چه عوامل و شرایطی موجب تقویت ذهن و زودتر به ثمر رسیدن خودشناسی می شود؟
سن و سال به دلیل طولانی شدن عادت به زندگی با هویت فکری تأثیر دارد. هرچه پیرتر بشویم کار مشکل تر می شود. در مورد انزوا گزیدن و تنهایی، عده ای تصور می کنند که اگر انسان اجتماع را رها کند و به كوه و صحرا بزند زودتر می تواند خودش را بشناسد. این کار در هندوستان خیلی متداول است. در این مورد باید این توضیحات را بدهیم: اولا منظور از بریدن از اجتماع محققا این نیست که انسان رابطه مادی و فیزیکی خود را هم با اجتماع قطع کند. من و شما به جامعه نیازمندیم. اگر دو روز جامعه به ما غذا ندهد میمیریم. اینکه فلان مرتاض هندی سالی یک بادام می خورد، و اینجور حرف ها متل است. پس منظور از بریدن از افراد و اجتماع پاره کردن علايق روانی است. در این زمینه ببینیم موضوع چگونه است. فرض کنیم همين امروز من میخواهم زن و بچه ام را رها کنم و به کوه بزنم. خوب، هم اکنون که من دارم به کوه می روم آیا تعلقات معنوی و روانی ام را هم با خودم می برم یا نه؟ یعنی آیا "من" را هم می برم یا نه؟ بدیهی است که می برم. اگر آنرا رها کرده بودم ضرورت ترک اجتماع هم برایم مطرح نبود. پس هر جا بروم "من" را هم با خودم می برم. من فقط جسمم را از اجتماع جدا کرده ام، ولی ذهنم هنوز با یک رشته نامریی به اجتماع وصل است. اگر من چنان همتی نداشته باشم که این بار را در اجتماع زمین بگذارم در تنهایی هم نخواهم توانست.
در مورد سواد و بی سوادی البته باید انسان معنای زبان متداول جامعه خود را بفهمد. و زبان هرچه ساده تر باشد بهتر است. ولی اگر شما مثلا جبر و فیزیک بیش تر از من می دانید در خودشناسی تأثير ندارد. (البته اگر زمینه های مساعد دیگر نیز فراهم بشود، یک ذهن ریاضی مند زودتر از یک ذهن " انتزاع اندیشه و هپروتی به آگاهی و رهایی می رسد.)
محمد جعفر مصفا
تفکر زائد
ص 170 و 171