لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

اگر می خواهی نگهم داری

اگر می خواهی نگهم داری دست دراز کن

ببین دارم می روم

گرمای دستت هنوز می تواند نگهم دارد

لبخند هم جذبم می کند، شک نکن

اگر می خواهی نگهم داری اسمم را صدا بزن

مرزهای شنوایی خط هایی تیز هستند

تیز و از پرتو آفتاب باریکتر

اگر می خواهی نگهم داری شتاب کن

داد بزن وگرنه صدایت به من نمی رسد

شتاب کن، خواهش می کنم

اگر رفته باشم چه سود از واژه های تلخت

چه سود از آنکه زمین را برنجانی

با نوشتن اسم پریده رنگم بر روی شن

اگر می خواهی نگهم داری دست دراز کن

نگاه کن که دارم می روم

نفس به نفس من بده

آنگونه که غریق را نجات می دهند

امید زیادی نیست، دیرزمانی تنهایی با من بوده ست

اما نگهم دار، خواهش می کنم

نه برای من، برای خودت



[ دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 16:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا