پیش چشمت داشتی شیشه کبود
زآن کبودت جمله عالم می نمود
این بیت هم از آن شاهکارهایی است که درک مفهوم آن، برای همه زندگی کافی است! آیا ممکن است ساعتها ما در مضمون این بیت تأمل کنیم! ذهن ما با باورها، اندیشه ها، سلیقه ها، اعتقادات، سنتها، فرهنگ ها، زبان ها و نظایر اینها پر شده است. همه اینها به صورت عینک هایی در می آیند که ما از ورای آنها خود را و جهان را می بینیم. در صورتی که این عناصر با حقیقت و واقعیت نسبتی نداشته باشند، یعنی واقعیت ها را نمی بینیم. خیب، دید ما نسبت به خود و جهان بستگی به رنگ عینکی دارد که بر چشم گذاشته ایم. عینک ها را بر می داریم و جهان را از نو نگاه می کنیم.
جهان یکرنگی ها در برابر ماست. ممکن است بگویید که بدون عینک و نظریه، جهان را نمی توانیم تبیین کنیم. این را قبول میکنیم. ولی می گوییم که از امروز قضاوت ما نسبت به خود و جهان باید با عینک واقع بینی باشد. فیلترهای ذهن خود را که در شناخت اصیل از زندگی دخالت می کنند بشناسیم. فیلترهایی که ما را به خطاهای شناختی می اندازند.