لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

مخفی رشتی

مخفی رشتی مردی حقیر جُثّه و خوش صحبت و به شربت کوکنار مُعتاد و در خدمت امامقلی خان حاکم فارس به سر می برد.روزی شخصی به او گفته که شربت کوکنار از وجود تو چیزی باقی نگذاشت. او در جواب گفته که گناه کوکنار نیست. چون رسم است که کُتّابِ اقطار عالم در اوّل مکاتَبَت می نویسند: مخفی نماناد ،آنچه از من بماند عنیمت است .لطف طبعش از این قطعه معلوم می شود.

[قطعه از مخفی رشتی]

مخفیا دخترانِ خطّهٔ رشت
چون غزالان مست می گردند

از پیِ مشتری به هر بازار
بندِ تنبان به دست می گردند¹

______
1_البتّه شعر ایهام دارد و اشاره به دخترانی است که درقدیم دربازارچه های محلّی بند تنبان می فروخته اند.

[ سه شنبه هشتم آذر ۱۴۰۱ ] [ 0:53 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا