|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
آدرسم را به هیچ پلاکی ندهید میخواهم بی نعش، بی سر باشم از هیچ بشری نمیخواهم بیایند و زاری کنند با گریه ها دوستم اگر خندیدی برایت دعا میکنم تا مثل خودم دیوانه بشی در بیابانی پر از گرگ دریده خواهم شد میدانم دیگر شعری نخواهم و شاعرانگی م تمام می شود آن روز از پرتگاه ذهن تان خواهم افتاد لباس سیاه بر تن نکنید لاش خوران قصه گو زیادند لباس سیاه از تن تان بیرون کنید تا رستگار شوم [ پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۱ ] [ 9:50 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||