|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
ببخش فالم اگر دست دیگران افتاد و قهوه ات که ننوشیده از دهان افتاد دلت گرفت اگر از غریبی ام هر شب و سهم بردنِ از بی نصیبی ام هر شب
اگر بخاطر من پک زدی به سیگاری دلت گرفت ... و مشتی زدی به دیواری بخاطرم به خیابان کشیده شد کارت به پیک های فراوان کشیده شد کارت ...
که بغض کردی و مستی ت کار دستت داد که گریه بودی و مردانگی شکستت داد ببخش این همه دور از تو زنده می مانم که قهوه می نوشم بی تو شعر می خوانم
نبودنم به اتاقت چقدر می آید به چشم مشکی زاغت چقدر می آید چقدر بی کسی ام بین بازوانت نیست چقدر ... آه عزیزم ... زن جوانت نیست
به تخت خواب تهی مانده از هماغوشی ت به طعم بوسه ی ماسیده بر لب گوشی ت تمام زندگی ام را بلند گریه نکن بخاطر من عزیزم ... بخند ! گریه نکن ... [ پنجشنبه یکم دی ۱۴۰۱ ] [ 11:49 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||