این فیلم را به عقب برگردان آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین پلنگی شود که می دود در دشت های دور آنقدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمین زمین... نه به عقب تر برگرد! بگذار خدا دوباره دست هایش را بشوید در آینه بنگرد شاید تصمیم دیگری گرفت.
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 10:27 ] [ گنگِ خواب دیده ]