لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 
 
 
 
 
 
خودت خوب میدانی

سر منزل تمام مقصودها عشق است

لحظه ای زیر باران با من قدم بزن

عشق در لحظه ها جاریست

رد شو

از لحظه هایی که بی حضور عشق رنگارنگند

و دریاب

لحظه ناب عاشقی را

عشق در هر زاویه جاریست

از هر طرف که نگاه کنی در انتهای تمام جاده ها

عشق پیداست

.

.

.

 

 

 

 

 


 
 
 
 
 
 
بانو

بوی پاییز می آید

از کنار پنجره تنهایی که رد میشوم

دستهایم انگار نم دارند

گفتم تنهایی

انگار عمر روزهای گرم تمام شده

نگاه کن

باران می آید

پاییز پشت در خانه مان ایستاده

کمی نفس بکش

بگذار برگهای زرد زیر پاهای تو

صدای پاییز ا زمزمه کنند

راستی برایم دست تکان بده

پشت قاب شیشه ای چشمهای من

باران میبارد

.

.

.

 

 
 
 
 

                                                         تو میدانی
 
 
 
 
 
در ابتدای لحظه های بارانی

حال مرا تو بهتر از خودم میدانی

من گم شد در امتداد نگاه تو

تو معنی نگاه مرا خوب میدانی

یک بار برای من شاعرانه بخوان

از بیت هایی که میدانم و تو میدانی

من حال و هوای دیدنت را دارم

تو حال و هوای مرا خوب میدانی

دستهایت کنار دستهای من است

این شعر تو گفتی خودت که میدانی

.

.

.

باران که ببارد هر دو خیس میشویم

مینویسم برای بانوی برفی

 

 
 
 
 
 
                                         بگو پاییز بیاید
 
 
 
 
بگو پاییز بیاید

از کدام پنجره

مهم نیست

باران که ببارد

هر دو خیس میشویم

تو راست میگفتی

زیر قطره های باران

میتوان زندگی را دید

و من نگاه میکنم

بانوی برفی ام را

زیر قطره های باران

.

.

.

 


 

 

                                         پاییز نزدیک است
 
 
 
در انتهای دور

با قامتی سپید

از کوچه های شب رد میشوی

بانوی برفی

کمی برای من برف بیاور

خودت گفتی که چیزی نمانده

پاییز نزدیک است

و خاطره ها

یکی یکی

از دست های ما میبارند

حالا برای من شعری بخوان

بیا نزدیکتر

میخواهم

تو را در ازدحام شب بسرایم

بانوی برفی

آرام تر قدم بردار

[ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱ ] [ 12:46 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا