آدم رؤیایی!خاکستر رویاهای گذشتهاش را بیخودی بهم میزند،به این امید که در میانشان حداقل جرقهٔ کوچکی پیدا کردهو فوتش کند تا دوباره جان بگیرند،تا این آتش احیا شدهقلب سرمازدهٔ او را گرم کندو همهٔ آنهایی که برایش عزیز بودند، برگردند...
کد هدایت به بالا