تو جسمى دارى، ذهن و فكرى نيز،
در مركز وجودت جانى هم دارى كه عزيز بدارش؛
من ياد گرفتهام كه مراقبت از جان ما رخ نمیدهد مگر اينكه از "جان" اطرافيانمان مراقبت كنيم؛
كار ديگر، ساده تر زيستن است يعنى دقيق خدمت كردن به عالم و طلبكار نشدن؛
ثروت داشتن و ارزش جديد خلق كردن ولى تعلق كمتر داشتن؛
صفايى ندارد ارسطو شدن
خوشا پر کشيدن، پرستو شدن
و منظورم بیعارى و بارى به هرجهت بودن نيست؛
غايت توانگرى در هندسه ذهنى من، جديت در خدمت و دارندگى و ندارى تعلق است؛ ايمانيست و تواضعى در برابر خالق