لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

از کجا آمده بودم که اشک‌های تو در چشم‌های من بود

و واژه‌های دریا را

بر برج‌های باد می‌نوشتم

و در چشم‌های تو

گم‌راه می رفتم

وقتی برای شب

فقط دو ستاره داشتم و یک آه

از کجا آمده بودم به باروی برج

با اشک‌های تو

در چشم‌های من.

[ یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 17:22 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا