لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

درمان افسردگی امکان پذیر است؟

افسردگی اگر چه می تواند یک واکنش احساسی طبیعی باشد و کمتر کسی است که در لحظاتی از زندگی اش این حالت را تجربه نکرده، ولی اگر طولانی و شدید باشد به طور حتم بیماری تلقی می شود. برای مثال وقتی عزیزی را از دست داده اید دچار افسردگی شده، شدیداً گریه و زاری می کنید و ممکن است خواب و اشتهای خود را از دست بدهید. وقتی رابطه ای از هم می‌پاشد و تمام می شود ممکن است دچار ضربه روحی شویم، گریه کنیم، غذا نخوریم، خشمگین و بدخلق شویم، خوابمان به هم بریزد و بالاخره مضطرب و زود رنج شویم. غالبأ این حالت بعد از چند روز از بین می‌رود و به زندگی عادی بر می گردیم در چنین مواقعی می گوییم افسرده یا پکر بودم و یا دلم گرفته بود.

ولی این خلق پایین چیزی نیست که پزشکان به آن افسردگی گویند. آنها اصطلاح افسردگی را برای توصیف وضعیتی بسیار وخیم تر که فرد را حداقل به مدت چند هفته درگیر می کند و بر جسم و روان او تأثیر می گذارد، به کار میبرند. این حالت ممکن است بدون هیچ علتی ایجاد گردد و گهگاه می‌تواند زندگی فرد را تهدید کند. هیچ علامت مشخصی وجود ندارد که مشخص کند شما صرفا غمگین هستید، یا اینکه دچار بیماری افسردگی شده اید. بسیاری از علائم این دو حالت مشابه هستند. گرچه وقتی افسرده هستید، علائم تشدید می‌شوند و مدت طولانی تری دوام می یابند.

به طور تقریبی می توان گفت، که اگر غمگینی یا خلق پایین شما بر تمام جنبه های زندگی تان تاثیر گذاشته باشد، دو هفته طول بکشد و یا شما را به جایی برساند که راجع به خودکشی فکر کنید، باید به دنبال راه چاره باشید.

اضطراب که یک حالت احساسی دیگر است، اگرچه به تنهایی هم مشاهده می‌شود ولی در بسیاری موارد همراه افسردگی به شخص هجوم می‌آورد و در حقیقت در بسیاری از انواع اختلال افسردگی، اضطراب هم وجود دارد.

شناخت علائم غم

سؤال خیلی مهم این است: آیا شما افسرده هستید یا فقط غمگینید؟
جواب این سؤال بسیار مهم است. همه غم و اندوه را تجربه کرده ایم. روز های بد و خلق افسرده گاه و بیگاه. احساس غمگینی همان حس افسرده بودن نیست. بنابراین در درجه اول باید مشخص شود که غمگینی طبیعی چیست؟
و چطور از افسردگی متمایز می شود؟
غمگینی دقیقا چیست؟ غمگینی را می توان این طور تعریف کرد: دلتنگی روحی یا رنج بردن، بدون وجود هیچ درد فیزیکی، که می تواند شامل تجربه مرگ یک عزیز یا حس همدردی با عزیزمان باشد که بیمار هستند. برای مثال مادری که رنج فرزندش را می بیند با وجود این که هیچ درد فیزیکی ندارد اما رنج می برد و غم و اندوه را تجربه می کند. وقتی ما غمگین هستیم هیجانات ما از طریق گریه کردن، صحبت کردن یا فکر کردن مداوم درباره غم و اندوه مان مشخص می شود و ممکن است غذا خوردن، خوابیدن یا تمرکز کردن برایمان سخت شود.

غمگینی با احساس غم و اندوه مشخص می شود و این نقطه مقابل بی حسی و بی تفاوتی است که ویژگی اصلی افسردگی است.
مشکل اینجاست که نمی توان دقیقا مشخص کرد چه چیزی می تواند سرآغاز غم و اندوه شود. برای مثال وقتی می بینیم زندگی یا شرایطمان رو به سوی پیشرفت و ترقی ندارد و ما حتی در حال افت و تنزل هستیم ممکن است اندوهمان شکل بگیرد. راکد ماندن و یا دیدن این که زندگیمان بجای بهتر شدن بدتر می شود شرایطی است که سبب ایجاد رنج و اندوه می شود. ما به عنوان یک انسان نیاز های ابتدایی مانند امنیت، غذا، پناهگاه و عشق را دنبال می کنیم و سعی می کنیم آن ها را به واقعیت نزدیک کنیم. اما وقتی پیشامد ها و شرایط زندگیمان سد راه رشد روحی_روانی یا واقعیت وجودیمان می شوند، رنج می بریم و احساس غمگینی می کنیم.

غم در برابر افسردگی

غم در یک دوره ای به دلایل اغلب بیرونی آغاز می شود و سپس تمام می شود در حالی که افسردگی ادامه پیدا می کند. این راهی است که شما می توانید بگویید آیا فقط احساس غم و اندوه می کنید یا واقعا افسرده هستید. احساس غم و اندوه در بسیاری از شرایط قطعا عادی و معمولی است. علائم غم و اندوه اغلب شبیه علائم افسردگی است شما گریه می کنید، نمی توانید بخوابید، اما به مرور زمان به حالت عادی بر می گردید و غم و اندوه پایان می پذیرد. این به معنای ناپدید شدن مشکل نیست. فقط شما موفق می شوید با حمایت صحیح به خوبی از عهده آن برآیید. ممکن است نیاز باشد در مورد مشکلتان با دوستان یا اعضای خانواده خود صحبت کنید و کمک کنید مسئله هر روز کم رنگ و کم رنگ تر شود. داشتن یک روز بد یا حتی یک هفته بد در حالی که طبیعی است شاد باشید و از زندگی لذت ببرید نشان دهنده این نیست که شما افسرده هستید.

در حالی که احساس از دست دادن توانایی برای مفید و کارآمد بودن تمام روز و هر روز به مدت حداقل ۲ هفته می تواند علامت افسردگی باشد.
علائم افسردگی ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت بوده و شامل تمام یا بعضی از موارد زیر است:

  • احساس غم و اندوه یا بی حوصلگی
  • مشکلات خواب
  • بیدار شدن های مکرر در نیمه های شب
  • فقدان انرژی و احساس خستگی و بی حالی
  • تغییر در اشتها (به طور معمول از دست دادن اشتها)
  • اختلال در تمرکز، تصمیم گیری و فکر کردن
  • از دست دادن تمایل و علاقه به چیزی که قبلا لذت بخش بوده است مثل رابطه جنسی، یک فعالیت یا سرگرمی
  • حملات اضطرابی یا ترس بیمار گونه
  • توجه وسواس گونه به تجربیات و افکار منفی
  • احساس گناه، بی ارزشی، نا امیدی یا بی پناهی
  • بی قراری و تحریک پذیری
  • افکار مرگ یا افکار خودکشی
  • بررسی عوامل بیولوژیک افسردگی
  • اگر از علائمی که به نظر از نشانه های افسردگی است رنج می برید حتما با پزشک خود ملاقات کنید و از عدم وجود دلایل فیزیکی مطرح شده در زیر مطمئن شوید.
  • سندرم خستگی مزمن
  • بیماری تیروئید
  • اختلالات خواب مثل حمله خواب یا آپنه (وقفه تنفسی) در خواب
  • عوارض جانبی بعضی دارو ها
  • هپاتیت
  • افسردگی فصلی
  • کرختی و خستگی وابسته به چاقی
  • بیماری لایم
  • بیماری های مقاربتی مانند ایدز یا سفلیس

آنمی (کم خونی)، خستگی اغلب یکی از نشانه های آنمی است که در خانم ها می تواند منجر به خونریزی زیاد زمان قاعدگی شود.
علائم تأخیر در رفتار و کندی روانی حرکتی می تواند یک واکنش آلرژیک به اگزما، درد و خستگی می باشد.(غذاها و توکسین های (سموم) محیط می توانند عوامل شروع کننده آلرژی باشد)

در این مقاله تلاش من بر آن خواهد بود ابتدا به تشریح این اختلال روانشناختی مهم بپردازم و علائمی را که هر فرد برای تشخیص بیماری در خود باید بداند ذکر نمایم و سپس قدم به قدم به شما نشان خواهم داد که چگونه می توانید حتی بدون مصرف دارو و مراجعه به پزشک خودتان را یاری کرده و از چنگال این حالات روانی ویرانگر رها شوید.

البته اگر این حالت های ناخوشایند در شما بسیار شدید باشند، به طوری که مثلا فکر خودکشی داشته باشید و یا شدت بیماری، شما را از کار و زندگی و روابط اجتماعی ساقط کرده باشد و یا علائم همراهی چون بی خوابی و بی اشتهایی شدید، ناتوانی در لذت بردن از فعالیت های تفریحی و احساس گناه داشته باشید به احتمال زیاد نیاز به مراجعه به متخصص دارید. به خاطر داشته باشید که افسردگی یک بیماری قابل درمان است به مرور زمان وضعیت شما بهتر خواهد شد.

نکاتی جالب در رابطه با افسردگی

  • حداقل یک پنجم افراد بالغ در طول زندگی خود دچار افسردگی می‌شوند.
  • هر ساله در ایران حدود سه میلیون و پانصد مورد افسردگی در مطب روان پزشکان و روانشناسان تشخیص داده می‌شود.
  • به طور میانگین هر پزشک عمومی روزانه یک مریض افسرده و هر روانشناس به طور هفتگی دو بیمار افسرده را ملاقات می کند.
  • بسیاری از افراد مشهور از افسردگی رنج می‌برند، شخصیت‌هایی مثل ابراهام لینکلن، ملکه ویکتوریا و حتی وینستون چرچیل که افسردگی را «سگ سیاه» خود می‌نامید.
  • افسردگی تمام گروه های سنی را درگیر می کند.
  • بنابر بررسی‌ های صورت گرفته زنان دو برابر مردان از افسردگی رنج می برند که علت آن تا حدود زیادی به آمادگی ژنتیکی و ساختار مغز و نشخوار های ذهنی زنان در این مورد مربوط است.
  • پژوهش ها نشان داده است شیوع اختلال افسردگی در جامعه ایران بسیار بالاست و تقریباً از هر ۱۰۰ نفر ۱۲ نفر دچار افسردگی بالینی هستند که نیاز به مراجعه به متخصصان بهداشت روان از جمله روانپزشکان و روانشناسان بالینی را دارند.
  • علائم خفیف افسردگی نیازمند توجه سریع است تا جلوی پیشرفت آن گرفته شود.
[ شنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 11:30 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا