کیست آن کس که بست راهم را؟و به آتش کشید آهم را؟تا که منشوری لبت بودم-علنی ساخت دادگاهم را؟من هوادار چشم های توامموج مکزیکی نگاهم را-همه دنیا به چشم می بینند-غیرت ناب دیرگاهم رامبر این آبروی اندک راو نخیزان به عرش، کاهم رامن ذلیل نگاه سرد توامداغ کن، داغ روی ماهم را
کد هدایت به بالا