|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
تحلیل و نقد چهار مکتب اخلاقی این که می گوید اخلاق از مقوله جمال و زیبایی است مقصود او زیبایی حسی نیست که در گل و چیزهای دیگر دیده می شود، بلکه زیبایی کار و عمل انسان است که از روح زیبا سرچشمه می گیرد. در این بیان مرکز زیبایی، رفتار انسان است ولی تفسیر اخلاق، به «حسن رفتار»اصطلاح جدید است و باید مرکز زیبایی که افلاطون آن را محور اخلاق می داند در روح و روان و مبادی افعال دانست، در این صورت باید گفت: که جمال روح این است که از تمام استعدادها باید در حد لزوم بهره گرفت و زمام زندگی نباید به دست یک غریزه از غرایز سپرد، زیرا در انسان قوه شهویه، و غضبیه، حب ذات و مقام و مال هست باید با ایجاد و توازن میان این قوا، به روح، جمال و زیبایی بخشید و در نتیجه به یک رشته فضایل دست یافت و از رذایل دور ماند و در نتیجه رفتار و سلوک درستی پیدا کرد. فعل اخلاقی جز این نیست که انگیزه شخص برای انجام آن، تنها احترام نهادن به قانون اخلاق باشد وبس، ممکن است که کاری، یک یا چند مصلحت داشته باشد ولی اگر فاعل، آن کار را برای تحصیل آن مصالح انجام داد در این صورت کار اخلاقی انجام نداده و اگر آن را فارغ از هر نوع مصلحت اندیشی و به نیت ادای تکلیف وجدان انجام داد، کار او اخلاقی خواهد بود. چکیده
منبع : فصلنامه کلام اسلامی، شماره 35 , سبحانی، جعفر رابطه ی دین و اخلاق (7) در میان نظامهای اخلاقی که از طریق حکمای یونان باستان، ویا فیلسوفان عصر رنسانس مطرح شده است، چهار نظام اخلاقی قابل بحث و بررسی است. و هر یک به گونه ای پرده از چهره واقع برداشته وبه نوعی ماهیت اخلاق و فعل اخلاقی را بیان کرده اند. این چهار نظام عبارتند از: 1. اخلاق از نظر «افلاطون ». 2. اخلاق از دیدگاه «ارسطو». 3. اخلاق از نظر «کانت ». 4. اخلاقی عاطفی «آدام اسمیت »و دیگر همفکران او. اگر از این چهار مکتب اخلاقی بگذریم دیگر مکاتب از توانایی علمی بالایی برخوردار نیستند و لذا بخش عظیم از این مکاتب را تحت عنوان « لذت گرایی » مورد بررسی قرار دادیم اینک، به هر یک از چهار مکتب اخلاقی مذکور نظر افکنده، آنها را ارزیابی خواهیم کرد. 1. مکتب اخلاقی افلاطون: جمال اخلاق در نظر افلاطون (427ق.م 346 ق. م) از شاخه های سیاست وتدبیر است. او پس از کنکاش در عدالت اجتماعی به عدالت فردی منتهی شده که تعبیر دومی از اخلاق است. ارزش در نظر افلاطون از سه چیز تجاوز نمی کند: 1. زیبایی، 2. عدالت، 3. حقیقت. و جامع میان این سه، خیر و نیکی استو سه امر یاد شده معنی باز خیر و نیکی می باشند. افلاطون گاهی اخلاق را از مقوله «جمال » و «زیبایی » دانسته و گاهی آن را از مقوله «عدالت » می داند و ما هر دو را توضیح می دهیم: این که می گوید اخلاق از مقوله جمال و زیبایی است مقصود او زیبایی حسی نیست که در گل و چیزهای دیگر دیده می شود، بلکه زیبایی کار و عمل انسان است که از روح زیبا سرچشمه می گیرد. انسان با مراجعه به درون کارها را به دو قسمت تقسیم می کند: زیبا و نازیبا، خوب وبد. و در این تقسیم شک و تردید نکرده، و در تشخیص خوب و بد، نیاز به دلیل و برهان ندارد. این نظریه نزدیک به همان حسن و قبح ذاتی است که متکلمان اسلامی مطرح می کنند . در این بیان مرکز زیبایی، رفتار انسان است ولی تفسیر اخلاق، به «حسن رفتار»اصطلاح جدید است و باید مرکز زیبایی که افلاطون آن را محور اخلاق می داند در روح و روان و مبادی افعال دانست، در این صورت باید گفت: که جمال روح این است که از تمام استعدادها باید در حد لزوم بهره گرفت و زمام زندگی نباید به دست یک غریزه از غرایز سپرد، زیرا در انسان قوه شهویه، و غضبیه، حب ذات و مقام و مال هست باید با ایجاد و توازن میان این قوا، به روح، جمال و زیبایی بخشید و در نتیجه به یک رشته فضایل دست یافت و از رذایل دور ماند و در نتیجه رفتار و سلوک درستی پیدا کرد. این نوع جمال زیبایی را می توان عدالت نیز خواند مشروط بر این که آن را به توازن و هماهنگی قوای درونی تفسیر کنیم نه به «برابری و یکسانی » و نه به «حق صاحب حقی را باید پرداخت ». فروغی در این مورد می نویسد: هر یک از جنبه های سه گانه انسان را فضیلتی است: الف: فضیلت سر یا قوه عقلی: حکمت است. ب: فضیلت دل یا اراده: شجاعت است. ج: فضیلت شکم( قوه شهوانی)، خودداری و پرهیزکاری و عفت است. و چون این فضایل را جمعا بنگریم عدالت می شود. (1) افلاطون معتقد بود که دست یابی بر جمال و زیبایی روح و اعتدال در اعمال استعدادها که نام فضیلت است نتیجه ی علم است و کوشش. سپس اضافه می کند: هر انسانی اگر خیر را از شر باز شناخت به اولی عمل نموده و از دومی پرهیز می کند، وبرای ریشه کن کردن ضد ارزشها چاره ای جز از آموزش دوم نیست و به یک معنا تمام فضایل به حکمت و دانش برمی گردد. مثلا شجاعت این است که از شناسایی آنچه باید از آن بترسد یا نترسد، عدالت جز این نیست که از قوانینی که رابطه ی انسان با انسان را تنظیم می کند آگاه گردد. بنابراین ریشه ی فضیلت حکمت است و هر حکیمی اخلاقی است و از اخلاق جدا نیست. نقد و بررسی در این که اخلاق از مقوله جمال و زیبایی است به نوعی که در گذشته بیان کردیم سخنی نیست، فعل زیبا در گرو روح زیبا، و روح زیبا مرهون تعادل قوا است و مسلما از چنین روحی زیبا فعل زیبا خودنمایی می کند. ولی نکته ی قابل بحث این است که می گوید:«تخلق به اخلاق در گرو حکمت و دانش است، و هر که حکمت و دانش آموخت او دیگر اخلاقی است و از او ضد ارزش صادر نمی شود». یک چنین اندیشه جز ساده لوحی منشا دیگری ندارد، درست است علم ودانش تا حدی انسان را از کارهای ضد اخلاق باز می دارد، ولی علم تنها کافی نیست چه علما و دانشمندانی بودند که علم و دانش آنها مایه بدبختی آنها گردید. هنگامی که غرایز درونی سیل آسا حرکت کنند بسان باران شدیدی خواهد بود، که بر کوهی زند، و آنچنان سیل عظیمی از آن سرچشمه می گیرد که همه سیل بندهای نااستوار را از بین می برد. علم و دانش در برابر غرایز بسان سیل بندی خاکی که به تدریج به وسیله سیل شسته شده و از بین می رود. از قدیم الایام در امثال عرب گفته اند: «انارة العقل مکسوف بطوع الهوی »: بینایی خرد با تیرگی های هوی وهوس تار می شود. بنابراین آنچه که افلاطون درباره ی اخلاق می گوید سخن پا برجا است جز این که حکمت و دانش و آموزش اصول اخلاقی در تخلق به اخلاق و دوری از ضد ارزشها کافی یست باید در حفظ ارزشها از عامل دیگر به نام ایمان به خدا کمک گرفت چنان که در بخش قبل یادآور شدیم. 2. مکتب اخلاقی ارسطو: فضیلت معلم اول ارسطو (384-322ق.م) معتقد است که انسان خواهان سعادت بوده و از شقا و بدبختی گریزان است، سعادت این است که انسان از لذایذ بهره گرفته، و از بدیها بگریزد، ولی مقصود از لذت و یا درد، بخش حسی آن نیست، بلکه لذات و آلام عقلانی و روحی را در بر می گیرد. و به دیگر سخن: آنچه که انسان انجام می دهد برای سود و خیر است، زیرا عمل انسان غایت دارد و غایت واقعی همان سعادت و خوشی است. برخی تصور می کنند که خوشی در لذت است و برخی دیگر آن در مال، وگروهی در جاه جستجو می کنند، ولی اینها غایات واقعی نیست . سعادت وخوشی در فضیلت است، فضیلت این است که فعالیت نفس با موافقت عقل صورت پذیرد و علم اخلاق جز این نیست که فعالیت نفس با راههای خرد انجام گیرد. مثلا: نفس حیوانی که بر حسب طبع دارای تقاضا و میل و خواهش یعنی شهوت وغضب است، و این امور او را به عمل وا می دارد، اعمال او چون به موافقت احکام عقلانی شود فضیلت است و این نوع فضیلت را، فضیلت نفسانی یا اخلاقی می گوییم. فضیلت نفسانی یا اخلاقی طبیعی نیست، استعدادی است باید کسب شود،وبه سرحد عادت که طبیعت دومی است برسد، یعنی خو شود و عمل به آن شاق و دشوار نباشد، بلکه باید از روی رغبت و از لذت و علم و اختیار واقع شود، هرگاه این شرایط فراهم آید، فضیلت ممدوح خواهد بود. (2) معلم اول در پدید آمدن صفات اخلاقی دو چیز را شرط می داند: 1. تمایلات نفسانی در شهوت و غضب، به وسیله ی خرد کنترل نشود تا در این صورت به فضیلت دست یابد. 2. فضلیت که یک حالت نفسانی خواهد بود امر ذاتی نیست و انسان باید آن را از طریق تربیت و تمرین کسب کند، تا به صورت ملکه در انسان درآید. آنگاه او واقع فضیلت را می شکافد، ومی گوید: در حالت نفسانی حد وسط فضیلت و دو طرف آن که افراط وتفریط است رذیلت خواهد بود، قهرا در مقابل هر فضیلتی دو ذیلت خواهیم داشت و در نتیجه شمارش رذایل دو برابر فضایل خواهد بود، آنگاه چند مثال می زند: «فضیلت اخلاقی عبارت از این است که: در هر امر، حد وسط میان دو طرف اعتدال میان افراط و تفریط و زیاده ونقصان رعایت شود چه افراط و تفریط در امور خلاف عقل است و رذیلت شمرده می شود». 1. شهوانیت(هرزه گرایی ) وبی حسی هر دو مذموم اند و فضیلت اعتدال مزاج است (عفت). 2. کرامت، اعتدال بین بخل و تبذیر است. 3. مناعت، حد وسط میان تکبر وتذلل است. 4. شرافت خواهی، میانه جاه طلبی و پست همتی است. 5. خوش خویی بین آتش مزاجی و بی غیرتی است. 6. انقیاد و استبداد از رذایل اند فضیلت میان آنها است(سازگاری). 7. مزاح گویی و نزاع جویی رذایل اند، فضیلت میان آنهاست(همدمی). 8. لاف زنی و تحقیر دور از واقع، از رذایل، وحقیقت گویی حد اعتدال است. 9. مسخره گی و تلخی افراط و تفریط است، ظرافت و گشاده رویی حد اعتدال است. 10. شرم و حیا حد وسط میان هرزگی، و بی عرضگی است. آنگاه یادآور می شود که عدالت مفهوم عام «فضایل » است زیرا هر کس مرتکب یکی از رذایل شود ستم کرده است، مخصوصا در اموری که مربوط به دیگران باشد. (3) در این جا از طرح سؤالی ناگزیریم وآن این که تفاوت مکتب افلاطون باارسطو در اساس اخلاق چیست؟ پاسخ آن که: افلاطون، اخلاق را از مقوله «جمال » و زیبایی می داند، ومی گوید زیبایی روح با برقراری تعادل در تمایلات و خواسته های انسان رخ می دهد. و به نوعی آن را عدالت نامیده. درحالی که در مکتب ارسطو شاگرد افلاطون از مقوله «فضیلت » است و فضیلت در سایه اعتدال و اخذ به حد وسط در کلیه صفات انسانی (غرایز) است وباید از غضب، حد وسط و از شهوت وسط را بگیرد، به نحوی که شرح داد. ارسطو از فضیلت اخلاقی گام فراتر نهاده و سخن را به فضیلت عقلانی می برد و می گوید: «بالاتر از فضایل اخلاقی یا نفسانی، فضایل عقلی است که عبارت است از فهم و فراست و ذوق سلیم و قوه تمیز وحزم و موقع شناسی و به عبارت دیگر: هوشمندی و خردمندی که شخص بداند در هر موقع چه باید بکند و این فضیلت به طول زمان و تجربه و آزمودگی حاصل می شود». در این جا ارسطو با استاد خود افلاطون و استاد او سقراط فاصله می گیرد آنان تصور می کردند که اخلاق عین دانش است و افراد از طریق افزونی دانش به سوی فضایل کشیده می شوند ولی ارسطو معتقد است ، که فضیلت که ملاک اخلاق است، غیر از دانش است، می گوید: «سقراط حق داشت که فضیلت را با دانش مرتبط می دانست اما اشتباه می کرد که آن را همین دانش می پنداشت; زیرا انسان جنبه حیوانی دارد که همیشه پیرو خرد نمی شود ولی در استیفای لذات شهوانی و یا پرهیز از رنج و الم، و خودداری و بردباری ندارد، از طرف دیگر فضایل نفسانی هم در بعضی از اشخاص بالطبیعه موجود است اما تا وقتی که فضایل عقل آن را رهبری ننموده اعتباری به آن نیست ». (4) نقد وبررسی به نظام اخلاقی ارسطو اشکالاتی وارد کرده اندکه برخی را متذکر می شویم: 1. این که می گوید اخلاق فضیلت است و محور فضیلت اعتدال میان دو نیرو است، کلیت ندارد; زیرا صدق فضیلت است و دروغ گفتن رذیلت در حالی که میان آن دو حد وسط نیست. همچنین عمل به پیمان زیبا و پیمان شکنی زشت ، و میان این دو حد وسطی وجود ندارد. 2. گاهی حد وسط و هر چه بالاتر برود، فضیلت به شمار می رود مانند فهم ودرک متوسط که طرف تفریط آن «بلاهت » و طرف دیگر افراط آن «جربزه » است و هرگز نمی توان آن را از رذایل شمرد، زیرا جربزه یک تیزهوشی است . 3. آگاهی از حد وسط کار آسانی نیست زیرا تا انسان از نیروهای درونی خود آگاه نباشد، حد وسط آن را نمی شناسد. بنابراین شناسایی حد وسط از میان قوه ها و نیروها به آسانی دست نمی دهد. در حالی که اخلاق عمومی باید آن چنان روشن باشد که تا همگان از آن بهره گیرند. 4. گاهی در میان اعمال قوای درونی تزاحمهایی رخ می دهد، او ضابطه ای برای حل این تزاحم ارایه نکرده است و مکتب از این نظر نارسا است. 3.مکتب اخلاقی کانت در زمانی که مکاتب اخلاقی مختلف و متنوعی در غرب خودنمایی می کرد، و مکتب «اصالت لذت » بیش از همه طوفان به راه انداخته بود، و مکتب افلاطونی که اخلاق را از مقوله «جمال » و زیبایی می دانست، و مکتب ارسطویی که اعتدال را الگوی اخلاقی معرفی می کرد، چشم وگوشها را پر کرده بودند در چنین شرایط یک شخصیت فلسفی از آلمان برخاست ، با پی ریزی فلسفه ای، فعل اخلاقی را در انجام عمل به نیت ادای تکلیف وجدان معرفی کرد، اینک به گونه ای به تشریح مکتب او می پردازیم: فعل اخلاقی جز این نیست که انگیزه شخص برای انجام آن، تنها احترام نهادن به قانون اخلاق باشد وبس، ممکن است که کاری، یک یا چند مصلحت داشته باشد ولی اگر فاعل، آن کار را برای تحصیل آن مصالح انجام داد در این صورت کار اخلاقی انجام نداده و اگر آن را فارغ از هر نوع مصلحت اندیشی و به نیت ادای تکلیف وجدان انجام داد، کار او اخلاقی خواهد بود. پایه گذار این نظریه فیلسوف معروف آلمانی «ایمانوئل کانت » است. او در سال 1724 در آلمان دیده به جهان گشود، و در سال 1804 درگذشت و تمام عمر خود را در طریق تحصیل علم و دانش، تدریس و تعلیم و نگارش کتاب و رساله گذراند. او در بررسی های خود به این نتیجه رسید که برخی از آگاهی های انسان مربوط به ماقبل حس و تجربه است، در حالی که برخی از معلومات او نتیجه حس و تجربه است، و احکام علوم طبیعی از مقوله دوم، و احکام وجدانی که ضمیر انسان، به فعل ویا ترک موضوعی فرمان می دهد از قسم نخست است. او می گوید: احکام وجدانی، ندایی است که انسان آن را از دورن می شنود، و ضمیر هر انسانی، تکالیفی برای او تعیین کرده و می خواهد که او بدون چون و چرا، بدون تعلیل و تحلیل آنها را انجام دهد. وجدان فرمان می دهد: عدالت کن، از ستم کردن بپرهیز، راست بگو و دروغ مگو، به پیمان عمل و از شکستن پیمان دوری کن و مانند اینها. انسان دستورهای وجدان را به دو صورت می تواند انجام دهد: 1. راست بگوید: چون در راستگویی مصلحتی به نام جلب اعتماد مردم است.و دروغ نگوید زیرا، مایه بی اعتمادی و رسوایی است. 2. راست بگوید و دروغ نگوید چون وجدان فرمان می دهد، و محرک در هر دو صورت، امتثال دستور ضمیر می باشد. انجام تکلیف به صورت نخست، یعنی به نیت مصلحت اندیشی، کار اخلاقی نیست، بلکه کار عقلانی است وحکم دایر مدار مصلحت است. و انجام تکلیف به صورت دوم که یعنی به نیت امتثال فرمان اخلاقی وجدان ، کار اخلاقی می باشد. اگر افلاطون ملاک فعل اخلاقی را «جمال و زیبایی » فعل می دانست،و یا ارسطو آن را از مقوله عدالت (اعتدال نیروهای درونی) معرفی می کرد، و یا گروهی ، لذت آفرینی را ملاک اخلاقی بودن فعل می دانستند، «کانت » با هر سه نظریه به مخالفت برخاست وگفت: «در ملاحظه تشخیص و تعیین ارزش اخلاقی، باید انگیزه های انسان در نظر گرفته شود، اشتباه یک افلاطونی جدا کردن خوبی و بدی از انگیزه های انسان بود، اشتباه لذت انگاری، یکی گرفتن انگیزش اخلاقی با جستجو برای لذت است. (5) او در فعل اخلاقی به سه ویژگی قایل است که در میان آنها به ویژگی سوم تاکید می کند: 1. «اختیاری » باشد و انسان با حریت و آزادی بدون فشار آن را انجام دهد. 2. موافق تکلیف و وظیفه ای باشد که وجدان تعیین می کند. 3.عمل، به نیت انجام تکلیف وجدان، صورت پذیرد. همان طور که گفتیم از میان شروط سه گانه، بر شرط سوم بیشتر اصرار می ورزد. هرگاه انسان دست به دزدی بزند، به خاطر ترس از رسوایی و بدنامی، یا ترس از پلیس و زندان، یا از عذاب الهی، یک چنین عملی چون فاقد شرط سوم است، کار اخلاقی نیست، عملی کار اخلاقی است که از هر نوع انگیزه جز انگیزه ی امتثال تکلیف وجدان، فارغ باشد. بنابراین کلیه کارهای صالحان ونیکوکاران که درباره ی ایتام و بیچارگان صورت می پذیرد، و انگیزه آنان ، کسب رضای الهی و یا پاسخ گویی به حس انسان دوستی می باشد، نمی تواند فعل اخلاقی باشد، مگر از تمام دواعی و انگیزه ها تجرید گردد، و عمل ممحض در اجابت فرمان وجدان باشد. کانت یادآور می شود: تمامی انگیزه های انسان جنبه ی اخلاقی ندارد، مانند مواردی که آدمی را آرزو یا بوالهوسی یا تمایل برانگیزد، فقط وقتی کسی از روی رعایت تکلیف و احترام بدان عمل کند، ما او را موجودی اخلاقی می شماریم. (6) نقد و تحلیل در این که «کانت » درباره وجدان تحقیقات ارزشمندی انجام داده و حقایقی را کشف کرده که در کتاب و سنت ما به روشنی وارد شده است، سخنی نیست . و از سخنان اوست «دو چیز اعجاب انسان را برمی انگیزد، یکی آسمان پرستاره که در بالای سر ما قرار دارد، و دیگری وجدان که در درون ما جای گرفته است ». او در شرایطی که دانشمندان غربی حس و تجربه را منشا آگاهی ها دانسته وشعار «چیزی در ذهن نیست مگر این که قبلا در حس وجود دارد» را سرمی دادند، شجاعانه به نقد عقل نظری و عقل عملی پرداخت و ثابت کرد که یک رشته آگاهیهای انسان، مربوط به حس و تجربه نبوده و به طور مستقیم از درون می جوشد. آنچه که او درباره خصوص وجدان می گوید، تفصیل دو آیه مبارکه است: «ونفس وما سواها فالهمها فجورها وتقواها» (7) :«سوگند به نفس (انسانی) و آن که آن را آفرید، بدیها و خوبیها را به او الهام کرد». مع الوصف، یک رشته اشکالاتی در این نظریه هست که به آن اشاره می کنیم: 1.«فعل اخلاقی » در نزد «کانت »، فعلی است که فاعل آن را فقط به نیت ادای تکلیف و امتثال فرمان وجدان، انجام دهد، و نباید دیگر انگیزه ها در آن اثر بگذارد، و محرک همین باشد وبس، نه حسن و جمال افلاطونی، نه لذت آفرینی عمل و نه عاطفه انسانی «آدام اسمیت ». اکنون سؤال می شود: آیا تنها انگیزه انجام تکلیف، مجرد از هر نوع انگیزه، در انسان ایجاد حرکت می کند؟! وبه دیگر سخن: فعلی که در آن ، هیچ نوع عاملی از داخل و خارج مؤثر نباشد، صورت می پذیرد؟ همگی می دانیم: مبدئیت انسان برای انجام هر نوع کاری مرهون یکی از دو عامل است: الف: محرکی از داخل (به خاطر اشباع یکی از غرایز) او را به میدان کار می کشد. ب: عاملی از برون از طریق وعد ووعید در انسان اثر می گذارد. حالا فعلی که از هر دو نوع عامل پیراسته است آیا به خاطر یک ندای درونی که است بگو، دروغ مگو، صورت می پذیرد؟! در حالی که فاعل نه از حسن آن آگاه است و نه از قبح آن، نه از آثار سازنده و نه از پی آمدهای ویرانگر آن. در این جا ممکن است گفته شود: مردان بزرگ، خدا را به خاطر شایستگی او می پرستند نه به خاطر انگیزه پاداش وکیفر; لذا امیر مؤمنان علیه السلام گفته است: «ما عبدتک خوفا من نارک ولا طمعا من جنتک بل وجدتک اهلا للعبادة » (8) . «من تو را به انگیزه ی ترک از آتش و یا طمع در بهشتت، نپرستیدم بلکه تو را شایسته پرستش یافته ام » ، در این صورت پرستش امام علیه السلام دور از هر نوع انگیزه داخلی وخارجی صورت می پذیرفت. ولی پاسخ آن روشن است: امام برای پرستش انگیزه ای از درون داشت و آن احساس جمال و کمال حق، که از هر نظر شایسته پرستش است، در حالی که «کانت » می گوید، جمال کار و حسن فعل نباید در انجام فعل مؤثر گردد. در روایتی عبادت گران به سه گروه تقسیم شده اند: الف: گروهی که خدا را از ترس (عذاب اخروی) می پرستند، عبادت آنان شبیه کار بندگانی است که از ترس مولای خود کار انجام می دهند. ب: گروهی که به امید پاداش او را عبادت می کنند، عبادت این گروه بسان کار کارگران است که برای اجرت، کار می کنند. ج: گروهی که از هر دو انگیزه فارغ بوده، و به خاطر شیفتگی و دوستی، او را می پرستند، عبادت آنان عبادت آزادگان است و بهترین عبادت به شمار می رود. 2.در نظام اخلاقی اسلام، فعل اخلاقی به خاطر حسن ذاتی آن انجام می گیرد، و فاعل با کمال آگهی از ویژگی فعل، آن را انجام می دهد، در حالی که در مذهب «کانت » این انگیزه و مشابه آن، مانند مصالح و مفاسد، نادیده گرفته می شود، و فاعل به صورت چشم بسته و دور از هر نوع ویژگی، تن به کار می دهد. اکنون سؤال می شود: کدام یک از این دو نوع فعل، می تواند، فعل اخلاقی باشد؟ 3. تعریف کانت از فعل اخلاقی، یک تعریف کاملا ناقص است، زیرا یک رشته افعالی داریم که تمام خردمندان جهان آن را فعل اخلاقی می دانند، در صورتی که بنابر تعریف کانت باید آنها را از ردیف افعال اخلاقی استثنا کنیم. گروهی با نیات پاک و انگیزه های انسانی دور از غوغاسالاری، به تاسیس بیمارستان و مراکز علمی دست می زنند، و هزاران انسان از آن بهره می گیرند، هدف آنان، پاسخ گویی به ندای الهی یا انگیزه انسان دوستی است، ولی به عقیده «کانت » باید بگوییم کار این گروه، کار اخلاقی نبود، چون به نیت ادای تکلیف وجدان نبوده، و مصلحت اندیشی در این کار خوبتر بوده است. ما در نقد مکتب اخلاقی کانت، به همین مقدار اکتفا می ورزیم، و در نقد مکتب فلسفی او، به صورت موجز در کتاب «شناخت » سخن گفته ایم. (9) مکتب عاطفه گرایی مکتب لذت گرایی به تقریرهای گوناگون نمی تواند نشانه ی یک مکتب اخلاقی انسانی باشد، زیرا اساس آن را «خودخواهی » و «انانیت » تشکیل می دهد هر چند برخی از آن مکتبها نقاب «نفع عمومی » بر چهره دارند. از این جهت برخی از فلاسفه ی غرب از مکتب لذت گرایی روی برتافته «عاطفه گرایی » را مطرح کرده اند. پایه گذاران این مکتب شخصیتهایی مانند«آدام اسمیت »، اقتصاددان انگلیسی (1723-1790م)،«ارثر شوپنهاور» فیلسوف آلمانی 788-1860) ، «اگوست کنت » فیلسوف فرانسوی (1798-1857) می باشند. آنان می گویند: هر کاری که انسان به سایقه ی خودخواهی انجام دهد فعل اخلاقی به شمار نمی رود و اگر آن را به سائقه «انساندوستی » یا «غیردوستی » انجام دهد کار او ارزشمند و اخلاقی خواهد بود. آنچه لازم به ذکر است این است که این مکتب اختصاص به این سه شخصیت غربی ندارد بلکه ریشه آن را می توان در فلسفه ی هند نیز به دست آورد. خلاصه مکتب از این قرار است: در انسان غریزه ای به نام «حب ذات » وجود دارد و رفتاری را به دنبال می آورد. چنین رفتاری ناشی از چنین میلی فعل عادی خواهد بود ولی در انسان در مقابل نهاد نخست نهادی به نام «نوع دوستی »، «انسان خواهی » وجود دارد وطبعا رفتار خاصی را به دنبال خواهد داشت هرگاه انگیزه کار، نهاد دوم باشد کار او ارزشمند و اخلاقی خواهد بود. خلاصه فعل طبیعی مانند خوردن و نوشیدن یا رفتاری که معلول خودخواهی انسان است فعل عادی بوده و احیانا قبیح و زشت خواهد بود ولی آنچه که از نهاد انساندوستی و غیرخواهی سرزند فعل اخلاقی و ارزشمند می باشد. مکتب عاطفی هم مذهب هندی است و هم مسیحیان امروز از آن دم می زنند. و نیک اندیشان غرب که با نام آنان آشنا شدیم به ترویج آن پرداخته اند و در اسلام نیز به افعالی که از انگیزه انساندوستی سرچشمه گیرد تشویق فراوانی به عمل آمده است که دو نمونه را یادآور می شویم: امیر مؤمنان علیه السلام در نامه ی خود به مالک می نویسد: نسبت به تمام مردم مصر احترام قایل باش زیرا آنان بر دو گروهند: «انهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیرک فی الخلق ». (10) «آنان یا برادر دینی تو هستند و یا از نظر انسانیت با تو یکسان می باشند». امیر مؤمنان در سفارش خود به فرزند بزرگوارش امام مجتبی علیه السلام چنین می نویسد: «فاحبب لغیرک ما تحب لنفسک واکره لها ما تکره لها». (11) «آنچه را برای خود می پسندی بر دیگران نیز بپسند و آنچه را بر خود دوست نمی داری بر دیگران نیز دوست مدارد». بنابراین کارهایی که عاطفه در آنجا به صورت علت فاعلی یا علت غایی مؤثراست کار ارزشمندی است ولی محصور کردن فعل اخلاقی به عاطفه گرایی کار صحیحی نیست و به یک معنا تعریف اخلاق به عاطفه گرایی نه جامع است و نه مانع، یعنی نه همه ی افعال اخلاقی را در بر می گیرد و نه افعال غیر اخلاقی را از خود می راند اینک ما هر دو را شرح می دهیم: اما جامع نیست به دوجهت: الف: یک رشته افعال مربوط به شخص انسان است ولی همه ی خردمندان جهان انگیزه و خود فعل را می ستایند و نوعی کار را، اخلاقی تلقی می کنند مانند: 1. ستم نپذیری و استقامت در برابر زورمداران. 2. خویشتن داری از خضوع در برابر فرومایگان. 3. عمل به میثاق و پیمان به خاطر فرمان وجدان و اقتضای شخصیت. ب: افعالی داریم که سرچشمه ی عاطفی دارد اما نه عاطفه ی انسانی بلکه عاطفه ی گسترده تر که حیوان را نیز در بر می گیرد. مانند ترحم برحیوانات وحفظ حقوق و تهیه ی روزی برای آنان. امروز مساله حمایت از حیوانات یک مساله جهانی است و اسلام نیز در این محدوده دستورهای لازم دارد. یک چنین کارها،قطعا کار اخلاقی است ولی از انسان دوستی سرچشمه نمی گیرد بلکه از عاطفه ای سرچشمه می گیرد که همه جانداران را در بر می گیرد. اما چرا مانع نیست; زیرا نمی توان هر نوع کاری را به انگیزه انساندوستی ستود مانند خدمت به سفاکان، خونریزان و آدم کشان و یغماگران ثروتهای ملی ومردمی. آیا می توان ابراز عاطفه نسبت به یزیدها و حجاج ها و جنایتکاران غرب امروز را کار اخلاقی نام نهاد؟ [ پنجشنبه ششم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 18:7 ] [ گنگِ خواب دیده ]
در برخورد با یک دختر خجالتی هستید؟
نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نیازهای اولیه همه ما انسانهاست که خداوند در نهاد ما قرار داده است، نیازی که اگر در مسیر درست خود قرار بگیرد میتواند به ما کمک کند تا احساسات زیبایی را در زندگی خود تجربه کنیم و از این زمان کوتاهی که برای زندگی در این دنیا در اختیارمان قرار داده شده است نهایت استفاده را بکنیم. همه مردان برای رسیدن به این حس زیبا باید با جنس مخالف خود ارتباط برقرار کنند، البته ارتباط عاطفی سالم و پایدار. در این مسیر بسیاری از مردان درگیر مشکلاتی هستند یکی از اصلی ترین این مشکلات که مانعی بزرگ بر سر راه آنها ایجاد کرده است بروز خجالت و کمرویی هنگام مواجه با دختران است که باعث میشود این مردان نتوانند علاقه خود را به شروع و ادامه ارتباط ابراز کنند. ارتباط در همین نقطه قطع میشود و چه فرصتهایی با ارزشی که میتوانست پایه شروع یک ارتباط عاطفی سالم، پایدار و زیبا باشد از بین میروند! اگر شما هم درگیر خجالت و کمرویی در مواجه با دختران هستید و دوست دارید که از این خجالت و کمرویی عبور کنید این مقاله در ۳ قدم به شما آموزش میدهد تا چگونه این کار را انجام بدهید. بسیاری از مطالب موجود در اینترنت درباره غلبه بر خجالت و کمرویی هنگام مواجهه با دختران اشتباه هستند. اگر به گذشته خودم برگردم خاطرم هست زمانی که به دنبال راه حل برای خجولی خودم هنگام مواجهه با دختران بودم به راهحل های این چنینی بر میخوردم:
شاید این توصیهها برای افرادی که به اصطلاح عام پررو هستند و اهل صحبت کردن زیاد هستند مناسب باشد. اما برای افراد خجول و کمرو مناسب نیستند! قضیه افراد خجول و کمرو کمی متفاوت است:
این مقاله برای افرادی که خجالت و کمرویی مانع بزرگی برای ارتباط آنها با جنس مخالف ایجاد کرده است نوشته شده است!مردان زیادی هستند که هنگام مواجهه با دخترانی که از آنها خوششان میآید قدری مضطرب و عصبی میشوند اما در نهایت نفس عمیقی میکشند و اضطراب را کنار زده و احساس راحتی را در ارتباط پیدا میکنند. این مقاله برای کمک به این افراد نیست. این مقاله برای کمک به مردانی است:
این مقاله با ۳ گام به شما کمک میکند تا از خجالت و کمرویی هنگام مواجه با دختران عبور کنید:
این مقاله قصد دارد تا عمیقا به بررسی این موضوع و حواشی آن بپردازد، پیشنهاد میکنم زمان مناسب برای مطالعه این مقاله اختصاص دهید. در ادامه با ۳ گام گفته آشنا میشویم: ۱.خودتان را دست کم نگیریدتجربه من در سالها آموزش به صدها دختر و پسری که درگیر خجالت و کمرویی بودهاند نشان میدهد که علت خجالت و کمرویی در بسیاری از افراد حس خود حقیربینی است. اگر شما احساس میکنید که به هر دلیلی “ارزش کمتری” از دختر مورد علاقهتان دارید. هنگام مواجه با او درگیر خجالت و کمرویی میشود و مضطرب و عصبی خواهید شد. در ادامه این موضوع رو برای شما بیشتر توضیح خواهم داد. سندروم دختر غیرجذاببه دختری فکر کنید که او را میشناسید و برای شما جذابیتی ندارد، شاید او اضافه وزن دارد و یا در سلیقه شما نیست. آیا هنگام مواجه با او احساس اضطراب و یا عصبی بودن میکنید؟ به احتمال زیاد نه. و اگر هم به احتمال کم پاسختان مثبت باشد، این احساس اضطراب و عصبی بودن خیلی کمتر از تجربه این احساسات در مواجه با دختری است که او را جذاب میدانید. به شیوه صحبت خود با دخترانی که برای شما جذاب نیستند توجه کنید. آیا هنگام مواجه با آنها ریلکستر و راحتتر نیستید؟ آیا با آنها مانند یک پسر صحبت نمیکنید؟ در حالی که هنگام مواجه با دختری که او را جذاب میدانید ذهنتان خالی میشود و نمیدانید چه بگویید. چرا اینگونه است؟ چرا فقط هنگام مواجه با بعضی از دختران درگیر خجالت و کمرویی میشوید؟
این اتفاق زمانی میافتد که شما آنقدر یک دختر را با رفتار خود بزرگ میکنید که برخورد با یک دختر خوش ظاهر، ترسناک به نظر میرسد. شاید این بخش نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد. احترام، ادب و برخورد خوب یکی از مهمترین رفتارهایی که باید مردان و پسران جوان هنگام مواجه با خانمها و دوشیزگان جوان رعایت کنند و نشاندهنده شخصیت و ادب یک مرد است منظور بزرگ جلوه دادنهای غیرطبیعی و اغراق گونه یک دختر هنگام مواجه با اوست. راه حل این است که هنگام مواجه با جنس مخالف رفتار طبیعی از خود بروز دهید. هنگام مواجه با دختری که جذب او شدهاید خیلی راحت و طبیعی رفتار کنید مثل رفتار با دوست پسر و یا دختری که برایتان جذاب نیست. هرچند که جذابیت ظاهری یک دختر نمیتواند مبنای خوبی برای تصمیمگیری نهایی شما برای ارتباط با او باشد. به گذشته که نگاه میکنم زمانی که درگیر خجالت و کمرویی در ارتباط با جنس مخالف بودم، وقتی دختری نظرم را جلب میکرد، قبل از اینکه حتی با او صحبت کنم راجع به آینده مشترکمان خیال پردازی میکردم ! اینکار شاید دیوانگی به نظر برسد، اما بسیاری از افراد درگیر خجالت و کمرویی همین کار را میکنند. آنها درگیر هیجانی موقت میشوند که تنها بر پایه ظاهر طرف مقابل ایجاد شده است. آنها حتی با طرف مقابل خود صحبت هم نکردهاند اما در حال تصویر سازی راجع به آینده مشترک خودشان با او هستند. بهتر نیست نگرش خود را تغییر دهیم؟ و به این موضوع هم فکر کنیم که آیا این دختر چیز دیگری هم به جز ظاهر جذابش دارد یا نه؟ دختران زیبای زیادی در جهان وجود دارند، اما به راحتی نمیتوان دختری پیدا کرد که بتوانید با او لحظات خوشی را سپری کنید و شخصیتی داشته باشد که با شخصیت شما هماهنگ باشد. هیچ گاه قبل از شناخت درست یک دختر پایه زندگی خود را بر روی او قرار ندهید. با او مانند یک انسان معمولی رفتار کنید نه مانند یک قدیس. شاید به همین علت باشد که خیلی از زنان در رابطه از مردان میخواهند که “خودت باش”. زنان دوست ندارند که مردان برای به دست آوردنشان دست به تلاشهای مصنوعی بزنند به خصوص زمانی که احساس کنند تنها عامل تلاش مرد، ظاهر زیبای آن زن باشد. این نکته را درک کنید که ظاهر افراد نمیتواند نشاندهنده ارزش واقعی آنها باشد. ظاهر زیبای افراد بیشتر مربوط به دریافت بهترین ژنهای ممکن است تا چیزهای دیگر. به نظر شما برنده بلیط بخت آزمایی چه ویژگیهای برتری نسبت به شما دارد؟ کم تجربه بودن عیب نیست!یکی از مواردی که منجر به ایجاد احساس خود حقیر بینی میتواند بشود این است که به این موضوع فکر کنید که کم تجربگی شما در روابط (نداشتن روابط عاطفی تا پیش از این) میتواند شما را در موقعیت ضعیفتری نسبت به طرف مقابلتان قرار دهد. در گذشته زمانی که درگیر خجالت و کمرویی بودم، خاطرم هست که همیشه تلاش میکردم تا این واقعیت که تا آن موقع رابطهی عاطفی نداشتم را از دید طرف مقابلم پنهان کنم. فکر میکردم اگر طرف مقابلم از نحوه رفتارم متوجه بشود که من تا به حال رابطهی عاطفی نداشتم به زودی پاسخ منفی به من خواهد داد. حقیقت این است که اگر نگرش شما این است که دختران اجتماعیتر از شما، شما را شایسته خود نخواهند دانست در این صورت در حال تخریب خود هستید. به این نکته توجه کنید که اگر شما با خجالت و کمرویی بزرگ شدهاید و از نظر اجتماعی زبر و زرنگ نیستید، پس خیلی طبیعی است که دختران زیادی هستند که از نظر اجتماعی از شما با تجربهتر هستند. برای اینکه بتوانید خود را به کورس سرعت این مسابقه اجتماعی برسانید، باید با دختران شروع به صحبت بکنید و خودتان را با آنها درگیر کنید. این میتواند یک ایده خوب برای شروع باشد. واقعیت این است که شما از میانگین اجتماع از نظر اجتماعی کم تجربهتر هستید ولی این به این معنا نیست که دختران علاقهای برای ارتباط با شما ندارند. این به این معنی است که به خاطر خجالت و کمروییتان باید تلاش بیشتری بکنید. شما فقط دیرتر از بقیه شروع کردهاید. اما چه باید کرد؟ به خودتان سخت نگیرید!اولین نکته کلیدی این است: هرگز توانایی ارتباطی خودتان را با دیگران مقایسه نکنید چون باعث میشود بیشتر درگیر خجالت و کمرویی شوید. خودحقیربینی حاصل این مقایسه، باعث میشود اعتماد به نفس لازم برای ارتباط و ارایه شخصیت مثبت از خود را نداشته باشید. از خودتان بپرسید: “چگونه احساس کمتربودن از دیگران را در خود شکل دادم؟” یکی از بزرگترین مسایلی که باید حل شود افکار شماست. بسیاری از افراد خجالتی درگیر جریان ثابتی از افکار منفی هستند که تاکید آنها بر بازنده بودن آنهاست. اگر شما دائما درگیر افکاری مانند:
هستید، متوجه باشید که این افکار فقط میتوانند شما را تخریب کنند. با سختگیری نسبت به خودتان و نگرانی راجع به ظاهرتان به صورت دایم در حال تقویت این ایده در ذهنتان هستید که نسبت به یک دختر در جایگاه کمتری قرار دارید. و این موضوع باعث میشوید که ارتباط مثبت با یک دختر برای شما غیرممکن شود، چون شما در حال تقویت این تفکر هستید که او از شما با ارزشتر است. و اگر کمبود اعتماد به نفس شما ادامه دار شود حتی توانایی صحبت معمولی با یک دختر را از دست خواهید داد، و در نهایت امکان جذب طرف مقابل و ایجاد یک رابطه غیرممکن خواهد شد. اعتماد به نفس و شخصیت یک مرد برای زنان جذابیت بیشتری دارد تا ظاهر او. ظاهر شما اهمیتی به اندازه طرز فکر شما ندارد. اگر حرف من را قبول ندارید نگاهی به اطراف خود بیندازید. تمام دختران خوش چهره در کنار مردان با اعتماد به نفس، محبوب از نظر اجتماعی و کاریزماتیک قرار دارند. در سوی دیگر، خیلی از مردان با ظاهر زیبا اما خجالتی تنها هستند و یا با دخترانی هستند که عمیقا علاقهای به او ندارند. ظاهر طرف مقابل برای مردان مسئلهی مهمتری است تا زنان! مهمترین مسئله برای مردان کنار گذاشتن افکاری است که اعتماد به نفس آنها را تخریب میکند یا باعث میشوند تا نتوانند راحت و عادی رفتار کنند. سعی کنید نسبت به الگوهای مخرب ذهنی خود آگاه باشید تا بتوانید آنها را در شروع کار متوقف کنید. هر فکری که باعث میشود تا نسبت به طرف مقابلتان احساس کم ارزشی کنید مانعی بر سر راه شما برای عبور از خجالت و کمرویی در مواجه با دختران خواهد بود. در ادامه مقاله ایدهها و راهکارهایی به شما میدهم تا بتوانید این الگوهای فکری مخرب را شناسایی کنید و آنها را به چالش بکشید و به جای آنها بر روی ویژگیهای مثبت خود تمرکز کنید. توجه کنید که دختران به دنبال خوشتیپترین مردان نیستند، آنها به دنبال مردی با اعتماد به نفس هستند که بتواند بدون ترس و نگرانی با آنها به صحبت بنشیند. ۲.بیش از حد در یک مورد سرمایهگذاری نکنیدیک خطای اکثر افراد درگیر با خجالت و کمرویی این است که بر روی دختری سرمایه گذاری میکنند که او کمترین میزان علاقه را از خود نشان نمیدهد و در نهایت در رابطه شکست میخورند. رویابافی را متوقف کنیدآیا تا به حال رویای قرار ملاقات با دختر مورد علاقهتان را در ذهن پرودهاید و ساعتها درباره جزییات آن و رابطهی خودتان با او رویاپردازی کردهاید؟ شاید همه این رویاپردازیها حاصل این بوده که آن دختر علامت کوچکی از علاقه به شما نشان داده است. شاید هم گفت و گوی کوتاهی که برای چند دقیقه با او داشتهاید شما را به این توهم برده است. شاید هم فقط او را میشناسید و یک کلاس مشترک با هم دارید و کلمهای با هم صحبت نکردهاید. اگر شما به صورت دایم فقط به یک دختر فکر میکنید و درباره رابطهی احتمالی خودتان با او در حال رویاپردازی هستید، باید بگویم مجددا در حال تخریب شخصیت خودتان هستید.
اگر تصمیم بگیرید که از فضای رویاپردازی فاصله بگیرید و به صورت واقعی با او صحبت کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اینقدر مضطرب و عصبی خواهید شد که حتی نخواهید توانست که به سمت او بروید. شما ساعتها درباره او فکر میکنید و در ذهنتان یک ایدهآل از او میسازید و این ایدهآل سازی چنان ترسی در شما به وجود میآورد که فلج میشوید.
در همین حالی که تمام هوش و حواس شما پیش اوست او حتی نمیداند که شما وجود دارید. تمام این افکار و رویاپردازیها باعث میشوند که نتوانید به او نزدیک شوید و با او صحبت کنید. اگر هم بتوانید با او صحبت کنید و به او نزدیک شوید به خاطر شیوه تفکرتان اگر به هر نحوی شما را رد بکند، تمام رویاهای خودتان را نابود شده خواهید یافت. مشکل اینجاست که شما بیش از حد بر روی او سرمایهگذاری احساسی انجام دادهاید قبل از اینکه او حتی قدمی بر دارد. شما زمان زیادی درباره او رویاپردازی کردهاید و هنگامی که او شما را رد میکند تمام رویاهای دونفره شما نابود میشود. انتظارات منطقی داشته باشندیکی از کارهایی که افراد خجالتی و کمرو انجام میدهند این است که ممکن است چند دقیقهای با دختری که جذبشان کرده صحبت کنند ولی بعد از آن به یک دنیا معنا و نتیجهگیری غیرواقعی در ارتباط با او می رسند. برای جلوگیری از این رویابافیهای دور از واقعیت باید با یک دختر بدون هیچگونه پیش زمینه قبلی صحبت کنید و از او یک عشق غیر واقعی در ذهن خود نسازید. تا زمانی که به اندازه کافی با او به صحبت ننشتهاید درباره آینده رابطهی خودتان با او انتظار درست نکنید. معمولا همه افراد گرایش دارند تا یک تصویر بی عیب و نقص از خود ارایه دهند که شاید با خود واقعیشان فاصلهی زیادی داشته باشد. تا زمانی که با گذشت زمان شناخت کافی از کسی بدست نیاوردهاید، نمیتوانید ایده درستی درباره او داشته باشید. دختری که او را بهترین میدانید شاید وقتگذرانی با او برای شما آزار دهنده باشد، شاید فردی بیدست و پا باشد، شاید در عین زیبایی که دارد مضطرب و نگران باشد، شاید کاملا بیاستعداد باشد و شاید به شدت درگیر غیبت و بدگویی باشد. و اگر شما زمان کافی برای شناخت او اختصاص ندهید، چیزی بیشتر از مسایل ظاهری متوجه نخواهید شد. نکته اصلی اینجاست، تنها به ظواهر تکیه نکنید. دختران زیبای زیادی در جامعه وجود دارند. خیلی از آنها به اندازهای که شما به دنبال زیبایی هستید زیبا هستند… و به همان میزان شخصیتی عالی دارند که شما به دنبالش هستید. بنابراین بعد از صحبت با یک دختر خیلی زود شروع به رویاپردازی درباره آینده خودتان با او نکنید. اینکار شما را در قرارهای بعدی با او عصبی و مضطرب میکند. به جای آن خیلی عادی رفتار کنید و بیطرفانه و بدون هیچ پیش زمینهای ببنید که کار شما به کجا خواهید رسید. افرادی که تجربه کمتری در ارتباط با روابط عاطفی دارند، در معرض دام سادهلوحی هستند و فکر میکنند که بیشتر روابط مانند فیلمهای رمانتیک هالیوودی پیش خواهد رفت. و عشاق در دیدارهای اولیه جذب و مدهوش هم خواهند شد. اما واقعیت چیز دیگری است و روابط عمیق و پایدار در طول زمان به وجود میآیند و همواره دو طرف برای حفظ و مراقبت از رابطهشان در حال تلاش هستند. ۳.عامل باشیدیک راه برای اینکه رابطهی درست را انتخاب کنید این است که انتخابهای خود را افزایش دهید. تا زمانی که به یک رابطه متعهد نشدهاید از نظر انسانی و اخلاقی اجازه این کار را دارید که افراد زیادی را ملاقات کنید و با آنها صحبت کنید. اگر برای خود محدودیت ایجاد کنید و ماهانه تنها یک نفر را ملاقات کنید، رویابافی و انتظارات دور از واقعیت افزایش خواهد یافت. اما اگر به صورت مداوم افراد زیادی را ملاقات کنید، صحبتهای شما حین قرار ملاقاتهایتان راحتتر و طبیعیتر و به دور از اضطراب و نگرانی خواهد بود. سرنوشت شما وابسته به همت شماست خیلی از افرادی که تجربه کمتری در روابط عاطفی دارند ایدههای ساده لوحانهای درباره عملکرد رابطه دارند. شاید شما فکر میکنید شروع یک رابطهی عاطفی خوب نیازمند شرایط ایدهآل است؟ آیا شما منتظر هستید تا یک رابطهی عاطفی از آسمان به شما هدیه داده شود؟ و شما بدون اضطراب و نگرانی وارد رابطه شوید، هیچ اقدامی نکنید و طرف مقابلتان همه جوره با شما هماهنگ باشد، به نظر شما این بیشتر شبیه معجزه نیست؟ واقعیت این است که اگر خواهان یک رابطهی عاطفی خوب هستید باید بر روی اضطراب و نگرانی خود کار کنید و بیشتر دربارهی راههای عبور از این اضطراب و نگرانی یاد بگیرید. جهان هستی هیچ رابطهای را به شما هدیه نخواهد داد. مطمئنا خوش شانس بودهاید اگر چند باری دختری تلاش کرده تا شما را بیشتر بشناسد و از شما درخواست کرده تا با هم بیرون بروید و خیلی از کارهای رابطه را به دوش کشیده است. اما … او آن دختری نبوده که شما میخواستید! اگر خواهان چیزی هستید، باید به دنبالش بروید، مخصوصا اگر پای روابط عاطفی در میان باشد. مردان باید قدمهای اصلی را بردارند در جامعه ما، و یا شاید به خاطر پیش زمینههای ژنی ما، این مردان هستند که باید برای ایجاد روابط عاطفی پیشقدم باشند و کارهای اصلی را در این مورد انجام بدهند. این شیوه را نمیپسندید؟ متاسفم. تنها شیوهای که کار میکند همین است. شاید به عنوان یک فرد خجالتی برای شما آزاردهنده باشد، اما همینیه که هست! تلاش کنید تا آن را بپذیرید و در زندگی به این شیوه عمل کنید.
شما باید کسی باشد که نزدیک میشود. شما باید کسی باشد که درخواست ارتباط میکند. شما باید کسی باشد که درخواست قرار ملاقات میکند. اگر به دنبال یک دختر هستید باید ریسک رد شدن در تمام مراحل را بپذیرید. چگونه با ترس کنار گذاشته شدن کنار میآیید؟ اگر بارها و بارها طعم آن را چشیده باشید نسبت به آن بیحس خواهید شد و دیگر برایتان آزاردهنده نخواهد بود. مردد نباشیدقاطعیت و عاملیت مانند عضله میماند. هر چقدر بیشتر و بیشتر تمرینشان کنید، برای دفعههای بعد راحتتر از آنها استفاده خواهید کرد. هنگامی که میخواهید با یک دختر صحبت کنید، شاید مقداری مردد باشید. این تردید شما را متوقف میکند. اگر بعد از چند دقیقه تردید بخواهید مجدد اقدام کنید، محدودیت ذهنی شما برای اقدام بیشتر میشود. شاید خیلی سخت باشد حتی اگر بخواهید فقط انجامش دهید بدون توجه به اینکه چه پیش خواهد آمد. و مدتی بعد اگر دوباره بخواهید اقدامی کنید و باب یک آشنایی را باز کنید، اضطراب بیشتری را تجربه خواهید کرد. این مانند این است که ماهها به یک دختر فکر کنید و این تردید باعث خواهد شد که در نهایت صحبت با او غیرممکن خواهد شد. شما چنان او را در ذهن خود بالا بردهاید که خود قربانی تفکرات ذهنی فلج کننده خود شدهاید. اگر با دختری صحبت کردید و او از شما خوشش نیامد، دنبال راههایی نباشید که او را به خودتان علاقمند کنید. دخترانی زیاد در اطراف شما وجود دارند، فقط برای ارتباط با دختر دیگری تلاش کنید. جمع بندی امیدوارم که نکات گفته شده به شما کمک کند تا از خجالت و کمروییتان در کنار دختران عبور کنید. عمده این اطلاعات نقطه عطف من برای عبور از یک مرد ناامید با خجالت و کمرویی زیاد و یک فرد غیراجتماعی به کسی بود که از خجالت و کمرویی عبور کرده و مهارتهای اجتماعی را به خوبی میداند. و به راحتی میتوانم با دختری که به او علاقمندم صحبت کنم بدون ذرهای احساس خجالت و کمروی [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:44 ] [ گنگِ خواب دیده ]
12 علامتی که نشان میدهد دختری شما را دوست دارد !
علامت های عاشق شدن در جنس مخالف چیست ؟ انسان ها همیشه درفهم سیگنال های رفتاری یکدیگر مخصوصاً میان دوجنس مخالف، مشکل داشته اند.
عاشق شدن دختر ها علائم خاصی دارد. همیشه در تشخیص عشق دیگران به خود، مشکلاتی وجود داشته. این موضوع مخصوصاً زمانی برای یک فرد حیاتی قلمداد می شود که در یک نگاه از یک دختر خوشش می آید اما نمی داند آیا آن دختر نیز پاسخش برای شروع یا ادامه ی یک ارتباط رابطه مثبت هست یا خیر؟
1-نگاه طرف مقابل را بدزدید اگر از یک فردی خوشتان آمد، سعی کنید به چشمانش خیره شوید وارتباط چشمی خود را قطع نکنید تا فرد مقابل نگاهش بسمت شما برگردد و اگر به چشمان شما خیره شد و دنبال چشمان شما گشت، یعنی علامت مثبت برای شروع ارتباط است، ممکنست یک دختر بشما خیره شود بلکه تنها بصورت لحظه ای اما متداوم بشما نگاه کند.
2- بدنبال شما می گردد اگر آن فرد وارد اتاقی شود که شما قبلاً وارد شده اید و چشمانش بچرخد، حتی اگر برود و کنار دوستش بشیند، نشان از این دارد که شما ذهن وی را مشغول کرده اید و وی بدنبال شماست حتی اگر مستقیم بدنبال شما نیامده باشد.
3- او شروع به نشان دادن رفتاری متفاوت می کند اگر با فردی از جنس مخالف تا مدت ها دوست بوده اید و ناگهان دختر مقابل حسی متفاوت و عاطفی نسبت بشما پیدا کند، به احتمال زیاد بصورت ناگهانی رفتارش را کاملاً تغییر می دهد. اگر رابطه دوستانه شما نزدیک باشد، وی ممکنست رفتار هایی مصنوعی از اینکه شما دوست خوبی هستید از خود نشان دهد یعنی رفتار هایی که خود شما نیز متوجه متفاوت بودن آنها می شوید.
4- زمانیکه سریع به پیام ها پاسخ می دهد باز هم از دختری به دختر دیگر متفاوت است، اما بطور کلی وقتی یک فرد را دوست داشته باشند، سریعاً پیام وی را پاسخ میدهند. استثنا دختر هایی نیز وجود دارند که علی رغم علاقمندی ممکنست پس از 3 روز به پیام شما پاسخ دهند و شما را خشمگین کنند، زیرا نمی خواهند دختران بسیار مشتاقی بنظر برسند. همچنین شما نیز اگر از دختری خوشتان آمده بهترست سریعاً به آنها پاسخ دهید و مطمعن باشید که راهی برای رسیدن به وی را پیدا کرده اید.
5- بنطر عصبی می رسد اولین بار که با وی ملاقات می کنید، آیا زبانش می گیرد؟ آیا در شروع و ادامه مکالمات مشکل دارد؟ و شما نمی دانید که دقیقا باید چگونه با وی رفتار کنید حتی در امر خوشامد گویی، بطور مثال با وی دست بدهید، بغلش کنید یا تنها بایستید و سلام بدید؟ اگر دختری را که دوست دارید را ملاقات کردید و دلشوره و اضطراب داشت، بدانید که نسبت بشما حسی دارد.
6-تماس های فیزیکی کوچک برخی از دختران از تماس فیزیکی با جنس مخالف احساس ناراحتی می کنند اما بطور کلی اگر دختری از شما خوشش آمده باشد، یک راهی برای ارتباط فیزیکی با شما پیدا می کند، حتی اگر ارتباط فیزیکی بسیار ریزی باشند. به دست شما اگر دست بزند، می تواند سرنخی بسیار عالی و نشان از صمیمت داشته باشد. 7- برنامه ریزی زمانی که یکدیگر را دیده باشید و شما برای وی جالب بوده باشید، وی سعی می کند دوباره یک روز با شما ملاقات کند اما روز مشخص را پیشنهاد نمی کند اما اگر از شما خوشش آمده باشد، حتماً یک روز مشخص برای ملاقات بعدی تعیین می کند. پس باید برنامه ی خویش را برنامه پیشنهادی وی منطبق کنید وگرنه امکان دارد که وی با خود فکر کند شما به شروع و ادامه ارتباط علاقمند نیستید.
8- می خندد و لبخند می زند اگر شما می دانید که جوک هایتان بامزه نیست اما وی باز هم به آنها لبخندی می زند، یعنی نشان خوبیست. اگر در هنگام لبخند زدن، چشمانش نیز می درخشید بدانید که روی شانس هستید.
9- با شما ارتباط چشمی برقرار می کند اگر با وی ارتباط چشمی برقرار کردید و عمداً چشمانش را دنبال کردید، و وی نیز با شما تماس چشمی متقابل برقرار کرد یعنی نشانه خوبیست.
10- بدن او بسمت شما بچرخد هنگامی که در حال مکالمه با وی هستید، علاوه بر ارتباط چشمی اگر بدن وی مخصوصاً شانه هایش بسمت شما چرخیده و نزدیک شده باشد، یعنی بشما علاقمند است.
11- چیز هایی که شما گفته اید را بیاد می آورد اگر از شما خوشش آمده باشد پس به حرف های شما نیز گوش داده است. اگر در میان حرف های خود از نام سگ خود یا نام مکانی تفریحی اسم برده اید و وی آنها را با جزئیات بیاد می آورد و بازگو می کند یا می خندد، یعنی بشما کاملاً علاقمند است. بطور کلی اگر وی جزئی ترین حرف های شما را بیاد بیاورد یعنی بشما علاقمند است.
12-جزئیات بسیار مهم است بسیاری از اوقات، دختران جزئی نگر هستند. بطور مثال بدین موضوع که شما وی را با مترو به محلی تفریحی برده اید اهمیت نمی دهد و موضوع مهم بودن شما است اگر واقعاً شما را دوست داشته باشید. موضوع بعدی اینست که دختران ممکنست هدیه ای برای روز تولد شما بخرند و زمانی حدود یک هفته ای برای تدارکات تولد شما ریخته باشد که نشان از علاقمندی وی به شما دارد. وی بر روی زمان سرمایه گذاری می کند تا زمان مناسب شما را خوشحال کند نه بر روی پولی که خرج می کند. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چگونه یک دختر را جذب خود کنیم ؟ ریزترین نکاتی که دخترها می پسندند!
آیا تا به حال سوال ” چگونه یک دختر را جذب خود کنیم ؟ ” را از خود پرسیده اید؟ آیا به دنبال جذب دختر خاصی هستید و راهش را بلد نیستید؟ قبل از اینکه همه چیز را با رفتار ناشیانه خراب کنید، بهتر است این مقاله را تا آخر بخوانید. اول از همه باید بدانید که اگر چه نمی توانید کنترلی بر روی احساسات دختر مورد علاقه تان داشته باشید، می توانید برای تحت تاثیر قرار دادن او از راه های مختلفی استفاده کنید. در این مقاله می خواهیم راه های تحت تاثیر قرار دادن دو نوع دختر را به شما بیاموزیم : دختری که به خوبی نمی شناسید و دختری که از شما فقط یک دوستی ساده می خواهد؛ پس با دکتر چک همراه باشید… 1. تحت تأثیر قرار دادن دختری که به خوبی نمی شناسید1. ظاهر مناسبی داشته باشید. در ابتدای مقاله ” چگونه یک دختر را جذب خود کنیم ” باید بگوییم که پوشش و ظاهرخیلی خیلی اهمیت دارد. البته پوشیدن لباس مناسب و استفاده از یک عطر خوب، برای تحت تاثیر قرار دادن یک نفر در نگاه اول کافی نیست، بلکه نظافت شخصی و استفاده از سبک لباس معقولانه، به طرف مقابلتان نشان می دهد که شما فرد بالغی هستید و می توانید کارهای مهم روزانه تان را خودتان انجام دهید. اگر می خواهید دختر مورد نظرتان را تحت تاثیر قرار دهید دقت کنید به چه سبکی لباس پوشیده است. می توانید کمی از جزئیات لباستان را متناسب با سبک لباس پوشیدن او در بیاورید. با این کار راحت تر می توانید با او ارتباط برقرار کنید و از دید او جذاب تر خواهید بود.
در ادامه نکات زیر را رعایت کنید:
نکته: برای خوشبو کردن فوری می توانید از ادکلن استفاده کنید؛ اما یادتان باشد که نباید زیاد اسپری کنید. 2. مودب باشید. بعد از وضعیت ظاهری، نحوه رفتارتان است که شخصیتتان را نشان می دهد. خوش اخلاق بودن به معنای خسته کننده نبودن نیست؛ یعنی با دیگران با احترام رفتار کنید. بیشتر دختران، پسران خوش اخلاق و مودب را به پسران بد اخلاق ترجیح می دهند. به او نشان دهید که با همه خوش رفتار هستید و نه فقط برای او. حتما بخوانید : رهایی از عشق یک طرفه ؛ چگونه جلوی احساسات خود را بگیریم؟ اگر فقط با او خوب باشید و با دیگران به تندی رفتار کنید بعد از مدتی توجه او را از دست خواهید داد. برای این کار می توانید:
3. قبل از صحبت کردن فکر کنید. همه ما گاهی اوقات چیزهای احمقانه ای را به زبان می آوریم اما باید تلاش کنید که قبل از حرف زدن، کمی در مورد آن فکر کنید. اگر در کنار دختر مورد علاقه تان هستید تمام تلاشتان را بکنید که از گفتن چیز های احمقانه خودداری کنید!
حتی اگر فکر کردن به حرفی که می خواهید بزنید چند ثانیه طول بکشد. ارزش جلب نظر او را دارد.
4. صمیمانه از او تعریف کنید. زمانی که در کنار او هستید یک تعریف واقعی و صمیمانه ممکن است سخت به نظر برسد. برای این تعریف صمیمانه می توانید از طریق راه های زیر می توانید اقدام کنید:
5. کاری کنید احساس خاص بودن کند. راه هایی را پیدا کنید تا به او نشان دهید که برای شما فرد خاصی است. نباید در این کار افراط کنید و حتما باید توجه داشته باشید که او متوجه این رفتار شما می شود و برداشت اشتباهی نخواهد داشت!
حتما بخوانید : چگونه یک شخص را فراموش کنیم؟ راه هايی برای فراموش كردن يك رابطه
به خواندن ادامه مقاله ” چگونه یک دختر را جذب خود کنیم ” ادامه دهید. 2. تحت تأثیر قرار دادن دختری که فقط از شما یک دوستی ساده می خواهد.1. برای افزایش اعتماد به نفستان وقت بگذارید. در ادامه مقاله ” چگونه یک دختر را جذب خود کنیم ” باید بگوییم که روی اعتماد به نفس خود کار کنید. به جای اینکه با او وقت بگذرانید و یا به او فکر کنید، زمانی را به خودتان اختصاص دهید تا احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. بعد از اینکه اعتماد به نفستان بیشتر شد، می توانید بهترین ویژگی های خودتان را نشان دهید. چه دختر مورد علاقه تان از شما خوشش بیاید و چه نیاید، داشتن اعتماد به نفس مهم است. برای افزایش اعتماد به نفستان می توانید راه های زیر را امتحان کنید:
نکته: سعی کنید کارهایتان را کمی دقیق تر انجام دهید. منظم بودن اعتماد به نفستان را بیشتر می کند. از پوست و مویتان مراقبت کنید. مرتب دوش بگیرید. ادکلن جدیدی امتحان کنید و… اهمیت دادن به خودتان را شروع کنید و نتیجه آن را ببینید! 2. کمی از او فاصله بگیرید. زمانی که دیوانه دختری هستید این کار سخت ترین کار ممکن است. اما باید بدانید که این کار تنها راه مطمئن برای خارج شدن از محدوده دوستی و ایجاد روابط جدید است. اگر می خواهید او با دید دیگری به شما نگاه کند، باید مدت زمان زیادی را صرف شروع دوباره رابطه و شکل دادن به آن کنید.
3. بعد از فاصله گرفتن، قدم اول را بردارید. بعد از مدتی دور شدن این شانس را پیدا خواهید کرد که روابطتان را دوباره از سر بگیرید؛ اما با شکلی جدید و متفاوت از گذشته. او شما را با دید جدیدی خواهد دید و حالا نوبت شماست که قدم اول را بردارید. حتما بخوانید: چطور به آرامش فکری و درونی برسیم ؟ 40 روش موثر در 5 دقیقه
خیلی نشان ندهید که وقتتان آزاد است. به جای اینکه دائماً در دسترس او قرار بگیرید، کاری کنید برای جلب توجه شما کاری انجام دهد؛ به عنوان مثال: اگر قرار است با شما به دیدن فیلم عاشقانه برود و از عشق قبلی اش صحبت کند، نشان دهید به این کار علاقه ای ندارید. در عوض اگر مایل بود آخر هفته با شما برای خوردن شام بیرون برود، نشان دهید در آن زمان وقت آزاد دارید. نکته: بین کارهایی که قبلاً برای او به عنوان یک دوست ساده یا همکار، انجام داده اید و کارهایی که می خواهید برای او به عنوان یک دوست پسر بالقوه انجام دهید، تفاوت قائل شوید. بعضی از کارها را می توان به عنوان یک دوست معمولی انجام داد؛ اما نمی توان این کارها را به عنوان دوست پسر انجام داد؛ به عنوان مثال: پرسیدن سوال و دردودل کردن در مورد روابط گذشته اش، کاری نیست که باید به عنوان دوست پسر انجام دهید! 5. وقتتان را تلف نکنید. پس از تماس مجدد نباید برای ابراز علاقه و شنیدن پاسخ او چند ماه صبر کنید. این کار را ظرف مدت یک هفته انجام دهید و از او پاسخ مشخصی بخواهید.
6. به تصمیم او احترام بگذارید. اگر همه چیز را برای تحت تاثیر قرار دادن او امتحان کرده اید و او باز هم علاقه ای به با شما بودن ندارد، با حفظ احترام خودتان را کنار بکشید. گاهی اوقات نمی توان احساسات دیگران را به سمت احساسات خودمان بکشانیم و این موضوعی نیست که نتوان آن را تحمل کرد. شما تلاشتان را کرده اید. باید بدانید که در مسیر زندگیتان، دختران زیادی را ملاقات خواهید کرد که مطابق با معیار ها و سلیقه شما هستند. با اعتماد به نفس به زندگی تان ادامه دهید و منتظر اتفاقات و آدم های جدید در زندگیتان باشید. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 12:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]
روش های برگرداندن دوست دختر به رابطه برای شروع دوباره دوستی
بعضی رابطههای عاشقانه با طوفانی از شک و تردید و اتهام زدنهای تلخ و بیرحمانه به پایان میرسد. شما هم که در حال خواندن این مقاله هستید، احتمالاً حرفهای ناخوشایندی به نامزد یا دختر مورد علاقهتان زدهاید که حرف دلتان نبوده است و او هم حرفهایی در جواب به شما زده که آتش دعوا را شعلهورتر کرده است. اما اکنون که مدتی گذشته و فرصت داشتهاید تا فکر کنید و متوجه شدهاید که چه نعمتی را از دست دادهاید، از صمیم قلب میخواهید که او را برگردانید. اگر از جان و دل برای بازگرداندن عشقتان تلاش کنید، ممکن است بتوانید قلبش را یک بار دیگر تصاحب کنید. در وهلهی اول باید تمام اشتباههای گذشته را اصلاح کنید تا به این ترتیب به او ثابت کنید که تغییر کردهاید. در این مقاله توصیههای مفیدی را برای شروع مجدد رابطه با دختر مورد علاقهتان میخوانید. این راهبردها و توصیهها مبتنی بر روانشناسی زنان و اصول علمی است.
در این مقاله، چیزی که تحت عنوان دوستی دختر و پسر آورده میشود به معنای هر گونه رابطهای است که با نظارت خانواده ها و به قصد ازدواج برقرار شده است. هدف ما از استفاده از این اصطلاح نیز صرفا ملموستر شدن مسئله برای خوانندگان محترم میباشد، چرا که بیشتر مراجعان ما هم هنگام بیان مشکل شان در استفاده از این کلمه احساس راحت تری دارند.
راه های برگرداندن دوست دختر به رابطهمرحله اول: درک جذابیتهای مردان برای زنانخودتان را آماده کنید، چون در این مرحله متوجه میشوید که دختر مورد علاقهتان چرا شما را ترک کرده است. وقتی برای اولین بار با عشقتان ملاقات کردید، عاملهای روانشناختی وجود داشت که باعث شد او جذب شما بشود. رفتارتان ویژگیهای جذابی داشت که او را در همان بار اول مانند آهنربا به طرف خود کشید؛ وقتی هم که کار به جایی کشید که او خواست از شما جدا شود، باز هم رفتارتان بود که ویژگیهای ناخوشایندش باعث شد، او از شما بیزار شود. مردان معمولاً جذب زیبایی ظاهری زنان میشوند، اما زنان معمولاً جذب ویژگیهای رفتاری مردان میشوند. بعضی ویژگیها زنان را جذب میکند و بعضی باعث دفع شدن آنها میشود. ویژگیهای جذابتان در ابتدا باعث میشود که دختر مورد علاقهتان به شما نزدیکتر شود، اما هر چه رابطهتان طولانیتر میشود، ویژگیهای ناخوشایندتان برای او آشکار میشود که منجر به بیزار شدن او از شما میشود. بعضی از این ویژگیهای ناخوشایند عبارتاند از:
نقش مردان در رابطه بسیار مهم است. یک نکتهی بسیار حیاتی وجود دارد که اکثر مردان تمایلی به پذیرش آن ندارند؛ آن هم این است که مردان به تدریج در حال پذیرفتن نقشهای زنانه هستند و زنان اندک اندک نقشهای مردانه به خود میگیرند. هر چقدر هم که از نظر اجتماعی رشد کرده باشیم، زنان هنوز و همیشه جذب مردانی مقتدر میشوند که ویژگیهای جذاب مردانه را از خود به نمایش میگذارند. زنان هرگز نمیخواهند که کنترل رابطه را به دست داشته باشند. آنها هنوز هم دوست دارند که مرد زندگیشان تصمیمگیرندهی نهایی باشد. همواره به خاطر داشته باشید که: “آن کسی که کمترین اهمیت را میدهد، رابطه را کنترل میکند.” اگر موقعیت فعلیتان را بررسی کنید، متوجه میشوید نامزد سابقتان است که کمترین اهمیت را به رابطه میدهد و تصمیمگیرنده است. این شما هستید که در جستجوی راهی برای بازگرداندن او هستید. اگر میخواهید رابطهتان را کنترل کنید، باید کمترین اهمیت را بدهید. این نکته را بپذیرید و بر روی تکنیکهای بعدی کار کنید تا بتوانید او را نزد خودتان برگردانید. مرحله دوم: ممنوعیت تماسبعد از جدا شدن از دختر مورد علاقهتان در وضعیت مناسبی نیستید که بتوانید با او تماس بگیرید. بنابراین بهتر است به هیچ طریقی با او تماس نگیرید و برایش پیام نفرستید. تمام راههای ارتباطی با عشق سابقتان را قطع کنید. به جای آن که وقتتان را با تماسهای بیحاصل تلف کنید، وقت باارزشتان را باید بر روی یادگیری روشهای برگرداندن او سرمایهگذاری کنید. توصیه میکنیم به مدت حداقل چهار هفته هیچ ارتباطی با عشق سابقتان نداشته باشید. البته اگر او با شما تماس گرفت، اشکالی ندارد. رعایت قانون ممنوعیت تماس با عشق سابق، سه فایده دارد: به این ترتیب سمج، نیازمند و نامطمئن به نظر نخواهد رسید. همانطور که میدانید، نیازمندی و عدم اطمینان بزرگترینی دشمنان جذابیت مردان هستند، بنابراین بهتر است از نشان دادن این دو ویژگی ناخوشایند خودداری کنید. ممنوعیت تماس “ترس از دست دادن” را در دختر مورد علاقهتان ایجاد میکند. به این ترتیب او با خودش فکر میکند که چرا شما دیگر با او تماس نمیگیرید. در نتیجه ممکن است دربارهی تصمیماش مبنی بر تماس نگرفتن با شما مردد شود. این احساس تردید برگ برندهی شما برای برگرداندن او است. در دوران ممنوعیت تماس وقت دارید تا بیشتر دربارهی راههای بازگرداندن عشق سابقتان فکر کنید. در این مدت میتوانید اطلاعات باارزشی را با مطالعهی این وبسایت و مراجعه به یک مشاور خوب جمعآوری کنید. وقتی در کنار او هستید، هر چقدر هم که تلاش کنید، او متوجه نیاز شما به خودش میشود. زنان در درک پیامهای ارتباط غیرکلامی تبحر بالایی دارند. حتی اگر به زبان نیاورید، باز هم دختر مورد علاقهتان متوجه احساس واقعی شما میشود که در کمال ناامیدی و درماندگی میخواهید دوباره با او وارد رابطه شوید. با مطالعهی این راهنما متوجه میشوید که چطور باید احساس نیازمندی و ناامیدی را از خودتان دور کنید. حتی اگر از درون در حال متلاشی شدن باشید و احساسهای ناخوشایند سراسر بدنتان را فراگرفته باشد، باید به گونهای رفتار کنید که انگار بعد از جدایی هیچ مشکلی ندارید و حالتان کاملاً خوب است. اگر او در دوران ممنوعیت تماس با شما تماس گرفت، چکار کنید؟ احتمال دارد که عشق سابقتان در دوران ممنوعیت تماس با شما تماس بگیرد، به خصوص اگر شما مراحل این راهنما را به دقت دنبال کنید. رفتارهای مناسب شما باعث میشود که او بترسد مبادا شما را برای همیشه از دست بدهد و در نتیجه دوباره برای شما ارزش قائل میشود. غریزهی ذاتی او در این شرایط وادارش میکند که با شما تماس بگیرد. پیشقدم شدن او برای تماس گرفتن نشانهی فوقالعادهای برای رابطهتان است، هرچند ضروری نیست. درهر حال اگر عشق سابقتان اول با شما تماس بگیرد، کارها برایتان بسیار آسانتر میشود. وقتی به تماس او جواب میدهید، قانون شمارهی یک این است که عصبانی، افسرده یا بیادب نباشید. وقتی او با شما تماس گرفت یا به محل کارتان آمد، حتماً خوشحال باشید و رفتار خوبی را از خودتان به نمایش بگذارید. به این ترتیب ارزش بالاترتان را به او نشان میدهید. این رفتار “ترس از دست دادن” را در او تقویت میکند و این فکر را در او ایجاد میکند که شما دیگر فراموشش کردهاید و به زندگی عادی برگشتهاید. وقتی او با شما تماس گرفت، توصیههای زیر را رعایت کنید: سعی کنید گفتگویتان کوتاه باشد. بگذارید او گفتگو را هدایت کند. با خوشحالی رفتار کنید و کاری نکنید که احساس کند، شما افسردهاید. شما گفتگو را به پایان ببرید، اگر گفتگویتان تلفنی است، گفتگو را ظرف ۱۵ دقیقه تمام کنید. مثلاً بگویید: “میخوام با دوستم برم بیرون، بعداً بهت زنگ میزنم.” اجازه بدهید مدتی بگذرد و بعد با او تماس بگیرید. خودتان را مشتاق نشان ندهید، یک روز یا یک روز و نیم صبر کنید. اگر در جایی با هم ملاقات کردید، با خوشرویی برخورد کنید و گفتگویتان را اینگونه به پایان ببرید: “خیلی خوشحالم که باهات حرف زدم، اما باید … “ قانون “ممنوعیت تماس” به این معنا نیست که دختر مورد علاقهتان هم نمیتواند با شما تماس بگیرد؛ بالعکس پیشقدم شدن او برای تماس، نشانهی فوقالعادهای برای شما است. نکتهی اصلی این است که شما در دوران ممنوعیت تماس آغازکنندهی ارتباط نباشید، هدف این است که او خودش با شما تماس بگیرد. قانون ممنوعیت تماس تکنیک موثر و قدرتمندی است که اگر آن را به درستی رعایت کنید، عشق سابقتان به احتمال زیاد خودش با شما تماس خواهد گرفت. ممنوعیت تماس باعث میشود که او متوجه ارزش شما بشود. باز هم تاکید میکنیم که هنگام صحبت با عشق سابقتان باید خوشحال، آرام و بشاش باشید. بگذارید او گفتگو را پیش ببرد و برای گفتگو موضوع تعیین کند. اگر او خودش در طول گفتگو به رابطهی گذشتهتان اشاره کرد، میتوانید بحث را ادامه بدهید، اما مراقب باشید که شما اول این موضوع حساس را مطرح نکنید. بعد از سپری شدن چهار هفتهی ممنوعیت تماس، زمان ارتباط برقرار کردن با او فرامیرسد. او تنهایی را در این مدت با تمام وجودش احساس کرده است و خاطرات خوش روزهای گذشته را به یاد آورده است. به این ترتیب کفهی ترازوی قدرت به نفع شما سنگین میشود و او در موضع ضعف و نگرانی قرار میگیرد. اگر او با شما تماس نگرفت، چکار کنید بعد از به اتمام رسیدن چهار هفتهی ممنوعیت تماس میتوانید با دختر مورد علاقهتان تماس بگیرید. در اکثر موارد این او است که برای تماس پیشقدم خواهد شد، اما اگر او تماس نگرفت، الان اشکالی ندارد که شما با او تماس بگیرید. درهر حال باید حداقل چهار هفته صبر کنید و بعد با او مجدداً تماس بگیرید. البته گاهی اوقات، بسته به این که در دوران جدایی چقدر از سر نیازمندی و ناامیدی رفتار کرده باشید، لازم است که مدت طولانیتری صبر کنید. وقتی با او تماس گرفتید، مانند یک دوست قدیمی با او حرف بزنید. احساس ناامیدی نکنید و هیچ نشانهای از نیازمندی را در رفتارتان بروز ندهید. به گونهای رفتار کنید که انگار حالتان کاملاً خوب است و در نهایت متوجه شدهاید که جدایی بهترین اتفاق ممکن برای شما بوده است. توصیه میکنیم به او بگویید که جدایی به نظرتان بهترین اتفاق بوده است، اما در عین حال به نظرتان حیف است که دوستی فوقالعاده بین شما اینطور به پایان برسد و از بین برود. بسیار مهم است که حال و هوای یک دوست قدیمی را در گفتگو حفظ کنید. صرف نظر از این که او با شما تماس بگیرد یا نه، باید آرام آرام به زندگیاش وارد شوید و خود جدید، مطمئن و تغییر کردهتان را به او نشان بدهید. باید از موقعیت خود در مقام یک دوست برای افزایش جذابیت خود و جلب نظر او استفاده کنید. مرحله سوم: تکنیک با پا پیش کشیدن، با دست پس زدنبسیاری از کارشناسان روابط عاشقانه تکنیک با پا پیش کشیدن، با دست پس زدن را به عنوان یکی از بهترین راهها برای برگرداندن عشق سابق به شما نمیگویند. این تکنیک مبتنی بر این مفهوم است که آن چیزی که میخواهید، همان چیزی است که نمیتوانید به آن برسید. در حال حاضر احساس میکنید که نمیتوانید به عشق سابقتان برسید و این ناتوانی دیوانهتان میکند. این قبیل احساسات در رفتار انسانی عادی و متداول است. اگر کنشهای افراد را با دقت تحلیل کنید، متوجه میشوید که آنها در حال پیش کشیدن یا پس کشیدن فردی هستند. برای نشان دادن علاقهشان او را به سمت خود میکشند و برای نشان دادن بیعلاقگیشان، او را پس میزنند. وقتی دختری شما را پس میزند، طبعاً میخواهید او را از آن خود کنید و این خلأ را پر کنید. این با دست پس زدنها و با پا پیش کشیدنها در روابط عاشقانه طبیعی است. بعد از جدا شدن از دختر مورد علاقهتان میخواهید که او را به زندگیتان برگردانید، اما به جای آن که او را پس بزنید، در واقع دارید او را به سمت خودتان میکشید. وقتی او را به سمت خودتان میکشید، او را تحت فشار بیشتری قرار میدهید. او با خودش فکر میکند که هر زمان دوست داشت، میتواند نزدتان برگردد، اما این زمان هرگز نمیآید و او هیچگاه شما را نخواهد خواست. یکی از بهترین روشها برای پس زدن او و در نتیجه برگرداندنش این است که هیچ تماسی با او نگیرید. در دوران چهار هفتهای ممنوعیت تماس در واقع در حال پس زدن او هستید، تکنیکی که در درازمدت به نفعتان عمل خواهد کرد. درهر حال باید مراقب باشید که بیش از حد او را پس نزنید، زیادهروی کردن نه در پس زدن و نه در پیش کشیدن نتیجهی خوبی نخواهد داشت. از آنجایی که میخواهید دوباره با دختر مورد علاقهتان وارد رابطه شوید، باید تعادل بین علاقه و بیعلاقگی را حفظ کنید. مرحله چهارم: عشق سابقتان را رها کنید/ جدایی را بپذیرید اگر میخواهید دختر مورد علاقهتان را به رابطه برگردانید، تنها کاری که باید انجام بدهید این است که شکست در رابطه را بپذیرید و او را رها کنید. هرچند این مرحله برای شما سخت است، اما برای بازگرداندن دختر مورد علاقهتان به رابطه حیاتی است. درهر حال برای این که بتوانید عشقتان را در موقع مناسب به سمت خودتان بکشید، لازم است که او را رها کنید تا قدری از شما دور شود. احتمالاً این کار به نظرتان بسیار سخت میآید، اما این نکته را باید به خاطر بسپارید که برای نزدیکتر کردن عشقتان لازم است که ابتدا او را پس بزنید. به علاوه این تکنیک اجازه نمیدهد، رفتاری از خودتان نشان بدهید که انگار دائماً میخواهید او تمام کارهایتان را تایید کند. مرحله پنجم: به زندگی برگردیداگر میخواهید عشق سابقتان را دوباره از آن خود کنید، باید به او ثابت کنید که نیازی به او ندارید. همان تکنیک با پا پیش کشیدن، با دست پس زدن در اینجا هم صادق است. دوران جدایی فرصت ایدهآلی است تا دوباره به زندگی برگردید و خودتان را به روز کنید. وقتی به زندگی عادیتان برگردید، به عشق سابقتان نشان میدهید که زخمهای این شکست عشقی در حال التیام یافتن است و در حال بهبود دادن خود هستید. با بهبود دادن خود و پشت سر گذاشتن گذشته ویژگیهای جذاب بسیاری را در شخصیتتان ایجاد میکنید که او را دوباره به سمت شما میکشد. مرحله ششم: به ظاهرتان برسیدتوصیه میکنیم قبل از دیدار سرنوشتساز، به ظاهر خودتان برسید. هر چقدر هم که روی شخصیتتان کار کرده و خود را به روز کرده باشید، باز هم لازم است که ظاهرتان را قبل از برنامهریزی برای روز موعود به روز و مرتب کنید. جذاب و سرحال به نظر رسیدن همیشه لازم است، چون دختر مورد علاقهتان باید بعد از این مدت طولانی دوری تحت تاثیر ظاهرتان قرار بگیرد. البته منظورمان این نیست که خودتان را برای به دست آوردن او کاملاً تغییر بدهید. درهر حال لباسهای نو جذابیت و اعتماد به نفستان را افزایش میدهد. ورزش کردن بسیار مهم است، چون هم اندام و ظاهرتان را بهتر میکند و هم اعتماد به نفستان را ارتقاء میدهد. اعتماد به نفس داشتن در دیدار دوباره با دختر مورد علاقهتان حیاتی است. مرحله هفتم: دیدار سرنوشتسازبعد از انجام دادن شش مرحلهی قبلی برای برگرداندن عشق سابقتان اکنون زمان انجام دادن مهمترین مرحله، یعنی آماده شدن برای “دیدار سرنوشتساز” فرا رسیده است. دقت کنید که این دیدار را نباید به عنوان یک قرار عاشقانه با عشق سابقتان در نظر بگیرید، فقط قرار است که او را دوباره ببینید، حالش را جویا شوید و اوضاع را بررسی کنید. او را تحت فشار نگذارید که دوباره با شما وارد رابطه بشود و تعهدی به شما بدهد. در طول این دیدار باید آرامش و خونسردیتان را حفظ کنید. نهایت سعیتان را بکنید تا عصبانی و افسرده نشوید. بهترین راه برای خاموش کردن آتش خشم و غضبتان این است که درگیر بحث و مخالفت نشوید. بحث و ناسازگاری اکثر اوقات به دلیل یادآوری رابطهی قبلی در گفتگوها مطرح میشود. بنابراین بهتر است دربارهی رابطهی قبلی صحبت نکنید و دختر مورد علاقهتان را به دلیل شکست عشقی و جدا شدن از هم سرزنش نکنید. اگر انگشت اتهام را به طرف او بگیرید، او هم در لاک دفاعی فرومیرود و در نتیجه ممکن است این دیدار با بحث و مخالفتی به پایان برسد که هرگز خواستهی قلبی شما نبوده است.
اگر به هر دلیلی در رابطه خود با دوست دختر یا نامزدتان به مشکل خورده اید و بین شما جدایی افتاده، راههای زیادی وجود دارد که او را به رابطه برگردانید. ابتدا لازم است جاذبه های یک پسر برای دختر را بشناسید مثلا ویژگی های اخلاقی، دادن حس امنیت و عشق ورزی برای یک دختر اهمیت دارند. همچینن وِیژگی های منفی خود را کنار بگذارید. مدتی با او در ارتباط نباشید و اجازه دهید دلتنگ شما شود. سپس از تکنیک پس زدن استفاده کنید و رفتن او را بپذیرید. به زندگی عادی خود بازگردید. پس از مدتی برای شروع رابطه آماده شوید و با او قرار ملاقات بگذارید. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 11:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]
دوست پسر خوب کیست؟ چه پسری برای رابطه و ازدواج انتخاب کنیم؟
شاید اگر امروزه از هر دختری در مورد دوست پسر خوب سوال کنی در جواب میگوید که فردی با ظاهر زیبا و وضعیت مالی مناسب میتواند برای آنها دوست خوبی باشد این در حالیست که معیارهای متفاوت دیگری برای خوب بودن یک دوست پسر وجود دارد و هر دختری بنابر شرایط و نیازهای خود یکی […]
شاید اگر امروزه از هر دختری در مورد دوست پسر خوب سوال کنی در جواب میگوید که فردی با ظاهر زیبا و وضعیت مالی مناسب میتواند برای آنها دوست خوبی باشد این در حالیست که معیارهای متفاوت دیگری برای خوب بودن یک دوست پسر وجود دارد و هر دختری بنابر شرایط و نیازهای خود یکی سری از معیارها را برای دوست پسرش میپسندد و میخواهد کسی را با ویژگیهای مورد انتظارش در کنار خود داشته باشد.
از طرفی شرایط و ویژگیهای یک دوست پسر خوب به ادامه مسیر و هدف فرد نیز بستگی دارد چون اگر فردی هدفش فقط خوشگذرانی باشد قطعا ویژگیهایی مانند زیبایی ظاهری و اندام و وضعیت مالی مساعد برایش جایگاه خاصی دارد اما اگر دختری فردی را واقعا دوست داشته باشد و بخواهد در آینده نیز در کنار او باشد و یا او را به عنوان شریک زندگی خود فرض کند ویژگیهای خاصتری را مورد توجه قرار میدهد و علاوه بر پولداری و ظاهر او به ویژگیهای شخصیتی خوب در فرد نیز از جمله صبور بودن، مهربانی، غیرت و غیره نیز توجه دارد. همانطور که در بالا گفتیم ویژگیهای یک دوست پسر خوب از نگاه دختری تا دختری دیگر و با توجه به اهداف آنها از روابط دوستی میتواند متفاوت باشد اما در این مقاله میخواهیم ویژگیهای کلی و عمومی که هر دختری معمولا آنها را برای دوست پسر خود در هر رابطهای چه با هدف و چه بدون هدف میپسندد و توافق کلی بر روی آنها بین اکثر دختران وجود دارد را برای شما بیان کنیم که با توجه به آنها شما نیز میتوانید دوست پسر خود را ارزیاب کنید. میخواهم یاد بگیرم هر مردی را مجذوب و وابسته خودم کنم ویژگیهای مهم دوست پسر خوب برای رابطه عاطفی۱– باید به بلوغ فکری رسیده باشد
بلوغ فکری یکی از معیارهای مهم دوست پسر خوب است و با اینکه عموما دختران خیلی زودتر از پسران به این بلوغ میرسند باید این معیار را برای خوب بودن دوست پسر نیز در نظر گرفت چون حتی اگر پسری خیلی وفادار و قدرتمند باشد اگر به بلوغ فکری نرسیده باشد فرد مناسبی برای دوستی نیست و معمولا رابطه ناپایداری را تشکیل میدهد یعنی اگر پسری به بلوغ فکری نرسیده باشد رابطههای او ممکن است دارای ثبات احساسی و تفکر نباشد.
نکته قابل ذکر در رابطه با بلوغ فکری این است که این بلوغ برای هر فردی میتواند در سن خاصی اتفاق بیفتد و گاها فردی در سن کم نیز به این بلوغ میرسد و بعضی از مردان حتی در حدود ۴۰ سالگی نیز به این بلوغ نمیرسند.
مقاله مرتبط: چگونه مخ پسر بزنیم ؟ چطور مخ پسر مورد علاقه خود را بزنیم؟
۲- باید اولویتهای مشترکی با شما داشته باشد
هر فردی در زندگی خودش یک سری مسائل را برجستهتر میبیند و گاها از بچگی تا زمانی که بزرگ میشود به آنها مانند یک آرمان نگاه میکند مثلا فردی قد و ظاهر برایش اهمیت دارد و برای فردی دیگر تحصیلات مطرح است و برای بهضیها نیز وضعیت مالی حرف اول را میزند در هر صورت برای دوام رابطه با یک دوست پسر خوب باید ویژگیها و اولویتهای او تا حدی به شما نزدیک باشد بخصوص اگر شما این فرد را برای ازدواج در نظر گرفتهاید باید حداقل او ۵۰ درصد از اولویتهای شما را داشته باشد و به آنها احترام بگذارد.
۳- باید از هر نظری شما را قبول داشته باشد
دوست پسر شما نباید علاقه به شما را مشروط بر یک سری تغییر در رفتار، پوشش و سایر ویژگیها بداند. زمانی او میتواند یک دوست پسر خوب باشد که شما را همانطور که هستید با تمام مشکلات، خوبی و بدیهایتان بپذیرد و اگر میخواهید بدانید که دوست پسر خوبی دارید یا نه از خود بپرسید که آیا او شما را همانطوری که هستید قبول دارد یا نه؟
به یاد داشته باشید رابطه دوستی با یک نفر به معنای مالک شدن و تلاش برای تغییر دادن او نیست و شریک عاطفی حق ندارد حتی در کوچکترین کارها و امور خصوصی دخالت کند و یا بخواهد شمارا طبق میل خودش تغییر دهد.
۴- باید از خط قرمزها و مسیرهای ممنوعه شما رد نشود
اگر فردی میخواهد یک دوست پسرخوب برای شما باشد نباید فقط به آنچه که در ذهن خودش است و آن را در مورد شما درست میپندارد؛ عمل کند بلکه او باید به مفهوم درست در ذهن شما نیز نگاهی دشته باشد او باید به خانواده، حریم روابط فیزیکی و کلامی، رازداری و سایر مسائل شما احترام بگذارد و هرگز سعی نکند خط قرمزهای پیچیده و غیر عبور شما را در هم بشکند و همه چیز را به هم بریزد پس اگر فردی را با این معیار مثبت میشناسید او میتواند یک دوست پسر ایدهآل برایتان باشد.
۵- شما را محدود نمیکند و اجازه میدهد خودتان باشید
گاها بعضی دختران برای اینکه در نظر دوست پسرشان خوب جلوه کنند بهترین نمایش را از ظاهر و رفتار خود بر جای میگذارند و این کار شاید به دلایلی مانند انتظارات بیش از حد طرف مقابل یا محدود کردن انها در برخی موارد باشد پس اگر در یک رابطه عاطفی با همچنین فردی روبرو هستید او نمیتواند یک دوست پسر خوب برای شما باشد.
دوست پسر خوب باید به حدی در شما اعتماد ایجاد کند که نیازی به پنهان کاری نداشته باشید و شخصیت واقعیتان را نشان دهید و در نهایت شما را همان گونه که هستید بپسندد به نوعی که او در مقابل هزاران دختر زیباتر و داناتر از شما، باز هم از شما دست نکشد و انتخاب نهایی او باشید.
۶- باید احترام گذاشتن به شما در رفتارها و کارهایش پیدا باشد
در هر رابطهای چه رابطه عاشقانه و سایر روابط احترام موضوعی جداگانه است و باید در صدر قرار بگیرد بنابراین برای اینکه بدانید با یک دوست پسر خوب در ارتباط هستید یا نه باید این مورد را در او زیر نظر بگیرد و از طریق کارها و رفتارهایش احترام او را ببینید.
پس اگر دوست پسرتان شما را همانگونه که هستید قبول دارد و شما را با دیگرا ن مقایسه نمیکند، اگر او به نگرانیها و احساسات شما گوش میدهد و بدون اینکه شما را سرزنش کند تلاش میکند تا شما را درک کند و یا اگر او احترام را در لحن خود و با محبت نشان میدهد و به خاطر داشتن منافع مشترکتان کوتاه میآید و زمینه موفقیت شما را بوجود میآورد یعنی اینکه او واقعا برایتان احترام قائل است و دوست پسر خوبی است.
۷- باید حستان در مورد او مثبت باشد
گاها شما با فردی در ارتباط هستید و ظاهرا خیلی از ویژگیهای مورد نظر شما را به عنوان یک مرد مناسب یا دوست پسر خوب بخصوص برای ازدواج دارد اما مسئله دیگری که اهمیت دارد حس درونی شما به او است پس اگر میخواهید بدانید که آیا او یک دوست پسر خوب برای شما است و برای ادامه مسیر زندگی فرد مناسبی است؟ باید ببینید در مورد او چه حسی دارید. آیا با دیدن او هیجان زده و خوشحال میشوید؟ آیا برای دیدار او مشتقاق هستید؟ آیا برای صحبت در مورد ازدواج تمایل دارید؟ و خیلی از سوالهای دیگر که میتواند از طرفی خوب بودن او و از طرفی دیگر داشتن حس مثبت شما را نشان دهد.
۸- از شما حمایت و دفاع میکند
شاید زندگی همیشه در مسیر یکنواخت یا مسیر بدون دردسر و ناراحتی پیش نرود و همیشه اتفاق افتادن و وجود موانع و مشکل بخصوص در رابطهها امکان پذیر است بنابراین اگر شما در مواقع یا حالت سختی باشید مثلا دیگران شما را بخاطر اشتباه یا خطایتان سرزنش کنند و در این مواقع دوست پسرتان از شما حمایت کند و برای حفظ نگاه خوب دیگران به خودش از شما دست نمیکشد؛ او قطعا میتواند دوست پسر خوبی برایتان باشد چون از تصمیم خود درباره شما دلسرد نیست و با دفاع کردن و موضع گیری در برابر شما این امر را به خوبی نشان میدهد.
۹- باید به بلوغ عاطفی رسیده باشد
یکی از ملاکهای دوست پسر خوب این است که با توجه به شناخت کافی که از جنس زن دارد برای برآورده کردن نیاز او تلاش کند پس با این تعریف وقتی پسری میتواند در رابطه عاطفی خوب باشد که در درجه اول نیازهای عاطفی دوست دخترش را تشخیص دهد و در برابر آنها پاسخ احساسی مناسب و معقولی داشته باشد چون این طبیعت زن و دختران است که ایجاب میکند از طرف شریک عاطفی خو هموراه مورد توجه باشند.
۱۰- باید انعطاف پذیری داشته باشد
با توجه به اینکه خصیصه انعطاف پذیری به معنای نرمخویی و صبر و تدبیر در برابر حل مشکلات باید در یک دختر و یا زن نیز وجود داشته باشد و فقط یکی از شروط برای دوست پسر خوب نیست بلکه داشتن آن برای دوست دختر نیز لازم است اما در هر حال چون در رابطهها مردان در جایگاه مدیریتی قرار میگیرند پس ضروری است بین تصمیاتی که خود میگیرند و عواطف و احساسات خود برای بهتر کردن رابطه تعادل ایجاد کنن [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 11:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]
چگونه یک دختر دوست داشتنی باشیم؟ ویژگی های ظاهری و اخلاقی دختران محبوب
برخی از دخترها با حضور در هر جمعی در مرکز توجه قرار می گیرند. همه افراد، از دختر گرفته تا پسر، به آن ها علاقه مند شده و اولویت های خود را برای آن ها تغییر می دهند. ممکن است زیباترین یا خوش هیکل ترین دختر جمع نباشند، اما در نگاه دیگران، بسیار دوست داشتنی هستند. در مواجه با چنین دخترانی، این سوال برای ما پیش می آید که دلیل این محبوبیت چیست؟ در ادامه با معیارهای ظاهری و رفتاری یک دختر دوست داشتنی آشنا خواهید شد. با رعایت نکات ارائه شده در این مقاله، دختر دوست داشتنی بعدی جمع، شما خواهید بود.
ظاهر یک دختر دوست داشتنیبه پاکیزگی خود اهمیت دهیدبرای داشتن موهای تمیز و چهره ای درخشان و زیبا، هر روز دوش بگیرید و صورتتان را بشویید. همچنین برای داشتن لبخندی زیبا هر شب قبل از خواب مسواک بزنید. همیشه از دئودورانت استفاده کرده و یکی از آنها را در کیفتان داشته باشید تا در زمان عرق کردن از آن استفاده کنید.
به اندازه کافی آرایش کنیدبعضی از دختران دوست دارند کمی آرایش کنند و عده ای هم چهره ی طبیعی خود را ترجیح می دهند. این انتخاب شما است. شاید بخواهید جوش های صورتتان را بپوشانید، رژگونه و برق لب بزنید، یا کمی آرایش چشم داشته باشید. به راحتی آن ها را امتحان کنید و ببینید کدام را می پسندید. قانون خاصی برای آرایش کردن وجود ندارد. البته یک دختر دوست داشتنی به ظاهر خود علاقه مند بوده و با آرایش های خیلی غلیظ، چهره خود را تغییر نمی دهد.
شاد و خلاقانه لباس بپوشیدمهم نیست که مجله های مد چه می گویند؛ اگر لباسی را دوست دارید، آن را بپوشید. مدل ها و رنگ هایی را انتخاب کنید که حال شما را بهتر می کنند. همین حال خوب باعث محبوبیت بیشتر شما خواهد شد.
بیاد داشته باشید که شرم و حیا محدود کننده زیبایی نیستممکن است شما در لباس های پوشیده و یا باز، دوست داشتنی به نظر برسید. تصمیم با شماست که چه استایلی برایتان بهتر است. به یاد داشته باشید که لباس ارزش معنوی ندارد. لباس پوشیده مایه افتخار نیست و لباس باز هم نشان دهنده ی تظاهر یا علامت دادن به جنس مخالف نیست. هر کس بر اساس عقیده و انتخاب خود لباس می پوشد، پس لباسی را انتخاب کنید که حس راحتی دارد و نگران چیزی نباشید.
به بدنتان اهمیت دهیدهر شب حداقل ۸ ساعت خواب مفید داشته باشید ( ۹ یا ۱۰ ساعت بسیار بهتر است). حداقل یک سوم بشقاب خود را با میوه ها یا سبزیجات پر کنید و فعال باشید. در صورت داشتن اضافه وزن مضر، راهکارهای لاغری را دنبال کنید. سعی کنید عضو تیم های ورزشی شوید، با خواهرتان هر عصر به پیاده روی بروید یا با دوستان خود در ساحل وقت بگذرانید. یک دختر سالم، یک دختر زیباست.
صاف بایستید و در چشم دیگران نگاه کنیددرست ایستادن نه تنها ظاهر کلی شما را دوست داشتنی تر می کند، بلکه از مشکلاتی مثل کمر درد هم جلوگیری خواهد کرد. وقتی راه می روید سرتان را بالا بگیرید، با هدف راه بروید و بگذارید همه ببینند که شما فوق العاده اید. شیوه راه رفتن با اعتماد به نفس را در خانه تمرین کنید. حتی اگر آدم با اعتماد به نفسی نباشید، می توانید با تغییر روش راه رفتن، آن را در خود نهادینه کنید.
رفتار یک دختر دوست داشتنیاعتماد به نفس داشته باشیداعتماد به نفس باعث می شود تا دختران و پسران دیگر به سمت شما جذب شده و برای حرف شما ارزش قائل شوند. با اعتماد به نفس راه رفتن و ژست های قدرتمندانه را در خانه تمرین کنید. یک لیست از نقاط قوت خود تهیه کنید، عکس زنان موفقی که دوست دارید را در محیط اطرافتان قرار داده و از آن ها انرژی بگیرید.
روحیه ی شادی و قدردانی را در خود پرورش دهیداحساس قدردانی نقش بسیار مهمی در شادی دارد؛ پس یک لیست از مواردی که قدردان آن ها هستید تهیه کنید، هر شب ۲ دلیل برای شاکر بودن، در آن روز، را بنویسید (مثلا خواهرم در انجام کار هایم به من کمک کرد، یا امروز هوا عالی بود). تشکر کردن از کسانی که کار خوبی را در حق شما یا اجتماع انجام می دهند، را تمرین کنید.
رابطه ای قوی با دیگران برقرار کنیدبا دوستانتان بیرون بروید، مواقعی که به شما نیاز دارند آن ها را حمایت کنید و توانایی خوب گوش داردن را در خود تقویت کنید. داشتن روابط سالم با دیگران، سلامت فکری تان را بالا برده و شما را با اعتماد به نفس و زیبا می کند. به دوستان، خانواده و معلمان خود اهمیت دهید.
فعالیت های داوطلبانه انجام دهیدداوطلب شدن یک راه مناسب برای کمک به اجتماع و نشان دادن محبتتان است. به فعالیت هایی بپیوندی که به آن ها اعتقاد دارید؛ مثل فمنیسم، مبارزه با فقر، حقوق معلولان، فعالیت در زمینه محیط زیست، یا حتی کار پاره وقت در یک موسسه خیریه. با این کار شما حس می کنید یک شهروند مفید هستید و هم چنین فرصت دیدن افرادی شبیه به خود را پیدا می کنید.
به درس و کار خود اهمیت بدهیدباهوش و سخت کوش بودن صفات بسیار دوست داشتنی هستند. فرقی ندارد که فرد درس خوانی باشید یا نه، به هر حال تحصیلات بخش مهمی از آینده شماست، مرد آینده ی زندگی شما، بیشتر جذب دختری می شود که از دانش خود برای ساختن آینده ی بهتر استفاده می کند.
بدانید که کمی متفاوت بودن عادی استهر کسی در مواردی جزئی با دیگران متفاوت است. این تفاوت ممکن است بینی کمی بزرگتر یا معلولیت جسمی آشکار باشد. مردم آن قدر هم که شما فکر می کنید به این مسائل اهمیت نمی دهند. (احتمالا سرگرم مشکلات خودشان هستند). اجازه ندهید افراد بی اخلاق، حس زشت بودن را به شما القا کنند. به این یقین برسید که بینی بزرگ شما به صورتتان می آید، رنگ پوست فوق العاده ای دارید، انحنای بدن شما زیباست، و بدن قدرتمند و خنده های دلفریبی دارید.
به نظر دیگران در مورد خود اهمیت ندهیددوست داشتنی بودن یک تداعی ذهنی است و هرکس تصور متفاوتی از آن دارد. بیشتر روی سلامت و شادی خود تمرکز کنید، بگذارید زیبایی شما طبیعی باشد، و اگر در مسیر خود به افرادی با انرژی منفی برخوردید، اصلا نگران نشوید. در نوع خود بهترین باشید و اجازه دهید بقیه موارد خودشان اتفاق بیفتند.
خلاصه :توجه به سلامت و اعتماد به نفس، شما را به یک دختر دوست داشتنی تبدیل می کند. یکی از راه های سالم و خوش اندام ماندن، ورزش کردن است که با تغذیه درست تکمیل می شود. حتما یک سوم از وعده ی غذایی تان شامل میوه و سبزیجات باشد. وقتی به اندازه کافی استراحت می کنید، ظاهرتان هم بهتر می شود؛ پس حداقل روزانه ۸ تا ۹ ساعت بخوابید. وقتی در اجتماع هستید، با اعتماد به نفس رفتار کنید، صاف بایستید و سرتان را بالا بگیرید، به مرور زمان احساس می کنید که اعتماد به نفستان هم بیشتر شده و در نگاه دیگران دوست داشتنی تر به نظر می رسید. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 11:29 ] [ گنگِ خواب دیده ]
20 نشانه یک دختر مناسب برای ازدواجاین که بسیاری از مردان از زندگی کنونی شان رضایت ندارند، دقیقا بر می گردد به روزهایی که قصد داشتند یکی را برای زندگی شان انتخاب کنند. راه اشتباهی که بسیاری از پسران می روند، این است که صرفا به دنبال عاشق شدن هستند. یعنی قانون اساسی 90 درصد مردان این است که، عاشق یکی شوند و با او ازدواج کنند. انگار احساس می کنند که برای زندگی همین که نشانه های عشق پیدا شد بدین معنی است که آن خانم همه چیز برای زندگی دارد! غافل از این که، عشق نیرویی است که بهتر است در موردش حرف نزنیم! مخصوصا افرادی که صرفا با توجه به چهره و دور کمر و قد و بالا عاشق می شوند، بیشتر در اشتباهند چرا که حواسشان نیست که ملاک ها برای یک دختر مناسب برای ازدواج صرفا خط و خال و ابرو نیست و این گونه است که کلاه سرشان می رود و بعد از مدتی نق نق های خستگی به گوش می رسد، خیانت ها از راه می رسند و البته و البته جامعه بیمار و ناشاد می شود. اگر تو هنوز ازدواج نکرده ای، و یا اینکه کسی می شناسی که برای ازدواج در حال امادگی است، اگر به دنبال زندگی شاد برایش هستی، این مطلب را بخوان و نکاتش را برای او بیان کن. من در این مقاله به 20 نشانه برای یک دختر مناسب برای ازدواج اشاره کرده ام.
ویژگی های دختر مناسب برای ازدواج چیست؟این ویژگی ها، از جمله ویژگی هایی است که می تواند به شما کمک کند یک زندگی در سطح بالا تشکیل دهید و از بسیاری از دغدغه ها مصون باشید و زندگی را از هم نوش کنید.
او از نظر شما فوق العاده استدر میان تمام دخترانی که تا به حال دیده ای هر کدام ویژگی های خاصی داشته اند، اما، کسی که زن زندگی تو است، از نظر تو به دلیل داشتن برخی ویژگی های رفتاری فوق العاده است. این ویژگی ها می تواند شامل مواردی باشد نظیر این که خیلی روراست است، یا عاشق است و یا اینکه در کنارش احساس آرامش عجیبی داری که البته نشات گرفته از عشق نیست. نجابت از جمله این ویژگی هایی است که هر پسر را به سمت دختری نجیب می کشاند. نجابت یک دختر حس فوق العاده بودن به او می دهد.
دختر مناسب برای زندگی مورد اعتماد شماستاگر می خواهید در زندگی، آرامش و امنیت کامل داشته باشید و ذهنتان آسوده باشد، به دنبال دختری برای ازدواج باشید که به شما از هر جهت اطمینان کامل می دهد. دختری که صداقت و امنیت و اعتماد را با خود دارد بهترین گزینه برای یک زندگی است.
دختر مناسب برای زندگی یک دختر بی ضرر و رشد دهنده استدختری که برای ازدواج صلاحیت دارد به شما ضربه وارد نمی کنید ( اقتصادی – اجتماعی – روحی ). چنین دختری، نه تنها آسیب رسان نیست بلکه با الهام بخش بودن خود به شما کمک می کند در زندگی رشد کنید و جلوی درجا زدن شما را می گیرد.
او به خانواده و خانه اهمیت می دهددختری لایق انتخاب برای یک عمر زندگی است که به خانواده و حریم ان احترام می گذارد. چنین دختری در حقیقت نمونه کوچک شده از مادری است که دلسوزی هایش تو را رشد داده و حالا نوبت شماست با مراقبت از او، فرزندان تو را رشد دهد و به زندگی ات رسیدگی کند.
او فعال است و همه چیز را مدیریت می کندما بچه تر که بودیم پول هایمان را به مادر می دادیم تا او برایمان نگهداری کند. او بود که تصمیم می گرفت چه مقدار از پول را در اختیار ما بگذارید، و چه مقدار را برایمان پس انداز کند. به طور کلی یک دختر خوب و مناسب برای زندگی دارای ویژگی هایی است که مدیریت منزل تو را بر عهده خواهد گرفت و از هر جهت تلاش دارد تا بتواند یک زندگی خوب و منظم و بدور از غافلگیری برای تان فراهم کند.
او مهربان و سخاوتمند استزنانی که مهربان هستند و برای فقرا دست خود را باز می گذارند، مسبب اعمال خیر برای شما می شوند و کمک می کنند به زندگی تان سلامتی و شادی انتقال پیدا کند. زنانی که دست بخشنده دارند، زندگی پر برکت تری دارند.
او دختری است که مراقبت و حفاظت را در راس کار خود داردوقتی با دختری خوب ازدواج می کنی، در حقیقت زندگی و خانه ات را به او می سپاری و فرزندانت را به او می سپاری تا بتوانی به بهترین شیوه به دنبال درآمد زایی ات باشی. یک زن خوب در چنین شرایطی دو مسئولیت دارد اول رسیدگی و توجه و اهمیت به سلامتی تو و فرزندانت دوم رسیدگی به سلامتی خودش برای بهره بردن از زندگی امیدوارانه و مراقبت از شما و خانواده آیا دختری که انتخاب کرده ای این ویژگی را دارد؟
زن زندگی قوی و محترم استدختری که در مقابل ضربات روحی زیاد استحکام و ثبات دارد، بهترین گزینه برای زندگی است چنین دختری دارای روحی آرام است. از طرفی دختری که دارای ارزش ها و اعتقادات خاص و راسخ است، کسی است که می تواند یک زندگی خوب برای تو به ارمغان بیاورد
زن زندگی عاقل و قابل اتکا استیک زن ارزشمند در خانه و زندگی تو، می تواند زندگی بهتر و آینده ای درخشان تر برای فرزندانت پدید آورد. چنین زنی مثل نور در زندگی تو است. بنابراین سعی کنید زنی را برای زندگی انتخاب کنید که از نظر عقل و درایت، دست پری داشته باشد. معمولا دخترانی که مشاور پدر خود در زندگی بوده اند بهترین گزینه برای زندگی مشترک از این جهت هستند.
دختر مناسب برای زندگی تنبل نیستاگر به دنبال یک زندگی اکتیو، فعال و جذاب و با نشاط و روحیه هستید، می توانید به فکر این باشید که یک دختر را پیدا کنید که تنبل نباشد و همه چیز را به بی خیالی رد نکند. زن اکتیو زندگی را اکتیو می کند.
او عادل و ستودنی استاگر فکر می کنید دختری را توی فیس بوک پیدا کرده اید که شمار لایک هایش بالاست، و این می تواند نشان از محبوب بودنش باشد، به سختی در اشتباهید. وقتی که از نظر ظاهری یک دختر مورد ستایش است، باید این وضعیت را در چار چوب خانواده اش بررسی کنید. اگر همه به همین میزان از او رضایت دارند او می تواند یکی از بهترین فرد ها برای زندگی تو باشد. زن صالح، معمولا ستودنی است، حتی از زبان نا صالحان! پس اگر به دنبال برکت در زندگی هستید، حتما با چنین زنی ازدواج کنید. عدالت هم چیز مهمی در زندگی است که در یک زن باید وجود داشته باشد چرا که مزیت های آن را در بطن زندگی می فهمید.
او همیشه در حال تلاش کردن برای بهتر شدن استمی دانم که هیچ کس کامل نیست اما زنی که بخاطر زندگی اش شروع به بهبود خود می کند می تواند در زمره بهترین زن ها باشد. این زن، در تلاش است که زندگی اش را از هر جهت از نظر کمی و کیفی، بهبود ببخشد. البته اگر رویکردش بهبود زندگی و افزایش لول زندگی اش نسبت به قبل باشد عالی است مگر نه چشم و هم چشمی و رقابت، اگر در کار باشد، می تواند کاملا ویرانگر باشد.
دختر مناسب برای زندگی از اعمال ناهنجار به دور استاین ویژگی نیاز به توضیح ندارد! همه با وجود زنی احساس آرامش دارند که زندگی سالمی داشته باشند. یک زن صالح و درستکار، زندگی را بهشت می کند، هم زندگی این دنیا و هم زندگی ان دنیایت! اگر چنین زنی دارید، دستش را ببوسید
دختر مناسب برای زندگی همسر آرام و بدون استرسیک ضرب المثل هست که می گوید، بهتر است گوشه ای از پشت بام زندگی کنی، تا این که یک زن داشته باشی که بی رحم است! کاملا درست می گوید. زنان پر تنش و پر استرس، محیط خانه و خانواده را به آتش می کشند و از طرفی، موجب می شود که تنش هایی بین او و همسایگان رخ دهد و وجهه شما را دچار خسارت کند.
دختر مناسب برای زندگی نگران آینده استاگر تازه با دختری آشنا شده ای ممکن است از خودت بپرسی چطور بفهمم که برای آینده ام نگران است یا نه؟ اگر دختری که با او آشنا شده ای، به تحصیل و کارت اهمیت می دهد و نگران این است که کارت را از دست بدهی، مطمئن باش که در حال برنامه ریزی برای آینده است. با توجه به این ویژگی ها می توان اهمیت به آینده را در نگرش ها و حرف های دختر مورد نظرت بجویی و خیالت را بابت این موضوع راحت کنی.
دختر مناسب برای زندگی به تو احترام می گذاردهمه جا مرسوم است که احترام، احترام می آورد. زنی که به رشد کافی برای زندگی رسیده می داند که ما بین زن و شوهر محبت حکم فرما است و احترام هم در این میان، بیشترین تاثیر را دارد. چنین زنی محترم است و به خود و همسرش احترام می گذارد.
دختر مناسب برای ازدواج وظایف همسری اش را در قبالت انجام می دهدزنی که به رشد کافی برای زندگی متاهلی رسیده می داند که حکم معشوقه در زندگی دارد اما بدین معنی نیست که می تواند دست از مسئولیت هایی که با تاهل به گردنش می آید بردارد. او به عنوان زن، در مقابل تو که همسرش هستی، و در مقابل فرزندان، مسئولیت هایی دارد.
دختر مناسب برای ازدواج وفادار استشما با کسی زیر یک سقف می روید، که بتوانید با خیال راحت، از وجود او، و با توجه به این که صرفا روی شما تمرکز دارد برای بهبود زندگی تان تلاش کنید. اگر حس می کنید او به گونه ای است، که نمی توان با او در یک زندگی دوام اورد و ممکن است سر و گوشش بجنبد! یا اینکه حرف از روابط گسترده می زند، مطمئن باشید که زندگی تان را لنگ خواهد کرد.
دختر مناسب برای ازدواج از شوهر تبعیت می کندزن هر چقدر هم که معشوقه باشد، باید مرد را مدیر کار خود بداند. چنین زنی که به عقل و درایت مردش، اطمینان دارد، از او پیروی می کند و مطیع و حرف گوش کن شوهر است. معمولا زیبایی چنین زن هایی بیشتر به چشم مرد ها می آید!
دختر مناسب برای ازدواج خدا ترس استزنی که از خدا بترسد، مطمئن باش که در زندگی اش برای حفظ منافع خودش و خانواده دست به هر اقدامی نمی زند! زنی که از مقام خدا بترسد، و به دستورات او توجه کند، مطمئنا یکی از بهترین زن هایی است که می تواند زندگی شما را با تکیه بر این قدرت بی کران، حفظ کند و آرامش را برای تان به ارمغان آورد.
وقتی در حال نوشتن این مقاله بودم به این نتیجه رسیدم که یک دختر مناسب برای ازدواج چه ویژگی های جالبی می تواند داشته باشد که پسران به آن ها توجه ندارند. اما دختران خوب سرزمین من نیز می توانند با توجه به این لیست رفتارهای درست را در خود پایه ریزی کنند و زندگی شان را بهبود ببخشند و در آینده، ملکه شاد زندگی خود باشند. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 10:4 ] [ گنگِ خواب دیده ]
مشخصات یک دوست دختر خوبیه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه یه دختر خوب به خاطر چشم و هم چشمی با دوستاش خودشو نمی كشه تا یك رشته مزخرف در یك دانشگاه در پیتی قبول بشه ، به جاش استعدادش رو در جاهای دیگه امتحان می كنه [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 10:3 ] [ گنگِ خواب دیده ]
با دختری که این 14 ویژگی را دارد ازدواج کنید.
30 خصوصیات دختر خوبخصوصیات دختر خوب و مناسب برای ازدواج از دید پسران چیست؟ یکی از مهم ترین تصمیم هایی که هر پسری در زندگی می گیرد انتخاب یک دختر خوب برای زندگی مشترک است که این مسئله می تواند در آینده او بسیار تاثیرگذار باشد. به شما توصیه می کنم در رابطه تان قبل از ایجاد وابستگی ابتدا دختر مورد نظر را بر اساس معیارها و ویژگی هایی که می گویم بسنجید، بعد عاشق و دلبسته او شوید و او را برای ازدواج و یک عمر زندگی مشترک انتخاب کنید. شاید بگویید در دوران نامزدی که نمی شود فهمید آیا دختر مورد نظر بعضی از این خصوصیات را دارد یا خیر. پس باید چه کنید؟
بعضی از آقا پسرها به محض اینکه دختری را می بینند یک دل نه صد دل عاشق او می شوند مخصوصا اگر دختر خانم از لحاظ ظاهری زیبا و جذاب باشد. یعنی این دسته از افراد فکر می کنند همین که عاشق باشند کافی است و خانم همه چیز تمام است.
زیبایی ظاهریخب زیبایی ظاهری فقط یکی از معیارهای ازدواج است باید به خصوصیات اخلاقی و رفتاری دختر خانم هم توجه ویژه ای داشت. اگر دختر مناسبی را انتخاب نکنید و سرسری باعجله و بدون فکر تصمیم به ازدواج بگیرید در زندگی مشترک با مشکلات، چالش ها و ناسازگاری هایی زیادی مواجه می شوید، خسته می شوید نق می زنید، شاید حتی فکر خیانت هم به سرتان بزند. کم کم جنگ، دعوا، بحث و مشاجره جای خود را به عشق، محبت، شادی و آرامش می دهند و حتی اگر بنا به دلایلی نتوانید مثل ترس از حرف مفت مردم از همسرتان جدا شوید دچار طلاق عاطفی می شوید. قبل از اینکه خصوصیات دختر خوب و مناسب برای ازدواج را بگویم از شما می خواهم که ابتدا خودتان را بشناسید. قبل از انتخاب زن زندگی، شما باید خود را به درستی بشناسید و بدانید از زندگی چه می خواهید؟ دوست دارید همسر آینده تان چه شکلی باشد؟ چه ویژگی های اخلاقی داشته باشد؟ چه برخوردها و رفتارهایی داشته باشد؟ انتخاب همسرهر کس برای انتخاب همسر معیارهای متفاوتی دارد و معیارهای زن مناسب زندگی ، به دلیل شخصیت های متفاوت افراد با هم فرق دارد. اما نشانه هایی وجود دارد که اگر این نشانه ها را هر دختری داشته باشد می توان به عنوان یک همراه و هم قدم خوب روی آن حساب کرد. خصوصیات یک دختر خوب و برای ازدواج و زندگی چیست؟ من در مقاله خصوصیات دختر خوب 14 ویژگی دختر ایده آل برای ازدواج را توضیح داده ام. آقای محترم! اگر هنوز ازدواج نکرده اید و به دنبال یک زندگی عاشقانه و پایدار هستید یا اینکه کسی را می شناسید که به دنبال دختری برای ازدواج است بادقت این مطالب را بخوانید و به دیگران هم یاد بدهید. به امید روزی که همه افراد ازدواج موفق داشته باشند و هیچ زندگی مشترکی به بن بست نرسد. در ادامه نگاهی به مقاله ی 7 راهکار طلایی برای جلب اعتماد مرد برای ازدواج خواهیم داشت. ویژگی اول: خود را به خوبی می شناسد.اولین ویژگی دختر خوب اینست که در درجه اول باید خودش را بشناسد. باید استعدادها و توانایی هایش را کشف کند. هدف هایش را در زندگی مشخص کند. باید بداند از زندگی چه می خواهد و به دنبال چیست؟ و چه چیز هایی را دوست دارد و علایقش در چیست؟ یک دختر خانم که صرفا به خاطر فرار از خانه و ناپدری اش می خواهد ازدواج کند آیا درست است؟ او باید خود را به خوبی بشناسد و بعد بر اساس ویژگی های شخصیتی که دارد بتواند شوهری که مناسبش است را انتخاب کند. این مورد برای شما هم صدق می کند. شما هم باید به خوبی خود را بشناسید و بعد بررسی کنید چه همسری مناسب شماست؟ دوست دارید همسر آینده تان چه ویژگی های شخصیتی و رفتاری را داشته باشد؟ ظاهرش چگونه باشد؟ تحصیلاتش چقدر باشد؟ به طور کلی شما و دختر خانم هر دو باید خود را کاملا بشناسید و بعد ببینید به دنبال چه همسری با چه معیارهایی هستید تا بتوانید بهترین ازدواج را برای خود رقم بزنید. ویژگی دوم: عزت نفس دارد.یکی از مهم ترین خصوصیات دختر خوب این است که خودش را دوست داشته باشد. خودش، ظاهر و اندامش و جنسیتش را پذیرفته و از آنها راضی است. مدام به دنبال این نیست که خودش را از نو یک آدم دیگر بکند.
اما دختر خانمی که عزت نفس ندارد، مدام از خودش ایراد می گیرد. چند بار چند بار عمل بینی انجام می دهد تا بینی اش شکل فلان بازیگر خانم شود. همیشه جلوی آینه با افسوس و آه به خود نگاه می کند و می گوید چرا قدم بلندتر نیست چرا چاقم، خوش به حال فلانی چقدر قشنگه اما من زشتم و …. او خود را با هر ظاهری که دارد دوست دارد. خب البته خوب است اگر موردی هست که قابل برطرف شدن هست آن را درست کند. مثلا اگر اضافه وزن دارد می تواند با رعایت رژیم غذایی و ورزش به تناسب اندام برسد. اگر صورتش جوش می زند و پوستش خراب شده حتما به دکتر پوست مراجعه کند و آنها را درمان کند. اما مدام جلوی آینه بودن و غر زدن و شکایت کردن از ظاهر و اندام کار درستی نیست و دختر خانم یا باید این رفتارش را کنار بگذارد یا شما در زندگی مشترک با او مدام از این غرها خواهید شنید. ویژگی سوم: اعتماد به نفس خوبی دارد.هیچگاه خود را دست کم نمی گیرد. مدام توی سر خودش نمی زند. نمی گوید: «من نمی توانم از عهده این کار بربیام، من که کاری بلد نیستم. من که هنری بلد نیستم. دستپخت من اصلا خوب نیست و …» یکی از خصوصیات دختر خوب این است که توانایی هایش را باور دارد. به خودش اعتماد دارد که از پس انجام فلان کار بر می آید.
او دختر ضعیفی نیست که به دنبال پسری باشد تا نیازهای روحی و کمبود محبت هایش را جبران کند. او برای فرار از خانه ازدواج نمی کند. بلکه به دنبال مکملی برای خود است تا در کنار هم یک زندگی آرام، شاد و عاشقانه داشته باشند. ویژگی چهارم: مهربان است.یکی دیگر از خصوصیات اخلاقی یک دختر خوب برای ازدواج مهربان بودن اوست. این خانم قرار است همسر شما، مادر فرزندانتان و عروس خانواده تان باشد. یک خانم مهربان همسرش را سرشار از عشق و محبت می کند. برای او یک زندگی گرم، پر از عشق و صمیمیت را فراهم می کند. مقاله ی رمزگشایی یکی از رازهای دلبری که هر خانمی باید بلد باشد نیز شاید کمکی خوبی در این زمینه باشد.
اما اگر از همان اول کار با شما یا افراد دیگر به تندی برخورد می کند و شما نشانه های از محبت و عطوفت را در او نمی بینید این خانم مناسب شما نیست. مهربانی، گذشت و ایثار را به همراه دارد. مثلا اگر اقوام شما حرف نامربوطی زد اگر همسر شما مهربان باشد حرف او را به دل نمی گیرد فراموش می کند و حتی ممکن است در موقع نیاز بامحبت به او کمک کند و چه بسا او را شیفته خود می کند. اما اگر خانم مهربان نباشد با یک حرف طرف مقابل فورا به تندی جوابش را می دهد. جنگ و دعوا راه می اندازد. مدام سر شوهرش غر می زند که چرا فلانی چنین حرفی زد. یک خانم مهربان در تربیت فرزندانش هم موفق تر است و با ملایمت و مهربانی اشتباهات شان را نشان شان می دهد و سعی می کند راه درست را به آنها یاد دهد. اما اگر ویژگی مهربانی در او کمرنگ باشد با هر خطایی مدام بچه ها را کتک می زند و به آنها ناسزا می گوید. ویژگی پنجم: خنده رو باشد.شما یک همسر شاد و خنده رو را دوست دارید یا یک همسر اخمو، جدی و خشک؟ یکی از نکات مثبت لبخند در چهره است. زنی که هر گاه به او نگاه می کنید لبخند زیبایی به لب دارد قطعا احساس خوبی به شما می دهد و شما از دیدن چهره همسرتان هیچگاه سیر نمی شوید.
زنی که بتواند در بحران ها و مشکلات لبخند زدن را حفظ کند بی شک انرژی مثبت بیشتری به شما انتقال می دهد و شما با روحیه بهتری از پس مشکلات زندگی برمی آیید. ویژگی ششم: مسئولیت پذیر و مدیر باشد.دختری را انتخاب کنید که نسبت به وظایف خود مسئول باشد. دختری که قبل ازدواج در کارهای خانه هیچ کمکی به پدر و مادرش نمی کند، پول تو جیبی هایش را بیهوده خرج می کند و تدبیر اقتصادی ندارند، گزینه مناسبی برای تشکیل زندگی مشترک نیست. زیرا ممکن است این شیوه را پس از ادواج هم ادامه دهد چون در خانواده مسئولیت پذیری را یاد نگرفته و در هنگام ازدواج هم کارها و وظایفش را پشت گوش می اندازد. هر مردی عاشق زنی است که بتواند به خوبی امور خانه، زندگی و فرزندان را به خوبی مدیریت کند و بتواند یک زندگی منظم و آرام را فراهم کند.
زنی که پول، منابع و ضروریات زندگی را حتی در فقر و نداری هدر میدهد و برای مسائل بیاهمیت اولویت قائل میشود، مطمئناً نمیتواند همسر خوبی برایتان باشد. ویژگی هفتم: حامی و پشتیبان خوبی است.یک همسر خوب در پستی و بلندی های زندگی همراه و پشتیبان شماست. اما همسر بد شریک زندگیاش را تنها میگذارد. دوستی تعریف می کرد: «تا زمانی که درآمدم خوب بود همسرم خرج می کرد و خوش میگذراند. به محض اینکه ورشکست شدم بعد از یکسال صبر و طاقتش تمام شد و از من جدا شد.» من خانم هایی که را می شناسم که در اثر سانحه ای مرد قسمتی از اعضای بدنش را از دست می دهد یا دچار مشکل می شود اما زن همچنان به پای مرد خود می نشیند از او مراقبت می کند و حتی خود به دنبال کار است تا خرجی زندگی را دربیاورد.
زنی را می شناسم که همسرش دیپلم داشت و علاقه زیادی به درس نداشت. در یک کارخانه سینی سازی کار می کرد. بعد از ازدواج زن او را تشویق و حمایت کرد تا به دانشگاه برود و تا مقطع کارشناسی ارشد خواند بعد هم در یک کارخانه به عنوان مهندس استخدام شد. گاهی هم بعضی دختر خانم ها به همسرشان کمک می کنند و پشت او هستند تا به اهدافش برسد. مثلا مردی میگفت: «من به راه اندازی کسب و کار پرورش فلفل دلمه ای علاقه زیادی داشتم. اما به هر حال سرمایه زیادی نداشتم. اول کار فشار مالی زیادی روی من و همسرم بود. اما او باصبوری تحمل می کرد و حتی به گلخانه می امد و به من کمک می کرد.» آیا دختری که انتخاب کرده ای این ویژگی را دارد؟ ویژگی هشتم: رئیس بازی در نمی آورد.زن زورگو که میخواهد همه چیز را تحت کنترل داشته باشد و شما همچون عروسک خیمه شب بازی در دست او باشید، نمیتواند همسر خوبی برایتان باشد. زن رئیس مدام به دنبال این است که شما را بر طبق نظر و سلیقه خودش تغییر دهد.
خودخواهی و رئیسبازی او غرورتان را خرد میکند و شادی و آرامش زندگی تان را به خطر میاندازد. ازدواج کردن با چنین زنی تنش و اختلاف نظر دائمی را به دنبال خواهد داشت. ویژگی نهم: برای رسیدن به اهداف خود و همسرش تلاش می کند.یکی دیگر از خصوصیات دختر خوب داشتن نیروی انگیزه، اراده و تلاش در اوست. یک زن ضعیف، بی انگیزه و ناامید هدفی در زندگی ندارد. نمی داند هدف های شوهرش چیست. هدف های مشترکی در زندگی ندارند و در نتیجه تلاشی هم نمی کند. هدف ها هر چیزی ممکن است باشند. مثلاً ادامه تحصیل زن بعد ازدواج تا مقطع دکترا، راه اندازی کسب و کار مورد علاقه شوهر، تربیت صحیح بچه ها، خرید خانه و ماشین و … ویژگی دهم: صداقت داشته باشد.صادق و راستگو بودن یکی از مهم ترین خصوصیات یک دختر خوب برای زندگی است. هیچ چیز مثل دروغگویی و مخفی کاری نمی تواند شما را آزرده خاطر کند. احساس فریب خوردگی احساس بسیار بدی است. اگر یک روز قبل از مراسم خواستگاری به طور اتفاقی یکی از اطرافیان این خانم لو می دهد پدرش معتاد است، یا از داخل کیفش مدارک پزشکی اش بیرون بیفتد و شما بفهمید بیماری اش را مخفی کرده یا قبلا عقد کرده و در همان دوران جدا شده اما به شما چیزی نگفته باید چه کنید؟ یک دختر خوب در ازدواج صداقت دارد نه اینکه به خاطر ترس از دست دادن شما مورد مهمی را مخفی کند و دروغ بگوید. ابتدا باید به صورت جدی با او صحبت کنید علت پنهان کاری اش را جویا شوید. شاید در زندگی مشترک هم موارد مهم دیگری را از شما مخفی کند. البته در کنار این شما هم باید با همسر آینده تان صادق باشید و اگر مورد مهمی در زندگی گذشته و الان شما هست که مهمه باید آن را عنوان کنید. گفتن بعضی چیزها مهم نیست. مثلا اگر 3 ماه با یک فرد رابطه داشتید و خیلی زود فهمیدید مناسب هم برای ازدواج نیستید و رابطه را تمام کرده اید و الان چندین سال هست که همدیگر را ندیده اید گفتن آن مهم نیست.
آقایی تعریف می کرد: «یک سال با خانمی به قصد ازدواج در ارتباط بودم درست زمانی که تصمیمم برای ازدواج قطعی شده بود به طور اتفاقی فهمیدم بیمارستان بستری است. البته برادر کوچکترش لو داد و خودش میگفت چند روزی هست که سرم شلوغه خودم زنگت می زنم. بیمارستان رفتم و از دکترش حالش را جویا شدم و او گفت: به هر حال بیماری ام اس قابل کنترل هست و او به دلیل مشکلات مالی داروهایش را درست مصرف نمی کند. با این حرف او به شدت جا خوردم او بیماری اش را از من مخفی کرده بود. وقتی موضوع را گفتم: گریه کرد و گفت من می ترسیدم بفهمی و مرا ترک کنی به همین خار مخفی کردم.» حال به نظر شما آیا این حرف درست است؟ از کجا معلوم در زندگی مشترک به خاطر ترس و یا هر چیز دیگر موارد دیگری را نیز از شما مخفی نکند. ویژگی یازدهم: خطا و اشتباهتش را بپذیرد.یک دختر خوب باید توانایی پذیرفتن خطاهایش و عذرخواهی کردن را داشته باشد و از گفتن کلمه ببخشید ترسی نداشته باشد. او فردی منطقی است که ابتدا فکر می کند و اگر مقصر بود به اشتباه خود اعتراف می کند.
دختری که هیچگاه اشتباهات خود را قبول نمیکند و مدام در هر امری شما را مقصر می داند، مغرور است و هرگز نمیتواند همسر خوبی برایتان باشد. او با داد و فریاد شما را مقصر خطاب می کند، محیط خانه را ناآرام می کند و آرامش و نشاط را از بین می برد. اگر شما مردی هستید که می توانید این وضع را تحمل کنید و همیشه نقش فرد خطاکار را قبول کنید که طوری نیست با این دختر ازدواج کنید. در کنار آن شما آقای عزیز هم باید صادقانه هر گاه خطا از سوی شما بود بپذیرید و عذرخواهی کنید. اینگونه همسرتان هم یاد می گیرد تقصیرهایش را به گردن کسی نیندازد و حاشا نکند. ویژگی دوازدهم: اهل سازش است.زندگی همیشه شیرین و بروقف مراد نیست. گاهی شما و همسرتان اختلاف نظرهایی دارید. گاهی مشکلاتی در زندگی به وجد می آید که به این زودی ها رفع نمی شود و … هر چه هست باید هم شما و هم همسرتان شرایط را درک کنید. صبور باشید و هر دو برای حل مسائل و مشکلات با کمک هم تلاش کنید. گاهی باید یکی من و دیگری نیم من شود. اینگونه نیست که همیشه مرد کوتاه بیاید یا نه همیشه زن کوتاه بیاید. هم شما و هم همسرتان باید با یکدیگر بسازید. باید به خودتان بگویید: ما زندگی مان را دوست داریم اما در حال حاضر مشکلاتی به وجود آمده، باید راهی برای نجات دادن آن پیدا کنیم و هر کاری که لازم است برای دوام زندگیمان انجام دهیم. ویژگی سیزدهم: زرنگ و پرتکاپو باشد.دختر خوب دختریه که تنبل و بی حوصله نباشد. در منزل خانمی کدبانو و مرتب و آراسته باشد. در محل کار مسئولیت پذیر و متعهد باشد. در تربیت فرزندانش دلسوز مهربان و در عین حال جدی باشد. البته مرد حتما باید در امور منزل و نگه داری از بچه ها به همسرش کمک کند. اگر به دنبال یک زندگی پرهیجان هستید، اگر خودتان فعال و روحیه ای پر نشاط دارید، اگر نمی توانید یک جا بند شوید بهتر است به دنبال دختر خانمی باشید که هم پای شما بدود نه دختر خانمی که رختخوابش را ترجیح می دهد.
در زندی مشترک اگر زن زرنگ و مرتب نباشد بعد از مدتی مرد را دلزده می کند. آقایی تعریف می کرد: «من خیلی اهل مسافرت و گردش هستم. اگر به خاطر ترس از دادن شغلم نبود هر روز سال در سفر بودم. اما باز هم سالی 4-5 بار در هر تعطیلاتی مسافرت می روم. اما همسرم اینگونه نیست. او بیشتر دوست دارد تا ساعت 12 ظهر بخوابد. در اوقات بیکاری جلوی تلویزیون بنشیند و تخمه بشکند. در مسافرت هم مدام به دنبال هتل است و اصلا اهل چادر خوابیدن و ماجراجویی نیست. یا آقای دیگری تعریف می کرد: «یک سالی با همسرم رابطه داشتیم و از هر لحاظ او را پسندیده بودم. مقدمات ازدواج را فراهم کردیم و زندگی مشترک را شروع کردیم. چشمتان روز بد نبیند یک ماه بعد از عروسی فهمیدم چه ازدواج ناموفقی داشتم. همسرم با اینکه که خیلی به خودش، ظاهرش، موهایش و … می رسد اما با کارهای خانه و تمیز کردن آن بیگانه است. آنقدر موهایش را روی فرش شانه کرده و تار موهایش ریخته که جزئی از نقشه فرش شده اند. یک جارربرقی بر نمی دارد و خانه را تمیز نمی کند. تمام چوبی ها و اسباب رویش خاک نشسته اما حوصله گردگیری ندارد. غذا هم که آنقدر زیاد درست می کند که مجبوریم 3 روز بخوریم. خیلی وقتها هم شام از بیرون سفارش می دهد. ای کاش قبل ازدواج حتما از او در مورد نظم و مرتب بودن خانه می پرسیدم. حال مانده ام با این زن تنبل چه کنم؟» ویژگی چهاردهم: یک زن لوند و دلبر است.آخرین خصوصیات دختر خوب که در این مقاله به آن می پردازم این است که هنر لوندی را بلد باشد. زن لوند با جذابیتی که دارد دیگران را تحت تاثیر قرار خود می دهد. او با ظاهر جذابش، صدای دلنشین، رفتارها و حرکات بدنی افسونگرش برای مرد خود دلرباست. زن لوند شوخ طبعی شیطنت آمیزی دارد که دل مرد را می برد. زن ملکه یا لوند لحظات بسیار شیرینی را خلق می کند. به گونه ای که مرد دوست دارد همیشه در کنار او باشد. اگر این بعد شخصیتی زن آشکار شود هیچ مردی قادر به مقاومت در برابر آن نیست. هر خانمی باید بیاموزید که برای نامزد یا شوهرش متفاوت و منحصر بفرد باشد. در محصول صوتی «هنر لوندی» نکاتی آموزش داده خواهد شد که بسیاری از خانم ها نمی دانند و فکر می کنند بلد هستند. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 10:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]
دوست پسر ایده آل | دوست پسر خوب چه ویژگی هایی دارد؟
در فرهنگ ایرانی متاسفانه یا خوشبختانه، جایی برای رابطههای دوستی بین جنس مخالف وجود ندارد. این شاید به فرهنگ باستانی یا دین ما باز میگردد. با اینکه چنین فرهنگی را ما در ایران نداریم، اما رابطههای دوست دختر و دوست پسر امروزه کاملا شکلی موجه به خود گرفتهاند. شاید نسبت به یک دهه پیش، در این مورد جامعه ما دچار دگرگونی شدیدی شده و حتی شاید افرادی هستند که به صورت پارتنر کنار یکدیگر زندگی میکنند. در بعضی موارد این افراد مثل دو دوست خوب در کنار یکدیگر با آرامش کامل زندگی میکنند و در بعضی موارد تنها به مشکل و دعوا ختم میشود. اما از نظر شما مشکل از کجا به وجود میآید؟ شاید مشکل اصلی همان نیمه گم شده و مناسب بودن دو نفر برای یکدیگر باشد. متاسفانه این روزها اکثرا ملاک برای داشتن یک دوست پسر ایدهآل، ظاهری زیبا و وضع مالی خیلی مساعد است. این معیار شاید در ظاهر فریبنده و عالی باشد، اما در نهایت نمیتواند آرامش، خوشبختی و خوشی شما را تضمین کند. قطعا برای هر فرد معیار داشتن دوست پسر ایدهآل متفاوت است. اما بعضی معیارها وجود دارند که بین اکثر افراد دیده میشوند. شاید اگر به شکل یک نظر سنجی از بین همه دختران در مورد ویژگیهای دوست پسر ایدهآل بپرسیم، اکثر آنها به همین موارد اشاره میکنند. شاید اکثر ما همه این معیارها بشناسیم و ترجیح دهیم با کسی که تمامی این معیارها را داشته باشد در ارتباط باشیم. اما چرا در بسیاری از موارد دختران افرادی را به عنوان دوست پسر انتخاب میکنند که در آینده دچار مشکل شوند؟ آیا آنها چنین معیارهایی را ندارند؟
در برخی موارد تمامی ما انسانها شاید بدانیم راهی که پیش گرفتیم راه درستی نیست، اما با این حال آن را انتخاب میکنیم. این ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد. درباره موضوع مورد بحث ما، دلایل مختلفی مثل دلایل ظاهری ممکن است ما را فریب دهند و معیارهای واقعی خودمان را زیر پا بگذاریم. اما شاید به صورت کلی در مورد معیارهای یک دوست پسر ایدهآل باید این را در نظر گرفت که در درجه اول باید برای شما یک دوست خوب باشد. یک دوست خوب مثل دوستهای صمیمی خودتان، دوستهایی که تمام رازهای یکدیگر را میدانید و همیشه کنار هم هستید. روانشناسان بر این باور هستند که با کسی وارد رابطه شوید که اگر هم جنس شما بود، قطعا بهترین دوست شما میشد. همین موضوع نشان میدهد که دوست پسر یا پارتنر شما در درجه اول باید یک دوست خوب برایتان باشد. حال کمی در مورد معیارهای انتخاب دوست پسر صحبت میکنیم. معیارهای انتخاب دوست پسر ایدهآل
شاید مهمترین معیار انتخاب یک دوست پسر ایدهآل همین مورد باشد. قطعا اصل اول تشکیل هر رابطهای وفاداری است. وفاداری معنای گستردهای دارد. معمولا میتوان وفاداری را معادل عدم خیانت در رابطه دانست. اما به همان اندازه، خیانت نیز معنای گستردهای دارد. شما باید پارنتر یا دوست پسری را انتخاب کنید که از هر نظر به شما خیانت نمیکند. خیانت تنها در رابطه پنهان با دختری دیگر داشتن معنا نمیشود. خیانت ممکن است در ذهن ما نیز شکل گیرد. اینکه حتی فکر دختر دیگری در ذهن دوست پسرتان بگذرد، به نوعی خیانت محسوب میشود. خیانت در رفتار، عمل، ذهنیت و حرف شکل میگیرد. نه تنها در مورد رابطه دوست دختر و دوست پسرها، بلکه در رابطه دو دوست خوب نیز باید وفاداری دیده شود. مخصوصا زمانی که دو فرد از حالت دوستی ساده به پارتنر تبدیل میشوند، باید به وفاداری یکدیگر اطمینان داشته باشند. در رشدتو بخوانید مرد عاشق چه ویژگی هایی دارد؟ | یک مرد عاشق چگونه رفتار می کند؟ بر خلاف رابطههای زناشویی که از نظر قانونی ثبت شده و قابل پیگیری هستند، رابطههای دوستی هیچ پایه مستحکمی ندارند و طرفین رابطه به سادگی میتوانند به آن پایان دهند. به همین دلیل است که مخصوصا در رابطههای دوستی، باید وفاداری حاکم باشد تا عمر رابطه زیاد شود.
زنان میل زیادی به در و دل کردن دارند. آنها تمایل دارند تا در مورد هر موضوع کوچک و بزرگی صحبت کرده و خودشان را خالی کنند. این کار به آنها آرامش میدهد و انتظار دارند طرف مقابل به خوبی به حرف آنها گوش دهد. شاید این یک کار خسته کننده برای مرد به حساب بیاید، اما باعث آرامش طرف مقابل میشود. همه کارهایی که ما در رابطه مشترک با دوست دختر یا دوست پسر خود انجام میدهیم، خوشایند نیستند. گاهی شما باید از خود گذشتگی کرده و کاری را تنها به خاطر دلخوشی طرف مقابل خودتان انجام دهید. همانطور که گفتیم، یک دوست پسر ایدهآل در درجه اول باید یک دوست خوب باشد. یک دوست خوب همواره صحبتهای دوستش را میشنود و با او همراهی میکند. اگر شما نیز مثل سایر زنان با صحبت کردن آرام میشوید، پس به دنبال کسی باشید که شنوای صحبتهای شما باشد. گاهی برای بعضی از مردان اینکه درد و دلهای دختر مورد علاقه خودشان را بشنوند نیز لذتبخش است. اگر چنین حالتی اتفاق بیافتد که بهترین حالت ممکن است و شما میتوانید با خیال راحت ساعتها با دوست پسر خود صحبت کنید!
از نظر علمی کاملا ثابت شده است که دختران سریعتر از پسران به بلوغ فکری میرسند. همین موضوع باعث میشود تا بلوغ فکری دوست پسرتان، تبدیل به یک معیار بسیار مهم شود. بلوغ فکری اصلا سن دقیق و خاصی ندارد. در بعضی افراد در سنین کم، بلوغ فکری اتفاق میافتد و در برخی دیگر شاید در چهل سالگی نیز بلوغ فکری انجام نشود. معمولا رابطههای یک پسر جوان که به بلوغ فکری نرسیده ناپایدار هستند. این بدین خاطر است که فرد قبل از بلوغ فکری، ثبات احساسی و تفکری نداشته و به نوعی دمدمی مزاج است. به همین دلیل هرچقدر هم از نظر احساسی وفادار و قدرتمند باشد نیز شاید مورد مناسبی به عنوان دوست پسر نخواهد بود. فقط در مورد بلوغ فکری این موضوع را در نظر داشته باشید که اصلا ارتباطی با سن ندارد. ممکن است یک پسر با سن کم به بلوغ فکری رسیده باشد در حالی که یک مرد چهال ساله هنوز به بلوغی فکری نرسیده است.
اگر تصمیم دارید که وارد یک رابطه طولانی مدت شوید یا حتی میخواهید یک پارتنر برای خود انتخاب کنید، پس قطعا یکنواختی زندگی شما را آزار خواهد داد. اینکه دوست پسر شما شوخ طبع باشد، شاید از نظر شما یک معیار به حساب نیاید. اما جدی بودن بیش از حد و نداشتن طبع شاد و شوخ میتواند زندگی شما را دچار یکنواختی کند. یک خنده میتواند روز شما را بسازد.
متاسفانه مخصوصا در ایران هنوز نیز نگاه مالکیتی در عشق وجود دارد. برخی از مردان ایرانی بر این باور هستند که بعد از ایجاد رابطه دوستی، مالک کامل آن فرد میشوند. از این رو مرد ممکن است تلاش کند تا دوست دختر یا پارتنر خود را تغییر دهد. این تغییر ممکن است از نوع پوشش شروع شود و حتی تا کوچکترین و خصوصیترین کارهای او ادامه پیدا کند. در رشدتو بخوانید 6 مهارت ضروری برای ارتباط کلامی با همسرتان در زندگی مشترک و تجربه عشقی پایدار قطعا هیچکس دوست ندارد که کسی به این شکل زندگیاش را تغییر دهد. این طرز فکر سالهاست که منسوخ شده و دیگر در دنیای مدرن امروزی جایگاهی ندارد. اگر در مورد انتخاب دوست پسر خود تردید دارید، بهتر است از خودتان بپرسید که شما را همینطور که هستید میخواهد یا نه؟ اینکه بعد از مدتی رابطه داشتن با دوست پسر خود، برای مثال از شما بخواهد که یک اخلاق نامناسب را ترک کنید در این حوزه قرار نمیگیرد. منظور از قبول تمام شما در این است که شما را با تمام خوبیها، بدیها و مشکلات پذیرفته و علاقه خود را مشروط به اعمال یک سری تغییرات نکند.
شاید این معیار را در اکثر موارد نادیده بگیرند. معیاری که ممکن است بیشتر مشکلات از آن نشات بگیرند. نوع طرز فکر هر کس منحصر به فرد خودش است. به همین دلیل نمیتوان نوع خاصی از طرز فکر را بیان کرد. تنها باید توجه داشته باشید که دوست پسر یا پارتنرتان طرز تفکر و عقاید مشابه شما داشته باشد. این طرز تفکر در مدت طولانی میتواند مشکلات زیادی را برای شما به همراه بیاورد. باور و اعتقاد یک نفر چیزی نیست که در یک شب به وجود آمده باشد. باور یک فرد از ابتدای کودکی او شکل گرفته و به راحتی تغییر پیدا نمیکند. از همین رو اینکه بتوانید باور و طرز فکر دوست پسر خودتان را عوض کنید، بسیار دور از ذهن خواهد بود. به همین دلیل باید ببینید که از نظر طرز فکر با یکدیگر سازگاری دارید یا نه. گاهی حتی مسائل دینی مذهبی نیز ممکن است باعث ایجاد مشکل شوند. اعتقاد و باور، چیزهایی هستند که انسان در مورد آنها تعصب داشته و گاهی برای پایبندی به آنها مبارزه میکند. اگر میخواهید زندگی شما تبدیل به میدان جنگ نشود و مثل دو دوست خوب کنار یکدیگر زندگی کنید، حتما از نظر طرز تفکر و عقاید یکدیگر را بررسی کنید. در صورتی که از این نظر با یکدیگر تفاهم نداشتید، حتی اگر تمامی معیارهای دیگر مثبت بودند، بهتر است وارد رابطه با آن فرد نشوید. اینها تنها چند مورد از صدها هزار معیاری بودند که ممکن است هر فرد برای انتخاب دوست پسر، پارتنر یا همسر خود داشته باشد. معیارهای ظاهر مختلف من جمله زیبایی صورت، قد و قامت و حتی وضع مالی نیز ممکن است معیارهای مختلف انتخاب دوست پسر بسیاری از خانمها باشند. اما اینها کاملا بستگی به سلیقه فرد داشته و اصلا ثابت نیستند. به همین دلیل است که نامی از چنین معیارهای متغیری به میان نیاوردیم. در اینجا بیشتر تلاش داشتیم تا معیارهای اخلاقی را بررسی کنیم. معیارهایی که جزء الزامات تشکیل رابطه هستند و بدون آنها ادامه یک رابطه مقدور نخواهد بود. برای مثال تصور کنید که یک نفر از نظر مالی و ظاهری کاملا در جایگاه بالایی قرار دارد اما اصلا به اصول اخلاقی پایند نبوده و خیانت میکند. آیا شما تمایل به ادامه رابطه با چنین فردی را دارید؟ به صورت کلی این معیارها یا ویژگیها، اصول اولیه انتخاب یک دوست پسر ایدهآل به حساب میآیند. شاید برای شروع یک رابطه کافی نباشند، اما بدون وجود آنها نیز ادامه رابطه مقدور نخواهد بود. فرای همه این معیارها این است که کنار زوج خود شاد باشید و بخندید، زندگی کوتاه است، پس تلاش کنید از آن لذت ببرید. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 9:49 ] [ گنگِ خواب دیده ]
انواع روابط دوستانه | چگونه حد و مرز روابط دوستانه را مشخص کنیم؟
آیا تا به حال برای شما پیش آمده که دوستتان از حد خودش بگذرد و شما را از این بابت برنجاند؟ اگر این اتفاق را تجربه کرده باشید، قطعا دوست دارید بدانید که چطور حد دوستی را در رابطههای دوستانه حفظ کنید. شما حتی برای دوست صمیمی خودتان نیز باید حد و مرزی را مشخص کنید . دوستان و اطرافیان شما، هر یک مرزی منحصر به فرد را باید با شما حفظ کنند. آیا به نظر شما دوست خوب کسی است که هیچ مرزی برای شما مشخص نمیکند؟ یا تعریف دوست خوب معنای دیگری میدهد؟ میزان صمیمیت، نشان دهنده این است که چقدر این مرزها به شما نزدیکتر هستند. مشخص کردن حد دوستی به نوعی کار دشواری بوده و نیاز به تمرین زیادی دارد. شاید شما برای اینکه دوستان زیادی داشته باشید، حاضر به انجام این کار نیستید. اما اینکه بدون حد و مرز با دوستان خود ارتباط داشته باشید، باعث بروز مشکلات متعددی میشود. در ابتدا باید انواع مختلف رابطه را دانسته و بر اساس نوع رابطه، حد دوستی را مشخص کنید. انواع مختلف رابطه از نظر اجتماعیاز نظر اجتماعی روابط به چند دسته مختلف تقسیم میشوند: رابطه دوستانه، رابطه صمیمانه، رابطه کاری، رابطه احساسی و رابطه خونی. حال کمی در مورد هر یک از این روابط باید صحبت کنیم.
زمانی که با فردی رابطه دشمنی نداشته باشید، یا رابطه دوستانه دارید یا رابطه کاری بین شما حاکم است. شاید بپرسید تکلیف دستهای از افراد که هیچ نوع حسی به آنها نداریم چه میشود؟ پاسخ سادست، در اینجا تعریف “رابطه دوستانه” را بررسی میکنیم. همانطور که مشاهده میکنید، در ابتدا کلمه “رابطه” آمده است. دستهای از افراد که هیچ حسی به آنها ندارید، رابطهای نیز با آنها برقرار نمیکنید. در نتیجه زمانی که رابطهای وجود نداشته باشد، نیاز به تعیین مرز نیز وجود ندارد. اما در مورد رابطه دوستانه میتوان به دو همکار اشاره کرد که هر روز کنار یکدیگر هستند و مشکلی با یکدیگر ندارند. آنها شاید حتی خارج از محیط کار یکدیگر را ملاقات نکنند، اما داخل محیط کار نسبت به سایر همکاران با یکدیگر رابطه صمیمانهتری دارند. به این نوع رابطه، رابطه دوستانه میگویند. یا به عنوان یک مثال دیگر میتوان به رابطه دو همکلاسی اشاره کرد. شاید یک دانشجو در کلاس تنها با چند همکلاسی خود ارتباط داشته باشد. در بین این افراد ممکن است تنها با یک نفر احساس صمیمیت بیشتری کند. معمولا تحت این شرایط نیز رابطه آنها تنها محدود به محلی میشود که در آنجا آشنا شدند و در این مورد خاص رابطه آنها محدود به دانشگاه است. در حال حاضر این موضوع را بررسی نمیکنیم که ممکن است نوع روابط تغییر کنند و یک رابطه صمیمانه، حتی تبدیل به یک رابطه احساسی شود.
روابط مختلف میتوانند ترقی کنند و به رابطه صمیمانه تبدیل شوند. به این شکل مثلا در نمونهای که نام بردیم، ممکن است دو همکلاسی در محیط دانشگاه آنقدر رابطه دوستانهای داشته باشند که باعث صمیمیت بیش از اندازه شده و تبدیل به دوست خود شوند. در این حالت ما شاهد رابطه صمیمانه هستیم. در رابطه صمیمانه، ارتباط آنها محدودیت خاصی ندارد. ممکن است این دو دوست خوب با یکدیگر عازم سفر نیز شوند و وقت زیادی را با هم سپری کنند. در این نوع رابطه، مرزهای بین آنها بسیار نزدیکتر خواهد شد.
گاهی ارتباط دو نفر تنها به منظور هدف خاصی است. مثلا دو کارمند یک شرکت که بدون هیچ گونه رابطه دوستانه و یا صمیمیتی با یکدیگر کار میکنند. این نیز نوعی از ارتباط بوده که باید تعریف شود. در رابطه کاری، مرزها کاملا مشخص و جدی هستند. شاید اگر یک همکار از حد و مرز خود تخطی کند، به شدت با او برخورد شود. در رشدتو بخوانید 6 مهارت ضروری برای ارتباط کلامی با همسرتان در زندگی مشترک و تجربه عشقی پایدار این نوع رابطه تنها محدود به محیط کار نیست. برای مثال رابطه ساده دو همکلاسی نیز میتواند نوعی از رابطه کاری باشد. برای مثال ممکن است یک خانم در محیط کار یا محیط تحصیل، با سایر آقایان کاملا رابطه کاری داشته باشد و تنها با چند خانم رابطه دوستانه برقرار کند.
برخلاف تصور شما، رابطه احساسی تنها محدود به جنس مخالف نیست. گاهی ممکن است دو هم جنس از رابطه صمیمانه به رابطه احساسی برسند و مثل دو برادر یا دو خواهر یکدیگر را دوست داشته باشند. برای رسیدن به این حالت شاید مدت زمان زیادی سپری شود، اما شدنی است. اما بیشتر مواقع رابطه احساسی بین دو جنس مخالف شکل میگیرد. معمولا اگر یک سلسله مراتب را در نظر بگیریم، دو نفر در ابتدا با یکدیگر یک رابطه ساده برقرار میکنند و به تدریج رابطه آنها دوستانه، صمیمی و در نهایت احساسی میشود. برای مثال ممکن است دو همکلاسی در ابتدا به دلیل مسائل درسی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. پس از مدتی ارتباط، ممکن است آنها رابطه دوستانهای با یکدیگر پیدا کنند، اما این رابطه تنها محدود به محیط کلاس و دانشگاه است. پس از مدتی این رابطه به خارج از کلاس کشیده شده و در نهایت تبدیل به یک رابطه احساسی میشود.
کاملا از نام این نوع رابطه مشخص است که تنها ارتباط خونی و فامیلی در اینجا مطرح میشود. در انواع قبلی روابط، نمیتوانستید با یک نفر هم رابطه صمیمانه داشته باشید و هم رابطه دوستانه، اما در این مورد اینطور نیست. برای مثال ممکن است که با یک نفر رابطه خونی و رابطه کاری داشته باشید، یا اینکه از رابطه خونی به رابطه احساسی برسید. برای مثلا شما در محیطی کار میکنید که همکار شما جزء اقوامتان است. در آنجا ارتباط خونی و ارتباط کاری دارید. ممکن است این رابطه دوستانه، صمیمانه یا احساسی نیز شود. حال بهتر است کمی در مورد مرزهای بین این روابط صحبت کنیم. حد دوستی در روابط مختلف دوستانه
به صورت کلی، مرزبندی مربوط به ارزشهای شخصی هر فرد میشود. ممکن است چیزی برای یک فرد ارزش باشد، در حالی که فردی دیگر حتی به آن فکر هم نمیکند. برای مثال شاید در یک رابطه دوستانه شما علاقه زیادی به این نداشته باشید که هر روز دوستانتان با شما تماس تلفنی داشته باشند و این موضوع شما را آزار میدهد. یا برای مثال اینکه کسی در مورد مسائل خانوادگی با شما صحبت کند ممکن است برایتان آزار دهنده باشد، در حالی که دیگری تمایل دارد در مورد مسائل خود صحبت کند تا آرام شود. اخلاقیات هر کس با دیگری تفاوت دارد. برای مثال روابط خیلی شخصی و بسیار نزدیک در فرهنگ بعضی افراد حتی در رابطه احساسی نیز معنا ندارد، در حالی که ممکن است دیگری چنین رابطهای را در ارتباط کاری با دیگری ایجاد کند. در نتیجه این شما هستید که مرزهایی را برای خودتان قرار میدهید. این کاملا به فرهنگ، اخلاقیات، ارزشها و هنجارهای شما بستگی دارد. تنها باید این موضوع را در ذهن داشته باشید که همین مرزبندیها هستند که صمیمیت را بالا میبرند. اینکه شما ببینید دوستانتان تا چه حد به ارزش و هنجار شما اهمیت میدهند و بالعکس اینکه شما چقدر به ارزشهای دیگران احترام میگذارید. زمانی که ببینید دوست خوب شما اصلا به ارزشتان احترام نمیگذارد، به تدریج رابطه خود را با او کم رنگ میکنید. در رشدتو بخوانید ازدواج سفید چیست ؟ در نتیجه قرار دادن مرز در روابط دوستانه بسیار حائز اهمیت است. البته اینکه چه مرزی را بین خود و دوستانتان قرار دهید کاملا سلیقهای است، اما برای قرار دادن آن مرزبندی باید کاملا با اطلاع قبلی عمل کنید. چطور در روابط دوستانه بین خودمان و دوستهایمان مرز قرار دهیم؟شاید قسمت سخت مرزبندی کردن، نحوه قرار دادن این مرز باشد. هرچه رابطه صمیمیتری با دوست خود داشته باشید، قطعا اینکه برای او حدی قرار دهید، سختتر خواهد بود. برای مثال تصور کنید که شما به نزدیکترین دوست خود میخواهید بگویید که اصلا علاقهای به پیام دادنهای زیاد ندارید. اگر به صورت مستقیم و صریح به او چنین موضوعی را بیان کنید، ممکن است از شما برنجد. در نتیجه باید راهکاری را بیابید تا به صورت غیر مستقیم او را متوجه این موضوع کنید. روشی از پیش تعیین شده برای این کار وجود ندارد. هر فرد شخصیت منحصر به فردی دارد و شما بهتر از هر کس دوست خود را میشناسید. مثلا در مورد ذکر شده میتوانید زمانی که پیام زیادی برای شما ارسال میکند، پاسخ او را ندهید. اگر او از شما پرسید که چرا پاسخگو نیستید، میتوانید با آرامش به او چنین بیان کنید که :” اوه، واقعا عذر میخواهم، من عادت ندارم که زیاد پیامهایم را بررسی کنم”. به همین راحتی میتوانید او را متوجه این موضوع کنید که از پیام دادن زیاد لذت نمیبرید. گاهی ارزش شما بیش از پیام دادن است و واقعا اصلا نمیخواهید اجازه دهید کسی از آن حد دوستی عبور کند. در چنین مواردی میتوانید ابتدای ساکن افرادی را مثال بزنید که چنین حد و مرزی را برای زندگی خود تعیین کردهاند. سپس در گام بعدی خودتان را نیز به جمع آن افراد اضافه کرده و کمی در مورد ارزشهای شخصی خودتان نیز صحبت کنید. در ادامه اضافه کنید که شما نیز چنین حد و مرزی را برای زندگی خود مشخص کردهاید و اجازه نمیدهید کسی از این حد تخطی کند. با چنین روشی میتوانید دیگران را متوجه این موضوع کنید که حد و مرز شما برای زندگی چیست و اینکه اجازه نمیدهید کسی از آن حد و مرز تخطی کند. قرار دادن مرز بین خود و دوستانمان در روابط دوستانه چه اهمیتی دارد؟آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که دلیل وجود روابط دوستانه، صمیمی یا احساسی چیست؟ شاید اصل وجود چنین روابطی ایجاد آرامش و راحتی برای یکدیگر باشد. شما اگر با فردی رابطه صمیمانه دارید، قطعا انتظار میرود که از کنار یکدیگر بودن لذت ببرید. اگر واقعا اصل همین هست، پس باید جلوی هرگونه درگیری را بگیرید و اجازه ندهید چیزی این آرامش را بر هم بزند. اگر واقعا موضوعی دوست شما را بسیار آزار میدهد، پس باید به ارزش او احترام گذاشته و وارد حد و مرز زندگی شخصی او نشویم. به این شکل هر دو طرف رابطه احساس آرامش و راحتی میکنند. هر انسانی، تاکید میکنم، هر انسانی برای خودش ارزشهایی دارد که به آنها پایبند است. ارزشهایی که به هیچ وجه اجازه نمیدهد دیگران، حتی صمیمانهترین دوستش، به آنها بیاحترامی کند. در روابط بی حد و مرز، ناخودآگاه به حریم شخصی یکدیگر تجاوز میکنند و به مرور زمان روابط آنها بوی زوال به خود میگیرد. در نتیجه برای اینکه رابطهای سالم، ماندگار و آرامشبخش داشته باشید، همواره برای زندگی خودتان مرز قرار دهید. فراموش نکنید که نزدیکی بیش از حد برای زندگیتان خطرناک است. [ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ] [ 9:42 ] [ گنگِ خواب دیده ]
تاثیر دوست اجتماعی از جنس مخالفدوستی بین زن و مرد یا دختر و پسر ذاتا پیچیده است. آنچه که این رابطه دوستانه را پیچیدهتر میکند تفاوت بین آفرینش زن و مرد است. دختر و پسر دارای نگرش و دیدگاههای متفاوتی هستند. به طور کلی جنس مرد و زن نیازها و خواستههای متفاوتی دارند و زندگی را از دریچه متفاوتی میبینند. این موضوع هرچند چالش برانگیز است و میتواند موجب بروز کشمکش بین مردان و زنان شود اما میتواند مزایای متعددی هم در بر داشته باشد. زن و مرد هر چقدر هم که از نظر دیدگاه باهم تفاوت داشته باشند اما در نهایت مکمل یکدیگر هستند و بودن آنها در کنار یکدیگر باعث کاملتر شدن آنها میشود. برای مثال در رابطه دوستانه بین دختر و پسر هر دو طرف رابطه دوستی از داشتن یک همصحبت بهره میبرند، اعتماد به نفس آنها افزایش مییابد، اطلاعات آنها از جنس مخالف افزایش مییابد، روابط اجتماعی آنها گستردهتر میشود، احترام به جنس مخالف را یاد میگیرند و از به اشتراک گذاری منابع سود میبرند و در نهایت میتوانند به فرد موفقتری در جامعه تبدیل شوند. در ادامه به ۱۰ مورد از مزایای داشتن دوست اجتماعی از جنس مخالف اشاره میکنیم. مزایای داشتن دوست اجتماعی از جنس مخالف۱. یاد گرفتن از دوست اجتماعی از جنس مخالفدوستی و داشتن یک رابطه دوستانه نوعی از یادگیری و آموزش محسوب میشود. طبیعی است انسانها با هم اختلاف سلیقه دارند و روحیات و گرایشهای متفاوتی دارند، به خصوص اینکه دختر و پسر از نظر علاقهمندی و احتیاجات نسبت به یکدیگر بسیار متفاوت هستند. داشتن دوست از جنس مخالف میتواند به دختر یا پسر کمک کند تا در مورد جنس مخالف اطلاعات بیشتری کسب کنند و بتوانند در روابط اجتماعی خود موفقتر عمل کنند. وجود یک دوست خوب از جنس مخالف نقش مهمی در شناخت یک فرد نسبت به جنس مخالف ایفا میکند. رابطه دوستانه بین دختر و پسر این امکان را فراهم میکند تا یک فرد بتواند دنیا را از زاویه جنس مخالف نگاه کند، با نیازهای جنس مخالف آشنا شود و با راه برآورده کردن نیازهای عاطفی و احساسی او آشنا شود. |
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||