|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
خوشبختی، آزاد بودن از اجبارهای برونی و به ویژه رهایی درونی از این اجبارها و موقعیت های است که می تواند درد و ناراحتی ایجاد کند. خوشبختی در آغاز کردن است نه در به هدف رسیدن. اگر به سرنوشت و تقدیر معتقد هستیم و بر این باوریم که همه چیز برایمان از آنگاه که زاده شدیم، بدون دخالت ما از پیش تعیین شده است و ما در حالت انفعال تام به سر می بریم، دیگر «خوشبخت شدن» کاملا بی معنی می شود. چون آنچه از «پیش شده» و هستی یافته است دیگر نیاز به «شدن» و هستی یافتن ندارد. جانوران و انسان به این رفتار گرایش دارند که هر بار «بهترین امکان تطبیق در آن زمان» را تا ابد به عنوان «یگانه امکان تطبیق» در نظر بگیرند. البته حاصل چنین نگرشی دو بار کوری است: یک بار کوری به دلیل ندیدن این واقعیت که با گذشت زمان آن تطبیق دیگر بهترین تطبیق نیست. کوری دوم برای ندیدن این حقیقت که در کنار آن امکان شناخته شده راه حل های بسیاری وجود داشت یا دست کم کم وجود دارد. اعتقاد به این اصل که فقط یک راه حل مجاز، ممکن، کارآمد و منطقی برای مشکل او وجود دارد و اگر همه کوشش ها تا کنون بدون نتیجه مانده است نشان می دهد که کوشش کافی نبوده است.
به هدف رسیدن که هم معنای واقعی و هم استعاری دارد به عنوان مهم ترین اندازه سنج موفقیت، قدرت، قدردانی و میزان احترام و اهمیت به خود شناخته می شود. برعکس شکست و عدم موفیت یا حتی زندگی کردن بدون کوشیدن نشانه حماقت، تنبلی، نداشتن حس مسئولیت و بزدلی است. اما گام برداشتن به سوی موفقیت دشوار است. برای آن هم باید سختکوش بود و هم اینکه احتمال این را داد که سخت ترین کوشش هم می تواند بی بهره باشد. [ پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 13:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||