|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
حرف که می زنی من از هراس طوفان زل می زنم به میز به زیرسیگاری به خودکار تا باد مرا نبرد به آسمان. لبخند که میزنی من ـ عین هالوها ـ زل میزنم به دست هات به ساعت مچی طلایی ات به آستین پیراهن ات تا فرو نروم در زمین. دیشب مادرم گفت: تو از دیروز فرو رفته ای در کلمهای انگار در عین در شین در قاف در نقطه ها! [ یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 18:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||