتل‌ها و متل‌ها قلم بزند و عصر را صرف کارهای شخصی‌اش بکند.

_انوره دو بالزاک
تقویم کاری بالزاک، رمان‌نویس مشهور فرانسوی، بسیار متفاوت با بقیه بزرگانی است که تا حالا بررسی کردیم.
 او بین ساعت ۶ عصر تا یک شب می‌خوابید. بعد بین یک شب تا هشت صبح می‌نوشت.
 یک ساعت و نیم چرت می‌زد و بعد دوباره تا ۴ عصر می‌نوشت

_ویکتور هوگو
او صبحش را با خواندن نامه‌های معشوقه‌اش و خوردن دو تخم‌مرغ خام شروع می‌کرد
 حدود ظهر در وان آب یخ استحمام می‌کرد! و بین ۶ تا ۸ شب می‌نوشت.

_چارلز دیکنز
دیکنز هم صبح‌کار بود و عصرها کارهای شخصی‌اش را می‌کرد و با خانواده و دوستانش وقت می‌گذارند.

_چارلز داروین 
داروین بین ۱۲ شب تا هفت صبح می‌خوابید. 
اول صبح قدم می‌زد و صبحانه‌ای را به تنهایی میل می‌کرد. بعد تا ظهر کار می‌کرد. عصرها بیشتر کارهای شخصی‌اش را می‌کرد و بعد بین ساعت ۱۰ تا ۱۲ شب، در رختخواب در مورد سؤالاتی که در ذهنش ایجاد شده بود، اندیشه می‌کرد و سعی می‌کرد آنها را حل کند.

_پیوتر ایلیچ چایکوفسکی
این آهنگساز مشهور روسی- در شبانه‌روز هشت ساعت می‌خوابید و د ردو نوبت صبح و عصر، به مدت دو ساعت آهنگ‌های مشهورش را تصنیف می‌کرد.

بنجامین فرانکلین
او یکی از بنیانگذاران ایالات متحده است. فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه‌دار، طنزنویس، نظریه پرداز سیاسی، سیاستمدار، رئیس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. او بین ۸ تا ۱۲ صبح و ۲ تا ۶ عصر کار می‌کرد.

همان طور که می‌بینید ساعات زیاد و منظم خواب شبانه، یکی از رموز موفق این نوابع بود. بیشتر آنها هم از ساعات اول صبح به خوبی استفاده می‌کردند، به وعده غذایی صبحانه اهمیت خاصی می‌دادند و قسمت مهمی از کارهایشان یا تمام آن را در صبح انجام می‌دادند. چیز مهم دیگر، صرف ساعات زیاد به صورت متمرکز، روی کارهایشان بود.


برچسب‌ها: روانشناسی, سخنان بزرگان, رفتار بزرگان
[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 9:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]


برچسب‌ها: عکس شخصی
[ چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 22:12 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

دلتنگــــــــــی
شوخـی سـرش نمیشـود
دلتنگــی مـوریانـھ است و
مـن هنـوز آدم نشـدھ ام!
مــن هنــوز
چـوبـی ام.!


برچسب‌ها: دلتنگی, متن غمگین, شعر عاشقانه
[ چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 18:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]

هرشب دلم بهانه ی تو...هیچ...بگذریم
هر شب لبم ترانه ی تو..هیچ...بگذریم 
دیواری از جدایی و یک جاده غرق شب
بین من و میانه ی تو... هیچ.. بگذریم 
افسانه گشت عشق من و تو ،خدای را 
مانده من و فسانه ی ...هیچ..بگذریم 
طوفانی دلم به کدامین پناه ؟ وای...
دست من و کرانه تو... هیچ...بگذریم 
هر جا که می کشدم دل ، به هر نگاه...
چشم من و نشانه ی تو ...هیچ ...بگذریم 
روزم به پرسه های پر از یاس و شام من 
زجر غم شبانه ی تو... ،هیچ... بگذریم 
شاعر نشد دلم به دو تا بیت و مانده ،با 
این عشق کودکانه تو... هیچ. ..بگذریم 

 


برچسب‌ها: شعر, غزل, غزل عاشقانه, حسین دلجو
[ چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 18:52 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 18:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا