لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

 

تا به فراق خو کنم، صبر کجا، قرار کو؟
وعده‌ی وصل اگر دهد، طاقت انتظار کو؟

باز به کوچه‌ی هوس، طفل مذاق و مدّعی
-بی‌ادبانه می‌رود، سیلی روزگار کو؟

یار و رقیب را به هم، این‌همه الفت از چه شد؟
شرم رقیب بر طرف، تندیِ خوی یار کو...؟

[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 1:39 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا