|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
هوای روی تو دارم نمیگذارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت مگر در این شب دیر انتظارِ عاشقکُش غمم نمیخورد ایام و جای رنجش نیست سری به سینه فرو بردهام مگر روزی چه باک اگر به دل بیغمان نبردم راه من آن ستارۀ شب زندهدار امّیدم چه جای خواب که هر شب محصّلان فراق هنوز دست نَشستهست غم ز خون دلم کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد [ دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ ] [ 14:39 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||