لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

هر بار که به وعده گاهمان می آیم تو نیستی وانمود میکنم که باز دیر رسیده ام

فقط جای خالی تو را کنار بوته ها و زیر نور سفید چراغ می بینم

با کوله باری از خاطرات که همان نزدیکی روی پله های کنار خیابان جا مانده است

...

من میمانم وردپای تو و خط ممتد سفیدی که تا انسوی جاده کشیده شده است

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 18:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا