لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

پیدایم کن

میخواهم گم و گور شوم

مثلا بروم جنگل جنگلی که دود و سیاهی همه جا را نقاشی کرده و

سبزی این درختانچشمان تو را برای من تداعی می کند

میخواهم بروم وسط جنگل بچرخم بچرخم بچرخم

تا گم شوم لا به لای دودهای مه آلود

انتظارت را کشیدن اشتباه است

امادوست دارم دوست دارم دنبالم بگردی بیایی

صدایم بزنی

چشمانت بچرخد دنبالم

پیدایم کنی

fچسبی به من

دستانت را از پشت سر

[ شنبه ششم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 16:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا