|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
به آن ها نگفته ام یعنی نگذاشته ام بویی ببرند که از خواب نمی ترسم که از مرگ نمی ترسم . که از این چهار دیواری نمی ترسم . تنها از هرچه تو را نداشته باشد می ترسم و آن ها که هنوز بویی نبرده اند برای ترساندنم می زنند تا حد مرگ می زنند و در انفرادی می اندازند به آن ها نگفته ام که در مرگ نشسته ای در سلول نشسته ای در خواب نشسته ای و انتظارم را می کشی یعنی نگذاشته ام بویی ببرند هنوز. [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:42 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||