لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

بودایی یا بودیسم نوعی روش زندگی است که انسان را به نیروانا یا دنیای آرامش، صلح و آسودگی از رنج می‌رساند. برخی گمان می‌کنند بودا خدا است؛ در حالی که او موجودی خارق‌العاده در نظر گرفته می‌شود؛ اما خدا نیست. بودا به جهان به مثابه یک موجودیت ثابت مادی نمی‌نگریست؛ بلکه بر درک آن از سرنوشت انسان و عواملی تکیه می‌کرد که بر آن اثر می‌گذارند. از دیدگاه او زندگی انسان بی‌پایان است و همواره باید چشم‌انتظار یک رشته بی‌پایان از تولدهای مجدد باشد که این تولدها ممکن است در این جهان یا جهان‌های دیگر رخ دهند.

بودا برای انسان نوعی تناسخ قائل است که پشت آن نیرویی محرک کارما قرار گرفته است

بودا به زندگی مکرر انسان بعد از مرگ (که به آن تناسخ می‌گویند) معتقد بود و در پشت آن به نیروی محرک کارما اعتقاد داشت. کارما در آیین بودایی قانون پولادین علت و معلولی به شمار می‌رود که مطابق آن کردار نیک دربردارنده نتیجه نیک و کردار بد دربردارنده نتیجه بد است. او بر این باور بود که زندگی بعدی هر فرد بر پایه عذاب یا پاداش زندگی قبلی او بنیان گذاشته می‌شود.

در تعالیم زندگی بودا هر نوع حیاتی مقدس محسوب می‌شود و نباید هیچ موجودی را از میان برد؛ زیرا هر موجودی به‌تدریج و با توالی چندین زندگی، از حشره تا انسان کامل را زندگی می‌کند. به‌بیان دیگر و طبق عقیده تناسخ، ممکن است یک موجود در هرمرحله از تولد چندین نوع زندگی از حشره تا انسان را تجربه کند.

اصول آیین بودا

اصول آیین بودایی

منبع عکس: livescience.com

بودا آیین خود را درباره وضعیت بشر بر مبنای سه اصل بنیان گذاشت و آن را «سه نشانه هستی» نام‌گذاری کرد.

  • نخستین نشانه یا ویژگی طبیعت هستی بشر و پایه کل نظام دینی بودایی، آنیتیا (anitya به‌معنای ناپایداری) است. بودا براین باور بود که همه چیز در حالت تغییر دائم است و هیچ چیز در جهان مادی پایدار نمی‌ماند. اشیا شاید این تصور را ایجاد کنند که پایدار هستند؛ اما این فقط یک پندار است؛ زیرا زمان کافی، همه چیز، کوه‌ها، دریاها، آسمان‌ها و انسان‌ها را دگرگون می‌کند و در نهایت از میان می‌روند و ناپایدار هستند.
  • دومین نشانه هستی، دوکه (duhkha به‌معنای ناخوشایندی) است که از همین ناپایداری نشئت می‌گیرد. از نگاه بودا همه اشیایی که پایدار نیستند، ناخوشایندند؛ بنابراین اعتماد انسان به هر شی مادی بیهوده و محکوم به شکست است.
  • سومین نشانه هستی از نخستین نشانه آن حاصل می‌شود. این نشانه از اندیشه آناتمن (anataman به معنی بدون روح) گرفته شده است. (در بودیسم مهایانه، آناتمن به فردی می‌گویند که به روشنگری دست می‌یابد، اما انتخاب می‌کند در این دنیا بماند و به کسانی که رنج می‌برند کمک کند).

بودا عقیده دارد انسان‌ها از یک روح پایدار برخوردار نیستند. از دیدگاه او انسان موجودی مرکب از یک ابر پیوسته متغیر، متشکل از اجزای مادی و ذهنی است. به این‌جهت سخن از جوهر ابدی انسان که بعد از مرگ تداوم می‌یابد صحیح نیست. بعضی از ویژگی‌ها ممکن است از یک زندگی به زندگی دیگر تداوم یابند؛ اما شخصیت چنین نیست.

از دیدگاه بودا همه پدیده‌های عینی جهان، پیامد عوامل پیوسته‌ی متغیر هستند. بودایی‌ها به این اندیشه «پره تیترا ساموتپادا» می‌گویند، به این مفهوم که هر چیز به‌خودی‌خود مستقل از علت‌های قبل نیست. بودا از این استنباط تا حدی بدبینانه، فراتر می‌رود و راه خروج از این مخمصه انسانی را نشان می‌دهد. راه او به چهار حقیقت شریف شهرت دارد و چنین است:

  • نخستین راه این است که زندگی در ذات خود خوشایند نیست.
  • راه دوم این است که اندیشه ناخوشایندی جهان به‌علت عطش‌های مداوم در انسان شکل می‌گیرد و از جهل درباره طبیعت حقیقی و واقعیت ناشی می‌شود.
  • سومین راه حقیقت شریف این است که این نیازمندی نباید سرنوشت همه انسان‌ها باشد و راهی برای رهایی از قید این ناخوشایندی جهان وجود دارد.
  • چهارمین و آخرین حقیقت شریف این است که راه نجات از بندگی جهان در خط سیر هشتگانه است و در طی آن باید هشت عمل صحیح را در پیش گرفت.

بودا در چهار اصل خود ابتدا رنج را بخشی جدایی‌ناپذیر زندگی انسان در همه مراحل زندگی معرفی می‌کند که شامل تولد، بیماری، پیری و مرگ می‌شود؛ سپس هوس را عامل رنج معرفی می‌کند و لازمه غلبه بر درد و رنج را دوری از خودخواهی و هوس می‌داند و چهارمین اصل خود را به توضیح چگونگی دست‌یابی به سه اصل پیشین اختصاص می‌دهد.

بودا

منبع عکس: thejapaneseshop.co.uk

پندار درست، قصد درست، سخن درست، اعمال درست، امرار معاش درست، کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست (Meditaion) مسیر هشتگانه بودا را تشکیل می‌دهند. انسان با ورود به این راه هشت پله‌ای و عبور از هر مرحله، به‌ترتیب وارد مرحله بعد می‌شود. ابتدا درست می‌اندیشد و با اندیشه درست، تصمیم صحیح می‌گیرد؛ سپس درست صحبت می‌کند و امرار معاش خود را از راه درست انجام می‌دهد؛ بعد از آن از هر راهی که رنجش دیگران را فراهم کند، دوری می‌جوید؛ همچنین با تلاش در مسیر خود به کارهای نیک روی می‌آورد تا در مرحله پایانی آن به تمرکز و مراقبه راه پیدا کند. بودا براین باور است که در مرحله پایانی این راه، درک نهایی ماهیت واقعیت و رهایی از چرخه بی‌پایان زندگی حاصل می‌شود.

مسیر هشتگانه بودا برای دست‌یابی به نیروانا از اندیشه نیک و سلوک اخلاقی عبور می‌کند و به مراقبه می‌رسد

برخی براین باورند که بودا در طی مسیر روشنگری عقل را مردود می‌دانست؛ اما چنین نیست؛ زیرا هنگامی که راهب آنچه در طی راه آموخته‌ است را به مراقبه انتقال دهد، پای عقل به میان می‌آید؛ بنابراین مراقبه در کنار تعقل، تفکر و زندگی اخلاقی بر طریقت رهرو تاثیر مثبت می‌گذارد. بودا عقیده داشت در این مرحله باید از عقل فراتر رفت تا روشنگری حاصل شود.

تعالیم بودا از نظر فلاسفه دو جنبه کلی دارند:

  • ابتدا راه دست‌یابی به اشراق و ادراک خاص از طریق تمرکز در مراقبه رخ می‌دهد و در طی آن تجربه‌ای متعالی برای فرد حاصل می‌شود.
  • دوم نگاه عقلانی او به زندگی که با تزکیه نفس از راه سلوک اخلاقی به دست می‌آید. با این دیدگاه، تفکر منطقی تنها درجای خود اهمیت دارد؛ اما هنگام روبرویی با ناشناخته‌ها که دانش حاصل از آن قابل انتقال نیست، از جنبه انتفاع خارج می‌شوند.
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 15:47 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا