دوش یارم زد چو بر زلف پریشان شانه راموبهمو بگذاشت زیر بار دلها شانه رانیست عاقل را خبر از عالم دیوانگیگر ز نادانی ملامت میکند، دیوانه رادر عزای عاشق خود شمع سوزد تا به حشرخوب معشوق وفاداری بود، پروانه را
کد هدایت به بالا