لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

تو عشق آموختی در شهر ما را بیا تا شرح آن هم بر تو خوانم

سخن‌ها دارم از دست تو در دل ولیکن در حضورت بی زبانم

بگویم تا بداند دشمن و دوست که من مستی و مستوری ندانم

مگو سعدی مراد خویش برداشت اگر تو سنگ دل من مهربانم

[ شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 8:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا