لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیش از یافتن معنی وجودی خود، در زندگی یاری کند. به همین علت گفته‌اند: کسی که چرای زندگی را یافته است با هر چگونگی خواهد ساخت.

کسی که هدفی در آینده نمی‌بیند، به ناچار تسلیم واپس‌نگری خواهد شد و اندیشه‌های گذشته را نشخوار خواهد کرد و این مسیر سقوط است.

زمانی که قادر به تغییر موقعیت نیستید شما به چالش کشیده شدید تا خود را تغییر دهید.
بشر موجودیست که به هر شرایطی عادت میکند.

اصلاً اگر زندگی دارای مفهومی باشد، پس باید رنج هم معنایی داشته باشد. رنج، بخش غیرقابل ریشه کن شدن زندگی است، گرچه ب شکل سرنوشت و مرگ باشد؛ زندگی بشر بدون رنج کامل نخواهد شد، بشیوه‌ای که انسان سرنوشت و همه رنجهایش را می‌پذیرد (بشیوه‌ای ک صلیب خود را بدوش می‌کشد). فرصتی می‌یابد که حتی در دشوارترین شرایط معنای ژرفتر به زندگی بخشد.

کسی که چرایی برای زیستن داشته باشد، از پس هر چگونه‌ای بر می‌آید.

ما رنج بسیار باید می‌بردیم، از اینرو می‌بایست با این رنج‌ها روبرو می‌شدیم و می‌کوشیدیم لحظات ضعف و اشک‌های پنهانی را به حداقل برسانیم. اما نیازی نبود از اشک‌های خود شرمنده باشیم، که این اشک‌ها خود شاهدی برآنست که انسان دلاورانه و برافراشته قامت رنج‌ها را تحمل می‌کند.

برای هر زندانی از بند رسته‌ای روزی فرا می‌رسد که وقتی به دوران اسارت خود می‌نگرد و تجارب اردوگاهی را زیر و رو می‌کند، باور نخواهد کرد که چنان روزگار دشواری را تحمل و سپری کرده‌است. همچنان که سرانجام روز آزادیش فرا رسید و همه چیز در نظرش چون رؤیای زیبایی بود، روزی هم فرا خواهد رسید که تجربه‌های اردوگاهی‌اش چون کابوس رنجش خواهد داد.

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 18:36 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا