لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

و اندوه پیراهنِ بلندی بود‎که بعدِ تو به تن کردم‎تا آن قدر بر تن ام زار بزند‎که شاید مرگ، دل رحم تر از زندگی باشد‎و پیراهنِ سفیدی از آستین روزهای اش‎برایم بیرون بیاورد‎!

[ سه شنبه نهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 14:5 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا