لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

ما همه قطره ایم

کمی آسان شویم در تفسیر آب .در شکل هندسی فهم .باز کنیم دریچه ی ادراک را به فهم درخت .هر کسی آن فهمد کهآن داند .کسی بر لب زمزمه‌ دانایی کل نکند ما همه‌ در سفره هستی نادانیم .آن یکی گل را چه خوب می شناسند.این یکی ناز کبوتر را در تیغه ی بام .ان یکی بوی گل زنبق را این یکی عطر دهان باران را آن یکی چه خوب می فهمد اشعار بهارالملک را.این یکی چه خوب درد اشعار عارف قزوینی .ما همه قطره ایم یا که بیتی از یک شعر بلند یا که رودی درازیا که ما تک برگیم در سینه این بید پر از شاخ بلند.کمی آسان شویم در چرخش این چرخ فلک .آب را از عفونت تکرار دور کنیم .دور زنیم سکسکه تقلید را .آرام بجهیم از این مرزبندی من و تو .ما همه دلبندیم. دل بسته . باز کنیم این بند بخود بسته ی خودخواهی را..

آدمِ گُم

گاهی لازمه روبروی خودمون بنشینیم .بدون رودرواسی با خود خودمون چاق سلامتی کنیم. بگیم و بخندیم .مثه دیوونه ها بازی کنیم،بخندیم. مزه بریزیم وسط دلتنگیهامونادا در بیاریم واسه همه تلخی های زهرمار خورده از دست هرکس و‌نا کسی.سر بسر خودمون بزاریم.ببریمش لب دریا و تشنه برش گردونم.اونقدر اذیتش کنیم که با سنگ و چماق و یک مشت حرف مفت دنبالمون کنه.در حین دویدن قائم موشک با هاش بازی کنیم.اصلا راستی راستی گم بشیمبریم زیر یک درخت یهویی گم بشیمشاید روزی روی شاخه های یک درخت کنار یک سیب سرخ دو قلو پیدا شدیم و ویژ تاب خوردیم رفتیم و رفتیم تا‌ توی ابرها گم‌ شدیمآخ آدم گم هم که میشه این جوری گم بشه و اینجوری هم روی ساقه های تر یک درخت پر از خوشه های انگور مست مست پیدا بشه.

[ شنبه ششم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 17:14 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا