مثل
کون نداری هلیله¹ چرا خوری
در مجمع الامثال جزء امثال المولّدون وبدون هیچ توضیحی چنین آمده است:
إذا لم یَکن لکَ إستٌ فَلا تَأکُلْ الهَلیلج (ص۱۱۹)
در امثال و حکم دهخدا عیناً آمده و این تمثّل را همراه دارد:
ایفا نتوانی کرد وعده چرا کنی.²
حکیم سنائی غزنوی درباب ششم از حدیقة الحقیقة می فرمایند:
آن بنشنیدهای که در راهی
آن مخنّث چه گفت با داهی
که همی شد پی گشادِ گره
بهر بیبی، به سوی زاهدِ ده
تا برو میوه سست شاخ شود
راه زادن برو فراخ شود
چون مخنّث بدید هندو را
زو بپرسید و او بگفت او را
گفت بگذار ترّهاتِ خَسان
شو به بیبی سلام من برسان
پس به بیبی بگوی کز رهِ درد
با چنین کون هلیله نتوان خورد
چون چشیدی حلاوتِ گادن
بکش اکنون مشقّتِ زادن
توضیح :
هلیله از ادویه ایست که باعثِ بسط و راندنِ شکم می شود.
مولانا گوید:
از هلیله قبض شد اطلاق زفت
آب آتش را مدد شد همچو نفت
واین مثل را درجایی به کار برندکه شخص تحمّل و طاقت کاری را نداشته باشد و خود را به زحمت اندازد.
___________
1_یک یاد داشت طبّی درباب هلیله (هلیلَج):
هَلیلج: باردٌ في الاولی ،یابسٌ في الثّانیة،أکلها یُطفي الصّفراء و ینفع من الخفقانِ والجذام و التّوحّش و الطّحال و یُقوّي خملَ المعدة، والاسود لطیف اللّون و الکابلي ینفعُ الحواسّ و الحفظ و العَقل و من الاستسقاء و یسهل السّوداء والبلغم و الأصفر یسهل الصّفراء و قلیل بلغمٍ.والاسود السّودا و ینفع البواسیر.
اقولُ: هذه المباحث ظاهرة و شربة الاسود منقوعاً من خمسة دراهم الی عشرة دراهم و غیر منقوعٍ من درهمین الی خمسة و غیر المنقوع یُدقّ و یُشرب مع بعض المایعات کالماء.
2_ قرّة العین ،مشتمل بر امثال و حکم فارسی و عربی ،به اهتمام دکتر امین پاشا جلالی ،صفحهٔ چهل و پنجم