لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

بر گرد ، ای پرنده رنجیده ، بازگرد

باز آ که خلوت دل من آشیان توست

در راه ، در گذر

در خانه , در اتاق

هر سو نشان توست

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز

پنداشتی که نور تو خاموش میشود ؟

پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مرد ؟

و آن عشق پایدار فراموش میشود ؟

نه , ای امید من

دیوانه ی توام

افسونگر منی

هر جا , به هر زمان

در خاطر منی

[ پنجشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۳ ] [ 9:17 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا