|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
دسته بندی مکاتب و نظریات اخلاقی
در موضوع اخلاق و فلسفه ی اخلاق در طول تاریخ، مکاتب و دیدگاه های بسیار متعدد و متنوعی از سوی اندیشمندان و فیلسوفان شرق و غرب پدید آمده است. بسیاری از فیلسوفان، از روزگار یونان باستان تا عصر حاضر، همواره کوشیده و می کوشند تا متناسب با مبانی فکری و فلسفی خود، نظامی اخلاقی ارائه دهند. این مکاتب و نظام های اخلاقی از سوی نویسندگان مختلف، به گونه های متفاوتی دسته بندی و تنظیم شده اند. ما در این قسمت برآنیم تا با اشاره به برخی از مهم ترین دسته بندی های انجام گرفته، خود نیز معیاری برای تنظیم و دسته بندی مکاتب مختلف ارائه داده و بر اساس آن به بررسی و نقد مکاتب اخلاقی بپردازیم. 1.دسته بندی تاریخی برخی از نویسندگان در بررسی مکاتب اخلاقی توالی و تعاقب تاریخی آنها را مورد توجه قرار داده اند. به این صورت که معمولاً از نظریه ی اخلاقی سقراط شروع کرده و سپس به ترتیب به بررسی نظریات اخلاقی افلاطون، ارسطو و سایر شاگردان و پیروان سقراط پرداخته و به همین ترتیب، پس از بیان نظریات و مکاتب اخلاقی یونان باستان به بررسی اخلاق مسیحی و اندیشمندان بزرگ قرون وسطی مبادرت می ورزند و در نهایت به بررسی نظریات اخلاقی دوران جدید می رسند. به عنوان مثال، می توان به کتاب تاریخچه ی فلسفه ی اخلاق اثر السدر مک اینتایر، یکی از مشهورترین فیلسوفان اخلاقی معاصر، اشاره کرد. وی در این کتاب به بررسی سیر تحول نظریات اخلاقی از روزگار یونان باستان، سوفسطاییان و سقراط، تا زمان حاضر و مکاتب اخلاقی در قرن بیستم پرداخته است. البته کوشیده است که دوران ها، مکاتب و افراد مهم، برجسته و سرنوشت ساز را مورد بررسی قرار دهد. (1) و الا همانطور که خود مؤلف تصریح کرده است، نیاز به یک مجموعه ی سی جلدی بود. همچنین کتاب تاریخ فلسفه ی اخلاق غرب، (2) ویراسته ی لارنس سی.بکر، که توسط گروهی از مترجمان به چاپ رسیده از همین شیوه بهره جسته است. این کتاب مشتمل بر سیزده بخش در باب تاریخ فلسفه ی اخلاق در غرب است که از یونان باستان پیش از سقراط تا دهه ی نهم قرن بیستم را در بر می گیرد. دوره های تاریخی که در این کتاب طرح شده است به قرار زیر است : دسته بندی تاریخی دارای این امتیاز هست که ما را به خوبی با نظریات متنوع و متکثر اخلاقی و همچنین، هر چند به صورتی تبعی و عارضی، تا اندازه ای ما را با فلسفه و راز پیدایش نظریات مختلف، و گاه متضاد اخلاقیدسته بندی تاریخی دارای این امتیاز هست که ما را به خوبی با نظریات متنوع و متکثر اخلاقی و همچنین، هر چند به صورتی تبعی و عارضی، تا اندازه ای ما را با فلسفه و راز پیدایش نظریات مختلف، و گاه متضاد اخلاقی در میان اندیشمندان مغرب زمین آشنا می کند. در عین حال، دو نقیصه نیز دارد : نخست آنکه اگر بخواهیم نظریات اخلاقی را بر اساس سیر پیدایش تاریخی آنها بررسی کنیم در بسیاری از موارد لازم است که مباحث را تکرار کنیم. به عنوان مثال، وقتی بخواهیم، نظریه ی گلاوکن (3)، از فیلسوفان یونان باستان را بررسی کنیم. از آنجا که وی یک قراردادگرا بوده است، به ناچار باید بسیاری از مباحث مقدماتی را برای تبیین و توضیح نظریه ی او درباره ی قراردادگرایی اخلاقی بیان کنیم. و سپس به هنگام بررسی نظریه ی اخلاقی جان راولز، از فلاسفه ی اخلاق معاصر، که او هم یک قراردادگرا بوده است، لازم است که آنها را تکرار کنیم و یا دست کم دائماً به مباحث قبل ارجاع دهیم. و یا اگر بخواهیم نظریه ی اثیفرون را درباره ی معیار اخلاق و شرعی یا عقلی بودن حسن و قبح توضیح دهیم، لازم است بسیاری از مقدمات بحث نظریه ی امر الهی را بیان کنیم و سپس به هنگام بیان دیدگاه مدافعان بعدی این نظری مجدداً می بایست همان مباحث را تکرار کرده و یا تذکر دهیم. مگر آن که بخواهیم به هنگام بیان هر مکتبی، همه ی مدافعان آن را مورد توجه قرار دهیم و به این صورت هم با تاریخ پیدایش و سیر تحولات آن مکتب آشنا می شویم و هم از تکرار در امان خواهیم بود. و این کاری است که ما می کوشیم آن را انجام دهیم. البته روشن است که در این صورت بر اساس سیر تاریخی و دسته بندی تاریخی جلو نرفته ایم.
این نوع پژوهش، همانطور که از نامش پیداست، با کم روش نقلی و تجربی، به توصیف و گزارش اخلاقیات افراد، گروه ها و جوامع مختلف می پردازد. و هدف آن صرفاً آشنایی با نوع رفتار و اخلاق فرد یا جامعه ی خاصی است. در این نوع پژوهش از هرگونه ارزیابی و ارزش داوری پرهیز شده و از درستی یا نادرستی احکام و معیارهای اخلاقی بحثی به میان نمی آید. روشن است که این نوع بحث در حیطه ی کار ما نیست. یعنی ما نمی خواهیم در این کتاب صرفاً با اخلاقیات و مکاتب مختلف اخلاقی در مغرب زمین آشنا شویم. بلکه افزون بر آشنایی، می خواهیم به بررسی کمبودها و کاستی های آنها و در نهایت ارائه ی یک دیدگاه معقول و قابل دفاع نیز بپردازیم. 2.پژوهش های فرااخلاقی در این نوع پژوهش با روش عقلی و فلسفی، به تحلیل و تبیین مفاهیم و احکام اخلاقی، از حیث معناشناختی، وجودشناختی و معرفت شناختی پرداخته می شود و نظریات مختلف اخلاقی در حوزه های یاد شده مورد بررسی قرار می گیرد. 3.پژوهش های هنجاری در این نوع پژوهش اخلاقی، در حقیقت به دنبال معیاری برای تعیین حسن و قبح افعال اختیاری انسان هستیم. یعنی می خواهیم بدانیم که چه کارهایی را می توان متصف به حسن کرد و چه رفتارها و ویژگی هایی را می توان متصف به قبح نمود. هدف اصلی پژوهش های هنجاری یا دستوری در باب اخلاق، در حقیقت، راهنمایی کردن افراد در تصمیم گیری ها و احکام مربوط به افعال اختیاری آنان در موقعیت های خاص است. توضیح آنکه، ما در هر موقعیتی با این پرسش مواجه هستیم که انجام چه کاری برای ما از لحاظ اخلاقی درست است و یا باید این سؤال را پاسخ دهیم که به هنگام تعارضات اخلاقی چه باید کرد. پاسخ این پرسش ها بر عهده ی اخلاق هنجاری و پژوهش های هنجاری و دستوری است. 1.نظریه های غایت گرایانه بر اساس نظریه های غایت گرایانه، ملاک درستی و نادرستی و بایستگی و نبایستگی یک رفتار، همان ارزش های بیرونی و خارج از حوزه ی اخلاق است که به وجود می آورد. بنابراین یک عمل تنها در صورتی صواب است که دست کم به اندازه ی هر بدیل ممکن دیگری، موجب غلبه ی خیر بر شر شود. و یا آن که مقصود از آن ایجاد غلبه ی خیر بر شر باشد و تنها در صورتی خطا است که نه موجب غلبه ی خیر بر شر شود و نه مقصود از آن ایجاد چنین غلبه ای باشد. به تعبیر دیگر، غایت گرایان برای تشخیص صواب از خطا و درست از نادرست، نتیجه ی حاصل از کار اختیاری را مورد لحاظ قرار می دهند. به این صورت که اگر کاری ما را به نتیجه ی مطلوب برساند و یا دست کم در خدمت وصول به نتیجه و غایت مطلوب باشد خوب است؛ اما اگر ما را از آن نتیجه دور کند، بد دانسته می شود. 2.نظریات وظیفه گرایانه دسته ی دوم از نظریات اخلاق هنجاری، نظریات وظیفه گرایانه نامیده می شوند. نظریات وظیفه گرایانه، همانطور که از عنوانشان پیداست، به نظریاتی گفته می شود که معیار فعل اخلاقی و معیار حسن و قبح افعال اختیاری انسان را در هماهنگی و عدم هماهنگی آنها با وظیفه جستجو می کنند. به هر حال، مکاتب اخلاقی مختلف را می توان براساس نظریات اخلاق هنجاری نیز دسته بندی کرد. اما روشن است که در این نوع دسته بندی نیز بسیاری از مطالبی که برای ما از اهمیت زیادی برخوردارند، نادیده گرفته خواهند شد. مطالبی چون واقعی یا غیر واقعی بودن احکام و گزاره های اخلاقی؛ نسبی یا مطلق بودن احکام اخلاقی. 3. دسته بندی براساس واقع گرایی و غیر واقع گرایی سومین شیوه برای دسته بندی مکاتب اخلاقی این است که بر اساس نظریات مربوط به فرااخلاق، به ویژه مسأله ی واقع گرایی و غیر واقع گرایی آنها را تقسیم کنیم. توضیح آن که: درباره ی حقیقت جملات اخلاقی، نظرات متعددی از سوی فیلسوفان اخلاق مطرح شده است. برخی بر این باورند که احکام و جملات اخلاقی از سنخ جملات انشائی بوده و از هیچ واقعیت خارجی حکایت نمی کنند و در مقابل برخی دیگر بر این باورند که جملات اخلاقی از قبیل جملات خبری بوده و از عالم واقع حکایت می کنند. به یقین هیچ مکتبی را نمی توانیم سراغ بگیریم که در یکی از این دو دسته جای نگیرد. هنگامی که چنین سؤالی طرح می شود که ملاک خوبی و بدی افعال و صفات انسانی چیست، پاسخ دهنده باید از یک طرف تصور روشنی از مفهوم خوبی و بدی داشته باشد و از طرف دیگر مقدمات روشن و واضحی در اختیار داشته باشد که بتواند بر اساس آنها جواب سؤال را استنباط کرده و ارائه کند. ما مفاهیم خوب و بد، نمایان گر امورعینی خاصی نیستند و به اصطلاح از مفاهیم ماهوی و معقولات اولیه به حساب نمی آیند؛ یعنی چنان نیست که مفهوم «خوب» از یک امر عینی خاصی حکایت کند آن چنان که درخت و کوه و دریا از اشیاء خاصی حکایت می کنند، و همین امر موجب این شده که بعضی گمان کنند که این گونه مفاهیم تنها نمایان گر احساسات اشخاص یا قراردادهای گروه ها هستند و از همین جا کژاندیشی هایی آغاز شده است. غافل از این که خوب و بد هر چند از مفاهیم ماهوی نیستند و از انعکاس مستقیم اشیاء در ذهن پدید نیامده اند، اما به کلی بی ارتباط با واقعیات خارجی هم نمی باشند؛ بلکه مانند سایر مفاهیم انتزاعی و معقولات ثانی فلسفی دارای منشأ انتزاع خارجی هستند و از ملاحظه و مقایسه ی دو یا چند چیز و کیفیت ارتباط آنها با یکدیگر به دست آمده اند و در صورتی که انواع کاربرد این واژه معلوم شود و همه ی جهاتی که در مورد هر یک از کاربردها در نظر گرفته شده مشخص گردد می توان ملاک یا ملاک های عینی صدق این مفهوم ها را به دست آورد و تعریف یا تعریف ها دقیقی از آنها ارائه داد. مکاتب و نظریات غیر واقع گرا 1.احساس گرایی مکاتب واقع گرا این نوع از مکاتب را در یک تقسیم بندی می توان به دو دسته تقسیم کرد: مکاتبی که واقعیت احکام و قضایای اخلاقی را واقعیت های طبیعی می دانند و مکاتبی که واقعیت آنها را در امور متافیزیکی و مابعدالطبیعی جستجو می کنند: دسته ی اول: واقع گرایی طبیعی 1.لذت گرایی دسته ی دوم:واقع گرایی مابعدالطبیعی 1.مکتب کلبی لوازم واقع گرایی و غیر واقع گرایی پیش از آنکه به بررسی تک تک نظریات و مکاتب اخلاقی بپردازیم، مناسب است برخی از مهم ترین پیامدها و لوازم مکات اخلاقی غیرواقع گرا را گوشزد کنیم، (6) تا با دقت بیشتری به ارزیابی آنها بپردازیم. روشن است که مکاتب اخلاقی واقع گرا، عکس ویژگی های غیرواقع گرایی را خواهند داشت.br /> 1.صدق و کذب ناپذیری یکی از پیامدهای مکاتب غیر واقع گرا این است که بر اساس آنها نمی توان از صدق یا کذب گزاره های اخلاقی سخن به میان آورد. زیرا صدق یعنی مطابقت یک قضیه با واقع و کذب یعنی عدم مطابقت یک قضیه با واقع. حال اگر جملات اخلاقی از سنخ جملات انشائی و غیر واقع گرا باشند در آن صورت نمی توان از مطابقت یا عدم مطابقت آنها با واقع سخن گفت. از این رو نه بررسی درستی یا نادرستی یک مکتب یا دیدگاه اخلاقی امکان پذیر خواهد بود و نه دلیلی خردپسند برای ترجیح مکتبی یا دیدگاهی بر مکتب یا دیدگاه دیگر وجود خواهد داشت؛ زیرا براساس نظریات و مکاتب غیر واقع گرا نهایت چیزی که احکام اخلاقی برای ما کشف می کنند تعلق اراده ی انشاء کننده به آن حکم اخلاقی است؛ اما راهی برای اثبات درستی یا نادرستی هیچ یک از احکام اخلاقی در دست نخواهیم داشت. 2.نداشتن معیاری برای معقولیت احکام اخلاقی بدون تردید اگر نتوان به گونه ای پای استدلال و برهان را در اخلاقیات باز کرد، نمی توان مکاتب و دیدگاه های اخلاقی را ارزش گزاری کرده و درستی یا نادرستی آنها را مورد بررسی قرار داد. تبیین عقلانی احکام اخلاقی، تنها زمانی ممکن است که میان ارزش ها و حقایق عینی رابطه ای منطقی برقرار باشد؛ اما اگر احکام اخلاقی را از سنخ انشائیات بدانیم نه تنها هیچ رابطه ای منطقی میان خود آنها وجود نخواهد داشت؛ بلکه هیچ دلیل عقلی هم نمی تواند آنها را اثبات کند. «تمایل فرد یا فرضاً مجموعه ی افراد یک جامعه را که نمی توان با دلیل عقلی توجیه کرد؛ مثلاً نمی توان گفت که به چه دلیل انسان «گل» را دوست دارد. دوستی، میلی، علاقه و عشق قابل تبیین عقلانی نیستند، تنها زمانی می توان بر موضوعی استدلالی عقلی آورد که آن موضوع بر یک سلسله روابط علی و معلولی مبتنی باشد.»(7) 3.کثرت گرایی اخلاقی یکی دیگر از پیامدهای غیرواقع گرایی اخلاقی این است که همه ی نظریات و احکام اخلاقی، هر چند متعارض و متضاد هم باشند، به یک اندازه قابل قبول خواهند بود. دو جمله ی «راست گویی خوب است »و «راست گویی خوب نیست» به یک اندازه قابل قبول هستند. و یا، به عنوان مثال، مکتب قدرت گرایی و مکتب رواقی یا کلبی نیز به یک اندازه قابل قبول اند. و هیچ دلیلی برای ترجیح یکی بر دیگری وجود نخواهد داشت. 4.نسبی گرایی اخلاقی یکی دیگر از پیامدهای ناپسند اغلب نظریات غیر توصیفی، لزوم پذیرش نسبیت اخلاقی است؛ زیرا وقتی احکام اخلاقی تابع امیال فردی یا علایق اجتماعی بودند و هیچ ریشه ای در واقعیات خارجی نداشتند، بالطبع با تغییر میل و ذایقه افراد یا گرایش های اجتماعی آنان، قضاوت های اخلاقی شان نیز دستخوش تغییر و دگرگونی خواهد شد. ممکن است کاری که امروز خوب می دانند با تغییرات و تحولات اجتماعی بد تلقی نمایند و یا برعکس کاری را که در شرایط فکری و اجتماعی خاصی بد می پندارند، با ایجاد دگرگونی در آن شرایط، خوب تلقی کنند. [ چهارشنبه سوم فروردین ۱۴۰۱ ] [ 0:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||