لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

و چه قدر خسته ام از «چرا؟»

از «چه گونه!»

خسته ام از سؤال های سخت

پاسخ های پيچيده

از کلمات سنگين

فکرهای عميق

پيچ های تند

نشانه های با معنا، بی معنا...

دلم تنگ می شود گاهی،

برای يک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان قهوه ی داغ»

سه «روز» تعطيلی در زمستان

چهار «خنده ی» بلند

و پنج «انگشت» دوست داشتنی!

[ دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 17:55 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا