|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
قصّه ی عشق غم انگیز...نمی فهمیدیم!
زرد بودیم همه عمر ، ولی تا گفتند: نه ، نشد غارت "یک دل" بکنیم ، انگاری سالها دربدرِ درک حقیقت بودیم فرقِ بین هوس و عشق کمی مبهم بود ما مترسک شده بودیم وَ چیزی غیر از - "زندگی قصّه ی تلخیست..." وَ مشکل این بود [ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 8:45 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||