لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

چون درد عاشقي به جهان هيچ درد نيست
تا درد عاشقي نچشد مرد ، مرد نيست

آغاز عشق يک نظرش با حلاوتست
انجام عشق جز غم و جز آه ، سرد نيست

عشق آتشي ست در دل و آبي ست در دو چشم
با هر که عشق جفت ست زين هر دو فرد نيست

شهديست با شرنگ و نشاطي‌ست با تعب
داروي دردناکست آنرا که درد نيست

آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان
بنماي عاشقي که رخ از عشق زرد نيست

[ شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 14:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا