لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

هر سبزه که برکنار جویی رسته است
گویی ز لب فرشته‌خویی رسته است

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
========
یک جرعه می ز ملک کاووس به است
از تخت قباد و ملکت طوس به است

هر ناله که رندی به سحرگاه زند
از طاعت زاهدان سالوس به است
========
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ
========
آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند
========
یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند

خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند
========
یک جام شراب صد دل و دین ارزد
یک جرعه می مملکت چین ارزد

جز باده لعل نیست در روی زمین
تلخی که هزار جان شیرین ارزد
========
آن لعل در آبگینه ساده بیار
و آن محرم و مونس هر آزاده بیار

چون میدانی که مدت عالم خاک
باد است که زود بگذرد باده بیار
========
از بودنی ایدوست چه داری تیمار
وزفکرت بیهوده دل و جان افکار

خرم بزی و جهان بشادی گذران
تدبیر نه با تو کرده‌اند اول کار

[ چهارشنبه بیستم مهر ۱۴۰۱ ] [ 18:37 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا