لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

بی آن‌که بوی تو مستم کند
تا ده می‌شمارم
انگشتانم گرد کمرگاه مدادم
تاب می‌خورند و ترانه‌ای متولد می‌شود
که زاده‌ی دست‌های توست
چه كنم
شاعرم به از تو سرودن معتادم

[ چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 13:40 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا