لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

من یک وطن پرستم

اکثریت مطلق انسان ها زادگاه و سرزمین خود را دوست دارند و اگر زمانی دست روزگار آن ها را از زادگاهشان دور کند، دلتنگ می شوند و یاد و خاطره سرزمین پدری و مادری در ذهنشان خاطره هایی شیرین و تلخ می آفریند . البته در نگاه بیشتر افراد جامعه چیزی که وطن را باارزش می کند ، آدم ها و ساکنان آن است و الا زمین به مثابه زمین برایشان ارزش زیادی ندارد . برای همین است که اگر برای آن ها در سرزمین و کشور دیگری امکانات بهتری فراهم شود ، با فراغ بال جلای وطن کرده و به دنبال خوشی و خوشبختی خود می روند . اما من این گونه نمی اندیشم . من وقتی حرف از وطن پرستی می زنم منظورم این نوع دوست داشتن سرزمین نیست .

از دیدگاه من ارزش وطن به آدم هایش نیست .آدم ها عزیزند ولی وقتی معنا پیدا می کنند که هویتشان با وطن تعریف می شود . بی وطن بی هویت خواهد ماند . ما می آییم و می رویم . در نگاه وزن و ارزش آدم ها از وطن پایینتر است .چه بسا معتقدم که اگر همه ما فدای وطن شویم باز ارزشش را دارد.

وطن برای من فقط سرزمین و جغرافیا نیست ، . وطن خودم هستم . وطن پدر و مادرم است . وطن همه ی عشق ها و دوست داشتن هاست . وطن افسوس ها و حسرت هاست .وطن همه چیز من است . سنت و تاریخ و فرهنگ من است . وطن شعرهای حافظ و سعدی است . وطن درد دل های عین القضات است . وطن نسخه های شفا بخش بوعلی است . وطن افسانه های هزار و یک شب است . وطن برای من همه چیز است.

وطن پرست باشیم

[ پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 19:10 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا