|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
«دختربچه، در حد فاصل تولد تا بلوغ، بزرگ شده، اما هرگز احساس بزرگشدن نکرده است…» «اما دختربچه در شکوفه زدن سینهاش ایهام کلمه «زنده» را احساس میکند. او نه طلا است و نه الماس، اما مادهای غریب، جنبان و نامعین است و در قلبش کیمیاگریهای ناپاکی انجام میگیرد…» «اضطراب زنبودن است که پیکر زنانه را میخورد…» «میخواهید آدم با دامن به کجا برسد؟ ازدواج یگانه کسب و کار زنان است؛ مردها هزار بخت مساعد دارند، زنها فقط یکی دارند، مانند صفر در معاملههای بانکی هستند.» «اجبار به پنهانکردن نوارهای بهداشتی و مخفی نگهداشتن قاعدگیهایش، او را به دروغ میکشاند.» «ازالهی بکارت، اختتام هماهنگ تحولی مداوم نیست، بلکه جدایی ناگهانی با گذشته و آغاز دروهای نو است.» «بستر برای زن عبارت از «خدمتی» است که مرد در ازای آن با دادن هدیه یا تضمین حمایت از زن، از او تشکر میکند.» «به زن امکان آن داده نشده که تن خود را به اراده بدل کند» «بهرهمند کردن دیگری، یعنی تسلط یافتن بر او؛ خود را تفویض کردن به دیگری، یعنی انصراف از ارادهی خود.» «امروزه مرد، معرّف مثبت و خنثی است، یعنی معرّف نر و موجود بشری است، حال آنکه زن منحصرا منفی، ماده، است. هر بار که زن به مثابهی موجودی بشری عمل میکند، اعلام میشود که او خود را همانند مرد میکند. فعالیتهای ورزشی، سیاسی، روشنفکرانه، تمایل به زنهای دیگر، چون اعتراضی مردانه تعبیر شده است.» «زن واقعی عبارت از محصولی مصنوعی است.» «پیکر زن، چیزی است که خریداری میشود؛ برای زن، پیکر معرّف سرمایهای است که او اختیار بهرهبرداری از آن را دارد» «قطعا در ازدواج تجاوز به عنف بیشتری صورت میگیرد تا در خارج از ازدواج!» «خانواده برای زن عبارت از سهمی است که در روی زمین به او اختصاص یافته است؛ بیان ارزش اجتماعی او و بیان درونیترین حقیقت او است. زن هیچکاری نمیکند، بنابراین خود را حریصانه در هر چه دارد میجوید.» [ چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ] [ 15:8 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||