دل بر گذرِ قافلهی لاله و گُل داشت_این دشت که پامالِ سوارانِ خزان استروزی که بِجُنبَد نفسِ بادِ بهاریبینی که گُل و سبزه کران تا به کران است
کد هدایت به بالا