|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 23:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 20:20 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 20:19 ] [ گنگِ خواب دیده ]
علف كش گليفوسيت چيست گليفوزيت علف كش گسترده اي است كه در كشاورزي ، جنگلداري ، كنترل علف هاي هرز صنعتي و محيط هاي آبزي مورد استفاده قرار مي گيرد. ... يك علف كش غير انتخابي است. اين مي تواند طيف گسترده اي از تظاهرات باليني را در انسان ايجاد كند مانند تحريك پوست و گلو تا افت فشار خون ، اليگوريا و مرگ.
آيا گليفوزات سمي است؟ البته گليفوسيت سمي است! به هر حال اين يك علف كش است - هدف اصلي گلايفوزيت كشتن گياهان ناخواسته است. مانند همه مواد شيميايي ، از جمله آب و نمك ، گليفوسات با دوزهايي براي حيوانات (از جمله انسان) سمي است. ... ايمني نسبي گليفوسيت يكي از دلايل محبوبيت بسيار زياد آن است. گليفوزيت چه چيزي را از بين خواهد برد؟ گليفوسيت علف كش غير انتخابي است ، به اين معني كه بيشتر گياهان را از بين مي برد. از ساخت پروتئين هاي خاص گياهان براي رشد گياه جلوگيري مي كند. گليفوسيت يك مسير آنزيمي خاص ، مسير اسيد شيكيميك را متوقف مي كند. مسير شيكيميك اسيد براي گياهان و برخي از ميكروارگانيسم ها لازم است. آيا استفاده از گلايفوزيت در مجاورت آب بي خطر است؟ گليفوزيت باعث از بين رفتن گياهان ساحلي و ظهور ، گياهاني كه ريشه آنها در زير آب و ساقه ها و برگ هاي بالاي آب است ، مانند گلهاي دريايي خواهد شد. اين به ضرر گياهان آبزي غوطه ور يا شناور نيست. هنگام استفاده از Roundup در نزديكي خط ساحلي و گياهان آبزي درخشان كه مي خواهيد آنها را نگه داريد ، از مراقبت استفاده كنيد. گليفوزيت چقدر سريع كار مي كند؟ پس از پاشش با گلايفوسيت وقت كافي را براي جذب ماده شيميايي اختصاص دهيد و كارهاي خود را انجام دهيد. پس از سمپاشي. فقط طي چند روز سمپاشي (پژمردگي و زردي تدريجي) ممكن است به مدت سه هفته يا بيشتر مشخص نباشد. چه مقدار گليفوزات براي از بين بردن چمن لازم است؟ مقدار گليفوزات مورد نياز براي از بين بردن علف هاي هرز خاص بسته به نوع گياهان و اندازه آنها در زمان استفاده متفاوت است. براي نهال هاي جوان ، 1 تا 2 اونس بر گالن ممكن است كافي باشد در حالي كه گياهان چند ساله با استقرار ممكن است به 3 اونس يا بيشتر در هر گالن نياز داشته باشند. براي توصيه هاي خاص ، برچسب محصول را بخوانيد. آيا مي توانيد گليفوسيت را روي چمن هاي مرطوب اسپري كنيد؟ در مورد Roundup كه براي از بين بردن علفهاي هرز و ساير گياهان ناخواسته طراحي شده ، چنين چيزي وجود ندارد. در صورت خشك بودن برگها ، جمع آوري به بهترين وجهي انجام مي شود ، اگرچه سرعت جذب سريع آن به اين معني است كه در صورت نزديك بودن هواي مرطوب ، مي توانيد محصول را نيز اسپري كنيد. در چه ساعتي از روز بهتر است اسپري Roundup را بپاشيد؟ علف كش هاي سيستميك در صورت استفاده در اواخر صبح ، ظهر و بعد از ظهر در آب و هواي خنك يا سرد بهتر جواب مي دهند. رشد گياه در هنگام غروب آهسته شده و با طلوع خورشيد در روز بعد دوباره شتاب مي گيرد. شبنم سنگين صبح زود باعث از بين رفتن علف كش ها مي شود ، بنابراين بهتر است پس از تبخير شبنم آنها را استفاده كنيد. چگونه گليفوسات را از بدن خود خارج مي كنيد؟ پزشكان بهداشت استفاده از روش هاي درماني سونا يا بخار را براي تعريق سموم ناخواسته و همچنين افزايش استفاده از غذاهاي پروبيوتيك و مكمل ها براي جبران مجدد ميكروبيوتا كه ممكن است گليفوزات از بين برود ، توصيه مي كنند.
چه غذاهايي گليفوسيت دارند؟
راهنماي مصرف : • مقدار مصرف 4 تا 12 ليتر در هكتار، بسته به نوع علف هرز و در زمان حداكثر فعاليت هاي علف هاي هرز( مرحله گلدهي) براي باغ ها م مكانهاي غير زراعي و محلول 1 تا 2 درصد بعد از رويش علف هاي هرز به صورت لكه اي براي نيشكر به كار مي رود. • در زمان كاربرد اين علف كش گليفوسيت طول برگ هاي علف هاي هرز باريك برگ يك ساله بايد حداقل 5 سانتيمتر و يك ساله هاي پهن برگ بايد حداقل 2 برگ حقيقي كاملا رشد يافته باشند. [ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 19:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]
💢خوزستان وارد وضعیت قرمز شد کدام استانها در وضعیت قرمز و هشدار کرونا هستند؟ 🔻استانهای تهران، اصفهان، قم، آذربایجان شرقی، خراسان جنوبی، سمنان، قزوین، لرستان، اردبیل، خوزستان، کرمانشاه، گیلان، بوشهر، زنجان، ایلام، خراسان رضوی، مازندران، البرز، آذربایجان غربی، مرکزی، کرمان، خراسان شمالی، همدان و یزد در وضعیت قرمز قرار دارند [ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 19:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]
خداروشکر امروز اتفاق خوبی افتاد و یکی از پروژه هایی که از خرداد ماه شروع کرده بودم و روزی دو سه ساعت براش وقت میگذاشتم به نتیجه رسید و تقریبا بیشتر اهدافی که براش تعیین کرده بودم به ثمر رسید . نتیجهی نهایش هم این بود که اون حس مسیولیت و عذاب وجدانی که خودم داشتم برطرف شد و هم در این مسیر یک دوست واقعی و دلسوز پیدا کردم. هر چند تو این مدت بعضی وقت ها از کوره در می رفتم یا حال و احوال روحیم مساعد نبود ولی با هر زوری بود انجامش دادم و این غزال گریزپا را وادار به توقف کردم . پیدا کردن یک دوست واقعی و کسی که از آدم انتظاری نداشته باشد خودش به تنهایی فوق العاده است . البته این نکته را هم باید ذکر کنم و آن اینکه علی رغم همهی سادگی و حتی گاگولی که حقیر دارد میبایست به نبوغ و هوش سرشار این حقیر اعتراف نمایید . [ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 19:49 ] [ گنگِ خواب دیده ]
🔰ساعت رسمی کشور امشب یک ساعت به عقب کشیده میشود 🔹بر اساس قانون مصوب سال ۱۳۸۶، ساعت رسمی کشور در ساعت ۲۴ امشب (۳۰ شهریور) یک ساعت به عقب کشیده میشود.
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 13:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:48 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]
داستان هایی شاد برای آدم های شاد براي مطالعه هر يك از مطالب زير روي عنوان آن كليك كنيد.
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:23 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:22 ] [ گنگِ خواب دیده ]
حکایت یوسف بخشی، بدل یهودی ناصرالدین شاه نوازندهای که بلاگردان سلطان صاحبقران شد
در اینکه ناصرالدین شاه قاجار یکی از عجیب و غریبترین پدیدههای تاریخ معاصر است هیچ شکی وجود ندارد. اصلا مگر در تاریخ ایران چند پادشاه داریم که عکاسی کرده باشد و اصول نقاشی را از بزرگترین نقاش دوران خود بیاموزد؟ کدام یکی از این همه شاهان رنگارنگ را میشناسید که کتاب داستان برای کودکان بنویسد و در عین حالی که به عنوان مستبدترین چهره معرفی میشود نخستین مجلس مشورتخانه را راهاندازی کرده باشد و از بیتالمال استفاده کند، سه بار با همه سختیهایش به فرنگ سفر کند و سفرنامههایی از خود به یادگار بگذارد که شبیه به خاطرات هیچ شاهی در سراسر دنیا نباشد؟ شکی نیست که چنین شخصیتی با این همه روایت عجیب و غریبی همراه با افسانهها و روایتهایی باشد که نه میتوان آنها را رد کرد و بعضی از آنها را هم نمیتوان قبول کرد. با وجود این روایتهای ضد و نقیض درباره چهارمین شاه قاجار، داستانی که این روزها از پیدا شدن بدل او است با هیچ مستند تاریخی نمیتواند ثابت شود.
داستان بدل ناصرالدین شاه از آنجایی آغاز شد که چندی پیش در یکی از سایتهای جامعه کلیمیان ایران از شخصی به نام یوسف بخشی نام برده و گفته شد که او بدل سلطان صاحبقران است. بر اساس آنچه در این سایت آمده یوسف بخشی در سال ۱۲۳۱ خورشیدی (۱۸۵۲ میلادی) در یک خانواده یهودی در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش نوازنده ویولن بود و از این راه زندگی میکرد. یوسف از خردسالی همزمان با تحصیلات ابتدایی در مکتبخانه، اصول و فن موسیقی را از پدرش فرا گرفت و با علاقه و استعدادی که از خود نشان داد، توانست خیلی زود در نواختن تنبک و ویولن تبحر پیدا کند.
او مدتی را در گروه نوازندگان پدرش، با نواختن ویولن همکاری میکرد اما خیلی زود برای خود گروهی تشکیل داد و مستقلاً به فعالیتهای هنری پرداخت. مضاف بر آنکه در همین راستا برنامههای نمایشی (روحوضی) را کارگردانی و به صحنه میبرد. ادامه داستان این فرد تا جایی که در کنار کار نوازندگی و اجرای برنامههای هنری وارد تجارت جواهر میشود و همین شغل هم باعث معرفی شدنش به ناصرالدین شاه شد. در سال ۱۲۶۹ خورشیدی بر حسب تصادف توانست به دربار قاجار راه پیدا کند، از آن به بعد در هر فرصتی مجموعهای از جواهرات نفیس را مستقیما به خود شاه میفروخت و همین امر باعث رونق در کسب و کار و حصول اعتباری بیشتر در بین درباریان به ویژه خاندان دربار شد. در همین دیدارها هم بود که برخی از نزدیکان شاه و خود او متوجه شباهت ظاهریاش شدند و بر اساس متن این مقاله تصمیم گرفتند که به عنوان بدل شاه تعلیم ببیند و استخدام شود. با کمی آموزش رسم و رسوم دربار و عادتهای شاخص ناصرالدین شاه در مواقع ضروری رسما به عنوان بدل شاه در دربار قاجار استخدام شد.
این روایت در ادامه به آنجایی میرسد که این فرد به خاطر داشتن رفتار درست مورد توجه شاه قرار گرفت و جزو حلقه نزدیک شاه قرار گرفت. او ابتدا در غیاب شاه در محافل غیررسمی به ویژه خارج از تهران شرکت میکرد و سپس در مأموریتهایی که به وی محول شده بود مانند مسافرت به شهرهای دوردست ایران و سرکشی به پادگانهای نظامی، ادارههای دولتی، بازدید از دهات، رسیدگی به شکایات ارباب و رعیت و کارهایی از این قبیل را انجام میداد. با گذشت زمان و به دست آوردن تبحر بیشتر در حرفه خویش، مأموریتهایی هم در تهران، به ویژه هنگام مسافرت ناصرالدین شاه به خارج از تهران و حتی مسافرتهای غیررسمی به خارج از ایران به وی واگذار میشد. یکی از مهمترین مأموریتهای وی، هنگام عزیمت شاه قاجار به فرانسه بود که در دهه ۱۸۸۰ به وقوع پیوست و بیش از یک ماه به طول انجامید که یوسف بخشی طی این مدت به خاطر آنکه دشمنان از این غیبت سوءاستفاده نکنند با لباس مبدل، ظاهرا زمام امور را به دست گرفت و تا بازگشت شاه از فرنگ وظیفه خویش را به نحو احسن انجام داد. موضوع این است که این داستان دقیقا نمیگوید که با وجود داشتن بدل ناصرالدین شاه چرا در روزی که خیلیها میدانستند که حادثهای در راه است و این را به خود او هم گوشزد کرده بودند خودش شخصا تا زاویه مقدسه عبدالعظیم رفت و در آنجا به تیر غیب میرزا رضای کرمانی دچار شد؟ حکایت درباره ترور ناصرالدین شاه به بخشی از استنطاقات میرزا رضای کرمانی استناد میکند: «من قبلا وسیله بهتری داشتم که ناصرالدین شاه را بکشم بدون آنکه گرفتار شوم، بدین ترتیب که اطلاع یافتم که شاه به باغ یکی از اعیان برای گردش میرود پس خود را به باغ رسانده مخفی شدم، شاه آمد و کشتن او بسیار آسان و راه فرار برای من باز بود اما او را نکشتم، زیرا عدهای یهودی در آن روز (یکی از اعیاد کلیمیان) برای تفریح در آن باغ اقامت داشتند و اگر شاه کشته میشد و من فرار میکردم، خون را به گردن یهودیانی که در باغ حضور داشتند میانداختند و به این دلیل من از انجام آن امر منصرف شدم.»
داستان زندگی بدل ناصرالدین شاه پس از ترور او از دربار جدا میشود و به اینجا میرسد که از آنجا که دیگر نیازی به ماندن یوسف بخشی در دربار نبود، کاخ سلطنتی را برای همیشه ترک کرد. اما برای همه عمر با دریافت مستمری از دولت، دوران بازنشستگی را در خانه شخصی خود در کنار خانواده سپری نمود، ضمن آنکه هر از گاهی با پذیرفتن هنرجو به عنوان استاد موسیقی به تدریس ویولن مشغول بود تا سال ۱۳۰۷ شمسی که در ۷۶ سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت. در گذشته به دلیل نبودن وسایل ارتباط جمعی تصور زیادی درباره چهره پادشاهان وجود نداشت و به همین دلیل است که برخی از پادشاهان مثل شاه عباس به جای بدل داشتن با لباس بدلی به میان مردم میرفتند. در دورههای جدید با توجه به پیشرفتهای پزشکی و خلاقیت در هنر چهرهآرایی که پا به پای ارتباطات پیش رفتند، باعث شده بدلها شباهت زیادی با افراد داشته باشند. با وجود این پذیرفتن وجود بدل برای ناصرالدین شاه قاجار از آن موضوعاتی است که هیچ مستنداتی درباره آن به جز مطالب منتشر شده در این سایت نیست. باید بپذیریم که ناصرالدین شاه قاجار نه تنها شاه گمنامی نبود، از خود یادگاریهای نوشتاری و تصویری به جای گذاشت که در هیچ جای آنها نام و نشانی از این بدل وجود ندارد. این نشانی حتی در نوشتههای کسانی که بعد از سلطان صاحبقران به مسند کار میروند هم دیده نمیشود. بگذریم از اسنادی که از آن دوره به جای مانده و کم نیست در هیچکدام از خاطرات و روزنامه سفر اشارهای به این فرد که بر اساس آنچه در این نوشته از او یاد میشود نشده است. در صورتی که ناصرالدین شاه فردی دقیق بود که از هیچ جزئیاتی حتی اگر به ضررش بود صرفنظر نمیکرد. نمیشود قبول کرد که از شنیدن خبر درگذشت لَهلِه فلان درباری بگوید و درباره سپردن امور اداره کشور به فردی به عنوان بدل یاد نکند. علاوه بر اینکه در نخستین سفر ناصرالدین شاه که در سال ۱۲۹۰ هجری قمری رخ داد، او کامران میرزا سومین پسرش را که نایبالسلطنه و حاکم تهران بود مامور اداره کشور کرد. به جز خود ناصرالدین شاه در نوشتههای هیچ کدام از مورخان و خاطراتنویسان ردی از این فرد نیست. نه در میان روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که به شاه نزدیک بود و در خاطراتش از گفتن هیچ جزییاتی دریغ نکرده و نه در یادداشتهایی از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه که توسط معیرالممالک که علاوه بر اینکه از نزدیکان او بود و نوه ناصرالدین شاه هم بود و از خیلی از علاقهمندیهای شاه گفته، ردی از این بدل نیست. البته اینها همه دلیل نیست که ادعای چنین فردی اشتباه باشد، منتها تا سندی درباره آن پیدا شود باید منتظر ماند؛ شاید یوسف بخشی بدل ناصرالدین شاه سند تازهای از حضور خود در دربخانه و جانشینی ناصرالدین شاه ارایه دهد.
منبع: همشهری ماه/ شماره ۸۶ [ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:6 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 7:37 ] [ گنگِ خواب دیده ]
قصد بدی نداشتم . باز هم ببخشید [ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ ] [ 1:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 21:0 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 20:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]
. [ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 20:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]
. [ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 20:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]
. [ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 19:12 ] [ گنگِ خواب دیده ]
. [ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 10:16 ] [ گنگِ خواب دیده ]
One day soon
But only in the grave [ جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 0:34 ] [ گنگِ خواب دیده ]
. . هنوز هم ، حوالی خواب های . . . . . . شبانه ام پرسه میزنی . . . . . . دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر . . . . . . بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم [ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 22:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]
کرم دندانهایم را خورد … [ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 21:48 ] [ گنگِ خواب دیده ]
ما نه مهمه چون توی دنیای پوچ اوناست که دام زنده به گور میشم. [ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 21:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 10:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]
Tis better to have loved and lost, than never to have loved at all.
Love doesn’t make the world go round. Love is what makes the ride worthwhile.
[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 9:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]
کتاب لولیتا نوشته ولادیمیر ناباکوف ترجمه اکرم پدرام نیا
درباره کتاب : لولیتا رمانی است از ولادیمیر ناباکوف که به زبان انگلیسی نخستین بار در سال ۱۹۵۵ در پاریس منتشر شد. ناباکوف بعداً خودش آن را به زبان مادریش روسی ترجمه کرد. لولیتا مضمون بسیار بحثبرانگیزی دارد. راوی غیرقابل اعتماد داستان یک استاد ادبیات روانپریش به نام هامبرت هامبرت است که عشقی بیمارگونه به دختری ۱۲ ساله به نام دلورس هیز (ملقب به لولیتا) دارد و چون پدرخوانده او میشود با او وارد رابطه عاشقانه میشود. آنها پس از مرگ مادر دلورس به سفر میروند و رابطهی جنسی کامل دارند، هر چند هامبرت مدعی است نفر اولی نبوده است که با دلورس رابطهی جنسی داشته است. لولیتا از آثار کلاسیک و شاهکارهای ادبیات داستانی قرن بیستم محسوب میشود و در رتبه چهارم بهترین رمان انگلیسی زبان کتابخانه مدرن قرار گرفتهاست. شهرت داستان در فرهنگ عمومی موجب شده تا نام «لولیتا» به لقبی برای دختران زودبالغ و سکسی تبدیل شود. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۵۵ در پاریس توسط «Olympia Press» به چاپ رسید. استنلی کوبریک، در سال ۱۹۶۲، و آدریان لین در سال ۱۹۹۷، دو فیلم با اقتباس از این رمان ساختند. این رمان همچنین چندین بار دستمایه نمایشهای روی صحنه بودهاست. لولیتا در سال ۱۳۹۳ با ترجمه فارسی اکرم پدرامنیا توسط نشر زریاب به مدیریت منوچهر فرادیس در افغانستان به زبان فارسی منتشر شد.
[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 9:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 9:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]
Your love was like the dawn The sound of your voice Whatever you enfolded in your gaze Though your days here were brief, We look towards each other no longer Though we cannot see you with outward eyes, Let us not look for you only in memory, When orchids brighten the earth, May you continue to inspire us: To enter each day with a generous heart. [ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 10:17 ] [ گنگِ خواب دیده ]
آی مردم نگذارید من تو بیمارستان بمیرم!
استاد شیخ حسین انصاریان در بستر بیماری درخواستی را از مردم ایران داشتند که ویدئویی از آن را در این بسته خبری مشاهده میکنید.به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان استاد برجسته اخلاق و مفسر قران کریم متاسفانه چند روزی است به دلیل ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان بستری است؛ این موضوع به خبر تلخی در فضای مجازی تبدیل شده است و کاربران برای بهبودی حال این استاد ارزشمند دست به دعا شدهاند.
ویدئویی که امروز از صحبتهای حجت الاسلام انصاریان منتشر شد، نگرانی مخاطبان و دوستداران این مفسر دینی را دو چندان کرد. ایشان در این فیلم درخواستی دردناک را از مردم میخواهند و میگویند: «مردم به خانوادههایتان بگویید، نگذارید من تو بیمارستان بمیرم، اگر آثار مرگ در من دیدید من رو سریع به خانه منتقل کنید.» کد ویدیو دانلود [ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 9:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]
After love and fear, there's pride; After memories, the dream After hope, the happiness After all the sacrifice, There's nothing but my love for you, [ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 8:38 ] [ گنگِ خواب دیده ]
یادها انبوه شد در سر پر سرگذشت جز طنین خستهی افسوس نیست رفته ها را بازگشت. [ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 2:56 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 1:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 0:52 ] [ گنگِ خواب دیده ]
به زودی هیچ گرسنه ای باقی نمی ماند شک ندارم به زودی همه سیر می شوند سیر از زندگی [ چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 0:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]
امروز برام روز خوبی نبود . از همون دم صبح که با یه کابوس از خواب پریدم می بایست این حدس رو میزدم . از صبح هم به دنبال دو سه کار اداری و شخصی بودم که تا ظهر هر چی تلاش کردم هیچ کدوم به نتیجه نرسید . عصری هم که ضربهی روحی و عاطفی دیگری بهم وارد شد . آخرین خنگی هم که تازه زدم این بود که قهوه ام رو گذاشته بودم روی گاز و خودم توی حیاط روی تخت معروفم نشسته بودم و مشغول خواندن ترانهی آی ستاره سر زد و بیدار بودم کنار رخنهی دیوار بودم خروس نامراد بانگ سحر زد هنوزم انتظار یار بودم (به سبک دزفولی خوانده شود) که ناگهان احساس کردم از توی خونه بوی دودی به مشام میرسه و چشمتون روز بد نبینه قهوه سوخت و کتری ذوب شد و بو و دود بعد یه ساعت هنوز از بین نرفته .. گلایه و غر زدن را به کناری نهاده و ادامه اواز خوانی به سبک لری را ادامه میدهم
در دروازتون جویبار آو بود لیلا صبحی که آمدم چشمت به خواو بود لیلا سر و روی سفیدت ، دست کشیدم لیلا تمام استخوانت صاف تو بود لیلا همه با یار خود یک جفت و ریشه لیلا من و تو روزگار چون سنگ و شیشه لیلا [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 22:25 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 19:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]
When I thought it was right to name my desires, [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 19:25 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 13:17 ] [ گنگِ خواب دیده ]
I love your lips when they’re wet with wine Not for me the cold, calm kiss So kiss me sweet with your warm wet mouth, [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:39 ] [ گنگِ خواب دیده ]
My love is as a fever, longing still [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:37 ] [ گنگِ خواب دیده ]
That I did always love That I shall love alway— This—dost thou doubt—Sweet— [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]
It’s today: all of yesterday dropped away No one can stop the river of your hands, The sky folds its wings over you, It’s today: all of yesterday dropped away It’s today, it’s today... [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]
At last, when all the summer shine [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:32 ] [ گنگِ خواب دیده ]
She walks in beauty, like the night One shade the more, one ray the less, And on that cheek, and o’er that brow, [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]
Drink to me only with thine eyes The thirst that from the soul doth rise I sent thee late a rosy wreath, But thou thereon did’st only breathe, [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]
My love is like a red, red rose As fair art thou, my bonnie lass, Till a’ the seas gang dry, my dear, And fare thee weel, my only love, [ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 11:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||