لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

از خواب برگشتم به تنهایی

پل میزنم از تو به زیبایی

چشمامو میبندم و میبینم

دنیا رو با چشم تو میبینم

دنیای من با عشق درگیره

عشقی که تو نباشی میمیره

عشقی که توو دست تو گل داده

عشقی که به دست من افتاده

تو مثل من رویاتو میبافی

با دست من موهاتو میبافی

خورشیدو با چشمات روشن کن

یک بار ماه و قسمتِ من کن

من پشت این پنجره میشینم

بارون‌و توو چشم تو میبینم

عیبی نداره... چشماتو واکن

عیبی نداره باز غمگینم

بازی نکن با قلب داغونم

من آخر بازی رو میدونم

حیفه بخوایم از هم جدا باشیم

من خیلی وقته با تو هم خونه‌م...



[ چهارشنبه سی ام آذر ۱۴۰۱ ] [ 8:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا