لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

زندگی چیزی است تلخ و نامطبوع اما زیباسازی آن کاری است نه‌چندان دشوار. برای ایجاد این دگرگونی کافی نیست که مثلاً دویست هزار روبل در لاتار ببری یا به اخذ نشان «عقاب سفید» نائل آیی یا با زیبارویی دل‌فریب ازدواج کنی یا به عنوان انسانی خوش‌قلب شهره‌ی دهر شوی – نعمت‌هایی را که برشمردم، فناپذیر اند، به عادت روزانه مبدل می‌شوند. برای آن‌که مدام – حتی به گاه ماتم و اندوه – احساس خوشبختی کنی باید: اولاً از آن‌چه که داری راضی و خشنود باشی، ثانیاً از این اندیشه که «ممکن بود بدتر از این شود» احساس خرسندی کنی. و این کار دشواری نیست.

وقتی قوطی کبریت در جیب‌ات آتش می‌گیرد از این‌که جیب تو انبار باروت نبود خوش باش، رو خدا را شکر کن.

وقتی عده‌ای از مردم فقیر بیچاره‌ات سرزده به ویلای ییلاقی‌ات می‌آیند، رنگ رخسارت را نباز، بلکه شادمانی کن و بانگ برآر که: «جای شکرش باقی است که اقوام‌ام آمده‌اند، نه پلیس!»

اگر خاری در انگشت‌ات خلید، برو شکر کن که: «چه خوب شد در چشم‌ام نخلید!»

اگر زن یا خواهرزن‌ات به جای ترانه‌ای دلنشین گام می‌نوازد، از کوره در نرو بلکه تا می‌توانی شادمانی کن که موسیقی گوش می‌کنی، نه زوزه‌ی شغال یا زنجموره‌ی گربه.

رو خدا را شکر کن که نه اسب بارکش هستی، نه میکروب، نه کرم تریشین، نه خوک، نه الاغ، نه ساس، نه خرس کولی‌های دوره‌گرد… پای‌کوبی کن که نه شل هستی، نه کور، نه لال و نه مبتلا به وبا… هلهله کن که در این لحظه روی نیمکت متهمان ننشسته‌ای، رویاروی طلب‌کار نایستاده‌ای و برای دریافت حق‌التألیف در حال چانه زدن با ناشر-ات نیستی.

اگر در محلی نه چندان پرت و دور افتاده‌ سکونت داری از این اندیشه که ممکن بود محل سکونت‌ات پرت‌تر و دورافتاده‌تر از این باشد شادمانی کن.

اگر فقط یک دندان‌ات درد می‌کند، دل به این خوش‌دار که تمام دندان‌های‌ات درد نمی‌کنند.

اگر این امکان را داری که مجله‌ی «شهروند» را نخوانی یا روی بشکه‌ی مخصوص حمل فاضلاب ننشسته و یا در آن واحد سه تا زن نگرفته باشی، شادی و پایکوبی کن.

وقتی به کلانتری جلب‌ات می‌کنند از این‌که مقصد تو کلانتری است، نه جهنم سوزان، خوشحال باش و جست‌وخیز کن.

اگر با ترکه‌ی توس به جان‌ات افتاده‌اند هلهله کن که: «خوشا به حال‌ام که با گزنه به جان‌ام نیفتاده‌اند!»

اگر زنت به تو خیانت می‌کند، دل بدین خوش دار که به تو خیانت می‌کند، نه به مام میهن.

و قس علی‌هذا… ای آدم، پند و اندرزهای‌ام را به کار گیر تا زندگی‌ات سراسر هلهله و شادمان شود.

[ شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 18:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا