لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

زنان آرزو دارند شوهرشان این آرزوها را برآورده کنند

در زیر مواردی را عنوان می کنیم که خانم ها آرزو دارند که کاش مردها می دانستند. با اینکه این نمی تواند درس کاملی برای روش برخورد با خانم ها باشد اما لیستی از توقعات و انتظارات خانم ها را به شما معرفی می کند. از آنها هوشمندانه استفاده کنید.

زنان از مردان مغرور خوش شان نمی آید

هر دختری از مردی که اعتمادبه نفس دارد خوشش می آید. این باعث می شود احساس امنیت و آسودگی کنند و هیچ چیز جذاب تر از این نیست. اما غرور؟ به هیچ عنوان برایشان قابل تحمل نیست.

مردانگی را چال نکنید

هیچ زنی از مرد ضعیف خوشش نمی آید، این مخالف با طبیعت آن ها است. این بدان معنی نیست که او می خواهد شما مثل هرکول باشید، بلکه می خواهد با تصور ذهنی او از یک مرد مطابقت داشته باشید. او می خواهد این قدرت و احساس امنیت ناشی از آن را در حضور شما حس کند و دوست دارد شما باهوش و از قدرت ذهنی بالایی برخوردار باشید.

زنان مردانی را دوست دارند که فقط گوش می کنند

بعد از یک روز پرمشغله تنها چیزی که زنان می خواهند این است که مردان به حرف هایشان گوش کنند. زن ها عاشق حرف زدن اند و احساساتشان را بیرون می ریزند. زنان به شما تکیه می کنند چون اعتماد دارند که می توانید حالشان را بهتر کنید. آنها می خواهند که صدای تلویزیون را قطع کنید، لیوانتان را بگذارید زمین و به ما گوش کنید.

زن ها نمی خواهند که همسرشان در مورد مسائل مهم به آن ها دروغ بگوید

آن ها می خواهند بخش مهمی از زندگی همسرشان، حتی مهم ترین بخش آن باشند. هر زنی می خواهد بداند در زندگی همسرش چه می گذرد و می خواهد که مرد زندگی اش به او اعتماد داشته باشد. در نگاه زنانه آن ها یک روح در دو بدن هستند، زندگی او و مرد زندگی اش یکی است. او می خواهد مرد زندگی اش طوری عمل کند که مجبور نباشد به خاطر کارهایی که کرده به او دروغ بگوید، اگر غیر از این باشد نشان دهنده این است که خطایی صورت گرفته است که باید پنهان شود. در واقع صداقت بهترین سیاست است. گفتن یک دروغ کوچک شاید الان کارتان را راه بیندازد اما مطمئن شوید که زن ها می فهمند و آنوقت دیگر پشیمانی سودی ندارد. از اینها مهمتر، خیانت نکنید و درموردش دروغ نگویید. این بزدلی است.

زنان دوست دارند مردها جزئیات را ببنید

همه دوست دارند مورد توجه طرف مقابلشان باشند. مدل موی جدید؟ لباس نو؟ چیزی بگویید تا نشان دهید که متوجه تغییر شده اید. همچنین بعضی مردها فکر می کنند اگر یکبار همسرشان را سورپرایز کنند، دیگر برای باقی عمرشان بس است. اما چرا نباید در راه برگشت به خانه شیرینی موردعلاقه همسرتان را بخرید یا کتاب جدیدی که درموردش با هم صحبت کردید برای او بگیرید؟ مطمئن باشید که از شما قدردانی خواهد کرد.

بی میلی به رابطه قصدی نیست

خیلی وقت ها بی میلی زنان به داشتن رابطه جنسی بخاطر شما نیست. همه زنان گاهی اوقات خسته اند، استرس دارند یا نگران هستند. آقایان نگران نباشید و به خودتان نگیرید و عادت ماهیانه زن تان را هم که همراه با تغییرات خلقی است، فراموش نکنید.

زنان دوست دارند همسرشان کمک شان کنند

هیچ چیز آزاردهنده تر از یک مرد تنبل نیست. کمی در کارهای خانه، کارهای دانشگاه و کارهای روزمره کمک کنید. این کارها همانقدر که وظیفه زنان است، وظیفه شما هم هست!

زنان مردانی را دوست دارند که در جایلازم عذرخواهی می کنند

اینقدر خودخواه و خودرای نباشید. اگر تقصیر از شماست لازم است،عذرخواهی کنید. مطمئن باشید این کارتان رابطه را تا حد زیادی جلوتر خواهد برد.

شوخ طبعی با پیمانه لازم

با اینکه شوخ بودن بعضی وقت ها خیلی خوب و مفرح است اما بعضی وقت ها اصلاً زنان علاقه ای به بذله گویی هایتان ندارند. لطفا خط قرمزها را بشناسید.

احترام فراموش نشود

بعضی مردها آنقدرها که باید به طرف مقابلشان ارزش نمی گذارند. طوری باید او را دوست داشته باشید که انگار آخرین روزی است که او را می بینید، برای آنچه که هست تحسینش کنید و برای هر کاری که می کند از او قدردانی کنید.

زنان مردانی را دوست دارند که از عشق کم نمی گذارند

انتظار نداشته باشید که زنها علم غیب داشته باشند و از احساسات شما باخبر شوند. اگر واقعا همسرتان را دوست دارید لطفا به زبان بیاورید و آنرا در عمل نشان دهید. هیچوقت از دختری سوال نکنید که گل می خواهد یا نه. مطمئناً جواب او مثبت است. معلوم است که زنها گل دوست دارند، مخصوصاً اگر رز باشد به همراه شمع و شام.

زنان دوست دارند گاهی شوهرشان آشپزی کند

هیچ چیز جذاب تر از مردی نیست که بلد باشد در آشپزخانه چه بکند مثلا شام درست کند.

آیا می توانید بدون ما زندگی می کنید؟

شاید خیلی وقت ها مردها، همسرشان را نادیده می گیرند اما در واقعیت شما بدون ما نمی توانید زندگی کنید. چه کسی مراقبتان خواهد بود؟ چه کسی باعث می شود که مرد بهتری باشید؟ لطفاً بپذیرید!

امنیت هم مالی، هم جانی

نیازی نیست میلیونر باشید ( راستش را بخواهید برای برخی زنان لازم است میلیونر باشید! )، ولیبرای بیشتر زن ها تنها دانستن اینکه شما توانایی های لازم برای کسب در آمد را دارید کافی است. به طور کلی، چیزی که برای آن ها در الویت است عشقی است که به شما دارند، ولی آن ها نیاز به این دارند که احساس امنیت مالی نیز داشته باشند. اگر او ببیند شما چشم به دست او دارید و اینکه احساس کند توانایی تامین نیازهای او را ندارید، او را نسبت به شما دلسرد خواهد کرد

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 18:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 18:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:52 ] [ گنگِ خواب دیده ]

غذاهایی که میل جنسی را از بین می برند!

غذاها روی همه چیز تاثیر می گذارند و یکی از این موارد که بسیار مهم است میل جنسی است. در این مقاله می خواهیم غذاهایی را به شما معرفی کنیم که گفته می شود می توانند میل جنسی را از بین ببرند.

کافیست یک جستجوی کوچک در گوگل با موضوع ” غذاهایی که میل جنسی را از بین می برند ” بکنید تا لیستی از مقالاتی جلویتان سبز شوند که به معرفی غذاهای کاهش دهنده میل جنسی پرداخته اند. اما متاسفانه بسیاری از غذاهایی که در این لیست ها می بینید بدون دلیل علمی و فقط چون از گذشته گفته شده وارد آنها شده اند. هرآنچه می خوانید را باور نکنید. ما بر اساس قانون رعایت تعادل در این مقاله می خواهیم چنین غذاهایی را با دلیل علمی به شما معرفی کنیم.

غذاهای بر پایه سویا

نگران نباشید قرار نیست که دیگر سویا را به کلی کنار بگذارید، اما بسیار مهم است که حواستان به مقدار سویایی که می خورید باشد. تحقیقات نشان داده مصرف بالای غذاهایی که بر پایه سویا هستند می تواند سطح تستوسترون و تعداد اسپرم را کاهش دهد. پس لازم نیست حتما سویا را از برنامه غذایی تان حذف کنید، فقط کافیست میزان مصرفتان را متعادل کنید.

غذاهای سرشار از چربی های اشباع

اگر برخی از غذاهای مورد علاقه تان سرخ کردنی هستند ممکن است خوشمزه باشند اما سرشار از چربی های اشباعند.چربی های اشباع از جمله عوامل بسته شدن شریان ها، جریان خون ضعیف و افزایش وزن هستند که همه اینها روی هم باعث اختلال در نعوظ می شود. اختلال در نعوظ تاثیر مستقیمی روی میل جنسی دارد. اگر بد غذا بخورید بیشتر در خطر چاقی و مشکلاتی نظیر دیابت و فشار خون بالا قرار می گیرید که روی میل جنسی تان تاثیر می گذارد. عاقلانه این است که امروز درست غذا بخوریم تا در آینده زندگی جنسی سالمی داشته باشیم. دیگر غذاهای سرشار از چربی های اشباع، گوشت قرمز و پنیر هستند.

روغن سبزیجات

برخی از روغن های گیاهی سرشار از چربی های دارای حلقه های اشباع نشده اند که ممکن است باعث شوند سطح تستوسترونتان به شدت کاهش پیدا کند. تستوسترون در میزان میل جنسی خانم ها و آقایان نقش ایفا می کند. بنابراین اگر نگران هستید این نوع چربی ها برایتان دردسرساز شوند، توصیه می شود از روغن زیتون اکسترا ویرجین استفاده کنید.

نمک

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود بیشتر حواستان به میزان مصرف نمکتان باشد کاهش میل جنسی است. نمک و غذاهایی که سرشار از این مواد معدنی هستند می توانند منجر به فشار خون بالا بشوند که روی میل جنسی نیز تاثیر دارد.

الکل

مصرف الکل می تواند منجر به کاهش سطح تستوسترون و افزایش سطح استروژن شود. همه اینها در ترکیب با هم می توانند منجر به تاثیر منفی روی میل جنسی شود. الکل از آن مواردی است که بهتر است هرگز استفاده نکنید چون ضررهایش بیش از یکی دو مورد است.

قند

قند می تواند روی میان تنه تاثیر بگذارد و در نهایت باعث شود میل جنسی نیز آسیب ببیند. قندها برای پردازش به انسولین نیاز دارند. این افزایش پایدار میزان انسولین با کاهش سطح تستوسترون در ارتباط است. کربوهیدرات های سنگین مانند پاستا نیز پس از خوردن تبدیل به قند می شوند که می تواند باعث افزایش سطح گلوکز خون شوند و پانکراس را مجبور به تولید مقدار بیشتری انسولین کنند. بنابراین سعی کنید میزان مصرف قند و کربوهیدرات خود را کنترل کنید تا علاوه بر سلامت کلی بدن به میل جنسی ‌تان نیز کمک کرده باشید.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]

7 مورد از رایجترین مشکلات زناشویی بعد از تولد بچه

۱ ) کارهای خانه

یکی از رایجترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه ، کارهای خانه است. قبل از تولد بچه، شما هنوز لباسها، و ظرفها را می‌شستید و خانه را تمیز می‌کردید، غذا می‌پختید و بسیاری دیگر از وظایف سخت و طاقت‌فرسای خانه را انجام می‌دادید. با این وجود، بسیاری از کارها را هم مجبور نبودید با سرعت انجام دهید. اکنون که صاحب فرزند شده‌اید، دیگر نمی‌توانید کارهای خانه را به تعویق بیاندازید. از این گذشته، با داشتن بچه، کارهای خانه دو برابر می‌شوند. شما اکنون، هم کارهای خانه از قبیل پختن غذا، خرید مواد غذایی برای خانواده، تمیز کردن خانه را انجام می‌دهید و در عین حال، مراقبت از کودک و غذا دادن و بازی کردن با او هم به کارهای شما اضافه شده است. در همان حال که شما مجبور هستید کارهای خانه را انجام دهید، شوهرتان هیچ کاری نمی‌کند و تمام وقتش را در خانه صرف تماشای تلویزیون، و بازی و خوردن و نوشیدن می کند، و این حس بسیار ناخوشایندی را به شما منتقل می‌کند. گاهی اوقات، به دلیل این مشکلات، با شوهرتان جر و بحث می‌کنید. بطور کلی، خانمها فکر می‌کنند وقتی کاری باید انجام گیرد، افراد مایل به انجام آن هستند. از طرفی دیگر، آقایان به درخواست های مستقیم بهتر پاسخ می‌دهند. بنابراین، به منظور حل این مشکل، می‌توانید با صحبت‌های مستقیم و یا چسباندن لیستی از کارهای روزانه به در یخچال از همسرتان بخواهید که در انجام کارهای خانه به شما کمک کند و یا حداقل از فرزندتان مراقبت کند. در اینصورت او می‌داند که باید چکار کند.

۲ ) سردی روابط

یکی از جدی‌ترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه که ممکن است با آن مواجه شوید، اینست که احساس می‌کنید رابطه بین شما و همسرتان سرد شده است. گاهی اوقات، کمی از شوهرتان متنفر می‌شوید. شاید «تنفر» یک واژه مناسب نباشد؛ با این وجود، رفتارتان در مقایسه با قبل از تولد بچه، سرد و بی‌روح شده است. علاوه براین، گاهی اوقات ممکن است از نحوه پوشک کردن بچه، شستن ظروف و یا آماده کردن شربت او متنفر شوید. این درحالیست که قبل از تولد بچه شما و همسرتان یک رابطه عاشقانه با هم داشتید. گاهی باهم شام را در یک رستوران رمانتیک و زیر نور شمع صرف می‌کردید. اما، با تولد بچه همه چیز تغییر می‌کند. شما باید تمام کارها از جمله رفتن سر کار، مراقبت از بچه، انجام کارهای خانه و… را انجام دهید. گاهی اوقات، رابطه شما خسته کننده و ملال آور می‌شود. علاوه‌ براین، افکار مختلفی که بین شما و همسرتان رد و بدل می‌شود، باعث می‌شود احساس کنید رابطه شما و همسرتان به سردی گراییده است. بنابراین، به منظور حل این مشکل، باید در افکار، احساسات، و همچنین، کارهای خانه با همسرتان شریک شوید.

۳ ) پول

بعد از اینکه ازدواج کردید، پول یک مشکل جدی خواهد بود که ممکن با آن مواجه شوید. اگرچه با کار کردن پول زیادی بدست آورده اید، اما بعد از تولد بچه، در خانه می مانید. در عین حال، باید مخارج مراقبت از بچه را پرداخت کنید. برای مثال، باید خوراک بچه مانند شیر خشک، پوشک، ویتامین‌، دستمال‌های یکبار مصرف تهیه کنید. از طرفی دیگر، خرجهای ثابت زندگی هم باقی می ماند.

شکی نیست که درآمد رایجترین و بزرگترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه است که ممکن است با آن مواجه شوید. یکی از بهترین راه‌حلها اینست که وقتی شما و همسرتان هر دو کار می‌کنید، زندگی را با حقوق یک نفر ادامه دهید. حسابی جداگانه برای پولی که پس‌انداز می‌کنید، باز کنید. به جای بیرون غذا خوردن، بهتر است غذا را در خانه بپزید. شاید بهتر باشد پول کمتری را صرف رفتن به سینما، خرید لباسهای نو، و رفتن به تعطیلات کنید.

۴ ) سبک های مراقبت از کودک

هنگام صحبت از مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه ، بدون شک پای سبک های مختلف مراقبت از کودک به میان می‌آید. گفته می‌شود که سبکهای مختلف، گاهی یکدیگر را خنثی می‌کنند. در این حالت، بهتر آنست که روشهای تربیتی یکسانی را اتخاذ کنید. با این حال، وقتی نیمه‌های شب با صدای گریه بچه از خواب بیدار می‌شوید، صحبت کردن از انضباط و تربیت، خواب و غذا کمی سخت می‌شود. گاهی اوقات، روشی را که شما برای آموزش الگوی خواب به کودکتان بکار می‌برید، ممکن است از دید همسرتان غیرقابل قبول باشد. در اینجاست که سبکهای مراقبت شما با هم تعارض پیدا می‌کنند. برای مثال، وقتی کودک با قاشق بر روی میز غذایش می‌کوبد، شما ممکن است با آرامش سراغ او بروید و او را از ادامه کار منع کنید در حالیکه همسرتان محکم به او بگوید “نکن”. اگر شما همچنان روی روش های تربیتی خود اصرار بورزید، نظرات متفاوت در مورد مراقبت و آموزش بچه، زندگی مشترک را بر شما سخت خواهد کرد. با هم به گفتگو بنشینید و نظرات خود را ابراز کنید و مناسب‌ترین روش را انتخاب و هر دو آن را دنبال کنید. یادتان باشد بچه همان قدر که متعلق به شماست به همسرتان هم تعلق دارد

۵ ) زمان با هم بودن

قبل از تولد بچه، شما و همسرتان زمان بیشتری را با هم می‌گذراندید. با هم غذا می‌خوردید، به سینما می‌رفتید. گاهی با هم پیاده روی می کردید. اما اکنون، بیشتر وقتتان را باید صرف خانواده کنید. گاهی اوقات، احساس می‌کنید که زمان کافی برای انجام کارهای قبل را ندارید. به ویژه اینکه با تولد بچه، بیرون رفتن و دیدار با دوستان و آشنایان برای شما بسیار سخت می‌شود. تمام زمان شما صرف مراقبت از بچه و انجام کارهای خانه می‌شود. حتی زمانی برای مراقبت از خود ندارید. بعد از تولد بچه، از بین رفتن زمان با هم بودن، یکی از رایجترین مشکلات زناشویی بعد از تولد بچه است.

برای حل این مشکل، با هم به برنامه‌ریزی بپردازید. لازمست یک برنامه کوتاه مدت برای برنامه‌های خود تدوین کنید. برای مثال، شما می‌توانید با بهترین دوستان خود یک جلسه داشته باشید، و سپس، با آنها گپ بزنید و با هم به خرید بروید. و یا، از والدین خود بخواهید که از کودکتان مراقبت کنند و شما برای شام بیرون بروید. از طرف دیگر، زمانی را هم به تنهایی خود اختصاص دهید. علاوه ‌براین، به خاطر داشته باشید که نباید به زمانی که از خانواده دور هستید، بعنوان یک چیز بد نگاه کنید؛ بلکه باید آن را یک هدیه بدانید، چرا که بعد از این زمان، سرحال و خوشحال نزد آنها برخواهید گشت. قانون مهم اینست که در این مواقع، در مورد کودکتان حرف نزنید.

۶ ) پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها

یکی دیگر از مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه که با آن مواجه میشوید، پدر و مادرها، یا بعبارت دیگر، پدربزرگ و مادربزرگ فرزندتان، است. بسیاری مواقع، آنها نظرات متفاوتی در مورد آموزش به بچه و مراقبت از وی دارند. به همین دلیل، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در فهرست یکی از مشکلات زندگی بعد از تولد بچه قرار دارند.

بهترین راه حل، رعایت حدود است. برخی اوقات، لازمست مؤدبانه به بزرگترها “نه” بگویید. اگرچه برای مراقبت از بچه بسیار سخاوتمند هستند. اگر صحبت کردن با آنها بی‌فایده بود، شاید بهتر باشد از همسرتان کمک بگیرید.

۷ ) دیگر مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه

به جز مواردی که در بالا ذکر شد، تولد بچه با مشکلات دیگری نیز همراه است. برای مثال، شما زمان کافی برای خوابیدن ندارید. کودک شما تمام روز می‌خوابد و شب بیدار می‌ماند. به همین دلیل است که شما شب را بیدار می‌مانید و با او بازی می‌کنید. اگر اینکار را نکنید، بچه ش تمام شب را گریه خواهد کرد. وقتی زمان کافی برای خوابیدن ندارید، به آسانی و با هر چیزی از کوره در می‌روید.

علاوه بر این، بعد از تولد بچه، شما خسته و چاق‌ به نظر خواهید آمد و وقت برای رسیدن به خود کم می آورید. اما سعی کنید با کمک گرفتن از اطرافیان زمانی هم برای خود فراهم کنید.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]

رنگ سال 2023 و 1402

رنگ سال 2023

موسسه پنتون به عنوان معتبرترین و شناخته شده ترین موسسه رنگ در دنیا فعالیت می کند و تمام صنایع از جمله صنعت مد و فشن، صنعت چاپ و… اطلاعات رنگی مورد نیاز خود را از این موسسه دریافت می کنند. همان طور که مطلع هستید بیش از دو دهه است که سالانه قبل از شروع سال نوی میلادی موسسه پنتون اقدام به انتخاب و معرفی چند رنگ به عنوان رنگ سال می نماید و کارشناسان این موسسه برای انتخاب رنگ سال به عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… که در سال گذشته در دنیا اتفاق افتاده است توجه می کنند.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:21 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]

نوازندگی بانوان در دوران قاجار

جدا از موسیقی «عملۀ طرب» و نوازندگان مرد، موسیقی دیگری نیز در مجالس بزم شاه توسط زنان نواخته می‌شد. نقش زنان در دربار شاه یکی این بود که مجالس روضه‌خوانی ترتیب دهند و دیگر برگزاری برخی مجالس بزم بود که شاه مسئولیتش را بر عهدۀ آنان گذاشته بود.

بانوان نوازنده

بانوان نوازنده

جدا از موسیقی «عملۀ طرب» و نوازندگان مرد، موسیقی دیگری نیز در مجالس بزم شاه توسط زنان نواخته می‌شد. نقش زنان در دربار شاه یکی این بود که مجالس روضه‌خوانی ترتیب دهند و دیگر برگزاری برخی مجالس بزم بود که شاه مسئولیتش را بر عهدۀ آنان گذاشته بود. برای مثال گلبخت‌خانم ترکمانی و کوچک‌خانم تبریزی که هر دو از زنان حرم حضرت خاقان (فتحعلی شاه) بودند، هر یک مسئولیت دسته‌ای از زنان نوازنده و رامشگر را برعهده داشتند. در تاریخ عضدی از دو دسته زن یاد شده است که «عده هر کدام به پنجاه نفر می‌رسید» و مجهز به «تمام اسباب طرب از تار و سه تار و کمانچه و سنتورزن و چینی‌زن و ضرب‌گیر و خواننده» بودند. هر یک از این دسته‌ها سردسته‌ای داشت که او را «استاد» می‌نامیدند. یکی از آنان استاد مینا بود و دیگری استاد زهره که هر دو به گفتۀ عضدی، «در علم موسیقی بی‌نظیر بودند».
این دو نفر گرچه در حرم زندگی می‌کردند، در زمرۀ زنان شاه نبودند اما شاه «مقرّری و مواجب و همۀ اسباب تجمل به جهت آنان مقرر» کرده بود. دستۀ استاد مینا را به دست گلبخت‌خانم سپرده بودند و دستۀ استاد زهره را به دست کوچک‌خانم. این دو دسته همیشه با هم رقابت می‌کردند و چشم و هم‌چشمی آنان زبانزد درباریان بود؛ چنان که وقتی در دربار میان دو نفر دشمنی برمی‌خاست، می‌گفتند: «مثل دستۀ استاد مینا و استاد زهره منازعه می‌نمایند.» جالب آنکه در نقاشی‌های بازمانده از دوره فتحعلی شاه و محمدشاه، برخی از این زنان را تصویر کرده‌اند.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:15 ] [ گنگِ خواب دیده ]

مهمترین عوامل فروکش کردن میل جنسی

مهمترین عوامل فروکش کردن میل جنسی

استرس می تواند بر فیزیولوژی بدن تاثیر بگذارد. بدین ترتیب که با افزایش کورتیزول (هورمون استرس) سطح تستوسترون و در نتیجه میل جنسی کاهش می یابد.

مهمترین عوامل فروکش کردن میل جنسی

رابطه جنسی بین همسران یکی از پایه اصلی هر زندگی زناشویی است و اگر این رابطه جنسی مختل شود ممکن است در خانواده بین زن و شوهر مشکلات بسیاری به وجود آورد. با خورد این خوراکی ها رابطه جنسی تان مختل می شود.

کاهش میل جنسی

عوامل مختلفی منجر به کاهش میل جنسی در فرد می شود که در زیر ۱۱ عاملی را که ممکن است تا به حال نشنیده باشید، برای شما آورده ایم.

پنیر رابطه جنسی تان را مختل می کند

تستوسترون یکی از مهمترین عوامل برای برقراری رابطه جنسی هم میان مردان و هم میان زنان است اما متاسفانه پنیر می تواند بر آن تاثیر منفی بگذارد. بدین ترتیب که اگر هفته ای بیش از ۵ مرتبه پنیر مصرف کنید سطح تستوسترون شما کاهش می یابد. پنیر شامل آنزیمی است که تستوسترون را به استروژن تبدیل می کند. مراقب این مواد در یخچال تان نیز باشید: ماست، شکلات و الکل.

استرس میل جنسی تان را کم می کند

استرس می تواند بر فیزیولوژی بدن تاثیر بگذارد. بدین ترتیب که با افزایش کورتیزول (هورمون استرس) سطح تستوسترون و در نتیجه میل جنسی کاهش می یابد.

آب و رابطه جنسی

کمبود آب در بدن می تواند بر زندگی جنسی شما تاثیر منفی بگذارد. چرا؟ زیرا موجب سردرد، خستگی، عصبانیت و خشکی واژن می شود. هر چه در طول روز آب بیشتری بنوشید، در شب میل جنسی بیشتری خواهید داشت.

خواب رابطه ای مستقیم بر رابطه جنسی تان دارد

آیا آنقدر خسته هستید که نمی توانید با همسر خود رابطه جنسی برقرار کنید؟ عدم استراحت، میل جنسی شما را کاهش می دهد و منجر به افسردگی و اضافه وزن نیز می شود.

داروها و روابط جنسی بین همسران

آیا می خواهید تمایلات جنسی خود را با مصرف دارو افزایش دهید؟ اشتباه می کنید زیرا مصرف دارو بر تمایلات جنسی شما تاثیر منفی می گذارد. حتی با وجود برقراری روابط جنسی، انزال مردان و ارگاسم زنان را نیز به تاخیر می اندازد.

چاقی و روابط جنسی

تحقیقات نشان داده مردانی که اضافه وزن دارند در روابط جنسی خود دچار مشکل می شوند، از طرف دیگر کاهش وزن می تواند عملکرد جنسی مردان را بهبود بخشد. این اصل برای زنان نیز صادق است. اگر آنها از وزن ایده آل خود بیشتر باشند انرژی و تمایل کمتری برای برقراری رابطه جنسی با همسر خود خواهند داشت.

خوردن دسر تاثیر منفی بر روابط جنسی تان می گذارد

خبری بد برای شیرینی دوست ها. تحقیقات نشان داده که افزایش قند خود سطح تستوسترون را در برخی موارد تا ۲۵ % کاهش می دهد. قند درست مانند کربوهیدرات و لبنیات بر هورمون های جنسی تاثیر منفی می گذارد. از طرف دیگر نیز اگر این ماده را به میزان لازم مصرف نکنید، به دلیل کمبود انرژی هم داخل و هم خارج رختخواب بی حوصله و کسل خواهید بود.

پاپکورن میل جنسی تان را کم می کند

شاید خوردن پاپکورن به همراه فیلم خیلی برایتان، به خصوص برای مردان، جذاب باشد اما این ماده شامل مواد شیمیایی مانند پرفلوئورواکتانوئیک اسید است که سطح تستوسترون را کاهش می دهد و حتی می تواند در طولانی مدت منجر به مشکلات پروستات شود. تحقیقات نشان داده که این ماده غذایی بر باروری زنان نیز تاثیرگذار است.

پیشگیری از بارداری

قرص های پیشگیری از بارداری تمایلات جنسی را کاهش می دهد. این موضوع برای دیگر روش های پیشگیری مانند دستگاههای داخل رحمی، حلقه های ضد بارداری و… نیز صداق است. این روش ها همچنین عوارضی مانند اضافه وزن، سردرد و غیره برای فرد دارند.

سیگار و رابطه جنسی

سیگار کشیدن آترواسکلروز یا تصلب شریان را افزایش و جریان خون و به همان نسبت میل جنسی را کاهش می دهد.

در موقع اختلالات جنسی ملاقات با پزشک را فراموش نکنید

اگر هنگام مقاربت درد یا در به ارگاسم رسیدن مشکل دارید یا حتی تمایلات جنسی تان کاهش یافته است، بهتر است خجالت را کنار بگذارید و با پزشک خود مشورت کنید. بسیاری از زنان فکر می کنند که به اندازه کافی جذاب نیستند بنابراین از هر تلاشی برای لذت بردن در رابطه جنسی خودداری می کنند. اگر شما هم اینگونه اید، هر چه سریعتر با پزشک خود قرار ملاقاتی بگذارید.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]

مهمترین عوامل فروکش کردن میل جنسی

مهمترین عوامل فروکش کردن میل جنسی

استرس می تواند بر فیزیولوژی بدن تاثیر بگذارد. بدین ترتیب که با افزایش کورتیزول (هورمون استرس) سطح تستوسترون و در نتیجه میل جنسی کاهش می یابد.

مهمترین عوامل فروکش کردن میل جنسی

رابطه جنسی بین همسران یکی از پایه اصلی هر زندگی زناشویی است و اگر این رابطه جنسی مختل شود ممکن است در خانواده بین زن و شوهر مشکلات بسیاری به وجود آورد. با خورد این خوراکی ها رابطه جنسی تان مختل می شود.

کاهش میل جنسی

عوامل مختلفی منجر به کاهش میل جنسی در فرد می شود که در زیر ۱۱ عاملی را که ممکن است تا به حال نشنیده باشید، برای شما آورده ایم.

پنیر رابطه جنسی تان را مختل می کند

تستوسترون یکی از مهمترین عوامل برای برقراری رابطه جنسی هم میان مردان و هم میان زنان است اما متاسفانه پنیر می تواند بر آن تاثیر منفی بگذارد. بدین ترتیب که اگر هفته ای بیش از ۵ مرتبه پنیر مصرف کنید سطح تستوسترون شما کاهش می یابد. پنیر شامل آنزیمی است که تستوسترون را به استروژن تبدیل می کند. مراقب این مواد در یخچال تان نیز باشید: ماست، شکلات و الکل.

استرس میل جنسی تان را کم می کند

استرس می تواند بر فیزیولوژی بدن تاثیر بگذارد. بدین ترتیب که با افزایش کورتیزول (هورمون استرس) سطح تستوسترون و در نتیجه میل جنسی کاهش می یابد.

آب و رابطه جنسی

کمبود آب در بدن می تواند بر زندگی جنسی شما تاثیر منفی بگذارد. چرا؟ زیرا موجب سردرد، خستگی، عصبانیت و خشکی واژن می شود. هر چه در طول روز آب بیشتری بنوشید، در شب میل جنسی بیشتری خواهید داشت.

خواب رابطه ای مستقیم بر رابطه جنسی تان دارد

آیا آنقدر خسته هستید که نمی توانید با همسر خود رابطه جنسی برقرار کنید؟ عدم استراحت، میل جنسی شما را کاهش می دهد و منجر به افسردگی و اضافه وزن نیز می شود.

داروها و روابط جنسی بین همسران

آیا می خواهید تمایلات جنسی خود را با مصرف دارو افزایش دهید؟ اشتباه می کنید زیرا مصرف دارو بر تمایلات جنسی شما تاثیر منفی می گذارد. حتی با وجود برقراری روابط جنسی، انزال مردان و ارگاسم زنان را نیز به تاخیر می اندازد.

چاقی و روابط جنسی

تحقیقات نشان داده مردانی که اضافه وزن دارند در روابط جنسی خود دچار مشکل می شوند، از طرف دیگر کاهش وزن می تواند عملکرد جنسی مردان را بهبود بخشد. این اصل برای زنان نیز صادق است. اگر آنها از وزن ایده آل خود بیشتر باشند انرژی و تمایل کمتری برای برقراری رابطه جنسی با همسر خود خواهند داشت.

خوردن دسر تاثیر منفی بر روابط جنسی تان می گذارد

خبری بد برای شیرینی دوست ها. تحقیقات نشان داده که افزایش قند خود سطح تستوسترون را در برخی موارد تا ۲۵ % کاهش می دهد. قند درست مانند کربوهیدرات و لبنیات بر هورمون های جنسی تاثیر منفی می گذارد. از طرف دیگر نیز اگر این ماده را به میزان لازم مصرف نکنید، به دلیل کمبود انرژی هم داخل و هم خارج رختخواب بی حوصله و کسل خواهید بود.

پاپکورن میل جنسی تان را کم می کند

شاید خوردن پاپکورن به همراه فیلم خیلی برایتان، به خصوص برای مردان، جذاب باشد اما این ماده شامل مواد شیمیایی مانند پرفلوئورواکتانوئیک اسید است که سطح تستوسترون را کاهش می دهد و حتی می تواند در طولانی مدت منجر به مشکلات پروستات شود. تحقیقات نشان داده که این ماده غذایی بر باروری زنان نیز تاثیرگذار است.

پیشگیری از بارداری

قرص های پیشگیری از بارداری تمایلات جنسی را کاهش می دهد. این موضوع برای دیگر روش های پیشگیری مانند دستگاههای داخل رحمی، حلقه های ضد بارداری و… نیز صداق است. این روش ها همچنین عوارضی مانند اضافه وزن، سردرد و غیره برای فرد دارند.

سیگار و رابطه جنسی

سیگار کشیدن آترواسکلروز یا تصلب شریان را افزایش و جریان خون و به همان نسبت میل جنسی را کاهش می دهد.

در موقع اختلالات جنسی ملاقات با پزشک را فراموش نکنید

اگر هنگام مقاربت درد یا در به ارگاسم رسیدن مشکل دارید یا حتی تمایلات جنسی تان کاهش یافته است، بهتر است خجالت را کنار بگذارید و با پزشک خود مشورت کنید. بسیاری از زنان فکر می کنند که به اندازه کافی جذاب نیستند بنابراین از هر تلاشی برای لذت بردن در رابطه جنسی خودداری می کنند. اگر شما هم اینگونه اید، هر چه سریعتر با پزشک خود قرار ملاقاتی بگذارید.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:13 ] [ گنگِ خواب دیده ]

رابطه جنسی موفق؛ راز جوانی!

یکی از متخصصان بریتانیایی با انتشار مقاله‌ای در کنفرانس سالانه انجمن روان‌شناسی بریتانیا اعلام کرد که راز جوان ماندن، چیز پیچیده‌ای نیست، بلکه رابطه جنسی موفق باعث جوان ماندن انسان‌ها می‌شود!

او در این کنفرانس گفت:‌ «کلید اصلی برای حفظ جوانی،‌ این است که رابطه جنسی فعالی داشته باشید و در نهایت زندگی جنسی موفقی را تجربه کنید. ضمن این‌که رابطه جنسی می‌تواند شادی و سلامتی افراد را تقویت کند، و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و افسردگی را کاهش دهد».

او تنها متخصصی نیست که این نظر را درباره رابطه جنسی موفق ابراز می‌کند. محققان دانشگاه ویلکس پنسیلوانیا نیز به این نتیجه رسیده‌اند که ۲ بار رابطه جنسی در هفته باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شود، و حتی یکی از گزارشات بین‌المللی British Journal of Urology نشان می‌دهد که اگر مردان ۵ بار در هفته انزال داشته باشند، خطر ابتلا به سرطان پروستات را تا ۳ برابر کاهش می‌دهند.

به نظر متخصصان، باید تصورات غلط درباره کاهش و از بین رفتن میل جنسی با افزایش سن را کنار گذاشت، و به‌جای آن، با افزیش سن برخورد درستی داشت. افزایش سن می‌تواند با افزایش میل جنسی همراه باشد، و نگرانی‌های مربوط به بارداری دیگر تقریبا از بین می‌روند.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]

۲۵ چیزی که زنها آرزو دارند مردها میدانستند

مردها ادعا دارند که زن‌ها بسیار پیچیده‌تر از آنها هستند اما دیگر نوبت ما زن‌هاست. خوشحال کردن یک زن کار بسیار ساده‌ای است، البته به شرط اینکه آقایون حواسشان به نشانه‌ها باشد! در زیر ۲۵ چیزی را عنوان می‌کنیم که خانم‌ها آرزو دارند که کاش مردها می‌دانستند.

، مردها می‌توانند شوهر، نامزد یا دوستان خیلی خوبی باشند اما تصور ما این است که آنها می‌توانند خیلی بهتر از این باشند.

عبارات آشنایی به ذهنتان می‌آید؛ «اون هیچوقت به اندازه کافی تلاش نمیکنه»، «همیشه با دوستاشه»، هیچوقت منو نمیبینه» و … ولی همانطور که خودشان می‌گویند، مردها همیشه همین هستند. به همین دلیل تصمیم گرفته‌ایم از موضع متفاوتی وارد شده و به آقایان کمک کنیم آرزوها و توقعات خانم‌ها را بهتر درک کنند.

بااینکه این نمی‌تواند درس کاملی برای روش برخورد با خانم‌ها باشد اما لیستی از توقعات و انتظارات خانم‌ها را به شما معرفی می‌کند. از‌ آنها هوشمندانه استفاده کنید.

۱. چیزهای کوچک مهم‌اند.

بعضی مردها فکر می‌کنند اگر یکبار همسرشان را سورپرایز کنند، دیگر برای باقی عمرشان بس است. اما چرا نباید در راه برگشت به خانه شیرینی موردعلاقه‌مان را برایمان بخرید یا کتاب جدیدی که درموردش صحبت می‌کردیم را برایمان بگیرید؟ مطمئن باشید که از شما قدردانی خواهیم کرد.

۲. زحمت بکشید.

تلاش همیشه رمز کار است. زنگ بزنید تا ببینید روزمان را چطور می‌گذرانیم، یا یک کار واقعاً خاص برای سالگردمان انجام دهید. مطمئن باشید که ارزش وقت‌گذاشتنتان را داریم.

۳. اعتمادبه‌نفس جذاب است اما غرور نه.

هر دختری از مردی که اعتمادبه‌نفس دارد خوشش می‌آید. این باعث می‌شود احساس امنیت و آسودگی کنیم و هیچ‌چیز جذاب‌تر از این نیست. اما غرور؟ به هیچ عنوان برایمان قابل تحمل نیست.

۴. مردانگی نمرده است.

هرازگاهی مثل مردهای قدیم رفتار کنید. در را برایمان نگه دارید، میز شام را حساب کنید، و بگذارید جلوتر از شما وارد شویم.

۵. بچه نباشید.

درست است، ما پرستارهای خوبی هستیم. زن‌ها عاشق مراقبت کردن از مردهایشان هستند اما به محض اینکه به حالت مادر بودن برویم می‌خواهیم از آن رابطه بیرون بیاییم. بیشتر مردها قلباً مثل بچه‌ها هستند اما اگر قرار باشد کمی بیشتر از بغل کردنتان انجام دهیم (غذایتان را هم برایتان تکه‌تکه کنیم تا بخورید) مطمئناً مشکل بزرگی خواهد بود.

۶. گوش کنید و علاقه نشان دهید.

بعد از یک روز پرمشغله تنها چیزی که می‌خواهیم این است که مردمان به حرف‌هایمان گوش کند. زن‌ها عاشق حرف زدن‌اند و احساساتشان را بیرون می‌ریزند. ما به شما تکیه می‌کنیم چون اعتماد داریم که می‌توانید حالمان را بهتر کنید. پس خواهش می‌کنیم که صدای تلویزیون را قطع کنید، لیوانتان را بگذارید زمین و به ما گوش کنید.

۷. صادق باشید.

کاملاً درست است که می‌گویند صداقت بهترین سیاست است. گفتن یک دروغ کوچک شاید الان کارتان را راه بیندازد اما مطمئن شوید که زن‌ها می‌فهمند و آنوقت دیگر پشیمانی سودی ندارد. از اینها مهمتر، خیانت نکنید و درموردش دروغ نگویید. این بزدلی است.

۸. به ما اولویت دهید.

مردها لازم دارند که زمانی را با دوستانشان بگذارانند اما اینکه در اولویت سوم یک مرد قرار بگیری اصلاً برای ما جالب نیست. اگر طرفتان احساس نکند که اولویت اول زندگی شماست، مطمئن باشید که اتفاق‌های جالبی نخواهد افتاد.

۹. به مسائل جزئی توجه کنید.

همه دوست دارند مورد توجه طرف‌مقابلشان باشند. مدل موی جدید؟ لباس نو؟ چیزی بگویید تا نشانمان دهید که متوجه تغییر شده‌اید.

۱۰. کم‌کم پیش روید (در تختخواب).

هیچ‌چیز بدتر از مردی نیست که قبل از ارضا شدن همسرش، کار خود را تمام کند. ارگاسم خانم‌ها زمان بیشتری می‌برد و عشق‌بازی قبل از رابطه‌جنسی رمز کار شماست. وقت بگذارید و عجله نکنید. متشکریم.

۱۱. بی‌میلی به رابطه‌جنسی دلیل وجود مشکل نیست.

خیلی وقت‌ها بی میلی ما به داشتن رابطه‌جنسی بخاطر شما نیست. همه ما گاهی اوقات خسته‌ایم، استرس داریم یا نگرانیم. اتفاق می‌افتد دیگر، نگران نباشید و به خودتان نگیرید.

۱۲. کمکمان کنید.

هیچ‌چیز آزاردهنده‌تر از یک مرد تنبل نیست. کمی در کارهای خانه، کارهای دانشگاه و کارهای روزمره کمکمان کنید. این کارها همانقدر که وظیفه ماست، وظیفه شما هم هست!

۱۳. گاهی‌اوقات دوست داریم تنها باشیم.

بیشتر وقت‌ها شاید نتوانید جلو حرف زدنمان را بگیرید اما بعضی وقت‌ها هم دوست داریم تنها باشیم. اگر همسرتان به نظر آرام می‌آید و چیزی نمی‌گوید، مشکلی نیست، فقط دوست دارد کمی در خودش باشد.

۱۴. عذرخواهی کردن را یاد بگیرید.

اینقدر خودخواه و خودرای نباشید. اگر تقصیر از شماست باید عذرخواهی کنید. مطمئن باشید این کارتان رابطه را تا حد زیادی جلوتر خواهد برد.

۱۵. بعضی وقت‌ها واقعاً حس و حال بدی داریم.

مردها فکر می‌کنند زن‌ها همیشه به دنبال جلب توجه هستند اما گاهی واقعاً حس و حال خوبی نداریم. خواهش می‌کنیم، علائم قبل از عادت‌ماهیانه را فراموش نکنید. کنار آمدن با عادت ماهیانه کار چندان آسانی نیست.

۱۶. به تعادل شوخ‌طبعی کنید.

بااینکه شوخ بودن بعضی وقت‌ها خیلی خوب و مفرح است اما بعضی وقت‌ها اصلاً علاقه‌ای به بذله‌گویی‌هایتان نداریم.

۱۷. مراقب بهداشتتان باشید.

دندان‌هایتان را مسواک کرده‌اید؟ به خودتان عطر زده‌اید؟ اگر نکرده‌اید همین الان این کارها را انجام دهید.

۱۸. خودتان را بشناسید.

اگر مردی بداند که چه می‌خواهد و از خودش مطمئن باشد، کمتر در کارهای بی‌ارزشی مثل هوس‌بازی کردن وقت می‌گذارد.

۱۹. سالگرد یا روز تولدمان را فراموش نکنید.

سال ۳۶۵ روز دارد و فقط باید دو روز آن را به خاطر نگه دارید. حداقل روی گوشی همراهتان یادآور بگذارید یا در تقویمتان یادداشت کنید یا حتی اگر لازم شد از مادرتان بخواهید که به شما یادآوری کند. هر کاری که می‌کنید، این دو روز را به هیچ عنوان فراموش نکنید.

۲۰. به ما احترام بگذارید.

بعضی مردها آنقدرها که باید به طرف مقابلشان ارزش نمی‌گذارند. طوری باید او را دوست داشته باشید که انگار آخرین روزی است که او را می‌بینید، برای آنچه که هست تحسینش کنید و برای هر کاری که می‌کند از او قدردانی کنید. کمی به آن فکر کنید.

۲۱. عشقتان را ابراز کنید

انتظار نداشته باشید که ما علم غیب داشته باشیم و از احساسات شما باخبر شویم. اگر واقعا ما را دوست دارید لطفا به زبان بیاورید و آنرا در عمل نشان دهید.

۲۲. ما تشنه عشق و عاشقی هستیم.

هیچوقت از دختری سوال نکنید که گل می‌خواهد یا نه. مطمئناً جواب او مثبت است. معلوم است که ما گل دوست داریم، مخصوصاً اگر رز باشد به همراه شمع و شام و نوشیدنی.

۲۳. برایمان شام درست کنید.

هیچ‌چیز جذاب‌تر از مردی نیست که بلد باشد در آشپزخانه چه بکند.

۲۴. چیزی که از قلبتان بیرون می‌آید برایمان مهم است.

اگر تابحال به درست کردن یک هدیه جالب مثل یک کارت دست‌ساز، یک CD از منتخب آهنگ‌هایی که دوست دارید و امثال این فکر کرده‌اید ولی تصور کرده‌اید که ممکن است کار مسخره‌ای باشد، اشتباه می‌کنید! این کارها بهترین راه برای بیان احساسات قلبی‌تان است مخصوصاً اینکه مردها معمولاً مهارت چندانی برای ابراز آن ندارند. مطمئن باشید که ما عاشقش می‌شویم.

۲۵. شما نمی‌توانید بدون ما زندگی کنید.

خیلی وقت‌ها مردها زن‌ها را نادیده می‌گیرند اما در واقعیت شما بدون ما هیچ‌چیز نیستید. چه کسی مراقبتان خواهد بود؟ چه کسی باعث می‌شود که مرد بهتری باشید؟ لطفاً بپذیرید!

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]

زندگی زناشویی شاد برای مادران شاغل امکان پذیر است ؟

بعد از یک روز کاری خسته کننده، آشپزی و تهیه غذا برای خانواده، تمیز کردن آشپزخانه و خواباندن کودکان، آخرین چیزی که ممکن است به ذهن تان خطور کند این است که برای زندگی زناشویی تان چه باید بکنید اما زندگی زناشویی شاد زیربنا و شالوده ای برای سعادت و بهروزی خانوده تان است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مجله دنیای زنان ؛ آن ارزش توجه و زمان شما را دارد. اگر هر روز چند دقیقه ای را صرف تمرکز بر شاد نگه داشتن زندگی تان کنید هر یک از اعضای خانواده حتی خود شما اوقات بهتری خواهید داشت.

پیشنهادهایی برای کنار هم بودن

نیازی نیست که حتما پرستار بچه داشته باشید اما باید زمانی را به طور منظم به همسرتان اختصاتص دهید. کار تربیت و بزرگ کردن فرزندان و حمایت از خانواده به اندازه کافی وقت گیر و پردردسر است. زمانی که وقت منظمی به همسرتان و رابطه تان اختصاص داده اید، خودتان را ملزم می کنید که آن رابطه و ارتباط را دوباره بسازید.

اگر نگران هزینه های مراقبت و نگهداری از فرزندان هستید، کمی خلاق باشید. می توانید از همسایه ای که به او اطمینان دارید بخواهید که زمانی که فرزندتان خوابیده بیاید و کنار او باشد تا شما هم بتوانیدبا همسرتان بیرون بروید و کمی با هم بگردید و راه بروید. از هر فرصتی برای با هم بودن استفاده کنید.

یا می توانید قرارتان را برای صبح بگذارید و بعد از رفتن بچه ها به مدرسه با هم صبحانه بخورید. شما می توانید با رئیس یا همکارتان صحبت کنید تا یک ساعت دیرتر به سر کار بروید، در اقبال این پاداش، شما در محل کار و خانه سرحال تر و هوشیارتر خواهید بود. کمترین و کوچکترین زمان و فرصت برای با هم بودنتان می تواند یک فرصت طلایی باشد پس از آن نهایت بهره را ببرید.

اول به همسرتان فکر کنید

تصور کنید اگر هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید از خودتان بپرسید، «چطور می توانم روز همسرم را تبدیل به یک روز خاص و به یادماندنی کنم؟» و اگر همسرتان هم بعد از بیدار شدن همین سوال را از خودش بپرسد. شما قطعا زندگی خوب و سرشار از شادی خواهید داشت.

اکنون می دانم که در زندگی واقعی و با این همه مشغله ممکن نیست که روزانه بتوان چنین کاری کرد اما خیلی از ما زمانی که از خواب بیدار می شویم می گوییم، «امروز نوبت منه که ناهار یا صبحانه ببرم سر کار». اما اگر دست کم تلاش کنید که اولویت را به همسرتان بدهید، و او هم همین کار را در حق شما انجام دهد، مطمئنا پیشرفت زیادی خواهید داشت. آن زمان هایی که اول به همسر و شریکمان فکر کردیم، لحظات زیبا و خاصی را تجربه نموده ایم.

با هم صحبت کنید

داشتن یک زندگی سعادتمند و شاد خیلی ساده می شد اگر می توانستیم ذهن همدیگر را بخوانیم. متاسفانه، همسر من صرفا شنونده خوبی است. شرط می بندمهمسر شما هم اینگونه است. انتظار نداشته باشیدکه همسرتان بتواند حدس بزند چرا غمگین و ناراحتید یا بداند چه می تواند در این لحظه به شما کمک کند. شما باید آنچه می خواهید از او درخواست کنید، حتی اگر بخواهید جوراب های خود را از روی زمین بردارد.

به من اعتماد کنید، او بابت تشریح و توضیح راه حلی برای ناراحتی از شما ممنون خواهد شد. همسرتان شما را بیش از هر کس دیگری در این دنیا دوست دارد او هم می خواهد که مشکلات را حل و فصل کند. فقط مشکل اینجاست که راهش را نمی داند.

زمانی که آنچه می خواهید را به او می گویید، خواه حمایت احساسی باشد یا کمک در کارهای خانه، این کمک می کند تا از رفتارهایی که مادرتان به شما آموخته استفاده کنید. تقاضای مشابه می تواند به صورت خیلی متفاوتی صورت بگیرد اگر با لبخند باشد تا اینکه با صورت عصبانی و لحن تند و صدای بلند، قطعا واکنش به لحن و چهره شما متفاوت خواهد بود.

تشکر و معذرت خواهی کنید

من ازدواج های بسیاری را دیده ام که با یک معذرتخواهی به جا و به موقع نجات پیدا کرده اند. حتی اگر فکر نمی کنید که کار اشتباهی مرتکب شده اید، آیا نمی توانیدصادقانه معذرتخواهی کنید زمانی که همسرتان را غمگین و ناراحت می بینید؟

زمانی که همسر و شریکتان صدمه دیده یا خشمگین است، مهمترین چیز آن است که عصبانیتش را بشنوید و درک کنید. حالت تدافعی به خودتان نگیرید و فلسفه بافی و توجیه راه نیندازید. بگذارید بداند که شما به او گوش و توجه می کنید آن هم فقط با همدلی. چه اشکالی دارد اگر بگویید «معذرت می خواهم» یا «متاسفم» و این جمله ممکن است او را قدری آرام تر کند. قطعا، ممکن است بپذیرد که او هم اشتباه کرده است.

با لجبازی و ایجاد تنش زیادی زندگی و رابطه تان را در معرض خطر نیندازید. کمی صبر، شکیبایی، سیاست های زنانه و مهربانی می تواند اوقات بهتری را برایتان به ارمغان بیاورد. عمیق ببینید و فکر کنید، کمی فراتر و دورتر را ببینید. دوراندیش باشید. و زمانی که همسرتان کار خاص و ویژه ای را برایتان انجام می دهد، حتی اگر خودتان از او خواسته اید که آن کار را انجام دهد، یا حتی اگر کاملا آنچه می خواستید نبوده، او همه تلاشش را کرده پس فراموش نکنید حتما از او تشکر کنید. راه های بسیاری برای ابراز تشکر و قدردانی از یک مرد وجوددارد، خودتان یکی را انتخاب کنید.

به هم نزدیکتر شوید

برای حفظ زندگی تان قبل از اینکه بچه دار شوید، قبل از وام و صورت حساب ها، کمی به گذشته برگردید. زمانی که سرگرم بزرگ کردن بچه های کوچک و نوزادان هستید، تقاضاها و خواسته های آنها خصوصا مادران را خسته و کلافه می کند. با این وجود باید آگاهانه تصمیم بگیرید و کمی از انرژی تان را برای همسرتان کنار بگذارید؛ حتی اگر مجبور شویدکارهایی مانند اطو و شستن لباس ها یا ایمیل و ... را به وقت دیگری موکول کنید.

قصد و نیت را خوب تعبیر کنید

جامعه ما مملو از مصیبت و شکایت است. خیلی راحت است که اشتباهات همسرتان را به هزار و یک شکل تعبیر و تفسیر کنید و همه اینها به شما بستگی دارد. نگه داشتن لیستی ذهنی از اشتباهات قطعا دستورالعملی برای ناآرامی، تشویش و آشفتگی در خانه تان است. در عوض، سعی کنید بهدلایل مثبتی بیندیشید که او ممکن است برای انجام این کار داشته است.

ممکن است او فراموش کرده باشد که بچه ها را از مهد بیاورد چون برای حمایت از خانواده تان سخت مشغول کار و فعالیت بوده. شاید حرف و کنایه مادرشوهرتان را در مورد مادرانی که کار می کنند نادیده گرفته چون اصلا آن را نشنیده است. شاید او بعد از خوابیدن بچه ها ظرف ها را نشسته در سینک ظرفشویی رها کرده، چون صورتحساب ها ذهن او را مشغول کرده اند.

توضیحات آماده و از پیش ساخته شده شما ممکن است درست از آب درنیاید اما این افکار جانشین می تواند به شما آن فضا را بدهد تا تصور کنید که دلایل محکم و منطقی برای این عملش وجود دارد. گام بعدی این است که از خودش دلیل کارش را بپرسید.

در هر صورت شما هم یک سمت این رابطه هستید و نقش پررنگ و مهمی در حفظ و بقای این رابطه دارید، بنابراین تمام همت و تلاش خود را به کار بگیرید تا زندگی زناشویی و خانوادگی تان را حفظ کنید. فقط با کمی تدبیر، مثبت اندیشی و بخشش قطعا زندگی خوبی خواهید داشت.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:1 ] [ گنگِ خواب دیده ]

این 10 توانایی شیوه زندگی را دگرگون میکند

توانایی های زندگی توانایی هایی هستند که مهارتهای اجتماعی و روانی شخص را زیاد میکنند و سبب می‌شوند تا او بتواند به شیوه بهتر وتاثیرگذارتر با مسائل و سختی های زندگی روبه رو شود. هراندازه توانایی های زندگی فردی بیشتر باشد، او بهتر می‌تواند سلامت روحی و رفتار خود را حفظ کند و به روش منطقی و تاثیرگذار سختی های پیش آمده را برطرف کند.

مهارت‌های زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می‌برد، شخص می تواند مسئولیت‌های اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندی‌هایش را بروز دهد و از آسیب‌های ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند.

سازمان بهداشت جهانی مهارت‌های دهگانه‌ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی‌ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند.

1. مهارت خودآگاهی

توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت هر فرد است. اگر هر فرد بتواند تصویری واقع بینانه از خود کسب کند و نیاز‌ها و تمایلاتش را به خوبی بشناسد، می‌تواند با حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی‌اش آشنا شود.

2. مهارت همدلی

همدلی به این معنی است که فرد در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، بتواند دیگران و مشکلاتشان را درک کند. به این ترتیب، دیگران را دوست دارد و دیگران نیز او را دوست دارند و به هم توجه می‌کنند که در نتیجه، روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهتر می‌شود.

3. مهارت روابط بین فردی

این مهارت، مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران را مشخص می‌کند و موجب می‌شود تا روابط دوستانه‌ای را با دیگران ایجاد کند و دوستی‌های ناسالم را خاتمه دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

4. مهارت ارتباط موثر

با کسب این مهارت، افراد می‌آموزند برای درک بهتر دیگران، به شیوه‌ای درست، به صحبت‌های آن‌ها گوش دهند. همچنین فرد بتواند نیاز‌ها و احساسات خودش را با دیگران در میان بگذارد تا هم نیازهای دیگران و هم نیازهای خودش برآورده شود و در نتیجه ارتباطی رضایتبخش شکل گیرد.

5. مهارت مقابله با فشار عصبی

زندگی در دنیای مدرن با فشارهای روحی و روانی بسیاری همراه است. اگر این فشار‌ها بیش از حد به طول بینجامد بر زندگی افراد تاثیر منفی می‌گذارد و زمینه ساز بروز مشکلات جدی می‌شود. با آموختن این مهارت افراد هیجان‌های مثبت و منفی را در خود و دیگران می‌شناسند و سعی می‌کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آن‌ها ایجاد نکنند.

6. مهارت مدیریت هیجان

هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می‌گذارد. شناخت و مهار این هیجانات،‌‌ همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

7. مهارت حل مسئله

زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می‌توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می‌دهند، از سر راه زندگیمان برداریم.

8. مهارت تصمیم گیری

برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری‌های او مشخص می‌کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل‌های موجود بهترین را انتخاب می‌کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می‌گیریم.

9. مهارت تفکر خلاق

تفکر یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است. مهارت تفکر خلاق،‌‌ همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده‌ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری‌ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می‌کنیم.

هنگامی که تفکر خلاق را می‌آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل‌های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه‌ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

10. مهارت تفکر نقادانه

مهارت تفکر نقادانه موجب می‌شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی‌خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می‌کنیم و دقیق و درست تصمیم می‌گیریم و ارتباطات درستی برقرار می‌کنیم.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:0 ] [ گنگِ خواب دیده ]

اگر این نشانه ها را دارید، دیر ازدواج می کنید

اگر این نشانه ها را دارید، دیر ازدواج می کنید

هیچ کس نیست که ازدواج را دوست نداشته باشد. بعضی ها در دهه بیست زندگی شان ازدواج می کنند در حالی که بعضی دیگر دهه سی را ترجیح می دهند. اما در نهایت این بستگی به خود شما و احساس تان دارد.

هنوز خودتان را کاملا نمی شناسید

این که با گذشت زمان شما تغییر می کنید یا خیر، هیچ قطعیتی وجود ندارد اما ثابت شده افراد در سن 20 سالگی هنوز به قدر کافی خودشان را نشناخته اند تا بتوانند برای زندگی آینده خود به درستی تصمیم بگیرند. پس اگر دیگران به شما می گویند که هنوز برای ازدواج بچه هستید، نگران نشوید. در واقع آن ها به شما توصیه می کنند که برای شناخت بیشتر خود، وقت بگذارید و زمانی که واقعا خودتان و اهداف زندگی تان را شناختید، برای ازدواج اقدام کنید.

از نظر مالی تامین نیستید

مهم نیست چقدر شریک زندگی تان را دوست دارید، عشق شما هر چقدر هم که باشد، چیزی که در انتها اهمیت می یابد، پول است. درست است که شما شادی همسرتان را می خواهید اما مشکلات مالی می تواند سدی بین رابطهتان ایجاد کند. شما بدون توانایی مالی قادر به حمایت از یک خانواده نخواهید بود. پس مجبورید تا آن زمان منتظر بمانید.

احساس می کنید چیزهایی زیادی برای کشف کردن در جهان وجود دارد

دهه بیست زندگی اوج ماجراجویی است. احتمالا شما دوست دارید تا جایی که می توانید کل جهان را کشف و تجربه کنید، بنابراین وقت کافی برای یک رابطه دائمی نخواهید داشت و حتی دوست ندارید در یک مکان ثابت مستقر شوید. اگر از نظر شما هیچ احساسی مهم تر از آزادی نیست، احتمال این که زود ازدواج کنید، صفر است.

زیاد به ازدواج فکر نمی کنید

اگر در مورد ازدواج تردید دارید و هیچ نکته مثبتی در آن نمی بینید یا فکر می کنید که تنها بودن بسیار جذاب تر است، احتمال این که دیر ازدواج کنید زیاد است. فکر این که باید باقی عمر خود را با یک نفر دیگر بگذرانید برایتان ترسناک است؟ هنوز چیزهای زیادی برای فکر کردن به آنها قبل از ازدواج وجود دارد. بهتر است گاهی خودتان را در موقعیت های مختلف قرار دهید و به این بیاندیشید که زندگی در تنهای برای شما بهتر است یا در کنار فردی دیگر.

نمی توانید به کسی اعتماد کنید

حتما برای شما هم پیش آمده که پس از یک تجربه تلخ، به سختی می توانید به دیگران اعتماد کنید. اگر در برقراری رابطه با اطرافیانتان همیشه محتاط عمل می کنید یا به سختی می توانید درباره خودتان با آنها صحبت کنید، یعنی هنوز آمادگی ازدواج را ندارید.

به خلوت و تنهایی احتیاج دارید

همه ما گاهی به تنهایی احتیاج داریم اما اگر شما همیشه تنهایی را به بودن در کنار دیگری ترجیح می دهید، برایتان سخت خواهد بود که وارد یک رابطه جدی مانند ازدواج شوید. اگر دوست ندارید هنگام کار در منزل یا زمانی که با خود خلوت کرده اید کسی مزاحم شما شود، نشانه این است که هنوز برای داشتن یک رابطه شاد و موفق آماده نیستید.

آمادگی قرار ملاقات ندارید

قرار ملاقات احتیاج به آمادگی دارد. شما باید آنقدر احساس خوب و مثبتی نسبت به خود و رابطه با دیگری داشته باشید تا بتوانید طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهید. این کار از عهده هر کسی بر نمی آید. خجالتی بودن کاری از پیش نمی برد، برای این کار اعتماد به نفس و عزت نفس لازم است. تنها در این صورت است که می توانید از رابطه ای سالم لذت ببرید.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:56 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چطور از وابستگی عاطفی رها شویم؟

چطور از وابستگی عاطفی رها شویم؟

هنگامی که شما با اتکاء به یک شخص، یک موفقیت یا یک عملکرد خوب، یا ترکیبات شکننده ای از این ها، شاد می شوید متوجه باشد که احتمالاً وابستگی عاطفی دارید. مقابله با این موضوع، ساده نیست و شما هم مقصر نیستید ولی یک چالش حیاتی برای روبرو شدن در زندگی است.

یادگیری چیرگی برای مقابله با وابستگی عاطفی به جسارت زیادی نیاز دارد ولی ارزش این را نیز دارد که بتوانید زندگی خود را بیشتر و بهتر کنترل کنید. عدم وابستگی و دلبستگی های کمتر، به زمان و تمریناتی نیاز دارد که شما را به تدریج به فردی مستقل تر تبدیل خواهد کرد.

یک- مشاهده استقلال به عنوان یک پاسخ به مشکلات زندگی

هنگامی که شما در تلاش بیش از حد بسر می برید، به پاسخ های اشتباه در برابر مشکلات زندگی نیز برخورد خواهید کرد. این موضوع شامل تکیه داشتن بیش از حد به مردم و یا تلاش بیش از حد برای فرار از عادات مخرب نیز محسوب می شود. خوب است که خود را در هنگام وابستگی عاطفی و عوامل آن مشاهده کنید و بشناسید.

راز خوشبختی، آزادی است.

دو- اهمیت نیازهای خود را بشناسید

نکته پر اهمیت در مورد تمایل کمتر به "نیازمندی" این است که نیازهای خود را بسیار مهم و غیرقابل اجتناب بدانید. وابستگی در بیشتر مواقع در نتیجه نادیده انگاشتن و اجتناب از خود در مورد نیازهای مهم عاطفی بوجود می آید.

از حالا به بعد، خوشبختی ام بالاترین اولویت را دارد.

سه- شما مسئول شادی خود هستید

کسانی که نمی دانند از خود چگونه مراقبت عاطفی کنند، به احتمال زیاد، وابسته به اشخاص دیگری برای رفع این مسئولیت می شوند. مهم نیست که اشخاص دیگر چقدر خوب باشند یا به شما احساس خوبی ارائه دهند، ایده صحیح این است که شما مسئول حفظ و توسعه اعتماد به نفس عاطفی در خود هستید.

این وظیفه ماست که از خود مراقبت کنیم.

چهار- دیگران مسئول نیازهای شما نیستند

یکی از مهم ترین گام ها در امتداد مسیر آزادی این است که به دیگران اجازه دهید رفتار خود را بروز دهند. خشم از عزیزانی که در شرایط بحرانی در کنار شما نبودند، بسیار ساده است ولی راه حل خوبی نیست. تمام مواردی را که از کنار یک فرد فقیر و بی خانمان بدون توجه عبور کردید، بیاد آورید. این همان وضعیت مشابه شما در هنگام "گدایی عاطفی" است. شما می توانید درخواست کمک کنید ولی بر این موضوع پافشاری نکنید زیرا که هیچ کس در زندگی به شما بدهکار نیست. به خاطر داشته باشید؛

تنها راه آزاد شدن از دیگران، این است که آنها را از خود آزاد کنید.

پنج- از زمان تنهایی خود، لذت ببرید

احتمالاً هیچ کس به اندازه کودکان، در مورد عواطف مستقل از طریق عملِ ساده بازی کردن، نمی داند. به عنوان یک فرد بالغ، هیچ نیازی به مخالفت با این امر وجود ندارد. زمانی که تنها می شوید، می تواند "زمان بازی" باشد؛ یک فرصت مناسب برای کشف مفهوم شادی کودکی و خودانگیختگی...

اگر با خودتان دوست باشید، هرگز تنها نمی مانید.

شش- عشق به خود را جایگزین خشم به خود کنید

عادات ذهنی منفی یکی از عواملی است که مردم را از خود فرار داده و به دیگران وابسته می کند. احتمال دارد که شما در گذشته بسر ببرید یا عجول باشید و یا بیش از حد فکر کنید و شاید هم به نتایج کامل برای خودتان تاکید دارید.

خشونت به خود، محصول کنترل زندگی با زور و اجبار است که شامل عصبانیت نسبت به دیگران می شود زیرا چگونگی احساس درونی شما نسبت به دنیاست. راه حل مناسب در برابر این امر این است که با خودتان به صورت مثبت به گفتگو بپردازید، از لحظات حضور حال و یا حواس پرتی سازنده در خود لذت ببرید.

ترجیح می دهم آرام باشم تا اینکه همه چیز را کنترل کنم.

هفت- شناخت و عبور از الگوهای مخرب دوران کودکی

بسیاری از نیازها ممکن است از اتفاقات سخت دوران کودکی سرچشمه گرفته شده باشد. شناسایی این وقایع و پاسخگویی به این رخدادها در نقش یک کودک، یک روش عالی برای شناخت و بررسی چرایی و درگیر شدن در وابستگی های عاطفی است. نقش امروز ما، تغییر گذشته یا جبران آن نیست.

نقش زمان حال، معکوس کردن و یا جبران کردن گذشته نیست.

هشت- از انگیزه های آنی بدون تفکر قبلى (تکانشی) بگذرید

وابستگی عاطفی می تواند احساسات گیج کننده ای به همراه داشته باشد. واکنش آنی به حالات درونی می تواند بسیار خطرناک باشد. اگرچه ممکن است یک ایده تکانشی، عالی به نظر برسد اما چه بسا نتایج وخیمی به همراه داشته باشد پس ارزش آن را دارد که کمی مکث کنید و از آن دوری جویید.

اگر گذرتان به جهنم هم افتاد، همچنان به رفتن ادامه دهید.

نه- با احساسات خود روبرو شوید و آنها را قبول کنید

برخی مواقع ممکن است که شما نیاز به روبرو شدن با احساسات دردناکی که در حال تجربه آن هستید، داشته باشید. بسیاری از مردم احساسات فیزیکی خود را پس می زنند، به جای اینکه آن را مستقیما حس کنند. این کار باعث می شود که از احساسات خود فراری شده و وابسته شوند.

ده- مکانیسم های غلبه سالم را ایجاد کنید

این واقعیت که احساسات ناراحت کننده منجر به واکنش های غیرمسئولانه می شود، نباید اینطور تلقی شود که شما در مورد اینکه چه احساسی دارید، نباید کاری انجام دهید. بلکه بهتر است یک استراتژی آماده داشته باشید که چگونه با خودتان برخوردی سازنده داشته باشید نه تکانشی. مثلا اینکه چگونه آرامش بیابید در مواردی که مضطرب و آزرده هستید.

با خودتان همچون یک معشوق، رفتار کنید.

یازده- تشخیص دهید که چه زمان شروع می کنید به چسبیدن

یک خودشناسی ماجراجویانه به شما کمک می کند تا الگوهای وابستگی در رفتار یا افکارتان را بهتر بشناسید و بر آنها غلبه کنید. یک مثال می تواند نگرش خواستن "همه یا هیچ" از مردم باشد به جای اینکه از چیزی که آزادانه به شما ارائه شده، قدردانی کنید.

هرگز اجازه ندهید که خوشبختی شما به چیزی که ممکن است آن را از دست دهید وابسته شود.

دوازده- سکان را به دست امیال ندهید

وقتی چیزی را با قاطعیت می خواهیم آنهم از طریقی معین و مشخص، دراین صورت آن خواسته راهبرد ما را به دست می گیرد. اگرچه ممکن است این خواستن به صورت ملایمی آغاز شود اما به مرور شدید و مستحکم می شود. راهکار این است که اهداف باید انعطاف پذیر باشند و بر یک هدف خاص، تمرکز نکرد.

آن می تواند خوب باشد اما بدون آن هم می توانم به خوبی دوام بیاورم.

سیزده- از تایید نارضایتی و ناامیدی اجتناب کنید

گاهی اوقات، ذهنتان ممکن است که شما را به وضعیت بسیار منفی فکری بکشاند. شروع این وضعیت ممکن است گوش دادن به شخصی که از زندگی خود شکایت دارد، شنیدن به یک آهنگ عاشقانه و یا تماشای یک فیلم در مورد نوجوانان ناراضی و یا قربانیان یک بی عدالتی غم انگیز باشد.

در این موارد شما می توانید با افرادی که از زندگی خود شکایت می کنند همدردی بدون نیاز به این که با گفته های آنان موافقت یا از رفتار آنها کپی برداری کنید. اعتقاد به هر شکلی از ناامیدی، فقط می تواند شما را نیازمندتر کند و باعث می شود که کنترل کمتری به روی احساساتتان داشته باشید.

چهارده- سکان را به دست امیال ندهید

همه ما گاهی این احساس که در سطح ناخودآگاهمان رخ می دهد و مانند کودکان بالا و پایین می پریم و فریاد می زنیم: "بستنی می خواهم" را تجربه کرده ایم. این حالت احتمال دارد برای این بروز کند که آن کودک لوس یا مضطرب شده، تنها بستنی را به عنوان پاسخ برای حالتش می شناسد.

مشاهده این صحنه برای هر بزرگسالی گواه این واقعیت است که این کودک بدون دریافت بستنی هم می تواند حال خوبی داشته باشد. به همین صورت هم شما می توانید کودک درونتان را در هنگام اصرار و باج خواهی به روی چیزی، مشاهده و شناسایی کنید.

پانزده- مسئول باورهای وابسته خود باشید

مواردی مانند صمیمیت های فیزیکی و همدلی یا تایید شدن های مکرر از دیگران می توانند به سادگی اعتیادآور باشند. در هنگام بروز این موارد، هیچ کس نمی تواند خود را مقصر بشناسد زیرا این موارد اتفاق می افتد بدون اینکه متقاعد شویم چه نقش دقیقی در بروز این اعتیاد دارند.

اگر شما شروع به این باور کنید که موضوعاتی در زندگی شما "لازم" هستند و "باید باشند"، آنگاه به احتمال زیاد "واقعیت" خود را تغییر خواهید داد. شما می توانید خود را نسبت به هر چیزی متقاعد کنید ولی بهتر است مسئولیت هر اتفاقی را که برایتان رخ می دهد، نیز بپذیرید. هنگامی که شما به چیزی وابسته می شوید، ذهنتان یک سیستم پاداش و مجازات هم در مورد آن برایتان می سازد.

شانزده- از کمال طلبی جلوگیری کنید

هر چه بیشتر ایده آل پسند و کمال طلب باشیم، سریع تر در باتلاق زندگی گرفتار خواهیم شد. هر چه بیشتر تصور کمال از چیزی، کسی یا خود را داشته باشید، خودتان را برای ناامیدی های بعدی آماده می سازید. گاهی جام مقدس ، تنها یک جام پر از سم است.

به ویژه، پرستیدن کسی به عنوان "نجات دهنده" بسیار خطرناک است. تصور کردن کسی برای داشتن توانایی های جادویی و کمال، راهی واقعی برای متقاعد کردن خود برای پذیرش هر گونه اشتباه است. اشتباهی که بدون آن نمی توان خوب زندگی کرد.

هفده- از برداشت فاجعه آمیز اجتناب کنید

برخی از مردم بر این باورند که نمی توانند خود را دوست بدارند مگر این که کس دیگری آنها را دوست داشته باشد و یا این که وجودشان به تایید دیگران بستگی دارد. آنها بقای خود را به روی یک فرضیه اشتباه بنا می کنند.

هیجده- برای لذت، منابع متنوعی ایجاد کنید

استقلال همیشه به این معنا نیست که "شادی از درون" سرچشمه می گیرد. داشتن چند نفر یا فعالیت های الهام بخش می تواند در زندگی شما تاثیرات خوبی به همراه داشته باشد. در واقع، داشتن منابع متنوع و دوستان پایدار در زندگی می تواند بخش بسیار مهمی از راه حل یابی برای مستقل بودن باشد.

نوزده- تعویض وابستگی های خود را بیاموزید

معمولاً نیازمند بودن به اشخاص ناصالح و یا موقعیت های نامناسب، اشتباه است. گاهی اوقات ممکن است که شما در مسیری اشتباه به دنبال راه حل بگردید ولی گاهی هم راه حل یابی باعث می شود که شما نیاز خود را بهتر درک کنید و بپذیرید که هیچ منبع خاصی برای رفع نیازهای شما وجود ندارد. بیاد داشته باشید که هر چیزی، قابل تعویض نیست.

بیست- انتظارات خود در مورد اشخاص را رها کنید

هنگامی که از لحاظ عاطفی وابسته هستید، احتمال بیشتری دارد که مفهومی از انتظارات غیرواقعی و بیش از حد در مورد اشخاص نیز داشته باشید. این موضوع ممکن است از یک آرمان گرایی ساده بینانه در مورد ارتباط با اشخاص، روابط عاشقانه و یا موضوعات دیگری که به نظر"قرارداد" می رسد، سرچشمه بگیرد.

بیست و یک- به موضوعات، با حسن نیت بنگرید و فکر نکنید که در برابرشان موظفید

ناامیدی یک تجربه مشترک برای همگی ماست ولی با توجه به نقاط و محدودیت های طبیعی ما، راه خوبی برای بهبود و تغییر رو به بالا برای جلوگیری از انتظار داشتن نیز به شمار می رود. به یاد داشته باشید که همگی ما انسانیم و هر کدام از ما سرشار از نقاط زشت و زیبای بسیار است.

بیست و دو- تغییر توجه و تمرکز حواس را تمرین کنید

قدرت تمرکز می تواند دردسرساز یا راه حل یاب باشد. یک روش خوب برای جلوگیری از اتصال بیش از حد به اشخاص یا چیزها؛ تعویض تمرکز حواس به طور منظم و یا پرسش سازی از خود است، به طوری که هرگز خود را در تنگنای انتخاب های محدود قرار ندهید.

یک راه حل خوب برای اعتیاد نیافتن به چیزها و اشخاص این است که خود را در مناطق مختلف زندگیتان متعادل و متمرکز نگاه دارید. در این موارد یافتن چیزی که به اندازه کافی الهام بخش، برای منحرف کردن ذهنتان باشد، می تواند کمک خوبی به شما برساند.

بیست و سه- از دستاوردهای متعدد استقبال کنید

بنیان آزادی، احتمالاً نتیجه استقلال است. اگر شما نتایج اصلی از موقعیت ها و حالات متفاوت را با نگرشی مثبت بنگرید، آنگاه می توانید چارچوب استقلال ذهنی خود را نیز گسترش دهید. هر چیزی که اتفاق می افتد، می تواند به نتایج خوبی هم منجر شود.

بیست و چهار- در هر شرایطی آرام و خونسرد باشید

قرار دادن دیگران زیر فشار برای رفع نیازهای شما می تواند موقعیت های خوب را خراب و یا شرایط بد را بدتر سازد. شما می توانید به وسیله قوانین رفتاری، به همان نسبت که اشخاص مستقلِ عاطفی دارند، از این گونه عواقب جلوگیری کنید.

مهم نیست که چه احساسی دارید، شما همواره می توانید به وسیله برقراری یک ارتباط خوب، به طوری که اجازه دهد دیگران آرام و راحت باشند، به توافق با خود برسید.

بیست و پنج- در زندگی، صبر بیشتری داشته باشید

برای استقلال یافتن، ما به زمان و تمرین بیشتر نیازمندیم. بخشی به کارهایی که می توانند سبب بهبود حالمان شوند بستگی دارد و بخشی دیگر از آن صبر و شکیبایی در زندگی است. یادمان باشد که هیچ چیز، در یک شب بدست نمی آید.

نتیجه گیری

هیچ کس کاملاً مستقل نیست، حتی کسانی که به ظاهر بسیار "قوی" به نظر می رسند. احساس خوب آنها، در بیشتر مواقع، متکی به آن چیزی است که در خود دارند و می دانند در صورت نیاز؛ کسی که می تواند به ایشان کمک کند، با یک تلفن ساده، قابل دسترس است.

شما می توانید از نتایج چگونگی غلبه بر وابستگی های عاطفی بیاموزید که حداقل احساس بهتری می تواند به ما ببخشد. در برخی موارد، حتی زمانی که شرایط زیاد مناسب نیست، شما می توانید به خود بگویید: "من به دلیل این که شرایط مناسب نیست، به اندازه کافی شاد نیستم ولی می توانم باشم." این نوع نگرش و رفتار، نیازمند زمان و تمرین است.

اگر شما شادی خود را در الویت بدانید، پاسخ؛ ترکیبی از تنظیم بهتر احساسات شما با تشویق و تمایل به گسترش افق نگرشتان خواهد بود.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]

با دانستن این فاکتورها ازدواج کنید

برای تصمیم گیری اگاهانه در زمینه ازدواج نیاز به یک سری فاکتورها و راهکاهای مناسب داریم که با دانستن آنان می توانیم تصمیم گییر بهتری انجام دهیم.

یکی از مهم‌ترین اتفاقات زندگی هر انسانی ازدواج است و بی‌شک، تصمیم‌گیری برای آن هم بسیار مهم است اما اغلبمان هنگام ازدواج چنان دچار شور و اشتیاق و هیجان هستیم که شاید نتوانیم درست تصمیم بگیریم.

بهتر است قبل از رسیدن به مرحله تصمیم‌گیری، میزان آگاهی‌های خود را بالاتر ببریم و اطلاعات بیشتری در مورد زندگی زناشویی، راهکارهای موفقیت در آن و عوامل تأثیر‌گذار برآن کسب کنیم. محققان در تحقیقات اخیر درخصوص عوامل تأثیرگذار بر ازدواج به نتایج جدیدی در این خصوص دست یافته‌اند.

با دکتر مریم نجابتیان، مشاور خانواده و مدیر گروه روانشناسی وزارت ورزش و جوانان در همین زمینه گفت‌وگویی کرده‌ایم که می‌تواند برای شما هم مفید واقع شود.

[B] کشف انگیزه‌های ازدواج[/B]

قبل از اینکه صمیمیت و شور و اشتیاق به‌وجود بیاید بهتر است ابتدا انگیزه‌های ازدواج را در افراد جویا شویم. اگر بخواهیم دلایل ازدواج افراد را بدانیم ممکن است به جواب‌های مختلفی برسیم؛ مثلا شاید بعضی‌ها بگویند که به‌دلیل نیاز به عشق و محبت ازدواج می‌کنند. فرد دیگری ممکن است برای رفع تنهایی، یکی دیگر برای داشتن فرزند و… . به هر حال هر کس می‌تواند دلیل خاصی برای ازدواج داشته باشد اما برای رسیدن به ازدواج موفق ملاک‌ها و معیارهایی داریم.

[B] داشتن پختگی لازم[/B]

شما تنها زمانی می‌توانید فرد مناسبی را برای زندگی خود انتخاب کنید که ابتدا خودتان فرد مناسبی شده باشید. منظور از فرد مناسب این است که شخص به درجه‌ای از استقلال لازم برای شروع یک ارتباط رسیده باشد. بنابراین هر چقدردو نفری که می‌خواهند باهم ازدواج کنند پخته‌تر و مستقل‌تر باشند، ارتباط صمیمانه‌تری با هم ایجاد می‌کنند. این ویژگی‌ها هم اغلب در طول زمان، گذر زمان و بالا رفتن سن به‌وجود می‌آید. به همین‌خاطر هم هست که می‌گوییم افرادی که با آگاهی بیشتر زندگی می‌کنند، چون آگاه‌تر هستند بهتر و دقیق‌تر هم می‌دانند ‌که هدفشان از زندگی مشترک چیست و اغلب انتخاب مناسب‌تری خواهند داشت.

[B] برخورداری از عزت نفس کافی[/B]

یکی از مهم‌ترین موارد برای برقراری ارتباط سالم این است که هردو نفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند، خودشان را هم دوست داشته باشند. در روابط صمیمانه، عزت‌نفس شخص بسیار مهم است. اگر ما به‌خودمان علاقه نداشته باشیم سخت است که بتوانیم فرد دیگری را دوست داشته باشیم. اگر هم بتوانیم، معمولا این کا را به شیوه درستی انجام نمی‌دهیم؛ یعنی برای اینکه بتوانیم عشق بورزیم باید دریافت‌کننده عشق و مهربانی باشیم و نیاز به احساس امنیت و عزت نفس خودمان قوی شده باشد.

[B] ثبات در شغل و حرفه[/B]

شغل و حرفه با ثبات و همراه با امنیت خاطر باعث رضایت می‌شود، در عین حال که امنیت مالی هم به همراه دارد و ایجاد امنیت هیجانی هم می‌کند و فرد خیالش راحت است از اینکه مثلا در شغل خود موفق است، آرامش هم دارد که از لحاظ اقتصادی درمانده نخواهد شد. وقتی کسی در این زمینه احساس امنیت داشته باشد، زمان بیشتری را می‌تواند صرف ارتباط خود با طرف مقابلش بکند و بیشتر برای او وقت بگذارد. البته این به آن معنا نیست که مثلا خانم‌ها برای برخورداری از ازدواج موفق حتما باید بیرون از منزل هم کار داشته باشند بلکه باید خود را به‌گونه‌ای مشغول کنند که احساس ضعف و تنهایی نکند و استفاده درست و بجایی از زمان‌هایی که در اختیار دارند، داشته باشند.

[B] شناخت دوطرف از خود[/B]

ارتباط صمیمانه نیاز به این دارد که بین افراد، درستکاری و صداقت جاری و برقرار باشد. فرد باید بتواند توانایی‌های خود را ارزیابی کند، به‌طور واقع‌بینانه ضعف‌های خود را بشناسد و سهم خود را از مشکلات موجود در رابطه بپذیرد و همیشه اشتباهات را به گردن دیگران نیندازد. در ضمن هر کدام از دوطرف رابطه هم باید بدانند از طرف مقابل چه می‌خواهند و چه انتظاراتی از او دارند و در این ارتباط چه کمکی می‌توانند به همدیگر بکنند و چطور می‌توانند انتظارات همدیگر را برآورده کنند. همه اینها هم بستگی به این دارد که ما ازخودمان آگاه باشیم و خود را به درستی بشناسیم.

[B] مطرح کردن صادقانه نظر[/B]

یکی از کلیدهای رشد، صمیمیت داشتن، جسارت و شهامت برای مطرح کردن خواسته‌های عاقلانه خود است؛ یعنی باید بتوانیم چیزی را که می‌خواهیم به‌طور شفاف، صریح، مستقیم و به شیوه‌ای صحیح و درست بیان کنیم.

افرادی که جسارت بیان خواسته‌های خود را ندارند، اغلب در روابط خود منفعل یا پرخاشگر هستند. وقتی اشخاص شهامت مطرح کردن شفاف و مستقیم خواسته‌های خود را ندارند، مجبورند نقش بازی کنند و دیگران را فریب بدهند. به این ترتیب، باعث ناراحتی طرف مقابل می‌شود و به رابطه‌شان هم آسیب زیادی وارد می‌کند. البته جسارت و شجاعت را نباید با خشونت و بی‌احترامی اشتباه کرد.

خشونت معمولا به منظور تسلط پیدا کردن بر طرف مقابل است و با این کار می‌خواهیم به او نشان دهیم که توانسته‌ایم حرف خودمان را پیش ببریم. درحالی‌که جسارت یک ابراز ساده خواسته است برای بهبود رابطه و یک بیان شفاف است همراه با رعایت ادب و حقوق دیگران.

[B] دوری کردن از خودخواهی‌ها[/B]

هر چه خود‌خواهی‌های ما کمتر باشد به صلاح ماست؛ چون در روابط صمیمانه، سود آن به هر دو طرف می‌رسد و دیگر این نوع رفتار با انحصار‌طلبی همراه نیست. از طرف دیگر هم همسران وظیفه دارند همدیگر را تشویق کنند که به ظرفیت‌های بالقوه خود بیشتر توجه کنند و توانمندی‌های نهفته درونی خود را بشناسند. البته توجه داشته باشیم که علاوه بر جنبه‌های شخصیتی که ذکر شد، در ازدواج ملاک‌های ساده دیگری هم وجود دارد؛ مثلا 2نفر برای انتخاب چقدر برای هم دلنشین هستند که این علاوه بر خصوصیات ظاهری شامل خصوصیات رفتاری آنها هم خواهد شد؛ به این معنا که ابتدا کسی باید به دلمان بنشیند تا بعد بتوانیم بیشتر به‌خصوصیات دیگر او توجه داشته باشیم.

[B] رعایت تناسب‌[/B]

وقتی دو نفر می‌خواهند یکدیگر را برای ازدواج انتخاب کنند باید از لحاظ ظاهر برای یکدیگر دلنشین باشند؛ ضمن اینکه داشتن تناسبات رفتاری، فرهنگی و خانوادگی هم در جذب دوطرف بسیار مؤثر است. البته دیدگاه اطرافیان هم می‌تواند تا حدودی بر تصمیم‌گیری افراد مؤثر باشد. بنابراین داشتن تناسب فرهنگی و کسب رضایت خانواده‌ها هنگام ازدواج بسیار مهم است. ضمن اینکه داشتن عقاید مذهبی مشترک هم عامل مهمی است که حتی در تربیت فرزندان هم تأثیر‌گذار خواهد بود. توافق والدین هنگام ازدواج نیز بسیار مهم است. چون همه ما در خانواده‌هایی بزرگ شده‌ایم که علاوه بر اینکه از آنها تأثیر گرفته‌ایم، با روحیات همدیگر نیز آشنایی داریم؛ به همین دلیل هم می‌توانیم هنگام تصمیم‌گیری یکدیگر را کمک کنیم. ضمن اینکه دیدگاه والدین همراه با منطق، آگاهی و تجربه بیشتری است که هنگام ازدواج می‌تواند مؤثر باشد. تناسب سنی هم به‌خصوص تا قبل از 30سالگی عامل مهمی است.

داشتن اختلاف سنی بیشتر از 3تا 5سال گاهی میزان سازش‌پذیری افراد را کمتر می‌کند چون معمولا علایق و خواسته‌های دوطرف کمی متفاوت خواهند بود. تناسب تحصیلی و نزدیک بودن میزان تحصیلات دوطرف هم عامل مهمی است که حتما هنگام انتخاب همسر باید درنظر گرفته شود.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]

۵ نکته طلایی برای پخت شیرینی کشمشی

شیرینی کشمشی یکی از شیرینی‌های سنتی و بسیار محبوب ایرانی است که روش تهیه بسیار آسانی دارد.

شیرینی کشمشی یکی از انواع شیرینی‌های سنتی ایرانی است که از دیرباز تا به امروز پخته می‌شود و هنوز هم طرفداران خاص خود را دارد. این شیرینی خوشمزه که به دو صورت نرم و ترد تهیه می‌شود، معمولا برای پذیرایی در مراسم مذهبی و جشن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این شیرینی خوشمزه که دستور پخت آسانی هم دارد، برای ایام نوروز نیز بسیار مناسب است. در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا آموزش آسان یک شیرینی کشمشی ترد و خوشمزه را همراه با ارائه نکات طلایی و فوت و فن‌های مربوط به پخت این شیرینی با شما کاربران گرامی به اشتراک بگذاریم.

مواد لازم

آرد سفید قنادی: ۱ لیوان
تخم مرغ: ۱ عدد
کره: ۷۰ گرم
کشمش قرمز: نصف لیوان
پودر قند: دو سوم لیوان
وانیل: نوک قاشق چایخوری

طرز تهیه شیرینی کشمشی

۵ نکته طلایی برای پخت شیرینی کشمشی

مرحله اول: برای تهیه این شیرینی از نیم ساعت قبل کره و تخم مرغ را از یخچال بیرون بیاورید تا به دمای محیط برسند؛ سپس کره نرم شده را توی یک کاسه مناسب بریزید و پودر قند را به آن اضافه کنید. حالا با دور تند همزن حدود سه تا چهار دقیقه کره و پودر قند را هم بزنید تا حجیم و کرم رنگ شود. بعد تخم مرغ و وانیل را اضافه کنید و باز هم با دور تند به مدت دو دقیقه هم بزنید. حالا همزن را خاموش کنید و کنار بگذارید.

مرحله دوم: آرد را الک کنید و کم کم به مواد اضافه کنید و با لیسک یا همزن دستی از یک جهت هم بزنید تا آرد کاملا در مایه حل شود و حالت گلوله‌ای نداشته باشد. در آخر کشمش را به مایه شیرینی اضافه کنید و باز هم بزنید تا به صورت یکنواخت در مایه شیرینی مخلوط شود.

مرحله سوم: در مرحله آخر داخل سینی فر را کاغذ روغنی پهن کنید و فر را با دمای ۱۸۰ درجه سانتیگراد روشن کنید تا داغ شود. مایه شیرینی را توی قیف بریزید. توجه داشته باشید که سر قیف باید گشاد باشد. اگر قیف در دسترس ندارید می‌توانید مایه شیرینی را توی کیسه فریزر ضخیم بریزید و نوک آن را قیچی کنید تا شبیه قیف شود. حالا قیف را روی سینی فر می‌گیریم و از مواد به اندازه یک گردو روی کاغذ روغنی می‌گذاریمسینی را روی طبقه وسط فر بگذارید و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان بدهید تا شیرینی کشمشی بپزد. بعد از اینکه شیرینی‌ها پخت، سینی را از فر خارج کنید و کنار بگذارید تا خنک شود؛ سپس شیرینی‌ها را از کاغذ روغنی جدا کنید و توی ظرف سرو مورد نظر بچینید و با چای میل کنید. نوش جان.

۵ نکته طلایی برای پخت شیرینی کشمشی

۱ـ نکته مهمی که باید در مورد آرد به آن توجه کنید، کیفیت آرد‌های موجود در بازار است که با هم تفاوت دارند. به همین دلیل متناسب با کیفیت آرد ممکن است میزان آن کم‌تر یا زیاد‌تر از مقداری شود که در دستور گفته شده است؛ بنابراین موقع اضافه کردن آرد به این مسئله توجه داشته باشید. اگر دیدید مواد شیرینی درحال سفت شدن است؛ ولی هنوز مقداری از آرد باقی مانده است؛ یعنی آردی که اضافه کرده‌اید، کافی است و بقیه را اضافه نکنید. اگر هم طبق دستور عمل کردید؛ ولی حس کردید مواد شما هنوز به آن غلظتی که باید برسد، نرسیده است؛ یعنی باید کمی بیشتر آرد اضافه کنید؛ بنابراین شما همیشه مقدار آردی را که در دستور گفته شده است، تهیه کنید. حال ممکن است این مقدار با توجه به کیفیت آرد کم یا زیاد شود.

۲ـ برای پخت شیرینی کشمشی بهتر است از کشمش قرمز پلویی استفاده کنید.

۳ـ برای خوش عطر شدن شیرینی کشمشی می‌توانید به دلخواه مقداری پوست پرتقال رنده شده به مواد شیرینی کشمشی اضافه کنید.

۴ـ به این نکته توجه داشته باشید که شیرینی‌ها باید حتما از هم فاصله داشته باشند؛ وگرنه در حالت پخت به هم می‌چسبند.

۵ـ سعی کنید حتما پودر قند را قبل از اضافه کردن به مواد شیرینی الک کنید؛ زیرا پودر قند در اثر ماندگاری دچار چسبندگی می‌شود و داخل مایه شیرینی حالت گلوله‌ای پیدا می‌کند

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]

ویلیام باکلند؛ مردی که قلب یک پادشاه را خورد!

هدف نهایی ویلیام باکلند این بود که مزه همه حیوانات روی سیاره زمین را بچشد. به گفته وی، موش کور معمولی و مگس بطری فیروزه‌ای از بدترین حیواناتی بودند که مزه کرده بود، اما این موارد نیز وی را تشویق می‌کرد تا مزه موجودات دیگری را بچشد...

ویلیام باکلند (William Buckland) عنوان‌های مختلفی را به خود اختصاص داده است: زمین شناس، دیرینه‌شناس، جانورشناس، کشیش، مدرس، و مردی که همه چیز را می‌خورد!

ویلیام باکلند در سال ۱۷۸۴ در دوونشایر، انگلیس متولد شد. باکلند در سال ۱۸۰۱ بورسیه تحصیلی آکسفورد را دریافت کرد و نخستین فردی بود که در این موسسه معتبر در رشته زمین‌شناسی تحصیل کرد. وی همچنین به عنوان استاد و کشیش، منصب‌هایی را در دانشگاه کسب کرد.

(عکس) ویلیام باکلند؛ مردی که قلب یک پادشاه را خورد!

ویلیام باکلند؛ مردی که چشیدن مزه همه حیوانات سیاره زمین را هدف قرار داده بود

باکلند به دلیل سبک تدریس نامتعارف خود شهرت داشت. به عنوان نمونه، وی زمانی که با یک جمجمه کفتار به صورت دانشجویان فشار وارد می‌کرد، برای محک زدن دانش آن‌ها پرسش‌هایی را با فریاد مطرح می‌کرد.

به عنوان عضوی از انجمن سازگاری حیوانات، باکلند انواع حیوانات را به بریتانیا وارد کرد. در دانشکده، وی انواع مختلفی از حیوانات زنده از جمله مار، عقاب، میمون و کفتاری به نام بیلی را نگهداری می‌کرد.

باکلند اشیاق عجیبی به مصرف گوشت حیوانات داشت. به گفته همکاران وی، یکی از خوراکی‌های مورد علاقه ویلیام باکلند نان تست موش بود. از دیگر خوراک‌های مورد علاقه وی می‌توان به گوشت گرازماهی، پلنگ، و توله سگ اشاره کرد. در انجمن وی برای سازگاری حیوانات نیز حلزون دریایی، کانگورو و کاکل‌فری (کوراسو) مصرف می‌شد.

هدف نهایی ویلیام باکلند این بود که مزه همه حیوانات روی سیاره زمین را بچشد. به گفته وی، موش کور معمولی و مگس بطری فیروزه‌ای از بدترین حیواناتی بودند که مزه کرده بود، اما این موارد نیز وی را تشویق می‌کرد تا مزه موجودات دیگری را بچشد.

ذائقه عجیب و غریب ویلیام باکلند تنها به گوشت حیوانات محدود نمی‌شد. به عنوان نمونه، وی طعم دیوار آهکی یک کلیسای جامع ایتالیایی را چشید تا افسانه‌ای محلی که می‌گفت دیوار‌ها و کف آن به خون یک قدیس آغشته است را رد کند. تخصص چشایی باکلند به این نتیجه رسید که این ماده ادرار خفاش است.

(عکس) ویلیام باکلند؛ مردی که قلب یک پادشاه را خورد!

ویلیام باکلند و خوردن قلب یک پادشاه!

اما شاید مشهورترین داستان درباره باکلند به بازدید وی از لرد هارکورت (Lord Harcourt) در سال ۱۸۴۸ مربوط باشد. خانواده هارکورت یک قوطی نقره‌ای حاوی سنگی قهوه‌ای در اختیار داشت که باور بر این بود قلب مومیایی شده لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه باشد.

طی ضیافت شام، خانواده هارکورت قوطی نقره‌ای حاوی قلب پادشاه لویی چهاردهم بین مهمانان دست به دست شد تا این که در دستان ویلیام باکلند قرار گرفت. وی گفت: من چیز‌های عجیب و غریب زیادی خورده ام، اما هرگز قلب یک پادشاه را نخورده ام.

سپس، وی تکه مومیایی شده را در دهانش گذاشت و در نهایت آن را قورت داد.

باکلند در سال ۱۸۵۶ درگذشت. اما داستان خوردن چیز‌های عجیب و غریب تنها به زندگی وی محدود نشد و این اشتیاق به پسر وی نیز منتقل شده بود. فرانسیس باکلند این سنت تعریف شده توسط پدرش را ادامه داد.

(عکس) ویلیام باکلند؛ مردی که قلب یک پادشاه را خورد!

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:49 ] [ گنگِ خواب دیده ]

نقش سه زن در اطراف لنین؛

کمونیست‌ها چه نگاهی به موضوع زنان داشتند؟

در اطراف لنین سه زن کمونیست برجسته بودند که هر سه به سهم خود نقش مهمی در پیشرفت جنبش زنان داشتند. نخستین آن‌ها، نادژدا کروپسکایا – همسر لنین – بود که نقش مهمی در به رسمیت شناخته شدن روز جهانی زن در روسیه داشت.

در یکی از روزهای سال 1908 میلادی، "اتحادیۀ جهانی زنان کارگر صنایع پوشاک"، کارگران زن را دعوت به اعتصاب کرد. در تاریخ جنبش جهانی زنان، این روز 8 مارس ثبت شده است و نخستین بار در 28 فوریۀ 1909، حزب سوسیالیست آمریکا مراسم "روز زن" را برای گرامی‌داشت اعتصاب مذکور، در نیویورک برگزار کرد.

با اینکه به درستی معلوم نیست که اعتصاب زنان کارگر در صنایع پوشاک، در روز 8 مارس 1908 برگزار شده یا نه، ولی نخستین مراسم روز زن قطعا در 28 فوریه 1909 برگزار شده است، با این حال روز 8 مارس به عنوان "روز جهانی زن" رسمیت یافته است.

خواندنی ها

محققان بعد از ۵۰ سال تحقیق عامل اصلی نابودی ازدواج ها را کشف کردند

بازیگری که قتل همسرش بدنامش کرد، درگذشت

سرگذشت شاه اسماعیل؛ کام‌یابی‌ها و تراژدی جنگ چالدران

اما 8 مارس دیگر نه صرفا به عنوان یک روز مرتبط با مطالبات کارگری زنان، بلکه به مثابه روز پاسداشت آزادی‌خواهی و حق‌طلبی زنان محسوب می‌شود.

با این حال انصاف نیست اگر نگوییم که سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها در تثبیت روز جهانی زن پیشرو و پیشتاز بودند. جنبش جهانی "حق رأی زنان" ابتدا از نیوزیلند آغاز شد ولی این جنبش ریشه در جنبش‌های کارگری آمریکای شمالی و اروپا در اوایل قرن بیستم داشت.

نقش سه زن در اطراف لنین

اما چرا آمریکای شمالی و اروپا؟ چون کشورهای این مناطق، پیشرفته‌تر از سایر کشورهای دنیا بودند. اینکه روز جهانی زن از دل جنبش‌های کارگری بیرون آمده، علتش این است که در اواخر قرن نوزدهم، کارگران و زنان برای کسب حق رأی مبارزه می‌کردند.

طبیعتا بخش زیادی از کارگران، زن بودند و وقتی کارگران درخواست برخورداری از حق رای را مطرح کردند، دلیلی نداشت که بگویند فقط به کارگران مرد باید حق رای اعطا شود. بنابراین بین مطالبۀ حق رای برای کارگران و زنان نوعی در هم تنیدگی ایجاد شده بود و به بیان دقیق‌تر، حق رای زنان از دل حق رای کارگران بیرون آمد.

در اواخر قرن نوزدهم، برخی از جوامع سرمایه‌داری در جهان غرب، با شرط و شروطی حاضر شده بودند که به بخشی از کارگران حق رای بدهند. اما بدیهی بود که این محدودیت چندان دوام نمی‌آورد و حق رای گسترده و فراگیر شامل حال طبقۀ کارگر خواهد شد.

هر چه بود، کارگران و زنان در برابر سرمایه‌داران و مردان احساس مظلومیت می‌کردند و همین موجب پیوند برابری‌خواهی کارگران و زنان شده بود.

در چنین فضایی، کمونیست‌ها نقشی مترقی در تحقق حقوق زنان ایفا می‌کردند. بنابراین عجیب نبود که احزاب سوسیالیست در آمریکای شمالی و اروپا، چه سوسیالیست‌های انقلابی چه سوسیالیست‌های میانه‌رو، از حقوق زنان نیز مانند حقوق کارگران دفاع کنند.

پس از برگزاری نخستین مراسم روز زن در 28 فوریه 1909، با هدف گرامی‌داشت اعتصاب زنان کارگر در سال 1908، چپ‌گرایان آلمانی در سال 1910 پیشنهاد کردند روز ویژه‌ای برای زنان در نظر گرفته شود.

در سال 1911، اولین تظاهرات روز جهانی زنان در سراسر اروپا برگزار شد. دینامیسم کارگری جنبش زنان، قدرت ویژه‌ای به این جنبش داده بود و کمونیست‌ها زنان و کارگران را به عنوان دو نیروی "پایه"، ارکان نیروهای "حرکت" جنبش کمونیسم در متن و حاشیۀ جهان می‌دیدند.

بنابراین کمونیست‌ها می‌کوشیدند زنان را جذب کنند و به همین دلیل مواضعی مترقی در قبال حقوق زنان اتخاذ می‌کردند.

البته مواضع آن‌ها قلابی نبود و اصالت داشت زیرا مارکس و انگلس رویکردی مرتجعانه یا محافظه‌کارانه نسبت به مسئلۀ زن نداشتند. همچنین فقدان پیشینۀ تاریخی، موجب می‌شد کمونیست‌ها در قیاس با محافظه‌کاران اروپایی و دینداران غربی و غیرغربی، دست بازتری برای دفاع از حقوق زنان داشته باشند.

کمونیست‌ها در هیچ کشوری به قدرت نرسیده بودند و قوانینی چند صد ساله یا یکی دو هزار ساله دربارۀ زنان نداشتند. بنابراین دستشان بازتر بود که حقوق مدرن و کاملا تازه‌ای را برای زنان طلب کنند. از این حیث، آن‌ها مثل لیبرال‌هایی بودند که در مقام اظهار نظر و موضع‌گیری، دغدغۀ محافظه‌کاران را نداشتند.

در همین گیر و دار، انقلاب اکتبر به رهبری لنین پیروز شد. لنین اگرچه مثل بولدوزر از روی مخالفان کمونیسم عبور می‌کرد، ولی در مسئلۀ زنان، مثل مارکس و انگلس، مواضعی مترقی داشت و از آزادی‌خواهی زنان حمایت می‌کرد.

در اطراف لنین سه زن کمونیست برجسته بودند که هر سه به سهم خود نقش مهمی در پیشرفت جنبش زنان داشتند. نخستین آن‌ها، نادژدا کروپسکایا – همسر لنین – بود که نقش مهمی در به رسمیت شناخته شدن روز جهانی زن در روسیه داشت.

ناددژدا کروپسکایا

نقش سه زن در اطراف لنین

دیگری، فمینیست پاریسی‌تبار، اینسا آرماند بود که معشوقۀ لنین هم بود. او با فرهنگ فرانسوی بزرگ شده بود و در خانواده‌ای مرفه می‌زیست و کمونیسمی آمیخته به لیبرالیسم داشت.

اصولا کمونیست‌ها در مسئلۀ زن، تفاوت رادیکالی با لیبرال‌ها نداشتند و به همین دلیل یکی از مهم‌ترین فیلسوفان لیبرال، یعنی برتراند راسل، خودش را کمونیست هم می‌دانست. در واقع راسل با عدالت اقتصادی به سبک و سیاق کمونیستی موافق بود ولی در حوزۀ فلسفه و حقوق زنان، مردی کاملا لیبرال بود.

اینسا آرماند

نقش سه زن در اطراف لنین

اما مهم‌ترین زنی که جزو انقلابیون روسیه بود و نقش مهمی در پیشرفت جنبش زنان ایفا کرد، الکساندرا کولونتای (1952-1872) بود.

کولونتای یک آزادی‌خواه رادیکال بود و از "عشق آزاد" هم دفاع می‌کرد. نوشته‌های زیادی از او دربارۀ حقوق زنان باقی مانده است و نگاه رادیکالی که او به خانواده و آزادی زنان داشت، موجب شد که از دهۀ 1970 به این سو، آثارش در غرب بازخوانی شود و فمینیست‌های غربی از او به عنوان چهره‌ای مدافع رهایی زنان و انقلاب جنسی یاد کنند.

کولونتای در 26 سالگی (1898) جذب مارکسیسم شد و در همان سال از شوهرش طلاق گرفت. افزایش مطالعات و فعالیت‌های مارکسیستی او سبب شد تا سرانجام در سال 1915 به لنین یعنی کمونیست‌های بلشویک بپیوندد.

وقتی که انقلاب اکتبر در سال 1917 پیروز شد، مادام کولونتای 45 ساله بود و یکی از زنان طراز اول حزب کمونیست روسیه. او به عنوان اولین کمیسر رفاه اجتماعی در دولت تحت رهبری لنین منصوب شد و با دستی گشاده، طی دوازده سال قوانین متعددی به نفع زنان در زمینۀ ازدواج، طلاق و مراقبت از فرزندان تصویب کرد.

الکساندرا کولونتای

نقش سه زن در اطراف لنین

کولونتای به همراه اینسا آرماند، خواستار بخشی ویژۀ زنان در حزب کمونیست شد. این دو در سال 1918 موفق شدند "ژنوتدِل" یا بخش زنان حزب کمونیست شوروی را تاسیس کنند.

اهدف ژنوتدل عبارت بود از بهبود شرایط اجتماعی زنان در سراسر اتحاد جماهیر شوروی، مبارزه با بی‌سوادی، آموزش حقوق زنان، تصویب قوانین جدید ازدواج و ارتقای سطح آزادی زنان مسلمان در آسیای میانه.

برای اولین بار و بواسطهٔ تلاش‌های ژنوتدل، سقط جنین در شوروی سال ۱۹۲۰ قانونی اعلام شد و از آن پس زنان توانستند از خدمات رایگان سقط جنین در بیمارستان‌ها برخوردار شوند. "کمونیستکا" (زن کمونیست) نیز مجلۀ رسمی ژنوتدل بود.

از بخت بد، اینسا آرماند در سال 1920 درگذشت و پس از آن، الکساندرا کولونتای یک‌تنه ژنوتدِل را رهبری کرد. مصوبات رادیکال او تا سال 1930 وضع زنان را، دست کم به لحاظ قانونی، روز به روز بهبود بخشیده بود اما سرانجام ژنوتدل در سال 1930 به دستور استالین تعطیل شد.

لئون تروتسکی در کتاب "زنان و خانواده"، استالین را به ارتجاع در مسئلۀ زنان متهم کرده و علت رویکرد ارتجاعی استالین را نیاز او به بوروکراسی فاسد مستقر در ساختار حکومتی اتحاد جماهیر شوروی دانسته است.

تروتسکی در این کتاب، آمار قابل توجهی از بهبود شرایط زنان در شوروی طی سال‌های 1917 تا 1925 ارائه می‌کند. او در 7 دسامبر 1925 در سومین همایش سراسری "حمایت از مادران و کودکان"، به کاهش چشمگیر آمار مرگ و میر نوزادان زیر یکسال در شهرهای ولادیمیر و مسکو در سال‌های 1913 و 1923 می‌پردازد.

مثلا در مسکو نرخ مرگ و میر کودکان زیر یکسال از 28 درصد در 1913 به 14 درصد در 1923 رسیده بود. مطالعۀ آرای تروتسکی در این کتاب و نیز مطالعۀ جزوه‌هایی که از الکساندرا کولونتای وجود دارد (در کنار سه کتاب مشهور وی)، نشان می‌دهد که کمونیست‌ها اگرچه خانواده را هم تا حدی پادگانی می‌دیدند، اما آزادی زنان را عمیقا به رسمیت می‌شناختند.

مثلا تروتسکی می‌نویسد: �بدون مبارزۀ گسترده با الکلیسم، نمی‌توان کاری برای بهتر شدن وضعیت مادران و کودکان صورت داد... خطری بزرگ‌تر از این نیست که روابط جنسی به فرمان الکل باشد... و اغلب هم در محیط‌هایی رخ می‌دهد که سطح سواد پایین‌تر است... شما {مادران} باید طلایه‌دار مبارزه با الکلیسم باشید.�

لئون تروتسکی

نقش سه زن در اطراف لنین

تروتسکی در این کتاب جملات قابل توجهی دارد. مثلا می‌گوید: �آدم‌ها عادت‌های احمقانۀ زیادی دارند و، بدبختانه، به شدت در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. نفوذ این عادت‌های احمقانۀ بی‌معنا در هیچ جا بیشتر از زندگی تاریک و تک‌افتادۀ درون خانواده نیست و برای مبارزه با بی‌فرهنگی خانواده به چه کسی بهتر از زنان انقلابی می‌توان متوسل شد؟ کسانی که از کهنه بیشتر آزار دیده‌اند، همواره پرتوان‌تر برای رسیدن به نو می‌جنگند.�

الکساندر کولنتای نیز در جزوۀ "تزهایی دربارۀ اخلاق کمونیستی در زندگی زناشویی"، اگرچه تا حدی مبتلا به نگاه دستوری و پادگانی همۀ کمونیست‌ها است، اما نظراتی دارد که فمینیست‌های غربی، چند دهه بعد به چنان نظراتی رسیدند.

فمینیست‌های انگلیسی و آمریکایی، به هر حال در اتمسفر "اخلاق مسیحی" بزرگ شده بودند و با کمونیست‌هایی مثل تروتسکی و کولونتای، که به مراتب از قیودات اخلاق مسیحی رهاتر بودند، تفاوت داشتند.

مثلا در حالی که الکساندرا کولونتای حق سقط جنین را برای زنان شوروی به رسمیت شناخته بود، دولت شوروی این قانون را لغو کرد و تروتسکی می‌گوید زنان کارگر در شوروی، برای اینکه کارشان را از دست ندهند، اقدام به سقط جنین می‌کنند اما دولت شوروی مدعی است در این کشور فقر و بیکاری وجود ندارد و زنان حق ندارند "از لذت مادر شدن" دست بکشند.

مدت نقش‌آفرینی کولونتای در حکومت شوروی، چندان طولانی نبود. با اینکه ژنوتدل تا سال 1930 فعال بود، اما کولونتای را در زمانی که لنین بیمار شده بود و رشتۀ امور به تدریج در دست استالین قرار می‌گرفت، یعنی در سال 1922، به عنوان مامور دیپلماتیک به نروژ فرستادند. اعزامی که نوعی تبعید سیاسی بود برای ممانعت از نقش‌آفرینی بیشتر او در مسائل داخلی شوروی.

ژوزف استالین

نقش سه زن در اطراف لنین

واقعیت این بود که بسیاری از کمونیست‌های شوروی نیز به لحاظ فرهنگی ثمرۀ عصر تزار بودند. عصری که پایه‌هایش سلطنت محافظه‌کار و مسیحیت ارتدوکس بود. بنابراین همۀ آن‌ها مطابق منطق برابری‌خواهیِ کمونیستی به "مسئلۀ زن" نمی‌نگریستند و اگرچه خواهان برابری اقتصادی و لغو مالکیت خصوصی بودند، اما با تغییرات رادیکال در حوزۀ زنان و خانواده موافق نبودند. این افراد فقط در حوزۀ اقتصاد و احتمالا دین، رادیکال بودند.

اینکه چند درصد کمونیست‌های شوروی مثل تروتسکی و الکساندرا کولونتای و اینسا آرماند و لنین و همسرش، نادژدا کروپسکایا، در قبال "مسئلۀ زن" مترقی بودند و چند درصد آن‌ها مثل استالین محافظه‌کاری در این حوزه را ترجیح می‌دادند، معلوم نیست. اما منطق کمونیسم، چنانکه الکساندرا کولونتای گفته است، حکم می‌کند به برابری کامل زن و مرد در حوزه‌های "خانواده" و "جامعه".

در واقع کمونیسم در قبال مسئلۀ زن، منطقی لیبرالیستی دارد. فقط تفاوت در این است که لیبرال‌ها با داس و چکش و به شیوه‌های پادگانی و سرکوبگرانه، در پی تحول اجتماعی و افزایش آزادی زنان نبودند، ولی آثار تروتسکی و کولونتای نشان می‌دهد که اگر آنان بسط ید پیدا می‌کردند، ایده‌های مترقی خودشان را با روش‌های خشونت‌آمیز عملی می‌کردند. یا دست کم استعداد درافتادن به چنین ورطه‌ای را داشتند.

به هر حال تبعید سیاسی و محترمانۀ الکساندرا کولونتای در دوران حکمرانی استالین به درازا کشید. او در سال 1926 سفیر شوروی در مکزیک شد. از 1927 تا 1930 سفیر شوروی در نروژ بود و از 1930 تا 1945، سفیر شوروی در سوئد. در واقع الکساندرا کولونتای نخستین سفیر زن در جهان بوده است.

او در سال 1945 بازنشسته شد و به شوروی بازگشت و در سال 1952 در سن 80 سالگی درگذشت. درست یکسال قبل از مرگ ژوزف استالین.

به هر حال روز جهانی زن تا سال 1967 یک تعطیلات کمونیستی بود. در این سال فمینیست‌های موج دوم، یعنی فمینیست‌هایی که از 1960 فعالیت خود را آغاز کرده بودند و تا اوایل دهۀ 1990 حضور موثری در فضای اجتماعی آمریکا داشتند، روز 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن پذیرفتند. یعنی پنجاه سال پس از انقلاب کمونیستی در روسیه.

ده سال بعد، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از کشورهای عضو این سازمان خواست تا 8 مارس را به عنوان تعطیلی رسمی سازمان ملل برای "حقوق زنان و صلح جهانی" اعلام کنند. در حالی الکساندرا کولونتای و ولادیمیر لنین، هفتاد سال قبل، یعنی در سال 1917، روز 8 مارس را تعطیل رسمی کرده بودند.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:46 ] [ گنگِ خواب دیده ]

نقش سه زن در اطراف لنین؛

کمونیست‌ها چه نگاهی به موضوع زنان داشتند؟

در اطراف لنین سه زن کمونیست برجسته بودند که هر سه به سهم خود نقش مهمی در پیشرفت جنبش زنان داشتند. نخستین آن‌ها، نادژدا کروپسکایا – همسر لنین – بود که نقش مهمی در به رسمیت شناخته شدن روز جهانی زن در روسیه داشت.

در یکی از روزهای سال 1908 میلادی، "اتحادیۀ جهانی زنان کارگر صنایع پوشاک"، کارگران زن را دعوت به اعتصاب کرد. در تاریخ جنبش جهانی زنان، این روز 8 مارس ثبت شده است و نخستین بار در 28 فوریۀ 1909، حزب سوسیالیست آمریکا مراسم "روز زن" را برای گرامی‌داشت اعتصاب مذکور، در نیویورک برگزار کرد.

با اینکه به درستی معلوم نیست که اعتصاب زنان کارگر در صنایع پوشاک، در روز 8 مارس 1908 برگزار شده یا نه، ولی نخستین مراسم روز زن قطعا در 28 فوریه 1909 برگزار شده است، با این حال روز 8 مارس به عنوان "روز جهانی زن" رسمیت یافته است.

خواندنی ها

محققان بعد از ۵۰ سال تحقیق عامل اصلی نابودی ازدواج ها را کشف کردند

بازیگری که قتل همسرش بدنامش کرد، درگذشت

سرگذشت شاه اسماعیل؛ کام‌یابی‌ها و تراژدی جنگ چالدران

اما 8 مارس دیگر نه صرفا به عنوان یک روز مرتبط با مطالبات کارگری زنان، بلکه به مثابه روز پاسداشت آزادی‌خواهی و حق‌طلبی زنان محسوب می‌شود.

با این حال انصاف نیست اگر نگوییم که سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها در تثبیت روز جهانی زن پیشرو و پیشتاز بودند. جنبش جهانی "حق رأی زنان" ابتدا از نیوزیلند آغاز شد ولی این جنبش ریشه در جنبش‌های کارگری آمریکای شمالی و اروپا در اوایل قرن بیستم داشت.

نقش سه زن در اطراف لنین

اما چرا آمریکای شمالی و اروپا؟ چون کشورهای این مناطق، پیشرفته‌تر از سایر کشورهای دنیا بودند. اینکه روز جهانی زن از دل جنبش‌های کارگری بیرون آمده، علتش این است که در اواخر قرن نوزدهم، کارگران و زنان برای کسب حق رأی مبارزه می‌کردند.

طبیعتا بخش زیادی از کارگران، زن بودند و وقتی کارگران درخواست برخورداری از حق رای را مطرح کردند، دلیلی نداشت که بگویند فقط به کارگران مرد باید حق رای اعطا شود. بنابراین بین مطالبۀ حق رای برای کارگران و زنان نوعی در هم تنیدگی ایجاد شده بود و به بیان دقیق‌تر، حق رای زنان از دل حق رای کارگران بیرون آمد.

در اواخر قرن نوزدهم، برخی از جوامع سرمایه‌داری در جهان غرب، با شرط و شروطی حاضر شده بودند که به بخشی از کارگران حق رای بدهند. اما بدیهی بود که این محدودیت چندان دوام نمی‌آورد و حق رای گسترده و فراگیر شامل حال طبقۀ کارگر خواهد شد.

هر چه بود، کارگران و زنان در برابر سرمایه‌داران و مردان احساس مظلومیت می‌کردند و همین موجب پیوند برابری‌خواهی کارگران و زنان شده بود.

در چنین فضایی، کمونیست‌ها نقشی مترقی در تحقق حقوق زنان ایفا می‌کردند. بنابراین عجیب نبود که احزاب سوسیالیست در آمریکای شمالی و اروپا، چه سوسیالیست‌های انقلابی چه سوسیالیست‌های میانه‌رو، از حقوق زنان نیز مانند حقوق کارگران دفاع کنند.

پس از برگزاری نخستین مراسم روز زن در 28 فوریه 1909، با هدف گرامی‌داشت اعتصاب زنان کارگر در سال 1908، چپ‌گرایان آلمانی در سال 1910 پیشنهاد کردند روز ویژه‌ای برای زنان در نظر گرفته شود.

در سال 1911، اولین تظاهرات روز جهانی زنان در سراسر اروپا برگزار شد. دینامیسم کارگری جنبش زنان، قدرت ویژه‌ای به این جنبش داده بود و کمونیست‌ها زنان و کارگران را به عنوان دو نیروی "پایه"، ارکان نیروهای "حرکت" جنبش کمونیسم در متن و حاشیۀ جهان می‌دیدند.

بنابراین کمونیست‌ها می‌کوشیدند زنان را جذب کنند و به همین دلیل مواضعی مترقی در قبال حقوق زنان اتخاذ می‌کردند.

البته مواضع آن‌ها قلابی نبود و اصالت داشت زیرا مارکس و انگلس رویکردی مرتجعانه یا محافظه‌کارانه نسبت به مسئلۀ زن نداشتند. همچنین فقدان پیشینۀ تاریخی، موجب می‌شد کمونیست‌ها در قیاس با محافظه‌کاران اروپایی و دینداران غربی و غیرغربی، دست بازتری برای دفاع از حقوق زنان داشته باشند.

کمونیست‌ها در هیچ کشوری به قدرت نرسیده بودند و قوانینی چند صد ساله یا یکی دو هزار ساله دربارۀ زنان نداشتند. بنابراین دستشان بازتر بود که حقوق مدرن و کاملا تازه‌ای را برای زنان طلب کنند. از این حیث، آن‌ها مثل لیبرال‌هایی بودند که در مقام اظهار نظر و موضع‌گیری، دغدغۀ محافظه‌کاران را نداشتند.

در همین گیر و دار، انقلاب اکتبر به رهبری لنین پیروز شد. لنین اگرچه مثل بولدوزر از روی مخالفان کمونیسم عبور می‌کرد، ولی در مسئلۀ زنان، مثل مارکس و انگلس، مواضعی مترقی داشت و از آزادی‌خواهی زنان حمایت می‌کرد.

در اطراف لنین سه زن کمونیست برجسته بودند که هر سه به سهم خود نقش مهمی در پیشرفت جنبش زنان داشتند. نخستین آن‌ها، نادژدا کروپسکایا – همسر لنین – بود که نقش مهمی در به رسمیت شناخته شدن روز جهانی زن در روسیه داشت.

ناددژدا کروپسکایا

نقش سه زن در اطراف لنین

دیگری، فمینیست پاریسی‌تبار، اینسا آرماند بود که معشوقۀ لنین هم بود. او با فرهنگ فرانسوی بزرگ شده بود و در خانواده‌ای مرفه می‌زیست و کمونیسمی آمیخته به لیبرالیسم داشت.

اصولا کمونیست‌ها در مسئلۀ زن، تفاوت رادیکالی با لیبرال‌ها نداشتند و به همین دلیل یکی از مهم‌ترین فیلسوفان لیبرال، یعنی برتراند راسل، خودش را کمونیست هم می‌دانست. در واقع راسل با عدالت اقتصادی به سبک و سیاق کمونیستی موافق بود ولی در حوزۀ فلسفه و حقوق زنان، مردی کاملا لیبرال بود.

اینسا آرماند

نقش سه زن در اطراف لنین

اما مهم‌ترین زنی که جزو انقلابیون روسیه بود و نقش مهمی در پیشرفت جنبش زنان ایفا کرد، الکساندرا کولونتای (1952-1872) بود.

کولونتای یک آزادی‌خواه رادیکال بود و از "عشق آزاد" هم دفاع می‌کرد. نوشته‌های زیادی از او دربارۀ حقوق زنان باقی مانده است و نگاه رادیکالی که او به خانواده و آزادی زنان داشت، موجب شد که از دهۀ 1970 به این سو، آثارش در غرب بازخوانی شود و فمینیست‌های غربی از او به عنوان چهره‌ای مدافع رهایی زنان و انقلاب جنسی یاد کنند.

کولونتای در 26 سالگی (1898) جذب مارکسیسم شد و در همان سال از شوهرش طلاق گرفت. افزایش مطالعات و فعالیت‌های مارکسیستی او سبب شد تا سرانجام در سال 1915 به لنین یعنی کمونیست‌های بلشویک بپیوندد.

وقتی که انقلاب اکتبر در سال 1917 پیروز شد، مادام کولونتای 45 ساله بود و یکی از زنان طراز اول حزب کمونیست روسیه. او به عنوان اولین کمیسر رفاه اجتماعی در دولت تحت رهبری لنین منصوب شد و با دستی گشاده، طی دوازده سال قوانین متعددی به نفع زنان در زمینۀ ازدواج، طلاق و مراقبت از فرزندان تصویب کرد.

الکساندرا کولونتای

نقش سه زن در اطراف لنین

کولونتای به همراه اینسا آرماند، خواستار بخشی ویژۀ زنان در حزب کمونیست شد. این دو در سال 1918 موفق شدند "ژنوتدِل" یا بخش زنان حزب کمونیست شوروی را تاسیس کنند.

اهدف ژنوتدل عبارت بود از بهبود شرایط اجتماعی زنان در سراسر اتحاد جماهیر شوروی، مبارزه با بی‌سوادی، آموزش حقوق زنان، تصویب قوانین جدید ازدواج و ارتقای سطح آزادی زنان مسلمان در آسیای میانه.

برای اولین بار و بواسطهٔ تلاش‌های ژنوتدل، سقط جنین در شوروی سال ۱۹۲۰ قانونی اعلام شد و از آن پس زنان توانستند از خدمات رایگان سقط جنین در بیمارستان‌ها برخوردار شوند. "کمونیستکا" (زن کمونیست) نیز مجلۀ رسمی ژنوتدل بود.

از بخت بد، اینسا آرماند در سال 1920 درگذشت و پس از آن، الکساندرا کولونتای یک‌تنه ژنوتدِل را رهبری کرد. مصوبات رادیکال او تا سال 1930 وضع زنان را، دست کم به لحاظ قانونی، روز به روز بهبود بخشیده بود اما سرانجام ژنوتدل در سال 1930 به دستور استالین تعطیل شد.

لئون تروتسکی در کتاب "زنان و خانواده"، استالین را به ارتجاع در مسئلۀ زنان متهم کرده و علت رویکرد ارتجاعی استالین را نیاز او به بوروکراسی فاسد مستقر در ساختار حکومتی اتحاد جماهیر شوروی دانسته است.

تروتسکی در این کتاب، آمار قابل توجهی از بهبود شرایط زنان در شوروی طی سال‌های 1917 تا 1925 ارائه می‌کند. او در 7 دسامبر 1925 در سومین همایش سراسری "حمایت از مادران و کودکان"، به کاهش چشمگیر آمار مرگ و میر نوزادان زیر یکسال در شهرهای ولادیمیر و مسکو در سال‌های 1913 و 1923 می‌پردازد.

مثلا در مسکو نرخ مرگ و میر کودکان زیر یکسال از 28 درصد در 1913 به 14 درصد در 1923 رسیده بود. مطالعۀ آرای تروتسکی در این کتاب و نیز مطالعۀ جزوه‌هایی که از الکساندرا کولونتای وجود دارد (در کنار سه کتاب مشهور وی)، نشان می‌دهد که کمونیست‌ها اگرچه خانواده را هم تا حدی پادگانی می‌دیدند، اما آزادی زنان را عمیقا به رسمیت می‌شناختند.

مثلا تروتسکی می‌نویسد: «بدون مبارزۀ گسترده با الکلیسم، نمی‌توان کاری برای بهتر شدن وضعیت مادران و کودکان صورت داد... خطری بزرگ‌تر از این نیست که روابط جنسی به فرمان الکل باشد... و اغلب هم در محیط‌هایی رخ می‌دهد که سطح سواد پایین‌تر است... شما {مادران} باید طلایه‌دار مبارزه با الکلیسم باشید.»

لئون تروتسکی

نقش سه زن در اطراف لنین

تروتسکی در این کتاب جملات قابل توجهی دارد. مثلا می‌گوید: «آدم‌ها عادت‌های احمقانۀ زیادی دارند و، بدبختانه، به شدت در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. نفوذ این عادت‌های احمقانۀ بی‌معنا در هیچ جا بیشتر از زندگی تاریک و تک‌افتادۀ درون خانواده نیست و برای مبارزه با بی‌فرهنگی خانواده به چه کسی بهتر از زنان انقلابی می‌توان متوسل شد؟ کسانی که از کهنه بیشتر آزار دیده‌اند، همواره پرتوان‌تر برای رسیدن به نو می‌جنگند.»

الکساندر کولنتای نیز در جزوۀ "تزهایی دربارۀ اخلاق کمونیستی در زندگی زناشویی"، اگرچه تا حدی مبتلا به نگاه دستوری و پادگانی همۀ کمونیست‌ها است، اما نظراتی دارد که فمینیست‌های غربی، چند دهه بعد به چنان نظراتی رسیدند.

فمینیست‌های انگلیسی و آمریکایی، به هر حال در اتمسفر "اخلاق مسیحی" بزرگ شده بودند و با کمونیست‌هایی مثل تروتسکی و کولونتای، که به مراتب از قیودات اخلاق مسیحی رهاتر بودند، تفاوت داشتند.

مثلا در حالی که الکساندرا کولونتای حق سقط جنین را برای زنان شوروی به رسمیت شناخته بود، دولت شوروی این قانون را لغو کرد و تروتسکی می‌گوید زنان کارگر در شوروی، برای اینکه کارشان را از دست ندهند، اقدام به سقط جنین می‌کنند اما دولت شوروی مدعی است در این کشور فقر و بیکاری وجود ندارد و زنان حق ندارند "از لذت مادر شدن" دست بکشند.

مدت نقش‌آفرینی کولونتای در حکومت شوروی، چندان طولانی نبود. با اینکه ژنوتدل تا سال 1930 فعال بود، اما کولونتای را در زمانی که لنین بیمار شده بود و رشتۀ امور به تدریج در دست استالین قرار می‌گرفت، یعنی در سال 1922، به عنوان مامور دیپلماتیک به نروژ فرستادند. اعزامی که نوعی تبعید سیاسی بود برای ممانعت از نقش‌آفرینی بیشتر او در مسائل داخلی شوروی.

ژوزف استالین

نقش سه زن در اطراف لنین

واقعیت این بود که بسیاری از کمونیست‌های شوروی نیز به لحاظ فرهنگی ثمرۀ عصر تزار بودند. عصری که پایه‌هایش سلطنت محافظه‌کار و مسیحیت ارتدوکس بود. بنابراین همۀ آن‌ها مطابق منطق برابری‌خواهیِ کمونیستی به "مسئلۀ زن" نمی‌نگریستند و اگرچه خواهان برابری اقتصادی و لغو مالکیت خصوصی بودند، اما با تغییرات رادیکال در حوزۀ زنان و خانواده موافق نبودند. این افراد فقط در حوزۀ اقتصاد و احتمالا دین، رادیکال بودند.

اینکه چند درصد کمونیست‌های شوروی مثل تروتسکی و الکساندرا کولونتای و اینسا آرماند و لنین و همسرش، نادژدا کروپسکایا، در قبال "مسئلۀ زن" مترقی بودند و چند درصد آن‌ها مثل استالین محافظه‌کاری در این حوزه را ترجیح می‌دادند، معلوم نیست. اما منطق کمونیسم، چنانکه الکساندرا کولونتای گفته است، حکم می‌کند به برابری کامل زن و مرد در حوزه‌های "خانواده" و "جامعه".

در واقع کمونیسم در قبال مسئلۀ زن، منطقی لیبرالیستی دارد. فقط تفاوت در این است که لیبرال‌ها با داس و چکش و به شیوه‌های پادگانی و سرکوبگرانه، در پی تحول اجتماعی و افزایش آزادی زنان نبودند، ولی آثار تروتسکی و کولونتای نشان می‌دهد که اگر آنان بسط ید پیدا می‌کردند، ایده‌های مترقی خودشان را با روش‌های خشونت‌آمیز عملی می‌کردند. یا دست کم استعداد درافتادن به چنین ورطه‌ای را داشتند.

به هر حال تبعید سیاسی و محترمانۀ الکساندرا کولونتای در دوران حکمرانی استالین به درازا کشید. او در سال 1926 سفیر شوروی در مکزیک شد. از 1927 تا 1930 سفیر شوروی در نروژ بود و از 1930 تا 1945، سفیر شوروی در سوئد. در واقع الکساندرا کولونتای نخستین سفیر زن در جهان بوده است.

او در سال 1945 بازنشسته شد و به شوروی بازگشت و در سال 1952 در سن 80 سالگی درگذشت. درست یکسال قبل از مرگ ژوزف استالین.

به هر حال روز جهانی زن تا سال 1967 یک تعطیلات کمونیستی بود. در این سال فمینیست‌های موج دوم، یعنی فمینیست‌هایی که از 1960 فعالیت خود را آغاز کرده بودند و تا اوایل دهۀ 1990 حضور موثری در فضای اجتماعی آمریکا داشتند، روز 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن پذیرفتند. یعنی پنجاه سال پس از انقلاب کمونیستی در روسیه.

ده سال بعد، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از کشورهای عضو این سازمان خواست تا 8 مارس را به عنوان تعطیلی رسمی سازمان ملل برای "حقوق زنان و صلح جهانی" اعلام کنند. در حالی الکساندرا کولونتای و ولادیمیر لنین، هفتاد سال قبل، یعنی در سال 1917، روز 8 مارس را تعطیل رسمی کرده بودند.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:45 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 12:58 ] [ گنگِ خواب دیده ]

ریشه های تاریخی نشان شیر و خورشید در ایران

نقشه ایران مزین به نشان شیر و خورشید

شیر و خورشید نشانی است که تا پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ نماد ملی ایران بود. این نشان تلفیقی از سنن کهن میان‌رودان، ایران، عرب، ترک، یهودی و مغول است. شیر و خورشید در اصل نشان ستاره‌بینی، خورشید در صورت فلکیِ اسد (شیر) در منطقةالبروج بوده‌است.

در دوران حکومت سلسله‌های ترک و از حدود قرن ششم هجری، علامت شیر و خوشید از ستاره‌بینی وارد کارهای هنری در قلمرو اسلامی از مصر تا آسیای میانه شد. از دوران سلجوقیان روم سکه‌هایی با نقش شیر و خورشید می‌توان یافت و سپس این نشان از قرن نهم هجری/پانزده میلادی بطور ناپیوسته بر روی پرچم‌های ایران نقش بسته‌است.

Museum_of_Anatolian_Civilizationsخدایان خورشید و ماه نشسته بر پشت شیر؛ سنگ نگاره مربوط به هیتی نو؛

۹۵۰-۸۵۰ پیش از میلاد مسیح؛ موزه تمدن آناتولی؛ آنکارا؛ ترکیه

نشان شیر و خورشید در هر دوره‌ای از تاریخ بصورت مختلفی تعبیر شده‌است. در ابتدا تنها نشانی ستاره‌بینی بوده‌است نه مظهر حکومت. در دوران صفویه این نشان تعبیری شیعی/ایرانی پیدا می‌کند. از زمان شاهان بعد از آغامحمدخان قاجار و همزمان با تحولات فکری و اجتماعی در آن زمان، تعبیر شیعی نشان به تدریج کمرنگ می‌شود. در این دوران است که این نشان به اشتباه به ایران قبل از اسلام نسبت داده‌می‌شود. این نشان پس از انقلاب ۱۳۵۷ با نشان فعلی جمهوری اسلامی جایگزین می‌شود.

ریشه‌های نشان شیر و خورشید

حجم عظیم شواهد و متون ادبی و باستان شناسی، که احمد کسروی، مجتبی مینوی و سعید نفیسی گردآوری و بررسی کرده‌اند، نشان می‌دهد که نشان ستاره‌بینی خورشید در صورت فلکیِ اسد در منطقة البروج از قرن ششم هجری نقشی نمادین و رایج شد. تحقیقات مینوی، نفیسی و کسروی نشان می‌دهد که این نشان از ستاره‌بینی وارد فرهنگ عام، نشان‌ها و نقوش هنری شده‌است و از آنجا به تدریج و در حدود قرن پانزده میلادی(نهم هجری) به نقش های روی پرچم‌ها وارد می‌شود.

بگفته شاپور شهبازی در ایرانیکا این نماد «تلفیقی از سنن کهن ایران و عرب و ترک و مغول بود.» افسانه نجم آبادی، استاد دانشگاه هاروارد، بیان می‌کند که نشان شیر و خودشید موفقیت بی نظیری در میان نشان‌های موجود در ایران برای نشان دادن هویت امروزی ایرانی داشته‌است. این نشان از تمام فرهنگ‌های مطرح در تاریخ ایران تاثیر گرفته‌است، بطوریکه نشان‌ها و تعبیرهای زرتشتی، شیعه، ترکی، یهودی را یکجا جمع نموده‌است. تحول این نشان را می‌توان به اختصار چنین تشریح کرد:

۱-ریشه در ستاره‌بینی

نمونه‌ای از تصویر نجومی و ستاره‌بینی خورشید در برج اسد (شیر) از کارهای ابومعشر بلخی به سال ۸۵۰ میلادی

ستاره شناسان باستان قائل به وجود ارتباطی بین موقعیت ستارگان و پدیده‌های زمینی بودند. آن‌ها دوازده برج آسمانی را میان هفت جسم گردان آسمانی از جمله خورشید تقسیم می‌کردند و هر یک یا دو برج را ویژهٔ یکی از جرم‌ها و خانهٔ آن جرم آسمانی می‌پنداشتند. آن‌ها برج اسد را خانهٔ خورشید می‌دانستند. خواجه نصیر توسی در منظومه خود در ستاره‌شناسی می‌نویسد:

اولین از بروج با هشتم

نام آن بره و دگر کژدم

هر دو مریخ را شدند بیوت

همچو برجیس را کمان با حوت

زهره را خانه ثور و هم میزان

شمس را شیر و ماه را سرطان

تیر را خانه و شه و جوزا

مر زحل راست جدی و دلوعطا

Islamic_Zodiac_and_lion_and_sun_symbolنمونه‌ای منطقةالبروج اسلامی و یکی از برج‌های ۱۲ گانه خورشید در برج اسد، موزه پرگامون برلین، آلمان

در شعرهای شاعران ایران نیز چنین باوری را می‌توان یافت. قطران تبریزی دربارهٔ رفتن پادشاه آذربایجان بدیدن شاه گنجه چنین گفته‌است:

اگر به خانه شیر آمده‌است شید رواست

بدانکه خانه شیداست شیر بر گردون

۲-ریشه در سنت‌های سامی

الکساندر کرَپ طی مطالعاتی که بر روی تمدن‌های باستانی میان رودان، مصر و آناتولی انجام داده‌است به ارتباط نزدیک بین خورشید و شیر در باورها، اساطیر و خدایان در این تمدن‌ها اشاره می‌نماید. او ردپای ارتباط شیر و خورشید را از سنت‌ها خاور نزدیک به ستاره‌بینی در میان رودان و از ستاره‌بینی تا نشان شیر و خورشید مرسوم در ایران ردیابی می‌کند. از نمونه‌های پیوستگی نزدیک شیر و خورشید کرَپ به شَمَش خدای خورشید بابلیان اشاره می‌کند که بصورت شیر نمایش داده می‌شده‌است. یا آهی بزرگ فرعون مصر «شیر فرزند خدای خورشید» نامیده می‌شده‌است. در فلسطین، سامسون پهلوان کشنده شیر، خود در اصل شیری بوده‌است که فرزند بَعل شَمَش خدای خورشید بوده‌است.

بگفته کیندرمن در دانشنامه اسلام نشان شیر و خورشید در ایران بعد اسلام عمدتاً برگرفته از نشان ستاره‌بینی، خورشید در برج اسد است. واضح است که هنر اسلامی بسیاری از سنن را بدون تغییر آشکاری از تمدن‌های قبل به عاریت گرفته بود. ناممکن است که شروع چنین باوری را پیدا کرد. در دوران باستان از اشکال ستارگان برداشت‌ها و تفسیرهایی می‌کردند. بابلیان طالع سلاطین را درصورت فلکی شیر می‌دیدند. آن‌ها شیر را بعنوان سلطان حیوانات را در برجی که انقلاب تابستانی در آن بوقوع می‌پیوندد قرار دادند. این بعنوان نشانه غلبه خورشید بود و از همین رو است که عیسی شیر یهودا (بعنوان غلبه کننده بر مرگ) و علی شیر خدا نام داشت.

۳-ریشه در سنت‌های ایرانی

در ایران پیش از اسلام، خورشید (به صورت یک مرد) همیشه سلطنت را در ایران تداعی می‌کرده‌است: «تصویر بلورین خورشید» سراپرده سلطنتی داریوش سوم را متمایز می‌نموده‌است. درفش اشکانیان با تصویر خورشید تزیین می‌شده‌است. بر بالای تاج سلاطین ساسانی گویی قرار داشت که نماد خورشید بود.

سكه شیر و خورشید دوران سلجوقی

مالالاس رومی به نامه‌ای اشاره می‌کند که در آن شاه ایران را «خورشید شرق » و قیصر روم را «ماه غرب » نامیده‌اند. شیر نیز پیوند نزدیکی با شاهنشاهی در ایران داشته‌است: ردیف‌هایی از شیران زینت بخش تخت و ردای شاهان هخامنشی بوده‌است. تاج آنتیوخوس اول شاه پارسی تبار کوماژن (حک : ۳۴ـ ۶۹ پیش از میلاد) با تصویر شیر تزیین شده بود. در نقش برجسته مراسم اعطای مقام در نقش رستم، اردشیر اول زرهی با تصویر شیر به تن داشته‌است. شیر نقش تزیینی مشابهی برای عضدالدوله دیلمی داشته‌است. در برخی لهجه‌ها و گویش‌های شرق ایران، واژه شاه، شیر تلفظ می‌شود.

تاثیر سنت‌های اسلامی، ترکی و مغولی

بگفته شاپور شهبازی در دانشنامه ایرانیکا سنن عربی و اسلامی و ترکی و مغولی همیشه بر پیوند نمادین شیر و پادشاهی تأکید می‌کردند. این سنن، جاذبه جادویی خورشید را نیز تأیید می‌کردند، و مغول‌ها حرمت نهادن به خورشید، بویژه در حال طلوع ، را دوباره در ایران رواج دادند.

کاشی با نشان شیر و خورشید متعلق به دوره ایلخانی در دامغان

در بین اعراب شبه جزیره عرب به مانند سایر نقاطی از آسیا و اروپا که شیر در آن وجود نداشت، شیر به مانند جانوری شبه افسانه‌ای که بود که شاه حیوانات بود و تعجبی نداشت که نماد قدرت پادشاهی باشد. بگفته کیندرمن در دانشنامه اسلام این جانور در فرهنگ اعراب سمبل دلیری، شجاعت و جوانمردی بود. در هنر دورهٔ اسلامی نقش شیر پرکاربردترین و مرسوم‌ترین از میان حیوانات بود بجز معنای ستاره‌بینی که در نشان «شیر و خورشید» وجود داشت. در سایر کاربردها تنها جنبه‌ای تزئینی داشته و اهمیت و معنای خاصی نداشته‌است.از فرم‌های رایج می‌توان به بصورت گرد در فواره‌های الحمرا یا سرامیک‌های ایرانی قرن ۱۲ تا ۱۴ میلادی (عمدتا بعنوان وسایل ریختن مایعات یا عوددان)، بصورت تنها در حال حمله و یا حمله به جانوری دیگر (برگرفته از سنت‌های ایرانی قبل از اسلام) اشاره نمود. یکی از کاربردهای شیر، استفاده بصورت نشان حکومتی مانند آنچه مملوکان مصر و یا احتمالا سلجوقیان روم (بهمراه خورشید) استفاده می‌کردند که برگرفته از نشان‌های روی سکه که خود عمدتا برگرفته از نشان‌های طالع‌بینی و ستاره‌بینی و صورفلکی بوده‌است.

دوران سلسله‌های ترک

در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌هایی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت شیرآمده بود. اولین سکه موجود با نقش شیر و خورشید به دوران پادشاهی کیخسرو از سلاجقه روم می‌رسد. ابن عبری تاریخ نگار و دانشمند در کتاب مختصر تاریخ الدول روایتی عاشقانه از این سکه ارایه می‌دهد که افسانه نجم آبادی این داستان را دور از واقعیت و صحت تاریخی می‌داند. ابن عبری می‌نویسد که غیاث الدین کیخسرو فرزند علاءالدین کیکاووس، از شاهان خاندان سلجوقیان روم، دل به شاهزاده‌ای گرجی می‌بازد. کیخسرو چنان شیفته می‌شود که به درخواست دختر گرجی برای ضرب سکه‌ای با چهرهٔ او بر آن موافقت می‌کند اما نزدیکان کیخسرو برای پاس داشت دین اسلام، روا نمی‌دانند تا چهره زنی نامسلمان بر سکه‌ها نقش بندد. با پایفشاری کیخسرو، چاره‌ای اندیشیده می‌شود تا از این بن بست بیرون آیند. پیکرهٔ شیری بر سکه نگاشته می‌شود و بر فراز آن، خورشید که نشان از چهرهٔ زیباروی گرجی است جای می‌گیرد و بدین گونه خواستهٔ دلبر بر آورده می‌گردد.

اولین پرچم‌های شیر و خورشید دار

یکی از اولین پرچم‌های شیر و خورشید شناخته شده مربوط به ۱۴۲۳ میلادی/۸۲۶ هجری[۱]

قدیمی ترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان بر می‌گردد. این پرچم در مینیاتوری از شاهنامه شمس الدین کاشانی (منظومه‌ای درباره جهانگشایی مغولان) به تصویر کشیده شده‌است. این مینیاتور که حمله مغولان به حصار شهر نیشابور را نشان می‌دهد. سربازان (مغول؟) را نشان می‌دهد که پرچمی مزّین به نشان شیر و خورشید در کنار پرچمی دیگر مزین به هلال ماه حمل می‌کنند.

فواد کوپریلی در مورد پرچم‌های دوره ایلخانان و تیموریان می‌نویسد که آنان در سپاه از پرچم‌هایی به رنگ‌های زرد و قرمز نیز استفاده می‌کردند و بر روی آن‌ها تصاویر گوناگونی از قبیل اژدها، شیر، قره قوش (نوعی عقاب) و شیر و خورشید نقش می‌بسته‌است. احتمال زیاد وجود دارد که تمغاهای شخصی نیز روی پرچم‌ها به کار می‌رفته‌است. در نسخه‌ای از شاهنامه استنساخ شده در قرن نهم هجری (زمان مغول‌ها) نگاره‌ای وجود دارد که پرچمی را با تصویر شیر و خورشید در وسط آن نشان می‌دهد. این پرچم احتمالاً متعلق به ایلخانیان می‌باشد، زیرا آن‌ها این نقش را روی سکه‌های خود نیز به کار می‌بردند.

فواد کوپریلی همچنین می‌گوید:«تصویر شیر و خورشید در سکه‌های برخی از فرمانروایان این سلسله [آق قوینلوها] و بعضی سلسله‌های دیگر ترک فقط نقشی نجومی است نه مظهر حکومت.» با توجه به این پرچم و نمونه‌های مشابه آن در قرن نهم هجری قمری (پانزده میلادی)، مراجع معتبری مانند دانشنامه بریتانیکا و دانشنامه ایرانیکا زمان اولین مدارک موجود از استفاده شیر و خورشید در پرچم‌های ایران را این دوران می‌دانند.

دوران صفوی

بگفته افسانه نجم‌آبادی در دوران صفوی نشان شیر و خورشید مظهر دو رکن جامعه بود: «حکومت و مذهب» مشخص است که هر چند درفش‌های مختلفی در زمان شاهان صفوی بخصوص نخستین شاهان صفوی استفاده می‌شده‌است، تا زمان شاه‌عباس صفوی، نشان شیر و خورشید به نشانی رایج در درفش‌های ایران بدل شده‌بود. بگفتهٔ یحیی ذکا در دوره صفوی «نشان خورشید» نشانگر نظام سال و ماه خورشیدی و «نشان شیر» در آن اشاره به امام علی، «شیر خدا» برگرفته از عبارت مشهور «اسدالله الغالب» است که در بعضی از نشان‌ها این جمله در زیر نشان شیر و خورشید به چشم می‌خورد و شمشیر در دست شیر نیز ذوالفقار شمشیر مشهور علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان است.

محمد رضا بیگ فرستاده شاه صفوی از ورسای دیدن می‌کند؛ اوت ۱۷۱۵

تفسیر صفویان از این نشان برمبنای ترکیبی از اسطوره‌ها بخصوص شاهنامه فردوسی، داستان‌های محمد پیامبر مسلمانان و منابع اسلامی بود. شاهان صفوی برای خود دو نقش قائل بودند: «شاه و مقدس مرد.» این تفسیر دوگانه از نقش شاه به سبب شجره نامه‌ای بود که شاهان صفوی برای خود قائل بودند. دو شخص نقشی کلیدی در این میان داشتند. جمشید شاه اسطوره‌ای ایران به عنوان بنیانگزار شاهنشاهی در اسطوره‌های ایرانی و علی، امام اول شیعیان. در این پندار، خورشید سمبل جمشید و شیر سمبل علی امام بود.شاپور شهبازی به نقش کلیدی شاهنامه فردوسی در جهانبینی صفویان اشاره می‌نماید. او می‌نویسد که بکارگیری شیر و خورشید توسط صفویان می‌تواند برگرفته از شعرهایی از شاهنامه باشد که به خورشید ایرانیان در مقابل ماه تورانیان و یا سزار روم ماه غرب و شاه ایران خورشید شرق اشاره می‌کند. از آنجایی که درفش عثمانی‌ها به عنوان حاکمان سرزمین روم در آن زمان و به عنوان رقیب صفویان هلال ماه بود. صفویان، با الهام از این شعر شاهنامه نشان شیر و خورشید را بعنوان نشان ملی خود برگزیدند.

به گفته نجم‌آبادی خورشید علاوه بر استعاره بر جمشید، دو معنای استعاره‌ای دیگر نیز برای صفویان داشته‌است. مفهوم زمان برمبنای گاهشماری خورشیدی که متمایز از گاهشماری قمری عربی-اسلامی بود. همچنین معنای ستاره‌بینی و دخالت کیهان در تقدیر و تعبیری که ستاره‌بینی از حالت نجومی شیر در صورت فلکی خورشید (اسد) داشت. صورت فلکی شیر نیز خوش یمن ترین جایگاه خورشید بوده‌است. بنابراین نشان شیر و خورشید دو جفت آسمانی و زمینی را به هم پیوند می‌داد، شاهنشاه و مقدس مرد (جمشید و علی)، که به توسط نشان کیهانی خورشید در برج شیر(اسد) به هم پیوند داده شده بودند.

در جستجوی یافتن تعبیر صفویان از نشان شیر و خورشید، شاپور شهبازی چنین تحلیل می‌نماید که صفویان شیر را سمبل علی، امام اول شیعیان، می‌دانستند و خورشید سمبل انوار الاهی که همان تغییر یافته مفهوم باستانی «فرّ دین» بود. باز معرفی مفهوم فر ایزدی توسط صفویان برای توجیه و مشروعیت بخشی به حکمرانی صفویان بود. آن‌ها چنین مشروعیتی را با نسبت دادن فرّایزدی به علی و از طریق نسبت دادن خود به امام چهارم شیعیان و از طریق مادر امام چهارم شیعیان (شهربانو) به شاهان ساسانی بوجود آورده بودند.

دوران افشار و زندیه

مهر شاهنشاهی نادرشاه در سال ۱۷۴۶ منقش به شیر و خورشید بود. نشان همجنین مزین به عبارن «الملک الله» بود. دو شمشیر آب طلای متعلق به کریم‌خان زند دارای نشان نجومی شیر است که نشانگر نشان ستاره بین شیر در برج اسد دارد. از دیگر نمونه‌های مربوط به این دوران می‌توان به نقش شیر و خورشید بر روی سنگ قبر یک سرباز زند اشاره‌ نمود.

مهر شاهنشاهی نادرشاه افشار

دوران قاجار

نقاشی نشان شیر و خورشید که در دوره قاجار بر روی دیواره حمام علیقلی آقا در اصفهان ترسیم شده‌است.

قدیمی‌ترین نشان شیر و خورشید شناخته‌شده، سکه‌ای است که بمناسبت تاجگزاری آغامحمدخان بسال ۱۷۹۶ ضرب‌شده‌است. در این سکه در زیر شکم شیر علی، امام شیعیان ذکر شده‌است (یا علی) و در بالای نشان شاه وقت خوانده شده‌است (یا محمّد). این سکه می‌تواند بیانگر آن باشد که هنوز در این زمان شیر به مذهب و خورشید استعاره‌ای از شاه ایران است (ایرانیت و اسلامیت حکومت در دوران قاجار این نشان کاربردی گسترده داشته‌است و از علم‌های عزاداری ماه محرم تا سندهای ازدواج یهودیان ایران (کِتوباس) از این نشان استفاده می‌شده‌است.

این نقش در اوایل دوره قاجار به شکلی کاملاً ناهمسان روی سکه‌ها، نشان‌ها و پرچم‌ها ظاهر شد. فتحعلی شاه قاجار به تقلید از نشان لژیون دونور فرانسه، نشان شیر و خورشید ایرانی را در ۱۲۲۲-۱۲۲۵ پدید آورد تا به دیپلمات‌ها و مقامات اروپایی اعطا کند. به این ترتیب ایران دارای پرچمی رسمی با نشان شیر و خورشید شد. بدین سان است که یک قرن بعد نویسنده‌ای اروپایی می‌نویسد: «ایران امروزه به سرزمین شیر و خورشید معروف است».

این نقاشی که بسال ۱۶-۱۸۱۵ نقاشی شده‌است، زمانی قصر عباس میرزا ولی عهد فتحعلی شاه در تبریز راتزیینمی‌نموده‌است.این تصویر صحنه پیروزی ایرانیان بر روس‌ها در نبرد سلطان‌آباد در ۱۳ فوریه ۱۸۱۳ و در خلالجنگ‌هایایران و روس ترسیم می‌کند.لشکر ایران در این نبرد درفشی با نشان شیر و خورشید حمل می‌نمایند و شیر دراینتصویر شمشیری در دست دارد.

پرچم سه گوش قاجاری مربوط به اواسط قرن نوزدهم؛ ابعاد پرچم ۳٫۶ در ۲٫۰۳ متر می‌باشد. در حاشیه پرچم آیه‌های قرانی و توسل به معصومین حک شده‌است.

تغییرات گسترده در شکل و تعبیر شیر و خورشید

گاسپار دروویل که در ۱۸۱۲-۱۸۱۳ در ارتش ایران خدمت کرده بود، گزارش می‌دهد که پرچم‌ها و نشان‌های ایرانیان دارای نشان زرهی کشور، یعنی یک شیر خوابیده و خورشید در حال طلوع همراه با عبارت سلطان بن سلطان فتحعلی شاه قاجار است. لویی دوبو گزارش می‌دهد که محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه) دو پرچم داشته‌است: «یکی با نقش شمشیر علی، که دو لبه‌است» و دیگری «با نقش یک شیر خوابیده و خورشیدی که از پشت آن طلوع می‌کند». پرچم دوم پرچم اصلی کشور بود. دروویل تصاویر جالبی از پرچم ایران آورده‌است. در یکی از این تصاویر شیر با شمشیری در دست تصویر شده‌است. بگفته شاپور شهبازی این نخستین باری است که با شیر شمشیر در دست روبه رو می‌شویم؛ نمادی که از عصر محمدشاه قاجار به بعد به نشان متعارف ملی ایران تبدیل شد. گویا از اواخر دوران فتحعلی شاه به تدریج دو پرچم شیر و خورشید و ذوالفقار علی با هم تلفیق می‌شود و شیر که مظهر علی بوده‌است شمشیر دریافت می‌کند.

افسانه نجم آبادی تغییرات نشان شیر خورشید از زمان فتحعلی‌شاه را متاثر از تغییراتی می‌داند که در عرصه اجتماعی سیاسی ایران از زمان فتحعلی شاه شروع می‌شود که بر نحوه تفسیر نشان شیر و خورشید نیز تاثیر می‌گذارد. افسانه نجم‌آبادی می‌نویسد که از زمان فتحعلی شاه به تدریج جنبه مذهبی حکومت و شاهان ایران کمرنگ می‌شود و به دنبال آن تفسیر شیعی شیر و خورشید جایش را به تفسیری ملی گرایانه می‌دهد. نوشته‌های باز مانده از آن زمان از جمله شعری به قلم خود شاه ایران نشان می‌دهد که خورشید در آن زمان استعاره از شاه ایران است و اشاره به جمشید، شاه اسطوره‌ای ایران در شاهنامه فردوسی داشت. در این نوشتارهای برجامانده از آن زمان، به شیر نیز استعاره‌ای برگرفته از اسطوره‌های شاهنامه نسبت داده‌اند. شیر در آن زمان اشاره به رستم داشت که شیر نشان او بود و نشانگر پهلوانان و دلاوران ایرانی داشت که آماده برای پاسداری از ایران بودند. شهبازی با نقل فرمانی از زمان محمد شاه نشان می‌دهد که چگونه در اثر مراودات ایرانیان با اروپاییان و آشنایی مجدد شاهان ایران با عظمت ایران باستان نشان شیر وخورشید تعبیری ملی گرایانه پیدا می‌کند.

نشان شیر و خورشید در کاشی‌کاری‌های مجموعه کاخ‌های گلستان

محمدشاه در سال ۱۲۵۲ فرمانی رسمی صادر کرد که شکل و کارکرد انواع نشان‌های شیر و خورشید را تعیین و تعبیری ملی گرایانه از این نشان ارائه می‌دهد و خاستگاه آنرا با ایران پیش از اسلام و زردشتیگری پیوند می‌زند. برای نخستین بار از زمان محمدشاه قاجار است که در بسیاری از سکه‌ها و نشان‌ها تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد هر چند پیوند شیر خورشید به ایران پیش از اسلام توسط محمد شاه یک نابهنگامی زمانی و به اشتباه بوده‌است در «دیوان غربی ـ شرقی» گوته شاعر آلمانی قطعه‌ای شعر فارسی با نام «در درفش» موجود است که عیناً به خط فارسی نقل کرده‌اند. این قطعه را حاج میرزا ابوالحسن خان شیرازی معروف به ایلچی که نخست در ربیع الثانی ۱۲۲۴ قمری به سفارت انگلستان مامور شده و سپس در ۱۲۴۰ وزیر امور خارجه فتحعلی شاه شده بود، بر روی درفشی که با خود داشته رسم کرده بوده است و نقش این بیرق بنابر فحوای این قطعه، شیر و خورشید بوده است:

فتحِ علی شاه ترک، جمشید گیتی افروز

کشور خدای ایران، خورشید عالم افروز

چترش بصحن کیهان، افگنده ظل اعظم

گرزش به مغز کیوان، آکنده مشک سارا

ایران کنام شیران، خورشید شاه ایران

زانست «شیر و خورشید»، نقش درفش دارا

از تغییراتی که در زمان سلطنت فتحعلی شاه در درفش و علامت دولت ایران رخ داد، تغییرات در نژاد شیر بود، بدین معنی که قبل از اواسط سلطنت فتحعلی شاه، همیشه شیری که در سکه‌ها و درفش‌های ایران نقش می‌گردید، شیر ایرانی بود، زیرا «شیرهای ایرانی چه نر و چه ماده، بی یال بوده‌اند نه همچون شیرهای آفریقا که نرهایشان یالدار و ماده شان بی یالست» از این زمان با تاثیر گرفتن از اروپاییان تصویر شیر بر اساس شیرهای نر آفریقایی که دارای یال بودند ترسیم می‌شود.

دوران زمامداری ناصرالدین شاه

در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه (سال ۱۲۴۷ خورشیدی)، تمبری (تمبر باقری) در پاریس منتشر گردید که نگاره آن، نشان رسمی دولت وقت ایران (شیر و خورشید) بود. این نشان داخل دایره‌ای جا گرفته بود و در گوشه‌های تمبر، قیمت آن به فارسی ثبت شده بود.

نشان شیر و خورشید در تکیه معاون الملک کرمانشاه از سال ۱۲۸۰ شمسی

نشان شیر و خورشید در تکیه معاون الملک کرمانشاه از سال ۱۲۸۰ شمسی

در پنجمین متمم قانون اساسی مشروطه نخستین قانون اساسی ایران (قانون اساسی مشروطه)، پرچم ایران به شکل شیر و خورشید بر روی سه رنگ سرخ و سفید و سبز تعیین شد. این قانون شکل نشان شیر و خورشید پرچم را ایستاده همراه با شمشیری در دست و خورشیدی در پس زمینه توصیف می‌کند.فرمانی به تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۱۰ توصیفی دقیق از این نشان شیر و خورشید ارائه می‌دهد. از جمله این فرمان دم شیر به صورت S ایتالیک تعیین می‌شود. همچنین موقعیت ر اندازه شیر و پنجه او و شمشیرش را و خورشید را به‌دقت توصیف می‌کند.. نجم‌آبادی بر اساس یک پرده اوایل دوران رضا شاه تناظری دو به دو بین شیر-خورشید و رضا شاه و مادر وطن مشاهده می‌نماید. محتویات این پرده نشان می‌دهد که همان‌گونه که خورشید توسط شیر محافظت می‌شود، رضا شاه به مانند قهرمانی است که باید از مام وطن پاسداری نماید.هرچند شاهان پهلوی نشان شیر و خورشید قاجارها را می‌پذیرند، اما آن‌ها تاج کیانی (تاج قاجارها) شیر و خورشید را با تاج پهلوی عوض می‌کنند..در زمان رضا شاه پهلوی شیر با چهره واقعی‌تری ترسیم می‌شد و دیگر خورشید به صورت زنانه ترسیم نمی‌گردید و خورشید تنها دارای پرتوهایی بود. در این زمان شیر و خورشید پرچم ایران در بسیاری از موقعیتها نظیر کاربردهای نظامی، پرچم به همراه تاج پهلوی نیز بوده‌است..لاندائو زدوده شدن چهره زنانه از خورشید در سال ۱۹۳۸ و به سبب مخالفت‌های مذهبی عنوان می‌کند.

سکه طلای پنج پهلوی، متعلق به سال ۱۳۰۵ خورشیدی مصادف با ۱۹۲۶ میلادی (دوران رضا شاه پهلوی) نام رضا شاه روی سکه درج شده است. نشان شیر و خورشید نیز در طرف دیگر سکه موجود است.

شاهان پهلوی تعبیر ایرانی شیر را دوباره رواج دادند، تعبیری که در آن شیر نشان پادشاهی و همچنین نشان رستم در شاهنامه بوده‌است. تعابیر گوناگون این نشان در درازنای تاریخ، هر چند بستر نیرومندی برای شیر و خورشید به عنوان نشان ملی ایران فراهم آورده بود، اما زمینه مناسبی برای چالش این نشان نیز به وجود آورده بود..نمونه مهم این چالش‌ها زمانی بود که سفارت ایران در لندن از مجتبی مینویگزارشی در مورد شیر و خورشید خواست. در این گزارش مینوی بر ریشه ترکی این نوشتار پای فشرده بود. مینوی به دولت ایران پیشنهاد نموده بود که نشان شیر و خورشید با درفش کاویانی جایگزین نماید که این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت.. این نشان پیش از این در زمان جنگ جهانی اول به چالش کشیده شد. زمانی که حسن تقی‌زاده نشریه کاوه را در برلین چاپ می‌کرد. در این زمان تقی‌زاده استدلال می‌کرد که نشان شیر و خودشید نه ریشه‌ای ایران دارد و نه آنچنان‌که پنداشته می‌شود نشانی قدیمی است. او بر جایگزینی نشان شیر و خورشید باید با نشانی ایرانی‌تر مانند درفش کاویانی پافشاری می‌کرد..

نشان شیر و خورشید به همراه لوح عدل مظفر در سر در مجلس شورای ملی در اوایل دوران پهلوی

تندیسهای شیر و خورشید به همراه لوح عدل مظفر در سر در مجلس شورای ملی در دهه پنجاه خورشیدی

پس از انقلاب ۱۳۵۷

پرچم خورشیدنشان ایران (با حذف شیر) پس از انقلاب اسلامی و پیش از طراحی و رسمیت نشان جمهوری اسلامی

نشان جمهوری اسلامی

نشان شیر و خورشید تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان نشان ملی ایران باقی‌ماند. در این زمان این نشان با حکمی از مکان‌های عمومی و سازمان‌های دولتی برچیده شد و با نشان فعلی جمهوری اسلامی جایگزین شد. با وجود آنکه این نشان مفهوم بسیار قدیمی شیعی داشت و شیر منسوب به علی امام اول شیعیان بود، در فضای انقلابی سال‌های اول پس از انقلاب، نشان شیر و خورشید سمبل یک «نظام سرکوبگر، غرب‌زده شاهنشاهی» بود که باید جایگزین می‌شد.

در فضای هیجان زده روزهای نخست انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از نشان‌ها، یادبودها و بناهایی که از نگاه انقلابیون نمادی از حکومت پهلوی به شمار می‌رفتند نابود شده یا به روش‌های گوناگون از دید همگانی پنهان شدند. حذف این نشان تاریخی با نارضایتی بسیاری از مورخان و چهره‌های فرهنگی ایران پس از انقلاب روبرو شده‌است. در سال‌های اخیر گرایش‌هایی برای بازگشت این نشان در میان قانونگذاران جمهوری اسلامی نیز حس می‌شود.. در سال ۱۳۸۷ تلاشی برای بازگرداندن سردر شیر و خورشید مجلس ایران صورت پذیرفت. اما با وجودی که این کار با استقبال افکار عمومی همراه بود و قانونگذاران ایران هم نسبت به این کار ابراز تمایل کرده بودند، این شیرها پس از دو روز دوباره به زیر کشیده شد.

در سال‌های اخیر شیر و خورشید هنوز توسط بسیاری از ایرانیان خارج کشور به عنوان نماد مخالفت با جمهوری اسلامی بکار می‌رود. بسیاری از گروه‌های مخالف نظام فعلی ایران مانند گروه‌های سلطنت طلب، سازمان مجاهدین خلق، سوسیال دموکراتها و میلیون از این نشان به عنوان نشان رسمی خود استفاده می‌کنند. در لس آنجلس که دارای جمعیت بزرگی از ایرانیان است نشان شیر خورشید از روی لیوان‌ها تا روی چترها بکار می‌رود. میزان محبوبیت نشان شیر و خورشید در نزد ایرانیان خارج از کشور بسیار بیش از محبوبیت نشان در ایران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در خود ایران است.

پذیرش بین‌المللی

از سال ۱۹۲۹ شیر و خورشید سرخ بعنوان یکی از نشان‌های رسمی جمعیت صلیب سرخ جهانی در کنار نشان‌های هلال احمر و صلیب سرخ پذیرفته شد. از ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ نظام جمهوری اسلامی ایران بطور رسمی اعلام نمود که از این به بعد از نشان هلال احمر استفاده می‌کند. هر چند حق خود را برای بازگشت به نشان شیر و خورشید محفوظ اعلام نمود. کنوانسیون ژنو همچنان شیر و خورشید را یکی از نشان‌های رسمی خود می‌داند.

تصاویر دیگری از شیر و خورشید

اثری به نام شیر و خورشید از حسین زنده‌رودی.

نشان شیر و خورشید در نشان ملی ایران (پرشیا) سال ۱۹۰۷ میلادی در دانشنامه روسی بروخوس و افرون

کتیبه (سند ازدواج یهودی)-نقاشی متعلق به دهه ۱۸۴۰ با نشان شیر و خورشید

آرم روزنامه اخبار دارالخلافه ایران؛ ۵ فوریه ۱۸۵۱

کاروانی حامل پرچم شیر و خورشید ایران در اواخر روزگار فتحعلی‌شاه قاجار، ۱۸۵۵ میلادی. نقاشی از الکسیس سولتیکوف

نقاشی شیر و خورشید روی تاق هشتی ساختمان باغ ارم شیراز در میانه‌های دوره قاجار

شیروخورشید

[ شنبه بیستم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 4:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]


آدم های ساده را باید
مثل یک تابلوی نقاشی ساعت‌ها تماشا کرد،

عمرشان کوتاه است،
بس که هرکسی از راه می‌رسد
یا ازشان سوء استفاده می کند
یا زمین‌شان می‌زند
یا درس ساده نبودن یادشان می‌دهد...!

آدم های ساده را دوست دارم
بوی ناب انسان می‌دهند....

[ جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 20:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]



در تمام زندگی‌ها جاهای خالی بزرگی وجود دارد
که دیگر قرار نیست پُر شوند
یا می‌توانیم مدام چشم بدوزیم
و حسرت بخوریم،
یا سوگواری کنیم
و با این درد کنار بیاییم.

برای بعضی از نداشته‌ها نباید تلاش کرد.
باید فقط کنار آمد...


[ جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 20:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]

سوسیس بندری

[ پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 11:47 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دلخوشم با نفسی،

حبه قندی،

چایی‌،

صحبت اهل دلی،

فارغ از همهمه‌ی دنیایی!


دل خوشی‌ها کم نیست،

دیده‌ها نابیناست...

[ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:44 ] [ گنگِ خواب دیده ]

راز زندگی

اگر از من بپرسند راز زندگی کدام است، می گویم راز خوب زیستن در خویشکاری است. مهمترین مسئولیت و مهمترین پروژة زندگی هر فردی کار کردن بر روی خود و شکل دادن به زندگی خود است و چهار اصل اساسی این خویشکاری عبارت است از:

1. حال ما به میزانی خوب می شود که حال دیگران را خوب کنیم و حال ما به اندازه ای گرفته می شود که حال دیگران را بگیریم. (حال خوب)

2. لبخند زدن یا کوشش برای حفظ لبخند و آرامش، معجزه می کند. هنر لبخند زدن را تمرین کنیم. لبخند، خود به خود، برایمان هم آرامش می آورد و هم دوستی.(آرامش و آشتی)

3. از سرعت زندگی ما بکاهیم و برای خود زیستن و با خود زیستن را در سرعت کم تمرین کنیم. یعنی تنهای تنها از بعضی چیزها مثل ظرف شستن و موزیک شنیدن و سیب خوردن لذت ببریم. از روی هیچ لذتی نپریم. روی هر لذتی درنگ و تامل و تاخیر داشته باشیم. ما در بیشتر اوقات خود را در شلوغی گم می کنیم و از خود به سوی مقصدی نامعلوم فرار می کنیم. (با خود زیستن و با خود ماندن)

4. هر روز یا هر شب یک ربع ساعت با خود در مورد نیکی ها و خطاهای آن روز با خود خلوت کنیم و به خود حساب پس بدهیم تا فردایمان از امروز قدری بهتر شود. (محاسبه خود)


[ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]

روز جهانی زنان بزرگداشتی است که هر ساله در روز ۸ مارس برابر با ۱۸ اسفند برگزار می‌شود و نقطه کانونی در جنبش حقوق زنان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکزِ جشن بر بزرگداشت و دفاع
از حقوق زنان وبرگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است.این روز در ابتدا به‌عنوانِ یک رویدادِ سیاسیِ سوسیالیستی در میانِ احزاب سوسیالیستِ آمریکا، آلمان و اروپای شرقی آغاز شد، اما پسین‌ترها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته شد.روز بین‌المللی زنان در برخی از مناطق، رنگ و بوی سیاسی خود را از دست داده و تبدیل به مناسبتی برای مردان شده تا عشقِ خود را به زنان نشان دهند و آمیزه‌ای از روز مادر و روز ولنتاین شده‌است. با این حال در مناطقی دیگر، اصل سیاسی و زمینهٔ حقوق بشری که توسط سازمان ملل متحد تعیین شده، با قدرت اجرا می‌شود و آگاهیِ سیاسی و اجتماعیِ امیدوارکننده‌ای از مبارزاتِ زنان در سراسر جهان به ارمغان می‌آورد. سازمان ملل هم از سال ۱۹۷۷ این روز را به‌عنوانِ «روز حقوق زنان و صلح بین‌المللی» به‌رسمیت می‌شناسد.
گیاه حساس (یا حساسه یا درخت گل ابریشم)، نمادی از جشن روز زنان در کشورهای ایتالیا و روسیه است. همچنین گل میموزا یکی از نمادهای این روز است.
اولین مراسم، در سال ۱۹۰۹ به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی برگزار شد. این مراسم حاصل آمیختگی فرهنگ چندین کشور و در درجهٔ اول کشورهای اروپایی به ویژه بلوک شرق بود.این روز در سال ۱۹۱۷ در اتحاد جماهیر شوروی یک مناسبت ملی اعلام شد و به دیگر کشورهای همسایه نیز سرایت یافت. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای شرقی این روز جشن گرفته می‌شود.

[ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]

از نظر رابرت استرنبرگ، عشق سه مولفه دارد که به مثلث عشق شناخته می شود‌ که شامل، "صمیمیت" به معنای پیوند و نزدیکی میان دو نفر
"شور و اشتیاق" به معنای تمایل جنسی و جذابیت جسمانی عاطفی و "تعهد" به معنای پایبندی به ارتباط در طولانی مدت و عمل به وعده ها می باشد.
.اگر این سه مولفه در یک رابطه عاشقانه وجود داشته باشد، عشق کامل رخ می دهد!
اما اگر فقط یک یا دو حالت از این مولفه ها وجود داشته باشد، انواع عشق به وجود می آید.

مثلا در عشق دوستانه میزان صمیمیت بیشتر است یا در عشق هیجان مدار شور و اشتیاق بیشتر است.
در عشق متعهدانه فقط تعهد بدون صمیمیت وجود دارد و در عشق رمانتیک شور و صمیمیت بدون تعهد وجود دارد!

[ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:39 ] [ گنگِ خواب دیده ]

مردی که عرض عمرش ۱۲۰۰ سال بود!

مردی که عرض عمرش ۱۲۰۰ سال بود!

سیدمحمد دبیر سیاقی، نویسنده و مصحح متون کهن پارسی از شاگردان دهخدا بود که عرض عمر خود را ۱۲۰۰ ساله خوانده بود.

سیدمحمّد دبیرسیاقی پژوهشگر، نویسنده، شاعر، مدرس ادبیات فارسی و مصحح متون کهن پارسی و از شاگردان دهخدا -زاده ۴ اسفند ۱۲۹۸ خورشیدی در قزوین- بود که ۱۶ مهرماه ۱۳۹۶ از دنیا رفت.

دبیر سیاقی درباره زندگی خود نوشته است: «می‌دانیم فاصله زمان زاده‌شدن تا مردن آدمی طول عمر اوست؛ اما آدمی جز طول عمر، عرض عمر نیز دارد و آن همان است که دانشمند عالی‌قدر شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا (۳۷۰ تا ۴۲۸ق) با ۵۸ سال زندگی در پاسخ نکته‌گیری که او را به رعایت اعتدال در برخی اعمال توصیه می‌کرده، گفته است خواهانِ عرض زندگی است نه طولِ آن.

اما طول عمر یا عرضِ آن تعبیرات دیگری نیز دارد. از شادروان دکتر پرویز ناتل خانلری، استاد دانشمند دانشگاه تهران و شاعر باذوق و مدیر باتدبیر مجله سخن، نقل شده که به یکی از همکاران خود در مجله گفته است عمر ۲۵۰۰ساله دارد. و پیداست که مراد او از این بیان، آگاهی‌هاست که از مظاهر گوناگون مدنیت و آثار با ارج مادی و معنوی، علمی و ادبی، هنری و ابتکاری مردم ایران از آغاز فرمانروایی مادها تا زمان خود اوست.

غرضم از این مقدمه، تکیه‌کردن بر عرضِ عمر یا طولِ آن نیست، مرادم اشاره‌کردن به سال‌هایی است که صرفِ بهره‌گیری‌ها و انجام‌دادن کارهای گوناگون شده است و مجموع آن‌ها به‌تعبیری حکایت از عرضِ عمر نیز دارد و طول آن.

از دید طول زندگی، چون روز چهارم اسفندماه ۱۲۹۸ش متولد شده‌ام، امروز که چهارم اسفند ۱۳۹۲ش است، درست که به نود و دومین سال عمر پا نهاده‌ام و بی‌شک از اینکه چندگاه دیگر خواهم زیست، ناآگاهم. خدای تعالی داند و بس.

عرض عمر حساب دیگری نیز دارد؛ بدین شرح:

۶۲ سال با پدر که در ۱۳۶۰ش درگذشت، ۷۴ سال با مادر که در ۱۳۷۴ دار فانی را وداع گفت؛ تا امروز ۶۴ سال با همسر و ۶۰ سال با فرزندان. ۹ سال در مدرسه امید (شاهپور بعدی) قزوین با معلمانی سراپا اخلاص و شوق تعلیم‌دادن، دل‌سوز و بافضیلت چون شادروانان سیدمحمود مشیری، نصرت‌الله معینی، محمدتقی نوروزی، محمد شهیدی، ابوالقاسم دانش، سیدمحمد مصلائی، عبدالعلی پزشکیان، اسماعیل سررشته‌داری، ناظم ثَباتی، ساهر و مدیری باشخصیت چون مرحوم غلامرضا شمس فرزند شمس‌العلماء عبدالرّب‌آبادی، از نویسندگان نامه دانشوران، برای گذراندن دوره ابتدایی و سه سال اول متوسطه؛ یک سال در خدمت فرهنگ قزوین به تدریس حساب در دبستان پهلوی و دبستان ۱۵بهمن و اداره دفتر دبیرستان پهلوی و سالی در دانشکده حقوق برای کسب فیض و ۵ سال در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران (دوره سه‌ساله لیسانس و دوساله دکتری زبان‌ و ادبیات فارسی) با بهره‌مندی از محضر استادان ارجمندی چون شادروانان احمد بهمنیار، سیدکاظم عصّار، بدیع‌الزمان فروزان‌فر، ملک‌الشعراء بهار، دکتر لطفعلی صورتگر، فاضل تونی، علی‌اصغر حکمت شیرازی‌، محمدتقی مدرس رضوی، سیدمحمد تدین، دکتر محمدباقر هوشیار، دکتر غلامعلی رعدی آذرخشی، دکتر علی‌اکبر سیاسی، ابراهیم پورداود، دکتر محمد مقدم، دکتر ولی‌الله خان‌نصر، دکتر جلالی، دکتر حسین خطیبی نوری. مدت ۹ سال با علامه مرحوم علی‌اکبر دهخدا در تنظیم مطالب حروف «ظ»، «ض»، «ل» و «پ» و ۱۱ سال با مرحوم دکتر محمد معین در لغت‌نامه دهخدا و در انجمن ایران‌شناسی. ۴۲ سال با مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی در لغت‌نامه دهخدا برای اتمام تألیف و طبع لغت‌نامه دهخدا و تألیف لغت‌نامه فارسی که بنیان‌گذار آن بودم با یاری همکاران ارجمند در هر دو تألیف.

مدت ۳۴سال در خدمت دولت (وزارت دارایی، ادارات کل مالیات‌های غیرمستقیم و مالیات‌های مستقیم و شورای عالی مالیاتی) و نیز مجموعاً ۴۵ سال تدریس در مدرسه عالی ادبیات که شادروان حکمت بنیاد نهاد و مرحوم یزدان‌فر اداره می‌کرد و در مدرسه عالی حسابداری و آموزشگاه عالی وزارت دارایی و دانشکده علوم ارتباطات و نیز دو بار دانشگاه پکن چین و دو بار دانشگاه عین‌الشمس مصر و دانشگاه بین‌الملل قزوین و دانشگاه ملی شهید بهشتی تهران و نیز بیش از ۷۰ سال صرف تصحیح و طبع و نشر متون منظوم و منثور حدود ۹۰ اثر در رشته‌های مختلف ادبی، علمی، تاریخی، لغوی، جغرافیایی و دستورزبان و کتب درسی و سفرنامه‌ها که بسیاری از آن‌ها به‌دفعات تجدید طبع شده‌اند.

از سال ۱۳۲۵ش تا سال درگذشت استاد پورداود (۱۳۴۸ش) سمتِ دبیری انجمن ایران‌شناسی را داشته‌ام و نیز عضویت هیئت‌علمی انجمن آثار ملی را از ۱۳۵۶ تا سال ۱۳۸۹ش. چند سال نیز جزو هیئت‌تحریریه علمی مجله پیک نور در دانشگاه پیام‌نور در تهران و ۲ سال مدیریت مجله نشریه مالیات‌ وزارت دارایی را عهده‌دار بوده‌ام؛ قوانین و مقررات مصوبِ مالیاتی موردِ عمل از سال ۱۲۹۶ش تا سال ۱۳۴۴ش را گردآوری و به طبع رسانده‌ام و بیش از ۸۰ مقاله در مسائل گوناگون نوشته‌ام که در مجلات مهم کشور به چاپ رسیده‌اند و نمونهٔ همه را برای طبع جداگانه آماده ساخته‌ام؛ شرح احوال و آثار برخی رجال علمی و ادبی را برای نشر در دائرة‌المعارف‌هایی که در داخل یا خارج کشور طبع و نشر می‌شوند، تهیه و تقدیم آنان کرده‌ام. سخنرانی‌ها در تهران و مشهد و کرمان و قزوین و نیز در کشورهای آلمان و آمریکا و هند و چین به‌مناسبات مختلف ایراد نموده‌ام. سفرها با خانواده در ایران و نیز در اروپا و ترکیه و هند و کشور چین تنها یا با همسر و فرزندان داشته‌ام و ساعات بسیار با فرزندان صرف بررسی دروس و راهنمایی آنان کرده‌ام.

این‌همه را چون گرد آوریم، عرضِ زندگی را به مرزِ بیش از ۱۲۰۰ سال می‌رساند؛ اما به‌قول جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی در قصیده‌ای که خطاب به خاقانی سروده است «این‌همه خود طیبت است». حقیقت آن است که "کسائی مروزی" (شاعر) بیان کرده است:

به کف چه دارم ازین سالیان شمرده تمام

شمارنامه با صدهزار گونه و بال »

محمد دبیرسیاقی نزدیک به ۸۰ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و منتشر کرده‌ است، که از میان آن‌ها می‌توان به «شاهنامه فردوسی»، «دیوان منوچهری»، «نزهةالقلوب»، «فرهنگ سُروری و سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» و «تصحیح لغت فرس اسدی طوسی» اشاره کرد.

[ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 15:7 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چرا این غزل از حافظ نیست؟

چرا این غزل از حافظ نیست؟ / سعید کافی انارکی

خواجه حافظ شیرازی علیه الرحمه، یگانه شاعری است که در بین معاصران نامدار و حتی گمنامش در قرن هشتم هجری؛ بنا بر ناپروایی روزگار و نامساعد بودن ایّام، دفتر اشعار آبدار و عاری از ریا و تزویرش را در آستین مرقع پنهان کرد و علیرغم اصرار دوستان و ندیمان، از گردآوری مجموعۀ آثارخویش و نشر آن توسط کاتبان آن عهد اجتناب ورزید.

تأملی درچرایی ورود اشعار دیگر شاعران معاصر حافظ به دیوان وی

خواجه حافظ شیرازی علیه الرحمه، یگانه شاعری است که در بین معاصران نامدار و حتی گمنامش در قرن هشتم هجری؛ بنا بر ناپروایی روزگار و نامساعد بودن ایّام، دفتر اشعار آبدار و عاری از ریا و تزویرش را در آستین مرقع پنهان کرد و علیرغم اصرار دوستان و ندیمان، از گردآوری مجموعۀ آثارخویش و نشر آن توسط کاتبان آن عهد اجتناب ورزید.

با آن که شعر او سراسر همه بیت الغزل معرفت است، با گذشت قرون متعدد از رحلتش، گویی که همچنان قدسیان در عرش عُلوی مشغول از بر کردن دفتر اشعار او هستند، اما بر فرش عالم سفلی درعهد حیات مبارکش امکان نقش گلستان خیال شاعر و ترتیب و ارایۀ یک دیوان کامل به نام شمس الدین محمّد حافظ شیرازی توسط خودش به جامعه و محافل ادبی رو به خاموشی شیراز نبود.

چرا که درکنارحریفان تنگ نظر و شاعران سست نظم و صاحب نفوذ در شیراز، صراحت تیغ برهنه نقد خواجه بر شیخ و واعظ و مفتی و محتسب تا بدانجا بود که ایشان را یارای استماع و تاب در برابر این اشعار نبود و حسب گزارش های موثق موجود در منابع تاریخی، از جمله دیباچۀ منسوب به محمّد گل اندام؛ جامع دیوان او و همچنین فحوای بسیاری از ابیات و غزلیات شاعر، حاسدان و مرتجعان چند بار او را از سر جهل تکفیر کرده و فتنه های نافرجام بسیار برای قتل او به دست قشریون و شاهان کردند.

اما اومردی مدبّر و خردمند بود و دوستانی فرزانه داشت که بارها او را از مرگ نجات دادند و رندی های او را به تدبیرها درهم آمیخته و از قتل وی جلوگیری به عمل آوردند. در شرح یکی از همین وقایع، مورخ شهیر قرن نهم، غیاث خواند میر در تاریخ خود بیان می دارد که: روزی شاه شجاع به زبان اعتراض، خواجه حافظ را مخاطب ساخت و گفت: ابیات هیچ یک از غزلیات شما از مطلع تا مقطع بر یک منوال واقع نشده، بلکه در هر غزلی سه چهار بیت در تعریف شراب است و دو سه بیت در تصوّف و یک دو بیت درصفت محبوب و تَلَوُّن (چند رنگی) و این در یک غزل، خلاف طریقۀ بلغاست.

خواجه گفت آنچه بر زبان مبارک شاه می گذرد، عین صدق و محض صواب است، اما معذالک شعر حافظ در اطراف و آفاق شهرت و اشتهار تمام یافته و نظم حریفان دیگر وی پای از دروازه شیراز بیرون نمی نهد. بنابراین کنایت، شاه شجاع در مقام ایذاء حافظ شده و به حسب اتفاق در آن ایّام، آنجناب غزلی در سلک نظم کشید که مقطعش این است:

گر مسلمانی از آن است که حافظ دارد

وای اگر از پس امروز بود فردایی

شاه شجاع این بیت را شنید و گفت که از مضمون این نظم چنان معلوم می شود که حافظ به قیامت قائل نیست و برخی از فقهای حسود قصد نمودند که فتوای نویسند که شک در وقوع روز جزا کفر است و از این بیت حافظ آن معنا مستفاد می گردد. خواجه مضطرب گشته، نزد مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی که در آن اوان عازم حجاز بود و در شیراز تشریف داشت رفت و کیفیّت قصد بداندیشان را عرض نمود و مولانا فرمود که مناسب آن است که بیتی دیگر، مقدّم بر بیت مقطع، درج کنی، مشعر به این معنی که فلان کس چنین می گفت تا به مقتضای آن مَثل که نقل کفر کفر نیست، از این تهمت نجات یابی. بنابراین، خواجه حافظ بیت ذیل را گفته، پیش از بیت آخر در آن غزل مندرج ساخت و به این واسطه از آن دغدغه نجات یافت:

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت

بر در میکده ای با دف و نی ترسایی۱

این حکایت معقول و سایر شواهد و قراین موجود از زندگانی خواجه و ابیات وغزلیات بسیار در دیوان او که ترسیم کننده شرایط نابسامان و بی ثبات اجتماعی و سیاسی شیراز در دوران زندگانی اوست؛جای هیچ شک و شبهه ای در صحّت گزارش گردآونده دیوان او مبنی برعدم گردآوری مجموعۀ اشعار شاعر توسط خود در زمان حیاتش را باقی نمی گذارد. خاصه آنکه در سالیان پایانی عمر حافظ، شاه یحیی مظفری با ضرب سکه به نام امیرصاحبقران تیمور گورکانی در شیراز، فضای سیاسی و اجتماعی اقلیم پارس را همسو با تمایلات خشک و قشری تیمور لنگ خونخوار تغییر می دهد و موسم ورع و روزگار پرهیز، دوباره چون عهد امیر مبارزالدین، بر شهر حاکم می شود.

صراحی یی و حریفی گرت به چنگ افتد

به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن

که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می

که موسم ورع و روزگار پرهیز است

بر این پایه، حافظ در سالیان پایانی حیات، نه تنها قادر به نشر آثار و افکارش در موطن خویش نیست؛ بلکه به دلیل فقدان رونق مجالس شعر در دربار جانشینان شاه شجاع، کشمکش های درون خاندانی آل مظفر و نفوذ روز افزون تیمور در فارس، در عزلت، عسرت و تنگ دستی، باقی ایّام عمر را به رفتن شتاب می نماید.

نصاب حُسن در حد کمال است

زکاتم ده که مسکین و فقیرم

چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی

به سیب بوستان و شهد و شیرم

قدح پر کن که من در دولت عشق

جوان بخت جهانم گر چه پیرم

قراری بسته‌ام با می فروشان

که روز غم به جز ساغر نگیرم

چو حافظ گنج او در سینه دارم

اگر چه مدعی بیند حقیرم

هنگام نخستین عزیمت لشکر تیمور به شیراز و فتح بدون جنگ این شهر توسط وی در سنه ۷۸۹ بنا بر گزارش برخی از منابع و تذکره ها در زمان ملاقات حافظ با امیر تیمور؛ لباس شاعر در نهایت کهنگی و اندراس بود۲ و قبل از ورود این شاه بی رحم که پیش از رسیدن به شیراز، هزاران تن از مردم بی گناه اصفهان را از دم تیغ گذرانده بود و حتی پیش از آن نیز در دیار خوارزم و دیگر اقالیم، مرتکب جنایات جنگی هولناکی شده بود، حافظ بیت مقطع یکی از غزلیات مشهورش را که از آن بوی نقد به تیمور و سپاهیان سمرقندی او به مشام می رسد، از بیم خشم این امیر خشن به صورت زیر کاملاً تغییر می دهد و به بیتی دیگر مبدّل می نماید:

به خوبان دل منه حافظ ببین آن بی وفایی ها

که با خوارزمیان کردند ترکان سمرقندی۳

***

به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند

سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

دربین منابع خطی درجه اول دیوان حافظ که نزدیک به زمان حیات شاعر استنساخ شده اند، نخست نسخه سنه ۸۰۳ قمری به شماره ۱۲۷۷۰ در کتابخانه ابوریحان بیرونی ازبکستان و سپس نسخه سنه ۸۱۳ شماره ۳۹۴۵ کتابخانه ایاصوفیه ترکیه، بیت مقطع را به وجه اول کتابت کرده اند. درعین حال، نسخه سنه ۸۰۱ کتابخانه نورعثمانیه ترکیه به شماره ۵۱۹۴ این بیت را به صورت اصلاح شدۀ دوم ضبط کرده است و مغایرت در صورت بیت مقطع این غزل به شرح فوق در بین تمامی نسخ خطی حافظ در دهه ها و قرون بعد نیز مشهود است.

مورخ مشهور قرن نهم، کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، در کتاب تاریخ مطلع السعدین و مجمع البحرین، به جنگ خوارزم و این بیت در صورت نخست اشارت کرده و بیان می دارد که:«شهر خوارزم مسخر شد و تخریب عمرانات و تغدیب(عذاب دادن)حیوانات و انواع بیداد در آن خطه به وقوع پیوست و چون بلدۀ خوارزم موطن صنادید(بزرگ مردان)عالم و مسکن نَحاریر(دانشمندان) بنی آدم بوده و از خرابی آن چنان در اطراف جهان اشتهار یافت که بلبل دستان سرای مولانا حافظ در گلشن شیراز به این زمزمه آواز برآورد که: به خوبان دل منه حافظ، ببین آن بی وفایی هارکه با خوارزمیان کردند ترکان سمرقندی»۳٫

مرحوم علامه ملک الشعرای بهار، ضمن اشارت به این گزارش در کتاب مطلع السعدین و بیت فوق؛درپاسخ به چرایی وجود برخی تفاوت ها در نسخ قدیم و دیوان تصحیح شده توسط علامه قزوینی و دکتر غنی، بیان می کند که:

«ممکن است گاهی شاعری خود در نظم و نثر خویش تغییری بدهد و در دو نسخه، دو روایت به کلی متفاوت از هم دیده شود. باید چنین پنداشت که خواجه در اوقاتی که خبر قتل و غارت شهر خوارم توسط امیر تیمور گورکان به شیراز رسیده است، این غزل را با مقطع نخستین که مطلع السعدین آن را از قول حافظ آورده ساخته و سپس هنگامی که تیمور اصفهان و شیراز را هم به روز خوارزم انداخت، معروف است که در ورود به شیراز با حافظ گفتگویی کرد و خواجه ما از بیم آن شریر خونخوار، مقطع غزل خود را تغییر داد و تا جایی که در دسترس او بود، به رفقایی که آن غزل را داشتند، سفارش کرد که روایت قدیم را محض رضای خدا فراموش کنند. معهذا آن شعر با مقطع نخستین در نزد کسی باقی ماند.»۴

بر این پایه، بی هیچ تردیدی می توان به عذرموجّه حافظ شیرازی درعدم تدوین دیوان اشعار نابش درعهد زندگانی پی برد و صحّت گزارش گردآورندۀ دیوان او را با اطمینان کامل تأیید کرد. کهن ترین و معتبرترین سند موجود از گزارش فوق الذکر، حدود ده سال بعد از رحلت خواجه، در دیوان خطی معتبر و اَقدَم باقی مانده از اشعار او ضبط آمده که با گذار از طوفان حوادث دهر، پس از طی قرون بلند گذشته، امروز در کتابخانۀ نورعثمانیۀ کشور ترکیه محفوظ است و در آن دوست و همراه صمیمی شاعر در مدارس و محافل درسی، مشهور به محمد گلندام که بعد از فوت حافظ به همراه گروهی از دوستداران وی در شیراز مبادرت به جمع آوری اشعار پراکنده خواجه در یک دیوان می نماید به شرح تصویر این سند در ذیل، صراحتاً به عدم گرد آوری غزلیات حافظ در یک کتاب توسط خود او اشارت نموده است.

تمام مقّدمات فوق، دلیل و توجیهی متقن برچرایی ورود اشعار دیگر شاعران معاصر حافظ به دیوان او است. زیرا وی خود هرگز دیوان خویش را گرد نیاورده و در این امر، هیچ شک و شبهه روا نخواهد بود. یکی از مشهورترین غزلیاتی که در عدم تعلّق آن به حافظ جای هیچگونه تردیدی نیست و به تحقیق سهواً یا در اثر فضولی مرسوم کاتبان در قدیم به دیوان حافظ راه یافته است، غزل زیر است:

برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است

مرا فتاد دل از ره تو را چه افتاد است

میان او که خدا آفریده است از هیچ

دقیقه‌ای است که هیچ آفریده نگشاد است

به کام تا نرساند مرا لبش چون نای

نصیحت همه عالم به گوش من باد است

گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است

اسیرعشق تو از هر دو عالم آزاد است

اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی

اساس هستی من زان خراب آباد است

دلا منال ز بیداد و جور یار که یار

تو را نصیب همین کرد و این از آن داد است

برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ

کز این فسانه و افسون مرا بسی یاد است

جمال الدین بن علاالدین سلمان ساوجی(رحلت در سنۀ ۷۷۸ هجری)، شاعر شهیر معاصر با حافظ، منظومۀ عاشقانۀ معروف خویش به نام«جمشید و خورشید»را در سال ۷۶۳ قمری، به نام سلطان اویس الیخانی به پایان برده و به او پیشکش می نماید۵٫ در این داستان به طور خلاصه، جمشید پسر خاقان چین، عاشق خورشید دختر قیصر روم می شود و هنگامی که در فراق یار در کوه و دشت در عزلت و انزوا گریان و نالان است، دوست بازگان او مهراب به دلجویی و نصیحت وی می پردازد.

سلمان ساوجی به سیاق چندین غزل دیگر خود که در بخش های دیگر داستان آورده، در ادامۀ ذکر پاسخ جمشید به وعظ مهراب، پس از سرودن چند بیت در امتداد مثنوی به شرح پیش در روی، غزلی را در هفت بیت بدین وجه در برابر پند و اندرز وی می سراید. جمشید خطاب به نصایح مهراب:

جوابش داد و گفت ای یار همدرد

مشو گرم و مکوب این آهن سرد

دم گرمت مرا آتش بر افروخت

به چربی زبان، قندیل دل سوخت

مرا منع تو افزون می کند شوق

وزین تلخی زیادت می شود ذوق

دل عاشق سلامت بر نتابد

رخ از تیر ملامت بر نتابد

سپس سلمان در تکمیل داستان و همسو با غزل فوق در ادامه مثنوی، بازهم این ابیات را از قول جمشید در پاسخ به مهراب می آورد:

دمم کم ده که دم آتش فروزد

چو چربی بیند آتش بیش سوزد

بدین دم ترک این سودا نگیرم

رها کن تا درین آتش بمیرم

تنم چون خاک اگر در خاک ریزد

ز کوی دوست گردم بر نخیزد

چو گفتار ملک بنشیند مهراب

فرو بارید مژگانش ز مهر، آب

در اینجا ممکن است که خوانندگان ارجمند، این پرسش را به میان آورند که آیا ممکن است این غزل از آن خواجه حافظ باشد و بعدها توسط کاتبی فضول به شعر سلمان راه یافته و چه بسا این غزل از اساس سروده شمس الدین محمد حافظ شیرازی بوده است.

پاسخ نگارنده این سطور به این احتمال، بی هیچ شک و گمانی کاملاً منفی است. به عبارت دیگر، از منظرعلمی، جای هیچ تردیدی وجود ندارد که این غزل از حافظ نیست. زیرا شواهد و دلایل انکارناپذیری در اثبات این مدعی وجود دارد.

نخست آن که از منظر یکی از اوصل بنیادین علم منبع شناسی در نسخ خطی کهن؛ همچنان که بزرگان و دانشمندان معاصر ما چون علامه قزوینی، ملک الشعرای بهار، محمدعلی فروغی و غیره نیز به پیروی از این اصل و اسلوب آکادمیک حاکم بر آن، آثار و تتبّعات خویش را بر پایه اعتقاد به آن به زینت طبع آراسته اند؛«در فقدان دستخط یک شاعر و نویسنده، کهن ترین نسخ متقدّم از آثار او، اصیل ترین و معتبر ترین منابع در تصحیح نظم یا نثر وی به شمار می آیند.»

بر این پایه، نسخه اقدم یعنی کهنه ترین منبع باقی مانده از ایجادات مشاهیر علمی و ادبی قرون گذشته، باید اساس کار تصحیح آثار آنها قرار بگیرد. در غیر این صورت، به دلیل دخالت های مکرر و فضولی های مرسوم کاتبان قدیم در دواوین و کتب تحت کتابت ایشان؛ بهره از منابع متأخر و دور از زمان حیات بزرگان، اعتبار علمی کار مصحح را به شدّت مخدوش می نماید.

بر این مبنا با وجود یک یا چند نسخه متقدّم و معتبر، سایر منابع خطی متأخر و دور از دوران زندگانی صاحب اثر، هرگز ارزش و اعتباری به عنوان منابع دسته اول پژوهشی نخواهند داشت و در صورت مغایرت مطالب و مضامین آنها با نسخ متقدم، هیچ اعتباری بر ضبط کتب جوانتر مترتب نخواهد بود و نسخ متأخر بار اثباتی خود را در پرتو وجود منابع متقدّم از دست می دهند.

با این توضیح، در خصوص غزل مورد بحث ما لازم به ذکر است که این شعر در یکی از معتبرترین نسخ خطی باقی مانده از زمان حیات خواجه سلمان ساوجی که در دوران حکومت سلطان اویس ایلکانی نوشته شده است، در بخش منظومۀ جمشید و خورشید ثبت و ضبط است. هرچند نسخه مذکور، فاقد ترقیمۀ پایانی و ذکر زمان کتابت است، امّا در نخستین صفحۀ کتاب و پیش از آغاز دیوان مولانا جمال الدین سلمان، کاتب درباری به زبان عربی، به رسم خزانۀ کتابخانه های سلطانی، در شمسه ای سرخ رنگ به تعلّق این نسخه به کتابخانه سلطان اویس اشاره کرده و آرزوی جاودانی دولت او را بدین وجه نموده است:«صاحبهُ و مَالکه امیر اعظم اکرم اَعقل ارجُمند دولت…نظام الدوله و الدین شیخ اویس خلد دولته».

این منبع بی نظیر، تحت شمارۀ Ms.Deiz.A. Oct. 46 در کتابخانۀ دولتی برلین (سلطنتی سابق) در کشور آلمان نگهداری می گردد و بی گمان بین سنوات ۷۶۳ الی ۷۷۸ در عهد زعامت سلطان اویس به رشتۀ تحریر در آمده است.

دومین منبع بسیار معتبری که از کلیات سلمان در قرن هشتم نوشته شده است، نسخه ای از کلیات او مضبوط در کتابخانه شریف مجلس تهران است که رؤیت و صحّت قدمت آن به واسطه مساعدت کتابدار دانشمند آن نهاد؛ نور الاسلاف و فخر الاخلاف، خواجه استاد محمود نظری ادام الله برکاته، بر نگارندۀ حقیر این سطور مسلم گشت که اندر سنۀ ۷۹۸ هجری قمری به پایان آمده است. این کتاب که تحت شمارۀ ۳۶۷۶۵ در کتابخانه مذکور محفوظ است،در بخش منظومه جمشید و خورشید در صفحه ۷۹۲ این غزل را ضبط کرده است.

همچنین در تمامی نسخ معتبر دیگر موجود از سلمان ساوجی نیز که تاکنون به رؤیت صاحب این قلم رسیده است، شعر مذکور در منظومه جمشید و خورشید کتابت گردیده و مهمتر آنکه در کهن ترین و متقدم ترین منابع شناخته شدۀ موجود از دیوان حافظ نیز این شعر در زمره غزلیات حافظ ثبت نگشته است.

نگارنده که سالیانی است در حال تصحیح تازه ای از دیوان حافظ و ناصر بخارایی است، در شرایطی که تمامی منابع کهن شناخته شده و حتی مغفول ماندۀ دیوان خواجه، مورد تتبّع وی قرار گرفته است، نکات زیر را در این خصوص لازم به مداقه می داند:

نخست آنکه اولین منبع جامع، کامل و اَقدم موجود از دیوان حافظ، نسخه سنه ۸۰۱ قمری در کتابخانه نورعثمانیۀ کشور ترکیه به شماره فوق الذکر است که در ایران به صورت چاپ عکسی یا برگردان توسط انتشارات میراث مکتوب به زینت طبع آراسته گردیده است. این نسخۀ مهم و بی بدیل، فاقد غزل مورد بحث ماست.

به همین ترتیب، دومین منبع معتبر جامع موجود نسخه سنۀ ۸۰۳ قمری کتابخانه ابوریحان بیرونی شهر تاشکند است که تحت شمارۀ مذکور در فوق امروز در جمهوری ازبکستان نگهداری می شود. این نسخه نیز در بر دارنده غزل مورد نظر ما نیست.

نخستین نسخه شناخته شده از حافظ که این غزل را به نام شمس الدین محمد حافظ شیرازی ضبط کرده، کتاب مجموعه دواوین شعراء به شمارۀ مذکور در صدر این نوشتار در کتابخانه ایاصوفیه ترکیه است که در سنه ۸۱۳ این غزل را با مقطعی مجعول به تخلص حافظ در دیوان وی ثبت دارد. بر این اساس، اگر در بدبینانه ترین حالت، سال اتمام کتابت دیوان سلمان در کتابخانه آلمان را آخرین سال سلطنت سلطان اویس جلایر ایلخانی فرض کنیم؛ از سال۷۷۶ تا سنه ۸۱۳ که زمان کتابت دیوان حافظ در ایاصوفیه می باشد، ۳۷ سال و با نسخه کلیات سلمان در کتابخانه مجلس ۱۵ سال فاصله زمانی وجود دارد. با این وصف هرگز نمی توان از منظر علمی و اصول نسخه شناسی برای درج این غزل در دیوان متأخر حافظ اعتباری قائل شد.

دیگر آنکه نسخۀ آلمان در زمان زندگانی شاعر در دربار محل حضور سلمان ساوجی نوشته شده و قطعاً هیچ کاتب درباری در شرایط حضور و نظارت و احتمال مشاهده صاحب شهیر یک اثر از کار تحت بازنویسی خود؛ این جرأت را به خویش راه نمی دهد که در کار صاحب اثر دست برده و شعری متعلق به شاعر مشهور دیگری چون حافظ را به دیوان ملک الشعرای دربار سلطان اویس یعنی خواجه سلمان ساوجی وارد نماید.

همچنین آنکه با امعان نظر در ابیات این غزل در دواوین این هر دو شاعر، با عنایت به اصول و قواعد حاکم بر سنّت استقبال در رویۀ شعراء، هرگز نمی توان این احتمال و فرض را پذیرفت که یک شاعر در این غزل به استقبال دیگری رفته است یا اشعار وی را به تضمین در کار خویش وارد کرده.

در عین حال، احتمال طرح این سؤال نیز از جانب خوانندگان معزز وجود دارد که چرا این غزل در کتب چاپی معتبر و عزیز الوجودی چون تصحیح علامه قزوینی و دکتر غنی یا تصحیح دکتر پرویز ناتل خانلری(رحمت الله علیهم اجمعین) راه یافته و این دانشمندان گرانمایه به عدم تعلّق آن به حافظ نپرداخته اند؟

در پاسخ به این پرسش مهم، پوشیده نخواهد بود که در زمان تحقیقات این ستارگان جاودان سپهر ادب ایران، هنوز نسخ متقدّمی که امروز در اختیار ماست، بر ایشان کشف نشده و نسخۀ اساس پژوهش غنی-قزوینی، کتابی به تاریخ کتابت سنۀ ۸۲۷ هجری و متعلق به مرحوم عبدالکریم خلخالی بوده است. همچنین نسخه نویاب اَقدم وقت در عهد پژوهش دکتر خانلری نیز نسخۀ سنه ۸۱۳ کتابخانۀ ایاصوفیه استامبول بوده که در هر دو نسخه غزل مورد سخن ما به نام حافظ ضبط گردیده است. لازم به ذکر است که این غزل در تصحیح ارزشمند دانشمند و حافظ شناس برجستۀ آذری؛ مرحوم زنده یاد دکتر سلیم نیساری که با بهره از پنجاه نسخه خطی قرن نهم به زینت طبع آراسته گردیده؛ مشاهده نمی گردد.

پس با در نظر داشتن جمیع توضیحات و مراتب مذکور در این مقالت، نتیجۀ مسلّم حاصله آن است که غزل به مطلع:«برو به کار خود ای واعظ، این چه فریاد است»،سروده شمس الدین محمد حافظ نیست و صاحبان و دارندگان دیوان او می توانند با خیالی آسوده بر آن خط خطا کشیده و در عدم تعلّق آن به لسان الغیب، هیچ تردیدی به خود راه ندهند.

در پایان، خاطر نشان می گردد که باز هم اشعار و ابیاتی از این دست با صفت الحاقی در دیوان خواجه، قابل اثبات و شناسایی است که در مقالات بعدی این حقیر، به خوانندگان روزنامه معظّم اطلاعات تقدیم خواهد شد.

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت، نگیریم بر او

ور به حق گفت، جدل با سخن حق نکنیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نویس:

۱-تاریخ حبیب السیر فی الاخبار افراد البشر- غیاث‌الدین بن همام الدین حسینی خواندمیر (۸۸۰–۹۴۱قمری) به تصحیح دکتر محمد دبیر سیاقی- مجلد سوم-مجلد سوم -ص ۳۱۴- ذکر وفات خسرو فلک ارتفاع لازم الاتباع جلال الدین شاه شجاع- نشرخیام- نوبت چهارم- تهران-۱۳۸۰

۲-تذکره ریاض العارفین- رضا قلی خان هدایت- به اهتمام ابوالقاسم رادفر و گیتا اشیدری – صفحه ۳۵۱-حافظ شیرازی قدس سره- انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی- چاپ اول- تهران ۱۳۸۵

۳- تاریخ مطلع السعدین و مجمع البحرین- کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی (۸۱۶-۸۸۷ قمری) به اهتمام دکتر عبدالحسین نوایی مجلد اول-دفتر دوم- دربیان وقایع سنه احدی و ثمانین و سبعمائه-صفحه ۵۱۴ –انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی-چاپ اول- تهران ۱۳۸۳

۴- بهار و ادب پارسی- مجموعه یکصد مقاله از ملک الشعرای بهار- به کوشش محمد گلبن- بخش سوم- تحقیقات ادبی-شعرهای دخیل در دیوان حافظ- صفحه ۲۹۰- شرکت سهامی کتابهای جیبی- تهران ۱۳۵۵

۵-هرمان اِته- تاریخ ادبیات پارسی-ترجمه دکتر رضا زاده شفق- قسمت اول- شعر- شعر رمانتیک-شماره ۲۱ در صفحه ۸۵-بنگاه ترجمه و نشر کتاب احسان یارشاطر- تهران-۱۳۳۷

[ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]

شب همه‌ی ما یکی بود،

‏اما تاریکی‌ هایمان

‏فرق داشت...



[ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:25 ] [ گنگِ خواب دیده ]

درمان زودانزالی با طب سنتی

درمان زودانزالی با طب سنتی نیز امکان پذیر است. زودانزالی یکی از شایع ترین مشکلات جنسی مردان است که درصورت عدم درمان و طولانی شدن مدت آن می تواند به نارضایتی جنسی زوجین و کاهش اعتماد به نفس مردان در رابطه منجر شود. اگرچه درمان های دارویی زیادی برای این مشکل موجود است اما طب سنتی نیز با ارائه غذاهای موثر می تواند روش مکملی در کنار دارو و ... باشد. این مقاله مواد غذایی موثر که طب سنتی برای درمان زودانزالی موثر می داند را معرفی می کند.

درمان زودانزالی با طب سنتی

مواد غذایی که طب سنتی تجویز می کند برای انزال زودرس (PE) جنبه مهمی از درمان انزال زودرس است. انزال زودرس یکی از سخت ترین مسائلی است که امروزه مردان با آن مواجه هستند. اضطراب و اضطراب مردان مانع از نزدیک شدن آنها به همسرشان می شود. بسیار مهم است که بدانیم انزال زودرس نباید به عنوان یک منبع خجالت یا احساس گناه تلقی شود. این یک بیماری بسیار شایع است که میلیون ها مرد را تحت تاثیر قرار می دهد. در اینجا برخی از غذاهایی که می توانند برای درمان زود انزالی مفید باشند، آورده شده است.

1-درمان زودانزالی با طب سنتی | بادام

بادام به دلیل توانایی آن در تقویت عضلات ضعیف کف لگن و کمک به درمان بیماری های جنسی به طور گسترده ای شناخته شده است. آجیل سرشار از ویتامین E است که سطح هورمون تستوسترون را در مردان متعادل می کند و به درمان اختلال نعوظ که در بیماران PE رایج است، کمک می کند. اگر به طور روزانه بادام بخورید، بهترین غذا برای جلوگیری از انزال زودرس برای شما خواهد بود. بنابراین، برای بهترین اثر، روزانه 5 تا 10 عدد مغزها، اول صبح قبل از صبحانه بخورید.

2-آواکادو برای درمان زودانزالی با طب سنتی

آووکادو حاوی ویتامین های B، C و K است که به مدیریت انزال زودرس کمک می کند. ویتامین ها به طور قابل توجهی جریان خون طبیعی در آلت تناسلی را بهبود می بخشد که به طور انحصاری به درمان زودانزالی کمک می کند. آووکادو را می توان به صورت روزانه به سالاد یا اسموتی اضافه کرد.

3-موز

اگر به دنبال غذاهایی برای جلوگیری از ترشحات زودرس هستید، موز یک غذای ضروری است که باید در لیست شما گنجانده شود. این میوه برای همه به راحتی در دسترس است و قیمت مناسبی دارد، اما همچنین می تواند به شما در جلوگیری از انزال زودرس کمک کند. با توجه به محتوای ویتامین B6 میوه، به تنظیم هورمون های مردانه کمک می کند و از انزال زودرس جلوگیری می کند. علاوه بر این، به تقویت میل جنسی مردان کمک می کند.

4-حبوبات برای درمان زودانزالی با طب سنتی

یکی دیگر از غذاهای معمولی که در هر خانه یافت می شود که می تواند به عنوان یک درمان برای انزال زودرس استفاده شود. مطالعات ارتباط قوی بین اسید فولیک و اختلال نعوظ مردانه را نشان داده اند و حبوبات و عدس سرشار از اسید فولیک و پروتئین هستند. بنابراین، گنجاندن عدس به عنوان یک غذای روزانه برای زود انزالی در رژیم غذایی می تواند از انزال زودرس جلوگیری کرده و تولید اسپرم را افزایش دهد. باید هر روز یک کاسه عدس مصرف کنید که به صورت کاری، سالاد و ... قابل مصرف است.

5-تخم مرغ

تخم مرغ به دلیل مواد مغذی فراوانی که دارد، اغلب به عنوان غذای فوق العاده شناخته می شود. علاوه بر این، جزء B1 یا تیامین موجود در تخم مرغ به کاهش خستگی و افزایش اعتماد به نفس کمک می کند، که هر دو می توانند منجر به انزال زودرس شوند. در نتیجه، تخم مرغ یکی از بهترین غذاهایی است که می توانید برای جلوگیری از انزال زودرس بخورید. کسانی که انزال زودرس را تجربه می کنند بدون شک باید تخم مرغ را در رژیم غذایی روزانه خود بگنجانند. روش های مختلفی برای تهیه تخم مرغ برای خوردن وجود دارد که از جمله آنها می توان به آب پز کردن تخم مرغ، املت، کاری و غیره اشاره کرد.

6-هندوانه

این میوه به عبارتی یک ویاگرا طبیعی است. از آنجایی که ثابت شده است خوردن هندوانه به شما کمک می کند نعوظ قوی تری داشته باشید، توضیح آن بسیار واضح است. مشخصات تغذیه ای کلید است. سیترولین، ماده ای که در هندوانه به وفور یافت می شود، جریان خون در ناحیه واژن را بهبود می بخشد و به نعوظ کمک می کند. این میوه معمولی تابستانی یک نیروگاه مغذی است که به راحتی می توان آن را در رژیم غذایی خود گنجاند. در این رابطه مطالعه مقاله برای درمان زودانزالی چی بخوریم پیشنهاد میشود.

7-قارچ برای درمان زودانزالی با طب سنتی

بسیاری از مواد مغذی موجود در قارچ شیتاکه از فرآیندهای تولید مثل مردان پشتیبانی می کنند. کولین، ویتامین D و روی همه موادی هستند که می توانند عملکرد شما را در پلی اتیلن حمایت کنند. علاوه بر این، سطح تستوسترون و پرولاکتین، که برای قدرت و هماهنگی عضلات حیاتی هستند، با مصرف روی در ارتباط است. خوب، می توان قارچ را به یک غذای جانبی، سالاد یا غذای اصلی وعده های غذایی معمولی خود اضافه کرد تا به عنوان غذا برای انزال زودرس استفاده شود.همچنین

8-گردو برای درمان زودانزالی با طب سنتی

اسیدهای چرب امگا 3، آنتی اکسیدان ها، منیزیم و خواص ضد التهابی همگی در گردو به وفور یافت می شوند. یکی از بهترین غذاها برای درمان زود انزالی همین غذاست. کیفیت و انرژی اسپرم افزایش می یابد و مردان را قادر می سازد مدت طولانی تری در رختخواب بمانند. اینها را می توان به عنوان قوی ترین درمان نعوظ مصرف کرد. گردو با عسل می تواند به مردان کمک کند نعوظ بهتری داشته باشند.

9-شکلات تلخ

یکی از بهترین غذاها برای بهبود عملکرد تخت بدون شک شکلات تلخ است. مصرف شکلات علاوه بر این که شیرینی شما را راضی می کند، عملکرد جنسی شما را نیز افزایش می دهد. چه چیزی باعث می شود شکلات تلخ موثر باشد؟ آنها فلاوانول هستند. ماده ای که باعث افزایش جریان خون در شکلات تلخ می شود فلاوانول نام دارد. شکلات می تواند با افزایش جریان خون در اندام تناسلی به شما کمک کند نعوظ قوی تر و طولانی تری داشته باشید، که مکانیسمی است که نسبتاً شبیه به سایر غذاها است.

10-مارچوبه برای درمان زودانزالی با طب سنتی

مارچوبه نمونه خوبی از طبیعی بودن همیشه ارجح است. از نظر تغذیه ای یکی از سالم ترین غذاهایی که ممکن است خلق و خوی شما را بهبود بخشد، مارچوبه است، به عبارتی آشپزی. این یک منبع عالی پتاسیم است که ممکن است سطح هورمون جنسی شما را افزایش دهد. علاوه بر این، مصرف کافی ویتامین نیز باعث می شود خون به سرعت به اندام تناسلی مردان جریان یابد. رژیم غذایی شما باید به طور منظم شامل مارچوبه باشد تا به شما در جلوگیری از انزال زودرس کمک کند. مارچوبه حاوی ترکیبات و گلیکوزیدهایی است که سلامت جنسی را بهبود می بخشد و مشکلات دستگاه ادراری را کاهش می دهد. برای جلوگیری از انزال زودرس، 4 قاشق چایخوری مارچوبه را با 1 فنجان شیر خام ترکیب کرده و هر روز بنوشید.

11-دانه کنجد برای درمان زودانزالی با طب سنتی

این دانه های کوچک می توانند بسیار مفید باشند. بر اساس مطالعات، دانه کنجد ممکن است به افزایش کیفیت اسپرم کمک کند. دانه کنجد به طرق مختلف عمل می کند. چربی های سالم در دانه های کنجد فراوان است. مصرف دانه کنجد منجر به اسپرم ضخیم تر و سالم تر و همچنین نعوظ قوی تر و طولانی مدت می شود. هویج گزینه خوبی است اگر به دنبال غذا برای جلوگیری از ترشحات زودرس هستید زیرا حاوی آنتی اکسیدان هایی است که جریان خون به آلت تناسلی را در طول رابطه جنسی بهبود می بخشد. کاروتنوئیدها، ویتامین ها و آنتی اکسیدان ها نیز در هویج فراوان هستند. همه این مواد مغذی می توانند به شما در تولید اسپرم ضخیم تر و با کیفیت تر کمک کنند. علاوه بر این، اگر هویج خام و آب پز را همراه با عسل یا تخم مرغ مصرف کنید، می توانید زود انزالی را کاهش دهید. سبزیجات برای همه در دسترس است و قیمت مناسبی دارد.

12-میخک

میخک هنوز هم یکی دیگر از وسایل خانگی است که به راحتی در دسترس است که می تواند به بچه ها در پایان دادن به PE کمک کند. اگر در حد اعتدال استفاده شود، این ادویه توانایی قوی در افزایش سطح تستوسترون دارد. مطالعه‌ای روی موش‌های نشان داد که 50 درصد عصاره اتانولی Syzygium (میخک)، فواصل پس از انزال مردان را کوتاه می‌کند که مستقیماً به مسئله انزال زودرس می‌پردازد. میخک به عنوان یکی از مهم ترین و در دسترس ترین درمان ها برای انزال زودرس ظاهر شده است. میخک به عنوان یک درمان زودانزالی خانگی فوری شناخته می شود.

13-جود دو سر

یکی از شگفت انگیزترین درمان های طبیعی برای انزال زودرس مردان ممکن است بلغور جو دوسر باشد. با این حال، تحقیقات و تجزیه و تحلیل های پزشکی نشان داده است که جو در آرام کردن ماهیچه های منقبض خوب است. بنابراین، زمان صرف شده برای صمیمیت به میزان قابل توجهی افزایش می یابد و انزال مردان به تعویق می افتد. جو دوسر استرس، اضطراب و احساس آرامش روانی را کاهش می دهد که باعث افزایش لذت و لذت جنسی در طول رابطه جنسی می شود. محققان دریافتند که جو دوسر به افزایش تولید سیستم عصبی این هورمون کمک می کند. سروتونین که به آن "هورمون شادی" نیز گفته می شود، باید در رژیم غذایی روزانه گنجانده شود.

14-سیر و عسل

عسل به تنهایی می تواند به شما کمک کند تا برانگیختگی جنسی خود را افزایش دهید و همچنین زمانی که با زنجبیل ترکیب می شود بسیار خوب عمل می کند. زنجبیل غنی از آنتی اکسیدان به دلیل افزایش جریان خون در اندام تناسلی شما شناخته شده است. زمانی که زنجبیل و عسل مخلوط می شوند، عسل معمولاً فعالیت زنجبیل را افزایش می دهد. بنابراین، دفعه بعد که می‌خواهید بفهمید چگونه انزال زودرس را متوقف کنید، به خاطر داشته باشید که چای زنجبیل و عسل می‌تواند گزینه ایده‌آلی برای شما باشد.

سایر تکنیک ها

یک مرد می تواند تکنیک ها و روش های مختلفی را در حین و قبل از رابطه جنسی برای کمک به انزال زودرس امتحان کند که عبارتند از:

1-تمرینات کگل

تمرینات مختلف کف لگن ممکن است به تمرین عضلات درگیر در انزال کمک کند. با آگاهی و تقویت این عضلات، می توان کنترل ارگاسم را افزایش داد.یک مطالعه در سال 2014 نشان داد که یک برنامه 12 هفته ای تمرینات کگل به مردان مبتلا به انزال زودرس کمک می کند تا رفلکس های انزالی خود را کنترل کنند و زمان خود را برای رسیدن به اوج افزایش دهند. عضلات کف لگن همان عضلاتی هستند که در قطع جریان ادرار نقش دارند. برای یافتن آنها، یک مرد باید ادرار کند و سپس جریان ادرار در وسط جریان را قطع کند.برای انجام تمرینات کف لگن، راحت دراز بکشید یا بنشینید بدون اینکه به پرینه که ناحیه بین مقعد و اندام تناسلی است فشار بیاورید. ماهیچه های درگیر در قطع جریان ادرار را سفت کنید و آنها را تا حد امکان به مدت 5 ثانیه محکم نگه دارید. عضلات باید احساس کنند که در حال بلند شدن هستند. برخی از افراد ممکن است در داخل بدن، نزدیک عضلات، فشار را احساس کنند.ماهیچه ها را رها کنید و 5 ثانیه استراحت کنید. این روند را 10 بار برای یک جلسه تکرار کنید. هر روز دو یا سه جلسه انجام دهید.

2-تمرین کنید

کسانی که نگران کنترل جنسی و انزال زودرس هستند ممکن است تجربه جنسی زیادی نداشته باشند. نوجوانان تمایل دارند در مورد پاسخ های جنسی و احساسات فیزیکی خود از تمرینات اولیه خودارضایی یاد بگیرند. برخی از افراد ممکن است تجربه زیادی در مورد خودارضایی یا اعمال جنسی نداشته باشند، که ممکن است به دلیل اعتقادات مذهبی یا فرهنگی یا احساس شرم شخصی باشد. کاوش آشکار لذت از طریق خودارضایی به افراد کمک می کند تا احساساتی را که بدنشان منجر به ارگاسم می شود شناسایی کنند. تمرین منظم همچنین ممکن است به فرد کمک کند علائم ارگاسم قریب الوقوع را بیاموزد و راه هایی برای متوقف کردن تحریک قبل از ارگاسم پیدا کند. همچنین، برخی ممکن است یک یا دو ساعت قبل از انجام فعالیت جنسی خودارضایی را توصیه کنند. این ممکن است از دوره نسوز بدن استفاده کند، یعنی زمانی که رسیدن به ارگاسم غیرممکن یا دشوار است. طول دوره نسوز از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

3-تکنیک فشار دادن

تکنیک فشردن به کنترل فیزیکی ارگاسم کمک می کند. همچنین ممکن است به یک مرد کمک کند تا احساس ارگاسم را شناسایی کند و یاد بگیرد که چگونه آن را کنترل کند.این روش شامل تحریک یک مرد یا شریک جنسی آلت تناسلی تا زمانی است که به انزال نزدیک شود. سپس آنها باید ساقه آلت تناسلی را محکم بفشارند تا نعوظ تا حدی از بین برود و ارگاسم قریب الوقوع فروکش کند. یک فرد باید حدود 30 ثانیه به فشار دادن ادامه دهد منبع قابل اعتماد. انجام این مراحل ممکن است به مرد کمک کند تا احساساتی را که منجر به ارگاسم می شود شناسایی کند. درک این احساسات می تواند منجر به کنترل بهتر انزال شود.

4-روش توقف-شروع

روش توقف-شروع یکی دیگر از تکنیک های فیزیکی برای تمرین جنسی است.این روش همچنین شامل تحریک آلت تناسلی مرد یا شریک جنسی او تا زمان نزدیک شدن به اوج است. سپس آنها باید تمام تحریکات را متوقف کنند و اجازه دهند احساس ارگاسم آینده به طور کامل از بین برود. در این رابطه مطالعه مقاله روش استارت استاپ پیشنهاد می شود. پس از فروکش کردن لذت، مرد یا همسرش باید دوباره آلت تناسلی را تحریک کند و درست قبل از ارگاسم متوقف شود. چرخه را چندین بار دیگر ادامه دهید تا به بهبود توانایی آنها در تشخیص علائم نزدیک شدن انزال کمک کنید.این تمرین ممکن است به یک مرد کمک کند تا احساساتی را که درست قبل از ارگاسم ایجاد می شود، شناسایی کند. بررسی آنها از این طریق می تواند تشخیص یا کنترل انزال را آسان تر کند

[ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:23 ] [ گنگِ خواب دیده ]

مود سوینگ چیست؟

اصطلاح "مود سوینگ" یا "mood sweing" یک مفهوم رایج است که برای توصیف احساسات با نوسانات سریع و شدید استفاده می شود. مردم اغلب نوسانات خلقی را به عنوان "ترن هوایی" از احساسات از شادی و رضایت تا عصبانیت، تحریک پذیری و حتی افسردگی توصیف می کنند. یک فرد ممکن است چیزی را تشخیص دهد که باعث تغییر در خلق و خوی او شده است، مانند یک رویداد استرس زا در محل کار. اما بروز نوسانات خلقی بدون دلیل واضح نیز غیرمعمول نیست. وقتی با نوسانات خلقی شدید دست و پنجه نرم می کنید، ممکن است برای شما و اطرافیانتان سخت باشد. ممکن است احساس کنید روزهایتان در حال گذراندن یک ترن هوایی غیرقابل پیش بینی است. اینکه در مورد نوسانات خلقی خود چه کاری باید انجام دهید بستگی به علت آن دارد و اینکه آیا این تغییرات زندگی شما و اطرافیانتان را مختل می کند یا خیر. گاهی اوقات نوسانات خلقی طبیعی است و به خستگی یا ریتم بدن مربوط می شود، اما بالا و پایین رفتن شدید نیز می تواند نشانه یک بیماری روانی مانند اختلال دوقطبی یا اختلال شخصیت مرزی باشد.

علل شایع مود سوینگ یا نوسانات خلقی

همه افراد گهگاهی نوسانات خلقی را تجربه می کنند، اما اگر به نظر می رسد که به طور مکرر دچار نوسانات خلقی می شوید یا آنقدر شدید هستند که زندگی روزمره شما، از جمله کار و روابط را مختل می کنند، ممکن است نشانه ای از یک بیماری زمینه ای باشد که نیاز به درمان دارد. تغییرات درونی که در طول زندگی ما اتفاق می‌افتد بر خلق و خوی ما تأثیر می‌گذارد، اما این فقط آنچه در درون اتفاق می‌افتد نیست که احساس ما را تعیین می‌کند. ما همچنین به آنچه در اطرافمان اتفاق می افتد پاسخ می دهیم. تغییرات بیرونی در زندگی و محیط های ما، مانند افزایش استرس در خانه، مدرسه یا محل کار نیز می تواند بر احساسات ما تأثیر بگذارد.

1-بیماری و جراحت

حتی اگر اصطلاح "نوسانات خلقی" دلالت بر یک ریشه عاطفی دارد، این تغییرات همچنین می تواند با بیماری های مزمن یا آسیب های حاد که بر مغز تأثیر می گذارد، مانند زوال عقل، ضربه مغزی یا سکته مغزی مرتبط باشد. سایر شرایط پزشکی، به ویژه شرایط عصبی همچنین می تواند باعث نوسانات خلقی شود، از جمله:

  • دیابت
  • اسکلروز چندگانه
  • بیماری پارکینسون
  • اختلالات خواب
  • اختلالات تیروئید

2-مود سوینگ چیست؟ | مراحل رشد

کودکان نوپا و خردسال اغلب به نظر می‌رسند که «خوش خلقی» دارند و ممکن است وقتی یاد می‌گیرند احساسات خود را تنظیم کنند، عصبانی شوند. در حالی که این تغییرات به طور کلی بخشی طبیعی از رشد عاطفی است، نوسانات خلقی در کودکان نیز می تواند نشانه ای از یک اختلال روانی زمینه ای، ناتوانی یادگیری یا حتی یک بیماری جسمی باشد. به عنوان مثال، کودکان و نوجوان های مبتلا به اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) ممکن است تغییرات خلقی را تجربه کنند که می تواند در مدرسه و دوستی ها اختلال ایجاد کند. همانطور که بچه ها بزرگتر می شوند، نوسانات خلقی همچنان بخشی طبیعی از رشد آنها است. زمانی که آنها وارد سنین پیش از نوجوانی می شوند، نوسانات خلق و خوی عمدتاً ناشی از تغییرات هورمونی است. این تغییرات خلقی در دوران نوجوانی به اوج خود می رسد و به تدریج تا بزرگسالی تثبیت می شود.

3-آلرژی و داروها

اگر آلرژی فصلی دارید، ممکن است متوجه شوید که خلق و خوی شما تحت تأثیر زمانی از سال است که تمایل به علائم دارید. عطسه مداوم، آبریزش چشم، ترشح بعد از بینی و خارش نیز می تواند منجر به خستگی شود، به خصوص اگر آلرژی شما با خواب تداخل داشته باشد. به همین ترتیب، احساس ناخوشی می‌تواند باعث تحریک‌پذیری شما شود یا مهارت تمرکز را دشوار کند، به‌ویژه اگر آلرژی‌های شما باعث علائم دیگری مانند سردرد یا گلودرد شود. شروع یا قطع یک داروی تجویزی می تواند بر خلق و خوی فرد تأثیر بگذارد. در حالی که انتظار می‌رود داروهایی مانند داروهای ضدافسردگی و تثبیت‌کننده‌های خلق بر خلق و خوی فرد تأثیر بگذارند، داروهایی که به دلایل دیگر تجویز می‌شوند نیز ممکن است به عنوان یک عارضه جانبی باعث تغییرات خلقی شوند. حتی اگر تغییرات خلق و خوی می تواند نشانه ای از افسردگی یا یکی دیگر از بیماری های سلامت روان باشد، برخی از داروهایی که برای درمان این اختلالات استفاده می شوند می توانند باعث تغییر در خلق و خو شوند. گاهی اوقات، این تغییرات خلقی نشان می دهد که دارو انتخاب مناسبی برای درمان نیست، یا اینکه تشخیصی که به فرد داده شده ممکن است درست نباشد. به عنوان مثال، فردی که مبتلا به اختلال دوقطبی است ممکن است به اشتباه افسردگی را تشخیص دهد و برای او دارو تجویز شود. اما، برخی از داروهای ضد افسردگی ممکن است باعث ایجاد یک دوره شیدایی در فردی مبتلا به اختلال دوقطبی شود. به همین ترتیب، افرادی که استروئیدهای آنابولیک مصرف می کنند، می توانند تغییرات خلقی شدید، از جمله عصبانیت را تجربه کنند.

4-مود سوینگ چیست؟ |تغیرات هورمونی

سایر علل احتمالی نوسانات خلقی ممکن است ناشی از تغییرات در سطوح هورمونی، به ویژه استروژن باشد. نوسانات هورمونی طبیعی است و به خوبی بر خلق و خوی تأثیر می گذارد، مانند تغییرات دوره ای چرخه قاعدگی. به همین دلیل، نوسانات خلقی نیز در پاسخ به علل دیگر تغییر سطح هورمون ها، مانند بارداری و یائسگی، رایج است.با این حال، خطر ابتلا به افسردگی در افراد در این زمان‌ها نیز افزایش می‌یابد، بنابراین نوسانات خلقی نیز می‌تواند نشانه‌ای از وضعیت سلامت روان باشد. اشکال خاصی از کنترل بارداری هورمونی، مانند قرص، ممکن است به کاهش نوسانات خلقی مرتبط با چرخه قاعدگی کمک کند، اما همچنین پیشنهاد شده است که تغییرات خلق و خوی می تواند یکی از عوارض جانبی این داروها باشد. همانطور که سایر مطالعات ارتباطی بین داروهای ضد بارداری خوراکی و تغییرات خلقی پیدا نکردند.

5-بیماری های روانی

در حالی که تغییرات خلق و خوی می تواند کاملا طبیعی باشد، ناشی از استرس ویا بخشی از مقابله با یک وضعیت سلامت جسمی باشد، نوسانات خلقی نیز می تواند نشانه ای از بیماری روانی باشد.هنگام توصیف و تشخیص اختلالات سلامت روان، به ویژه اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی، مجموعه تغییرات شدید، سریع و مکرر در خلق و خوی گاهی اوقات به عنوان "بی ثباتی عاطفی" نامیده می شود. با این حال، خلق ناپایدار منحصر به بیماری روانی نیست. همچنین در افراد مبتلا به آسیب مغزی تروماتیک، سکته مغزی و آلزایمر و همچنین سایر شرایط پزشکی دیده می شود.اگر تغییرات خلق و خوی همراه با سایر علائم و نشانه های خاص یک بیماری روانی را تجربه می کنید، با پزشک خود صحبت کنید. درک علت اصلی برای یافتن موثرترین راه برای مدیریت نوسانات خلقی ضروری است.

خطرات ناشی از مود سوینگ

وقتی صحبت از عوامل خطر نوسانات خلقی به میان می آید، ممکن است تعدادی از عوامل نقش داشته باشند. با این حال، رژیم غذایی، خواب و سوءمصرف مواد، بزرگترین عواملی که در نوسانات خلقی نقش دارند. در اینجا نگاهی دقیق تر به چگونگی افزایش احتمال نوسانات خلقی توسط این عوامل خطر وجود دارد.

1-عادات غذایی نامناسب

فردی که از یک رژیم غذایی ناکافی استفاده می کند یا به اندازه کافی غذا نمی خورد ممکن است در پاسخ به نوسانات سطح قند خون و سوءتغذیه دچار تغییرات خلقی شود. به عنوان مثال، اگر متوجه شدید که همکار بداخلاق شما بعد از صرف صبحانه و یک فنجان قهوه بهار بیشتری دارد، حال بد صبحگاهی او ممکن است ناشی از ترک کافئین یا قند خون پایین به نام هیپوگلیسمی باشد. اختلالات گوارشی که بر توانایی بدن در جذب مواد مغذی تأثیر می گذارد، مانند بیماری سلیاک و بیماری التهابی روده (IBD) نیز با نوسانات خلقی مرتبط است. این شرایط همچنین با شرایط سلامت روانی خاص، مانند افسردگی مرتبط است.

2-مشکلات خواب

خلق و خوی افراد نیز می تواند به شدت تحت تأثیر میزان و کیفیت خواب آنها باشد. فردی که خواب کافی ندارد، به خصوص زمانی که مزمن باشد، ممکن است نوسانات شدید خلق و خو و همچنین سایر علائم روانپزشکی را تجربه کند. شاید همکار شما خیلی آدم صبحگاهی نباشد، اما خلق و خوی آنها به طور طبیعی با بیدار شدن از خواب بالا می رود و احساس آمادگی بیشتری برای روز آینده دارند. ریتم شبانه روزی بدن، که به دلیل تاثیرگذاری بر زمان خواب شناخته شده است، خلق و خوی ما را در طول روز نیز تا حد مشخصی هدایت می کند.

3-مود سوینگ چیست؟ |سوء مصرف مواد

افرادی که با اختلالات مصرف مواد سر و کار دارند نیز ممکن است بیشتر در معرض تغییرات شدید خلق و خو باشند، به خصوص زمانی که قادر به دریافت یا استفاده از یک ماده نباشند. آنها همچنین ممکن است در هنگام تلاش برای ترک یک دارو و تجربه ترک، نوسانات خلقی را تجربه کنند. در صورت استفاده نادرست، داروهایی که باعث تغییرات خلقی می شوند می توانند اثرات شدیدی داشته باشند. به عنوان مثال، اگر فردی، مانند یک ورزشکار، از داروهای استروئیدی سوء استفاده کند، علائم ممکن است نامنظم و حتی تهدید کننده زندگی باشند.

روش های کنار آمدن با مود سوینگ

هنگامی که خلق و خوی شما عملکرد روزانه شما را مختل می کند، ممکن است نگرانی وجود داشته باشد، و ممکن است مفید باشد که در مورد رفتارهای اخیر خود فکر کنید. اگر علائم شما شروع به تداخل با فعالیت‌های روزانه کرد، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که به دنبال کمک باشید. ممکن است ندانید که علائمی را تجربه می کنید، اما می توانید از خود سؤالاتی بپرسید: آیا تغییرات فیزیکی در بدن یا رفتارم تجربه کرده ام؟ آیا اخیراً احساس کرده ام که در خلق و خوی خود گیر کرده ام؟ آیا برخورد با تجربیات من سخت تر شده است؟ مدیریت نوسانات خلقی ممکن است دشوار باشد، اما در اینجا چند قدم وجود دارد که می توانید برای کاهش آنها انجام دهید:

1-درمان پزشکی

با پزشک خود صحبت کنید. اگر مقابله با نوسانات خلقی شما سخت تر و سخت تر می شود، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که با پزشک مراقبت های اولیه خود صحبت کنید و ببینید چه توصیه هایی می کنند. برای شما کمک وجود دارد. مهم است که به پزشک خود بروید تا هر چیزی که ممکن است در حال وقوع است را رد کنید. هنگامی که جنبه فیزیکی رد شد، به دنبال درمان باشید تا به شما در مبارزه با مشکلات سلامت روان کمک کند. درمان از طریق درمان ابزار مفید دیگری برای یادگیری مهارت های مقابله ای بهتر و روش های پردازش احساساتی است که از طریق اختلالات خلقی خود تجربه می کنید.

2-حمایت اجتماعی

تعامل اجتماعی با دوستان و خانواده بسیار مهم است. سعی کنید از انزوا دوری کنید و با یک فرد قابل اعتماد در تماس باشید. داشتن این ارتباطات زمانی که احتمال افسردگی یا مضطرب شدن خود را افزایش می‌دهد آسان‌تر می‌شود. رژیم غذایی خود را تنظیم کنید. سعی کنید زمانی را برای تنظیم گزینه های رژیم غذایی سالم تر اختصاص دهید. غذا سوخت است و خوردن غذاهای ناسالم به دفعات ممکن است بر خلق و خوی شما تأثیر بگذارد و خستگی یا سایر علائم فیزیکی را افزایش دهد. تحقیق کنید و سعی کنید جایگزین های سالمی پیدا کنید که برای شما جذاب باشد. ب

3-مود سوینگ چیست؟ |ورزش و خواب کافی

ورزش منظم داشته باشید. ورزش برای شما خوب است و مهم است که در جایی که می توانید حرکت کنید. این بدان معنا نیست که باید در باشگاه ورزش های سنگین انجام دهید، اما شاید سعی کنید هر روز پیاده روی کنید. ورزش را در برنامه روزانه خود قرار دهید تا مطمئن شوید که برای سلامتی خود وقت می گذارید. برای خواب وقت بگذارید. داشتن خواب خوب برای سلامتی و عملکرد روزانه شما ضروری است. خواب زمانی است که بدن شما را دوباره شارژ می کند و زمانی که زیاد یا خیلی کم می خوابید به بدن خود اجازه نمی دهید آنچه را که برای عملکرد نیاز دارد دریافت کند. زمانی را در برنامه خود اختصاص دهید که به شما امکان می دهد هر شب هفت تا هشت ساعت توصیه شده بخوابید. مدیریت نوسانات خلقی شما ممکن است فرآیند دشواری باشد، اما شما تنها نیستید. وقتی متوجه علائم شدید کمک بگیرید و دیگرانی را که ممکن است

[ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:21 ] [ گنگِ خواب دیده ]

فیلم امشب من

وکیل مدافع شیطان The Devils Advocate 1997

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 22:57 ] [ گنگِ خواب دیده ]

نکاتی برای حفظ رابطه عاشقانه

۱ – با صراحت و شفاف با یکدیگر حرف بزنید :

صحبت کردن بخش کلیدی یک رابطه سالم است. زوج‌های دارای روابط سالم برای خود زمان ایجاد می‌کنند و بطور منظم با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. مهم است که شما، تنها از نقش والد بودن و حفظ خانواده صحبت نکنید. سعی کنید هر روز چند دقیقه را صرف بحث درباره موضوعات شخصی و مرتبط با شریک عاطفی‌تان اختصاص دهید.

حواستان باشد هنگامی که راجع به مسائل سخت و دشوار صحبت می‌کنید مراقب خشم و رنجش خود باشید. الگوهای ارتباطی منفی مثل عصبانیت و تحقیر به احتمال زیاد با جدایی مرتبط هستند.

زوج‌هایی که از رفتار مخرب در طول بحث استفاده می‌کنند ( فریاد زدن ، انتقادات شخصی ، کنارکشیدن از بحث و … ) بیشتر در معرض جدایی قرار دارند.

در چنین مواقعی سعی کنید احساس همان لحظه‌ی شریکتان را متوجه شوید، سعی کنید دقیقا متوجه شوید منظور او چیست و خواهشا سعی کنید او را بخندانید.

۲ – رابطه‌تان را هیجان‌انگیز کنید:

با مشغله‌ای که دارید ممکن است ارتباط با همسرتان برای شما دشوار باشد ، اما بهتر است بدانید که ایجاد رابطه درست با همسر، اصلی‌ترین کار شماست.

در یک تحقیق محققان متوجه شدند که زوج‌هایی که در ۷ سال زندگی‌شان خستگی را گزارش دادند ، ۹ سال بعد بطور معنی‌داری نسبت به رابطه‌شان رضایت کمتری داشته‌اند.

باید چیزهای جالبی را به رابطه‌تان اضافه کنید مثلا قرار ملاقات‌هایی شبیه دوران نامزدی، دوتایی رفتن به سینما یا رستوران گزینه‌ای بسیار عالی‌ست، حتی می‌توانید یک پیک‌نیک دونفره ترتیب دهید. رفتن به یک کلاس مشترک هنری می‌تواند یکی از انتخاب‌های شما باشد. حتی می‌توانید برای یک رابطه جنسی فانتزی و صمیمی با همسرتان برنامه‌ریزی کنید و آن را در تقویم یادداشت کنید.

۳ – حتما کمک بگیرید:

یکی از عواملی که باعث ضربه به رابطه می‌شود دعواهای تکراری ست. هر رابطه‌ای بالا و پایین دارد و مسائل مالی یا فرزندپروری اغلب باعث درگیری‌های مکرر می‌شوند.

در چنین مواردی یک روانشناس بهترین کسی‌ است که می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا ارتباط خود را بهبود بخشند و راههای سالم برای کارهایی فراتر از درگیری پیدا کنند. این را هم بدانید که شما مجبور نیستید صبر کنید تا زمانیکه یک رابطه نشانه‌ای از دردسر را در خود نشان دهد. برنامه‌های آموزشی مربوط به ازدواج که مهارتهایی مانند هنر گوش دادن موثر و برخورد با تعارضات را آموزش می‌دهند، برای جلوگیری از طلاق عاطفی بسیار موثرند که می‌توانید به آنها بپردازید.

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 18:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]

افسردگی INTJ : ذهن منطقی در برابر افکار غیر منطقی

ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 18:22 ] [ گنگِ خواب دیده ]
[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 18:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]

انتظــار خبری نیــست مرا
نه ز یــاری، نه ز دیّار دیــاری - بــاری
برو آن جـــا که بُوَد چــشـمی و گــوشـی بــا کس.
برو آن جـــا که تو را منتظرند.
قاصدک!
در دل مــن، همه کـــورند و کـــرند.
دست بردار از ایــن در وطن خویـــش غریــب.
قــاصد تـــجربه هـــای همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغـــی تو، دروغ.
که فریـــبی تو، فریـــب.

Ghasedak.jpg

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:58 ] [ گنگِ خواب دیده ]

آی‌کیو همه چیز نیست!

خیلی اوقات مفاهیمی مانند هوش و خلاقیت را مترادف یکدیگر می‌پنداریم. با این وجود بسیارند کسانی که در آزمون‌های استاندارد آی. کیو نمرات بالایی کسب می‌کنند، اما توانایی خلاقانۀ چندانی ندارند و برعکس افراد فوق‌العاده خلاقی که عملکرد مناسبی در آزمون‌های مرسوم هوش ندارند. یکی از عوامل اساسی تعیین کننده در توانایی افراد برای یادگیری و خلاقیت، مفهومی است به نام انعطاف‌پذیری شناختی. در این یادداشت پژوهشگران دانشگاه کمبریج شیوۀ تشخیص و پرورش این توانایی شناختی را توضیح می‌دهند.

کانورسیشن، باربارا ژاکلین ساهاکیان، کریستل لنگلی، ویکتوریا لیان،| بر اساس باور عمومی، بهرۀ هوشی عامل اصلی موفقیت، به خصوص در حوزه‌های علم، نوآوری و فناوری است و به همین دلیل عدد بهرۀ هوشی آدم‌های معروف برای خیلی از مردم جذابیت بی‌حد و حصری دارد. اما حقیقت این است که بعضی از عالی‌ترین دست‌آورد‌های بشر در اصل با تکیه بر ویژگی‌هایی، چون خلاقیت، تخیل، کنجکاوی و همدلی شکل گرفته‌اند.

اغلب این صفات در دل مفهومی جای دارند که دانشمندان آن را «انعطاف‌پذیری شناختی» ۱ می‌نامند؛ مهارتی که در محیطی جدید یا مدام در حال تغییر، این قابلیت را به ما می‌دهد که بتوانیم با تغییر موضع بین مفاهیم مختلف یا تغییر رفتارمان به تناسب موقعیت موجود به اهدافمان دست‌یابیم. اساس انعطاف‌پذیری شناختی این است: یادگرفتن را یاد بگیریم و در مورد روش یادگیری منعطف باشیم و این دو یعنی تغییر استراتژی‌ها برای تصمیم‌گیری بهینه. در پژوهش جاری، ما در تلاشیم که روش‌هایی برای افزایش انعطاف‌پذیری شناختی افراد بیابیم.

انعطاف‌پذیری شناختی کمک می‌کند متوجه شویم که کاری که پیش گرفته‌ایم به موفقیت ختم نخواهد شد و تغییرات مناسب برای دستیابی به موفقیت را در آن ایجاد کنیم. فرض کنید که هر روز، در حالت عادی، از مسیر ثابت و مشخصی به محل کار می‌روید، اما الان در مسیرِ معمول شما تعمیراتی در حال انجام است. چه می‌کنید؟ کسانی که انعطاف‌ناپذیرند با این که دیرشان خواهد شد به برنامۀ اصلی پایبند می‌مانند. اما افراد انعطاف‌پذیرتر خودشان را با اتفاق پیش‌بینی‌نشده تطبیق می‌دهند و با روش‌های حل مسئله راه حلی پیدا می‌کنند.

انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند بر چگونگی کنار آمدن مردم با قرنطینۀ ناشی از همه‌گیری کرونا تاثیر داشته باشد، قرنطینه‌ای که مردم را با چالش‌های جدیدی در مورد کار و تحصیل روبه‌رو کرد. تطبیق روزمرگی‌هایمان با این موضوع و انجام بسیاری فعالیت‌ها از خانه برای بعضی از ما راحت‌تر از بقیه بود. افراد انعطاف‌پذیر احتمالاً این روزمرگی‌ها را هر چند وقت یک بار تغییر می‌داده‌اند تا روش‌های بهتر و متنوع‌تری برای گذران روزهایشان بیابند. اما دیگران چنین نکردند، اصلاً با شیوه‌های جدید کنار نیامدند و با کمترین انعطاف‌پذیری یا تغییری به همان فعالیت‌های روزمره‌شان چسبیدند.


مزایای عظیم

تفکر منعطف اساس خلاقیت است. به عبارت دیگر تفکر منعطف اساس اندیشیدن به ایده‌های نو، ایجاد روابط نو بین ایده‌ها، و خلق چیز‌های جدید است. چنین تفکری پشتوانۀ مهارت‌های تحصیلی و کاری مثل حل مسئله نیز هست. با این حال، بر خلاف حافظۀ فعال۲ (آنچه که در بازۀ مشخصی به خاطر می‌آورید)، تفکر منعطف عمدتاً مستقل از بهرۀ هوشی یا هوش متبلور۳ (دانش ناشی از یادگیری قبلی و تجارب) است. برای مثال، بسیاری از هنرمندان هنر‌های تجسمی هوش متوسطی دارند، اما بسیار خلاق هستند و آثار بزرگی خلق کرده‌اند.

بر خلاف باور خیلی‌ها، خلاقیت در علم و نوآوری نیز مهم است. مثلاً، مقایسۀ کارآفرینانی که موسس چندین شرکت بودند با مدیرانی با سن و بهره هوشی مشابه نشان داد که کارآفرینان انعطاف‌پذیری شناختی بیشتری دارند.

پس آیا می‌توان نتیجه‌گیری کرد که انعطاف‌پذیری شناختی افراد را باهوش‌تر می‌کند، اما این افزایش هوش به شکلی است که در آزمون‌های بهرۀ هوشی قابل سنجیدن نیست؟ می‌دانیم انعطاف‌پذیری شناختی در طول زندگی یک فرد «شناخت سرد» ۴ یا همان تفکر غیر عاطفی و «منطقی» او را بهبود می‌بخشد.

برای مثال، مهارت خواندن و عملکرد بچه‌ها در مدرسه به واسطۀ انعطاف‌پذیری شناختی بهبود می‌یابد. این شناخت ما را در برابر برخی سوگیری‌ها، مثل سوگیری تایید۵، مصون می‌کند. به این دلیل که افراد منعطف، ایرادات احتمالی خود را بهتر تشخیص می‌دهند و در به کار بستن راه‌کار‌هایی برای چیره شدن بر این ایرادات توانمندترند.

همچنین، در افراد کهنسال، انعطاف‌پذیری شناختی با افزایش تاب‌آوری روانی در برابر ناملایمات زندگی و بهبود کیفیت زندگی متناظر است و حتی ممکن است در شناخت احساسی و اجتماعی تأثیر مثبت داشته باشد: بر اساس مطالعات، انعطاف‌پذیری شناختی رابطۀ جدی‌ای با توانایی درک احساسات، افکار و مقاصد دیگران دارد.

نقطۀ مقابل انعطاف‌پذیری شناختی، عدم انعطاف شناختی است که در برخی بیماری‌های روانی مثل اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال افسردگی ماژور و اختلال طیف اوتیسم نمود دارد.

مطالعۀ تصویربرداری‌های عصبی نشان داده است که انعطاف‌پذیری شناختی به شبکه‌ای از مناطق قدامی و مخطط مغز وابسته است. بخش‌های قدامی مغز با فرآیند‌های شناختی رده بالا مثل تصمیم‌گیری و حل مسئله متناظرند و در مقابل بخش‌های مخطط به تشویق و پاداش مرتبطند.

برآورد واقعی انعطاف‌پذیری شناختی افراد، روش‌هایی دارد، که آزمون دسته‌بندی کارت ویسکانسین۶و آزمون عملکرد اجرایی CANTAB برای ارزیابی یادگیری قوانین و تغییر توجه۷ از این جمله‌اند.


افزایش انعطاف‌پذیری


خبر خوش این که گویا انعطاف‌پذیری را می‌توان تمرین و تقویت کرد. به عنوان نمونه.

رفتاردرمانیِ شناختی۸، درمانی روانشناختی و مبتنی بر شواهد است که در تغییر الگوی فکری و رفتاری به افراد کمک می‌کند. مثلاً شخص افسرده‌ای که دوستش یک هفته است با او تماس نگرفته شاید فکر کند که دوستش دیگر او را دوست ندارد. رفتاردرمانیِ شناختی طرز فکر این افراد را برای مد نظر قرار دادن گزینه‌های منعطف‌تر بازسازی کند. در این مثال، دوستِ فرد افسرده مشغله‌ای داشته یا امکان تماس نداشته است.

یادگیری ساختاریافته۹–یا قابلیت استخراج اطلاعات دربارۀ ساختارِ محیطی پیچیده و رمزگشایی از جریانی از اطلاعات حسی که در ابتدا نامفهوم هستند– یکی دیگر از راه‌های بالقوه برای پیگیری این مقصود است. می‌دانیم که این شکل از یادگیری همان بخش‌های قدامی و مخطط مغز که در انعطاف‌پذیری شناختی درگیر بودند را درگیر می‌کند.

ما در حال حاضر، در کاری مشترک بین دانشگاه کمبریج و دانشگاه صنعتی نانیانگ در حال انجامِ آزمایشی در جهان واقعی هستیم تا ببینیم آیا واقعاً ممکن است که یادگیریِ ساختاریافته به افزایش انعطاف‌پذیری شناختی بینجامد.

مزایای تمرین و تقویت انعطاف‌پذیری شناختی، برای مثال در کودکان مبتلا به اوتیسم، در مطالعات به اثبات رسیده‌اند. تقویت انعطاف‌پذیری شناختی علاوه بر بهبود مهارت‌های شناختیِ کودکان، تاثیر مثبتی روی تعاملات اجتماعی و روابط آن‌ها داشت. همین طور مطالعات نشان داده‌اند که تمرین و تقویت انعطاف‌پذیری شناختی برای کودکان بدون اوتیسم و سالمندان نیز مفید است.

همزمان با خروج از پاندمی، لازم است اطمینان حاصل کنیم که مردم در کنار آموختن و تمرین مهارت‌های جدید، یاد می‌گیرند که در تفکرشان از لحاظ شناختی انعطاف‌پذیر باشند. این موضوع تاب‌آوری و کیفیت زندگی ایشان را در آینده افزایش خواهد داد.

انعطاف‌پذیری شناختی برای به بار نشستن یک جامعه لازم است. چرا که می‌تواند استعداد افراد در خلق ایده‌های نوآورانه و خلق چیز‌های جدید را به حداکثر برساند؛ و نهایتاً باید گفت ما برای حل چالش‌های بزرگ کنونی از جمله گرمایش جهانی، حفظ طبعیت، انرژی پاک و پایدار و امنیت غذایی نیازمند ویژگی‌هایی مانند انعطاف‌پذیری شناختی هستیم.


پی‌نوشت‌ها:

• این مطلب را باربارا ژاکلین ساهاکیان، کریستل لنگلی، ویکتوریا لیان نوشته و در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۱ با عنوان «IQ tests can’t measure it, but ‘cognitive flexibility’ is key to learning and creativity» در وب‌سایت کانورسیشن منتشر شده است؛ و وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ با عنوان «هوش مهم‌تر است یا انعطاف‌پذیری؟» با ترجمۀ آرزو صحیحی منتشر کرده است.

•• باربارا ژاکلین ساهاکیان (Barbara Jacquelyn Sahakian) استاد عصب‌روان‌شناسی بالینی در دانشگاه کمبریج، کریستل لنگلی (Christelle Langley) دانشیار پژوهشی پسادکتری در رشتۀ علوم اعصاب شناختی در دانشگاه کمبریج، و ویکتوریا لیان (Victoria Leong) استادیار روان‌شناسی در دانشگاه صنعتی نانیانگ است.


[۱]cognitive flexibility
[۲]working memory
[۳]crystallised intelligence
[۴]cold cognition
[۵]confirmation bias
[۶]Wisconsin Card Sorting Test
[۷]CANTAB Intra-Extra Dimensional Set Shift Task
[۸]Cognitive behavioural therapy

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:56 ] [ گنگِ خواب دیده ]

۱۰ باور غلط در مورد افسردگی؛

«مرد‌ها افسرده نمی‌شوند و افسردگی مختص زنان است!»

افسردگی در دنیا افراد بسیاری را به خود گرفتار کرده است و بنابر بررسی‌های محققان در سال ۲۰۲۲، حداقل ۵درصد از بزرگسالان به این بیماری ذهنی مبتلا هستند. علی‌رغم اینکه تحقیقات بسیاری درباره افسردگی انجام و روش‌های درمانی متعددی پیشنهاد شده است، یکسری باور‌های غلط در مورد این بیماری ذهنی در نتیجه سوء‌تفاهم‌های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که هیچ یک مبنای علمی ندارند.

همه ما زمانی احساس اندوه و غم می‌کنیم، اما اگر اندوه و احساس پوچ بودن مزمن شود، به افسردگی مبتلا شده‌ایم و باید فکری برای آن کنیم تا گرفتار پیامدهای بعدی آن نشویم.

در بیشتر جوامع به دلیل اینکه این بیماری ذهنی به‌خوبی شناخته نشده است، باورهای غلطی پیرامون آن شکل گرفته است. در اینجا به چند مورد از رایج‌ترین این باورها اشاره کرده‌ایم:

۱. افسردگی بیماری واقعی نیست

برخی از افراد افسردگی را بیماری واقعی نمی‌دانند و معتقدند افسردگی نتیجه ویژگی‌های شخصیتی و انتخاب فردی است. آنها تصور می‌کنند افسردگی نوعی اندوه یا دلسوزی برای خود است و نمی‌توان آن را بیماری روحی و روانی دانست.

حقیقت: بنابر بررسی محققان روانشناسی، اگر فردی بیش از ۲ هفته، حداقل ۵ مورد یا بیشتر علایم زیر را از خود بروز دهد، به افسردگی مبتلاست و باید تحت درمان قرار گیرد:

اندوه طولانی‌مدت،‌ لذت نبردن از فعالیت‌هایی که زمانی دوست داشته است، کاهش یا افزایش اشتها، اختلال خواب (بی‌خوابی یا خواب بیش از حد)، احساس خستگی دایمی، احساس بی‌ارزشی کردن، عدم توانایی تمرکز یا تصمیم‌گیری و افکار تکرارشونده در مورد مرگ

۲. مصرف دارو برای درمان افسردگی بهترین روش درمان است

داروهای ضدافسردگی هورمون‌های شیمیایی مغز را بهبود می‌بخشند که در نتیجه آن خلق‌وخو و اضطراب فرد کنترل می‌شود. اغلب پزشکان برای درمان افسردگی از این داروها استفاده می‌کنند. برخی از افراد تصور می‌کنند که بهترین درمان افسردگی مصرف داروست.

حقیقت: داروهای ضدافسردگی تمام افسردگی‌ها را درمان نمی‌کنند و برای هر نوع افسردگی مناسب نیستند. درواقع برای درمان افسردگی‌ها، درکنار مصرف دارو باید روان‌درمانی و تغییر سبک زندگی هم انجام شود. معمولا روان‌درمانی پس از ۶ ماه مصرف دارو باید شروع شود.

۱۰ باور غلط در مورد افسردگی / «مردها افسرده نمی‌شوند و افسردگی مختص زنان است!»

۳. ضربه‌های روحی موجب افسردگی می‌شوند

برخی از مردم فکر می‌کنند که افسردگی همیشه ناشی از حوادث آسیب‌زاست.

حقیقت: اگرچه رویدادهای آسیب‌زا و ضربه‌های روحی محرک‌های بالقوه افسردگی‌اند، تنها دلیل افسردگی نیستند. افسردگی حتی در افرادی که به نظر می‌آید زندگی‌های خوبی دارند هم به وجود می‌آید.

۴. افسردگی بخشی از رشد فرد است

بیشتر مواقع دوره نوجوانی از نظر احساسی، اجتماعی و روانشناختی، دوره بسیار سختی است. علایم افسردگی، مانند خواب بیش از حد، زودرنجی، بدبینی و اضطراب شبیه دوره نوجوانی است و به همین دلیل برخی از افراد تصور می‌کنند، افسردگی فقط بخشی از گذر فرد از کودکی به بزرگسالی است.

حقیقت: نوجوانان نرخ بالای ابتلا به افسردگی دارند. اما بین اندوه خاص دوران نوجوانی و افسردگی تفاوت وجود دارد. درواقع اگر این حالات روحی نوجوانان طولانی شود، باید به احتمال افسردگی در او شک کرد. بنابراین نمی‌توان افسردگی را بخشی از رشد فرد دانست.

۵. فقط زنان به افسردگی مبتلا می‌شوند

کلیشه‌های فرهگی و اجتماعی بر این باورست که مردها افسرده نمی‌شوند و دراصل نباید افسرده شوند و افسردگی مختص زنان است.

حقیقت: هرکس، چه مرد و چه زن، احتمال دارد به افسردگی مبتلا شود. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که افسردگی مردها بیشتر با خشم یا سوء‌مصرف مواد مخدر بروز می‌کند و آنها به‌دلیل اجبار فرهنگی برای مردانه رفتار کردن، کمتر از احساسات‌شان می‌گویند. از طرفی، افسردگی در زن‌ها رایج‌تر است و عوامل مختلفی چون اضطراب، خستگی یا حتی زایمان ممکن است زنان را گرفتار افسردگی کند. افسردگی زایمان در نتیجه تغییرات ناگهانی هورمون‌های بدن رخ می‌دهد.

۶. سابقه خانوادگی در ابتلا به افسردگی نقش دارد

بسیاری از مردم بر این باورند که اگر فردی در خانواده خود، بیمار مبتلا به افسردگی داشته باشد، او هم حتما به این بیماری مبتلا خواهد شد.

حقیقت: مسلما ژنتیک نقش مهمی در ابتلا به افسردگی دارد و بررسی‌های علمی نشان داده است که اگر اقوام درجه یک فردی، افسردگی داشته باشند، خود او ۲ تا ۳ برابر بیشتر از دیگران در خطر افسردگی قرار دارد. اما این خطر حتمی نیست. افسردگی بیشتر ناشی از عوامل زیست‌محیطی و روانشناختی است و چنانچه فردی از سبک زندگی سالم پیروی کند و در مواقع ضروری از راهنمایی‌های اعضای خانواده دلسوز و در عین حال آگاه یا مشاوران روانشناسی بهره‌مند شود، به افسردگی مبتلا نخواهد شد.

۷. فعالیت زیاد در روز، افسردگی را درمان می‌کند

برخی از افراد بر این باورند، با انجام دادن کارهای متعدد و مشغول بودن با انواع فعالیت‌ها و سرگرمی‌ها می‌توانند افسردگی خود را درمان یا از ابتلا به آن پیشگیری کنند.

حقیقت: ورزش منظم، وقت گذراندن با خانواده و دوستان ممکن است به فرد در مهار افسردگی کمک کند اما این روش، توانایی درمان یا کاهش افسردگی را ندارد. افراد مبتلا به افسردگی بیشتر مواقع نمی‌توانند روی چند کار یا فعالیت تمرکز داشته باشند. بنابراین بهترین کار برای آنها این است که روی یک کار یا پروژه‌ای تمرکز کنند و هرگز خود را با چند کار به‌طور همزمان مشغول نکنند. چراکه اضطراب و در نهایت افسردگی‌شان بیشتر می‌شود.

۸. افسردگی در سن خاصی شروع می‌شود

برخی از مردم تصور می‌کنند، افسردگی معمولا در دهه۲۰ یا ۳۰ سالگی رخ می‌دهد و فقط بزرگسالان به این بیماری مبتلا می‌شوند.

حقیقت: افسردگی به سن خاصی مربوط نیست و هر گروه سنی از افراد احتمال ابتلا به این بیماری را دارند. بررسی‌ها نشان داده است، حتی نوزادان هم ممکن است دچار افسردگی شوند.

۹. گفتگو درباره افسردگی، مشکل را بدتر می‌کند

برخی از مردم معتقدند، صحبت درباره افسردگی یا تایید آن، شرایط را بدتر می‌کند و حتی ممکن است به فرد افسرده، تهمت دیوانگی و اختلال‌های ذهنی زده شود.

حقیقت: این باور کاملا غلط است. برعکس افرادی که افسردگی دارند، باید با مشاوران زبده روانشناسی یا با هرکسی که می‌توانند به آنها اعتماد داشته باشند صحبت کنند و راهی برای درمان مشکل خود بیابند.

۱۰. مکمل‌های گیاهی به درمان افسردگی کمک می‌کنند

برخی از شرکت‌های تولیدکننده مکمل‌های غذایی مدعی‌اند مکمل‌های آنها در درمان افسردگی موثرند. به همین دلیل بسیاری از افراد فکر می‌کنند می‌توانند به‌جای روش‌های معمول درمان افسردگی، از داروهای گیاهی استفاده کنند.

حقیقت: بررسی‌های علمی بسیار محدودی وجود دارد که اثر مکمل‌ها و داروهای گیاهی را در درمان افسردگی موثر بدانند. حتی برخی از آن داروها ممکن است در داروهای افسردگی، تداخل ایجاد کنند.

محققان با بررسی انواع افسردگی‌ها،‌ به حقایق بیشتری از این بیماری دست می‌یابند و با مطالعه نتایج تحقیقات آنها می‌توان درک بهتری از افسردگی داشت و تمام باورها و برداشت‌های غلط به‌مرور از میان برداشته شوند.

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]

10 راز شاد زیستن

افراد شاد به خودی خود و از روی شانس شاد نیستند بلکه آنها عادت‌ها و باورهایی دارند که توسط آن عادات و باورها شاد می‌شوند. هیچ انسانی بدون داشتن افکار، عادات و باورهای شاد کننده نمی‌تواند برای مدت زیادی شاد بماند و اما افراد شاد چه عادت‌هایی دارند که آنها را شاداب نگه می‌دارد؟ در این مقاله 10 مورد از رازهای شاد بودن و شاد ماندن افراد شاداب را برای شما آشکار می‌کنیم.

افراد شاد، دیگران را سرزنش نمی‌کنند

سرزنش کردن با شاد بودن در تضاد است. نمی‌توانید دائما دیگران را سرزنش کنید و توقع داشته باشید که شاداب بمانید. سرزنش کردن در حقیقت، از تمایل به کنترل افراد و موقعیت‌ها ریشه می‌گیرد. اگر می‌خواهید شاد بمانید دیگران را رها کنید و اجازه دهید آنطور که دوست دارند زندگی کنند. افراد شاد انرژی و طراوت خود را با سرزنش دیگران تلف نمی‌کنند.

افراد شاد دیگران را کنترل نمی‌کنند

حقیقت این است که اموری وجود دارند که تحت کنترل ما نیستند، همچنین ما قادر به کنترل انسانهای دیگر نیستیم. کنترل دیگران باعث تحلیل رفتن انرژی می‌شود زیرا زمانی که سعی به کنترل چیزی داریم در حقیقت خود ما تحت کنترل در می‌آییم و حال ما با هر تغییر حالتی نوسان پیدا می‌کند. یکی از رازهای شاد ماندن این است که دیگران را کنترل نکنیم و بدانیم که بسیاری از امور خارج از کنترل ما هستند، به اختیار و آزادی دیگران احترام بگذاریم و دست از خدایی کردن بر دیگران برداریم.

افراد شاد پشت سر دیگران غیبت نمی‌کنند

غیبت و بدگویی موجب تحلیل رفتن انرژی در بدن می‌شود و عدم غیبت پشت سر دیگران انرژی فرد را افزایش می‌دهد. انسان‌های شاد وقت و انرژی خود را بابت بدگویی، عیب جویی و صحبت کردن پشت سر دیگران تلف نمی‌کنند و این انرژی را صرف کارهای مفیدتری می‌کنند.

افراد شاد خود را درگیر انتقاد از دیگران نمی‌کنند

شاید انتقاد از دیگران در همان لحظه احساس خوبی به ما بدهد اما در اکثر موارد دیده شده که تنش و احساسی منفی پس از آن در فرد رسوخ می‌کند. همچنین، خیلی از افراد زمانی انتقاد می‌کنند که می‌خواهند نسبت به دیگری برتری داشته باشند و این نمی‌تواند شادابی را برای فرد به ارمغان آورد. بنابراین، اصولا انتقاد از دیگران مثبت نیست و مانع شادی افراد می‌شود، این در حالی است که «نقد» وقایع می‌تواند به سازندگی کمک کند.

افراد شاد زندگی خود را با زندگی دیگران مقایسه نمی‌کنند

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات برخی از افراد این است که دائما خود و زندگیشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. مقایسه کردن عامل دیگری است برای حسرت و غم خوردن. زندگی افراد با یکدیگر قابل مقایسه نیست، زیرا توانایی ها، شرایط و باورهای افراد نیز با یکدیگر قابل مقایسه نیست. چطور می‌توان از یک خزنده توقع پریدن داشت؟ بسیاری از مقایسه‌های افراد نیز همین حکم را دارد! افرادی که خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، در واقع، ظاهری که از دیگران می‌بینند را با درون خود مقایسه کرده، نتیجه می‌گیرند و سعی می‌کنند بر مبنای آن عمل کنند. اما ما به شما می‌گوییم که « هرگز ظاهر دیگران را با درون خود مقایسه نکنید».

افراد شاد برای خود اهدافی دارند

هدفمندی به شما امید، انگیزه و پویایی می‌بخشد و حرکت به سمت اهداف باعث می‌شود که احساس خوبی نسبت به خود پیدا کنید. افراد شاداب برای زندگی خود اهدافی بر اساس ارزش‌ها و توان خود تعیین کرده و متعهدانه به سوی آن اهداف گام برمی‌دارند. هدف‌های خود را خیلی دور از دسترس نبینید، سفر هزار فرسنگی از قدم اول شروع می‌شود.

افراد شاد ورزش می‌کنند

هر نوع ورزشی حتی پیاده روی روزانه به شادابی و بالارفتن سطح انرژی شما کمک می‌کند. اگر می‌خواهید فرد شادابی باشید ورزش را از برنامه روزانه خود هرگز حذف نکنید. به عنوان مثال، پیاده روی موجب دفع سموم بدن، خشم و غم می‌شود. اگر خشمگین هستید، از همین امروز پیاده روی را آغاز کنید.

افراد شاداب ارتباط خوبی با طبیعت دارند

اگر می‌خواهید فرد شادابی باشید روزانه، هر چند کوتاه‌مدت و کم، با طبیعت ارتباط برقرار کنید، گلی را نوازش کنید، خاک را لمس کنید، با یک حیوان صحبت کنید، درخت را لمس کنید، با تمرکز آب خنک به دست و صورت خود بزنید، به پارک بروید و... این کار سطح انرژی و شادابی شما را افزایش می‌دهد و علاوه‌بر این باعث سبکتر شدن ذهن شما از مشغله‌های فکری می‌شود.

افراد شاداب هر روز یک مطلب جدید می‌آموزند

مطالعه هدفمند یکی دیگر از راه‌های افزایش انرژی است. مهم نیست که در روز چند صفحه کتاب می‌خوانید. روزانه فقط یک صفحه مطالعه مفید و هدفمند بر بالا رفتن سطح انرژی، پویایی و شادابی شما موثر است. هر روز بخوانید، برای اینکه هر روز یک مطلب جدید بیاموزید.

افراد شاد هر کاری را به اندازه کافی انجام می‌دهند!

افراد شاد به اندازه کافی می‌خوابند، به اندازه کافی غذا می‌خورند، به اندازه کافی کار می‌کنند و به اندازه کافی نیز تفریح می‌کنند. در تعادل نگه داشتن امور یکی از دلایل شادی است و زمانی که یکی از امورات زندگی از حالت تعادل خود خارج شود موجب ناموزونی درون می‌شود.

افراد شاد محکم و پایدار در زمان حال ریشه دارند


اندوه زمانی رخ می‌دهد که درباره گذشته وسواس داشته باشیم یا نگران آینده باشیم. صلح و آرامش در زمان حال پیدا می‌شود. تنفس عمیق، مدیتیشن و دیگر روش‌های تمرکز را برای تثبیت حضورتان در لحظه اکنون تمرین کنید.

افراد شاد بازی می‌کنند و گاهی سبک سر هستند


به یاد بیاورید که آزادانه بازی کردن در کودکی چگونه بود. خود آگاهی را کنار بگذارید، رها باشید و خوش بگذرانید. من عاشق بازی کردن با بچه هایم هستم، مدام دختر کوچولوی شیطان درونم را به خودم یاد آوری می‌کنم. شاید هیچ چیز مثل لحظه‌های خندیدن‌های هیستریک با دخترانم باعث احساس غرور قلبی من نمی‌شود.

افراد شاد به لذت‌های جسمی فکر می‌کنند


توجه کنید که تخت تان چقدر نرم است، غذای تان چه طعم خوبی دارد و پوست معشوق تان چقدر بی نقص است. از این احساسات فوق العاده لذت ببرید و قدردان آن‌ها باشید.

افراد شاد اطرافشان با افرادی پر می‌کنند که آتش درونی شان را شعله ور سازند!


من قدر شناس آن دسته از دوستانم هستم که باعث آزادانه خندیدنم می‌شوند. به راحتی انتخاب کنید که زمان خود را با آن‌ها بگذرانید.

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]

اهمیت خط عیلامی و رمزگشایی خط «عیلامی خطی»

ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:39 ] [ گنگِ خواب دیده ]

همین چند روز پیش

فکر می کردم

می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم

از همین چند روز پیش

هیچ کس، شبیه تو نیست

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:32 ] [ گنگِ خواب دیده ]

چشمی به تخت و بخت ندارم

مرا بس است

یک صندلی برای نشستن،

کنار تو !

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 17:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]

تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم

دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم

برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد

تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم

نیستم از روان‌ها بر حذرم ز جان‌ها

جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم

آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو

تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم

از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست

این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم

این همه ناله‌های من نیست ز من همه از اوست

کز مدد می لبش بی‌دل و بی‌زبان شدم

گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی

من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم

جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من

من به جهان چه می‌کنم چونک از این جهان شدم

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 16:58 ] [ گنگِ خواب دیده ]

گزیده زیباترین اشعار سعدی: غزلیات، مثنوی و رباعیات سعدی

اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

دلم صد بار می‌گوید که چشم از فتنه بر هم نه
دگر ره دیده می‌افتد بر آن بالای فتانم

تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
و گر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم

رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم

به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم

فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه می‌پرسی که روز وصل حیرانم

شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم

دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 16:52 ] [ گنگِ خواب دیده ]

فلسفه به زبان خیلی ساده؛ «مرگ مولف» یعنی چه؟

اصطلاح مرگ مولف (The Death of the Author) با انتشار مقاله‌ای کوتاه از رولان بارت، فیلسوف و نظریه‌پرداز ادبی اهل فرانسه در سال ۱۹۶۷ مطرح شد. البته از آنجا که قرار است مولف بمیرد پس بهتر است به جای نوشتن دربارۀ خود بارت مستقیم به سراغ اصل مطلب برویم!

وقتی شما می‌خواهید یک کتاب یا هر متن دیگری را تفسیر کنید، دقیقا قرار است چه کاری بکنید؟ یعنی اصلا «تفسیر کردن» به چه معناست؟ پاسخی که بیشتر ما به این سوال می‌دهیم (همان پاسخی که احتمالا اکثر فیلسوفان و متفکران در طول تاریخ می‌دادند) این است که تفسیر کردن یعنی اینکه بفهمیم منظور «مولف» این متن چه بوده است. به عبارت دیگر «تفسیر» یعنی اینکه از طریق نوشته‌ها به آن معنایی که در ذهن نویسنده وجود داشته پی ببریم.

شاید این معنا از تفسیر کاملا «بدیهی» به نظر برسد. اما فلسفۀ «پست‌مدرن» دقیقا همان جایی که فکر می‌کنیم یک چیز کاملا بدیهی و روشن است یقۀ ما را می‌گیرد تا به ما ثابت کند که اینطور نیست! نظریۀ مرگ مولف هم نمونه‌ای از نگاه و تفکر پست‌مدرن است که می‌خواهد به ما بگوید این معنا از «تفسیر» کاملا باطل و حتی خیالی است! اما چرا؟ چون بر طبق این نظریه اصلا چیزی به عنوان «مولف» یا «خالق اثر» وجود ندارد.

ما وقتی از مولف یا خالق صحبت می‌کنیم، کسی را در نظر داریم که یک معنا یا ایده را برای اولین بار در ذهن خودش خلق می‌کند و بعد آن را می‌نویسد. اما آیا اصلا کسی می‌تواند معنا‌ها یا ایده‌ها را «خلق» کند؟ هر کدام از ما در یک بافت فرهنگی خاص، یک تاریخ خاص و یک جغرافیای خاص زندگی می‌کنیم و به زبان خاصی صحبت می‌کنیم. همۀ فکر‌ها و ایده‌های ما برآمده از این بستری هستند که ما را احاطه کرده است. ما کلمات را به آن معنایی میفهمیم که زبان و فرهنگ ما به ما ارائه می‌کنند.

یک نکتۀ دیگر هم هست: وقتی کسی متنی را می‌نویسد، این متن از چارچوب زمان‌ها و مکان‌ها عبور می‌کند و به بافت‌های فرهنگی و تاریخی دیگری وارد می‌شود؛ این بافت‌های تازه می‌توانند معنا‌های تازه‌ای به متن ببخشند و آن را با ایده‌های تازه‌ای مرتبط کنند؛ بنابراین اگر ما فقط به دنبال همان معنایی بگردیم که در فکر نویسنده بوده است، بی‌دلیل متن را محدود کرده‌ایم.

فلسفه به زبان خیلی ساده؛ «مرگ مولف» یعنی چه؟

مولف فقط مجموعه‌ای از ایده‌ها و گفتار‌ها را کنار هم جمع کرده است و این دلیل نمی‌شود که خودش صاحب معنای همۀ آن‌ها باشد؛ این یک جور دیکتاتوری است! متن وقتی شکل می‌گیرد دیگر مولفش هیچ اهمیتی ندارد؛ این به عهدۀ خواننده است که معنایی به متن ببخشد. به عبارت دیگر خواننده است که بر اساس بافت فرهنگی و معنا‌هایی که از قبل با آن‌ها آشنا است، معنایی از متن استخراج می‌کند.

«مرگ مولف» یعنی به جای اینکه برای فهمیدن متن به سراغ زندگی مولف برویم و سعی کنیم معنا را از ذهن او بیرون بکشیم (کاری که اصلا ممکن هم نیست)، فقط به خود متن توجه کنیم و بگذاریم خودش معنایش را برای ما آشکار کند. به این ترتیب متن را سلطۀ ناحق مولف خارج کرده‌ایم و به یک جور دموکراسی در تفسیر رسیده‌ایم! به این ترتیب خواننده دیگر یک موجود منفعل و تابع نیست بلکه این توانایی را پیدا می‌کند که معنای خاص خودش را از متن استنباط کند. «مولف باید بمیرد تا خواننده متولد شود»

[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 16:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا