لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

اصول فن بیان

25 سال پیش شادروان ملک الشعرای بهار - در کتاب سبک شناسی - ضعف نحوه سخن گویی ما را امری کلی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما وجود الحان عاجزانه ، صوت‌های نازک و شکسته و بسته ، حروف جویده جویده مظلومانه و حیلت گرانه در آن سخن گفت و از قول مردی فاضل نقل کرد که : « مردم ما به جای سخن گفتن ، ناله می‌کنند . »
 
بهار در ضمن ، کودکان و نوجوانان و نیز بانوان و «دوشیزگان» را دعوت کرد تا به ورزش صدا بپردازند و طریق سخن گفتن       درست و فصیح را با آهنگی استوار ، متین و جذاب بیاموزند . بهار به این نکته نیز اشاره می‌کند که برای هنرمندان فارسی                                                     زبان دو نکته از اهمیت خاص برخوردارند :
 •1. تاریخ زبان فارسی
 •2. وزن شعر در زبان فارسی
 
فن بیان  فقط به پرورش صدا و بیان و کار فنی و فیزیکی ختم نمی‌شود . بیان خوب ، با دانش ما از زبان و نیز با آگاهی ما   نسبت به آنچه که «بیانش می‌کنیم » ارتباطی تنگاتنگ دارد . صدا و بیان انسان محصول عوامل مختلف فیزیولوژیک ( مانند چگونگی اندام‌های تنفسی و گفتاری )، روانشناختی (مانند شخصیت ) و اجتماعی (مانند آموزش و پرورش و پایگاه اجتماعی ) است .
 
از شاعر و اندیشمند بزرگ ما سعدی شیرازی :
 
                         تا مرد سخن نگفته باشد                                        عیب و هنرش نهفته باشد
 
صدای انسان پدیدهای بسیار پیچیده است و چهار عامل «غلظت صدا»، «انرژی صدا»، «انرژی کلمه» و «برد یا حجم صدا» در آن دخالت بسیار دارند . بنابراین شرایط و محیط مناسب برای توسعه قدرت تکلم و پرورش بیان ، یکی از مهمترین وظایف مربیان در تمام سطوح آموزشی است . این امر به ویژه در تئاتر و آواز اهمیت خاصی دارد زیرا که ارتباط فکری و انتقال اندیشه‌ها از صحنه به تماشاگر مهمترین رکن در این هنرها است ، چرا که مقدار بسیار زیادی از این ارتباط و انتقال ، توسط کلام انجام می‌گیرد .
 
به طور کلی می‌توان اهم اهداف پرورش بیان را چنین بر شمرد :
 

•1- درست اندیشیدن و افکار خود را در خور فهم خود و دیگران بیان کردن .
 •2- عقاید خود را آزادانه ، با اعتماد صریح و طبیعی بر زبان آوردن .
•3- قدرت تنظیم افکار را توسعه بخشیدن .


 برای داشتن بیان خوب باید دارای «گوش خوب» بود . مفهوم داشتن گوش خوب آن است که باید به شنیدن - و درست شنیدن - صدای خود و دیگران و صداهای اطرافمان که ما اصطلاحاً آن را «صدای طبیعت» می‌نامیم ، عادت نمود .
 
ما در زندگی روزمره بسیاری از صداها را - اگر چه این صداها وجود دارند - نمی‌شنویم ، ما حتی دقت نمی‌کنیم که صدای دوستمان که مدتها با او برخورد و مصاحبت داشته‌ایم چگونه است . بلکه از صدای افرادی که می‌شناسیم تنها یک خصوصیت کلی در ذهنمان داریم در حالیکه اگر به صدای وی با دقت گوش کنیم ویژگی‌هایی را در صدایش خواهیم شناخت که تا به حال متوجه آن نبوده‌ایم . جالب است بدانیم که ما حتی به چگونگی صدای خود نیز وقوف کامل نداریم و به همین دلیل ، به میزان تأثیرگذاری بیان خود بر روی دیگران آگاه نیستیم .
 
معمول است که برای آگاهی هنرپیشه و خواننده به چگونگی بیان خود ،  ضبط کردن صدا را پیشنهاد می‌کنند . البته این در صورتی خوب است که دستگاه ضبط صدا دستگاه کاملی باشد، چرا که ضبط صوتهای معمولی بخشی از ویژگی‌های صدا را حفظ نمی‌کنند .
 
به هر حال دقت و توجه نسبت به صدای خود و صدای طبیعت به هنرمندان امکان داشتن یک گوش خوب را می‌دهد به شرط آنکه این توجه و دقت به صورت یک تمرین مستمر و همیشگی درآید تا نتیجه مطلوبی به دست دهد .
 
داشتن بیان خوب مستلزم شناخت فرد از ساختمان دستگاه صوتی و چگونگی تولید صوت نوع هوا ، مقدار هوا ، عواملی که در تولید صدا دخیل هستند و ... نیز هست .

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 19:19 ] [ گنگِ خواب دیده ]

If not for you, I wouldn’t know
What true love really meant.
I’d never feel this inner peace;
I couldn’t be content.

If not for you, I’d never have
The pleasures of romance.
I’d miss the bliss, the craziness,
Of love’s sweet, silly dance.

I have to feel your tender touch;
I have to hear your voice;
No other one could take your place;
You’re it; I have no choice.

If not for you, I’d be adrift;
I don’t know what I’d do;
I’d be searching for my other half,
Incomplete, if not for you.

 

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 19:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

beautiful, sports, and tennis image

Best, relax, and sugarpova image

celebrity, Maria Sharapova, and maria sharapova gallery image

Maria Sharapova image

Maria Sharapova, monica puig, and tennis image

Maria Sharapova image

athlete, legs, and Maria Sharapova image

Maria Sharapova image

blonde, feet, and red image

Maria Sharapova and tennis image

Maria Sharapova image

Maria Sharapova and tennis image

beautiful, fashion, and celebrity image

beautiful, fashion, and style image

beautiful, celebrity, and hollywood image

beautiful, street, and celebrity image

2016, Maria Sharapova, and coachella image

 

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 19:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]

انسان در کیفیت و نظم شگفت آوری که در دو جهان اندیشه و طبیعت خود را نمایان می سازد، فناپذیری و بی ارزشی هدفها و آرزوهای بشری را حس می کند. او هستی موجود را چون زندانی می پندارد که می خواهد کائنات را چون مجموعه ای یگانه و بامعنا تجربه کند...
اندیشه ى صرف هیچ گونه دانشی در مورد جهان تجربی به ما ارائه نمی دهد. آگاهی واقعی از تجربه آغاز می شود و در تجربه پایان می پذیرد. نظریاتی که تنها بر پایه تعاریف منطقی شکل می گیرند به راستی خالی از واقعیت هستند.

 
#آلبرت_اینشتین
از کتاب" جهانى که من میبینم"

 

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 19:6 ] [ گنگِ خواب دیده ]

يک روز به شيدايي در زلف تو آويزم

زان دو لب شيرينت صد شور برانگيزم

گر قصد جفا داري اينک من و اينک سر

ور راه وفا داري جان در قدمت ريزم

بس توبه و پرهيزم کز عشق تو باطل شد

من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهيزم

سيم دل مسکينم در خاک درت گم شد

خاک سر هر کويي بي فايده مي بيزم

در شهر به رسوايي دشمن به دفم برزد

تا بر دف عشق آمد تير نظر تيزم

مجنون رخ ليلي چون قيس بني عامر

فرهاد لب شيرين چون خسرو پرويزم

گفتي به غمم بنشين يا از سر جان برخيز

فرمان برمت جانا بنشينم و برخيزم

گر بي تو بود جنت بر کنگره ننشينم

ور با تو بود دوزخ در سلسله آويزم

با ياد تو گر سعدي در شعر نمي گنجد

چون دوست يگانه شد با غير نياميزم

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 18:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

 

برای هر کس سه راه در زندگی وجود دارد:
راه اول، از اندیشه می گذرد. این والاترین راه است.
راه دوم، از تقلید می گذرد. این آسان ترین راه است.
راه سوم، از تجربه می گذرد. این تلخ ترین راه است

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 18:59 ] [ گنگِ خواب دیده ]

قدر چیزی را که داری بدان
قبل از اینکه زمان به تو یادآوری کند:
باید قدر چیزی را که داشتی می دانستی

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 18:56 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

رمان دختر کشیش

رمان دختر کشیش

هم اکنون داستان زندگی دوروتی، تنها دختر کشیشی در یکی از شهرهای کوچک انگلستان را می خوانید که زندگی مذهبی خشک و کسالت باری را می گذراند، او وظایف زیادی در کلیسا و خانه به عهده دارد، پدر سخت گیری داشته و تمایلی به ازدواج نیز ندارد، روزی به طور ناگهانی حافظه اش را از دست می دهد و خود را در لندن می یابد و وقتی بعد از یک ماه حافظه اش باز می گردد به قدری شایعات مختلف در مورد او ساخته شده که پدرش او را در خانه نمی پذیرد و دورتی وارد زندگی جدیدی می شود …

خلاصه رمان دختر کشیش

دوروتی دوچرخه را به در هشتی کلیسا تکیه داد و متوجه شد که دستهایش از خاکه ذغال سنگ سیاه می باشد … زانو زده و با مالیدن کف دست بر علفهای بلند شبنم نشسته میان قرها، سیاهی ذغال را از کف دستش زدود … در این هنگام آوای ناقوس متوقف شد و دیگر بار سکوت بر همه حا حاکم گردید … خادم کلیسا، با جبه زخیم و خشن و پوتین های گشاد، در راهرویی که به طرف جایگاهش در کنار محراب قرار داشت لخ لخ کنان به پیش می رفت

داخل کلیسا خیلی سرد بود و بوی موم شمع و بویی که مخصوص اماکن قدیمی است درهم آمیخته بود … کلیسایی بزرگ بود، بزرگتر از نیاز اجتماع کنندگان و همیشه بیش از نیمی از صحن آن خالی می ماند … سه ردیف نیمکت تا اندکی بیشتر از نیمی از شبستان کلیسا را فرا گرفته بود و در پشت نیمکت ها فضای خالی سنگفرش شده ای گسترده شده بود که بر بروی برخی سنگها نوشته هایی دیده می شد و نشان از آن داشت که قبرهای قدیمی تا داخل شبستان نیز راه یافته اند

سقف شبستان کلیسا بصورت مشخصی شکم داده بود … در کنار صندوق اعانه کلیسا دو میز چوبی سوراخ سوراخ شده قرار گرفته بود که با زبان بی زبانی خبر از وجود دشمن جاودانه قلمرو مسیحیت یعنی موریانه می داد … نوری که از میان شیشه های ارسی و شکاف درها به درون شبستان راه می یافت کمرنگ و ملایم بود … از میان در باز جنوبی …

کلیشه: یکی از رمانهای خارجی جذاب و خوبی که در این لحظه برای اولین بار به صورت رایگان دریافت میکنید رمان خارجی عاشقانه پرطرفدار دختر کشیش است

اطلاعات رمان رمان دختر کشیش

 نام رمان : رمان دختر کشیش

 نویسنده رمان : جورج اورول

 ژانر رمان : خارجی , عاشقانه , 

 تعداد صفحه رمان : 425

 

لینک دانلود

PDFدختر کشیش

 

[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 18:54 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

اندر غزل خویش نهان خواهم شد

تا بر لب تو بوسه زنم چون که بخوانی

[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 3:57 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

سه چیز را هرگز فراموش نکن:
۱. به همه نمی توانی کمک کنی،
۲. همه چیز را نمی توانی عوض کنی،
۳. همه تو را دوست نخواهند داشت.

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:20 ] [ گنگِ خواب دیده ]

?Why We Love Who We love 

Have you ever known a married couple that just didn’t seem as though they should fit together — yet they are both happy in the marriage, and you can’t figure out why?

I know of one couple: He is a burly ex-athlete who, in addition to being a successful salesman, coaches Little League, is active in his Rotary Club and plays golf every Saturday with friends. Meanwhile, his wife is petite, quiet and a complete homebody. She doesn’t even like to go out to dinner.

What mysterious force drives us into the arms of one person, while pushing us away from another who might appear equally desirable to any unbiased observer?

Of the many factors influencing our idea of the perfect mate, one of the most telling, according to John Money, professor emeritus of medical psychology and pediatrics at Johns Hopkins University, is what he calls our “love map” — a group of messages encoded in our brains that describes our likes and dislikes. It shows our preferences in hair and eye color, in voice, smell, body build. It also records the kind of personality that appeals to us, whether it’s the warm and friendly type or the strong, silent type

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:19 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

بودن در یک رابطه باید برای دو طرف رضایت بخش باشد و اگر اینگونه نبود پس ممکن است در رابطه ای اشتباه باشید.


12 عامل بازدارنده رابطه که نباید آن ها را تحمل کنید

قطعا هر رابطه ای در کنار روزهای خوب و تجربه های لذت بخش روزهای سختی هم دارد و این کاملا طبیعی است، اما گاهی برخی رفتارها یا عوامل در رابطه وجود دارد که از آن رابطه، فقط یک تجربه بد با احساسات منفی بر جای می گذارد.

قطعا هیچ رابطه ای کامل نیست، اما وجود برخی از مشکلات در یک رابطه واقعا تحمل کردنی نیست. گرفتار روابط کنترلی، مضر و خطرناک نشوید.

در این مطلب از مجله آلامتو، من می خواهم به 12 عاملی که نشان می دهند رابطه ای ارزش وقت گذاشتن ندارد، بپردازم، اگر درگیر تصمیم گیری در مورد اینکه آیا فردی که با او در ارتباط هستید، واقعاً ارزش وقت گذاشتن شما را دارد یا نه، در ادامه مطلب با من همراه شوید.


سوء استفاده عاطفی یا جنسی در رابطه

نحوه رفتار طرف مقابل با شما و حفظ احترام و پیشگیری از سوءاستفاده عاطفی و یا جنسی یکی از اصلی ترین شرایط داشتن یک رابطه سالم است.

بسیاری از افراد با این ادعا که "این که فقط یه بار این اتفاق افتاده، به این معنی نیست که دوباره هم تکرار میشه" خودشان را قانع می کنند که از این سوءاستفاده چشم پوشی کنند.

به یاد داشته باشید که شما سزاوار یک رابطه سالم هستید و کسی که حتی یک بار از شما چه به صورت جسمی و چه عاطفی سوءاستفاده کند، ارزش وقت گذاشتن شما را ندارد.


شما یک راز هستید

در روابط افراد اطرافمان گاه و بی گاه می بینیم که دو نفر با هم در رابطه اند، اما یکی از این دو تمایلی به معرفی پارتنر خود به بقیه ندارد و وجود او را همانند یک راز می داند.

وقتی کسی بودن شما در رابطه را یک راز تلقی می کند، سه حالت دارد:

  • او در یک رابطه دیگری است و شما به عنوان گزینه "زاپاس" محسوب می شوید.
  • او نمی تواند به شما متعهد بماند.
  • او از بودن با شما خجالت می کشد.

وقت شما با ارزش است و نباید با کسی که ترجیح می دهد شما را به عنوان راز کوچک حفظ کند، وقت با ارزش تان را هدر دهید.


مرتبا قرارها و برنامه هایتان لغو می شود

آیا زیاد پیش آمده که پارتنرتان در لحظات آخر قرار ملاقات یا برنامه های از پیش تعیین شده را لغو کند؟

خب گاهی این اتفاق می افتد و طبیعی هم هست، چرا که ممکن است در همان لحظه کار مهم تری برایش پیش آمده باشد. اما تکرار این اتفاق به کرات، طبیعی نیست و نشان می دهد که دیدن شما یا رسیدن به برنامه هایتان در اولویت اول او قرار ندارد.

اگر می بینید که پارتنر شما مرتبا این کار را انجام می دهد، ممکن است نشانه ای از یک مشکل عمیق تر در رابطه تان باشد و نیاز باشد در مورد آن صحبت کنید.


مشکلات ناشی از مصرف مواد مخدر

مصرف مواد مخدر به قدری مخرب است که می تواند به راحتی فرد را تحت تاثیر قرار داده و باعث شود هر نوع رفتاری از او سر بزند.

مصرف مواد مخدر یکی از مهم ترین مواردی است که در این لیست ما قرار می گیرد و جزئی مهم از عوامل بازدارنده رابطه محسوب می شود.

مصرف مواد مخدر می تواند باعث شود که او با شما بدرفتاری کند، غیرقابل اعتماد باشد و یا تصمیمات ضعیفی بگیرید که به شما آسیب برساند.

آیا دوست دارید وقت تان را در کنار کسی سپری کنید که بیشتر اوقات زندگی اش در مستی یا مصرف مواد مخدر می گذرد؟ اگر این مورد را تجربه می کنید، خواهش می کنم کمی درباره ادامه این رابطه تجدید نظر کنید.


شریک زندگی شما وفادار نیست

وفاداری یکی از او اصول، یا بهتر بگویم مهم ترین اصلی است که یک رابطه را نگه می دارد.

زمانی که دو نفر با هم بر سری برخی از مسائل تعهد می کنند، قطعا باید به آن پایبند بمانند. بیایید رو راست باشیم، در کنار سایر مشکلات ناشی از وفادار نبودن پاتنر، این کار او می تواند باعث شود شما شرایطی همچون افسردگی، عفونت های مقاربتی و یا هر مشکلی از این دست را تجربه کنید.


به زشتی با شما مقابله می کند

مسلما همه ما در روابطمان، اوقاتی که با مشاجره گذشته را تجربه کرده ایم، اما نحوه رفتار هر کدام از ما در این شرایط بسیار مهم است.

اگر در هنگام بحث یا استدلال، پارتنر شما رفتارهای زیر را انجام می دهد، به طور جدی باید در این رابطه تجدیدنظر کنید.

  • تجربیات گذشته را با هدف آسیب رساندن به احساسات شما عنوان می کند
  • شما را با لفظ های زشت و تحقیرآمیز خطاب می کند
  • به جای مسئله به شما حمله می کند

مشاجره و بحث در هر رابطه ای وجود دارد، اما در یک رابطه سالم، قطعا هر دو طرف تمایل دارند با یک گفتگوی منطقی اوضاع را آرام کرده و مشکلات را حل کنند.


در مورد رابطه تان احساس خوبی ندارید

آیا از بودن در این رابطه و گذراندن اوقات تان در کنار این فرد احساس خوبی ندارید؟ آیا وقتی به رابطه خود فکر می کنید مضطرب می شوید؟ آیا پاتنر شما باعث می شود که ارزش شما زیر سوال برود یا اعتماد به نفس تان را از بین می برد؟

اگر پاسخ تمام این سوالات مثبت است، چیزی در درون شما فریاد می زند که: "این رابطه درست نیست!"

به یاد داشته باشید که هدف ما از بودن در کنار هر آدمی یا شروع هر رابطه ای تجربه احساس آرامش، اعتماد به نفس، پیشرفت و تمام ویژگی های خوب این چنینی است، اما وقتی در کنار این فرد نه تنها هیچ یک از این موارد را احساس نمی کنیم، بلکه این فرد احساسات منفی دیگری را هم برایمان به ارمغان می آورد، چرا باید در این رابطه بمانیم؟


تفاهم ندارید و خواستار چیزهای متفاوتی هستید

گاهی پیش می آید که دو نفر واقعا همدیگر را دوست دارند، اما خواسته هایشان کاملا بر خلاف یکدیگر است. به عنوان مثال او ترجیح می دهد این مقدار پول را پس انداز کند اما شما ترجیح می دهید آن را خرج کنید، او عاشق بچه دار شدن است شما از بچه فراری هستید، یا هر چیزی که نشان از تفاوت خواسته های شما داشته باشد.

اگر این اختلافات به خوبی مدیریت نشوند و به زودی به آن ها رسیدگی نکنید، می توانند نارضایتی های جدی در زندگی را به دنبال داشته باشند.


او خودخواه است

یک رابطه دونفره جای خودخواهی نیست و اگر یکی از این دو نفر خودخواه باشد، طرف مقابل خیلی زود خسته خواهد شد. اگر احساس می کنید همه انرژی تان را صرف پارتنر یا همسرتان می کنید ولی او در مقابل فقط به فکر خودش است و فقط از این مهربانی شما سوءاستفاده می کند، شاید زمان آن رسیده باشد که کمی در مورد ادامه رابطه تان تجدیدنظر کنید.

افراد خوادخواه جز خودشان کسی را نمی بینند و برای کسی ارزش قائل نیستند، و به راستی که این ویژگی تمام شخصیت طرف مقابل این رابطه را زیر سوال می برد.


او همیشه حسودی می کند

حسادت سالم، به خودی خود در یک رابطه مفید است و می تواند حتی باعث شود که دو نفر با یکدیگر بهتر رفتار کنند. اما وای از روزی که این حسادت به جایی برسد که تمام زندگی شخص حسود صرف کنترل طرف مقابل شود. چک کردن موبایل طرف مقابل، کنترل ایمیل یا فیسبوک او و یا هر رفتار کنترلی دیگر فقط و فقط یک رفتار مخرب است و نشانه عدم امنیت و اعتماد در رابطه است و در صورت تکرار آن ممکن است اوضاع خیلی خراب تر شود.

به یاد داشته باشید که اگر شما و پاتنرتان با هم در رابطه هستید یا ازدواج کرده اید، این به معنای مالکیت تمام عیار بر روی او نیست، در یک رابطه سالم، حریم های خصوصی حفظ می شود.


عقاید یا ارزش های متفاوتی دارید

شاید فکر کنید با فردی که دنیای متفاوتی از شما دارد رابطه خوبی دارید و می توانید مکمل هم باشید، درست است که گاهی بسیاری از رفتارهای متقابل یکدیگر را کامل می کنند و مکمل یکدیگر هستند، اما همیشه هم اینطور نیست.

در رابطه نباید به دنبال تغییر عقاید یا ارزش های یکدیگر باشید و وارد رابطه شدن با هدف تغییر دادن شخص مقابل قطعا عواقب بدی به دنبال خواهد داشت.


شما همیشه می جنگید

آیا بیشتر اوقات شما صرف مشاجره و جنگیدن با هم است؟ مطمئنا، حتی زوج‌های خوشحال و خوشبخت هم با یکدیگر بحث می‌کنند، اما بحث کردن مداوم نشان می‌دهد که شما مهارت‌های ارتباطی ضعیفی دارید.

مهارت ارتباط یک اصل اساسی در هر رابطه است. زوج‌ ها باید بتوانند به منظور ایجاد همدلی، حل مشکلات، و نزدیک ‌تر شدن با هم به خوبی حرف بزنند و گفتگو کنند.


و اما سخن پایانی...

زندگی خیلی کوتاه تر از آن است که با فردی که ارزش وقت گذاشتن ندارد، آن را سپری کنید. اگر پاتنرتان مدام در حال کنترل، آزار و یا بحث با شماست، شاید وقت آن رسیده باشد که برای خودتان ارزش قائل شوید و از یک رابطه ناسالم بیرون بیایید. من میدانم که چقدر گرفتن این تصمیم سخت است، اما قول میدهم که وقتی در آینده با یک شخص درست وارد رابطه شوید، از خودتان به خاطر بیرون آمدن از آن رابطه آزاردهنده ممنون خواهید بو

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:17 ] [ گنگِ خواب دیده ]

خستگانت را

شکیبایی نماند

یا دَوا کُن

یا بُکُش یِکبارگی

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:13 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد

يا بخت من طريق مروت فروگذاشت

يا او به شاهراه طريقت گذر نکرد

گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

شوخي مکن که مرغ دل بي قرار من

سوداي دام عاشقي از سر به درنکرد

هر کس که ديد روي تو بوسيد چشم من

کاري که کرد ديده من بي نظر نکرد

من ايستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسيم سحر نکرد

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:12 ] [ گنگِ خواب دیده ]

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد.
به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد.
دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:10 ] [ گنگِ خواب دیده ]

برگ پاییزی
راهی ندارد جز سُقوط....

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دیگر بازی بس است!
بیا شمشیرها را کنار بگذاریم،
دستهایمان را بشوریم و چیزی بخوریم
اما...
چرا دستهای تو خونیست و پشت من می سوزد؟..

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]

پرسید : دلت برای کی تنگ شده ؟
گفتم : خودم ؛ اون آدمی که چندسال پیش بودم

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم

بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم

خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم

جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم

حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:6 ] [ گنگِ خواب دیده ]

قدر ما، گردون همت نميداند که چيست؟

لعل را خاک سيه قيمت نميداند که چيست؟

آنکه در آغوش گرم دوست شب آرد به روز

سوختن در آتش حسرت نميداند که چيست؟

هر نفس از جنبش زلفي پريشان بوده ايم

خاطر ما رسم جمعيت نميداند که چيست؟

بي تو اي آرام جان دل زاري از حد ميبرد

طفل بي آرام ما طاقت نميداند که چيست؟

بر لب من نه لب نوشين که جان بخشم ز شوق

ساغر مي قدر اين نعمت نميداند که چيست؟

بر سراي ما نتابد آفتاب وصل دوست

شام درويش، اختر دولت نميداند که چيست؟

بعد عمري آشنايي، بگذرد ديوانه وار

اين غزال شوخ چشم، الفت نميداند که چيست؟

سفله گر قارون شود چشم طمع از وي مدار

رسم مردي، چرخ دون همت نميداند که چيست؟

ساغر ما همچو گل از خون دل رنگين بود

اين قدح رنگ مي عشرت نميداند که چيست؟

شب ز آه آتشين يک دم نياسايم چو شمع

پهلوي ما، بستر راحت نميداند که چيست؟

قدر ياران چون روند از چشم هم روشن شود

در جهان کس قيمت صحبت نميداند که چيست؟

چون رهي، گوهر به دامن بارد از اشک دريغ

هرکه قدر گوهر فرصت نميداند که چيست؟

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

Last night, your memory stole into my heart—
as spring sweeps uninvited into barren gardens,
as morning breezes reinvigorate dormant deserts,
as a patient suddenly feels better, for no apparent reason …
—”Last Night

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 19:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]

خواص ویتامین‌ E

مصرف غذاهای حاویِ ویتامین E برای سلامتی فواید زیر را دارد:

۱. کلسترول را متعادل می‌کند

کلسترول ماده‌ای طبیعی است که توسط کبد تولید می‌شود و برای عملکرد مناسب سلول‌ها، اعصاب و هورمون‌ها در بدن ضروری است. هنگامی که سطح کلسترول در حالت نرمال است، آنها متعادل، نرمال و سالم هستند. کلسترول هنگامی خطرناک است که اکسید شود. مطالعات نشان داده‌اند که ویتامین E به عنوان یک آنتی‌اکسیدان محافظت‌کننده با اکسید شدن کلسترول مبارزه می‌کند. دلیل آن هم این است که، ویتامین E می‌تواند با آسیب‌های رادیکال‌های آزاد در بدن که منجر به اکسید شدن کلسترول می‌شوند، مقابله کند.

۲. با رادیکال‌های آزاد مبارزه می‌کند و از پیشرفت بیماری‌ها جلوگیری می‌کند

رادیکال آزاد با سلول‌های سالم بدن مبارزه و آنها را از بین می‌برند و این ممکن است منجر به بروز بیماری‌های قلبی و سرطان‌ها شود. این مولکول‌ها به طور طبیعی در بدن تشکیل می‌شوند و هنگامی که شتاب بگیرند یا اکسید شوند، می‌توانند موجب آسیب‌های جدی شوند. ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان قوی است که می‌تواند آسیب‌های ناشی از رادیکال‌های آزاد و التهاب را کاهش دهد، بنابراین به کند شدن روند پیری طبیعی سلول‌ها کمک کرده و همچنین با مشکلات سلامتی مانند بیماری‌های قلبی مقابله کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ویتامین E می‌تواند به طور چشم‌گیری سیستم ایمنی را تقویت کرده بنابراین به پیش‌گیری از بیماری‌ها و ایجاد مشکلات جدی و خطرناک برای سلامتی

۳. پوست آسیب‌دیده را ترمیم می‌کند

ویتامین E به استحکام دیواره‌های مویرگ‌های پوستی و تقویت رطوبت و قابلیت ارتجاعی پوست کمک می‌کند و به عنوان یک ماده‌ی مغذی طبیعی ضدِ پیری در بدن عمل می‌کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ویتامین E به کاهش التهابات هم در بدن و هم در پوست کمک می‌کند و باعث جوان و سالم ماندن پوست می‌شود. این ویژگی‌های آنتی‌اکسیدانی همچنین هنگامی که در معرض دود سیگار یا اشعه‌های فرابنفش آفتاب باشید، شما را از ابتلا به سرطان پوست محافظت می‌کند. مصرف ویتامین E به همراه ویتامین C، با التهابات پوستی پس از قرار گرفتن در معرض اشعه‌ی فرابنفش مبارزه می‌کند و همچنین می‌تواند در کاهش علائم آکنه و اگزما هم مؤثر باشد. از آنجا که ویتامین E بازسازی سلول‌ها را سرعت می‌بخشد، می‌تواند برای درمان زخم‌ها، آکنه و چین و چروک مورد استفاده قرار گیرد و باعث شود که پوست سالم‌تر و جوان‌تر به نظر برسد.

۴. موها را تقویت می‌کند

به دلیل اینکه ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان قوی است، به کاهش آسیب‌های محیطی بر موها کمک می‌کند. همچنین گردش خون را در پوست سر بهبود می‌بخشد. روغن ویتامین E می‌تواند رطوبت طبیعی پوست را حفظ کند و از خشکی و پوسته پوسته شدن پوست سر جلوگیری کند. این روغن همچنین باعث می‌شود که موهای‌تان سالم‌تر و شاداب‌تر به نظر برسند. شما می‌توانید چند قطره از روغن ویتامین E را به موهای‌تان بمالید، به ویژه هنگامی که خشک و کدر به نظر می‌آیند.

۵. هورمون‌ها را متعادل می‌کند

ویتامین E می‌تواند نقشی اساسی در متعادل کردن دستگاه غدد درون‌ریز و سیستم عصبی شما بازی کند و به طور طبیعی به تعادل هورمون‌های‌ بدن‌تان کمک کند. علائم عدم تعادل هورمونی ممکن است شامل PMS (سندرم پیش از قاعدگی)، اضافه وزن، آلرژی‌ها، عفونت دستگاه ادراری، تغییرات پوست، اضطراب و خستگی شود. با متعادل نگاه داشتن هورمون‌های‌تان، حفظ وزن مناسب برای‌تان راحت‌تر خواهد شد، دوره‌ی قاعدگی منظم‌تری خواهید داشت و احساس می‌کنید پرانرژی‌تر هستید.

۶. به نشانه‌های PMS کمک می‌کند

مصرف مکمل‌های ویتامین E، دو تا سه روز پیش از دوره‌ی قاعدگی و دو تا سه روز پس از آن، می‌تواند دردها، گرفتگی‌ها، اضطراب و امیال و هوس‌های مرتبط با PMS را کاهش دهد. ویتامین E با متعادل کردن هورمون‌ها به طور طبیعی، می‌تواند شدت و مدت درد را کم کند و مقدار خون‌ریزی‌ قاعدگی را کاهش دهد. ویتامین E همچنین به منظم نگاه داشتن دوره‌ی قاعدگی کمک می‌کند.

۷. بینایی را تقویت می‌کند

ویتامین E می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به «تباهی لکه‌ی زرد» که یکی از شایع‌ترین علل نابینایی است، کمک کند. به یاد داشته باشید که برای اینکه ویتامین E در مورد بینایی مؤثر باشد، باید به همراه مقدار مناسبی ویتامین C، «بتاکاروتِن» و روی مصرف شود. همچنین به نظر می‌رسد که مصرف روزانه‌ی مقدار فراوانی ویتامین E و ویتامین A، در افرادی که تحت عمل لیزر چشم قرار گرفته‌اند، به بهبود درمان و بینایی آنها کمک می‌کند.

۸. به افراد مبتلا به آلزایمر کمک می‌کند

ویتامین E می‌تواند به کند شدن روند از دست رفتن حافظه و کاهش عملکرد آن در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر در مراحل نسبتا جدی و شدید کمک کند. همچنین می‌تواند وابستگی و نیاز به مراقب یا پرستار را در این بیماران به تعویق بیندازد. مصرف ویتامین E به همراه ویتامین C همچنین خطر پیشرفت انواع مختلف زوال عقل را کاهش می دهد. اثر درمان‌های پزشکی را بهبود می‌بخشد

ویتامین E گاهی برای کاهش اثرات مخرب درمان‌های پزشکی مانند رادیوتراپی و دیالیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به این دلیل که ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان قوی است که با رادیکال‌های آزاد در بدن مبارزه می‌کند. همچنین برای کاهش عوارض جانبی ناخواسته‌ی داروها که ممکن است منجر به ریزش موی ناشی از آسیب ریوی شود، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۱۰. پایداری فیزیکی و قدرت عضلانی را تقویت می‌کند

ویتامین E می‌تواند برای تقویت پایداری فیزیکی مورد استفاده قرار گیرد. انرژی را افزایش داده و سطح استرس اکسیداتیو را در عضلات پس از ورزش کردن کاهش می‌دهد. این ویتامین همچنین قدرت عضلانی را تقویت می‌کند. ویتامین E با بهبود گردش خون، باعث می‌شود کمتر احساس خستگی کنید. همچنین دیواره‌ی مویرگ‌‌ها را مستحکم کرده و سلول‌های بدن را تغذیه می‌کند. میگن برای بکن بکن هم مفید هست . حالا که تا آخر مطلب رو خوندی گفتم یه نکته دیگه هم به معلوماتت اضافه شده باشه.

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 19:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 

افزایش اعتماد به نفس چگونه ممکن است؟ 

قطعا بارها و بارها عبارت اعتماد به نفس به گوشتان خورده است. همه ما نیز تعریفی از اعتماد به نفس در ذهن خود داریم. اما چقدر این تعریف‌ها با واقعیت برابری دارد؟ آیا اعتماد به نفس ساخت یک تصویر بزرگ از خودتان در ذهن است؟ در مورد باور خودتان و اعتقاد به توانایی های بدن و ذهنتان چه چیزی می‌دانید؟ افزایش اعتماد به نفس چگونه ممکن است؟

اعتماد به نفس به معنای شناخت خود و توانایی های خودتان است. شما باید خودتان را به خوبی بشناسید و توانایی های خودتان را کشف کنید. برای مثال گاهی یک وزنه‌ بردار ممکن است از نظر فیزیکی توانایی بلند کردن یک وزنه دویست کیلویی را داشته باشد، اما چون خودش را باور ندارد، اقدام به این کار نمی‌کند.

باور و اعتقاد داشتن به توانایی های خودتان حتی می‌تواند روی خود توانایی نیز تاثیر بگذارد. گاهی آنقدر خودتان را باور ندارید که به مرور زمان توانایی خود را نیز از دست می‌دهید. زمانی که باور نداشته باشید که می‌توانید کاری را انجام دهید، قطعا آن عمل را نیز انجام نمی‌دهید. همین مساله باعث می‌شود از توانایی خود بی‌خبر بمانید و هیچ‌گاه در آن حوزه پیشرفت نکنید.

اعتماد به نفس بسیار بیشتر از آنجه تصور می‌کنید در زندگی ما تاثیر دارد. شاید عامل پیشرفت بسیاری از افراد همین اعتماد به نفس باشد. گاهی کسانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، دست به کار‌هایی می‌زنند که فرای توانایی شان است. اما داشتن اعتماد به نفس بالا باعث می‌شود حاضر به ریسک شوند و دلشان را به دریا بزنند.

در این میان به دلایل مختلف بسیاری از ما دست از باور خودمان می‌کشیم و به تدریج اعتماد به نفس خودمان را از دست می‌دهیم. شاید اعتماد به نفس مهم‌ترین چیزی باشد که یک فرد در زندگی خود می‌‌تواند به آن متکی باشد. اما اگر اعتماد به نفس خودتان را از دست دادید، این آخر کار نیست. روش‌های مختلفی برای افزایش اعتماد به نفس وجود دارند که می‌توانید با استفاده از آنها دوباره به خود باوری رسیده و مجددا به توانایی های خود اعتقاد داشته باشید.

در اینجا می‌خواهیم روش‌هایی را به شما نشان دهیم تا با استفاده از آنها افزایش اعتماد به نفس داشته و خودتان را باور داشته باشید.

روش‌های افزایش اعتماد به نفس و رسیدن به خود‌باوری

  • برای رسیدن به اعتماد به نفس خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

در حال حاضر به خاطر وضعیت جامعه، اختلاف‌های زیادی بین افراد مختلف وجود دارد. اختلاف‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که باعث شده طبقات مختلفی را تشکیل دهند. حال اگر بخواهید خودتان را تماما با دیگران مقایسه کنید، به تدریج اعتماد به نفس‌تان را از دست می‌دهید.

قطعا افراد زیادی وجود دارند که وضعیت مالی‌ آنها از شما بهتر است، یا اینکه از نظر مهارت و توانایی از شما بالاتر هستند.  تحقیقات نشان داده است افرادی که خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند، دچار حسادت زیادی می‌شوند. هرچقدر احساس حسادت در ما بیشتر باشد، اعتماد به نفس بیشتری را از دست می‌دهیم.

باید به یاد داشته باشید که زندگی یک مسابقه است اما یک رقابت نیست. یک مسابقه که خودتان تنها در آن حضور دارید و نیازی به رقابت با دیگران نیست. به این نکته توجه داشته باشید که همواره برنده بر روی بردن تمرکز می‌کند و بازنده روی بازنده متمرکز است.

  • به سلامت بدنی خود اهمیت دهید تا افزایش اعتماد به نفس داشته باشید

- به سلامت بدنی خود اهمیت دهید

اگر تغذیه مناسبی داشته باشید، ورزش کنید و از نظر فیزیکی در وضعیت خوبی باشید، ناخودآگاه افزایش اعتماد به نفس خواهید داشت. زمانی که به سلامتی فیزیکی بدن خود اهمیت می‌دهید، یک تصویر بهتری از خود در ذهنتان خواهید داشت. اعتماد به نفس نوعی حس است، حسی که عواملی مختلف در آن دخیل هستند. یکی از این عوامل، تصویر ذهنتان از وضعیت بدنی خودتان است.

پس یک سبک زندگی سالم و تندرست داشته باشید تا هر روز توانایی های خود را بهبود دهید.

  • به خودتان علاقه بیشتری داشته باشید تا افزایش اعتماد به نفس داشته باشید

اکثر ما انسان‌ها بیش از همه به خودمان سخت می‌گیریم. شاید اگر یکی از عزیزان ما خطایی کنند، با ملایمت با آنها برخورد کنیم، اما از طرفی زمانی که خودمان اشتباه می‌کنیم، ممکن است بارها و بارها خودمان را ملامت و سرزنش کنیم. مثلا شاید بارها با خودمان بگوییم که ” من چقدر احمق هستم، من توانایی انجام هیچ کاری را ندارم، من همه چیز را خراب کردم.”

این رفتار کاملا روی توانایی ما تاثیر منفی می‌گذارد. برای افزایش اعتماد به نفس کافیست کمی با خودمان مهربان‌تر باشیم. کافیست کمی خودمان را بیشتر دوست داشته باشیم و اینقدر به خودمان سخت نگیریم. انسان اشتباه می‌کند، این کاملا طبیعی است. اصلا این همه سرزنش لازم نیست.

کافیست کمی با خودتان صحبت کنید. مثلا بگویید که “ایرادی ندارد، جبران می‌کنم. همه اشتباه می‌کنند اما کسی که جبران می‌کند موفق است. من جبران می‌کنم و از آنی که بودم بهتر خواهم شد. اشتباه جزئی از زندگی است و اصلا لازم نیست که اینقدر ماتم بگیرم. مجدد شروع می‌کنم و همه چیز را جبران می‌نمایم.”

این روش نه تنها باعث افزایش اعتماد به نفس شما می‌شود، بلکه می‌تواند مشوق خوبی نیز باشد. اینکه خودتان را سرزنش کنید، جز ضرر برای شما چیزی ندارد. این ملامت‌ها تنها باعث می‌شود که دست از تلاش دوباره بکشید و دیگر تجربه نخواهید کرد. اما اگر با خودتان صحبت کنید و به دنبال جبران اشتباه باشید، قطعا مشوقی مناسب برای تلاش مجدد خواهد بود.

پس با خودتان مهربان‌تر برخورد کنید تا به تدریج افزایش اعتماد به نفس داشته باشید. همیشه به یاد داشته باشید که اگر از دیگران انتظار احترام دارید، باید در ابتدا خودتان به خودتان احترام بگذارید.

  • با ترس‌های خود رو به رو شوید

اعتماد به نفس کم باعث می‌شود که انسان خجالتی شود. خجالتی بودن جلوی ریسک کردن را می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد که با ترس‌هایمان رو به رو شویم. ترس گاهی تنها یک مانع خیالی و ذهنی است که ما را از رسیدن به هدف خودمان منع می‌کند. مانعی که شاید وجود خارجی نداشته باشد و یا به این بزرگی که ما در ذهن خودمان پرورش داده باشیم نباشد.

در بسیاری از موارد ما پشت ترس‌هایمان مخفی می‌شویم و از آنها به عنوان یک سپر دفاعی استفاده می‌کنیم. سپری که خودمان را از دنیا مخفی می‌کنیم. به عبارت دیگر از ترس شکست، دیگر دست به فعالیت نمی‌زنیم. این شاید نوعی سپر دفاعی به دست بیاید تا شکست را نچشیم. اما مشکل اینجاست که برای پیروزی باید طعم شکست را چشید. به همین دلیل است که باید با ترس‌های خود رو به رو شوید.

زمانی که با ترس خود رو به رو شوید و به پیروزی برسید، آنگاه است که توانایی خود را باور کرده و به آن اعتقاد پیدا می‌کنید. همین خود باوری و اعتقاد به توانایی است که اعتماد به نفس شما را به تدریج افزایش می‌دهد. زمانی که اعتماد به نفس‌تان به اندازه کافی بالا رفت، آنگاه جسارت بیشتری پیدا خواهید کرد و پا به عرصه‌های جدیدی می‌گذارید.

  • با ذهن خودتان مبارزه کنید و آن را به چالش بکشید

ذهن به صورت غریزی و طبیعی تلاش دارد تا از جان و موقعیت ما مراقبت کند. گاهی آنقدر ذهن محتاط می‌شود که ما را از انجام هر کاری منع می‌کند. اگر سر یک کلاس درس با وجود اینکه توانایی کافی برای ارائه دارید، مغزتان می‌گوید که ریسک بالایی وجود دارد، بدون وقفه شروع به ارائه کنید.

اگر چندین و چند بار خلاف هشدار ذهن خودتان عمل کنید، به تدریج ذهنتان پیام‌های هشدار بی‌جا ارسال نمی‌کند. همین موضوع باعث می‌شود تا رفته رفته با ترس‌های خود رو به رو شوید و اعتماد به نفس خود را بالا ببرید. تنها با تجربه و آزمون است که می‌توانید متوجه توانایی های خودتان شده و به آنها اعتقاد پیدا کنید.

  • برای افزایش اعتماد به نفس نگرش خود را تغییر دهید

انسان همان چیزی است که به آن می‌نگرد. افکار ما رفته رفته بزرگ شده و تبدیل به واقعیت می‌شوند. نگرش‌های ما هستند که دنیای ما را شکل می‌دهند. اگر می‌خواهید دنیای بهتری داشته باشید، باید نگرش خود را مثبت کنید. برای اینکه اعتماد به خود را بالا ببرید، باید به خودتان بگویید که موفقیت از آن شماست.

اگر بخواهید نگرش منفی داشته باشید و همواره تصور کنید که بازنده هستید، قطعا ذهنتان نیز می‌گوید که از ابتدا بازنده هستید. پس این را بدانید که شما به ذهنتان سیگنال می‌دهید. سیگنال اینکه چطور واکنش دهد و شما را وادار به انجام دادن یا ندادن کار‌های مختلف کند.

نگرش انسان روی زندگی تاثیر به سزایی دارد. از همین رو تلاش کنید هر زمان که افکار منفی در ذهنتان آمد، آن را با افکار مثبت جایگزین کنید. مثلا زمانی که با خودتان گفتید: ” نه نمی‌توانم” باید در لحظه به خودتان بگویید که : “شاید سخت باشد اما من از پس آن بر می‌آیم.”

  • اطرافیان خودتان را به خوبی انتخاب کنید تا اعتماد به نفس شما را کم نکنند

اگر می‌خواهید موفق شوید، پس اطرافیان خودتان را، افراد موفق انتخاب کنید. یک ضرب المثل قدیمی است که ” یک فرد تک چشمی در شهر کور‌ها بیناست”. این ضرب المثل دقیقا حاکی از موضوع مورد بحث ماست. زمانی که اطرافیان شما افرادی بازنده باشند، شما نیازی موفقیت را احساس نخواهید کرد.

همواره تلاش داشته باشید تا اطرافیان خود را افرادی جاه‌طلب، موفق و با اعتماد به نفس بالا انتخاب کنید. این دسته افراد به صورت ناخودآگاه روی شما تاثیر می‌گذارند و باعث می‌شوند به دنبال کشف توانایی های خودتان بروید.

در نهایت باید به این موضوع اشاره کرد که ذهن انسان بیش از آنچه تصور می‌کنید قدرتمند است. آنقدر می‌تواند یک فکر را بزرگ کند که به تلقین برسد. تصور کنید که بعد از سال‌ها از کما خارج می‌شوید، کسانی که اطراف شما هستند می‌گویند که شما قبلا یک سرباز درجه‌دار ارتش بودید و چهار سال را در کما گذراندید. حالا زمان آن رسیده که دوباره به شغل خود باز گردید. زمانی که این اتفاق بیافتد چه کار می‌کنید؟ آیا بدون اینکه بدانید با جملات دیگران تحریک شده و بدون هیچ‌گونه تمرینی تبدیل به همان کهنه سرباز می‌شوید؟ ذهن ما است که ما را شکل می‌دهد. به خودتان و توانایی های خودتان باور داشته باشید تا به این اعتقاد برسید که می‌توانید بهترین باشید، تنها اگر بخواهید

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 13:46 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 13:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 13:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]

رمان تو مال منی از مری هیگینز 

رجینا کت و شلواری مجلسی و گران قیمت به رنگ آبی لاجوردی پوشیده بود که بر تن زنی بلوند خیلی جلوه داشت … اما به هیچ وجه به پوست کمرنگ او رنگ و رو نمی بخشید … برعکس، چهره ای رنگ پریده و خسته را به نمایش می گذاشت … اما موهایش که به طور طبیعی بلوطی روشن بود و کم و بیش به اش می امد، به قدری با سهل انگاری مرتب شده بود که حتی ان سوی سالن هم پیرتر از سنش و حتی از مد افتاده به نظر می رسید … به سرمایه دارهایی شبیه بود که در دهه ی پنجاه در حومه ی زیبای شهر دیده می شدند

البته او رجینا را می شناخت … همین چند ماه پیش او را در یک شورای اداری در حال کار دیده بود … در شبکه ی سی ان بی سی به عنوان تحلیل گر اقتصادی هم اورا دیده بود … رجینا کلوزن در زمان ایفای این نقش ها، تصویری از زنی پر انرژی و دارای اعتماد به نفسی وافر را به نمایش می گذاشت

به همین دلیل، وقتی در ابتدا دید رجینا تنها و متفکر سر میزی نشسته است، سپس موقعی که دید یکی از اعضای گروه او را دعوت به رقص کرد و رجینا با سروری محجوبانه و حتی بچگانه آن را پذیرفت، فورا فهمید که کارش راحت شده است … او وعده داد: دعاهات برآورده شد، رجینا … از امروز مال منی 

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

PDFتو مال منی

 

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 13:32 ] [ گنگِ خواب دیده ]

پنج پدیده‌ای که علم هنوز توضیحی برایشان ندارد

ICE

منبع تصویر،GETTY IMAGES

علم با واقعیت‌های ثابت‌شده (فکت) سروکار دارد. مثلا می‌دانیم که در چرخه آب، از ابر باران می‌بارد. تحقیقات علمی ثابت کرده که گرمای خورشید باعث تبخیر آب می‌شود و بخار آب بالا می‌رود و به ابر تبدیل می‌شود. ابرها که خیلی سنگین شوند، آب به شکل باران یا برف به سطح زمین و دریاها، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها بازمی‌گردد و چرخه از نو آغاز می‎شود. این یک واقعیت ثابت‌شده است.

ولی پدیده‌هایی هستند چنان عادی که حتی شاید به فکرمان هم نرسد درباره‌شان سوال کنیم اما علم هنوز توضیحی برایشان ندارد. نگاهی انداخته‌ایم به چند پدیده که سالهاست دانشمندان را به فکر فرو برده است.

گربه

توضیح تصویر،

گربه ای خرسند در بازوی صاحبش خرخر می کند ولی این صدایی است که هنوز کارشناسان بر سر آن بحث می کنند

خرخر گربه

کسانی که گربه دارند می‌دانند وقتی همدم محبوبشان روی زانویشان چنبره می‌زند و از رضایت خرخر می‌کند چقدر لذت‌بخش است. ممکن است ما آن را معادل لبخند رضایت یا مثل دم دادن سگ از سر خوش‌حالی ببینیم اما در پس این اصوات گربه رمز و رازی وجود دارد.

دلیل واقعی خرخر گربه مدت‌های طولانی معما بوده است. اخیرا کارشناسان این را مطرح کرده‌ا‌ند که منقبض و شل شدن متناوب عضلات اطراف حنجره گربه هنگام دم و بازدم باعث ایجاد این صدا می‌شود. ولی چرایی این پدیده است است نه چگونگی آن که همه را به فکر واداشته است.

یکی از عجیب‌ترین توضیح‌ها این است که گربه‌ها فقط زمانی که خوشحال و آرام هستند خرخر نمی‌کنند بلکه زمانی هم که درد دارند این صدا را درمی‌آورند. بچه گربه‌ها و مادرشان هم برای احساس امنیت و ایجاد پیوند خرخر می‌کنند. یک دامپزشک در آمریکا این را مطرح کرده که بسامد (فرکانس) خرخر برای رشد و تکامل استخوان گربه مفید است. بسامد این خرخر مشابه امواج صوتی است که در روش‌های مدرن برای درمان استخوان و دیگر بافت‌های صدمه دیده استفاده می‌شوند. به عبارت دیگر خرخر هنگام بیماری یا آسیب به آرامش و بهبود گربه کمک می کند. البته این فقط یک نظریه است. در واقع دلیل خرخر گربه هنوز کمی اسرارآمیز است.

نوشیدن

اثر شیشه

یک لیوان شیشه‌ای را بردارید و مایعی هم در آن بریزید. لیوان در دست شما کاملا محکم به نظر می‌رسد. با این حال چیزی که در دست دارید یکی از غیرعادی‌ترین مواد جامد است. شیشه بعنوان جامدی بی‌شکل یا غیربلوری شناخته می‌شود، یعنی برخلاف مواد جامد دیگر ساختار مولکولی منظمی ندارد اما آنقدر هم نامنظم نیست که به عنوان مایع شناخته شود. اگر کسی بگوید شیشه مایعی است که بی‌اندازه آرام حرکت می‌کند، درست نیست.

شیشه مذاب را می‌توان به اشکال مختلفی درآورد اما هرچند شیشه مایع وقتی خنک‌تر و جامدتر می‌شود، سرعت مولکول‌هایش که آزادانه حرکت می‌کنند، کُند می‌شود ولی یک طرح منظم به خود نمی‌گیرند. قرارگرفتن این مولکول‌ها در کنارِ هم بی‌نظم‌وساختار و مثل این است که از مولکول‌های یک مایع عکس گرفته باشند. چرا چنین است؟ هیچ کس دلیلش را واقعا نمی‌داند.

خمیازه

خمیازه یا همان دهن‌دره

برای ما خمیازه نشانه خواب‌آلودگی یا سر رفتن حوصله است و در جمع ادب اقتضا می‌کند جلوی خمیازه خود را بگیریم. اما خمیازه برای دانشمندان معماست و هنوز کاملا مطمئن نیستند چرا خمیازه می‌کشیم.

یک توضیح این است که خمیازه کمک می‌کند دمای بدن ثابت بماند و مغز را خنک می‌کند ولی این هنوز در حد نظریه است. یک معمای دیگر این است که ظاهرا خمیازه مسری است. چقدر پیش آمده با اینکه خسته هم نبوده‌اید خمیازه بکشید فقط به این دلیل که کسی در کنار شما خمیازه کشیده است؟

یک تحقیق در سال ۲۰۰۵، دلیل آن را توانایی مغز ما برای هم‌حسی با اطرافیانمان دانست. جالب اینکه به نظر می‌رسد وقتی ادم‌ها خمیازه می کشند، شامپانزه‌ها هم از آنها تقلید می‌کنند. دلیلش چیست، هنوز معلوم نشده است.

گوجه فرنگی

چرا ژن‌های گوجه فرنگی بیشتر از انسان است؟

آدم و گوجه‌فرنگی خیلی با هم فرق دارند اما یک وجه مشترک دارند: ژن‌. همه موجودات زنده ژن دارند و ژن‌های ما که به آن‌ها دی‌ان‌ای می‌گوییم در واقع تعیین می‌کنند که ما کی و چه شکلی هستیم.

گوجه فرنگی شاید به اندازه انسان پیچیده به نظر نرسد با این حال در مقایسه با انسان، گوجه‌فرنگی هفت هزار ژن بیشتر دارد (در مجموع حدود ۳۰ هزار). در واقع ژن‌های موجود در شیشه سس گوجه‌فرنگی، بیشتر از تعداد ژن‌هایی است که ما را بوجود آورده است. در سال های اخیر برای این ویژگی عجیب دی‌ان‌ای توضیحی پیدا شده است.

موضوع به حدود ۷۰ میلیون سال پیش برمی‌گردد که تعداد ژن‌ها یا همان ژنوم در خانواده گیاهانی که گوجه‌فرنگی به آن تعلق دارد سه برابرشد. یعنی هر ژن، سه نسخه داشت. به مرور زمان، ژن‌های اضافه که خاصیتی نداشتند ناپدید شدند ولی آنها که مفید بودند باقی ماندند و این باعث تعداد زیاد ژن‌های گوجه‌فرنگی شده است.

به نظر می‌رسد انسان با ژن کمتر، کارآمدی ژنتیکی بیشتری دارد. تکنیکی به نام پیرایش جایگزین (alternative splicing)، به این معنی است که یک ژن می‌تواند به صورت‌های مختلف می‌تواند در کنار ژن‌های دیگر قرار گیرد (مثل گذاشتن با برداشتن آجر دیوار) و به همین دلیل می‌تواند چند نوع پروتئین تولید کند.

اینکه چگونه ژن‌های گوجه‌فرنگی سه برابرشده هنوز معماست. این اتفاق حدودا همان زمانی افتاد که دایناسورها از بین رفتند. به همین دلیل یک نظریه این است که این همه ژن به بقای گوجه‌فرنگی در دورانی سخت در تاریخ کره زمین کمک کرده است.

یخ

لیزیِ یخ

وقتی روی یخ راه می‌رویم مواظبیم. چرا؟ خوب، اصطکاک سطح یخ بسیار کمتر از مثلا فرش یا کف چوبی است. به همین دلیل در زمستان امکان دارد در پیاده‌روی یخ‌زده بلغزیم و لیز بخوریم. این را همه می‌دانند ولی دانشمندان هنوز دقیقا دلیلش را نمی‌دانند.

این تقریبا پذیرش عام دارد که دلیل سُر بودن یخ، لایه نازک مایعی است که روی آن را می‌پوشاند اما معما این است که اصلا چرا این لایه به وجود می‌آید. سالیان مدید تصور می‌شد که دلیل آن فشار خارجی است (مثل فشار پای اسکیت‌باز بر سطح یخ) که باعث ذوب شدن لایه سطحی یخ می‌شود. با این حال تحقیقات بیشتر نشان می‌دهند که یک اسکیت‌باز نمی‌تواند فشار کافی ایجاد کند حتی اگر روی یک پا بایستد.

تحقیقات اخیر حاکی است که لایه سطحی یخ کاملا آب نمی‌شود بلکه در نهایت چیزی بین آب و یخ است و لیز بودن یخ را می‌توان به ماهیت لیز این لایه سطحی نسبت داد. شاید این درست باشد ولی به هیج وجه یک واقعیت ثابت‌شده نیست

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 13:26 ] [ گنگِ خواب دیده ]

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 11:37 ] [ گنگِ خواب دیده ]

داستان تاریخی اول:

روزی ناصرالدین قاجار وهمرامانش رفتند به باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد، فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی ان گل نمود. تمام که شد، انرا به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟
مستوفی الممالک پاسخ داد “قربان خیلی خوب است”.
اقبال الدوله گفت “قربان حقیقتا عالی است” و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد “قربان نظیر ندارد” و بعد یکی دیگرگفت “این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است”
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت “حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم ازعطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”. همه حضار خندیدند.

بعد از انکه خلوت شد ،شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم.

داستان تاریخی دوم:

شخصی بر سفره امیری مهمان بود، دید که در میان سفره . دو کبک بریان قرار دارد، پس با دیدن کبک ها شروع به خندیدن کرد . امیر علت این خنده را پرسید، مرد پاسخ گفت: در ایام جوانی به کار راهزنی مشغول بودم. روزی راه بر کسی بستم آن بینوا التماس کرد که پولش را بگیرم و از جانش در گذرم اما من مصمم به کشتن او بودم. در آخر آن بیچاره به دو کبک که در بیابان بود رو کرد و گفت: شما شاهد باشید که این مرد، مرا بی گناه کشته است. اکنون که این دو کبک را در سفره شما دیدم یاد کار ابلهانه آن مرد افتادم
امیر پس از شنیدن داستان رو به مرد میکند و میگوید: کبکها شهادت خودشان را دادند. پس از این گفته امیر دستور داد سر ان مرد را بزنند

داستان تاریخی سوم:

روزی شاگردان نزد حکیم رفتند و پرسیدند: «استاد زیبایی انسان درچیست؟»
حکیم ۲ کاسه کنار شاگردان گذاشت وگفت: «به این ۲ کاسه نگاه کنید اولی ازطلا درست شده است ودرونش سم است و دومی کاسه ای گلیست و درونش آب گوارا است، شما کدام رامیخورید؟»
شاگردان جواب دادند: «کاسه گلی را.»
حکیم گفت: « آدمی هم همچون این کاسه است. آنچه که آدمی را زیبا میکند درونش واخلاقش است. باید سیرتمان رازیباکنیم نه صورتمان را.»

داستان تاریخی چهارم:

فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیک روغن ساخت. به او گفتند:« پوست روباه حرام است.» او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد. مکتب دار عصبانی شد و گفت: « تو نمی دانی که روباه حرام است؟!» . مرد گفت : « ای داد و بیداد، بد شد!» مکتب دارپرسید:« مگر چی شده؟» گفت: « آقا، روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام.» مکتب دار گفت: « جانور، روبه بوده یا روباه؟»
مرد گفت: « نمی دانم . روبه چیست؟» مکتب دار گفت: « حیوانی است بسیار شبیه روباه ،برو آن را بیاور، انشاالله روبه است.

انشاالله پاک است.
بد به دل راه نده!!

داستان تاریخی پنجم:

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند.
این خانواده رفتار نا مناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند. بلکه زیر زمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کار را کرده، پاسخ داد(( همه امور بدان گونه که می نمایند، نیستند!))

شب بعد این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نوازرفتند. بعد از خوردن غذایی مختصر زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند.
صبح روز بعد فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند، گاو آنها که تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود.

فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید: چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟
خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد!
فرشته پیر پاسخ داد: وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بددل بودند، شکاف را بستم و طلا ها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم!

همه امور به دان گونه که نشان می دهند، نیستند و ما گاهی اوقات خیلی دیر به این نکته پی می بریم.

پس به گوش باشید شاید کسی که زنگ در خانه تو را می زند فرشته ای باشد و یا نگاه و لبخندی که تو بی تفاوت از کنارش می گذری، آنها باشند که به دیدار اعمال تو آمده اند!

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 11:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]

رمان طبل حلبی

رمان طبل حلبی

دانلود رمان طبل حلبی از گونتر گراس با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

دانلود کنید و لذت ببرید از “طبل حلبی” مشهورترین اثر گونتر گراس، نویسنده و نقاش مشهور آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۹ است که آنرا در سال ۱۹۵۹ نوشته است، شخصیت اصلی این رمان خوب، پسری با هوش بالا به نام اسکار است که تصمیم می‌گیرد از سن سه سالگی بزرگ‌تر نشود ( رشد جسمی اسکار متوقف شده است و او در قد و قواره یک پسربچه ۳ ساله باقی مانده است )، بدلیل عقب ماندگی جسمی بوسیله دیگران نادیده گرفته میشود، اشخاص دور و بر این پسر، او را کودک می‌انگارند در حالی که او همه چیز را می‌بیند و درک می‌کند و هر جا که بتواند از توانایی‌های خاص خودش برای تفریح یا تغییر شرایط زندگی استفاده می‌کند تا اینکه …

خلاصه رمان طبل حلبی

اذعان میکنم: من در یک آسایشگاه بازتوانی و شفابخشی نگاهداری می شوم، پرستارم مراقب من است … به ندرت مرا از نظر دور می دارد … روی در اتاقم سوراخی برای نگریستن تعبیه شده است … چشمان پرستارم، از آن چشمهای قهوه ایست که نمی تواند درون من چشم آبی را بنگرد … بنابراین پرستارم نمی تواند دشمن من باشد!

به او علاقه مند شده ام … به محضی که ان تماشاگر پشت در، وارد اتاقم شود، برایش سرگذشتم را تعریف می کنم تا با من، به رغم وجود آن سوراخ نظاره، بهتر آشنا گردد … به نظر می رسد آن آدم خوب برای سرگذشت های من ارزش قائل باشد، چون هر وقت برایش دروغی سر هم کنم، برای آنکه رضایت خود را نموده باشد، گره زده هایش را به من نشان می دهد، اینکه آیا او هنرمند است یا نه بماند

 

 نام رمان : طبل حلبی

 نویسنده رمان : گونتر گراس

 ژانر رمان : کلاسیک , خارجی , تاریخی

 ملیت رمان : خارجی

 ویرایستار رمان : سایت رمان بوک

 تعداد صفحه رمان : 735

 

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

PDFطبل حلبی

 

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:28 ] [ گنگِ خواب دیده ]

I love your lips when they’re wet with wineAnd red with a wild desire;I love your eyes when the lovelight liesLit with a passionate fire.I love your arms when the warm white fleshTouches mine in a fond embrace;I love your hair when the strands enmeshYour kisses against my face.

Not for me the cold, calm kissOf a virgin’s bloodless love;Not for me the saint’s white bliss,Nor the heart of a spotless dove.But give me the love that so freely givesAnd laughs at the whole world’s blame,With your body so young and warm in my arms,It sets my poor heart aflame.

So kiss me sweet with your warm wet mouth,Still fragrant with ruby wine,And say with a fervor born of the SouthThat your body and soul are mine.Clasp me close in your warm young arms,While the pale stars shine above,And we’ll live our whole young lives awayIn the joys of a living love

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:23 ] [ گنگِ خواب دیده ]

نامه ای عاشقانه از دختری در عهد قاجار

 نمونه ای از نامه نگاری های قدیمی

​​​​بسم المعطّرٌ الحبیب

تصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم وُ زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده. زن جماعت را کارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نکُشد، همین بی‌همدمی و فراق می‌کُشد. مرقوم فرموده بودید به حبس  گرفتار بودید، در دلمان انار پاره شد. پری‌دُخت تو را بمیرد که مَردش اسیر امنیه‌چی‌ها بوده و او بی‌خبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف می‌کشیده.
حی لایموت سرشاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده. اوضاع مملکت خوب نیست؛ کوچه به کوچه مشروطه‌چی چنان نارنج‌هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند وُ جواب آزادی‌خواهی، داغ و درفش است وُ تبعید و چوب و فلک. دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشته‌ایدُ شب به شب بر گیس می‌مالیم. 
سَیّد محمود جان، مادیان یاغی و طغیان‌گری شده‌ام که نه شلاق و توپ و تشر آقاجانمان راممان می‌کند و نه قند و نوازش بیگم باجی. عرق همه را درآورده‌ام و رکاب نمی‌دهم، بماند که عرق خودم هم درآمده. می‌دانید سَیّدجان، زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک‌جا قُرص باشد، صاحاب داشته باشد، دلِ بی‌صاحاب، زود نخ‌کش می‌شود، چروک می‌شود، بوی نا می‌گیرد، بید می‌زند. دلْ ابریشم است. 
نه دست و دلم به دارچین‌نویسی روی حلوا و شُله‌زرد می‌رود، نه شوق وسمه وُ سرخاب وُ سفیدآب داریم. دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز. حق هم دارد، وقتی که آنکه باید باشد و نیست، چه فرق دارد پاچهٔ بُز بالای چشم‌مان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر.
به قول آقاجانمان؛ دیده را فایده آن است که دلبر بیند. شما که نیستید وُ خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیرزمین مطبخ و زهرماری نشود کارخداست. چلّه‌ها بر او گذشته، بر دل ما نیز. عمرم روی عمرتان آقا سَیّد، به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم ولی به واللّه بس است، به گمانم آنقدری که در فالکوتهٔ طب پاریس طبابت آموخته‌اید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید، به تهران مراجعت فرمایید وُ به داد دل ما برسید، تیمارش کنید وُ بعد دوباره برگردید. دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد وُ شیشهٔ عطری که رو به اتمام است. زن را که که می‌گویند ناقص‌العقل است، درست هم هست؛ عقل داشتیم که پیرهن‌تان را روی بالش نمی‌کشیدیم وُ گره از زلف وا کنیم وُ بر آن بخُسبیم. شما که مَردید، شما که عقل‌تان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیده‌اید وُ درس طبابت خوانده‌اید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید این ضعیفهٔ ناقص‌العقل چه کند.

تصدقت پری‌دُخت
بوسه به پیوست است.

پری‌دخت، مراسلات پاریس-تهران

 

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:18 ] [ گنگِ خواب دیده ]

 






 

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:12 ] [ گنگِ خواب دیده ]

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

به کدام دوست گویم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی

تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]


اشک رازی‌ست
لب‌خند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌ام بود.

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...

من دردِ مشترک‌ام
مرا فریاد کن.
درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم
نام‌ات را به من بگو
دست‌ات را به من بده
حرف‌ات را به من بگو
قلب‌ات را به من بده

من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
با لبان‌ات برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستانِ من آشناست

در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند..

دست‌ات را به من بده
دست‌های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سانِ ابر که با توفان
به‌سانِ علف که با صحرا
به‌سانِ باران که با دریا
به‌سانِ پرنده که با بهار
به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید
 
زیرا که من
ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.

■احمد شاملو

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 2:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا